نوشته‌ها

دکتر گیلکی کاندید دریافت جایزه ارسطو

دکتر ابوالفضل گیلکی کاندید دریافت بالاترین جایزه جهانی متافیزیک شد

دکتر ابوالفضل گیلکی که جایزه و افتخارات متعددی را در پرونده کاری خود داشت این بار کاندیدای دریافت جایزه ارسطو شد که برای کشور عزیزمان ایران یک افتخار است.

دکتر ابوالفضل گیلکی کناری، از سوی انجمن متافیزیک آمریکا کاندیدای دریافت جایزه ارسطو شد.

این جایزه بزرگترین جایزه در رشته متافیزیک محسوب می‌شود و برای اولین بار یک ایرانی به عنوان کاندیدا دریافت این جایزه معرفی شده است.

این جایزه از سال ۱۹۹۷هر ساله در کنفرانس سالانه انجمن متافیزیکی به محققین و پژوهشگرانی که کارهای شاخصی در زمینه متافیزیک انجام می‌دهند، اهدا می شود.

گفتنی است دکتر گیلکی فارغ التحصیل رشته متافیزیک،  تا کنون جوایز متعدد بین المللی را کسب کرده است.

تغییر در متافیزیک ارسطو

۳ تغییر اساسی که ابوعلی سینا در متافیزیک ارسطو ایجاد کرد

«ابن سینا پژوهی در غرب» با حضور پروفسور آموس برتولوچی دانشیار فلسفه اسلامی و تاریخ فلسفه قرون وسطی از دانشگاه پیزای ایتالیا و نماینده مدیر راهبردهای بین المللی و علی اکبر ولایتی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام عصر روز گذشته برگزار شد.

برتولوچی، فیلسوف و مولف ایتالیایی گفت: «الهیات شفا»ی ابن سینا نسخه جدید و اصیل «متافیزیک» ارسطو است با این تفاوت که «شفا» سه تغییر درفرم متافیزیک، سیستم متافیزیک و محتوای متافیزیک دارد.

برتولوچی، با اشاره به اینکه اولین بار است که به ایران سفر کرده گفت: صحبت کردن درباره ابن سینا آن هم در جایی که او به دنیا آمده و زندگی کرده کار سختی است و این حضور من بدون همکاری و مهمان نوازی دکتر ولایتی و همکارانش میسر نمی شد.

وی افزود: دانته، شاعر معروف ایتالیایی برای ابن سینا بسیار احترام قائل است و در کمدی الهی خود به او اشاره کرده و در کنار افرادی چون سقراط و افلاطون از ابن سینا هم به عنوان منجی یاد کرده است. حالا سوالی که پیش می آید این است که چرا دانته از ابن سینا یاد می کند؟ من سه پاسخ برای این سوال دارم. اول اینکه دانته فقط شاعر نیست، فیلسوف هم است، دوم اینکه ابوعلی سینا تاثیرات بسیار زیادی روی تفکرات قرون وسطایی داشته و سوم اینکه ابن سینا به متافیزیک و مابعدالطیبعه به طور مشروح و مفصل پرداخته است.

برتولوچی در ادامه با تعریف متافیزیک گفت: متافیزیک یعنی بعد از فیزیک، به عبارت دیگر متافیزیک یعنی تلاش برای فهم بودن و نبودن خدا. نظریات متافیزیک ارسطو شامل ۱۴ نظریه می شود. از نظر او خدا محرک اصلی است، در حالی که از نظر ابن سینا خدا خالق و حکمران است. به عبارت دیگر ابن سینا این دیدگاه را کامل تر و جامع تر کرده و  توانسته ساختارهای ارسطو را تغییر بدهد. این تغییر شکل به نوعی نوآوری او محسوب می شود و این نوآوری از نظر دانته مغفول نمانده است.

تغییر در متافیزیک ارسطو

تغییر در متافیزیک ارسطو

دانشیار فلسفه اسلامی و تاریخ فلسفه قرون وسطی از دانشگاه پیزای ایتالیا ادامه داد: کتاب «شفا»ی ابن سینا یکی از مهم ترین آثار او و متعلق به زمانی است که بوعلی سینا به بلوغ کامل رسیده، به همین دلیل هم جزو یکی از مفصل ترین کارهای او به شمار می آید. از این کتاب تا به حال ترجمه ها و نسخه های زیادی چاپ شده و تنها اثر ابن سیناست که به زبان لاتین ترجمه شده و تاثیر بسزایی در فرهنگ اروپایی داشته است. به بیان دیگر می توان «شفا» را می توان یک دانشنامه دانست که به بحث های مختلفی می پردازد.

این فیلسوف ایتالیایی در ادامه سخنرانی خود با نشان دادن یک دیاگرام توضیح داد که چرا ابوعلی سینا را ارسطوی جدید می نامند و چرا به عقیده برتولوچی، ابن سینا ارسطویی است که دانسته هایی بیشتر از او دارد.

نماینده مدیر راهبردهای بین المللی اضافه کرد: در آثار ابن سینا به موضوعاتی چون ریاضی، قیاس، منطق و متافیزیک پرداخته شده ولی نسبت توجه او به متافیزیک در مقایسه با سایر حوزه ها قابل مقایسه نیست. به عقیده من می توان الهیات شفا را نسخه جدید و اصیل «متافیزیک» نامید با این تفاوت که «شفا»ی ابن سینا سه تغییر عمده نسبت به کتاب ارسطو در فرم متافیزیک، سیستم متافیزیک و محتوای متافیزیک دارد.

برتولوچی در توضیح این سه تغییر گفت: ابن سینا در بخش تغییر فرم، متافیزیک را تبدیل به یک علم کامل می کند، در بخش تغییر سیستم، بوعلی سینا متافیزیک را با سایر علوم مقایسه می کند و در بخش محتوای متافیزیک هم نقش این رشته را در مقایسه با سایر رشته ها توضیح می دهد. در این مقطع بوعلی سینا توضیح می دهد که متافیزیک یک نقش بنیانگذار در مقایسه با سایر علوم دارد و می توان گفت این رشته، اصول سایر علوم را تعیین می کند این در حالی است که ارسطو فقط به این موضوع اشاره کرده بود که متافیزیک یعنی بعد از فیزیک.

این مولف ایتالیایی افزود: «شفا»ی ابن سینا یک موفقیت بی نظیر در جهان عرب به شمار می آید و به نوعی این کتاب جایگزین متافیزیک ارسطو شد. این اثر ابن سینا به زبان لاتین در اندلس ترجمه و باعث تعامل بین جهان عرب، اسلام و مسیحیت شد. دکترین ابن سینا درباره خداوند بسیار عقلایی و جهان شمول است به همین منظور بحث های او فقط مورد توجه مسلمانان نیست و سایر مذاهب هم به آن توجه دارند. به عنوان مثال آلبرت کبیر بسیار تحت تاثیر نوشته ها و آثار ابن سینا بوده است. او در بسیاری از آثار خود مطالبش را به ابن سینا ارجاع داده و از نظریات ابن سینا درباره متافیزیک استفاده کرده است.

