نوشته‌ها

یرنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت

رسیدن به موفقیت با برنامه ریزی ذهنی

ذهن و باور شما تاثیر بسزایی در روند موفقیت شما دارد ، پیرو مطالب مربوط به مهندسی ذهن اکنون میخواهیم برنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت را بازگو کنیم ، با سایت دکتر گیلکی همراه باشید .

ذهن شما نقش بسیار مهمی را در رسیدن به موفقیت ها و هدفهایتان بازی می کند، از جمله هدف های کوچک، هدف های روزمره و هدف های بسیار بزرگ. برای هدف های کوچک و یا روزمره، شخص به درستی می داند که چه می خواهد اما وقتی با هدفهای بزرگ مواجه می شویم اغلب مردم اصلا نمی دانند که چه می خواهند. آنها می خواهند کار بزرگی انجام دهند اما نمی دانند چگونه!

آنها ممکن است ایده ایی مبهم داشته باشند که این کافی نیست!
برای انجام دادن هر کاری و برای استفاده از قدرت ذهن، شما باید بدانید که دقیقا چه می خواهید. برای تمرکز ذهنتان بر روی یک هدف، شما باید هدف کاملا روشن و واضح با جزییات دقیق و تعریف شده ای داشته باشید . اما چگونه؟ برای اینکه بفهمید دقیقا می خواهید چه کاری انجام دهید و یا چه چیزی به دست آورید لازم است که اول از همه به تفکر بپردازید و خوب بیندیشید . این مرحله،کار آسانی نیست و به تفکر عمیق نیاز دارد، به تحقیق و بررسی  و زمان زیاد.

بعد از اینکه کشف کردید دقیقا چه می خواهید لازم است که یک طرح و نقشه برای رسیدن به آن پیاده کنید. شما باید بدانید اولین اقدام چیست و سپس چگونه حرکت کنید و ادامه دهید. تمامی این برنامه ریزی ها به معنی استفاده از قدرت ذهنتان است .

بعد از انتخاب هدف و طراحی یک استراتژی  شما باید یک تصویر ذهنی کاملا واضح از هدفتان درست کنید . باید در ذهنتان دقیقا ببینید که آن هدف را به انجام رسانیده اید . در این مرحله شما احتیاج دارید از تصورتان استفاده کنید که نیروی دیگری از ذهن شماست.   هر کسی نمی تواند تصاویر ذهنی واضحی را تجسم کند اما تمرینات منظم تصویر سازی، به طور شگفت انگیزی می تواند شما را به خواسته تان نزدیک کند.برای مثال شما می توانید به یک عکسی که می خواهید به آن برسید نگاه کنید، سپس چشمانتان را ببندید و تلاش کنید که آن را در تصورتان ببینید . این کار توانایی شما را در تصور سازی و تجسم بالا می برد.در این مرحله شما لازم است که صبور باشید ، پشتکار و نظم داشته باشید و روی خواسته تان پافشاری کنید که این مستلزم یک ذهن متمرکز است.

یرنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت

یرنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت

گفتن جملات تاکیدی مثبت ابزار مفید دیگری ست برای رسیدن به موفقیت. آنچه که شما بیان می کنید به سمت ضمیر ناخودآگاهتان می رود، یک قسمتی از ضمیر شما می شود و در نتیجه روی رفتار و اعمالتان اثر می گذارد . اگر اظهارات و جملاتی که می گویید مثبت باشد شما را به سمت موفقیت هدایت می کند.
یکی دیگر از قدرت های ذهن ، انتقال افکار است ، شما باید قادر باشید که افکارتان را به دیگران انتقال دهید. مثلا بعضی مواقع لازم است که شما مردم را برای سرمایه گذاری  روی طرح و نقشه تان ترغیب کنید . در اینجور مواقع تنها حرف زدن با آنها کافی نیست. شما باید به آنچه می گویید ایمان داشته باشید.شما باید مشتاق باشید و دیگران را وادار به کاری که می خواهید بکنید در غیر این صورت آنها گوش نمی دهند و یا توجهی به حرفهایتان نمی کنند . شما باید تمامی شک هایی که در خودتان و در دیگران هست را پس بزنید و تبدیل به یقین کنید.
برای انجام همه این کارها شما باید تمرکز داشته باشید، باید روی افکارتان تسلط داشته باشید . شما به نیروی اراده، نظم و پیگیری و صبر نیاز دارید که همه ی اینها ابزارها و مهارت های ذهن هستند.

انگیزه یکی دیگر از قدرت های ذهنی و احساسی است که شما برای رسیدن به موفقیت به آن نیاز دارید . چطور می توانید به خواسته هایتان برسید  اگر به اندازه کافی انگیزه نداشته باشید! برای بالا بردن انگیزه و اشتیاقتان اغلب مواقع به هدفتان فکر کنید، به نتایجش و فوایدش، و به اینکه چگونه زندگیتان را تغییر می دهد . انجام این کار انگیزه شما را قویت می کند . افکارتان که قسمتی از ذهنتان هستند ، دارای قدرت زیادی هستند. چیزهایی که اغلب مواقع به آنها فکر می کنید به حقیقت می پیوندند.

اگر تمام انرژی ذهنتان را به سمت یک فکر ببرید یا یک تصور ذهنی، روز به روز فکرهایتان قویتر و قویتر میشوند

و در نتیجه بر روی نگرش و رفتار و اعمال شما اثر می گذارند .این افکار و تصورات ذهنی حتی می توانند ناخوداگاه توسط افراد دیگر دریافت شوند.

افکار شما می توانند زندگیتان را در تحت تسلط خودشان قرار دهند می توانند به زندگیتان و به فرصت ها حمله کنند.

هر فکری به واقعیت تبدیل میشود . اغلب افکاری که تکرار می شوند و با میل و رغبت همراه هستند در جهت رسیدن به واقعیت پیش می روند.شک ها، ترس ها و نگرانی ها شروع به ویران کردن قدرت ذهنتان می کند ، آنچه با قدرت ذهنتان مدتها ساخته اید را کاملا تخریب می کنند. این به این معنی ست که شما باید کاملا ذهنتان را از افکار منفی و شک پاک کنید.

مهندسی ذهن

مهندسی ذهن و محورهای اصلی آن

در این قسمت از سایت دکتر گیلکی برای شما عزیزان و کاربران تعریف مهندسی ذهن و محورهای اصلی آن را برایتان جمع آوری کرده ایم ، با ما همراه باشید .

کنترل  ذهن می‌تواند شما را به انسانی خلاق و نابغه تبدیل کند و این اثبات شده است.

آن چه در مدیریت اداری و صنعتی و آموزشی کشور جای بحث و تامل بسیار جدی و فوری دارد، مساله خلاقیت است. پایه و اساس مدیریت علمی در دنیای امروز مبتنی بر افزایش خلاقیت است. منظور از خلاقیت توانایی بهره برداری بهینه از حداقل امکانات است، که در آن مفاهیم بهره وری، صرفه جویی در زمان و انرژی، صرفه جویی در هزینه ها افزایش مطلوبیت و کارآمدی و نوآوری و آفرینندگی در همه ی ابعاد مادی و معنوی لحاظ شده است. مهندسی ذهن چیست؟ مهندسی ذهن؛ آشنایی با کارکرد و ساختار ذهن هوشیار و ناهوشیار و بهره برداری بهینه از توانایی های شگفت انگیز آن هاست. مهندسی ذهن، طراحی و مدیریت ذهن برای رسیدن به هدف های معین است. مهندسی ذهن، نمایانگر یک قدرت عظیم و شگفت انگیز در ذهن است و آن قدرت، توانایی ذهن آدمی در تطبیق واقعیت ها و جهان بیرونی با پروژه ها و طرح های ثبت شده در آن است.
اصل مهم مهندسی ذهن این است که واقعیت های بیرونی در تمامی جنبه هایش انعکاس طرح های ذهنی بشر است. به قول هگل: «ذهن واقعیت می شود». بنابراین خلاقیت در تصویرسازی های ذهن به خلاقیت در مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و تولیدی منجر می شود. بدون کارآمدی و خلاقیت در مدیریت ذهن، نمی توان انتظار نهادینه شدن مدیریت علمی در سازمان های آموزشی و صنعتی و اداری را داشت.
محورهای اصلی مهندسی ذهن برای خلاقیت همه جانبه عبارتند از:
۱- ارتباط با واقعیت های بیرونی
۲- پذیرش و جذب پیام های گوناگون محیط درونی و بیرونی.
۳- پردازش اطلاعات و داده ها بر اساس مفید بودن و تناسب با نظامِ اطلاعاتی ذهن.
۴- گزینش داده ها و خلق تصویرهای ذهنی مطلوب.
۵- ارسال تصاویر به صورت فرمان به ناهوشیار برای اجرا در واقعیت.
بنابراین مقوله هایی چون ادراک و تفسیر پدیده ها و نیازها، ارزیابی خوب و بد یا درست و غلط و یا مفید و غیرمفید بودن آن ها و گزینش و تصمیم گیری نهایی برعهده ی ذهن هوشیار است. اصل و قاعده ی مهم این است که هیچ تصویری بدون تصمیم گیری نهایی ذهن هوشیار وارد سیستم نخواهد شد و ذهن هوشیار با سه کلید (توجه، هیجان و تکرار) تصویرهای دل خواه را می آفریند. محرک ها و پیام هایی که مورد توجه و گزینش ذهن هوشیار قرار نگیرند نمی توانند کوچک ترین تاثیری بر ساختار ذهن داشته باشند. نتیجه ی این اصل این است که خروجی های ذهن انسان مثل میزان خلاقیت، شادی و موفقیت و سلامتی و نوع ارتباط کاملا وابسته به ورودی های آن یعنی پردازش اطلاعات و تصویرسازی ذهن هوشیار است. بنابراین، مهندسی ذهن یعنی مهارت تنظیم و آفرینش تصویرهای لازم برای رسیدن به محصولات مطلوب و مرغوب و مورد انتظار.
ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می گوید.
۲- ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی تواند تشخیص دهد در یک کلام ناهوشیار شعور ندارد.
۳- ذهن ناهوشیار تمامی فرمان های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می کند.
۴- ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت های داخلی بدن تسلط دارد.
۵- ذهن ناهوشیار بی مکان و بی زمان است و به همه ی زمان ها و مکان ها دسترسی دارد.
۶- ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می کند و از پدیده ها و واقعیت ها هر آن چه که مربوط به نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش های نامربوط را رها می کند.
۷- ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی انتهای انرژی است.
۸- ناهوشیار هر فرد با ناهوشیار افراد دیگر ارتباط اینترنتی دارد.
۹ – پس هر کسی همان است که بدان می اندیشد و هر کسی می تواند آینده ی خود را به صورتی که می خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.

۱۰ – ذهن ناهوشیار به خواسته ها و اهداف ما بی اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می برد تا ما به خواسته های خود برسیم.
۱۱- جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.

ارتعاشات ذهنی

شناخت ارتعاش ذهنی برای رسیدن به موفقیت

کلیه خواسته ها پس از تعیین و مشخص شدن در کنار موانع رسیدن به هدف های خود را با ارسال دعا و فرکانس ذهنی خاصی به خداوند بزرگ سرعت دستیابی به هدفی که به صلاح ماست را دههابرابر میکنیم هر چه نیروی فکری و دعا و ارسال فرکانس ذهنی ما به خداوند و جهان هستی بیشتر شود سریع تر به ارزوها و خواسته های خود میرسیم

یکی از قوانینی که باید خوب بشناسی و درک کنی، قانون فرکانس و ارتعاشات مناطیسی هست که هر لحظه از ذهن و وجود تو به تمام هستی ارسال میشه و بازخورد می گیره.

ببین دوست خوبم، تمام سلول ها و مولکول های تو هر لحظه در حال ارتعاش و ویبره هستند.
کل وجود تو در یک هماهنگی کامل، هر لحظه در حال ارسال ارتعاش به کائنات هست

ارتعاشات ذهنی

ارتعاشات ذهنی

جنس ارتعاشات ذهنی و سلولها و مولکولهای تو رو افکار غالب ذهنت تعیین می کنه.
هر فکر تو دارای ارتعاشات قدرتمندیست که از طریق نورون ها و سیناپس ها به تمام سلولها و مولکولهای تو منتقل میشه و کل وجود تو هماهنگ با افکار غالب ذهنت در یک هم ارتعاشی کاملی قرار می گیره…
این ارتعاشات وجودی تو حوزه ای مغناطیسی در اطراف تو ایجاد می کنه که خاصیت جذب کنندگی بسیار قدرتمندی داره.

تمام چیزهایی که دارای ارتعاشات همسانی با این حوزه ی ارتعاشی تو باشه، به سمتت جذب خواهد شد.
و به این ترتیب تو یک مغناطیس فوق العاده قدرتمندی هستی.

حالا انتخاب با خودته،میتونی مغناطیس پول و ثروت باشی یا مغناطیس فقر و بدبخنی
میتونی مغناطیس عشق باشی، میتونی مغناطیس جدایی و شکست عاطفی باش، می تونی مغناطیس سرطان باشی، می تونی مغناطیس موفقیت باشی.

و این قدرت خالق بودن توست که خداوند در نهاد تو به ودیعه گذاشته، که با افکار غالب ذهنت خالق واقعیت و جاذب ثروت باشی.
هر چیزی به زندگی تو وارد میشه، دقیقا هماهنگ با حوزه ی ارتعاشی توست.

ارتعاش، راز بزرگ عالم هست. درک قانون ارتعاش زندگی هر شخصی رو تغییر میده و قدرت خدایی کردن رو به انسان هدیه می کنه.

سعی کن ارتعاشات ذهنت هر لحظه روی ثروت و موففیت و فرکانس قلبت روی عشق و خوشبختی کوک باشه.

سر و صدای ذهن

سرو صدای ذهن و راههای مقابله با آن…

ذهن هم مدام همان افکار را تکرار می‌کند، مثل ضبط‌ صوتی که هیچوقت قطع نمی‌شود. اگر این افکار، افکاری مثبت باشند اشکالی ندارد. ولی بیشتر وقت‌ها این افکار منفی هستند که باعث تشدید استرس، نگرانی، عصبانیت و خستگی در شما می‌شوند. آنها افکاری هستند که واقعاً هیچ نیازی به آنها ندارید.

سر و صدای ذهن آن زمزمه‌های مداومی است که در ذهن خود می‌شنوید و هیچوقت قطع نمی‌شوند. درواقع مکالمه درونی است که بی‌وقفه در ذهن اتفاق می‌افتد.

ممکن است همیشه از این سروصدا آگاه نباشید چون به عادتی قدیمی و عمیق تبدیل شده و بخش طبیعی و لاینفک زندگی تلقی می‌شود.

این صدا مثل یک صدای پس‌زمینه است که هیچوقت قطع نمی‌شود، از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شوید تا وقتی که شب به خواب می‌روید ادامه دارد. گاهی‌اوقات حتی جلوی خوابیدن شما را هم می‌گیرد. یک نوع صدای درونی است که به طور مداوم هر چیزی را در زندگی‌تان، محیط اطرافتان و آدمهایی که با آنها ملاقات می‌کنید، تحلیل می‌کند. صدایی در سر است که مدام حرف می‌زند و حرف می‌زند.

