نوشته‌ها

راز مراقبه مولانا

راز مراقبه ای که مولانا به آن پی برد

پس از تمرین‌های مراقبه‌ای زیاد، ممکن است به تجربه‌های عرفانی دست یابند که طی آن خودآگاهی خویش را از دست می‌دهند و به احساسی از هستی که سرشار از هوشیاری وسیعتری است (به‌هر معنائی که باشد) دست می‌یابند مراقبه می‌تواند موجب تغییر در هوشیاری شود به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد و در تمامی مذاهب بزرگ دنیا نشانه‌هائی از آن به‌چشم می‌خورد.

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن آگاهي است و تنها يك گناه، وآن جهل است در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها و گوش ها، تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است نخستين گام براي رسيدن به آگاهي توجه كافي به پندار، گفتار و كردار است. زماني كه تا به اين حد از احوال ذهن ، جسم و زندگي خود با خبر شديم، آن گاه معجزات رخ مي دهند. در نگاه مولانا و عارفاني نظير او زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان سراسر سرگرمی ست! چرا كه انسان نا آگاهانه همواره به جست و جوي چيزي است كه پيشاپيش در وجودش نهفته است! اما اين نكته را درست زماني مي فهمد كه به حقيقت مي رسد! نه پيش از آن!

راز مراقبه مولانا

راز مراقبه مولانا

مشهور است كه “بودا” درست در نخستين شب ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان “بودا” مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي. بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال زندگي خود نرفته اي؟! همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در كنار خانواده ات يافت نمي شد؟! بودا مي گويد: “حق با توست! اما من پس از سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن!” حقيقت بي هيچ پوششي كاملا عريان و آشكار در كنار ماست آن قدر نزديك كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي باشد! چرا كه حتي در نزديكي هم نوعي فاصله وجود دارد! ما براي ديدن حقيقت تنها به قلبي حساس و چشماني تيزبين نياز داريم.   تمامي كوشش مولانا در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي اعطاي چنين چشم و چنين قلبي به ماست او مي گويد: معجزات همواره در كنار شما هستند و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند فقط كافي است نگاه شان كنيد. او گويد: به چيزي اضافه تر از ديدن نيازي نيست! لازم نيست تا به جايي برويد! براي عارف شدن و براي دست يابي به حقيقت نيازي نيست كاري كنيد! بلكه در هر نقطه از زمين و هر جايي كه هستيد به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز شاهد زندگي و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد، كافي است! اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق ميكند! تمامي راز مراقبه در همين دو نكته خلاصه شده است “دیدن و شنیدن” اگر بتوانيم چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم راز مراقبه را فرا گرفته ايم!

نحوه انجام مراقبه

نحوه انجام مراقبه با عناصر خاک ، آتش و هوا

اين مراقبه بدين منظور طراحي شده است كه شما را به هوشياري و بصيرت برساند تا بتوانيد از اين عناصر براي پاكسازي و پالايش خود بهرمند جوييد . اين مراقبه بر تمام پنج كالبد شما اثر مي گذارد و بايد دو تا سه بار در سال انجام شود.

نحوه انجام مراقبه :

چهار عدد شمع روشن كنيد و آنها را روي زمين بر چهار گوشه مربعي فرضي قرار دهيد . ظرفي خاك را وسط اين مربع بگذاريد . ظرفي ديگر مملو از آب را نيز دقيقا مقابل اين ظرف قرار دهيد ، به طوري كه بتوانيد بين اين دو ظرف ، چهار زانو روبه رو شمال بنشينيد . به هوايي كه تنفس مي كنيد  به عنوان عنصر چهارم توجه كنيد . يا عود بسوزانيد

نفسي عميق بكشيد و شش هايتان را از اين هوا پر كنيد . حال به شعله شمعي كه در جلوي شما واقع شده است نگاه كنيد . نيرو و قدرت آن رابر خود تصديق كنيد. به خاك نيز نگاه كنيد نيرو و قدرت آن را بر خود تصديق نماييد . اب را نيز احساس كنيد و نيرو ان را بر خود تصديق كنيد . حال تاييد كنيد كه جسم شما از اين چهار عنصر ساخته شده است .

چشمانتان را ببينديد و مراقبه را آغاز كنيد . نفسي عميق بكشيد و از هوا بخواهيد ما را از هر گونه دام ذهني برهاند . تصور كنيد اين دام ها و تله ها ، در مقابل چشمانتان قرار گرفته اند . محو شدنشان را مشاهده كنيد .

دوباره نفسي عميق بكشيد . به آب بگوييد و شما را از شر احساسات و عواطف منفي برهاند و بخواهيد تا پالايشتان كند . خود را تجسم كنيد كه در آن شناوريد و به زير آب حركت مي كنيد. ببينيد كه احساسات منفي تان به سوي آب روانه و در آن گم مي شوند.

كپه كوچكي خاك را مجسم كنيد كه بر آن بوته كوچك  آتش قار دارد . احساس كنيد كه هوا ، زندگي را به درون شعله هاي آتش تغذيه مي كند . تبديل شدن به آب  به بخار را مشاهده كنيد. ببينيد كه تمامي اين عناصر با يكديگر عمل و شما را نيز تغذيه مي كنند و كالبد هاي پنج گانه تان را در هماهنگي و تعادل قرار مي دهند .

