نوشته‌ها

پرواز روح

تکنیک کامل خروج روح از بدن ۱

تجربه خروج از بدن یا برونفکنی تجربه‌ای با احساس خروج از بدن است. ۱۰ درصد مردم چنین تجربه‌ای را در زندگی دارند.

برون فکنی ، فرافکنی اثیری ، تجربه نزدیک به مرگ ، تخلیه و خروج روح از بدن ، آگاهی در خواب ، پرواز روح و … همگی به یک معنا و در کل ، به فرآیندی متافیزیکی اطلاق می شود که در آن روح (روح به زبان ساده ولی در واقع کالبد اختری شما) شما با اراده و آگاهی کامل از بدن و جسم شما خارج شده و در یک عالم موازی با حیات فیزیکی شما ، قرار می گیرد ! حال چگونه ؟ ببینید ، شما یک جسم فیزیکی دارید که در آن به زندگی روزمره خود ادامه می دهید ، لمس می کنید ، می بینید ، می خورید و استراحت و تفریح می کنید ! در واقع شما در دنیای فیزیکی دارای جسمی هستید که درد ، سوزش ، لذت جسمی و… را دائما تجربه می کنید ! اما تا به حال از خود پرسیده اید که وقتی به خواب می روید چه اتفاقی می افتد ؟ اگر قائل به وجود چیزی به نام روح باشید ، خب بلافاصله می گویید ، روحمان از جسممان خارج می شود و به جاهای دیگر ( دنیای های دیگر ، گذشته مان و یا آینده مان ) سفر می کند ! اما ممکن است خیلی ها در این بین اعتقادی به وجود روح نداشته باشند و در پاسخ گویند : این ذهن ماست که هنگام خوابیدن جسم ، در ضمیر ناخودآگاهمان حضور پیدا می کند و با احساسات بیان نشده ، آرزوها ، تجربیات گذشته و … تصاویری مبهم و حتی شاید دارای معنایی خاص برای ما به تصویر می کشد ! بعضی دیگر هم خیالات ، اوهام و حتی خستگی روزانه را دلایل دیگر می پندارند ! بهرحال شما در هر صورت در میانه دو کرانه ی اعتقاد به وجود چیزی متفاوت از جسم ( یا همان روح ) و یا ذهن ( ضمیر ناخودآگاه ) هستید ! حالات و اندیشه های دیگری نیز وجود دارد که مجال بیان آن ها نیست !

مكان:
مكان بايد ساكت و آرام باشد. تمام مزاحمت‌هاي صوتي را حذف كنيد. راديو و تلويزيون را خاموش كنيد. تلفن را قطع نماييد. به ديگران در مورد تمرين خود توضيح داده، از آنها بخواهيد با سكوت خود، با شما همكاري كنند.
يك موزيك ملايم و بدون كلام پخش كنيد، تا مزاحمت‌هاي صوتي جزيي در آن گم شود. اين موزيك به آرامش شما نيز كمك مي‌كند و زمان تمرين شما را تنظيم مي‌نمايد. همچنين بعد از چند جلسه، شما با صداي موزيك شرطي مي‌شويد. اين باعث مي‌شود در تمرينات بعد راحت‌تر و سريع‌تر به نتيجه مطلوب برسيد و نتايج موفق‌تري كسب نماييد. در و پنجره‌ها را ببنديد تا مزاحمت‌هاي صوتي از بيرون وارد نشود. خود را براي پذيرش مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني آماده كنيد. بدين ترتيب كه به خود بگوييد: مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني و احتمالي براي من به راحتي قابل تحمل است.
مكان بهتر است كه نيمه تاريك و يا تاريك باشد. وجود نور، خود نوعي محرك و عامل مزاحم مي‌باشد. تمام لامپ‌ها را خاموش كنيد. پرده‌ها را كامل بكشيد و اجازه دهيد مكان تمرين در تاريكي فرو رود. اگر تاريكي كامل را نمي‌پسنديد، يك لامپ كم‌نور روشن كنيد و طوري قرار بگيريد كه نور آن مستقيم به چشمان شما نتابد. اگر اين لامپ كم‌نور به رنگ سبز يا آبي باشد بهتر است.
دماي محيط بايد متعادل و مطلوب باشد. اگر دماي محيط گرم يا سرد باشد، باعث اختلال در تمركز شما خواهد شد. هيچگونه بوي محرك، مهيج يا مزاحمي در محيط نباشد. البته برخي از انواع عطرها مي‌تواند تأثير مفيد داشته باشد. براي مثال روشن كردن عود مفيد است. اين سنت در هندوستان بسيار رايج است. ممكن است شما به صورت ذاتي از يك عطر خوشتان بيايد و بوي آن به شما آرامش بدهد. مي‌توانيد از اين عطر در هنگام تمرين استفاده كنيد. وجود بوهاي نامطبوع و مشمئز كننده مي‌تواند مضر باشد.