فکر کردن فعالیتی مثبت و مفید است که برای حل مشکلات، تحلیل کردن، مقایسه کردن، درس خواندن، برنامه ریختن به آن نیاز دارید. ولی خیلی وقت‌ها ذهن به جاهایی می‌رود که خودش دوست دارد و توجه شما را درگیر مسائل جزئي و پیش‌پاافتاده می‌کند. فکر کردن بیخودی فقط زمان و انرژی شما را می‌گیرد.

صدای ذهن چیست و چطور می‌توانید آن را تشخیص دهید:

– افکاری که مثل نوار با آهنگی یکنواخت تکرار می‌شوند.

– فکر کردن دوباره به اتفاقات و موقعیت‌های قدیمی و تجسم دوباره‌ی ترس‌ها.

– زندگی کردن در گذشته یا آینده. این باعث می‌شود نتوانیم از زمان حال لذت ببریم. گذشته، گذشته است و‌ آینده محصول فکر و عمل امروزمان است. تنها زمانی که وجود دارد، اکنون است.

– مونولوگ درونی وسواسی که آرامشمان را بر هم زده و ذهنمان را مشغول نگه می‌دارد.

– هیچوقت در زمان حال نیستید. همیشه به چیزی دیگر فکر می‌کنید به جای اینکه روی کاری که آن لحظه انجام می‌دهید تمرکز کنید. اگر همیشه به چیزی دیگر فکر کنیم، هیچوقت از زمان حال لذت نخواهیم برد.

– تحلیل مداوم موقعیت‌ها، واکنش‌ها و رفتارهای خودمان و دیگران. تحلیل گذشته، آینده، چیزهایی که نیاز دریم یا می‌خواهیم، روزمان، دیروزمان و گذشته دورمان.

– تقریباً تمام فکر کردن‌ها و رویاپردازی‌های غیرارادی نوعی صدای ذهن هستند. این نوعی صدای پس‌زمینه است که در همه کارهایمان اخلال ایجاد می‌کند.

سر و صدای ذهن

سر و صدای ذهن

بیشتر وقت‌ها این صدا خسته‌کننده است و باعث می‌شود بازده کاری‌مان پایین آمده و تنبل شویم. این مکالمه مداوم درونی چون حواس ما را از اتفاق‌هایی که در زمان حال می‌افتد پرت می‌کند، باعث می‌شود موقعیت‌هایمان را هم از دست بدهیم.

ذهن ابزاری بسیار مفید است ولی باید تحت کنترل باشد. به نظرتان عالی نیست اگر می‌توانستیم طوری باشیم که هروقت خودمان خواستیم فکر کنیم، مثلاً وقتی می‌خواهیم مشکلی را حل کنیم یا برنامه‌ریزی کنیم و بعد می‌توانستیم ذهنمان را خاموش کنیم؟

خاموش کردن ذهن نوعی آرامش درونی می‌آورد. این همان چیزی است که همه سنت‌ها و آموزه‌های معنوی از دیرباز به دنبال آن بوده‌اند و برای کسانیکه به دنبال معنویات هستند و می‌خواهند زندگی‌شان را ارتقا دهند بسیار مفید است.

یک لحظه دست از خواندن بکشید و ببینید می‌توانید ذهنتان را خاموش کنید؟ دست از فکر کردن بکشید ، ببینید چه اتفاقی می‌افتد.

متوجه می‌شوید که دارید به متوقف کردن فکر کردنتان فکر می‌کنید و این یعنی هنوز دارید فکر می‌کنید. بعد از چند لحظه احتمالاً یادتان می‌رود که هدفتان کنترل افکارتان بوده و ذهنتان به فعالیت قطع‌نشدنی خود ادامه می‌دهد. این نشان می‌دهد که ذهن تا چه اندازه بی‌قرار است و هیچ قانونی نمی‌پذیرد.

گاهی‌اوقات در موارد نادر به لحظه‌ای آرامش درونی دست پیدا می‌کنید، بدون هیچ صدایی در ذهنتان. این به صورت غیرارادی اتفاق می‌افتد، وقتی توجهتان به یک فعالیت بسیار جذاب یا تماشای یک منظره بسیارزیبا معطوف می‌شود.

خاموش کردن ارادی ذهن، یعنی هر زمان که بخواهید، با کتاب خواندن به دست نمی‌آید. این توانایی به تدریج و با گذراندن تمرینات تمرکز و مدیتیشن ایجاد می‌شود.

ولی خیلی‌ها ممکن است بگویند که مدیتیشن انجام می‌دهند ولی نمی‌توانند ذهنشان را آرام کند. اگر قدرت تمرکز ضعیف باشد، ذهن خیلی ساده از فکری به فکر دیگر غوطه می‌خورد، پس چطور می‌توان مدیتیشن کرد؟ می‌نشینید که مدیتیشن کنید ولی اینکه اجازه بدهید ذهنتان هر جا که می‌خواهد برود و هر چیزی که می‌خواهد را تجسم کند مدیتیشن نیست.

به همین دلیل است که اول باید درجاتی از توانایی تمرکز را به دست آورید تا بتوانید مدیتیشن کردن را شروع کنید.

وقتی قدرت تمرکزتان قوی‌تر شد، می‌توانید بدون کلمات، تصاویر و افکار ذهنی مدیتیشن کنید. آنوقت آرامش درونی‌تان ابتدا در زمان مدیتیشن و بعد در کل زندگی موقع کار کردن، خواندن، حرف زدن و هر کار دیگری به تدریج بیشتر و عمیق‌تر می‌شود.

آنوقت صداهای ذهنی کمتر و کمتر شده و به تدریج قطع می‌شوند.

البته این وضعیت باعث نمی‌شود که نتوانید فکر کنید، برعکس، وقتی لازم باشد که فکر کنید، بسیار واضح و روشن فکر خواهید کرد. ذهنتان هوشیارتر، متمرکزتر و قوی‌تر خواهد شد. آنوقت می‌توانید هروقت خواستید ذهنتان را روشن یا خاموش کنید.

بیشتر افراد وقتی می‌خواهند به یک چیز خاص فکر کنند، حتی بعد از رسیدن به یک نتیجه یا پیدا کردن راه‌حل هم نمی‌توانند آن فکر را متوقف کنند. ذهنشان به فکر کردن درمورد آن موضوع خاص همچنان ادامه می‌دهد. مثل یک نوار خراب می‌ماند که یک آهنگ را مدام تکرار می‌کند. به همین دلیل خیلی مهم است که یاد بگیرید چطور فکرتان را متوقف کنید.

خاموش کردن صدای ذهن به معنی آرامش درونی است. این باعث می‌شود انرژی ذهنی زیادی را ذخیره کنید و دیگر زمانتان را برای فکر کردن به مسائل جزئي و پیش‌پاافتاده تلف نکنید.

خلاقیت ذهن

زمینه‌های خلاقیت ذهن

خلاقیت به ما کمک می کند به آن چیزهایی که عادت کردیم و از آن پیروی کنیم فاصله بگیریم و چیزهایی جدیدتری را در ذهن خود قرار دهیم به این صورت که با پیشرفت تکنولوژی ذهن خود را آماده می کنیم تا این چیزهای جدید را یاد بگیریم.

۱- ذهن هدف یاب
هدف گذاری مناسب ذهن مهارتی حیاتی است. آگاهی بر هدف‌ها و طراحی ذهن براساس این هدف‌ها، انرژی ذهن را برای رسیدن به آن‌ها متمرکز می کند. ذهن ما در کنار سیستم هدف یاب، همانند موشک‌های فضایی دارای سیستم انحراف سنج است. هر چه هدف‌ها روشن تر و دقیق‌تر طراحی شده باشد و تمرکز فرد بر هدف بیش‌تر باشد، به محض بروز خطا، سیستم انحراف سنج مغز، خطاها را شناسایی کرده و از آن برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند ذهن هدف دار هرگز از خطاها مأیوس نمی‌شود و مقوله‌ای به نام شکست را ثبت نمی‌کند، بلکه خطاها به صورت تجربه‌های لازم برای شناسایی راه‌های اصلی در نظر گرفته می‌شود.
فردی که ذهن هدف دار دارد، اشتباه را طبیعی گرفته و خود و دیگران را سرزنش نمی‌کند و در انرژی روانی صرفه‌جویی می‌کند و فقط به راه حل می‌اندیشد. ذهن ناهوشیار، مامور قدرتمند تحقق اهداف برنامه‌ریزی شده است. قابل توجه است که مردم اغلب آگاهی دقیقی نسبت به هدف‌های خود ندارند. هدف‌گذاری ذهن مهم‌ترین مرحله‌ی خلاقیت است و ظرافت‌های خاص خود را دارد و نیازمند بررسی و شرحی بیش‌تر و دقیق‌تر است.

۲- ذهن خالی

ذهن خالی، ذهنی است که از افکار مزاحم و منفی آزاد شده است، افکار مزاحم، افکاری هستند که به یک هدف خاص ارتباطی ندارند و صرفا موجب هدر رفتن انرژی روانی هستند. افکار مزاحم تمرکز بر هدف را کم کرده و تسلط فرد را بر کار و هدف کاهش می‌دهد و از خلاقیت او می‌کاهد.
زمینه‌های هجوم افکار مزاحم در ذهن و راه کارهای رهایی ذهن از آن‌ها موضوع بحثی مستقل است. معمولا افکار مزاحم در کنترل فرد نیستند و تکرار شونده‌اند و گویا فرد خود را مطیع آن‌ها ساخته و توان رهایی از آن‌ها را ندارد. خلاقیت در هر کاری نتیجه‌ی تمرکز در آن کار است و فرد می باید مهارت لازم برای آزادسازی ذهن از افکار مزاحم را داشته باشد.
نکته‌ی قابل توجه در مدیریت ارزش این است که زمینه‌های پدید آمدن افکار مزاحم در ذهن افراد شناسایی و برای خالی کردن ذهن افرادی از طبقات مختلف همچون کارگران و مهندسان و کارشناسان برنامه‌ریزی مناسب صورت گیرد تا بازدهی افزایش یابد. عامل دیگری که موجب کاهش تمرکز می‌شود، داشتن افکار منفی و قضاوت‌هایی نسبت به خود، محیط کار، آینده ی شغلی و اطرافیان است که، موجب نارضایتی درونی و بی‌نظمی در کار، حواس‌پرتی، کم‌کاری و بی‌دقتی و بسیاری از نارسایی‌های دیگر می‌شود که تماماً براساس تصاویر ناهوشیار عمل می‌کند و در کنترل فرد نیست. بنابراین توجه جدّی به ارتباط انسانی در محیط کار و پدید آوردن فضایی که فرد در آن احساس امنیت و صمیمیت نموده و از کار خود با تمام وجود لذت ببرد از محوری ترین مؤلفه‌های مدیریت علمی به حساب می‌آید.
ذهن خالی از افکار مزاحم و منفی قدرت یادگیری بالایی دارد و تمرکزی شگفت‌آور بر هدف‌ها دارد و اشراف آن بر محیط کار و جوانب آن منجر به کشف ارتباط‌های جدید و راه حل‌های مناسب‌تر شده و به صورتی طبیعی موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش مطلوبیت و مرغوبیت در تولیدات می‌شود.
مدیریت غیرعلمی به جای آماده‌سازی ذهنی افراد برای خلاقیت و پدیدآوردن فضایی برای آزادی ذهن افراد از افکار مزاحم و منفی بر انتظارات خود از کارکنان تاکید بیش‌تر می‌کند و با سرزنش و توبیخ افراد سعی در اصلاح امور دارد که البته راه به جایی نمی‌برد. مدیریت علمی در طرح‌های آموزشی خود، کارگاه‌های آموزشی ویژه ای برای تخلیه و آزادسازی ذهن افراد تحت پوشش پیش‌بینی کرده و پس از اطمینان از خالی بودن ذهن‌ها، به طرح انتظارات و برنامه‌ها و اهداف می‌پردازد تا از کارآمدی طبیعی آن اطمینان بیش‌تری به دست آورد.

۳- نیم کره ی راست و نیم کره ی چپ

نیم‌کره‌ی چپ مغز، برای اندیشیدن، پیش‌بینی، راه‌حل‌یابی و علت‌یابی و تصمیم‌گیری و تمامی امور منطقی طراحی شده است و برای انجام این امور نیاز به فکر دارد و فکر کردن به مفهوم مصرف انرژی فراوان و بالا رفتن دمای مغز است. از کجا انرژی از دست رفته ی مغز تأمین می‌شود؟ تا چه زمانی می‌توان فکر کرد. آیا مغزی که دایم در حال فکر کردن است، می‌تواند خلاق هم باشد؟
نیم‌کره‌ی راست برای استراحت، آرامش، توجه به زیبایی، شادی و رهایی، شعر و موسیقی، عشق و دل سپردگی، پیوستن به ابدیت و جاودانگی طراحی شده است و انرژی از دست رفته را تامین می‌کند.
ذهن خلاق، ذهنی است که به صورتی متعادل از نیم‌کره‌ی راست و نیم کره ی چپ خود بهره می‌برد. یعنی انرژی تولید شده در نیم کره ی راست که نتیجه‌ی مراقبه، سکوت، رهایی و بی‌فکری و به قول عارفان مستی است، در نیم کره‌ی چپ برای دریافت ارتباط‌های جدید میان پدیده‌ها به کار می برد. برای همین است که مهندسی ذهن به موفقیت همه جانبه می‌اندیشد نه به موفقیت کاریکاتوری.

مثلا اگر ما می‌خواهیم اتومبیلی تولید کنیم که در سرعت و قدرت کارآمدی بالایی داشته باشد و در عین حال در زیبایی و راحتی و تناسب و مصرف کم انرژی هم مطلوبیت داشته باشد لازمه‌اش تربیت مهندسان و کارگرانی است که مهارت بهره‌برداری متناسب از نیم‌کره‌ی چپ و راست مغز خود را دارند. سخن از نیروی انسانی ماهری است که نه تنها در کار و شغل خود موفق است بلکه در ارتباط انسانی و خانوادگی خود و در تفریحات و خلاقیت‌های هنری و ادبی و… نیز احساس موفقیت می‌کند. قابل ذکر است که بسیاری از کشف‌های بزرگ مخترعان و مکتشفان و دانشمندان و عارفان قدیم و جدید، در زمان تفریح و استراحت آن‌ها به ذهنشان الهام شده است و این نکته‌ی بسیار مهمی در خلاقیت است. به قول «دیپاک چوپرا» برای کشف‌های بزرگ: «در شکاف ذهنت خانه کن».