در كمال خضوع و فروتني ، از اين عناصر چهارگانه براي شما شفايي ارزاني داشته اند سپاسگزاري كنيد .

توانايي انها را در نظر آوريد . آتش را در مقتدرترين شكلش مجسم كنيد و صداي پروردگار را از ميان شعله هاي آن بشويد. آب را به صورت اقيانوس دريا و رودهايي تصور كنيد كه قسمت هاي مختلف زمين را از هم جدا مي كنند و يك بار ديگر اين شكل از قدرت پروردگار را بشناسيد . هر يك صدايي دارند. به پيامي كه هر يك از آنها به شما ارسال مي كنند ، گوش فرا دهيد .

زمين كوه و دره هايش ، همين طور بادهايي كه در ان مي وزند را نيز تجسم كنيد . زيبايي پروردگار را كه در آنها متجلي شده است ببينيد و به آواز و پيامي كه برايتان مي فرستند ، توجه داشته باشيد .

دانيد كه اين قدرت و زيبايي كه مي بينيد در همين عناصري هستند كه به شما همراهند . اين قدرت و توان و زيبايي را همچون يكي ارثيه ارزشمند بپذيريد.

از اين عناصر كه  با  شما يكي شده اند ، متشكر و ادامه حمايت آنان را خواهان باشيد . چشمانتان را باز كنيد . با ملايمت خاك ، هوا ، آب و شعله هاي آتش را لمس كنيد .

كاملا هوشيارانه ، از پروردگار خويش به خاطر اين شفا سپاسگزاري كنيد .

سه تا از شمع هاي روشن را خاموش كنيد و يكي از آنها را در مكاني امن نگه داريد تا شعله وربماند . كاسه هاي آب و خاك را نيز در دو طرف آن با احترام و تواضع قرار دهيد . بعدا مي توانيد ، شمع را خاموش كنيد و ظرف هاي آّب و خاك را نيز به جاي خود باز گردانيد.

 

تکنیک های مراقبه

تکنیک های مراقبه روی موضوع های خاص

مراقبه روی عشق

چهارزانو بنشین و نفست را فرو بده. باید بتوانی آگاهانه احساس کنی که عشقِ خدایی دارد در همه‌ی تنت روان می‌شود. بی عشق، خدایی نیست و انسان هم هستی ندارد. احساس کن خود را دوست داری، یزدان را دوست داری، آن کسی را که در درونت، کنار و همراهت است دوست داری و همه‌ی انسان‌ها را دوست داری. نخست بکوش جنبه‌ی عشق یزدان را پدیدار سازی. اگر یک بار بتوانی این جنبه‌ی عشق یزدان را در خود استوار کنی، خواهی دید که همه‌ی جنبه‌های دیگر هم روی به تو کرده سویت خواهند آمد. عشق، پیشگاهنگ همه‌ی ویژگی‌های یزدان است. خدا را که صدا می‌کنی، عشق را احساس کن، عشقی که زود می‌آید، خودبه‌خود است، آشکار است و گرم و پرشور. همه‌ی ویژگی‌های دیگر یزدانی بی‌شک به دنبال این عشق خدایی به جنبش در خواهند آمد.

راه ساده‌ی مراقبه روی عشق در زندگی روزانه

هر روز بامداد پیش از مراقبه واژه‌ی “عشق” را تکرار کن. هنگامی که واژه‌ی عشق را بر زبان می‌آوری، بکوش تا احساس کنی، دست‌هایت، پاهایت، چشم‌هایت و هر کدام از بخش‌های تنت، توان بیشتری پیدا کرده‌اند. هنگامی که واژه‌ی عشق را بازمی‌گویی، باید احساس کنی دست‌هایت توانمندتر شده‌اند- نه برای اینکه کسی را بزنی، برای اینکه برای انسان‌ها کار کنی. سپس خود را روی چشم‌هایت متمرکز کن و بکوش تا احساس کنی که از چشم‌هایت برای آن بهره می‌گیری که در هر کسی تنها خوبی را ببینی. هنگامی که خود را روی گوش‌هایت متمرکز می‌کنی، بکوش احساس کنی که تنها آواهای خوب، آواهای شادی‌افزا، آواهای الهام‌بخش را می‌شنوی. هر بار که واژه‌ی عشق را می‌گویی، خود را روی یکی از اعضای تنت متمرکز کن. سپس بکوش خود را روی آگاهی درونت تمرکز دهی. بکوش آن را گسترش بخشی.

مراقبه روی زیبایی طبیعت

بهترین راه دریافت زیبایی طبیعت این است که بنشینی و با آن مراقبه کنی. اگر به خوبی می‌‌توانی درختی را بخشی از طبیعت بدانی، زیر یک درخت بنشین و مراقبه کن. اگر می‌توانی خورشید را به خوبی جلوه‌ای از طبیعت شماری، آن را در نظر بگیر و مراقبه کن. اگر طبیعت را در دریا می‌بینی، در آب بنشین و مراقبه کن. چه درخت را در نگر بگیری، چه خورشید را، چه دریا را، به‌هرروی بکوش احساس کنی با آن یگانه هستی. باید با همه‌ی آن چیزهایی که طبیعت می‌دانی یا زیبایی طبیعت را در آنها می‌بینی، یکی بشوی.