برتولوچی در ادامه تصریح کرد: نوشته های ابوعلی سینا توانست گفتگویی میان ادیان و مذاهب مختلف به وجود بیاورد، او به وسیله گفتگو توانسته از مرزها و مشکلات بگذرد بنابراین «گفتگو» و توجه به مطالعات بین رشته ای درسی است که ابن سینا به ما داده و امروز وقت آن رسیده که خانواده فلسفی دور هم جمع شوند و درباره موضوعاتی مثل اخلاق مشترک، روابط جهانی صلح آمیز، پیشرفت ورشد، احترام به محیط زیست و عدالت و تعاملات مالی بحث و گفتگو کنند.

وی در پایان گفت: ابوعلی سینا توانسته الهیات متافیزیکی را معرفی کند که مبتنی بر خرد است به همین دلیل هم همه متفکران آن را می پذیرند. نکته مهم دیگر اینکه او در رشته های دیگری چون پزشکی، روانشناسی، قیاس، فلسفه و نجوم هم کارهای بسیاری زیادی انجام داده است به همین دلیل هم می توان او را به عنوان یکی از بازیگران اصلی صحنه مطالعات بین رشته ای دانست. دانسته ها و مطالب ابن سینا توانسته پلی میان غرب و شرق ایجاد کند.

ادراکات فراحسی

همه چیز در مورد ادراکات فراحسی

محركهاي فراحسي مجموعه‌اي از محركهاي متافيزيكي هستند كه گيرنده‌هاي متافيزيكي را در ابعاد غير فيزيكي انسان تحريك نموده، منجر به بروز ادراكات فراحسي مي‌شوند.

ادراكات فراحسي به معني دريافت تحريكات ماورائي بوسيلة گيرنده‌هايي غير از حواس پنج‌گانه ظاهري مي‌باشد. محركهاي حسي، مجموعه‌اي از محركهاي فيزيكي مي‌باشند كه گيرنده‌هاي فيزيكي را در حواس پنج‌گانه ظاهري تحريك مي‌كند و منجر به بروز ادراكات حسي مي‌شوند.

انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكيل شده است. جسم در دنياي فيزيكي زندگي مي‌كند و بوسيلة يك سري گيرنده‌هايي ادراكات محيط فيزيكي را دريافت مي‌كند و با آن در ارتباط است. حواس پنج‌گانه (بينايي، شنوايي، بويايي، لامسه و چشايي) مسؤول ارتباط با محيط طبيعي مي‌باشند. هر يك از اين حواس در محدودة خاصي قدرت عمل دارند و در طيف بالاتر يا پايين‌تر از اين محدودة مشخص قادر به فعاليت نمي‌باشند. براي مثال فقط انواري براي چشم انسان قابل رؤيت است كه در محدودة طيف مرئي رنگها (قرمز تا بنفش) باشد، يعني امواج مادون قرمز و فرابنفش براي انسان قابل رؤيت نمي‌باشد. در واقع چشم فقط نوري را مي‌بيند كه طول موج و فركانس آن با قدرت گيرنده‌هاي چشم تطابق داشته باشد. در شنوايي نيز گوش انسان يك ارتعاش مشخص و محدود را دريافت مي‌كند و اگر ارتعاش صوت كمتر يا بيشتر از حد معمول باشد دريافت نمي‌شود. به عبارت ديگر گوش انسان اصوات بسيار بلند و بسيار كوتاه را نمي‌شنود. اين در حالي است كه گيرنده‌هاي فراحسي كه در ابعاد غيرفيزيكي وجود انسان قرار دارند، قادر به دريافت محركهاي خارج از اين محدوده‌ها هستند.

ادراکات فراحسی

ادراکات فراحسی

در ادراكات فراحسي چند مقولة مهم شامل تله‌پاتي، سايكومتري، آينده نگري، سايكوكنسيس و روشن‌بيني مورد توجه است. اين مقولات بخشي از توانايي‌هاي خارق‌العادة تمام انسانها است، در اصل جزء توانهاي فردي هر شخص بوده، در همة افراد امكان توسعه و پرورش آن وجود دارد. البته هر انسان آگاه بايد قبل از اقدام براي توسعة اين توانها، هدف خود را از اين كار مشخص و ترسيم نمايد. چرا كه هدايت اين نيروها در مسير الهي موجب قرب انسان به اللـه مي‌گردد و بهره گيري از آنها در امور مادي و غير الهي موجب دوري انسان از خداوند و رفتن به سمت گمراهي و تباهي مي‌شود. (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا…)

تله‌پاتي از لحاظ لغوي به معني“آنچه از دور احساس مي‌شود” است و در معني مصطلح در متافيزيك، ايجاد ارتباط از طريق افكار و بدون استفاده از ابزار و حواس پنج‌گانه و كلام است. تله‌پاتي در معني فراروانشناسي عبارت از استعداد و قدرت ارسال پيام يا تصوير ذهني به ديگران بدون استفاده از حواس معمولي مي‌باشد. در زمانهاي بسيار دور بين انسانها تله‌پاتي به عنوان يك ابزار معمول در ايجاد ارتباط بوده است ولي به تدريج به دست فراموشي سپرده شده است. انسانهاي عصر جديد هر چند كه بالقوه داراي اين استعداد مي‌باشند ولي قادر به استفاده كردن از آن نيستند. دانشمندان اثبات كرده‌اند كه تله‌پاتي، بين برخي جانوران و انواعي از گياهان نيز وجود دارد.

سايكومتري يا روان نگري به معني توانايي تشخيص و تعبير روان اشياء مي‌باشد. فراروانشناسان اعتقاد دارند كه اشياء و موجودات زنده در طي سالهاي حياط خود، اطلاعاتي را در هالة نوراني خود ذخيره مي‌كنند كه از طريق سايكومتري مي‌توان به اين اطلاعات دست يافت. اين اطلاعات به دو دسته موروثي و اكتسابي تقسيم مي‌شوند، اطلاعات موروثي در هالة اشياء مربوط به قبل از مقارنت با انسان است و اطلاعات اكتسابي در حين مجاورت با انسان به هالة اشياء منتقل مي‌گردد.

آينده نگري شامل كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده مي‌باشد كه به احتمال قوي از لحاظ شرعي اشكال دارد (در برخي منابع مجاز و در برخي ديگر تحريم شده است). آينده نگري به نسبت ساير مقولات مشابه، بيشتر با اوهام و خرافات آميخته شده است، ولي از ديد برخي دانشمندان فراروانشناسي و متافيزيسين‌ها يك واقعيت علمي مي‌باشد. مداركي نيز جهت اثبات تجربي اين مقوله موجود است. البته شكي در اين نيست كه خداوند عليم برخي از اطلاعات را كه صلاح بداند از آينده و يا از عالم غيب به دل بندگان صالح خود الهام مي‌كند.