خلاقیت ذهن

خلاقیت ذهن

۴- فایل مثبت و فایل منفی

ذهن ما دایما در حال تولید فکر است. هر ذهنی دو آرشیو و فایل مستقل از یک دیگر دارد که یکی تمامی خاطرات و پیام‌های منفی و ناخوشایند زندگی فرد را در خود ذخیره کرده است و هم اکنون هم در حال تولیدات جدید و افزودن بر انبار اطلاعات منفی است و آرشیو دیگری هم برای ضبط و فعالیت افکار و اندیشه‌ها و خاطرات مثبت و خوشایند وجود دارد.
فردی که بنا به شرایطی در فایل منفی خود زندگی می کند به دلیل احساس خطر در حالت دفاعی یا حالت گریز و یا حالت حمله قرار می‌گیرد و انرژی فراوانی را از دست می‌دهد. در چنین حالتی انقباض ماهیچه‌ها افزایش یافته و ضربان قلب تشدید می‌شود و بسیاری از فعالیت مثبت بدن مثل جذب و دفع، متابولیسم و بازسازی سلول‌ها، دچار اختلال می‌شود. فکر منفی بلافاصله در سراسر بدن جاری می‌شود و تمرکز فرد را از میان می برد و وی دیگر نمی‌تواند به جنبه‌های مثبت امور بیندیشد.
متأسفانه فکر منفی، افکار منفی گذشته را حاضر می‌کند و می‌تواند تمامی سیستم را در قبضه‌ی خود بگیرد. عامل بسیاری از بیماری‌های جسمی، رفتارهای پرخاشگرانه و یا انزواطلبانه و بی دقتی و سهل‌انگاری و بی‌کاری پنهان، افکار منفی است. فرد منفی‌باف، از پشت یک عینک سیاه به جهان و محیط کارش می‌نگرد و نتیجه‌ی کارش، با افکار منفی‌اش تناسب دارد.
تصویرهای منفی موجود در ذهن بر اراده‌های مثبت هم غلبه می‌کند و در نهایت او را به نتیجه‌های منفی می‌کشاند. پاک کردن ذهن از افکار و اندیشه‌های منفی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسوولیت‌ها در فرآیند مدیریت ارزش است.
فایل مثبت به عکس فایل منفی، آرشیو تمامی خاطرات شیرین و زیبا و دوست داشتنی است.

هر فکری چه منفی و چه مثبت احساس و رفتار متناسب با خود را پدید می آورد. فکر مثبت، احساس مثبت و تمایل به کار خلاق را پدید می آورد. فایل مثبت بر خلاف فایل منفی، انرژی‌زا است و از تمامی انرژی‌های موجود در خاطرات گذشته می‌تواند بهره‌برداری کند. خاطرات مثبت گذشته محصول راه حل‌های موفق بوده‌اند، بنابراین ذهن به خلاقیتی شگفت‌آور دعوت می‌شود. خوشبختانه فایل مثبت ذهن از فایل منفی جداست و گویا با فعال شدن یکی، دیگری نقش خود را از دست می‌دهد.
سوال مهم این است، چگونه فرد به فایل منفی و یا مثبت ذهن می رود؟ آیا در اختیار اوست یا ذهن او تسلیم شرایط بیرونی است؟ جالب‌ترین مساله‌ی ذهن، که آزادی ما را تضمین می‌کند این است که رفتن به فایل مثبت یا منفی ذهن کاملاً در اختیار فرد و بر اساس عادت‌ها و آموزش‌های قبلی اوست.
توجه، تکرار و هیجان سه کلید مهم ثبت اطلاعات در ذهن هستند. اگر این توجه به امور منفی باشد، فرد بلافاصله فایل منفی ذهن خود را فعال می‌کند و تمایل شدیدی برای برجسته کردن منفی‌ها از خود نشان می‌دهد و از آن جا که افکار مسری هستند، یک فرد منفی باف می‌تواند یک فضای سالم را به جهنمی از اندیشه‌های منفی تبدیل کند. راز خلاقیت در این است که به افراد آموزش داده شود که با به کار بردن درست این کلیدها، (توجه، تکرار و هیجان) از تأثیرپذیری منفی از محیط و اطرافیان آزاد باشند و خود را در وضعیت مثبت نگاه دارند.
ماندن در فایل مثبت به معنای نادیده گرفتن جنبه‌های منفی کار و زندگی نیست، بلکه به معنای نماندن در منفی‌ها و افزایش توجه به مثبت‌هاست تا فرد انرژی لازم برای غلبه بر موانع را پیدا کند و موانع جدید پدید نیاورد. ذهن مثبت بهترین راه‌حل‌یاب است.

۵- ذهن مساله ساز، ذهن راه حل یاب

ذهن مساله‌ساز، ذهنی است که در هر کاری به دنبال موانع و مشکلات می‌گردد تا آن‌ها را بزرگ کند. عادت این افراد این است که به محض روبه رو شدن با مشکل و موانع و یا ناکامی، این امور را غیرطبیعی دانسته و تکیه کلامشان این است که: «چرا باید این طور باشد»، «من شانس ندارم» و با این قضاوت‌ها و سوالات بحران‌زا، توانایی خود را صرف سرزنش خود و دیگران می‌کند و از خلاقیت محروم می‌شود.
ذهن راه‌حل‌یاب عادت دیگری دارد. این فرد به محض روبه رو شدن با مانع و مشکل، احساس خود را بیان کرده و بلافاصله به دنبال راه حل می‌گردد و تکیه کلام او این است که: «بهترین راه‌ها برای موفقیت کدامند؟» ذهن راه‌حل‌یاب معمولاً از قضاوت‌های مطلق و قاعده‌های همه یا هیچ پرهیز می‌کند و احتمالات مختلف را در نظر می‌گیرد. ذهن راه‌حل‌یاب از نمی‌دانم آغاز می‌کند و به احتمالات گوناگون می‌رسد و در نهایت بهترین راه حل را انتخاب می‌کند.

۶- ارتباط خلاق و موثر

دنیای امروز دنیای ارتباطات است. تکنولوژی پیشرفته، محصول ارتباطات پیشرفته است. کسانی که قادر به ایجاد ارتباط گسترده نباشند، نمی‌توانند از ظرفیت‌های عظیم ذهن خود برای خلاقیت بهره‌برداری کنند. این امر در ارتباط میان ملت‌ها و فرهنگ‌ها و هم چنین ارتباط‌های میان فردی و سازمانی مصداق دارد. در کشفیات جدید مربوط به P.L.N گفته می‌شود که رفتار دیگران با ما تا حدود زیادی محصول تصویری است که از ما در ذهن خود دارند. بنابراین فرد خلاق در روابط خود با ایجاد تصویر مطلوب از خود در ذهن دیگران، همکاری صمیمانه‌ی آن‌ها را نیز با خود به همراه دارد و در بروز خلاقیت دیگران در محیط کار نقشی اساسی دارد. به قول «لئوبوسکالیا»: «هم دلی مقدمه‌ی همکاری است».
تکنیک‌های ایجاد تصویر ذهنی مثبت در فضای ارتباطی و تأثیرگذاری مثبت در ذهن دیگران و ایجاد فضای خلاق در کارگروهی، از مهم‌ترین رازهای خلاقیت در نظام آموزشی و تولیدی است که نیاز به دوره‌های آموزشی ویژه‌ی خود دارد.

مهندسی ذهن

محورهای اصلی مهندسی ذهن

مهندسی ذهن چیست؟

مهندسی ذهن؛ آشنایی با کارکرد و ساختار ذهن هوشیار و ناهوشیار و بهره برداری بهینه از توانایی های شگفت انگیز آن هاست. مهندسی ذهن، طراحی و مدیریت ذهن برای رسیدن به هدف های معین است. مهندسی ذهن، نمایانگر یک قدرت عظیم و شگفت انگیز در ذهن است و آن قدرت، توانایی ذهن آدمی در تطبیق واقعیت ها و جهان بیرونی با پروژه ها و طرح های ثبت شده در آن است.

مهندسی ذهن و خلاقیت

آن چه در مدیریت اداری و صنعتی و آموزشی کشور جای بحث و تامل بسیار جدی و فوری دارد، مساله خلاقیت است. پایه و اساس مدیریت علمی در دنیای امروز مبتنی بر افزایش خلاقیت است. منظور از خلاقیت توانایی بهره برداری بهینه از حداقل امکانات است، که در آن مفاهیم بهره وری، صرفه جویی در زمان و انرژی، صرفه جویی در هزینه ها افزایش مطلوبیت و کارآمدی و نوآوری و آفرینندگی در همه ی ابعاد مادی و معنوی لحاظ شده است.
اصل مهم مهندسی ذهن این است که واقعیت های بیرونی در تمامی جنبه هایش انعکاس طرح های ذهنی بشر است. به قول هگل: «ذهن واقعیت می شود». بنابراین خلاقیت در تصویرسازی های ذهن به خلاقیت در مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و تولیدی منجر می شود. بدون کارآمدیو خلاقیت در مدیریت ذهن، نمی توان انتظار نهادینه شدن مدیریت علمی در سازمان های آموزشی و صنعتی و اداری را داشت.
محورهای اصلی مهندسی ذهن برای خلاقیت همه جانبه عبارتند از:
۱- ارتباط با واقعیت های بیرونی
۲- پذیرش و جذب پیام های گوناگون محیط درونی و بیرونی.
۳- پردازش اطلاعات و داده ها بر اساس مفید بودن و تناسب با نظامِ اطلاعاتی ذهن.
۴- گزینش داده ها و خلق تصویرهای ذهنی مطلوب.
۵- ارسال تصاویر به صورت فرمان به ناهوشیار برای اجرا در واقعیت.
بنابراین مقوله هایی چون ادراک و تفسیر پدیده ها و نیازها، ارزیابی خوب و بد یا درست و غلط و یا مفید و غیرمفید بودن آن ها و گزینش و تصمیم گیری نهایی برعهده ی ذهن هوشیار است. اصل و قاعده ی مهم این است که هیچ تصویری بدون تصمیم گیری نهایی ذهن هوشیار وارد سیستم نخواهد شد و ذهن هوشیار با سه کلید (توجه، هیجان و تکرار) تصویرهای دل خواه را می آفریند. محرک ها و پیام هایی که مورد توجه و گزینش ذهن هوشیار قرار نگیرند نمی توانند کوچک ترین تاثیری بر ساختار ذهن داشته باشند. نتیجه ی این اصل این است که خروجی های ذهن انسان مثل میزان خلاقیت، شادی و موفقیت و سلامتی و نوع ارتباط کاملا وابسته به ورودی های آن یعنی پردازش اطلاعات و تصویرسازی ذهن هوشیار است. بنابراین، مهندسی ذهن یعنی مهارت تنظیم و آفرینش تصویرهای لازم برای رسیدن به محصولات مطلوب و مرغوب و مورد انتظار.

مهندسی ذهن

مهندسی ذهن

ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می گوید.
۲- ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی تواند تشخیص دهد در یککلام ناهوشیار شعور ندارد.
۳- ذهن ناهوشیار تمامی فرمان های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می کند.
۴- ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت های داخلی بدن تسلط دارد.
۵- ذهن ناهوشیار بی مکان و بی زمان است و به همه ی زمان ها و مکان ها دسترسی دارد.
۶- ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می کند و از پدیده ها و واقعیت ها هر آن چه که مربوط به نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش های نامربوط را رها می کند.
۷- ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی انتهای انرژی است.
۸- ناهوشیار هر فرد با ناهوشیار افراد دیگر ارتباط اینترنتی دارد.
۹- ذهن ناهوشیار به خواسته ها و اهداف ما بی اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می برد تا ما به خواسته های خود برسیم.
۱۰- جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.
۱۱- پس هر کسی همان است که بدان می اندیشد و هر کسی می تواند آینده ی خود را به صورتی که می خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.

 

قدرت های ذهن و مغز

قدرت های شگفت مغز و ذهن را بشناسید

از خصوصیات اصلی انسان، توانایی فوقالعاده‌ی او در فکرکردن است؛ به‌خصوص توانایی او در تفکر درباره‌ی نحوه‌ی فکرکردن خود، شاید از بی‌نظیرترین و انسانی‌ترین ویژگی‌های اوست. همان‌طور که انسان با افکار و اندیشه‌های خیالی و غیرمنطقی، مایه‌ی اضطراب و نگرانی خود را فراهم می‌کند، از طریق تفکر صحیح و منطقی نیز می‌تواند خود را از شر ناراحتی‌های خویش، رها سازد.

گاهی اوقات در طی زندگی خود شاهد وقایعی هستیم که باعث تعجب بسیار در ما و اطرافیان میشه . وقایعی مانند الهام و بصیرت ، نبوغ و استعداد در برخی از کودکان، تله پاتی و ادراک فراحسی ، همزمانی  و …. در این پست ، به بررسی این وقایع از دیدگاه علمی و آناتومی بدن و ذهن انسان میپردازیم . با ما همراه باشید .

برای ادا کردن حق مطلب به شما عزیزان ، نیاز به این داریم که ذهن و مغز را برای شما تعریف کنیم .

اکثر ما انسان ها ، اینگونه فکر میکنیم که تمام فعالیت های فکری ، محاسباتی ، ادراکی و فرا حسی ما از طریق مغز انجام میشود . این تعریف کاملا درست نیست و البته کاملا غلط هم نیست .

مغز انسان تشکیل شده از آب و چربی است ، همان طور که اطلاع داریم ، آب دارای حافظه است ، آب کلمات و انرژی های مثبت و منفی را به خوبی درک میکند ، نام خدا را از نام شیطان تشخیص میدهد و … در داخل قشر مغز انسان، نورون هایی وجود دارد ، که شکل ظاهری آن ها مانند ریشه های درخت است .

قدرت های ذهن و مغز

قدرت های ذهن و مغ

نورون چیست ؟

اصلی‌ترین یاخته‌های عصبی هستند. این یاخته‌ها وظیفه انتقال و دریافت داده‌های عصبی را بردوش دارند. آنها این کار را از راه هدایت تکانه‌ های الکتریکی انجام می‌دهند.

همانطور که مطالعه کردیم نورون های یا رشته های عصبی ، مانند ریشه های درخت در لایه قشر مغز که از آب و چربی تشکیل شده است وجود دارند ، این رشته ها پیام های الکتریکی که در مغز تولید میشود را به دیگر نقاط بدن منتقل میکنند که باعث حرکت دست ها ، پاها و دیگر اعضای بدن میشود .

حال از شما عزیزان این سوال رو دارم ، چگونه اندیشه ای در مغز انسان تولید میشه ؟ آیا آب و چربی و نورون های عصبی که همانند سیم های برق در قشر مغز وجود دارند دارای احساسات ، افکار ، درک ، حس خوشحالی و نگرانی و … هستند ؟!!!

مغز و ذهن انسان ، در تعامل به یک دیگر هستند ،مبحث رو با مثالی آغاز میکنیم : مغز انسان رو همانند یک رادیو فرض کنید . ذهن انسان رو همانند یک آنتن رادیو . رادیو بدون آنتن کار نمی کند و همچنین آنتن هم بدون رادیو هیچ کارایی خاصی ندارد …

عده ای بر این باور هستند که مغز انسان همانند یک هارد دیسک کامپیوتر است . حال از شما این سوال رو دارم ، آیا کامپیوتر خانگی شما که هزاران اطلاعات رو در خودش جای داده ، آیا میتونه ایده ای جدید رو به شما ارائه کنه ؟ آیا کامپوتر شما دارای سلیقه است ؟؟ دارای احساسات و عواطف است؟؟؟ به طور حتم خیر .

بلکه تنها از اطلاعاتی که در خود ذخیره کرده و یا برنامه هایی که در حافظه اش تعریف شده میتونه استفاده کنه . اما ما انسان ها در طول زندگی خود با مشاهده وقایع ، تصمیمات متفاوتی میگیریم ، هر یک دارای سلیقه ای متفاوت هستیم ، گه گاه ایده هایی رو ارائه میدیم که تا به حال کسی مانند اون ایده رو ارائه نکرده ، خواب هایی از آینده رو مشاهده میکنیم که به حقیقت می پیونده و غیره غیره .