اگر از طبیعت چیز ویژه‌ای می‌خواهی، باید سوی همان چیز بروی. اگر فضای باز را می‌خواهی، از خانه بیرون برو، به آسمان بنگر، آنگاه به فضای بی‌کران گام خواهی گذاشت. اگر می‌خواهی آگاهی گسترده و نابی داشته باشی، کنار رودخانه‌ای برو و روی آن مراقبه کن. و اگر می‌خواهی در این زندگی به اوج درونی برسی، به کوهی برو و آنجا مراقبه کن. باری، هر چه را که می‌خواهی، باید سوی چهره‌ای که آن چیز در طبیعت دارد بروی و آن را فراخوانی. تو می‌توانی روح طبیعت را فراخوانی یا با روح طبیعت یکی شوی. این بهترین راه شناخت خود است.

تکنیک های مراقبه

تکنیک های مراقبه

مراقبه برای اراده‌ای قوی‌تر

بیخ شستت را سفت با انگشت سبابه‌ات بگیر و بکوش نبضت را تنها سر نوک شستت حس کنی. اینی که می‌زند، نیروی زندگی توست، نفس توست، تکلیف و واقعیت و روان و آماج توست. همه‌ی اینها در سر شست تو متمرکز می‌شوند. آنگاه ناخن شستت را در نگر بگیر و احساس کن که رویا و واقعیت تو در آنجا نهفته است. آنگاه اگر ایده‌ای داشته باشی، همه‌ی توان اراده‌ای را که می‌خواهی از شستت دریافت خواهی داشت. این را هم باید گفت که شست می‌تواند نشان دهد کسی نیروی اراده‌ی خوبی دارد یا نه. اگر بیخ شست کسی نازک باشد، وی باید از نیروی ارده‌ی خوبی بهره‌مند باشد. هر چه این نازکی هویداتر باشد، آن کس باید نیروی اراده‌ی نیرومندتری را دارا باشد.

نیک‌بختی، راهی برای مراقبه

اکنون می‌خواهیم روی مرکز دل مراقبه کنیم، این جایگاهی است که آوای بی‌آوا- آناهاتا نادا- از آن می‌آید. اینک خواهش می‌کنم صفحه‌ای را تصور کن که دور مرکز قلبت می‌چرخد. آنگاه “نیک‌بختی”، “اوم” یا “سوپریم” را چندین بار بازگوی. گلستانی بی‌کرانه را در این دایره، در قلبت تصور کن. بکوش در این گلستان بزرگ و بسیار زیبا برکه‌ی کلانی را ببینی. آب آن برکه نقره‌ای است. در آن شنا کن، غوطه خور و هر کاری را که به تو شادی می‌دهد بکن. آنگاه قایقی طلایی را روی برکه ببین. سوار آن قایق طلایی بشو و در آن دمی که سوارش می‌شوی، تصور کن که همه‌ی هستی تو یکسره طلایی شده است.

مراقبه روی قلب

 (برای آغازگران)

آغازگر باید تصور کند بچه است، فرقی نمی‌کند که چند سالش باشد. خرد یک بچه رشدی نکرده. خرد وی از دوازده‌سیزده‌سالگی آغاز به کار در قلمرو اندیشه می‌کند. اما پیش از آن، بچه تنها دل است و بس. هر چه را که می‌بیند، احساس می‌کند از آن خودش است. خودبه‌خود خویش را با چیز دیگر یکی می‌بیند. این کار دل است.

هنگامی که احساس کردی بچه هستی، زود تصور کن در یک گلستانی. این گلستان همان قلب توست. بچه می‌تواند ساعت‌ها در گلستان بازی کند. از سر این گل سر ان گل برود، اما از گلستان بیرون نخواهد رفت، چون زیبایی و بوی گل‌ها وی را شاد می‌کند. در درون تو هم گلستانی هست و تو می‌توانی تا هر زمان که بخواهی در آن بمانی. از این راه می‌توانی خود را خوب روی قلب متمرکز کنی.

راهی موثر برای مراقبه از راه یاپا

اگر می‌خواهی به پاکی فراگیر هستی خود دست یابی، یاپا می‌تواند بسیار به تو یاری کند. اما باید ساختاری و سیستماتیک کار کنی، گام به گام. امروز “اوم”، “سوپریم” یا مانترایی را استادت به تو داده، پانصد بار بگو. سپس فردا آن را ششصد بار بگو، پس فردا، هفتصد بار و همین گونه بالا برو تا پس از یک هفته به هزار و دویست برسی. باز شمار آنها را ]هر روز[ پایین بیاور تا باز به پانصد برسی. با این شگرد می‌توانی به سادگی از درخت بالا بروی و باز پایین بیایی.

این تمرین را پیوسته تا یک ماه دنباله‌گیری کن. چه تو نام خود را دگرگون بکنی چه نکنی، جهان نام تازه‌ای رویت خواهد گذاشت:”پاکی”. برخی از شاگردان من این تمرین را کرده‌اند و باید بگویم به روشنایی چشمگیری در هستی خود و مسائل احساسی‌شان دست یافته‌اند.