سايكوكنسيس عبارت از حركات اجسام در اثر نيروهاي روان مي‌باشد، تله‌كنسيس به معني حركت اشياء از فاصلة دور و بدون دخالت نيروهاي فيزيكي است. اين پديده‌ها هر چند عملي است ولي بسيار مشكل است و به تمرينات فراوان نياز دارد. صرف دست يافتن به اين توانايي‌ها از لحاظ معنوي و روحاني ارزش چنداني ندارد، پس بهتر آن است كه انسان بجاي اتلاف وقت در راه دست يابي به اين مقولات، اوقات خود را صرف خودشناسي و خودسازي نمايد.

سخنان ابوالفضل گیلکی

سخنان ناب و زیبا از دکتر ابوالفضل گیلکی

جملات موفقیت و آرامش بخش استاد بزرگ متافیزیک ایران دکتر ابوالفضل گیلکی :

_ قدرت تصویرسازی بیشتر از قدرت دانش برای جذب بهترین ها در زندگی موثر است .

_ زمانی که نا امید می شوید خداوند بی صبرانه منتظر است که به رحمتش امیدوار شوید .

_ خداوند برای ما خوبی ها را می خواهد اما ما خوشی ها را آرزو می کنیم .

_ همانند دایره زندگی کن زیرا خط پایان ندارد و هر زمان که احساس کنی به آخر دنیا رسیده ای دقیقا در نقطه شروع هستی .

_ جای ایراد گرفتن از مسیر زندگی ، راهت را پیدا کن .

_ بزرگترین دوست انسان ذهن است زیرا بازایش افکار مثبت شما را به خوشبختی می رساند .

_ خداوند زمانی مشکلات را سر زاه ما قرار میدهد که می داند شایستگی و توانایی از بین بردن آن را داریم ، زیرا پله های نردبان موفقیت ، عبور از مشکلات است .

_ برای برنده شدن ، جسارت باختن نیز لازم است .

_ بیشتر از آنکه تصور می کنید خداوند به شما کمک می کند .

_ شرایط تغییر می کند فقط بستگی به شما دارد .

_ این توهم است که فکر کنی نمی توانی .

_ دعای شما زمانی اجابت می شود که بدانید برای چه چیز دعا می کنید .

_ تو میتونی موفق باشی یا شکست را انتخاب کنی باور تو درباره خودت مهمترین عامل تعیین کننده است .

_ سخت ترین قسمت هر کاری قدم اول است پس با اراده محکم و اعتقاد راسخ قدم اول را بردارید .

فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی

نظر متافیزیک در مورد وضو و نماز…

” مشاهده شد که انجام عمل وضو بطور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند . اما نکته جالب آن است که در این عمل , میزان افزایش در چاکراهای پایینی بسیار بیشتر از چاکراهای بالاییی است . یعنی اگر چاکراهای بالایی تا ۵/۱ برابر بزرگتر شده اند , چاکراهای پایینی ( قاعده ای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند .

در اینجا لازم می دانم که مطالبی را از کتاب انرژی درمانی (چو-آ-کوک سویی ) که مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشند بدلیل جالب و علمی بودن عینا” ذکر کنم
و ایشان می نویسند که : ” در ادامه رعایت چنین آدابی است که تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسی انرژیکی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودن کانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاکراهای وی , باعث می شود تا انرژی الهی به میزان بیشتری جذب و درک شود و بطور کلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشتر فراهم  شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یا دعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه که از آن قرائت یا دعا قرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. “.

هنگامی که نیت بر عمل وضو صورت می گیرد (ولو در ذهن ) “ریسمان روحی” –(که توسط روشن بینان   دربالای سر هر انسان  مشاهده شده و در افراد معمولی به نازکی تار عنکبوت است ولی در افراد پیشرفته روحی تا یک سانتیمتر می تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر می شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاکرا (چاکرای هفتم ) است و همانطور که می دانیم این چاکرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاکراهاست. در ادامه باید گفت که هرچه چاکرای ساهاسرارا بیشتر باز باشد  میزان گره ها و قفلهای شش چاکرای باقی مانده باز شده  و انرژی هایشان با بالاترین فرکانسهای ممکن ساطع می گردد. به محض اینکه چاکرای تاج کاملا” آگاه شود , کار جذب انرژی کیهانی اش به پایان می رسد و شروع می کند به تشعشعات انرژی بر طبق آکورد خودش.واین است آن رمزی که می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفکر به نیکیها و داشتن نیت پاک هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد.  که با قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژی الهی) .

حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی  را در خود دارد . انرژی های اضافی که ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو می گیریم و با اینکار سه با ر پاکسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفی در پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن از سایر جاها بیشتر است.

با دست کشیدن روی فکها بر چاکرای فرعی فک تاثیر می کنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی در خود ذخیره سازد .حال چرا از آب سرد بجای گرم استفاده کنیم بهتر است علت آن این است که آب سرد قابلیت جذب انرژی بیشتری دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدلیل فاصله بیشتر بین ملکولی, خود حاوی مقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد).

فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی

فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی

در مرحله بعد با هر دست روی دست دیگرآب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت که اصلی ترین کانال انرژی بدن , در اصطلاح “سوشومنا” می باشد که این کانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو کانال فرعی تقسیم می گردد که در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این کانال اصلی, در ناحیه خاجی به دو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این کانال اصلی , کانالهای فرعی دیگری موجود است که هر کدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جای سوشومنا مخروط مانندهای کوچک و بزرگی وجود دارد که دایما” در حال چرخش هستند(چاکراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می کشیم تا انتهای انگشتان, با این کار انرژی های منفی از این کانال فرعی زدوده می شود .حرکت روبه جلو باعث تحریک این نادی و تخلیه شدید انرژی راکد و منفی در آن می گردد . لمس کردن تا کف دست و نوک انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند که انرژی های منفی را مشایعت می کنیم تا کاملا” خارج گردد. با این عمل هم چاکراهای کف دست بدلیل لمس سریع فعال می شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد . در توضیح تبادل دو دست باید گفت که در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود :

۱-یانگ : بمعنی “روشنایی خورشید”(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت , درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایر ارقام یانگ نیز طاق هستند.

۲-این : بمعنی “فقدان روشنایی ”  و به معنی سایه , تاریکی است (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه  , عدم فعالیت , کدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.

۳-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریکی , گرما و سرما , خشکی و رطوبت می باشد. این قانون جوهر و چکیده عالم است.

در واقع با اتصال دست چپ وراست به یکدیگر بین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد .

مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسرارا چاکرا  تحریک می گردد . قبلا” در مورد تحریک آن وتاثیرات آن در سطور پیشین توضیح داده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمکره های چپ و راست بدن کند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمکره راست) و نیز در تفکر و منطق متعادل گردد.

مرحله بعدی مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اینکه نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی تبادل انرژی می کند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد.

تاثیر دوم آن تحریک چاکراهای کف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . به این طریق , یعنی با تداوم وضو در کارها , چاکراهای پاها همواره تقویت شده و لذا همواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادهاراچاکرا و شوادهیستاناچاکرا (چاکرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد کمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحکام و قوت درونی می گردد. فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی کرده, همواره شاکر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چراکه این چاکرا اساس نیروی حیات تمام چاکراهای بالاتر را شکل می دهد و سرچشمه نیروی حیات است. در این چاکرا منبع لایزال انرژی کندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا و پینگالا که سه کانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاکرا شروع می شوند.