پس در نتیجه : مغز انسان تنها یک کامپیوتر یا هارد دیسک نیست ، بلکه در کنار حافظه ای که در خود داره ، یک رادیو هم هست که توسط آنتن ، اطلاعاتی نو ، جدید و تازه رو دریافت میکنه . به تعریف دیگر ، مغز تجربیات رو ثبت میکند ، اما ذهن ، تجربه میکند .           ذهن یک شعور زنده است که تکامل می یابد و تکامل را دریافت می نماید . زمانی که به موضوعی فکر میکنید ، ذهن شما درست مانند رادیویی است که در حال جستجو برای دریافت سیگنال آنتن دهی بهتر است ، همچنین اطلاعات ذخیره شده در قشر مغز را نیز جستجو میکند تا از تلفیق این دو ، یک نتیجه گیری را حاصل کند .

حال با این مقدمه به مبحث قدرتهای شگفت میپردازیم تا بحث برای ما بهتر جا بیفته .

الهام و بصیرت

اگر مغز انسان اندیشه تولید میکند و این افکار نتیجه اطلاعات انبار شده در حافظه انسان باشد ، چگونه ممکن است که فکر تازه ای به ذهن کسی برسد ؟ افکار جدید از ذهن می آیند نه از مغز . اصلی ترین افکار جدید را الهام می نامند . و دیدن چیزی جدید در مورد خود را بصیرت می نامند .

الهام :گاهی ما در طول زندگی خود با موانعی رو به رو میشیم ، با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنیم ، ناگهان ایده ای به ذهنمان میرسد ، یا کلامی رو دریافت میکنیم و در دل ایمان داریم که این ایده یا کلام درست است و آن را عملی میکنیم . بعد از انجام این کار خواهیم دید از لحاظ مادی یا معنوی ارتقاء پیدا کردیم . در نتیجه الهام یک پیام ذهنی یا کلامی برای پیشرفت انسانها است . اختراع برق ، اختراع ماشین بخار ، کشف جاذبه زمین ، همه این ها را میتوان یک الهام نامید .

بصیرت : هر یک از ما انسان ها دارای افکار و اخلاق خوب و بدی هستیم . اما به کرار دیدیم که برخی از انسان ها در دیدن مشکلات و ضعف های خود ناتوان هستند . این افراد بصیرت را ندارند یا بصیرت را گم کرده اند . یک رایانه شخصی ، صبح زمانی که شروع به کار میکند به این فکر نمیکند که چطور امروز را بهتر از دیروز کار کند و بیاندیشد . اما آیا خود شما هم مانند یک رایانه فکر میکنید ؟ جواب این سوال با شماست . زمانی که شما تصمیم میگیرید بهتر از این باشید ، اخلاق های بد خود را تکرار نکنید و به سمت خوبی ها پیش برید یعنی شما از ذهن خود ، بصیرت را دریافت کرده اید . بصیرت نیز یک نوع الهام از خدا برای شماست . الهام و بصیرت را باید جستجو کرد و سپس در انتظار طلوعشان نشست .

تله پاتی

بعضی وقت ها پیش اومده که خواستیم به کسی تلفن بزنیم ، به محض تلفن کردن طرف مقابل گفته که اتفاقا همین الان میخواستم بهت تلفن کنم ، یا همین الان تو فکرت بودم . این اتفاق رو ما تله پاتی می نامیم . اما اگر به این موضوع از نظر علمی نگاه کنیم چی ؟

دانشمندان این موضوع رو بر روی فرزندان دو قلوی بسیاری انجام دادند که در لحظه ی تولد این فرزندان رو از هم جدا کردند ، زمانی که فرزندان بزرگ شدند ، با اینکه در خانواده های متفاوت و مکان متفاوتی بزرگ شده بودند اما بیش از ۵۰ درصد علاقه ها و افکار اون ها با هم مشابه ها بوده . بسیار مشاهده کردیم که در زمان هایی ، به ناگه ، دلشوره ای شدید بهمون دست میده ، این اتفاق بیشتر در مادر ها اتفاق میفته ، مادر به یکباره میگه ، دلشوره دارم ، بچم ، زنگ بزن بچم ببین کجاست ، تماس که میگیریم متوجه میشیم اتفاقی برای شخص مورد نظر افتاده . عجیب اینکه مادر چطور این اتفاق رو حس کرده !!!

قدرت های ذهن و مغز

قدرت های ذهن و مغز

تجربه ی جالب دیگر دانشمندان این بود که ، مادری رو از فرزند خود جدا کرده و چندین کیلومتر دور تر از مادر نگه داشته اند . درست در زمانی که بچه شروع به گریه کردن میکنه ، ترشح شیر در سینه های مادر نیز دیده میشد . این امر ، به علت وحدت ذهن مادر و ذهن فرزند با یکدیگر است . که پیغام هایی رو به یکدیگر ارسال و دریافت میکنند . از این رو است که میگیم ذهن یک گیرنده دارای شعور ، درک و تکامل است .

ادراک فرا حسی

ادراک فرا حسی همان طور که از نامش پیداست ، یعنی درک کردن چیزی فراتر از حس های پنجگانه . به عنوان مثال : در حال راز و نیاز با خدای خود هستید ناگهان دچار شعف و سرور میشوید . یا بالعکس میل به گریه و سجده به انسان دست میدهد .

همان طور که اطلاع داریم ، به طور مدام اطلاعات و هدایت ها و در یک جمله نور الهی سراسر در حال جاری شدن بر تمام هستی است . همان طور که در بالا گفته شد ، اگر خود را آماده کنیم و در انتظار طلوع بنشینیم این اطلاعات را دریافت میکنیم . به عنوان مثال اختراع همزمان دو دانشمند به نام های لایپنیتز و نیوتون که به یک اختراع در یک زمان مشابه دست یافتن ، در حالی که کیلومتر ها از هم فاصله داشتند ، یکی از مثال های مشهور باشد . در یک معنی شاید این جمله که ایده هایی در ((هوا)) است ، درست باشد . جالب اینکه این هشیاری دریافت ، تنها در انسان ها وجود ندارد ، بلکه گیاهان نیز هم این خاصیت را دارا هستند ، به عنوان مثال طبق تحقیق دانشمندان گیاه شناسی ، در جنگل ها ، زمانی که درختان مورد استفاده بی رویه حیوانات قرار میگیرند ، بعضی از درختان صمغ هایی را برای دفاع از خود در برگ ها ترشح میکنند که باعث میشود از این استفاده بی رویه در امان باشند . این پدیده را نیز نمیتوان چیزی جز یک شعور و علم الهی که در لحظه ی لازم وارد عمل میشود نام گذاری کرد .

همزمانی

در مبحث جهان بینی از منظر علمی ما این رو میخونیم که رویداد ها با هیچ نیروی بیرونی سازمان نیافته اند ، اما مبحث تصادف و اتفاق چیز دیگری رو عنوان میکنه ، تا به حال پیش اومده کسی رو ببینید و فکر کنید که این آدم را چندین ساله که میشناسید ؟ یا تا به حال اتفاق افتاده که دچار مشکل شدید و یا نیاز به کمک شخصی دارید ، در همین حین است که با کسی آشنا میشید که تنها اون شخص میتونه مشکل شما رو حل کنه ؟ یا زمانی که کسی در آخرین دقیقه تصمیم میگرد سوار هواپیما نشود و بعد آن هواپیما سقوط میکند ؟ با مشاهده این وقایع به این نتیجه میرسیم که چیزی بیش از موضوع جهان بینی یا اتفاق و تصادف در این رویداد ها دخیل هستند .

چه چیزی باعث میشود که انسانی درست در لحظه ی نیاز به انسان کمک کند ؟ برای پاسخ به این سوال ، سَری به ژنتیک های انسان میزنیم . بدن شما تشکیل شده از میلیارد ها سلول است که در داخل هر سلول یک دی ان ای DNA  وجود دارد .

DNA  در انسان ، درون هسته ی سلول باقی می ماند و ۹۹% موارد اولیه ژنتیکی دی ان دی در حالت غیر فعال و خنثی قرار دارد تا زمانی که زمانی که بازگشایی و تقسیم و یا ساخت سلول دیگری نیاز باشد … دی ان ای انسان که غیر فعال نیز هست ، چطور میداند در زمان مناسب باید زنده و فعال شود ؟!!!

برای افتادن دندان های شیری یک کودک و جانشین شدن دندانی های دائمی ، DNA  باید درباره ی گذشت زمان خیلی چیز ها بداند . همین مساله در باب هر فرآیندی در داخل بدن انسان صادق است . هر سلول در بدن انسان به وضوح میداند که خود را چگونه تغذیه کند ، یک سلول نهایتا تا سه روز عمر میکند ، سلول زمانی که به زوال نزدیک میشود DNA موجود در سلول خود را فعال میکند تا سلول دیگری تولید شود . حال به این قضیه از ابعاد بالاتری نگاه کنید … اگر من و شما هر یک خود را یک سلول در این افرینش تصور کنیم چه ؟ با کمی بینش و بصیرت در خواهیم یافت زمانی که در کوچکترین عضو بدن یعنی سلول ؛ همه چیز به درستی و در زمان مناسب انجام میشود ، پس برای ما هم میتواند به همین شکل باشد ، هر چیزی در زمان مناسب به دست ما خواهد رسید ، البته به این شرط که ما زمان خود را با زمان محیط پیرامون هماهنگ کنیم . این یعنی همزمانی . همزمانی ما با محیط پیرامون اشاره به همان آگاهی ما از علت حضور در دنیا دارد ، زیرا یک سلول میداند چه وظیفه ای در دنیا دارد ، ما نیز باید بدانیم چه وظیفه ای داریم . و همان طور که گفته شد ، اگر ما خود را آماده نگه داریم ، هر چیز در زمان مناسب به دست ما خواهد رسید .

شخصیت های پنهان ، چند شخصیتی

با این دسته از افراد ، روانشناسان بیشتر آشنا هستند ، انسان هایی که دچار چند شخصیتی هستند ، الان خوب هستند ، ساعتی بعد دیوانه ، ساعتی بعد ایثارگر ، ساعتی بعد غمگین و افسرده هستند . به تعاریف زیر دقت کنید .

زمانی که یک قانون پایان می پذیرد ، قانون دیگری ظاهر میشود ، ما این رفتار رو در سلول های بدن نیز شاهد هستیم ، سلول در مغز ، شاید در تمامی عمر زنده بماند ، اما همان سلول در بدن انسان ، سه روز عمر میکند . همان سلول هنگامی که در اسپرم مرد وجود دارد ، در داخل کمر ، به بقای زندگی خود و دیگر اسپرم ها کمک میکند ، اما زمانی که وارد رحم زن میشود تمام تلاش خود را انجام میدهد تا از دیگر اسپرم ها سبقت بگیرد تا به تخمدان برسد و زندگی دیگر سلول ها برایش ارزشی ندارد . در انسان های چند شخصیتی نیز همین روال وجود دارد . انسان چند شخصیتی دارای ثبات اخلاقی نیست و مکان های مختلف رفتاری های متفاوتی را از خود نشان میدهد ، در هر شخصیت چنان ایفای نقش می کند که گویا تا چند دقیقه قبل شخص دیگری نبوده است . افراد چند شخصیتی ، قبول ندارند که دچار توهم میشوند یا اینکه چندین شخصیت را دارا هستند ، بلکه خود را یک انسان با ثبات فرض میکنند . انسان چند شخصیتی یک بازیگر ماهر است که نمیتواند ببیند توهم ، توهم است . داستان زیر را دنبال کنید .

روزی شاگردی به استادی گفت : چرا اصرار دارید که خود طبیعی من ، غیر واقعی است؟

استاد پاسخ داد : چرا این سوال را به صورت دیگر بیان نکنیم ؟ چرا فکر میکنی که واقعی هستی ؟

شاگرد گفت : آشکار است ، من فکر میکنم ، حس میکنم و عمل میکنم ، خود را میشناسم ، میدانم که هستم ، با تمام عاداتم ، تمام علایق و نفرت هایم .

استاد تاکید کرد : بلکه ، اما واقعا چه میدانی ؟ آیا وقتی که در خواب هستی ، عادات خود را داری ؟

شاگرد پاسخ داد : در رویا نا آگاهم ، اما حالا که هوشیار هستم .

استاد با خنده گفت : واقعا ؟ اایا میتوانی آنچه را که دیروز برایت اتفاق افتاده به یاد آوری ؟ یا حتی به آنچه که یک ساعت پیش فکر میکردی ، به یاد آوری ؟ آیا خود آگاهی تو یک خاطره نیست ؟مانند رویاهات که به محض بیداری آن ها را از یاد میبری ؟

شاگرد که متعجب به نظر می آمد گفت : درست است استاد ، اما هیچ یک از این ها من را غیر واقعی نمی سازد ، شاید من خیلی سر در گم شده ام .

استاد سرش را با علامت نفی تکان داد و گفت ، اگر اینگونه باشد ، پس همه ی ما سر در گم هستیم ، حقیقت این است که ما انسان ها مدام در حال تغییر هستیم ، اما خود این تغییر را نمی بینیم . (( من )) مدام در حال تغییر است ، برای هر تجربه تجربه کننده متفاوتی وجود دارد .

به واقع هم هیمنطوره دوستان ، خود من ، در حال حاضر ، انسان سه سال پیش نیستم و به طور حتم سه سال بعد هم انسان حال حاضر نخواهم بود . اگر قبول کنم که ((من)) در حال تغییر هستم ،هر لحظه برای ((من)) تجربه ای متفاوت رو در بر خواهد داشت .

اما تجربیات ((من)) مهم نیستند ، در پی هر پیروزی شکست و در پی هر درد ، لذتی نهفته است ، انسان باید از این تجربیات ، آگاهی لازم رو استخراج کنه ، این راهی است ، برای بیرون آمدن از توهم ، با این اوصاف تجربیات در دستان شما هستند ، نه شما در دستان تجربیات .

نتیجه گیری

مغز و ذهن ، جدا از هم ، اما در تعامل با یکدیگر هستند . مغز تجربه را ثبت میکند ، اما ذهن تجربه میکند .

برای تمامی ما انسان ها ، الهام صورت میگیرد ، هر اندیشه ی تازه ای در ذهن شما یک الهام است که از ذهن به مغز شما خطور کرده است ، تنها کافی است که این الهامات را ببینید و برای الهامات بیشتر خود را آماده کنید .

بصیرت یعنی اینکه اشتباهات و فراز و نشیب های خود را ببینیم و در صدد رفع آن بر آییم .

تله پاتی نشانی از ارتباط ذهن انسان ها با یکدیگر و ادراک فرا حسی نشانی از تعامل ذهن خداوند یا ذهن کُل با ذهن انسان است .

شخصیت های پنهان این را گفت که هر یک دارای شخصیت هایی هستیم که آن ها را نمیشناسیم ، خوب است که بدانیم هر یک دارای تغییر هستیم ، زندگی جاری است ، باید آن گونه باشیم که محصور تجربیات نباشیم ، بلکه از تجربیات آگاهی را استخراج کنیم . به ثبات اخلاقی برسیم و خود را در قالب یک ((من حقیقی)) بسازیم ، نه یک ((من توهمی)) .

همزمانی گویای این بود که همه چیز در زمان مناسب روی میدهد ، به طور اتوماتیک وار ، به واسطه ی علمی نهان که در درون خود جای داده است . پس تو خود را با این علم هماهنگ کن تا همزمان با تکامل آفرینش تکامل خود را مهیا کنی .

