خواص سوره قصص + فضیلت

  • اگر کسی سوره قصص را قرائت کند ده برابر تعداد کسانی که حضرت موسی علیه السلام را تصدیق یا تکذیب کرده اند به او حسنه داده می شود و تمامی فرشتگان آسمان و زمین در روز قیامت، به سود او شهادت می دهند که او راستگو و درستکار بوده است(2)

    آثار و برکات سوره

    1) شفای همه دردها

    در آثار و خواص سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه واله وسلم روایت شده: اگر سوره قصص را بنویسند و آنگاه با آب آنرا بشویند، همه دردها و ناراحتی ها از آنها برطرف می شود(3)

    2) درمان درد شکم و کبد و طحال

    از امام صادق علیه السلام نقل شده: اگر نوشته سوره قصص را بر کسی که درد شکم یا بیماری طحال یا درد کبد یا هر گونه درد دیگری در درون بدن دارد بیاویزند، بهبود می یابد(4)

    3) برای ترس از حاکم و شخص قدرتمند

    از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده: برای ترس از سلطان و حاکم 7 بار بگویید: (آیه 35) « بسم الله و بالله سنشد عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما انتما و من اتبعکما الغالبون» و این دستور را در کنار نهر آبی جاری بگو و هر گاه از نماز شب فارغ شدی پیش از آن که نماز صبح را بخوانی 7 بار این دستور را انجام بده.ان شاءالله هیچ چیزی به تو زیان نخواهد رساند(5)

    4) رویارویی با ظالم

    در رویارویی با ظالمان گفته شده که آیات 70-68 سوره قصص را هنگامی که بر حاکم ستمگری وارد می شود 7 بار بخواند و آنگاه 3 بار بگوید:« اللهُ غالبُ أمْرِهِ» از شر ستمهای او در امان می ماند.(6)

     

    ترجمه از 1 تا 20:

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    طسم! (۱)اینها از آیات كتاب مبین است! (۲)ما از داستان موسى و فرعون بحق بر تو مى‏خوانیم، براى گروهى كه (طالب حقند و) ایمان مى‏آورند! (۳)فرعون در زمین برترى‏جویى كرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسیم نمود; گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏كشاند، پسرانشان را سر مى‏برید و زنانشان را (براى كنیزى و خدمت) زنده نگه مى‏داشت; او به یقین از مفسدان بود! (۴)ما مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم! (۵)

    و حكومتشان را در زمین پابرجا سازیم; و به فرعون و هامان و لشكریانشان، آنچه را از آنها ( بنى اسرائیل) بیم داشتند نشان دهیم! (۶)ما به مادر موسى الهام كردیم كه: «او را شیر ده; و هنگامى كه بر او ترسیدى، وى را در دریا(ى نیل) بیفكن; و نترس و غمگین مباش، كه ما او را به تو بازمى‏گردانیم، و او را از رسولان قرار مى‏دهیم!» (۷)(هنگامى كه مادر بفرمان خدا او را به دریا افكند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد! مسلما فرعون و هامان و لشكریانشان خطاكار بودند.(۸)

    همسر فرعون (چون دید آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نكشید شاید براى ما مفید باشد، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمى‏فهمیدند (كه دشمن اصلى خود را در آغوش خویش مى‏پرورانند)! (۹)(سرانجام) قلب مادر موسى از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهى گشت; و اگر دل او را (بوسیله ایمان و امید) محكم نكرده بودیم، نزدیك بود مطلب را افشا كند! (۱۰)و (مادر موسى) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پیگیرى كن!» او نیز از دور ماجرا را مشاهده كرد در حالى كه آنان بى‏خبر بودند. (۱۱)

    ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام كردیم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد); و خواهرش (كه بیتابى ماموران را براى پیدا كردن دایه مشاهده كرد) گفت: «آیا شما را به خانواده‏اى راهنمایى كنم كه مى‏توانند این نوزاد را براى شما كفالت كنند و خیرخواه او باشند؟!» (۱۲)ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند كه وعده الهى حق است; ولى بیشتر آنان نمى‏دانند! (۱۳)و هنگامى كه (موسى) نیرومند و كامل شد، حكمت و دانش به او دادیم; و این گونه نیكوكاران را جزا مى‏دهیم! (۱۴)

    او به هنگامى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد; ناگهان دو مرد را دید كه به جنگ و نزاع مشغولند; یكى از پیروان او بود (و از بنى اسرائیل)، و دیگرى از دشمنانش، آن كه از پیروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى كمك نمود; موسى مشت محكمى بر سینه او زد و كار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد); موسى گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، كه او دشمن و گمراه‏كننده آشكارى است‏» (۱۵)

    (سپس) عرض كرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم كردم; مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، كه او غفور و رحیم است! (۱۶)عرض كرد: «پروردگارا! بشكرانه نعمتى كه به من دادى، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود! س‏ذللّه (۱۷)موسى در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏اى (و در جستجوى اخبار); ناگهان دید همان كسى كه دیروز از او یارى طلبیده بود فریاد مى‏زند و از او كمك مى‏خواهد، موسى به او گفت: «تو آشكارا انسان (ماجراجو و) گمراهى هستى!» (۱۸)

    و هنگامى كه خواست با كسى كه دشمن هر دوى آنها بود درگیر شود و با قدرت مانع او گردد، (فریادش بلند شد،) گفت: «اى موسى مى‏خواهى! مرا بكشى همان گونه كه دیروز انسانى را كشتى؟! تو فقط مى‏خواهى جبارى در روى زمین باشى، و نمى‏خواهى از مصلحان باشى!» (۱۹)(در این هنگام) مردى با سرعت از دورترین نقطه شهر ( مركز فرعونیان) آمد و گفت: «اى موسى! این جمعیت براى كشتن تو به مشورت نشسته‏اند; فورا از شهر خارج شو، كه من از خیرخواهان توام!» (۲۰)

     

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    اسکرول به بالا