, , , ,

مشاوره تخصصی متافیزیک


خلسه-مدیتیشن-ریلاکسیشن -خود هیپنوتیزم ودگر هیپنوتیزم- چشم سوم-پاکسازی چاکرا ها-موجودات متافیزیکی
 

متافیزیک

موضوعات مشاوره متافیزیک:

برنامه ریزی ذهنی جهت رسیدن به اهداف و آرزوها (مانند کسب ثروت،ازدواج موفق،ازدواج با شخص خاص و…)
برنامه ریزی و مهندسی تکنیک های جذب ثروت ،انگیزه سازی و موفقیت از طریق ذهن
برنامه ریزی موفقیت ورزشی ذهن (صد درصد تضمینی)
قانون جذب و راز(آشنایی با قانون راز و بکار گیری قانون جذب به طور واقعی)
پاکسازی باورهای منفی به روش هیپنوتیزم ،مدیتیشن و Eft
پاکسازی خاطرات منفی به روش هیپنوتیزم و Eft
تقویت حافظه
رفع وسواس به روش هیپنوتیزم و مدیتیشن
کاهش استرس،اظطراب و افسردگی
تغییرات سریع از طریق ضمیر ناخوداگاه
خلسه -مدیتیشن -ریلاکسیشن -ذن -هیپودرمانی-خود هیپنوتیزم – دگر هیپنوتیزم
تله پاتی(کنترل افکار دیگران)
چاکرا ها (چاکراهای فرعی و اصلی-تنظیم چاکراها-دیدن و لمس چاکراها)
جهان های موازی،جهان های متافیزیکی،کالبدهای متافیزیک
فرشتگان (آشنایی با فرشته نگهبان و ارتباط با آن)
روح (شناخت روح -خروج روح از بدن”فرافکنی”-دیدن روح- احضار ارواح)
سایکومتری(حرکت اجسام از راه دور-ذهن خوانی و فکر خوانی-آینده نگری)
جادوی سیاه (قدرتهای بسیار عظیم متافیزیک با استفاده از موجودات ماورایی و ….. )
علوم غریبه (علوم غریبه – آشنایی با موجودات ماورایی-ارتباط با موجودات ماورایی-طلسمات –اوراد)

برای دریافت خدمات مشاوره تخصصی متافیزیک در زمینه های فوق می توانید با شماره تماس : ۶۶۰۴۱۶۷۰-۰۲۱ تماس بگیرید.مشاوره

طبق آمارهای موجود، ۷۷ درصد مردم آلمان، ۷۵ درصد جمعیت فرانسه، ۷۰ درصد جامعه کانادا، ۴۸ درصد در استرالیا، ۴۲ درصد در آمریکا و ۳۱ درصد جمعیت بلژیک حداقل یک بار در سال از خدمات متافیزیک و طب مکمل استفاده می‌کنند. در انگلستان درصد قابل توجهی از بیماران خاص (سرطان، دیابت، ایدز، قلبی عروقی، روانی) و سالمندان در حال استفاده از متافیزیک و مکمل می باشند. میزان استفاده مردم آمریکا از متافیزیک بین سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، به یک و نیم برابر افزایش یافته است

سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۷ به روش‌های متافیزیک مثل: هیپنوتیزم و ریکی، عنوان «طب مکمل» یا «طب موازی» اطلاق نمود و سازمان بهداشت جهانی بعلت فوائد زیاد طب مکمل، تمام کشورها را ملزم به استفاده از روش‌های طب موازی و ترکیب آنها با پزشکی نوین در سیستم درمانی هر کشور نموده است.

البته همیشه در هر زمان و در هر شغلی افرادی فریبکار وجود دارند که خود را متخصص آن حرفه می دانند و این، امری عادی و طبیعی است. متاسفانه در علوم باطنی نیز افرادی در جهان بوده و هستند که بدون تجربه کافی، خود را خبره می دانند.

با توجه به اهمیت موضوع فوق استاد بزرگ متاقیزیک ایران دکتر ابوالفضل گیلکی خدمات خود را به شرح ذیل اعلام مینماید برای دریافت خدمات مشاوره تخصصی متافیزیک در زمینه های فوق می توانید با شماره تماس : ۶۶۰۴۱۶۷۰-۰۲۱ تماس بگیرید.

انواع طب متافیزیکی

پزشکی نوین در قرن حاضر پیشرفتهای چشمگیری خصوصا در زمینه درمان بیماریهای حاد و عفونی داشته ولی هنوزجامعۀ مدرن نتوانسته است جواب خود رابصورت کامل در تخصصها، فوق تخصصها، و غیره بیابد و هر ساله انسانهای بیشماری از  بیماریهایی  چون ایدز ، سرطان ، سکته های قلبی و مغزی واز ویروسهای تغییر شکل یافته جدید چون سارس و… میمیرند ، به همین دلیل مردم به سمت شیوه های درمانی کهن روی آورده و این پدیده ها را پس از تجزیه و تحلیل و بررسی آماری و بوجود آوردن انبوهی از مدارک مستند مورد استفاده قرار میدهند.

امروزه اکثر روشهای سنتی درمانگری و شفا دهی مورد بازبینی و استفاده مجدد قرار گرفته است . بعضی از آنها بسیار مشهور و مورد علاقه و کاربرد پزشکان و بیماران میباشد . اما گروهی دیگر از روشهای سنتی طب، هنوز احتیاج به توجه و آزمونهای علمی دارند .در چند دهه گذشته نامهای مختلفی به این گونه درمانهای جدید داده اند ، از جمله : طب حاشیه ، طب جایگزین ، طب لامکان ، طب انرژی درمانی ، درمان با ذهن ، طب مکمل ، طب کل نگر و …

طب مکمل

سوال اساسی اینست که بهترین شیوه درمان چیست؟

طب فراگیر:

اگر هدف حفظ سلامتی انسان و درمان بیمار یا کاهش ناراحتی او با موثرترین روش ، در کمترین زمان و با حداقل عوارض و هزینه باشد ، نادانی است اگر تواناییهای پزشکی مدرن در نجات جان انسانها را نادیده بگیریم. طب فراگیر چیزی بیشتر از همزمان بکار بردن طب رایج و مکمل است ، بلکه یک نوع تفکر اصولی است که چرا شخص بیمار شده و اکنون مناسب ترین درمان برای او چیست ؟ آنچه مهم است (روش طبی ) میباشد که بتواند با بهترین شیوه درمان نماید . سرشت حقیقی ما همان نیروی بیکران و عظیم الهی است که خود را در مجموعۀ بی پایانی از ارتعاشات ، امواج و قوانین اصوات ، رنگها ، سنگها ، رایحه ها ، اشکال و نمادها و کل عالم هستی آشکار میسازد.