زمان:
بهترين زمان براي تمرين سحرگاه و يا اول صبح مي‌باشد، به شرط آنكه قبل از آن به اندازه كافي و لازم خوابيده و استراحت كرده باشيد. انجام تمرين‌ها، شب قبل از خواب مشروط بر آنكه خستگي مفرط در وجود شما نباشد نيز امكان‌پذير است. البته در صورت فراهم بودن ساير شرايط شما مي‌توانيد در هر زمان كه تمايل داشته باشيد تمرين كنيد. مدت زمان تمرين براي مبتديان به طور متوسط نيم ساعت مي‌باشد. البته چند دقيقه كم يا زياد شدن آن اشكالي ندارد. ولي تمرين‌هاي طولاني  براي اينگونه افراد به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود. نتيجه‌ي تمرين هر چه كه باشد (موفق يا ناموفق) نبايد زمان تمرين بيشتر از مقدار ذكر شده باشد.وضعيت جسم:
جواهرات، ساعت و امثال آن را كه در تماس با پوست بدن هستند، از خود دور كنيد. وجود يا عدم وجود عينك روي چشمان شما بستگي به عادت و راحتي شما دارد، هر طور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد. لباس‌هاي تنگ و ضمخت را از تن خارج نموده، به جاي آن لباس راحت و گشاد بپوشيد، تا هيچگونه فشاري توسط لباس به جسم شما وارد نشود. نيازي به برهنه بودن نيست و بهتر است كه لباس و پوشش به همان صورت مذكور داشته باشيد.
بهتر است قبل از تمرين دوش بگيريد يا حداقل دست و پا و صورت خود را بشوييد. حتماً قبل از تمرين روده و مثانه خود را تخليه نماييد.
براي تمرين مي‌توانيد روي صندلي نشسته و يا روي زمين دراز بكشيد. اگر از حالت اول استفاده مي‌كنيد، يك مبل راحت و پشت بلند انتخاب كنيد. روي آن بنشينيد، كف هر دو پا را به طور كامل روي زمين بگذاريد و سر و گردن را بر روي پشتي صندلي رها كنيد؛ طوري كه سر معلق در هوا نباشد. در مجموع وضعيت بدن شما روي صندلي به گونه‌اي باشد كه در تمام بدن احساس راحتي كنيد و هيچ يك از عضلات تحت فشار و يا انقباض نباشد. در صورتي كه براي تمرين روي زمين دراز مي‌كشيد، حتماً يك زيرانداز نرم و مناسب (پتو يا تشك) پهن نماييد. روي تخت و خوشخواب نيز مي‌توانيد تمرين كنيد. استفاده يا عدم استفاده از بالش به خود شما بستگي دارد. هرطور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد. براي تمرين به روش خوابيده بايد به پشت دراز بكشيد، پاها را به اندازه عرض شانه‌ها باز نماييد، دست‌ها را با كمي فاصله در كنار بدن قرار دهيد.

