دانستنی های بسیار جالب در مورد انرژی درمانی

  • دانستنی های بسیار جالب در مورد انرژی درمانی

    ۱- انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.

    اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.

    خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:

    – “چه خوب شد زنگ زدی!”

    – ” داشتم بهت زنگ می زدم!”

    – “داشتم بهت فکر می کردم!”

    – “حلال زاده!”

    – “دل به دل لوله کشی شده!”

    و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصا هم مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن “جهش کوانتومی”.یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن “تله پاتی” که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

    ۲- انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.

    اگر ما حالمون خوب باشه اگر آرام باشیم اگر داریم مهر ورزی می کنیم اگر داریم لطفی می کنیم اگر داریم دعا می خونیم انرژی ما مثبت است.اگر حالمون بد باشه اگه داریم غر میزنیم اگه داریم بد و بی راه میگیم اگه عصبانی هستیم اگه استرس داریم اگه نگران هستیم اگه اضطراب داریمانرژی ما منفی است.و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است. آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفیه است.یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که تا جایی که میتونی از آدم های منفی حذر کن و تا جایی که می تونی بچسب به آدم های مثبت.چرا؟

    چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد. آدم مثبت دیدی چی کار می کنی؟ بچسب بهش! فقط به شرطی که از جنس موافق باشد!آدم منفی هم دیدی در رو، چون “افسرده دل، افسرده کند انجمنی را” یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو بعد از یک ماه خودت هم راه میری غر میزنی.قدیم یه موضوعی بود به نام “مجاورت”. اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده به نام مرید و نوچه دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بودبه خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!

    هاله های انرژی پیرامون دو قسمت بدن ما تراکم بیشتری دارند.

    چشم ها و دست ها.

    دوست من زمانی که:

    – حالمون خوب نیست

    – عصبانیم

    – غر میزنیم

    چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.به محض اینکه شما با حالت منفی وارد میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر و کله ی هم دیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:

    من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر ۴ ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم که من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم!من گفتم:من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.بعد از خواهرش پرسیدم:خانم محترم از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟خواهرش گفت: “دقیقا یه همچین حالتی داشتم.”گفتم “شما با انرژی منفی چشمت گل رو خشک کردی!”یه جایی هست در لواسان که حدود نیم ساعت تا تهران فاصله است.

     

    یه آقایی تعریف می کرد:

    مادرم، زمستون ها وقتی میخواست باغچه رو آب بده توی دستشویی خونه آب ولرم درست می کرد و می گفت که این حیوونی ها هم جون دارن و سردشون میشه و با آب ولرم باغچه رو آب میداد! مادرم برای دو هفته مجبور شد بره لواسان خونه خواهرم و ما رو قسم داد که این دو هفته آب ولرم بدید به باغچه.ما آب ولرم دادیم اما باغچه نابود شد توی این دو هفته! مادرم اومد و باغچه رو دید و گفت که شما دروغ میگید و آب ولرم ندادید! گفتیم نه عزیزم آب ولرم دادیدم!گفتم شما راست میگی و آب ولرم هم دادید ولی همچین بد نگاه می کردی به باغچه و می گفتی:آخه مرده شور تون رو ببرم! مگه آدمین شما که آب ولرم بدم بهتون! و انرژی منفی شما خشک شون کرده.

    عکس این هم صادق است.وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.وقتی حالتون بده به عزیزاتون نگاه نکنید.وقتی حالتون خوبه تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.

    دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی می کنند، گل های اونجا هم با نشاط تر میشن و هم شاداب تر میشن و زیباتر میشن و زود تر رشد می کنن. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردن.هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.دوستان عزیز چشم های ما اگه حالمون خوب باشه دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه دروازه ی انتقال انرژی منفی است.

    و اما چشم زخم چیست؟

    وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!مثلا :من یه نوزاد دارم هر چی میدم میخوره لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکش و میگم “تپل مپل عمو چطوره؟” ولی تو دلم میگم “بچه بترکی! چی میدن تو میخوری! گامبو!”

    وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.من ۲۰ ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم ۵ ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از ۵ سال بهش حکم “معاون مدیر کل” دادن! من ۲۰ ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:

     

    “پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!”تو دلم دارم چی میگم؟ “بمیری الهی! تو پارتی نداشتی که رییس نمی شدی! حق من رو خوردی!”زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم “چشم زخم”!دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت ۸۰ کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه! این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!

    پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

    بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!

    بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!

    بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!