اگر برایت دشوار است همه‌ی آن را یک‌جا بگویی، می‌توانی آن را بخش کنی. می‌توانی ده بخشش کنی و هر بار مانترا را تنها پنجاه بار ذکر کنی. اگر بخواهی در درازای روز ده لیوان آب بخوری و هر ده لیوان را یک‌باره بالا اندازی، باید به آسیبی که این کار می‌تواند به معده‌ات بزند، نیز بیندیشی. از همین جاست که هر ده لیوان را یک‌باره نمی‌نوشی. اما اگر همواره پس از گذشت یکی دو ساعت یک  لیوان بخوری، به سادگی خواهی توانست ده لیوان بنوشی. در این کار هم می‌توانی به جای آنکه “اوم” را یک‌باره پانصد بار ذکر کنی، سپیده‌دم پنجاه بار آن را بگویی. پس از یک ساعت بکوش پنجاه بار دیگر آن را بر زبان روان کنی. اگر هر ساعت اوم را پنجاه بار بگویی، هر بارش یکی دو دقیقه بیشتر زمان نخواهد برد. چون یکی دو دقیقه در یک ساعت چیزی نیست، این تمرین ترا آزار نخواهد داد.

اگر مانترایی برای خودت داری، می‌توانی آن را هر ساعت، پنجاه بار آرام بگویی. این بیش از دو سه دقیقه به درازا نخواهد کشید و هر کسی می‌تواند سه دقیقه به یزدان پیش‌کش کند. این ارزشی ندارد که تو چند ساعت می‌توانی پشت سر هم ذکر بگویی، آنچه ارزشمند است که تا چه اندازه با حضور دل این کار را به انجام می‌رسانی.

گشودن قلب

اگر بتوانی خود را روی سر انگشت، روی شمع یا هر شی دیگر متمرکز کنی، خواهی توانست روی قلبت هم تمرکز کنی. برای این کار می‌توانی چشم‌هایت را ببندی یا نگاهت را به دیوار بدوزی، اما به هر روی قلبت را در این هنگام، دوست عزیز خود بدان. زمانی که این تصور چنان شدتی پذیرد که همه‌ی هوش و حواست را بردارد، از قلمرو اندیشه‌های معمولی گام را فراتر گذاشته‌ای و به تمرکز درآمده‌ای. تو از نگاه فیزیکی نمی‌توانی قلب معنویت را بنگری. اما می‌توانی همه‌ی توجه خود را همراه آن سازی. آنگاه نیروی تمرکزت اندک اندک به قلبت راه پیدا می‌کند و خود را یکسره از قلمرو خرد تو می‌کند.

اگر به اندازه‌ی بسنده پاک نباشی، اگر خواست‌های خاکی بی‌شماری قلبت را فراگرفته باشند، باید پیش از تمرکز بر قلب، خواستار پاکی شوی. پاکی، احساس هستی محرابی زنده در ژرفای گوشه‌های قلب توست. اگر حضور خدایی محراب درونی را احساس کنی، از درون خود پاک خواهی شد. آنگاه است که تمرکز روی قلب، بسیار بر تو کارگر خواهد افتاد.