پرواز روح

پرواز روح

در هنگام تمرين‌هاي فرافكني بهتر است كه چشم، بسته باشد. با بسته شدن چشم، ارتباط با دنياي فيزيكي قطع مي‌شود و مي‌توانيد تمركز بهتري داشته باشيد. انسان از طريق حواس پنج‌گانه ادراكات محيط فيزيكي را دريافت كرده، با اطراف ارتباط مي‌گيرد. بخش اعظم ارتباط ما با محيط اطراف از طريق چشم‌ها مي‌باشد. همچنين بيشترين تحريكات فيزيكي نيز از طريق حس بينايي وارد مي‌شود. پس با بستن چشم‌ها بخش عمده‌ي ارتباطهاي ما با عالم فيزيك قطع مي‌گردد و جلو ورود بسياري از تحريكات فيزيكي كه عامل مزاحم مي‌باشد، گرفته مي‌‌شود.
تنفس:
در شروع تمرينات انجام تنفس عميق و شكمي همراه با حضور آگاهي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. اينگونه تنفس‌ها سريعاً انسان را به آرامش مي‌رساند. تنفس عميق شكمي طي چهار مرحله انجام مي‌شود. مرحله اول، دم عميق است كه طي آن با يك دم عميق، ريه را به‌طور كامل پر از هوا مي‌كنيد. مرحله دوم، حبس و نگه‌داشتن هواي ورودي به منظور تبادل كامل اكسيژن و دي‌اكسيدكربن مي‌باشد. در صورتي كه هواي ورودي را چند لحظه در ريه حبس كنيد، از اكسيژن آن به طور كامل و بهينه استفاده مي‌شود. مرحله سوم، بازدم عميق است كه طي آن تمام هواي ريه تا آنجا كه مقدور باشد، تخليه مي‌گردد. البته تخليه‌ي كامل ريه از لحاظ فيزيولوژيك امكان‌پذير نمي‌باشد. در مرحله چهارم، چند لحظه به ريه استراحت ‌دهيد و سپس تنفس بعدي آغاز شود. در حالت معمولي عموماً نفس كشيدنهاي انسان سطحي مي‌باشد، در نتيجه هواي قابل توجهي وارد ريه نمي‌شود. از آنجا كه همان مقدار كم هواي ورودي نيز سريعاً تخليه مي‌گردد، اكسيژن موجود در آن به طور كامل مورد استفاده قرار نمي‌گيرد.
تنفس‌هاي عميق شكمي به شرط همراه بودن با حضور آگاهي اثرات آرامش‌بخش خواهد داشت. بدين ترتيب كه در هنگام تنفس عميق بايد آگاهي، توجه و حضور ذهن بر يكي از اين موارد باشد: عمل دم و بازدم (هواي ورودي و خروجي)، داخل حفره‌هاي بيني، نوك بيني، پيشاني (چشم سوم) ، پشت حلق (زير مغز)، پنج تا هشت سانتي‌متر زير ناف (روي شكم) و شمارش دم و بازدم.
حضور آگاهي بر عمل تنفس علاوه بر آرام كردن بدن باعث سكون بخشيدن به ذهن، ايجاد حالت دروني مناسب و افزايش كارايي تمرين‌ها مي‌گردد. نفس‌هاي عميق باعث افـزايش انرژي بدن، افـزايش سطح سلامت، تمدد اعصاب، تسلـط بر افكار و احساسات، بالا رفتن قدرت تمركز و ايجاد نيروي روحي مي‌گردد. براي استفاده بهتر از نيروي تنفس و آرامش حاصل از آن مي‌توانيد همزمان با نفس‌هاي عميق يك توده‌ي ابرمانند انرژي‌زا و نوراني را در چند سانتي‌متري صورت خود مجسم كنيد و با هر عمل دم بخشي از آن را وارد وجودتان كنيد. اين تجسم نيز بسيار آرام‌بخش خواهد بود و سبب رهايي شما خواهد شد.

رها‌سازي جسم:
رها سازي جسم به معناي ايجاد انبساط در عضله‌ها و رها شدن آنها از انقباض‌ها و تنش‌ها مي‌باشد. براي اين منظور مي‌توانيد به ترتيب با بخش‌هاي مختلف بدن خود و عضله‌هاي مربوطه به آن بخش صحبت نموده، از آنها بخواهيد كه آرام شوند. شايد اين موضوع به نظر شما عجيب بيايد، ولي مطمئن باشيد كه سيستم عصبي، پيام شما را به آن بخش از بدن مي‌رساند و آن بخش آرام و رها مي‌شود. براي مثال مي‌توانيد بگوييد: كف پاي راست من! لطفاً آرام و رها باش.
روش ديگر براي رهاسازي اين است كه اول توجه خود را به پاها معطوف مي‌كنيد. اگر در اين اندام احساس گرفتگي، انقباض يا درد داريد، آن را با استفاده از قدرت تجسم به سمت زمين هدايت كرده و از كف پا به زمين منتقل نماييد. و بدين ترتيب آن را از خود دور كنيد. سپس توجه خود را به روي تنه (شكم، سينه، كمر و شانه‌ها) برده، در صورتي كه گرفتگي، درد و انقباضي دارد، با قدرت تجسم آن را به سمت پاها هدايت كنيد و سپس به زمين منتقل نماييد. در مرحله بعد همين كار را با دست‌ها و در مرحله‌ي آخر با سر و گردن انجام دهيد. بدين ترتيب تمام گرفتگي‌ها، انقباض‌ها، دردها، تنش‌ها و اضطراب‌ها از جسم شما به زمين منتقل مي‌گردد؛ زمين ظرفيت بالايي براي دريافت و هضم اين موارد دارد.
روش ديگر براي رهاسازي جسم حضور و حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف جسم مي‌باشد. صرف اين عمل باعث رهاسازي بدن مي‌گردد. در اين روش، وقتي آگاهي بر يك بخش از بدن متمركز مي‌شود به ساير بخش‌ها توجهي ندارد. براي مثال توجه خود را بر كف پاها متمركز كرده،  براي چند لحظه آگاهي خود را در اين بخش نگه‌ داريد. در اين حالت به ساير بخش‌هاي بدن توجهي نداشته باشيد. اين عمل باعث احساس آرامش در كف پا مي‌شود. سپس آگاهي و توجه را به روي پا ببريد و چند لحظه نگه ‌داريد. در اين حالت نيز از ساير بخش‌هاي بدن غافل ‌باشيد و بدين ترتيب در روي پا نيز احساس آرامش كنيد. همين كار را به ترتيب با تمام بدن تا فرق سر انجام دهيد تا تمام بدن ريلكس و رها گردد.