    بعضی ها …

    بعضی ها …

    بعضی ها …

     

    تاریخچه انرژی درمانی چیست؟

     انرژی درمانی یا لمس درمانی یا هیلینگ سابقه جالبی دارد. خداوند در وجود همه انسانها، انرژی را به ودیعه گذاشته است و حتی حیوانات نیز از این نعمت الهی بی بهره نیستند. به طوری که وقتی یک حیوان متولد می شود و چهار دست و پا روی زمین می افتد به طوری که قدرت بلندشدن ندارد، مادر آن حیوان، فرزند خود را «لیس» می زند و با انتقال نوعی انرژی به او کمک می کند تا برخیزد.درواقع می توان گفت شروع بیماری زمانی است که تعادل انرژی در یک نقطه بدن به هم می خورد، انرژی درمانگر با انتقال انرژی به آن نقطه از بدن سبب بازگشت تعادل شده و در نتیجه به بهبودی کمک می کند.

    • یعنی وجود انرژی در موجودات غریزی است و نیاز به اکتساب آن نیست؟

     ببینید! انرژی اولیه در وجود همه موجودات به صورت ذاتی نهفته است. با این تفاوت که میزان آن در برخی افراد زیاد است و به دلایلی نیروی ذاتی بیدار شده یا نشده، و در عده ای دیگر اندک. این انرژی را می توان با شیوه های مختلف از جمله تمرین و ممارست بالا برد و یا آن را قابل به کارگیری کرد. اما این که انرژی از کجا آمده این بحثی هست که با توجه به یکی از احتمالات، انرژی منشأ کهکشانی و ماوراءالطبیعه می تواند داشته باشد و موضوع مهمتر اینکه کسانی می توانند این انرژی را در خود بالا ببرند که بر خودشان مسلط باشند. تسلط داشتن برخود، مقدمه آن است که بتوان انرژی را به دیگران انتقال داد و انرژی درون سلولی را متعادل ساخت همانطور که حضرت علی (ع) می فرماید: «ای انسان فکر نکن تو جرم کوچکی هستی. بلکه دنیای بزرگتر از دنیای بیرون در درون تو نهفته است. دوای تو در توست، نمی بینی رستگاری در توست، نمی دانی.»

     

    حال، این انرژی در مراتب بسیار بالاتر «معجزه» یا شفادادن بیماران نام دارد که خداوند فقط به معدودی از بهترین انسانها یا همان پیامبران عطا کرده است.یکی از معروفترین تئوریها و فرضیه ها این است که: «انرژی اساس زندگی را تشکیل می دهد» و همه مخلوقات، چه جامدات و چه نباتات، هاله ای از انرژی را اطراف خود دارند که با استفاده از دستگاههایی قابل ثبت می باشد، بطوری که در سال ۱۹۷۱ دانشمندی به نام «دنیس گابور» با ساختن اولین هالوگرام موفق به دریافت جایزه نوبل شد. حال به بحث اول برمی گردیم هر وقت تعادل انرژی از بین برود، بیماری ایجاد می شود. یعنی هر سلولی برای بقا رشد یا استقامت بافتی خود، نیاز به انرژی درونی یا نیروی حیات بخش دارد.

     

    اما نکته ای را در اینجا می خواهم بگویم. دانشمندی به نام «نیجل ریچموند» در سال ۱۹۳۵ در آزمایش بسیار ساده ولی در عین حال مهم، یک قطره از آب برکه ای حاوی مقداری پارامسی (موجودات تک سلولی) در ظرفی مشبک ریخت و زیر میکروسکوپ گذاشت. سپس به این موجودات که یکی از ریزترین جانداران روی زمین هستند انرژی داد با این نیت که به سمت چپ ، سپس راست و یا برعکس در ظرف مذکور بروند و این اتفاق افتاد. این یکی از آزمایشهای اولیه مربوط به تأثیر انرژی است و نشان داد که می توان روی یک موجود دیگر با استفاده از انرژی تأثیر گذاشت. این آزمایش افق های نوینی در پیش روی پژوهشگران گذاشت.

     

     اما کسانی که نیرو درمانی و انرژی درمانی را مطرح می کنند از نقش «باور» به کرات سخن می گویند. یعنی فرد انرژی گیرنده باید به «باور» برسد تا انرژی در او اثر کند. حال اینکه این آزمایش نشان می دهد «پارامسی ها» بدون آنکه قدرت «باورپذیری» داشته باشند، انرژی گرفته اند! «تلقین» در موضوع «انرژی» چندان تأثیری ندارد. برای روشن تر شدن بحث باید بیماران را به سه دسته تقسیم کرد. نخست، بیماران روحی که درصدی از آنها کسانی هستند که نزد هر پزشک یا شخص انرژی درمانگر یا هر شخصی که به او اعتقاد دارند مراجعه و با او گفت وگو کنند، خوب می شوند. این بحث روانی قضیه است.