فواید مراقبه

افزایش توان جسمی و ذهنی با مراقبه

یکی از قابلیت‌های مراقبه، خنثی‌کردن فشارهای عصبی و استرس‌ها است.
مراقبه به شکل ساده، در کشورهای غربی، جزیی از سنت‌ها و آئین‌هایی بوده، که شامل برپایی نماز به‌شکل گروهی و غور و تامل در عالم ماوراءالطبیعه بوده است. عارفان مسیحی نقل‌قول‌های بسیاری درمورد سطوح مختلف آگاهی و هوشیاری انسان از قرون‌وسطی داشته‌اند. ارتودکس‌ها از مانترا (مناجاتی موزون همراه با تمرکزی‌ عمیق به روی لغات و عبارات پرانرژی) به‌طور مداوم در نماز‌های خود بهره می‌بردند. و اصولاً مراقبه را شیوه‌ای برای رسیدن به سعادت و خوشبختی می‌دانستند. این تفکر، اول بار در مشرق زمین وجود داشت، مراقبه در مشرق‌زمین عمری بسیار دراز داشته و مردم براین باور بودند، که راه رسیدن به کمال و مکاشفه دنیای درون انسان، بسته به همین مراقبه‌هاست.
یوگای هندی، در اواخر قرن ۱۹ میلادی توسط گروهی از عارفان هندی به انگلستان برده شد. این شیوه با معرفی مکتب بودایی به‌خصوص فلسفهٔ ذن‌بودا (‌بودائیسم) در انگلیس و آمریکا ادامه پیدا کرد و کمی‌ بعد در سال ۱۹۶۰ در اروپا و آمریکا تکنیک مراقبهٔ‌متعالی یا TM، Transcendental Meditation توسط مرتاض هندی ماهاریشی ماهش maharishi mahesh به غربی‌ها معرفی شد. این شیوه که وابسته به مانترا و براساس فلسفه هندو پایه‌ریزی شده بود، به سرعت گسترش یافت.
پژوهش‌های علمی در‌مورد ویژگی‌های درمانی مراقبه، برای اولین بار توسط پزشک آمریکایی دکتر هربرت بنسون dr. herbert benson از دانشگاه هارواد انجام شد. وی تحقیقاتی را در‌مورد اثرات فیزیولوژیکی تمرینات TM‌، کنش‌ها و واکنش‌های ریلکس‌کردنrelaxation و اثرات مثبت آن بر بدن، انجام داد. و همین امر باعث تشویق و گسترش گونه‌ای از مراقبه به صورت مبحثی جدا از باورهای مذهبی و عقیدتی در میان مردم شد. پس از آن با مهاجرت دسته جمعی راهبان و عارفان از تبت، تکنیک‌ها و روش‌های مختلفی از مراقبه در غرب بدست آمد، اما همچنان تکنیک TM‌‌، یکی از مشهورترین و مردم‌پسندترین شیوه‌های مراقبهmeditationدر جهان است.
● قانون علمی
کیفیت و چگونگی مراقبه، به وضعیتی که مغز انسان به هنگام تمرکز بر روی موضوع یا تصویری خاص دارد. وابسته است. هم‌چنین آرامش و ریلکس آگاهانهٔ مغز، و داشتن ذهنی بدون تصویر و رویا در چگونگی کیفیت مراقبه تاثیرگذار است. و همهٔ این‌ها مستلزم رجوع درست به واقیعت بیرونی هستی و افزایش سطح توان‌گری روح و ذهن است.
یکی از قابلیت‌های مراقبه، خنثی‌کردن فشارهای عصبی و استرس‌ها است. زمانی که شخص تحت فشار عصبی قرار می‌گیرد، مغز فرمانی صادر می‌‌کند، تا غده‌های فوق‌کلیوی، هورمونی را ترشح کنند. برای پاسخ‌گویی به حملات عصبی، ترشح این هورمون علاوه بر اثر تدافعی، باعث افزایش فشارخون، انبساط ماهیچه‌ها (‌در برخی از افراد موجب انقباض نیز می‌شود)، افزایش ضربان قلب و تسریع عمل دم و بازدم می‌شود. بسیاری از افراد، این واکنش‌ها را که موجب تحریک‌حواس و برانگیختن آنها می‌شود، نه‌تنها در همان لحظهٔ به‌خصوص که دچار استرس شده‌اند، بلکه ساعت‌ها بعد از آن نیز به کرات مشاهده می‌کنند. در مراقبه، امواج مغز به الفبایی متفاوت تبدیل می‌شود‌. تنفس منظم شده و آرامشی عمیق توام با هوشیاری کامل مغز ایجاد می‌شود. مراقبه منظم و مداوم می‌تواند اثرات مخرب حمله‌های عصبی را خنثی کند، یعنی فردی که مورد هجوم حملات عصبی قرار می‌گیرد با بهره‌گیری از مراقبه می‌تواند ریتم تنفس، ضربان قلب و انبساط و انقباض ماهیچه‌ها را به راحتی کنترل کند تا درد ناشی از انقباض و انبساط عضلات‌، بر فشارهای عصبی او اضافه نشود. در این موارد، مراقبه مداوم می‌تواند به مرور، تمرکز حواس فرد را بالا ببرد و آسیب‌های احتمالی موجود در سیستم عصبی وی را نیز ترمیم کند.
درمجموع مراقبه برطرف کنندهٔ فشارهای عصبی، اضطراب، فشارخون بالا، انواع سردرد‌های مزمن و میگرن، خستگی، افسردگی و بی‌خوابی است. همچنین تقویت کنندهٔ میزان مصونیت بدن و میزان توانگری شخص است. به طورکلی با مراقبه توانایی‌های ذهنی، هوشیاری و آرامش درونی افراد افزایش پیدا کرده و توانایی جسمی آنان نیز ارتقا می‌یابد. درحقیقت، مراقبه تکنیکی خود‌درمان و موثر است که انتظام روحی- ذهنی انسان را، با ایجاد موقعیتِ تمدد اعصاب و هم‌سازی درونی و بیرونی حواس، باخود به‌همراه دارد . امروزه همین‌امر، سبب شده تا مراقبه و شیوه‌های مختلف آن، خارج از مفاهیم دین و باورهای مذهبی اقوام مختلف مورد بررسی و توجه قرار گیرد.