رهاسازي ذهن:
رهاسازي ذهن، پس از رهاسازي جسم صورت مي‌گيرد. براي اين منظور ابتدا تمام ورودي‌هاي ذهن را باز گذاريد و اجازه دهيد تا تمام افكار وارد شوند. در اين حالت پس از چند لحظه اين افكار خودشان ذهن را ترك خواهند كرد و شما نيز آنها را بدرقه كنيد. اگر ورودي‌هاي ذهن را ببنديد و بخواهيد با تلاش جلوي ورود افكار را بگيريد، نتيجه معكوس مي‌دهد. چون فشار زياد افكار پشت درهاي بسته‌ي ذهن سبب ايجاد مزاحمت و اختلال در رهاسازي ذهن و تمركز فكر مي‌گردد. در طول تمرين‌هاي اوليه، ذهن از مسير اصلي تمرين‌ها به كرات منحرف مي‌شود، ولي هر بار آن را با نرمي و لطافت بر موضوع تمرين باز گردانيد. هرگز براي اين كار از خشونت استفاده نكنيد.
شيوه‌ي ديگر براي رهاسازي ذهن يادآوري و يا تجسم يك منظره زيبا مي‌باشد. بدين ترتيب كه يكي از مناظر زيبايي را كه قبلاً ديده‌ايد در ذهن يادآوري ‌كنيد و يا با استفاده از قدرت تجسم خلاق تصوير يك منظره‌ي زيبا را در ذهن خود مجسم ‌كنيد. اين منظره مي‌تواند يك پارك، يك باغ، ساحل دريا، كوه، دشت، جنگل و… باشد. در اين حالت تمام بخش‌هاي آن منظره را در ذهن خود ببينيد. رنگ‌هاي مختلف و اجزاي تصوير را به خوبي ببينيد. صداي آن محيط را بشنويد. بوي آن محيط را استشمام كنيد. با تمام وجود در آن محيط قرار ‌بگيريد و آن را احساس و ادراك كنيد. اجازه دهيد پرنده‌ي ذهن شما در اين محيط زيبا به پرواز درآيد و آرامش و رهايي را تجربه كندتکنیک اول:
اين تكنيك از هفت مرحله تشكيل شده است كه با طي اين مراحل مي‌توانيد به فرافكني دست پيدا كنيد. البته انتظار حصول نتيجه در اولين جلسه‌ي تمرين، انتظار به جايي نمي‌باشد. هر چند كه ممكن است برخي افراد در جلسه اول نيز به موفقيت برسند. در هر حال موفقيت در تكنيكهاي فرافكني به (توجه، توجه، توجه) و (تمرين، تمرين، تمرين) نياز دارد. اين دو كلمه (توجه و تمرين) توصيه تمام استادان متافيزيك به معرفت‌جويان مي‌باشد. با عنايت به اين موارد به شرح تكنيك مي‌پردازيم.