     

    اما دسته ای از افراد بیمار روحی ـ جسمی هستند. مثل بچه ای که از مادر دور است و مدام سرما می خورد و وقتی نزد مادر می رود، مشکلات او تا حد زیادی حل می شود. یعنی دوری از مادر سبب شده بود ایمنی بدن کودک پایین بیاید و به کرات سرما بخورد. بسیاری از انواع افسردگی ها، اضطراب ها، التهاب ها و زخم های معده و … از این نوع هستند.دسته سوم بیماران جسمی (سوماتیک) مانند بیماران دیابت، هپاتیت، میگرن، آرتروز، دیسک کمر، سرطانها M.S و … هستند که مشکل آنها بیشتر جسمی است. این بیماران چه فرد درمانگر را «باور» کنند یا خیر، فرقی ندارد و این پزشک امروز است که باید مشکل او را به نوعی کنترل و مرتفع کند.

     آقای دکتر ! شما گفتید انرژی در نزد همه موجودات نهفته است و با ممارست می توان آن را تقویت کرد و به دیگران انتقال داد. اتفاقاً برخی از کسانی که امروزه در ایران در این وادی مشهور شده اند می گویند آنچه ما انجام می دهیم نیرو درمانی است و نه انرژی درمانی. درواقع مدعی اندکه نیرو درمانی یک مرحله بالاتر از انرژی درمانی است! «ادعا» یک راه بدون بن بست است! آنچه در جهان امروز شاهد آنیم این است که انرژی درمانی از چند دهه پیش آغاز شده و راه تعریف شده ای است و ما امروز اگر می خواهیم در این مسیر گام برداریم، باید به تجربه های پیشینیان توجه کنیم. انرژی یک علم است که به روشهای مختلف می شود به دست آورد.

     

    همانطور که رانندگی یا نقاشی یک علم است. هر چند استعداد ذاتی در کیفیت آن مؤثر است. باید دانست انرژی درمانی، مراتب و شاخه های بسیار مختلفی دارد و از «آرزو درمانی» [همان کاری که در مورد موجودات تک سلولی انجام شد] و «دعادرمانی» شروع می شود و به شیوه های مختلف امروزی تا سبک های طبقه بندی شده که در دانشگاههای معروف جهان تدریس می شود، ادامه می یابد.مثلاً هم اکنون در دانشگاه U.C.L.A در آمریکا، انرژی درمانی و کلاً طب مکمل در رشته های گوناگون و در مقاطع مختلف تحصیلی تدریس می شود و برای مثال در برخی از سبک ها به فرد انرژی درمانگر یاد داده می شود که اگر کسی خون دماغ شد چگونه به سرعت و با انرژی، اورژانسی خون دماغ او را قطع کنند.

     

    یا حتی در مورد سردرد شدید هم همینطور است. اما اینها درمان نیست! و در رسته اولین کارهای انرژی درمانی است. انرژی درمانی، سطوح مختلفی دارد و در ایران هم نسبت به استعدادشان افرادی هستند که به صورت آکادمیک و یا با تمرین و ممارست این فن را آموخته اند.آنچه می خواهم بگویم این است که انرژی درمانی یک بحث کاملاً علمی و تعریف شده است و می توان با داشتن استعداد آن را نزد استادآموخت تا به بیراهه نرفت و از آنجا که قدرتهای تأثیرگذاری از ضعیف تا شدید نسبت به عاملان آن وجود دارد، لذا انرژی درمانگر توانمند صاحب انرژی جامعی است که اصطلاح به کار رفته «نیرودرمانی » را می پوشاند.

    • عالی ترین سطح انرژی درمانی چیست و با استفاده از آن چه بیماریهایی را می توان علاج کرد؟

    بسیاری از بیماریها را می توان با انرژی درمانی به همراه طب رایج امروزی درمان کرد. فرد انرژی درمان نسبت به استعداد درک و فراگیری می تواند به قدرتهای تأثیرگذاری متفاوتی برسد و حتی از انرژی مؤثر خود در جهت درمان، بازسازی و ترمیم سلولهای آسیب دیده استفاده کند و برخی از صاحب نظران اعتقاددارند با انرژی می توان جراحی های بدون خونریزی انجام داد. انتقال انرژی و درمان با چه روشهایی می تواند صورت بگیرد؟ روشها متفاوت است. انرژی با سرعت بالا همانند سرعت نور می تواند حرکت و از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل شود. به طوری که با دست، نگاه چهره به چهره، تمرکز، فکر کردن و… انتقال می یابد.

    بیشتر بخوانید: متافیزیک همراه با معنای فیزیک

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    اسکرول به بالا