فواید مراقبه

فواید مراقبه

● اصول نظری مراقبه
چگونگی و کیفیت مراقبه، قابل ثبت به‌صورت امواج مغزی است: قشرمخ وسیع‌ترین بخش مغز است، که در حقیقت افکار هوشیار را تولید می‌کند و وظیفهٔ تبدیل ادراکات حسی را به کنش‌های گفتاری و حرکتی برعهده‌ دارد. قشر مخ، همچنین مرکز تصورات و رویاها است که به دو نیم‌کره تقسیم شده و هر کدام از این نیم‌کره‌ها با بخش میانی مغز مرتبط هستند. این نیم‌کره‌ها از یک لایه بیرونی از سلول‌های عصبی «‌سلول‌های خاکستری» و بخش درونی، رشته‌های عصبی«سلول‌های سفید» تشکیل شده‌اند. در اغلب انسان‌ها نیم‌کرهٔ چپ، نیم‌کرهٔ غالب و مسلط است. اعمال منطقی، تفکرات استدلالی، محاسبات، صحبت کردن و نوشتن، تحت نظارت این نیم‌کره صورت می‌گیرد. اما نیم‌کرهٔ راست، ادراک مستقیم، خلاقیت، تخیلات و تصورات انسان را هدایت می‌کند. بنابراین در فعل‌ و انفعالات اجتماعی و وظایف روزانه، نیم‌کرهٔ چپ مغز، وظایف بیشتر و پیچیده‌تری را برعهده دارد. در وضعیت نرمال که با هوشیاری همراه است، چگونگی و کیفیت واکنش‌ها، از طریق امواجی که مغز صادر می‌کند، قابل بررسی است. به عنوان مثال مراتب خوابیدن، رویا دیدن و بیدار شدن را، از طریق ثبت امواج می‌توان بررسی کرد. چگونگی مراقبه و ثبت مراحل آن، تاحدودی به مورد فوق شبیه است و البته تفاوت‌هایی نیز دارد. برق‌نگارهٔ مغز EEG‌، دستگاهی است که با اتصال به جمجمه، توانایی ثبت فعالیت‌های مغزی را داراست. به‌واسطهٔ این دستگاه امواج صادر شده به هنگام خواب و یا مراقبه به شکل الفبای امواج، قابل ثبت و بررسی است. در این مرحله بدن، رفته‌رفته توسط دستگاه عصبی (‌پاراسمپاتیکی) آرام می‌گیرد.
در حین مراقبه و به‌دست آمدن ریلکس، صدور امواج مغزی به اوج خود می‌رسد. در این فرآیند هر دو نیم‌کره همسان و همزمان مشغول صادرکردن‌ امواج هستند.
در اواخر۱۹۶۰، keith wallace از دانشگاه کالیفرنیا، تحقیقاتی را بر روی افرادی که به‌طور مرتب تکنیک‌های مراقبه را به‌کار می‌برند، انجام داد و اعلام کرد: به هنگام مراقبه meditation مغز بسیار هوشیار و آگاه، بدن در اوج آرامش و ریکلسی قرار دارد. مطالعات وی و دکتر بنسونbenson نشان می‌دهد، افرادی که از تکنیک‌های مراقبه بهره‌می‌برند، دارای نیروی فوق‌العاده‌ایی برای کنترل فیزیولوژیکی بدن خود هستند. پزشک آمریکایی دین ارنیش dean ornish در سال ۱۹۹۲ گزارش داد که مراقبه، قابلیت درمان بسیاری از بیماری‌های قلبی را دارد. در همین سال روزنامه روان‌پزشکی چاپ آمریکا، طی مباحثی سلسله‌وار، به معرفی شیوه‌های مختلف مراقبه، و به طور خاص به معرفی شیوهٔ بودایی مدیتیشن معروف به vipassana پرداخت. دراین‌ مقالات از بین بردن اضطراب و پریشانی، کاهش وحشت و درمان انزواطلبی، از جمله درمان‌های بسیار موثر vipassana معرفی شده‌است.
درمجموع، بسیاری از مطالعات بالینی نشان می‌دهد، که بیشتر عملکرد‌های منظم مغز، در هماهنگی و هم‌سانی امواج مغزی و ارتباطات بین دو نیم‌کرهٔ مغز است، که باعث بهبود و اصلاح جریان خون در بدن، افزایش جریان مغزی خون، کاهش هورمون‌های محرک اعصاب، درد دوران قاعدگی و سایر بیماری‌‌های زنان می‌شود. در این زمینه، ده‌ها پایان‌نامه دانشگاهی موجود است که به‌طور خاص به مباحث، شیوه‌ها و درمان‌های مدیتیشن پرداخته‌اند. روزنامه‌های آمریکایی به خصوص روزنامهٔ «‌درمان و روان‌تنی» در سال ‌‌۱۹۸۷ ، مقایسه‌ایی را بین افرادی که تکنیک TMرا اجرا می‌کنند، و کسانی که از این شیوه بهره‌ نمی‌برند، انجام داد. و گزارش کرد: گروه دو هزار‌نفری کسانی که به تکنیکTM روی‌آورده‌اند، بسیار کم‌جمعیت‌تر از گروهی است که به پزشکان مراجعه می‌کنند، و وقت خود را در بیمارستان‌ها می‌گذرانند. به‌هر حال وجود عوامل اجتماعی بدبینانه‌، ذهنیت‌های نادرست و عدم آموزش موجب شده‌، تا رجوع بیشتر مردم به سوی پزشکان و مراکز درمانی‌ایی باشد که به‌صورت شیمیایی به درمان بیماری‌ها می‌پردازند.
● توصیه‌هایی به دوستداران مدیتیشن
یادگیری مدیتیشن به‌صورت خودآموز از طریق کتاب، نوارصوتی و ویدئویی امکان‌پذیر است، اما بهتر است شروع کار، با مشاوره و هم‌فکری استاد راهنما، همراه باشد تا دسترسی به موقیعت مراقبه بهتر و سریع‌تر حاصل شود.
جلسات مراقبه عموماً به‌صورت گروهی و یا انفرادی تشکیل می‌شود، بهتر است هر دو شیوه را مدنظر داشته باشید و تجربه کنید تا امکان انتخاب شیوه مناسب‌تر را برای خود، فراهم سازید.
محیطی آرام و بدون دغدغه، و جایگاهی مناسب و همیشگی‌ برای مراقبه و رها شدن از تمام واقعیت‌های بیرونی را، قبل از هر بار تمرین به‌خاطر داشته باشید.
تنفس (دم و بازدم)، در کیفیت کار بسیار موثر است.
هدف مدیتیشن، فراهم آوردن آرامش و هوشیار کردن دنیای درون شماست. بهتر است تمرینات مربوطه را در زمان معین و مکان مشخصی به‌صورت روزانه انجام دهید.
برای هر بار تمرین حدوداً ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان اختصاص دهید. (‌بنا به تکنیکی که مورد استفاده قرارمی‌گیرد، زمان متغیر است.)