مغناطیس درمانی

خاصیت مغناطیس بر بدن…

در سال های اخیر دانشمندان  روسیه با کار کردن بر روي آب مغناطیسی و قرار دادن دو آهنربا در دو طرف لوله رسوب زده و مغناطيسي كردن آب در حال گذر در لوله به نتايج جالبي دست يافتند و توانستند رسوبات داخل لوله ها را از بین ببرند و در پي اين اكتشاف به فكر استفاده از اين فناوري و كاربرد آن در زمينه درمان شدند و با آزمايشاتي بر روي موجودات زنده دريافتند كه آب مغناطیسی مي تواند باعث سم زدايي و پاكسازي رسوبات داخل عروق خوني  شود . به دنبال اين موفقیت آنها این علم را در کشاورزی استفاده نمودند و محصولات با كيفيت تر ، بهتر و بیشتری را تولید كردند .

مغناطيس‏ درماني ريشه در قوانين طبيعي دارد. لذا به كارگيري آن ساده و ارزان است. براي شروع و ادامه كار هيچ نيازي به مقدمه چيني يا آماده‏سازي طولاني و پويا نداريد، فقط دو عدد آهن‏ربا تجويز مي‌شود. با استفاده از اين دو آهن‏ربا مي‌توانيد افراد زيادي را در طي سالهاي طولاني درمان كنيد. با همان آهن‏رباها مي‌توانيد آب يا هر مايع ديگري را نيز آهن‌ربايي كنيد و آن را در روند اصلي درمان به كار بگيريد. اگر خاصيت آهن‌ربايي اين يك جفت آهن‏ربا پس از سالها استفاده ضعيف شد، مي‌توانيد آنها را تقويت كنيد و عمر دوباره به آنها بدهيد. براي اين كار هيچ نيازي به مخارج مجدد نخواهيد داشت.

آهن‏ربا وسيله‌اي است كه با آن مي‌توان در زمان نيز صرفه‌جويي كرد. ديگر نيازي نيست در صف انتظار براي درمان شدن در بيمارستان‏ها بايستيد و مي‌توانيد ناخوشي‏هاي متداول را در خانه درمان كنيد.

اگر علاوه بر نوشيدن آب مغناطيسي روزي ده دقيقه از مغناطيس استفاده كنيد، مي‌تواند تأثير بازدارنده عليه بيماري‏ها و خستگي داشته باشد.

اگر پيوسته از مغناطيس استفاده كنيد، هيچ خطر اعتياد به آن نيز وجود ندارد. اگر مغناطيس را مدت زيادي روي بدن خود استفاده كنيد، به هيچ وجه تأثير آن به دليل استفاده طولاني كاهش نمي‌يابد.در ضمن هيچ عوارض جانبي نيز ندارد. حتي اگر از آهن‏ربايي قوي به مدتي طولاني‌تر از حدي كه تجويز شده است استفاده كنيد، تنها واكنشي كه ممكن است به آن نشان دهيد خستگي اندكي است كه بلافاصله پس از به كارگيري آن ممكن است حس كنيد كه آن هم پس از اندك زماني برطرف خواهد شد.

يك اتفاق تصادفي باعث شد تحقيقات علمي بر روي آثار مغناطيسي شدن آب انجام گيرد. اين تحقيقات علمي به سرعت گسترش يافت. فن‌آوران و دانشمندان روسي، چند دهه قبل به دنبال روش ساده‌اي مي‌گشتند تا ديواره‏هاي داخلي لوله‌ها را از رسوبات نمك پاك كنند. آنها در طي آزمايش‏هاي خود با كمال حيرت متوجه شدند كه اگر آب مغناطيسي از داخل لوله‌ها عبور كند، رسوبات سفت نمك مي‌افتند و در آب حل مي‌شوند. علاوه بر اين مسئله متراكم شدن رسوبات نيز كاهش مي‌يافت و يا اصلاً قطع مي‌شد. آنها در مورد رادياتور خودروها نيز به چنين نتايجي دست يافتند.

به اين ترتيب ثابت شد كه خاصيت مغناطيسي مي‌تواند آب را به مايعي پرجاذبه تبديل كند. طبق اين پژوهش‏ها معلوم شد كه پس از قرار گرفتن آب در معرض ميدان آهن‌ربايي دما، غلظت، تنش سطحي چسبندگي، و خاصيت رسانايي جريان برق در آن تحت تأثير قرار مي‌گيرد. خاصيت آهن‌ربايي باعث افزايش سرعت ميزان رسوب‏گذاري ذرات ريز معلق در آب و تشديد خاصيت رسانايي آن مي‌شود. اين امر روند يونيزاسيون در آب را نيز سرعت مي‌بخشد.