* طب کل نگر (Holistic Medicine) – یکی از جدیدترین و در حقیقت کاملترین نگرشها به مساله انسان و درمان ، طب کل نگر نامیده میشود که شامل روشهای مختلف درمان طبیعی ، درمان گیاهی ، درمان مغناطیسی ، ماساژ درمانی ، انرژی درمانی و … میباشد  . تعریف طب کل نگر بیانگر این نکته است که در تندرستی و بیماری باید تمامیت و کل وجود آدمی مورد بررسی قرار گیرد و نباید کل را به مجموع اجزاء خود تبدیل کرد و هر جزء را جداگانه مانند قطعات ماشین بررسی نمود . توجه به تمامیت وجود انسان یعنی کلیت آن ، که شامل تن ، روان و ذهن است و درک نیروی حیاتی در ایجاد توازن و هماهنگی و حفظ سلامت ، موضوعی است که در فلسفه طب کل نگر مورد تایید قرار گرفته است . بر اساس این نگرش تقویت و تحریک مناسب سیستم ایمنی بدن میتواند به درمان شفابخشی منتهی شود . اما تعریفی که از سیستم ایمنی در طب کل نگر وجود دارد با طب مدرن (آلوپاتی) متفاوت است . در طب کل نگر تنها واکنشهای جسمی به عوامل بیماری زا و به اصطلاح روشهای رایج ( ایمونولوژی) (Immunology    ) مورد نظر نیست بلکه ، سلامت لایه های مختلف وجودی انسان یعنی ذهن – جسم – روان و روح مورد نظر است .

زیرا اگر فقط جسم را مداوا کنیم اما لایه های دیگر همچنان آلوده – آشفته – ناکارآمد – متزلزل و متشنج باشند ، حتی اگر بیماری از جسم دور شده باشد ، دوباره به جسم برمیگردد . نمونه های زیادی از عود بیماریهایی مثل سرطان – زخم معده – سردرد ها  و غیره را میتوان یافت . بنابراین طب کل نگر یک نگاه جامع به وجود انسان دارد و از راههای مختلف درمان ، در کنار طب رایج برای شفای انسان بهره میبرد .

جامع نگری (کامل نگری ) پاسخی است به این معضل که باید جسم و جان ، جامعه و ایمان و کل جهان را با انسان در یک مجموعه هماهنگ و واحد در نظر گرفت و این دستیابی به توحید حقیقی است . توحیدی که فطرت حق جوی انسان را در جاذبه آن کمال بی نهایت مجذوب کرده است .

تعدد تکنیکهای بازسازی شدۀ شیوه های کهن شفاگری و تکنیکهای ابداع شدۀ جدید و گستردگی حجم مطالب موجود دربارۀ آنها موجب گشته تا طبقه بندی تکنیکها و اطلاعاتی که ما درباره آنها داریم هنوز کامل نباشد .هدف ما شناسایی انواع روشهای درمانی از سراسر دنیاست . معرفی این روشها به معنای تایید همۀ آنها از طرف ما نیست ، بلکه امیدواریم تا پزشکان و متخصصان و دانشمندان و مسئولان سلامت ودرمان کشور که درحال تلاش برای ارتقاء سطح سلامت مردم هستند ، با انجام آزمایشات دقیق ، مدارک قابل قبولی برای تائید ویا رد آنها به مجامع علمی و تحقیقاتی داخلی و خارجی ارائه بنمایند .

۱- درمانهای فیزیکی – حرکتی و انواع ماساژها:

مانند کایروپراکتیک (Chairopracthic) –  استئو پاتی (Osteopathic ) – کرانیوساکرال تراپی (Crania Sacral Therapy) – شیاتسو( Shiatsu) –یومیهو (umeiho) ماساژ ژاپنی – یوگا درمانی(Yoga Healing )– رفلکسولوژی (بازتاب درمانی) (Reflexology) – فشاردرمانی ( Acupressure Healing) – تایی ماساژ (Tai Massage ) ماساژ تایلندی و …

طب انرژی درمانی

۲- درمانهای ذهنی شامل دو گروه با ارتعاش و بدون ارتعاش می باشند:

الف – روشهای درمانی ذهنی با ارتعاش :

– متد سیلوا (Silva Method) که خوزه سیلوا (Jose Silva) بنیان نهاد .

– سیستم شفای پرانیکی (Pranic Healing) ، که توسط دکتر چوکوک سوی (Cho Kok Sui) بنیان گذاری شده است .

– ریکی (Reiki) که توسط دکتر میکائو اوسویی (Mikao Usui) بنیان گذاری شده است .

– شفای پولاریتی (Polarity Therapy) توسط راندولف استون در سال ۱۹۱۴ ابداع گردید . وی تا سال ۱۹۷۲ به این روش بیماران را درمان میکرد .

ب – روشهای درمانی ذهنی بدون ارتعاش

– تکنیکهای تجسم خلاق و مهارتهای استفاده از سیستم عصبی – کلامی (N.L.P)

– هیپنوتیزم درمانی

– شفا بخشی معنوی و دعا درمانی

– درمان از راه دور که شامل روشهای مختلف است و اکثر تکنیکهای نامبرده در بالا نیز درمان از راه دور انجام میدهند . اما روش  خاصی توسط آلبرت آدامز ابداع شد . وی در سا ل ۱۹۶۵ دستگاهی ساخت که به کمک آن امواج انرژی را برای افراد می فرستاد. این روش (رادیونیک) نام دارد.

۳- درمانهای طبیعی با استفاده از ابزار و  مواد مختلف طبیعی  شامل :

–  ناتوروپاتی (Naturopathy)  طبیعت درمانی(ترکیبی از درمان با گیاه – ماساژ– هیپنوتیزم و …)

– مغناطیس درمانی ( Magneto Therapy )

– رنگ درمانی و نور درمانی (Color therapy-Light Therapy)

–  صوت درمانی ( موسیقی درمانی – ذکر و مانترا )

–  هنر درمانی شامل ( تئاتر – عروسک – نقاشی – خطاطی – مجسمه سازی – ساختن سمبلهای شفابخش یا ماندالا و … )

– طب سوزنی (Acupuncture) – طب سوزنی گوش یا اریکولو تراپی ( Auricolo Therapy ) –سوجوک(su-jok therapy)یا طب سوزنی کف دست و پا – گیاه درمانی (Herbal Medicine ) – هومیوپاتی(Homeopathy) – آب درمانی ( هیدرو تراپی ) – سنگ درمانی (کریستال درمانی) – رایحه درمانی ( Aroma-therapy) –دلفین درمانی ( بودن در کنار دلفینها ) – خاک درمانی – عنبیه شناسی( ایریدو لوژیIridology  ) – درمان به وسیله رسوبات دریا  یا Slime Therapy    (گل و لجن درمانی) – درمان بوسیله استحمام در دریا ( نوعی آب درمانی)- درمان از طریق شن داغ کنار دریا – آفتاب درمانی    –  درمان به وسیله نسیم دریا و …

۴- مکاتب شناخته شده طبی

طب چینی – طب هندی (آیورودا) – طب سرخپوستی – هونا (Hona) (طب مردم جزایرهاوایی) و …..