مراقبه و مدیتیشن

دانستنی های مهم در مورد مراقبه و مدیتیشن و اثرات آن در زندگی

مدیتیشن به معنای متمرکز کردن ذهن است. این تمرکز میتواند بر روی یک صدا، عبارت یا دعا، شئ، تصویر، آگاهی از خویشتن، نحوه تنفس، فرائض دینی و… صورت گیرد. هدف از این کار آگاهی از لحظه حال، رسیدن به آرامش، و کاهش استرس است. مدیتیشن موجب ارتقای شخصیت و رشد روحانی و معنوی می شود. منبع : ویکی پدیا

مراقبه به طور کلی فنون تسلط بر ذهن است. به گفته معتقدان این روش، هدف مراقبه تربیت و کنترل ذهن توسط تکنیک‌های درون‌نگرانه برای رسیدن به شادی آگاهی و آرامشی عمیق و طولانی و غیر وابسته به غیر است.

آشنایی با مراقبه و به كارگیری روش های آن برای هر شخصی می تواند نقطه عطف و سكوی پرتابی باشد، به سوی كمال و وصل به ذات احدیت و سرچشمه نامحدود هستی. چرا كه….
مراقبه (مدیتیشنmeditation) در اصل روشی است كه سراسر زندگی فرد را تحتالشعاع قرار می دهد و موجب می شود تا زندگانی فرد از موهبت بیهمتای آن سرشار و مملو گردد. استفاده مداوم از مراقبه، پویایی خاصی در فرد ایجاد می كند و به وی این امكان را می دهد تا از تمامی نیروهای درونی و بیرونی خود استفاده نماید و به یك فرد خلاق و سازنده، با ظرفیت های پایان ناپذیر و دارای انرژی جسمی و روانی خاص تبدیل گردد كه باعث می شود تا سلامتی و تندرستی در وجودش لبریز شود. از انفاس خوش آن، دیگران هم بهره می گیرند.
آشنایی با مراقبه و به كارگیری روش های آن برای هر شخصی می تواند نقطه عطف و سكوی پرتابی باشد، به سوی كمال و وصل به ذات احدیت و سرچشمه نامحدود هستی. چرا كه به فرد كمك می كند تا به فردی سرشار از امید و پابندگی تبدیل شود و در اوج سلامت جسمی و روحی قرار گرفته و پیروزی و كامیابی را در آغوش گیرد.
آثار زیستی مراقبه
تحقیقات گستردهای در رابطه با اثرات زیستی و فیزیولوژیك مراقبه در بدن انجام گرفته است و مدارك روشنی وجود دارد كه نشان می دهد، رابطه مشخصی بین مراقبه و پاسخ های فیزیولوژیك بدنی وجود دارد.

مهم ترین تأثیر مراقبه، آرام شدن نسبی متابولیسم بدن، كم شدن نسبی مصرف اكسیژن و كم شدن تولید دی اكسید كربن است. این كاهش ها به دلیل آرام شدن نسبی متابولیسم است، نه تنفس آرام تر یا كمعمقتر شدن آن.
در حالت مراقبه ضربان قلب هم كاهش می یابد و به طور متوسطه به سه ضربه در دقیقه می رسد.
همچنین با توجه به كاهش نسبت و میزان تنفس در مدت مراقبه، غلظت اسید لاكتیك خون نیز سریعا كاهش نشان می دهد. سطح اسید لاكتیك خون بستگی به نگرانی و تنفس دارد و سطح پایین آن در موردهای تحت آزمایش در طول مدت مراقبه، به احتمال قوی به حالت آرامش فرد مراقبه كننده بستگی دارد.
نتایج تحقیقات نشان داده كه مقاومت پوست در طول مدت مراقبه افزایش می یابد. در حالی كه در حالت تنش و نگرانی، مقاومت پوست بسیار پایین می آید.
الگوی امواج مغزی در طول مدت مراقبه تغییراتی را نشان می دهد، به طوری كه طول موج آلفا (Alpha) معمولا افزایش می یابد. امواج آلفا، امواج بسیار مهمی هستند با دامنه فركانس ۸ تا ۱۲(هرتز) كه با نوعی هوشیاری و خودآگاهی، به درون معطوف می شوند و تغییرات فیزیولوژیكی مهمی در بدن ایجاد می كنند مانند: آرامش ملایم، آموزش برتر، تفكرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن تمركز و یادگیری و… .

مراقبه و مدیتیشن

آثار روان شناختی مراقبه
نتایج تحقیقات در این زمینه نشان می دهد افرادی كه تكنیك های مراقبه را تمرین می كنند، سلامت روانی بیشتری دارند، مقاومت بیشتری در برابر استرس ها نشان می دهند، سطح اضطراب در آنها عمدتاً پایین است و در شرایط بحرانی، نگرانی و ناراحتی متناسبی نشان می دهند. انواع بیماری های روانی و به ویژه اختلالات روان تنی شیوع كمتری در آنها دارد و در مواردی نیز با شروع تمرینات مراقبه، علائم بهبودی در این اختلالات دیده می شود.
این افراد كم كم عزت نفس و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به گذشته پیدا می كنند. توان پیگیری بیشتری در اهداف خود نشان میدهند. پرانرژی تر هستند و احساس رضایت و خرسندی بیشتر و عمیقتری نسبت به گذشته دارند.
به طور كلی یافتههای پژوهشی نشان می دهد كه تمرین منظم مراقبه، ظاهرا بر رشد روان شناختی فرد اثر مثبت دارد. تقویت اراده، قدرت، حافظه و كاهش تنش ها و استرس ها از نتایج اساسی این تمرینات است.