رهایی ذهن از احساسات

ذهن خود را از احساسات رها کنید

ذهن بخش جادوگر وجود انسان است و قضاوت مهم ترین صفت اوست. هر گونه باورپذیری به ذهن هویت و واقعیت می بخشد. هر گونه مقاومت موجب هویت بخشی و شکل پذیری می شود. هر گونه احساس، در برنامه نویسی ذهن تاثیر دارند. هر گونه باور، ذهن را می سازد و ذهن، جسم و روح را می سازد.

ما در اینجا فقط به چند نکته ی بسیار اساسی اشاره میکنیم که برای کسانی که میخوان دقیق تر وارد موضوع بشن ، سرنخ رو به دستشون بدیم و اصول ِ ایمن بودن و سریعتر جواب گرفتن در کار با ای اف تی رو به اونها بیاموزیم ، پس بعد از گفتن چند جمله ی کوتاه به عنوان مقدمه ای مختصر و نام بردن اساتید اولیه در این امر و شرح چند جمله ی کوتاه در رابطه با محتوی ای اف تی ، بحث ِ پیدایش ِ این پدیده رو خاتمه میدیم و به مبحثِ اصلی که به کار گیری اصول در این روش هست ، میپردازیم تا شروع پیگیریهای شما عزیزان رو با راحتیِ بسیار بیشتری مهیا کنه :

ای اف تی ،  ” EFT ” ، تکنیک رهایی احساسات ، ، روش ضربه زدن ، تپینگ ، Tapping Technic ، یا Emotional Freedom Technic و نامهایی از این دست همگی بر یک مضمون از یک فن و دست یافته ای که در سی ساله ی اخیر مکشوف شده ، صحبت میکنن . این تکنیک با ضربه زدنهای پیاپی ، آرام و ملایم با نرمه ی سرِ انگشتانِ دست یا گاها با کف  دست یا استفاده از تمامی ِ کناره ی بیرونی ِ انگشتِ سبابه ، بر روی نقاطِ مردین بدن ( نقاطی که طبِ سوزنی بر روی آنها از تکنیکِ سوزن زدن استفاده میکند ) ، بدن را برای دریافت الگوهای جدید و رهایی از احساسات ِ نابهنجار یا دردها و رنجها ، فشارها و سرکوبهای اندوخته شدن در آن که توانسته اند یا میتوانند موجبات ِ عدم تعادل را در ذهن و جسم و همینطور دنیای احاطه کننده ی او را موجب شوند ، رهایی بخشیده و ترمیمی صحیح و بهنجار نماید .

این تکنیک توسط پزشکی روانشناس و درمانگر( دکتر کَلَ هَن )، به طوری کاملا اتفاقی مکشوف شد و توسط فردی به نام کریگ و همینطور دستیارانش ، انتشاری جهانی یافت و با مبتکرین و پیشروانِ این امر مانند اسمیث ( که در کار خود نابغه است و این تکنیک را با هنری جدید عرضه نموده ) ، اُرتنر که با بیانی راحت و جامع فهم برای عموم در این زمینه را موجب شده ) ، استفان و … رنگی جاافتاده به خود گرفت . در ایران در سالهای اخیر ترجمه هایی برای شناسایی این روش ِ زیبا و کارساز انجام شده که در جای خود قابل ِ قدردانی هستند اما اخیرا شخصی به نام یاسمن گلچین ، با ارائه ی سمینارهای بین المللی ، کلاسهای تخصصی و سایت ِ شخصی با انتشار کتابی ساده ولی گویا و کاربردی به نام ” تکنیک رهایی ذهن ” ، به گسترشِ این پدیده ی جهانی در بین هموطنان کمک کرده است . این کتابِ اخیر همانطور که از آن در بالا یاد شد کتابی ساده و کاربردی ایست که به شما عزیزان در امر یادگیری و به کار بستنِ حرکاتِ اولیه  و مضامینِ نوشتاریِ سناریو های برخی موارد توسط  ای اف تی ، کمکِ شایانی میکند ولی باید گفت که در خارج از ایران ، کتابهای جامع و مفصل تری در این باب رواج دارد که بسیار بنیادی تر و گسترده تر موضوع را بیان و مطرح نموده و من قصد دارم تا نکات مهمی را که در یافته های خارج از دسترس شما عزیزان قرار دارد یا به آسانی به آنها دسترسی پیدا نخواهید کرد و باید در این زمینه تجربه هایی لازم را اکتساب کرده باشید ، برایتان مفهوم کنم تا حدود زیادی درک مطلب راحت تر گشته و مسئله باز تر گردد .

با شرحِ مطالب بالا مقدمه ی خود را خاتمه داده و به نکاتِ موثرتر در رابطه با به کارگیریِ روشِ ضربه زدن میپردازیم :

تپینگ در مواردی بسیار سریع جواب میدهد و در مواردی که از پیچیدگی های روحی ، اعتقادی ، احساسی و جسمی برخوردار است گاها با انجام ِ پیاپی ِ این روش ( حداقل انجام دادن ِ هر سناریو دو بار در روز به مدت ِ چند ماه ) مشکل گشا خواهد شد . در مورد ِ اخیری که از آن یاد شد ، این روش در کنارِ مثبت اندیشی و استفاده از دیگر تکنیکها نظیر مدیتیشن یا مراقبه ،  ریکی ، گفتنِ جملاتِ تاکیدی مثبت ، استفاده از قانونِ جذب و کمک گرفتن از نیروهای معنوی نظیر خودبرتر و … ، روشی بسیار منحصر به فرد و کاربردی تر میشود .

چرا میگوییم در کنار این روشها ؟!

اول به این دلیل که اشخاص ِ منفی گرا دوباره و دوباره در این مشکلات که آنها را با ای اف تی رها کرده اند گیر خواهند افتاد ! و برنامه ی زندگی یشان را دوباره با ابهاماتی جدید روبرو خواهند کرد ! به زبانی خودمانی تر در مورد این افراد باید گفت خانه از پای بست ویران است ، خواجه در بند نقش ایوان است ! بدیهی است که اگر ما از اصول اولیه ی سلامت و درست اندیشیدن برخوردار نباشیم ، دائما خود را در ورطه ی مشکلات میاندازیم پس بهتر اینست که ریشه را ترمیم کنیم و همزمان نیز در پی ِ درمان مشکلات ِ قدیمی مان باشیم . دلیل ِ دیگر برای به کار گیری توام روشهای مثبت اندیشی و غیره که یاد شد ، این است که  اگر شخصی با مفاهیم و مضامینِ گفته شده آشنایی نداشته باشد ، عموما چون در کار ِ زندگی ِ خود همواره سردرگم است و اصل و فرع ، خوب و بدِ اعمال ِ ناشی از کارمای منفی و مثبت ، ایجاد ِ قوانین ِ جذب و … را نمیداند ، به الطبع کارهایی را که انجام میدهد از پختگی ِ تمام و کمال نشات نمیگیرد تا او را به صورتی زیبا و تمام عیار به هدفش نزدیک کند ، نتیجتا هی میبافد و هی میشکافد و هیچگاه به بافته ی طرح واهی یی که در نظر دارد ، به درستی و تمامیت نخواهد رسید !

به اعتقاد من استفاده از تمامیِ این تکنیکها حالتی تکمیلی یا مکمل را در شخص موجب میشوند که به رشد روحی و دریافتی سریع تر برای او ، رسیدن به خواسته اش را موجب میگردد ، گو اینکه هستند کسانی که بدون بینشی مثبت هم در اموری که خواستار رهایی احساسات دردآورشان با تکنیک ای اف تی هستند ، گام برداشته و در آن زمینه ی بخصوص با پشتکار جوابی سریع و مثبت گرفته اند.

به عنوان موجودیت بشرگونه یمان ، این را از سالیان طی شده ی عمر به وضوح آموخته ایم که برای رسیدن به چیزهایی بزرگ ، باید صبور بود ، همت گذاشت و نتیجه را در بر کشید ولی ذهنمان و علاقه ی رسیدنِ به آرزوهایمان ، چنان اشتیاقِ کاذبی در ما را موجب میشود که در برابرِ دریافتِ آرزوهایمان بی طاقت و عجول میشویم و از هر تکنیکی انتظار داریم معجزه ی یک شبه ی خود را در هر موردی ، کوچک و بزرگ ، مفید یا مضر ، برایمان به ظهور رساند !! از آنجا که ما در عالمِ فیزیکی زندگی میکنیم ، هر چیز برای شکل گرفتن از حالتِ انرژی و به بعدی مادی واقع شدن یا پدیداری در عالم فیزیکی ، نیاز به مدت زمانی جهت شکل یافتن دارد . در عالم روح و ابعادِ بالاتر شما با تجسم  در عالم ِ ماورا یا روحانی میتوانید به هر چیز بلافاصله برسید ولی در عالم فیزیکی ، نیاز به زمانی فیزیکی برای تشکیل و جذبِ خواسته هایتان به سمتِ خود و تشکیلِ ساختارِ آن از عالمِ انرژی به عالمِ ماده دارید ؛ برای همین امر ، صبور بودن و پشتکار داشتن ، تمرین را ادامه دادن و مثبت بودن راهگشای محض است و در زمانی نه چندان دور ، رسیدن به آمالی که خود در ذهن پرورده اید و به سمتِ خود جذب کرده اید ، بی برو برگرد ، در اختیار شما قرار خواهد گرفت .

با توجه به مطالب ِ یاد شده ، روش ” ای اف تی” نیز با اینکه سریع عمل میکند ولی به هر حال برای مواردی پیچیده ، نیاز به سپری شدن ِ زمانی خاص و تحولی فیزیکی دارد . در برخی موارد مانند سردردی که شما ریشه ی آن را در یک بحث ِ چند دقیقه پیشتان ، با یک فرد به آن دچار شده اید ممکن است با چند دقیقه ( اغلب کمتر از پنج تا ده دقیقه ) رفع کنید ولی مشکلاتی مانند بلاک شدن ثروت به روی شما و مثالهایی از این دست ، ممکن است با چندین نوع باور غلط ، از موارد خاصی نشات بگیرد در حالیکه اغلب شما از ریشه های آن تقریبا ناآگاه هستید ؛ پس زمانی درخور لازم است تا این سد و باورها شکسته شود و شما به دنیای ِ برکاتی که لایق ِ آنید دسترسی پیدا کنید . همانگونه که شرح آن رفت ، در این موارد مثبت اندیشی ، گفتن ِ جملاتِ مثبت ، مدیتیشن و ریکی ، کمک رسانانی تقویت کننده و مهم هستند که جذب ِ برکات را برای شما با سرعت تر و موفقیت آمیزتر به عرصه ی ظهور میرسانند و همانگونه که یاد شد موجب میشود تا شما مداما بافته ی خود را نشکافید و زودتر به نتیجه برسید .

رهایی ذهن از احساسات

رهایی ذهن از احساسات

با ارائه ی نکات بالا و در نظر گرفتن ِ آنها ، از دیدگاه من ” ای اف تی ” به دو طریق مورد ِ استفاده قرار میگیرد ؛ ۱- موارد آنی تر ، ۲- موارد ریشه دارتر :

در مواردی که شما ریشه ی مشکل را میدانید و یا به فرض در مورد اینکه میخواهید شخصی را ببخشید ، درمان ِ دردی را که دقایقی پیش به سراغتان آمده ، یا خشمی را که در یک مشاجره در آن غوطه ورید ، و مثالهایی از این دست ، با یک بار و در یک جلسه و در یک روز با توجه به درجه بندی ِ شدت ِ مشکلی که در وجودتان حس میکنید  ( ۰ کمترین مشکل یا عدم وجود مشکل  و ۱۰ بالاترین درجه ی شدت و احساس ِ ناراحتی ) ، سناریوی ای اف تی را پیاده میکنید و در هر بار خاتمه از یک دور زدن با یک سناریوی طراحی شده ، شدت را دوباره اندازه میگیرید و این سناریو را با توجه به مضامینی که به ذهنات میرسد تکرار و بازسازی میکنید و آنقدر آن را ادامه میدهید تا در انتها ، درجه ی مشکل را در وجودتان به صفر برسانید . که ممکن است این روشِ پاکسازی در برخی دردها و رهاسازی ها یا بخشیدنها بیش از نیم ساعت هم بطول انجامد! ولی پس از به صفر رساندن  شدتِ آن مورد ، دیگر با آن مسئله کارتان تمام میشود و در آن زمینه به آرامش دست خواهید یافت و در بدنتان از این بابت آسیبی تلنبار نمیشود و عوارضی آتی را بوجود نمیآورد .
در مورد دسته ی دوم از مشکلات و دردها یا فشارها و آسیب دیدگی های جسمی و یا خواسته هایی نظیر برآورده شدن ِ آرزوهای دیرینه یتان ، برای رسیدن به وضعی دلخواه ، با تکرار ِ یک سناریوی خاص ، حداقل دو بار در طول ِ روز ، به مدت سه ماه ، و گاها بیش از سه ماه ، به مشکل فائق میشوید .
همانگونه که گفته شد ، کتابی به نام ” تکنیک رهایی ذهن ” توسط یاسمن گلچین در بازار ایران موجود است که راهگشای اولیه ی شما عزیزان به آشنایی با امر ” ای اف تی ” و به کارگیری ِ سناریوهای اولیه برای شماست . من در اینجا به چند نکته ی کلیدی که در طی این ماهها ، از مطالعه و تحقیق در این زمینه آموخته ام اشاره میکنم که شما نیز در بکارگیری نوشتار سناریوها و اجرای روش ای اف تی بکار بندید و از آنها سود لازم را ببرید :

۱- به عنوان شروع ، برای عزیزانی که میخوان چندین مورد رو با استفاده از روش ای اف تی ، برطرف کنن و میخوان در آینده به کارهای خود رجوع کنن تا برای کارهای بعدی سرنخی از قبل بگیرن و یا اصلاحاتی در روند کارهای گذشته شون بوجود بیارن ، پیشنهاد میشه که دفتری به امر ای اف تی هاشون اختصاص بدن و در اون مشکلاتی رو که میخوان در صدد رفعش بربیان یا به اون موارد برسن ، در صفحه یا صفحات اول ، یادداشت کنن . سپس سعی بشه که مابقی ِ دفتر رو با عنوان بندی برای هر مشکل ، به بخشهای ِ چهار یا پنج صفحه ای تقسیم کنن . به فرض در صفحه ی اول و یا دوم دفتر ، ده مشکل به ذهنتون میرسه و اونها رو با شماره ی از یک تا ده ، در ده خط یادداشت میکنین . در اولین خط از صفحه ی بعد ، تیتر اولین مشکل یا خواسته تون رو که مهمتر از بقیه هست بنویسید . در خط بعدی علتهایی رو که در ذهنتون باعث ِ بوجود اومدن ِ این مشکل شده یادداشت کنید ، هر چیز که به ذهنتون میرسه و اینکه این مسئله در حدود چه برهه ای از زندگی تون یا سن و سالتون برای ِ شما شروع شده . سپس چیزی رو که میخوایید بهش برسید در خط بعدی بنویسن . و چند خط رو به این اختصاص بدین که تعداد ِ ای اف تی یی رو که متعاقبا برای ِ رفع ِ مشکلتون انجام میدید در اون قسمت یادداشت کنین . چند خط بعد یا صفحه ی بعد رو به این اختصاص بدین که زمانی که نوشتن یک سناریو رو یاد گرفتین ، متن ِ سناریو یا سناریوهای مربوط به اون مورد رو ، در اون قسمت بنویسین . وقتی خواسته هاتون رو نوشتین ، از مهمترینش شروع کنید و برای اون مورد بسته به اینکه جزو دسته ی اولی که در بالا ذکر شد باشه ، باید ترجیحا در یک یا دو سه روز ، درجه ی اون رو به صفر برسونین . اگر مشکل از دسته ی نوع ِ دوم باشه که باید برای اون تا حدود سه ماه ، هر روز حداقل دو بار ای اف تی کنین و به این صورت بین دو دسته از خواسته هاتون تفاوت قائل بشین .  دیگه فعلا با این مورد کاری ندارین تا بعد از مطالعه ی کتاب خانم یاسمن گلچین و یادگیریِ نوشتن سناریوها که میخوایید برای خودتون تنظیم کنید .