مطالعه تأثير خاصيت آهن‌ربايي بر آب به طور طبيعي توجه زيست‏ شناسان مغناطيس شناس را به خود جلب كرد. بعد آنها مهمترين مايع بدن يعني خون را مورد مطالعه مشابهي قرار دادند. نتايج آن نيز حيرت انگيز بود.

آنها متوجه شدند كه تماس آن با مغناطيس بلافاصله باعث فعال شدن مقدار آهن موجود در خون مي‌شد و در نتيجه جريان ضعيفي ايجاد مي‌كرد. اين افزايش از نظر تعداد كانون‏هاي بلورسازي كه به وجود مي‌آورد، نسبت مستقيمي با قدرت ميدان آهن‌ربايي داشت. روند يونيزاسيون (يعني جدا شدن اتم‏ها و ملكول‏ها به ذرات باردار الكتريكي) نيز سريعتر انجام مي‌شد.

اين امر خطر انعقاد خون در رگ‏ها را كاهش مي‌داد و باعث جريان في‌البداهه و آسانتر خون در سرخرگ‏ها و سياهرگ‏ها مي‌شد. جريان مغناطيسي ايجاد شده در خون منجر به افزايش گلبول‏هاي قرمز و گلبول‏هاي فاسد غيرفعال خون مي‌شد و آن‌ها را تقويت مي‌كرد. حركت هموگلوبين در رگ‏هاي خوني تسريع مي‌شد و رسوبات كلسيم و كلسترول خون به حداقل مي‌رسيد.

علاوه بر اين، متوجه شدند كه خاصيت مغناطيسي، تأثير مشابهي بر همه مايعات ديگر بدن دارد. اين امر همچنين به ترشح هورمون‏ها كمك مي كرد، ياخته‌هاي جديد مي‌ساخت و بافتها را دوباره جوان مي‌كرد و بر كدهاي ژنتيكي نيز تأثير پايداري مي‌گذاشت.

پديده‌هاي مغناطيسي در تمام اعصار، تأثير مسحور كننده‌اي بر ذهن انسان داشته است. سنگ ماگنتيتي (كه نوعي سنگ آهن‏ربا است) به صورت رسوب در رگه‌هاي آهني مغناطيس‌دار جمع شده و اولين ماده مغناطيسي بوده كه بشر از آن آگاهي يافته است.

نحوه عملکرد مغناطيس درماني به چه صورت است؟ 

تمام عملکردهاي فيزيکي و ذهني هر فرد با ميدانهاي الکترومغناطيسي کنترل مي شود که با حرکت يون هاي الکتروشيميايي در بدن توليد مي شوند .
وقتي جايي از بدن زخم مي شود و بافتي از بدن آسيب مي بيند يون هاي مثبت به سمت مکان آسيب ديده حرکت کرده و باعث ايجاد درد و ورم مي شوند . براي اينکه اين زخم بهبود يابد مي بايست قسمت آسيب ديده به يون هاي منفي طبيعي خود بازگردد ، مواد الکترو شيميايي مربوط به ورم و درد نيز مي بايست برداشته شده و اکسيژن و مواد مغذي به منطقه آسيب ديده برسد.

ميدان مغناطيسي با بازگشت تعادل الکترومغناطيس خون به حالت متعادل اوليه به بهبود منطقه آسيب ديده کمک مي کند . ميدان مغناطيسي ديواره هاي مويرگها و همچنين ماهيچه هاي بدن وبافت هاي مربوط به آن را به حالت آرامش در آورده و باعث افزايش جريان خون مي شود در نتیجه اکسيژن و مواد غذايي بيشتری به منطقه آسيب ديده رسيده و باعث از بين رفتن مواد الکتروشميايي مضر و موادشيميايي درد آور می شود و باعث کاهش درد و از بين رفتن عوارض شده و به فرايند بهبود سرعت مي بخشد .

انرزی بدن انسان

انرژی های بدن انسان

بدن انسان دونوع انرژی دارد :                   ۱ – انرژی بیوشیمیایی
۲ – انرژی کیهانی

 

انرژی بیو شیمیایی بدن از گرمای آزاد شده از واکنشهای شیمیایی غذاهایی که میخوریم بوجود می آید .