دیدگاه انرژی محوری :برطبق یافته های فیزیک مدرن همه موجودات دارای جسم مادی از قبیل جمادات – نباتات – حیوانات و انسانها در سطح ( زیراتمی ) ، خود نوعی انرژی هستند . سیستمهای طبیعی مبادلۀ انرژی بین همه موجودات در طبیعت به صورت خودکار عمل میکند . در انسانها علاوه بر سیستم غریزی و طبیعی که از بدو تولد همراهی اش میکند ، اندیشه  و احساسات ، ذهنیت ها و باورها در طی دوران رشد به مرور یک میدان انرژی خاص ایجاد میکند که از فردی به فرد دیگر متفاوت است .

ابوعلی سینا میگوید :((تخیل انسان نه تنها میتواند بر جسمش کارگر افتد که حتی بر دیگران و کالبدهای بسیار دور هم میتواند موثر باشد . ذهن میتواند جسم را تغییر دهد . آنرا بیمار سازد یا در سلامت نگاه دارد . ))۲

برای داشتن زندگی سالم و رضایت بخش باید امواج و ارتعاشهایی که بر ما تاثیر میگذارند را درک کرده و با آنها کار کنیم تا خودمان را در مقابل امواج نامناسب انرژیها حمایت کرده و بتوانیم آنها را تغییر دهیم ، و در عین حال با انواع انرژیهای مناسب و ارتعاشات آنها هماهنگ گردیم .

در روانشناسی اعتقاد بر این است که نیاز اولیۀ افراد آن است که از لحاظ فیزیکی و روانی احساس امنیت کنند . اگر احساس امنیت نکنیم به سختی میتوانیم وقار – سرور و خلاقیت داشته باشیم .

سوال: آیا موضوع متافیزیک و طب مکمل فقط در ایران مطرح است؟ این مکاتب در سایر کشورهای دنیا (مخصوصا کشورهای به اصطلاح پیشرفته غربی) و ایران در عرصه های مختلف، چه جایگاهی دارند؟ جایگاه این رشته های طبی در دنیا نشانه چه واقعیت مهمی است؟

استفاده مردم از طب مکمل
طبق آمارهای موجود، ۷۷ درصد مردم آلمان، ۷۵ درصد جمعیت فرانسه، ۷۰ درصد جامعه کانادا، ۴۸ درصد در استرالیا، ۴۲ درصد در آمریکا و ۳۱ درصد جمعیت بلژیک حداقل یک بار در سال ازخدمات طب مکمل استفاده می‌کنند. در ایران مطالعه‌ای که در شهر اصفهان انجام شده نشان می‌دهد که طی ۵ سال، ۵/۶۲ درصد مردم حداقل یک بار از طب مکمل بهره برده‌اند. در انگلستان درصد قابل توجهی از بیماران خاص (سرطان، دیابت، ایدز، قلبی عروقی، روانی) و سالمندان در حال استفاده از طب سنتی و مکمل می باشند. میزان استفاده مردم آمریکا از طب مکمل بین سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، به یک و نیم برابر افزایش یافته است؛ این در حالیست که این میزان در مورد مراجعه به پزشکان عمومی در محدوده زمانی مذکور، تغییری نکرده است.

,

متافیزیک همراه با معنای فیزیک

تحقیق مى‏کند. بحث در این موضوعات، غیر از موضوع ترکیب اجسام است؛ زیرا ترکیب اجسام و تغییراتى که عارض آن مى‏شود، فقط در علم شیمى مورد بحث است. اما دانشمندان جدید، دو علم فیزیک و شیمى را تحت یک عنوان مى‏نامند و آن عبارت است از: “علوم فیزیکى. علوم فیزیکى در مقابل علوم طبیعى و زیستى است که موجودات زنده را مورد بحث قرار مى‏دهد. فیزیکى منسوب به فیزیک است و به امورى اطلاق مى‏شود که متعلق به پدیدارهاى طبیعت مادى است.

 

این اصطلاح در مقابل غیبى است؛ زیرا امر غیبى تعلق به پدیدارهایى که مربوط به حوزه حس و تجربه است ندارد، بلکه متعلق به چیزى است که برتر از این پدیدارها است. نیز این اصطلاح در مقابل روحى است؛ زیرا فیزیکى، چنان که گفته‏اند، متعلق به پدیدارهاى مادى‏ای است که تابع قانون حتمیّت و جبر علمى است. اما روحى متعلق به پدیدارهاى نفسانى است که به آزادى متصف می شوند.

همچنین فیزیکى در مقابل ریاضى یا نظرى است؛ زیرا فیزیکى متعلق به ظواهر اجسام حقیقى است، و ریاضى یا نظرى متعلق به معانى مجرد است‏”.[۱]ارسطو اولین کسی است که به این موضوع پی برد که یک سلسله مسائل وجود دارد که در هیچ علمی اعم از طبیعی، ریاضی، اخلاقی یا اجتماعی نمی گنجد. وی تشخیص داد محوری که این مسائل را به عنوان عوارض و حالات گرد

 

خود جمع کرده، موجود “بما هو موجود است”، ولی ارسطو هیچ نامی روی این علم نگذاشته بود، اما وقتی آثار او را در یک دائرة المعارف جمع کردند، این بخش از نظر ترتیب بعد از بخش طبیعیات (فیزیک) قرار گرفت، ولی چون نام مخصوص نداشت به متافیزیک (بعد از فیزیک) معروف شد که ترجمه عربی آن “ما بعد الطبیعة” است.

بر اثر گذشت زمان فراموش شد که نام گذاری این علم به جهت واقع شدن بعد از مباحث طبیعیات بوده ؛ چنین گمان شد، این نام از آن جهت بر این علم گذاشته شده است که مسائل این علم یا حداقل بعضی از مسائل این علم مثل: خدا و عقول مجرده خارج از طبیعت هستند؛ از این رو برای افرادی مثل ابن سینا این سؤال پیش آمد که می بایست این علم را ما قبل الطبیعة نام نهاد؛ چرا که خداوند و عقول مجرده از نظر رتبه وجودی قبل از طبیعت هستند نه بعد از آن.

 

بعدها در میان بعضی از متفلسفان جدید این اشتباه لفظی و ترجمه ای منجر به یک اشتباه معنوی شد. گروه زیادی از اروپائیان کلمه ماوراء الطبیعة را معادل “مابعد الطبیعة” پنداشتند و گمان کردند که موضوع این علم اموری است که خارج از طبیعت هستند حال آن که موضوع این علم شامل طبیعت و ماورای طبیعت و هر چه موجود است می شود. این دسته از افراد متافیزیک را این گونه تعریف کردند:

 

متافیزیک علمی است که فقط درباره خدا و امور مجرد از ماده بحث می کند.[۲]پس برای فهم این دو واژه باید تقسیمات حکمت را هم بیان کرد. “حکمت به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود. حکمت نظری که ناظر به دانستنی ها است، شامل طبیعیات، ریاضیات و الهیات بود، و طبیعیات شامل کیهان شناسی، معدن شناسی، حیوان شناسی و گیاه شناسی می شد.