مراقبه و روان درمانی
با توجه به تغییرات فیزیولوژیك و روان شناختی ناشی از تمرینات مراقبه ، به عنوان یك وسیله درمان برای بیماران مبتلا به مشكلات روحی می توان از آن سود جست. از آنجا كه اكثر اختلالات روانی مثل اضطراب، حاصل عدم آرامش فرد و ناتوانی او در كنترل شرایط زندگی و در نتیجه شرایط روحی و فكری خود است، این تمرینات با تاثیری كه روی حس كنترل و تسلط ورزی افراد می گذارند، درمان او را تسریع می كنند.
با انجام این تمرینات كه نتیجه اساسی آن افزایش آگاهی فرد است، فرد درك كامل تری از خود و پیرامون خود به دست می آورد. این شناخت او را در شناخت بهتر مشكلات خود و حل آنها یاری می دهد و فرد بصیرت و بینش لازم را به دست می آورد.
از این رو نتایج پژوهش هایی كه بر كاربرد این روش در درمان ناراحتی های روحی متمركز بودهاند، حداقل در مورد اختلالاتی چون انواع اضطراب ، یأس ها و ناامیدیها و اختلالات روان تنی امیدبخش بودهاند.
تمرینات روزانه‌ی حضور در لحظه، سه نتیجه ارزشمند را به دنبال دارند؛ اول اینکه استرس را کاملا از بین می‌برند. حتی اگر استرس بازگردد بسیار سطحی بوده و شانس تبدیل شدن به خوره‌ی ذهنی را نخواهد داشت. دوم اینکه بی‌خوابی را از بین می‌برد. زمانی که تمرینات خود را به طور منظم انجام دهید، قادر خواهید بود چشم‌ها را بسته و برای چند ثانیه بخوابید. شاید تمرینات حضور در لحظه ارزش تمرین کردن را دارد. و مورد سوم و مهم‌تر اینکه تمرینات برای شما این امکان را فراهم می‌کند که واضح‌تر و خلاقانه‌تر در مورد مسائل زندگی فکر کنید.

, ,

کارگاه آموزشی حکمت ذهن

مهارتهای زندگیکارگاه آموزشی حکمت ذهن (ذهن آگاهی / Mindfulness, مدیتیشن Meditation/ مراقبه)

یکی از ویژگی های انسان موفق کسب مهارت های لازم برای مدیریت بر خود (رفتار، هیجان، ذهن و …) است. با توجه به مشغله‌های مختلف روزمره، نشخوارهای فکری مداوم و شرایط پر استرسی که پیرامون اکثریت ما وجود دارد ، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان می‌شود.
برای مدیریت ذهن لازم است قوانین ذهن را به درستی شناخته و با مدیرت بر آن ،از حداکثر توانمندیش بهره برد. کارگاه آموزشی حکمت ذهن راهکاری موثر برای دستیابی به حداکثر توانمندی ذهن و مدیریت بر آن است.

کارگاه آموزشی حکمت ذهن یک عامل زیربنایی مهم برای رسیدن به رهایی است. زیرا روشی موثر و قوی برای خاموش کردن و توقف فشارهای دنیا و یا فشارهای ذهنی خود فرد می باشد.

هزینه ثبت نام ۳۵۰۰۰۰ تومان

حکمت ذهن

عناوین آموزشی

ذهن آگاهی Mindfulness

 مدیتیشن Meditation

مراقبه

 فایده شرکت در کارگاه آموزشی حکمت ذهن
تمرین حضور ذهن این توانایی را به فرد می دهد که دریابد « افکار صرفا افکار هستند» و زمانی که می فهمد افکارش ممکن است حقیقت نداشته باشند راحت تر می تواند آنها را رها کند. انسان همواره پیامها یا صداهایی را از طریق ذهن استدلالی خود می شنود.. بسیار مهم است که وی از پیامهایی که در طی فکر کردن از ذهن خود می شنود آگاه باشد، درگیر افکارش نشود و بتواند آنها را رها کند.

علاوه بر این فرد با مشاهده دقیق واقعیت درونی خود در می یابد که خوشحالی ، کیفیتی نیست که وابسته به عناصر بیرونی و تغییرات دنیای بیرون باشد و زمانی اتفاق می افتد که فرد وابستگی به افکار ، موضع گرفتن و برنامه های ذهنی از پیش تعیین شده را رها کند و در نتیجه رفتارهای خودکاری را که برای رسیدن به موقعیت های لذت آور یا فرار از موقعیت های دردناک انجام می دهد، کنار بگذارد و به رهایی برسد.

یکی از اصول مهم در حضور ذهن « رها کردن» Letting go است . ما به طور کلی به خیلی چیزها چسبیده ایم: به باورهایمان، رویدادهای خاص، زمانهای خاص، یک منظره، یک خواسته و … زمانی که یاد بگیریم این چیزها را رها کنیم ، نسبت به آنها آگاهی و پذیرش بیشتری کسب می کنیم و بدین ترتیب مشکلات و مسائل را با ذهنی شفاف تر و گشوده تر بررسی خواهیم کرد.

یکی دیگر از اصول حضور ذهن اعتماد کردن است. ما ممکن است همیشه آنچه را رخ می دهد درک نکنیم ولی اگر یاد بگیریم به خودمان یا دیگران و به ویژه به قوانین هستی اعتماد کنیم، این کار قدرتی عمیق به ما می دهد که امنیت، تعادل و گشایش در کارها را به همراه دارد.

مدیتیشن