انرژی کیهانی نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که در همه جا وجود دارد . بدن ما نیز یکی از دریافت کننده های این انرژیست.

اما این انرژی از چه مراکزی وارد بدنمان میشوند ؟
انرژی کیهانی از طریق چاکراها وارد بدنمان میشوند .
چاکرا لغتی سانسکریت به معنی گردونه است .

چاکرا یک فضای مخروطی در حال چرخش بوده که راس آن روی بدن می باشد.

انرژی کیهانی از طرف قاعده مخروط وارد شده و از راس آن وارد بدن می شود.
هر چه مخروط چاکرا بزرگتر باشد انرژی بیشتری جذب میکند .

 چند چاکرا در بدن داریم ؟ 

رنگ چاکراها :
۱ – چاکرای ریشه : قرمز
۲ – چاکرای جنسی :نارنجی
۳ – چاکرای خورشیدی : زرد
۴ – چاکرای قلب : سبز
۵ – چاکرای گلو : آبی
۶ – چاکرای چشم سوم : نیلی
۷ – چاکرای تاجی : بنفش
ضعف و ناهماهنگی چاکراها مشکلات زیادی برای ما بوجود می آورد . یکی از روشهای درمان ، تقویت چاکراها با رژیم صحیح غذایی و نرمشهای مناسب است .

اما کانالهای انرژی کدامند ؟

کانالهای انرژی یا نادیها مسیرهای هدایت انرژی هستند .
سه کانال اصلی به نامهای آیدا ،پینگالا و سوشومنا و تعداد زیادی کانالهای فرعی وجود دارند.

کندالینی یک استخوان درانتهای نخاع است که به دور خود پیچیده شده . این عضو مقدار زیادی انرژی پتانسیل در خود ذخیره دارد و با آزاد سازی نقش بسیار مهمی ایفا میکند .

خروج روح از بدن

راههای خروج روح از بدن

ما انسان ها ۱۰۰ درصد انرژی خودمون رو برای دنیای مادی و تیپ زدن و پیری و جوانی و کار و زندگی خرج کردیم ، در صورتی که اگر بیایم این انرژی رو بین دنیای مادی و دنیای روح و بعد معنوی خودمون  تقسیم کنیم پا بر تمام جهان های خدا خواهیم گذاشت و بهشت رو در همین زندگی الانمون به وضوح رویت میکنیم  ، اما این کار لازمه ی زمان و تلاش و خود باوری و شناخت درست از خودمونه ، امروز ما تو این پست همه ی این هارو مرور میکنیم .

سفر روح: وقتی ما حرف از سفر روح میزنیم یک جادوگری و کار غیر عادی نیست ، بلکه ما به دنبال رهایی از زمین مادی و  پرواز به سوی عرش در همین زندگی هستیم .

نکته اول : شما باید این رو قبول کنین که دارای دنیایی درونی هستین ، باید این رو از همین الان به خودتون ثابت کنین که یک روح هستین ، از بندگان خدا هستی ، فنا ناپذیر هستین، و دارای دنیای درون هستین و همه چیز مادی نیست ، تو باید قبول کنی که حق انتخاب و فکر کردن و جستجو داری ، برای همینم هست که خداوند به تو اختیار رو اعطا کرده تا خودت انتخاب کنی که به سمت خدا بری یا شیطان که دشمن تو هستش.

اینجا برای تو سوال پیش میاد که چرا اصلا خدا شیطان رو آفرید :  جواب اینه : مراتب جهان هایی که تو به عنوان یک فرد و یک روح قراره به اون ها پا بذاری بسیار زیاده ،شروع راه تو از این جهان که اسمش جهان فیزیکیه آغاز شده پس تو باید آفریدگار خودت رو بشناسی و حقانیت پروردگار بر تو ثابت بشه ، این که تو اونو بشناسی پس به جهان فیزیکی اومدی که اولین قدم تو به عنوان روح هستش ، اما نگران نباش ، در جهان های بالا خبری از انرژی منفی و شیطان نیست ، در این جهان شیطان هست تا خدا برای تو معنی پیدا کنه چون  خدا در کنار شیطان برای تو معنی واقعی خودش رو پیدا میکنه ، خوبی در کنار بدی ، طعم خوب در کنار طعم بد ، و یک زیبایی در حال مقایسه با یک زشتی معنی پیدا میکنه ، پس باید به این جهان علت و معلول وارد میشدیم تا خودمون رو و خدای خودمون رو بشناسیم . تا اینجا به شما ثابت بشه که اون خداست و اون سر منشاء ما و زیبایی هاست.