 

ریاضیات به حساب، هندسه، هیئت و موسیقی تقسیم می شد و الاهیات هم به دو بخش الاهیات به معنی الاعم (مباحث مربوط به اصل هستی) و الاهیات به معنی الاخص (مباحث مربوط به خدا شناسی) که مجموع این دو بحث الاهیات را، متافیزیک می گفتند”.[۳]با این توضیحات روشن شد منظور از فیزیک علم طبیعیات است و منظور از متافیزیک الاهیات است.

رابطه بین علم فیزیک و علم متافیزیک

بنابر قول صحیح مترادف قرار دادن دو واژه ماوراء الطبیعة و مابعد الطبیعة خطایی است که افراد ناآگاه مرتکب شده اند؛ چرا که مابعد الطبیعة بر اساس محل ذکر این علم بعد از مبحث طبیعیات در کتاب ارسطو بوده و ماوراءالطبیعه بر اساس وجود مضامین ماورایی در خود علم است؛ بنابراین، رابطه بین فیزیک (طبیعیات) و متافیزیک (ما بعد الطبیعة) در علوم این است که متافیزیک عهده دار اثبات موضوع علم طبیعیات است، و بسیاری از اصول موضوعه علوم در این علم اثبات می شود، و در مقابل علوم دیگر، در اثبات برخی از مقدمات براهین فلسفی،فلسفه را یاری می کنند.

رابطه بین عالم فیزیک با عالم متافیزیک

در جهان خارج بین عالم فیزیک و عالم متافیزیک رابطه جزء و کل است و نسبت بین آنها عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی موضوع علم فیزیک بخشی از موضوع متافیزیک است؛ چون موضوع علم فیزیک مادیات است و موضوع متافیزیک مطلق هستی است، که هم شامل مادّیات(طبیعت) می شود، هم شامل ماوراء طبیعت.

رابطه بین فیزیک و ترانس فیزیک

در فلسفه اسلامی رابطه این دو (رابطه بین طبیعت (فیزیک) و ماوراء طبیعت (ترانس فیزیک)) رابطه بین علت و معلول است؛ یعنی موجودات ماورایی علل وجودی این عالم ماده هستند. مادیات همه سراسر محدودیت اند و این محدودیت با این گستردگی در عالم ماورای طبیعت وجود ندارد. همچنین رابطه بین ماده و ماوراء ماده، رابطه حقیقت و رقیقت نیز شمرده شده است.گفتنی است که افلاطون و پیروان او نظام خلقت را در مثل تجسم کرده‏اند. وى عالم را دو بخش کرده است.

 

فیزیک و متافیزیک، عالم ماوراى طبیعت اصل است و عالم طبیعت سایه و ظل عالم ماورا است، عالم ماورا عالم ارباب انواع است که از دیدگاه او مثل الامثال در رأس مخروط قرار دارد و عالم اجسام در قاعده آن. این خلقت مخروطى شکل که البته در تصویر مى‏توان نظام خلقت او را به شکل مخروط تصور کرد، بدین گونه است که مثل الامثال و رب الارباب،[۴] از ذات مبدأ اول به وجود آمده است و فیض به تدریج متکثر و ارباب انواع یا امثال تکثر یافته‏اند تا به عالم اجسام که قاعده آن مخروط است. عالم مثل عالم پایدار است و عالم انواع جسمانیه غیر پایدار و در معرض کون و فساد است.

 

انرژی و شارژ از طبیعت

متافيزيك با وجود، از اين حيث كه وجود است، سر و كار دارد و به مطالعه و بررسى صفات ذاتى وجود مى‏پردازد، در حالى كه علوم ديگر هريك قلمرو خاصى از وجود را جدا مى‏سازد و صفات وجود را در آن قلمرو خاص مورد ملاحظه و بررسى قرار مى‏دهد.طبيعت حقيقى وجود در آنچه تغيّرناپذير و قائم به خود است، نشان داده مى‏شود نه در آنچه دست‏خوش تغيير است، به اين خاطر وجود تغيّرناپذير علت حركت اشياست و خود نامتحرّك مى‏باشد.

 

متافيزيك علم بينهايتها است و رو به گسترش؛ گسترش جهان متافيزيک غير قابل رويت است .در برخورد جهان متافيزيک با جهان ماده اين ماده است که راهي جز تخريب نخواهد داشت اما روح مفهوم شناس و تکامل يافته انسان امواجي را از خود مي پراکند که بارهاي منفي و مثبت خود را به جهان متافيزيک مي کشاند و بر اساس آن جهان متافيزيک به جنبش در مي آيدم . عزيزان؛ آنچه ما مي انديشيم

 

روي ساختار بدن خودمان و محيط اطرافمان وكل هستي و اينکه كاينات چگونه با مفاهيم نوين علم فيزيك مدرن و مكانيك كوانتوم تنيده شده.نيز در مي يابيم كه نظريه اتم ها و الكترون ها و نظريه ذره اي بودن دنيا؛ ديگر اعتباري ندارد. اثبات وجود دنياهاي موازي در كاينات و امكان وجود دنياهايي با حضور خودمان

 

ولي به شكلي متفاوت از دنياي فعلي را به عينه توسط قوانين مدرن فيزيك مشاهده ميگردد. هر آنچه مي انديشيم و برزبان مي آوريم و در دل مي گردانيم را به طور آشكار روي ساختار ريز مولكولي اجزاي بدن خود مشاهده مي كنيم و حتي ياد مي گيريم چگونه بيماري هاي لاعلاج درون خود را درمان كنيم .

 

گیلکی
,

دکتر ابوالفضل گیلکی استاد بزرگ متافیزیک ایران

دکتر ابوالفضل گیلکی در سال ۱۳۵۶ در یک خانواده مذهبی در شمال کشور به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش طی کرد و تحصیلات دانشگاهی در مقطع لیسانس و فوق لیسانس را در رشته مدیریت رسانه و تحصیلات دکتری تخصصی phd خود را در رشته متافیزیک به پایان رساند.

دکتر گیلکی با ابداع مدل مدیریت صداقت و ثبت جهانی اعتبار بین المللی در زمینه مدیریت و استاندارد سازی کسب و کار بدست آورد.
ابوالفضل گیلکی ضمن ۱۰ سال تحقیق و تدریس و در عین حال عضویت درمجامع بین المللی نظیر انجمن جهانی متافیزیک ،انجمن بین المللی پزشکان متافیزیک،انجمن بین المللی شفادهندگان طبیعی و شورای جامع شفادهندگان آمریکا و همچنین با مطالعات علمی پیرامون قدرت ذهن و متافیزیک به تبادل اطلاعات با دانشمندان این رشته پرداخت و ضمن شرکت در کنفرانس های علمی متافیزیک ، تحقیق و تدریس نمود و به همین خاطر به وی استاد بزرگ متافیزیک ایران نیز میگویند.دکتر گیلکی هم اکنون به عنوان مربی مهارتهای زندگی و مشاور معنوی نیز فعالیت مینماید.