۲- نکته ی بعد که مهمه تا بدونید اینه که ما بطور ناخودآگاه از هر گونه تغییری میترسیم و یا در اعماقِ وجودمون ، تغییرات رو ” امن ” نمیدونیم و احساس میکنیم که تغییرو تحول میتونه و ممکنه وضع رو از این که در اطرافمون هست بدتر کنه ، به نوعی با دست پیش میکشیم و با پا پس میزنیم ! و این درست همون چیزی یه که باید روی اون کار بشه تا بدنمون بفهمه ما در وضعیتی ” ایمن ” قرار داریم و این تغییر رو الان انتخاب میکنیم و در امنیت ِ کامل الگوی جدید رو به الگوی قدیمی رجحان میدیم ، والا از طرف ِ بدنمون مدتی به بی الگویی و یا سردرگمی میرسیم تا دوباره بدن خودش و دستوراتش رو پیدا کنه ، بنابراین خیلی دیرتر به هدف خواهیم رسید و گاها با ارسال پیامهای اشتباه به بدن ، اصلا به جواب نمیرسیم ! با ادراکی که درباره ی مطالعه و تحقیق یکساله ی خود در این زمینه داشتم ، شخصا این رو بهتر میدونم که در ابتدای شروع به اجرای هر روندی از یک خواسته توسط تپینگ ، یک سناریو از پذیرش تغییرات رو انجام بدید و اون رو در یک جلسه انقدر تکرار کنید که درجه ی ترس از تغییرات در اون مورد ِ خاص رو به صفر برسونید . تکرار این سناریو در دو روز بعد ( جمعا به مدت سه روز ) شما رو از اینکه کار با پذیرش ِ تغییرات در وجودتان ، به نحو احسنت انجام شده شما رو مطمئن میکنه که بدنتون مقاومت در برابر تغییری مثبت رو پذیرفته ؛ چرا تکرار در سه روز متوالی ؟ چون افرادی با درجه بندی کردن ِ احساساتشون مشکل دارن ، اگر شما جزو کسانی هستید که در یک روز میتونید ترس از تغییرات را به صفر برسونید و از اون مطمئن باشید نیازی به تکرار در سه روز نیست . ( یک سناریو از پذیرش تغییرات در کتابخونه ی سایت در اختیارتون قرار میگیره تا به عنوان یه ریفرنس براتون وجود داشته باشه ).

۳- نکته ی اساسی دیگر این هست که تقریبا بیشتر بیماریها و مشکلاتِ ما به نوعی به بخشش ِ خود ، مادران و پدران ، خواهران و برادران و اطرافیانی نظیر همسر و فرزندان و یا دوستان ِ صمیمی و نزدیکانمون که با اونها برخوردهایی عاطفی داشته ایم نشات میگیره . برای رسیدن به خواسته هامون و رفع مشکلات از هر جنس و هر نوع که باشن بهتر این هست که در ابتدا ، نزدیکانمون رو و سپس خودمون رو ببخشم تا جذب ِ بالایی از خواسته هامون رو به سمت خودمون بکشیم و در بهترین حالت و با بازدهی عالی تر به خواسته های بعدی و اصلیمون برسیم . ( نمونه ای از نوشتن سناریوی بخشش در کتابخونه ی همین سایت در اختیارتون گذاشته میشه ).

۴- موردی دیگه که به ذهنم میرسه تا به اون اشاره ای کنم اینه که اغلب بطور ناخوداگاه ، ما در تصمیماتی که میگیریم ثابت قدم و منظم نیستیم ، در کشورهای اروپایی و امریکایی این امر رو به خرابکاری ِ عمدی میشناسن ! یعنی درست وقتی در مسیری صحیح وارد شدیم ، با خستگی ، با یاس یا با بی همتی از ادامه ی کار دست میکشیم و کار رو نیمه تمام رها میکنیم و موجبات خرابکاری ِ عمدی یی رو بوجود میاریم ! برای این منظور به شما پیشنهاد میکنم که تا سه روز و قبل از شروعِ ای اف تی های اصلی یی که در نظر دارید تا پیاده سازی کنید ، ای اف تیِ مربوط به ثابت قدم بودن رو انجام بدید . ( یک نمونه از  ای اف تی مربوط به این موضوع در کتابخانه ی همین سایت به شما ارائه خواهد شد ) .

۵ – در صورت تمایل به انجام پیشنهاداتی که به شما در رابطه با ” ای اف تی ” های یاد شده ، در قسمتهای ۲ و ۴ شد ، باید بدانید که جمعا در هر دو مورد ِ بالا یعنی پذیرش تغییرات ، ثابت قدم بودن و نظم داشتن ، با در نظر گرفتن اینکه نابلد هم هستید و مکثتان ممکن است زیادتر باشد ، باز هم حدود بیست تا سی دقیقه در روز وقتِ شما را نخواهد گرفت . در ضمن این امتحانی برای شما خواهد شد که این پدیده را بعد از این سه روز باور کنید یا نه !! و یا اینکه در صورت نتیجه نگرفتن بفهمید جایی از کارتان ایراد دارد و در صدد رفع آن برآیید !

۶- شرح نقاط کلیدی بدن : نقاطِ کلیدی برای ضربه زدن در بدن زیاد هستند ولی متداولترین اونها در زیر قید میشه .  نقاطی که هم در سمتِ چپ و هم در سمت راست وجود داره و فرقی نمیکنه که به نقاط چپ ضربه بزنیم یا به راست یا به هر دو ، اما من عموما ترجیح میدهم که تا جایی که ممکن است به هر دو طرف ضربه وارد بشه .

اول- قسمتِ گوشتی کناره ی دست که زیرِ انگشتِ کوچک و بینِ مچِ دست واقع شده و به اصطلاح به اون نقطه ی ضرباتِ کاراته میگن ( توی فیلمها دیدین که با چه قسمتی از دست مثلا یه تکه چوب رو در حالت کاراته کار کردن ضربه میزنن و میشکنن )

دوم – بالای ستون ِ بینی در فاصله ی بین ِ دو ابرو

سوم – استخوان ِ بیرونی در کناره ی گودی ِ چشم  که مستقیما در راستای مردمک چشم قرار دارد

چهارم – استخوانِ زیرِ گودی چشم در پایین مردمک چشم زمانیکه مستقیم مینگرید

پنجم – حد ِ فاصلِ مابین ِ زیرِ بینی و بالای لب

ششم – حد فاصلِ زیرِ لب و گودیِ چانه

هفتم – برآمدگیِ استخوانِ قفسه ی سینه وشانه در زیرِ گلو و گردن تا حدود ِ اندازه ی یک دست که حدفاصل ِ دوطرف این برآمدگی را لمس کند و به آن ضربه بزند ، وقتی به این استخوان دست میزنید یه گودی هست که روی اون قسمت از استخوان ، میتونین با تمامی ِ چهار انگشت ِ یک دست یا با سر پنجه ی هر دو دست ضربه وارد کنید

هشتم – چهار انگشت پایین تر از زیرِ بغل ، که در کناره ی قفسه ی سینه ها واقع شده

نهم – بالاترین و مرکزی ترین قسمتِ فرقِ سر که برآمدگی یی در راسِ سر تشکیل داده

دهم – و در انتها دو قسمتِ داخلیِ مچِ دست که وقتی کف ِ دستتون رو نگاه میکنید رگها ی مچ ِ دست رو به وضوح میبینید ، دو دست رو در پایان ِ یک سناریو با شکرگزاری و تاکید بر خواسته ی خود و دریافت ِ آرامش ، از ناحیه ی این رگها به آرامی و آهستگی روی هم میزنید .

رهایی ذهن از احساسات

رهایی ذهن از احساسات

توجه کنید که در یک سناریو برای یک هدفِ بخصوص ، ممکن است شما چند یا چندین بار شماره ی اول تا دهم ِ مشخص شده در عکس را ، دوباره  و دوباره طی کنید و متن سناریو را با ضربه زدن بر روی این نقاط کلیدی تکرار کنید . بعضا به هر بار انجامِ ضربه زدن از نقطه ی اول تا دهم ، یک دور و گاها به هر بار از نقطه ی دوم تا نهم ، را یک دور میگوییم .

اگر دسترسی به یوتوب ندارید ، میتوانید در اینترنت تصویر نقاط ِ مریدین یا نقاطی که باید با ای اف تی بر روی انها ضربه زد را ، سرچ کنید و لااقل از مناطقی که باید بر روی آنها ضربه وارد کنید مطمئن شوید ، تا زمانی که کتاب ِ یاد شده را خریداری کنید و از آن استفاده ی لازم را ببرید.

۷- در مورد آسیبهای روحی روانیِ شدید و بیماریهایی شبیه روان پریشی و یا مشکل دو شخصیتی یا چند شخصیتی بودن و یا بیماریهای قلبی و چیزهایی از این دست که از پیچیدگی های خاصی برخوردارند، من شخصا پیشنهاد میکنم و حتم میدونم که به یک متخصص ای اف تی مراجعه کنید و با روش “گاموت ” که در اینجا از آن به عمد صحبت نمیکنیم به خوددرمانی یا دیگر درمانی نپردازید چون در برخی موارد واقعا نیاز به کمکِ یک شخص ِ کاملا وارد هست تا شما را با رموز کار آشنا سازد . بنابراین خود و دیگران رو در مرحله ای ایمن قرار بدید و از روشهای معمول که در اینجا از اونها قید میشه یا خانم یاسمن گلچین در کتابشون اشاره کردن یا کسانی که به یوتوب دسترسی دارن ، از مواردی که طبیعی به نظر میرسه استفاده کنین و در مسائلی بسیار پیچیده از کمک یک متخصص بهره بگیرید .

۸- در زمان ِ ای اف تی باید شما وضعیتی رو اختیار کنید که برای حداقل سی دقیقه کسی مزاحمتون نشه ، روزهای اول چون باید از روی نوشته ها یا سناریو ها روخوانی کنین و به نقاط ِ ضربه زدن ، ضربه وارد کنید توی یه اتاق یا جایی این کار رو انجام بدید که تنها باشید و ترجیحا جلوی آیینه ؛ اما چند روز که این عمل رو انجام دادید و در اون تبحر پیدا کردین ، میتونید هر جا که راحتید اون رو انجام بدید حتی در دستشویی !! برای انجام یک مورد از ای اف تی بخصوص از هر سناریوی جدید ، ممکنه که شما با شروع ِ این عمل و گفتن ِ چیزهایی که در متن دارید و در حال ِ گفتن ِ اونها هستید ، مشکل ِ شما توسط ِ مغزتون و وجودتون به موارد ِ دیگه ای شما رو برگردونه و افکار ِ دیگه ای توی سرتون بیاد ، در صورتی که اینطور شد بلافاصله روی ِ همون موارد هم  ای اف تی کنید ! مثلا دارید برای تغییر در اوضاع ِ خونه زندگیتون ضربه میزنید و سناریویی رو پیاده میکنید و جمله های اون رو میگید ولی یه دفعه ذهنتون به اینجا کشیده میشه که اصلا از بچگی شما آرامش نداشتین ! و هیچکسی از شما قدردانی نمیکرده ! بلافاصله جمله هایی که دارید میگید با این موضوعِ جدید عوض کنید و برایِ اون مورد ِ جدید جمله ها یی رو فی البداهه تنظیم کنید و اون مشکل رو هم درمان کنید ! در ادامه ی بحث این مسئله بیشتر براتون جا میافته .

۹- مطلبی که از نظر من مهمه اینه که  دورِ آخر از سناریو رو حتما با جملاتِ مثبت خاتمه بدین . گفتنِ جملاتِ منفی هر چند دور که طول بکشه اشکال نداره ( در اینجا دور ، از شماره ی دو تا نُه نقاط کلیدی ایست که مبنا قرار میگیره ) ، اصلا فکر کنین دارین با یه دوست درددل میکنین ، همینجور به نقاط کلیدی بدن ضربه بزنید و غرغر کنین و همینجور ایرادها و درددلها ، نفرین ها و فحشهاتون رو با ضربه زدن بیان کنید و بیرون بریزید ولی در دور آخر ( که در این مورد نیز یک  دور ، از بین دو ابرو شروع میشه و به فرق سر ختم میشه ) باید با جملاتی مثبت که در اون از بخشش و امنیت و انتخاب ِ سلامتی و نور هست ، صحبت کنین و وضعیت رو برش گردونین به وضعیتی مناسب و ایمن برای دریافت ِ بدنتون ، چون شما دارید با عمل ِ ای اف تی ، منفیاتتون رو بیرون میریزید و به بدنتون یه الگویِ جدید برای اجرا شدن پیشنهاد میکنید ، پس باید الگوی جدید صحیح و درست انتخاب بشه والا بدن رو در حالت بی الگویی رها میکنین .

۱۰ – ما مبنا را بر این میگذاریم که شما کتاب تکنیک رهاسازی ذهن را مطالعه میکنید و حداقل چندین ویدیو کلیپ از تپینگ را در اینترنت و یوتوب مشاهده خواهید کرد ، زیرا این عمل کار شما را برای درک انجام ضربه زدن و ساختن سناریو و آشنایی با این روش راحت تر میکنه . عزیزانی که به یوتوب دسترسی ندارند ،  حداقل بایستی کتاب مذکور را خوانده باشند زیرا همانگونه که یاد شد شما نیاز به یک سری اطلاعات دیداری و توضیحی رو احساس خواهید کرد تا شما رو بیشتر تصحیح کنه .

در ساختنِ سناریوها به شکلی دقیق نمیتوان گفت درست و غلطی وجود دارد چون این علم کاملا جدیده و تجربه در اون حرف ِ اول رو میزنه . فقط آنچه من از تجارب و دیدن سایتهای متعدد و ویدیو کلیپهایی بیش از صد ساعت ، دریافتم و از مطالعات کتب فهمیدم ، همان بود که خدمتتان عرض شد : دور آخر در یک سناریو را با جملاتِ مثبت خاتمه دهید و بدن ، وجودتان و مغزتان را مطمئن سازید که رها کردن الگوهای قدیمی امن است ، شما انتخاب میکنید که الگوهای قدیمی جای ِ خود را به الگوهای صحیح بدهند و خود و بدنتان و دیگرانی که در رابطه با این الگوها و مشکلاتتان هستند میبخشید و خواستار رها کردن مشکلات ، و هر آنچه را که شما رو در این وضع گیر انداخته با پذیرفتن عشق و آرامش و نور ( ِ الهی ) هستید و بهشون خیر مقدم میگید .

۱۱- روش کار درباره ی مواردی که در حین ِ اجرای یک سناریو به یکباره در ذهنتان خطور میکند ( که به آن شیفت هم گفته میشود ) :

از ابتدای نوشتن یک سناریو و اجرای ” ای اف تی ” شروع میکنیم . در ابتدا برای نوشتن یک سناریو باید کاملا به چیزی خاص ، واقعه یا موردی به خصوص ، تجربه یا روزی که در مورد ِ  آن  ای اف تی ِ مد نظر را انجام میدهید ، به رویدادی برگردید که در خاطرتان به صورتی بسیار ناراحت کننده ثبت شده ، چیزی که فکر کردن به آن شما را آزار میده و یا وقتی به آن فکر میکنید ذهنتان در موردش مغشوش میشه و یا در موردِ آن ، شخصِ بخصوصی در ذهنتان با کاری به خصوص نقش میبنده . اگر نتونستید به ریشه برگردید نگران نباشید در حین اجرای سناریویی که به طور معمولی و برای رفع مشکل تهیه میکنید ، خودبخود بدنتان و افکارتان به کمک شما میآیند و شما را در ادامه ی راه کمک رسانی میکنند . جمله هایی را در مورد مشکلتون بازنویسی کنید . از کلی گویی بیرون بیایید . باید خاص و جزء به جزء موارد رو بیان کنید . مثالی از یک عبارت ِ نسبتا ناگویا که وجودتان را ممکن است به درستی برانگیخته نکرده و جواب ِ ای اف تی  را در مورد ضربه زدن به درازا بکشونه : ” من ناراحتم و عصبانی . ” اما یک جمله ی گویا که تعداد ِ دفعات ِ ضربه زدن و تکرار ِ بازگویی ِ سناریوها را کمتر میکند ، تقریبا اینگونه است : ” من از اینکه وقتی با مامانم حرف میزنم ، ابروشو بالا میبره و با اون لحنِ صداش بهم میگه ولم کن حوصله اَتو ندارم ، ناراحت وعصبی میشم و دلم میخواد پوست ِ سر ِ مامانم رو بکنم ، توی دلم درد میپیچه و سرم بوم بوم میکنه ! انگار همه چیز سیاه یا خاکستری میشه !” ( در این جمله تمامی خاطره ها از حالتِ برآشفتگی شما مشخص شده ، نوعِ دردی که در بدنتان احساس میکنید بازگو شده ، نوعِ آزار در اعضا و عواطفتان ابراز گشته و کاملا مسئله خاص و جزء به جزء تعریف شده )

یا به فرض به طورِ کلی گفتن ِ چیزی باید به حالت خاص تر و کامل تر دربیاد ، یعنی : ” من از مادرم به خاطرِ تربیتِ غلطِ بچه هاش ناراحتم که نتونسته مثبت تربیتمون کنه و این حس در من با درجه ی ده نشون داده میشه . ” ، حالا باید برای ادامه ی کار خیلی جزء به جزء تر پیش برید . به طور خاص روی این مسئله دقیق بشید که دقیقا چه چیز شما  رو در این زمینه ، از کوره به در میبره یا کدوم خاطره ، به یاد آوردن ِ چه رویدادی یا حتی چه بو و فضایی ، رفتاری ، و یا … شما رو به فکر این مشکل میندازه و اذیت میکنه ، و یا غمگین و احیانا عصبی میشید . شکل ِ صورت ِ مادرتون ، روزی که برای شما در رابطه با انتقال ِ رفتار ِ بد ِ مادرتون تبدیل به جهنم شده ، چه بوده ؟ بوی چه غذایی در اون روز به مشامتون میرسه ! چه چیزهایی رو میتونید از ثبت شدن ِ اون واقعه در ذهنتون به یاد بیارید ؟ چه ترسهایی پشت ِ این ارتباط خوابیده ؟ چه عدم قدردانی هایی در مورد اون اتفاق براتون صورت گرفته ؟ کی رو مقصر میشناسید ؟ چه کسی رو باید ببخشید ؟ چی داره توی این خاطره به دلتون چنگ میندازه و شما رو داغون میکنه ؟ جمله ای که توی ذهنتون از این رویداد ثبت و حک شده چیه ؟ آیا چیزهایی شبیه اینها؟ ” تو بی ارزشی ! ” ، ” تو نفهمی ! ” ، ” تو عوضی یی !” ، ” تو آشغالی ! ” ، ” تو گوسفندی ! ” ، ” تو زناکاری ! ” ، ” تو خیانتکاری ! ” ، ” تو ناقصی ! ” ، یا احساسی که از اون رویداد بهتون منتقل شده چیه ؟ ” از من هیچوقت قدردانی نمیشه ! ” ، ” من برای کسی ارزش ندارم ! ” ، ” هر کاری بکنم باز هم ازم توقع دارن ” ، ” خسته شدم ” ، ” دیگه از خودمم بریدم ” ، ” من خنگم ! ” ، ” من بی وجدانم ! ” ، ” من عصبی و وحشی ام ” و ….

پس به طور خاص آن روز و آن رویداد را باید در ذهن دوره کرد و اون رو برای نوشتن یک سناریو در نظر گرفت با تمامیت ِ حسی که به آن واقعه دارید . پس از نوشتن سناریو و یا در ذهن گذراندن آن ، اون رو به بخشهای کوچکی در حد چند کلمه یا یک جمله و ندرتا یک جمله ی بلند انتخاب و جداسازی کنید ، همانطور که به نقاطِ بدنتان ضربه میزنید یک قسمت رو بگید و بعد همونطور که حرف زدن رو ادامه میدید به جمله ی بعدی برید و نقطه ی ضربه زدن رو به ترتیب عوض کنید . هر آنچه به یکباره به یادتان میاید ، در موردش ، خاص تر و جزءتر صحبت کنید . عموما افکار ، خودشان به مغزتان هدایت میشوند ، نیازی به زور زدن و فشار آوردن بر خود رو ندارید !

همونطور که گفتیم ممکنه به یکباره چیزی دیگر به ذهنتان خطور کند . در این قسمت تا حدودی این مطلب را باز میکنیم . به طور مثال همینطور که ضربه میزنید و جمله بندی های از پیش تعیین شده اتون رو میگید ، به یاد روزی در زمان طفولیت ِ خود می افتید که مادرتان در حال ِ گریه کردن به خواهر شما میگفته : ” زنها همه بدبختن ، باید هر چی که مردها میگن یا میخوان انجام بدن تا وضعِ زندگیشون آشفته نشه ، مادرا برای بچه هاشون هم که شده باید خون ِ دل بخورن و خفه شن ، به خاطر ِ شماها من همیشه خفه شدم و هیچی نگفتم ؛ معنی ِ زن و مادر بودن یعنی خفه شدن و دم نزدن . ”  یا حتی ممکنه چیزی که به نظر ربطی به موضوع نداره به ذهنتان برسه و در مغزتان پرسه بزنه ؛ به طور مثال یادتون بیاد که مادرتون وقتی پدرتون را در روز تولدش میبوسیده شما احساس شرم یا تنفر یا حسادت کرده اید ! یا برعکس دلتان میخواسته همیشه این وضع ادامه داشته باشه ولی مادرتون یک روز با پدر خوب بوده و روزی دیگر با او بد تا میکرده ! و شما از این حالت همیشه زجر میکشیدید و در عذاب بودید و یا خیلی چیزها که در زندگی ِ شما واقع شده و دیگری از این رازها بی خبره ! وقتی چیزی شبیه به جمله ی بالا در ذهنتان پیچید ، بلافاصله همانطور که به نقاطِ بدنتان در حال ِ ضربه زدن بودید ادامه دهید و بگویید  : مامانم این اعتقاد رو داشت که …  – یا مادرم این رفتار رو میکرد که …   و یا اصلا چیزی نگویید  و فقط مثل ِ دیدن ِ یک فیلم به آن  خاطره ها در ذهنتان نگاه کنید ولی ضربه زدن را همانگونه ادامه دهید و نظاره گر باشید . آن واقعه را مثل ِ یه تماشاچی با جزئیاتش ببینید … (  همان چیزی که به ذهنتان رسیده که ممکن است حتی تصور یک بو یا دیدن یک رنگ باشد و یا دردی در قسمتی از بدن باشد که احساسش میکنید ) همانطور در حال ضربه زدن و عوض کردن ِ به ترتیب ِ نقاط ضربه در روی نقاط کلیدی بدنتان بگویید  : ” من این مورد رو هم به بدنم میسپارم تا رهاش کنه ، من نیازی به این خاطره های دردناک ندارم ، اینها مربوط به گذشته است و گذشته فقط یک سری تصاویره ، در لحظه ی اکنون چیزی از اون دوره وجود نداره ، من قادرم و انتخاب میکنم که از اون گذشته به خوبی و با نیکی و با آرامش یاد کنم ، اکنون من انتخاب میکنم که رها کردن این خاطره ها برام امنیت و آرامش میاره ، من انتخاب میکنم که رها کردن این فشارها و ناراحتی ها برای من امنیت و سلامتی میاره ، من انتخاب میکنم سلامتی و امنیت رو ، من از بدنم ممنونم که تا الان بار ِ این مشکلات رو به دوش کشیده ، و در تک تک سلولهاش این مطالب رو ثبتش کرده بوده تا من رو به اینجایی که هستم برسونه ، هم اکنون من از اون اجازه میخوام که اینها رو رها کنه ، من هم به بدنم اجازه میدم تا اون دردها و فشارها رو رها کنه ، من انتخاب میکنم که خودم رو ببخشم که تا به حال نسبت به عواطفم و بدنم دست به ترمیم و احساس ِ اونها نزده بودم ، من هم اکنون به این فشارها صدای بیان و گفتن میدم ، پذیرش ِ این احساسات طبیعی یه و رها کردن ِ اونها هم طبیعی یه ، لطفا بدن ِ عزیزم الان اونها رو رها کن ، تمامی دردها ، فشارها ، غمها و سرکوبها ،خجالتها و احساس گناهها ، اضطرابها و نا امیدیها ، خاطرات دردناک و ناهنجار ، احساس گناه و تنبیه شدنم رو رها کن ، الان رهاشون کن ، لطفا منو ببخش و اونها رو رها کن ، من انتخاب میکنم که این بخشش و رها کردن دردها و مشکلات امنه ، من انتخاب میکنم که مادرم  ( یا هر شخص ِ دیگه ای که به ذهنتون رسیده ) رو به خاطر ِ ( کاری که با شما کرده رو نام ببرید ) ببخشم و این دردها و فشارها  ناراحتی ها و نا آرومی ها  اضطرابها و سرکوبها  احساس تنش و تنبه شدن توسط ِ افکار و اعمالی که گذشته و تمام شده از تک تک ِ خاطراتم رها بشه ، از تک تک یاخته های بدنم بیرون بره ، من انتخاب میکنم که این الگوی جدید و گرفتن ِ آسایش و رها کردن الگوی قدیمی امنه . من خودم رو دوست دارم و خودم رو بدون ِ قید و شرط تایید میکنم . من سلامتی و بخشش رو انتخاب میکنم . بخشش برای من امنیت ، رضایت و شادی میاره چون من اینطور انتخاب میکنم و من این انتخاب رو امن تشخیص میدم .  بدن ِ عزیزم اون خاطره های تلخ رو رها کن ، لطفا منو ببخش . من خودم رو میبخشم و دیگرانی رو که با من در این خاطره ی دردناک و ساختنش به نوعی دخیل بودن . همه چیز برای این بخشش و رها کردن اون دردها و فشارها امنه . ”

و انقدر این جملات یا مشابه آنها رو با درک و فهم ، تکرار کنید تا درد و یا آن احساس یا آن مورد رنج آور برطرف بشه . سپس به ادامه ی سناریویی که از قبل آماده داشتید برمیگردید و به انجامِ آن مشغول میشوید .

یادتان باشد که به هیچ وجه به خودتان فشاری بیش از تحمل وارد نیاورید و هیچگاه سناریو رو بدون بخشیدن خود و طلب آرامش خاتمه ندید . به هر حال این طبیعی ایست که  بعضی به خاطر آوردن ها هستند که احساسات ِ آدمی را جریحه دار میکند ، باعث ِ خشم یا گریه یا ناراحتی میشوند ، بگذارید اینها از درونتان بیرون بریزد و شما از آن خشم ، ناراحتی یا سرکوب خالی شوید . بعد از اینکه کاملا همه ی ارتباطاتِ خاص را که در ذهنتان آمد و به صورتِ دقیق شکل گرفت باز کردید و برایشان ضربه زدید – که ممکن است به فرض پنج تا ده دقیقه در حالِ گریه کردن و یا عصبانیت باشید و همانطور به ضربه زدن به نقاط کلیدی ادامه میدهید – و خاطره ها یکی یکی به طور خاص و واضح به ذهنتان ریختند و تک تکشان  جزء به جزء بیان یا دوره شدند و شما نگاهشان کردید و به نوعی  تمام شدند یا شما از ادامه دادن در این جلسه خسته شدید ، ای اف تیِ مذبور را با یک دورِ کامل از جملاتِ مثبت پایان میدهید و سپس از ادامه دست میکشد تا روز بعد یا ساعاتی دیگر کار را به اتمام رسانید ( همانگونه که در چند سطر ِ پیش برایتان جملاتی مثبت از رها کردن و انتخابهای مثبت و بخشش و گرفتن ِ آرامش صحبت شد ، جلسه را پایان میدهید . )

در ای اف تی این قسمت که از آن یاد شد مهمترین مبحثی ایست که باید آن را کاملا درک کنید . ممکن است در ابتدا سخت به نظر آید ولی با چند بار تمرین در آن متبحر خواهید شد .

۱۲- تعیین اندازه ی درجه در قبل از شروع ای اف تی برای مواردی که باید اونها رو در یک روز به صفر برسونین ( یعنی مشکلاتِ نوعِ اول که پیشتر در بالا از آنها صحبت شد ) بسیار مهم هستند . و مهمتر اینکه بتونین در پایانِ هر دور از سناریو ، میزانِ درجه رو دوباره اندازه گیری کنین تا نهایتا اون رو به صفر برسونین . بعضی از افراد در تعیین درجه ی بین صفر تا ده مشکل دارن . ساده ترین راه اینه که حدود چند ثانیه یا یک دقیقه به موردی که میخوایین روی اون تپینگ انجام بدین فکر کنین ، اگر هیچ احساسِ درد یا ناراحتی ، بغض یا گرفتگی ، مشکل برای بیان مطلب ، و یا دردی در عضوی از بدنتون رو احساس نکنین ، این میشه درجه ی صفر ! اگر وقتی یاد اون مورد می افتین احساس درد یا گرفتگی یی در قسمتی از بدنتون میپیچه ، بغضی در گلوتون میپیچه و یا ازش به عنوان یه خاطره ی بد یاد میکنین این تقریبا نشوندهنده ی عدد پنج به بالاست ، و وقتی از ناراحتی و شدت گریه نمیتونین خودتون رو کنترل کنین و غمگینی یا خشمتون داره به صورتِ وحشتناک اذیتتون میکنه و از حالت ِ قابل ِ کنترل خارجتون کرده ، این میشه از حدود هشت به بالا !