ابوالفضل گیلکی سالهاست که خودش را کاملا خوشبخت میداند. خوشبختی از نگاه او، نداشتن مشکل و دغدغه نیست. اما میگوید مشکل اصلا وجود ندارد و هر چه هست مسئله هست و انسان تا وقتی زنده است، مسئله یا مسائلی دارد که باید آنها را حل کند و زندگی یعنی همین: لذت بردن از حل مسائل!

دکتر گیلکی همواره لبخند میزند. بسیار آرام و شاد است و با روی باز با دیگران برخورد میکند.

متافیزیک
,

منظور هایدگر از آخرالزمان به تمامیت رسیدن متافیزیک است

جلسه چهارم کلاس «بحران آخر‌الزمانی عالم کنونی» از سری دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های پژوهشی بنیاد حکمی و فلسفی احمد فردید این هفته با تدریس حسن رحمانی عصر دیروز شنبه ۲۶ مهر در محل این بنیاد برگزار شد.
رحمانی در این جلسه درباره سوبژکتیویته و ابژکتیویته گفت: باید در سوبژکتیویته تفکر کنیم. سوبژکتیویته یعنی تمامیت متافیزیک، متافیزیک در سوبژکتیویته به تمامیت می رسد. منظور هایدگر ازبحران آخرالزمانی عالم کنونی این نیست که حضرت مهدی(ع) در آخر الزمان ظهور می کنند و همه چیز درست می شود و عالم تمام می شود.
وی افزود: فردید راه دیگری جز سخنرانی و خطابه نداشته است. لذا کتابی منتشر نکرده است. به قول خودش این مطالب را نمی شود منتشر کرد چون زبان ما زبان تفکر نیست. فردید خطابه می کرد و تشویق هم می کرد که علاقمندان، فلسفه بخوانند. این جملاتی که از وی گرفته شده و عنوان «بحران آخر‌الزمانی عالم کنونی» بر آن گذاشته فقط تکرار کلماتی است که وی گفته است. فلسفه باید با پرسش فلسفی تأمل شود و باید از تکرار در بیاید. پرسش فلسفی اینطور نیست که آقای فردید این جمله را گفته و ما یاد بگیریم ؛ بلکه باید خودمان تفکر و تأمل کنیم. آقای فردید برای اینکه حرفهایش خطابه بود نیازی به این بود که به تفکر خودمان برگردیم و در آن تفکر کنیم. اینکه بخواهیم بعضی از حرفهای فردید را برجسته و تکرار کنیم دیگر چیزی برای تفکر باقی نخواهد ماند.

متافیزیک
این مدرس فلسفه ادامه داد: باید بدانیم سوبژکتیویته از نظر یونانیان چیست. دکارت می گوید شک می کنم پس من هستم پس سوژه است. «من» که موجودات دیگر را تحت الشعاع خود قرار می دهد این سوبژکتیویته است و بقیه موجودات اُبژکتیویته می شوند. تا این انسان به صورت سوژه خودش را درک نکند موجودات دیگر به صورت اُبژه در نحواهند آمد. از این قرار سوبژه موجودات دیگر را اُبژه می سازد. اُبژه یعنی چیزی که در برابر سوژه قرار می گیرد. بنابراین موجودات به عنوان ابژه وجودشان به سوبژکتیویته بر می گردد.
رحمانی یادآورشد: سوبژکتیویته یعنی هر آنچه که سوژه است و بقیه موجودات برایش اُبژه هستند. سوبژکتیو جوهریتی دارد که بقیه چیزها عوارض آن هستند. مانند اینکه صندلی خودش به عنوان موجودی مستقل است ولی ممکن است صفاتش مثلاً رنگش تغییر یابد. فلسفه که از یونان شروع شد از همان سرآغاز به عنوان متافیزیک پدید آمد و در هر دوره ای تحولی پیدا کرده است در قرون وسطی سوبژکتیو به عنوان مخلوق تلقی می شود اما در متافیزیک یونان به عنوان مخلوق تلقی نمی شده است. در یونان وجود خودش پدید آمده است و ساخته خدا نیست. در قرون وسطی موجودات را به عنوان مخلوق تلقی می کردند و این موضوع در دوره جدید از بین نمی رود .
وی افزود: دکارت این طرز فکر را دارد که موجودات جدیدند و ساخته شده اند اما این طرز تلقی نباید بشود که جهان را خدا ساخته است. در دوره جدید که سوبژکتیویته پدید می آید هایدگر می گوید این مسئله به هگل و نیچه می رسد و دیگر به تمامیت می رسد. می گوید اینجاست که متافیزیک تمام می شود. متافیزیک از یونان شروع شده سوبژکتیویته به دوران قرون وسطی رسید و در دوره جدید با نیچه تمام می شود. سرآغازی که فلسفه در یونان داشت اینجا دیگر به پایان می رسد. یعنی هیچ امکانی برای تحقق بخشیدن ندارد. فقط امکان سوبژکتیویته می ماند. هایدگر می گوید در دوره پایان متافیزیک هستیم. به دو معنا یکی به معنای درجا زدن و یکی اینکه از متافیزیک باید گذر کنیم. این پایان ممکن است از زمان سرآغاز متافیزیک تا اکنون هم طول بکشد.
هایدگر از یک کلمه هولدرلین استفاده می کند «شب جهانی» غرب یا مغرب جایی است که جای غروب است و مقدمه این شب است. دیگر اکنون غرب نیست؛ شب است و مغرب، اکنون آغاز شب است مغرب مقدمه ای است که این شب شروع شود.
وی گفت: هایدگر می گوید در این زمان با تمدن جهانی روبرو هستیم. تمدنها ممکن است اختلافاتشان سطحی و ظاهری باشد. آسیا در برابر آمریکا و یا اروپا در درون خودش، اختلافات ظاهری دارند. این اصل سوبژکتیویته است که در همه جا گسترش می یابد. سوبژکتیویته ذات مسخ شده متافیزیک است. متافیزیک با ظهور موجود به عنوان فوسیس پیدا می شود اما زمان حال که پایان متافیزیک است پایان مسخ شدگی متافیزیک است. این همان اراده ای است که نیچه از آن به عنوان اراده معطوف به قدرت یاد می کند اما هایدگر می گوید اراده خالی است که در اینجا نهیلیسم به وجود می آید.
این مدرس فلسفه ادامه داد: هایدگر می گوید زمان ما، زمان نهیلیسم است به این معنی که هیچ غایتی وجود ندارد. این اراده استیلا یافته، اراده شخصی و الوهی نیست. اراده همان خواستن نیست که به معنای خواهش نفس بگیریم . آقای فردید برای اینکه خطابه می کرد حرفهایی می زد وی گفت اراده خواهش نفس به خواستن چیزی است اما اراده هایدگر این اراده نیست. بلکه اراده عقلی است. هایدگر وقتی می گوید آخر الزمان منظورش پایان زمان نیست بلکه می گوید متافیزیک در آن تمام شده است.