۱۳- در ضمن این بسیار بسیار بسیار مهم است که درست کردن جمله های اولیه که با گفتن ِ آنها به گوشه ی دست ضربه میزنید و تکرارشان میکنید مشکلِ شما را به طرزی واقعی و کامل بیان کنند و به تمام ِ جنبه های منفی ِ آن اشاره کنند . و باز این بسیار بسیار بسیار مهم است که تمامی ِ جنبه ها را در طول سناریو یاد کنید و در حین ضربه زدن تمام آن جنبه های منفی را رها کنید و با جملاتی مثبت آنها را با الگویی صحیح بپذیرید . همانگونه که در نکته ی یازده شرح آن رفت ، عمل کنید .

۱۴- حداقل بر روی هر موضوع ، در یک جلسه ، ده تا پانزده دقیقه “ای اف تی” را ادامه دهید ، تا مطمئن شوید که پیام خود را در آن مورد به بدنتان رسانده اید .

, ,

کارگاه آموزشی حکمت ذهن

مهارتهای زندگیکارگاه آموزشی حکمت ذهن (ذهن آگاهی / Mindfulness, مدیتیشن Meditation/ مراقبه)

یکی از ویژگی های انسان موفق کسب مهارت های لازم برای مدیریت بر خود (رفتار، هیجان، ذهن و …) است. با توجه به مشغله‌های مختلف روزمره، نشخوارهای فکری مداوم و شرایط پر استرسی که پیرامون اکثریت ما وجود دارد ، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان می‌شود.
برای مدیریت ذهن لازم است قوانین ذهن را به درستی شناخته و با مدیرت بر آن ،از حداکثر توانمندیش بهره برد. کارگاه آموزشی حکمت ذهن راهکاری موثر برای دستیابی به حداکثر توانمندی ذهن و مدیریت بر آن است.

کارگاه آموزشی حکمت ذهن یک عامل زیربنایی مهم برای رسیدن به رهایی است. زیرا روشی موثر و قوی برای خاموش کردن و توقف فشارهای دنیا و یا فشارهای ذهنی خود فرد می باشد.

هزینه ثبت نام ۳۵۰۰۰۰ تومان

حکمت ذهن

عناوین آموزشی

ذهن آگاهی Mindfulness

 مدیتیشن Meditation

مراقبه

 فایده شرکت در کارگاه آموزشی حکمت ذهن
تمرین حضور ذهن این توانایی را به فرد می دهد که دریابد « افکار صرفا افکار هستند» و زمانی که می فهمد افکارش ممکن است حقیقت نداشته باشند راحت تر می تواند آنها را رها کند. انسان همواره پیامها یا صداهایی را از طریق ذهن استدلالی خود می شنود.. بسیار مهم است که وی از پیامهایی که در طی فکر کردن از ذهن خود می شنود آگاه باشد، درگیر افکارش نشود و بتواند آنها را رها کند.

علاوه بر این فرد با مشاهده دقیق واقعیت درونی خود در می یابد که خوشحالی ، کیفیتی نیست که وابسته به عناصر بیرونی و تغییرات دنیای بیرون باشد و زمانی اتفاق می افتد که فرد وابستگی به افکار ، موضع گرفتن و برنامه های ذهنی از پیش تعیین شده را رها کند و در نتیجه رفتارهای خودکاری را که برای رسیدن به موقعیت های لذت آور یا فرار از موقعیت های دردناک انجام می دهد، کنار بگذارد و به رهایی برسد.

یکی از اصول مهم در حضور ذهن « رها کردن» Letting go است . ما به طور کلی به خیلی چیزها چسبیده ایم: به باورهایمان، رویدادهای خاص، زمانهای خاص، یک منظره، یک خواسته و … زمانی که یاد بگیریم این چیزها را رها کنیم ، نسبت به آنها آگاهی و پذیرش بیشتری کسب می کنیم و بدین ترتیب مشکلات و مسائل را با ذهنی شفاف تر و گشوده تر بررسی خواهیم کرد.

یکی دیگر از اصول حضور ذهن اعتماد کردن است. ما ممکن است همیشه آنچه را رخ می دهد درک نکنیم ولی اگر یاد بگیریم به خودمان یا دیگران و به ویژه به قوانین هستی اعتماد کنیم، این کار قدرتی عمیق به ما می دهد که امنیت، تعادل و گشایش در کارها را به همراه دارد.

مدیتیشن

,

چگونگی سم زدایی ذهن و جسم

خیلی ساده تر از ترک اعتیاد و شرکت در کلاس های پاک سازی است.همه ما باید سم زدایی بدن و ذهن را در یک راستا و همگام با یکدیگر شروع کنیم. با این کار می توانید تمام سموم ناسالم را از بدن خارج کرده و سلامت روانی و جسمی خود را مجددا باز جویید.

چگونه می توان خود را پاک و با طراوت ساخت؟

۱. روزه بگیرید

گزینه های مختلفی برای روزه گرفتن وجود دارد. برنامه و زمانی را انتخاب کنید که برای شما مناسب باشد. بهتر است روزهای شلوغ کاری و یا آخر هفته هایی که همسرتان نقشه های بزرگی در سر دارد، را به این کار اختصاص ندهید. سعی کنید زمانی که روزه هستید تنها باشید، چراکه امکان دارد کمی سست و بدخو شوید.

فواید سم زدایی:

بدن شما نیازمند این فرصت است که تمام سم های جمع شده در خود را تصفیه کند. کارهای متفاوتی می توان در مورد این قضیه انجام داد. اما در اکثر موارد، گزارش شده است که در افراد پس از باز کردن روزه، احساس تنبلی رخت بر میبندد و احساس پر انرژی بودن به آنها دست می دهد. روزه گرفتن متابولیسم بدن شما را بهبود می بخشد، و بدن را از سموم مختلف که شریان خونی و دستگاه گوارش را مسدود کرده اند، پاک می کند.

۲. ذهن خود را پاک کنید

به تنهایی در یک اتاق بنشینید، آرام باشید و بر روی خالی کردن ذهن خود متمرکز شوید. تصور کنید که استرس های شما توسط یک شیشه پاک کن از پنجره ذهنتان محو می شوند. مشکلات و فشارها ناپدید می گردند. خوش بین باشید و نقاط مثبت هر موقعیت را در نظر بگیرید.

فواید سم زدایی:

وقتی به حال خود رها شوید، سم ها جای ثابتی در بدن و ذهن شما پیدا می کنند و احتمالا باعث بیمار کردن شما می شوند. زمانی را به خود اختصاص دهید تا انرژی از دست رفته را باز جویید و سعی کنید به هیچ وجه به افکار مسموم فکر نکنید.

خود را از بدی ها خالی کنید

۳. نفس عمیق بکشید

زمانی که تحت فشار قرار می گیرید برای چند ثانیه بر روی نفس کشیدن خود تمرکز کنید و از این طریق به خود آرامش دهید. نفس عمیق بکشید تا هوا به درون ریه هایتان وارد شود. منبسط و منقبض شدن شش های خود را احساس کنید و اکسیژن تازه را جایگزین هوای کهنه و مانده نمایید. هر موقع که می توانید بیرون بروید (به ویژه به ییلاق) تا هوای دورن ریه ها و گرایشات درونی خود را تازه کرده و طراوت بخشید.

فواید سم زدایی:

تنفس عمیق و آرام سبب می شود تا میزان آدرنالین خون تا حد زیادی کاهش پیدا کنید و در زمانی که با شرایط استرس زا مواجه می شوید، راه های “مواجهه یا فرار” از مشکلات را دقیقتر تحلیل و بررسی نمایید. میزان کمی آدرنالین برای بقای حیات مفید می باشد، اما اگر مقدار زیادی از آن در بدن انباشته شود، نه تنها بدن را مسموم میکند، بلکه باعث می شود که رگ های خونی نیز آلوده شده و مسیرشان مسدود گردد.

۴. از بدن خود بیشتر مراقبت کنید

کم بخورید و از غذاهای سبک تر استفاده کنید. مصرف الکل را متوقف کنید، سیگار کشیدن را ترک نمایید و برای چند روز در رژیم غذایی خود از گوشت قرمز استفاده نکنید. از محصولا غذایی غیر شیمیایی بهره بگیرید تا سموم بدن شما زدوده شود و سیستم گوارشی بدنتان نیز از آلودگی ها پاک گردد. تا می توانید آب بنوشید؛ این کار باعث بالا رفتن ذخیره آب بدن شده، فرایند سم زدایی را تسریع می بخشد و به شما کمک میکند عادات غذایی خود را تغییر دهید. زمانی که سردرد دارید، دچار گرفتگی عضلات شده اید، و علائمی بیماری در حال افزایش است، خوب است تا پیش از مراجعه به جعبه داروها به همیوپاتی روی بیاورید.

فواید سم زدایی:

زمانی که متابولیسم بدن آرام می شود، کبد بهتر کار می کند و غذا بهتر هضم می شود. زمانی که از غذاهای ناسالم استفاده نمی کنید و دستگاه گوارش مجبور نیست به تندی کار کند، خوب بالطبع احساس بهتری خواهید داشت. به چیزهایی که می خورید توجه بیشتری مبذول فرماید، چرا که از این طریق می توانید آداب غذایی خود را بهبود بخشیده و سلامت خود را تضمین کنید.

وضوح ذهنی خود را تا آخرین حد ممکن افزایش دهید

۵. استرس بیش از اندازه را حذف کنید

توجه خود را بر روی مسائل مهم متمرکز کنید و مسائل جزئی و افکار استرس زا به دور بیندازید. از نگرانی های بی حد و حصر به شدت دوری کنید. سعی کنید فرد مثبتی باشید و از دیدن نیمه خالی لیوان پرهیز کنید. هیچ کار دیگری از دست شما ساخته نیست جز متوقف کردن افکار مسموم و استرس زا.

فواید سم زدایی:

اضطراب شما را در جای خود میخکوب میکند و ترس و وحشت بدن شما را فلج می نماید. بیشتر مواردی که ما به خاطر آن خود را نگران می کنیم، اصلا در زندگی اتفاق نمی افتند. پس بهتر است خودتان را از شر این افکار منحوس خلاص کنید.

۶- در مورد مشکلات خود صحبت کنید

شرایطی که با آن مواجه هستید، را درک کنید و بعد آنرا با دیگران در میان بگذارید. نگه داشتن تمام مشکلات و کاستی برای خود تنها باعث افزایش استرس می شود. اگر کسی را ندارید که با او مشورت می کنید می توانید مشکلات خود را بر روی یک کاغذ بنویسید، آنها زمانی که از دور به آنها نگاه می کنید،

 

کمتر عذاب آور و ناراحت کننده جلوه می کنند. فرض کنید از یکی از رفقا به این دلیل که هفته گذشته دوبار پول نهار خود را به گردن شما انداخته، ناراحت هستید. زمانی که این مسئله را دقیق تر تحلیل و بررسی می نمایید، شاید یادتان بیاید که او یک ماه پیش پول یک رستوران گران قیمت را حساب کرده بود. همیشه سعی کنید قبل از حرف زدن فکر کنید، به ویژه در زمان عصبانیت.

فواید سم زدایی:

رفتار و گفتار خصمانه باعث ایجاد مسمومیت و خلق محیط ناخوشایندی می شوند. اگر همه چیز را در ذهن خود تحلیل و بررسی نمایید، میتوانید تصمیم های مناسب تری اتخاذ کنید. افکار منفی واکنش ذهن شما را مختل ساخته، دستگاه گوارش را از کار می اندازد و استرس را افزایش می بخشد.

۷- حرکت کنید

به چشمه های آب معدنی بروید و سموم بدن خود را پاک کنید. ماساژ درمانی را شروع کنید تا فشارهای ماهیچه ای از بدن شما خارج شوند. درست تنفس کنید تا اکسیژن بیشتری در رگهای خونی شما جریان پیدا کند.

این کار زمان می خواهد

عمل پالودن ذهن و جسم امری نیست که به سرعت انجام پذیر باشد. این نکات راه حل های آنی نیستند، اما به شما کمک می کنند که گزینه های سالم تری را انتخاب کنید. اگر می خواهیم به طور جدی با عادات بد خود مبارزه کنیم، باید همیشه از تفکرات درونی، عکس العمل ها و کاستی های خود آگاه باشیم. ابتدا باید نسبت به حیطه مشکلات خود آگاه شوید و بعد برنامه های روزانه خود را با احتساب به این امر حل و فصل نمایید.

 

حال که آگاه شدید که سمومی در کمین جسم و ذهن شما نشسته اند، تصمیم های مناسبی نسبت به آنها اتخاذ نمایید، بی حالی و سستی را کنار بگذارید و از بروز بیماری جلوگیری کنید. به این منظور می توانید از برخی رفتارهای پالاینده و سم زدا بهره بگیرید.نه تنها غذاهایی که می خوریم ممکن است سمی و آلوده باشد، بلکه افکاری که به آن مشغولیم نیز ممکن است سمی باشد. یک فکر سمی یک عقیده نادرست است که باعث تضعیف و محدودیت ساختار فکری ما می شود.

 

افکار مسموم منجر به ترس، نگرانی، استرس، ناامیدی، وسواس و دیگر عواطف منفی می شود. ذهنی که مسموم شده نمی تواند در صلح و شادی باشد. بنابراین تنها جسم ما نیست که نیاز به سم زدایی و آنتی اکسیدان دارد بلکه افکار و ذهن ما نیز بدان نیازمند است. البته اهمیت سم زدائی ذهن بیشتر است زیرا جسم به طور طبیعی و ناخودآگاه برخی از سموم را دفع می کند اما سم زدایی از ذهن باید آگاهانه و توسط خودمان صورت گیرد.

برای سم زدایی از ذهن، این اقدام ها می تواند موثر باشد:

– هر عقیده ای را نپذیریم. با بستن ورودی ذهن به عقاید مسموم، نیازی به سم زدایی هم نیست.– جوگیر نشویم. بسیاری از عقاید سمی در زمانی که هیجانی و جوگیر شده ایم، وارد ذهن ما می شود.– عقاید خود را مورد مرور دایم قرار دهیم و صحت آن را بررسی کنیم. اصراری در نگه داشتن عقایدی که توسط دلایل معتبر حمایت نمی شود، نداشته باشیم.

– شکاف بین عقیده و عمل خود را کم کنیم. شکاف بین عقاید و عمل، فضای خوبی است برای پرورش و رشد افکار سمی.– پشت مسایل متوقف نشویم. مسایل حل نشده، سمی و متعفن خواهند شد.– سکوت ذهنی را تمرین کنیم. در سکوت ذهن، افکار مسموم خود را آشکار می کنند همانگونه که وقتی آب آرام شد، خاشاک به سطح آب می آیند.– سم زدایی از جسم و ذهن را به صورت توام انجام دهیم. یک ذهن سالم نیاز به جسم سالم دارد.

– در تمام اوقات به این توجه داشته باشیم که هر کدام از افکارمان از کجا سرمنشا گرفته است. از طریق ردیابی افکاری که به ذهنمان می رسد، می توان به افکار مسمومی که در ناخودآگاهمان مخفی شده است را کشف کنیم.– برخی از افکار مسموم ناشی از ارتباط با کسانی است که دارای افکار مسموم هستند. اگر در میان اطرافیان و دوستانمان، کسی هست که مبتلا به افکار سمی بوده و آن را به ما نیز سرایت می دهد، ارتباط خود را به حداقل رسانده و در صورت ضرورت به ارتباط، پذیرش ذهنی خود را به حداقل برسانیم.