نکته ی دوم : با خودت صادق باش !!!  حقیقت رو قبول کن و در این جاده های گمراهی هی دنبال خودت نچرخ ، به هر دری نزن تا اشتباهات خودت رو توجیح کنی ، بلکه یک اصل رو پی بگیر ، اون اصل اینه : حقیقت رو قبول کن ، حتی اگر بیشترین ضربه رو به تو در دنیای مادی بزنه ، اون وقته که بعد معنوی خودت رو نجات دادی و خودت رو یک پله بالاتر بردی ، ما باید طوری زندگی کنیم که زندگی ما به جای دروغ سرشار از حقیقت و روشنی و صافی باشه ، و طوری باشیم که سر مشق همه باشیم نه نقطه ی اتهام همه . صداقت رو میشه با صادق بودن از همین الان شروع کرد و بعد از چندین ماه یک فرد صادق شد

.

نکته ی سوم :  خدا همینجاست . به دنبال خدا در سرزمین های دیگر نگرد، کعبه و بت خانه بهانه است که ره گم نشود ، تو الان در منزل هستی ، پشت ال سی دی داری این مطلب رو میخونی ، شاید الان مادرت برای تو یک میوه بیاره و تو بخوریش و تموم شه بره ، اما ببین ، دقت کن ، حواست کجاست ؟ مادر برای تو میوه میاره ، مادر ، حس بین مادر و خودت رو ببین ، حس مادر فرزندی ، اون حاضره برای تو بمیره و تو حاضری برای اون خودت رو به هر آتیشی بزنی، سر منشاء این حس و محبت از کجاست؟؟؟ ،  میوه رو نگاه کن، رنگ میوه ،  میوه رو که خوردی یک لحظه به طعم میوه فک کن ، چه خوشمزه ست ؟!! چه هنرمندانه طعم سازی شده؟ خدا همینجاست ، در همین لحظه عبادت کن ، در لحظه یاد خدا باش و خدا رو ببین .

نکته ی چهارم : تو آن هستی . نباید خودت رو جدا از خدا بدونی یا خدا رو نقطه ی مقابل خودت ببینی . بلکه باید این رو از تمام وجود حس کنی که تو هم هم جنس خدا هستی و از خدا دور نیستی ، پس در هنگام عبادت و ذکر هات از خدا دور نباش ، تو با خدا در تلفیق و تعامل هستی ، فقط کافیه این رو بپذیری .

نکته ی پنجم : در گیر مادیات نباش ، این به این معنی نیست که مادیات رو کنار بزنیم و رو به ریاضت کشیدن بیاریم ، بلکه زندگی کنین اما در گیر مادیات نباشین ، زیاده خواه نباشین و مادیات رو بشناسین که فانی هستند و مادی هستند . خسیس بودن ، پول دوست بودن ، برای پول هر کاری کردن ، زندگی رو در مال و اموال دونستن ، تیپ و ساعت آنچنانی رو شخصیت دونستن این ها همه درگیری های مادی هستند .

نکته ی ششم : قانون طبیعت رو فراموش نکن . قانون این رو میگه : وقتی چیزی رو درخواست میکنین اون چیز به سمت شما میاد ، مگر اینکه خواسته ی قوی تری داشته باشین که باعث بشه خواسته ی قبلی شما شکسته بشه . مثال : شما امروز با خوندن این مطالب تصمیم میگرین کار خودشناسی رو پی بگیرین . این خواسته ی شماست ، خودشناسی به سمت شما حرکت میکنه ، اما بعد از چند روز شما خواسته ی قوی تر ی خواهید داشت ، مثال میخواین همه ی تلاشتون رو بکنین که با فلان آدم دوست بشین یا اینکه کنکور رو قبول شین ، پس خواسته ی خودشناسی کنار زده میشه چون انرژی کمتری داره .

نکته ی هفتم : بیشتر درگیر دادن باشیم تا گرفتن ، این یعنی اینکه بجز تلاش هایی که برای معاش روزانه خودمون انجام میدیم نباید برای خدمات و دعاهامون که برای خلق انجام میدیم از خدا طلب پاداش کنیم ،  مثال ذکر بگیم برای حل فلان مشکل ، نماز بخونیم برای بهشت ، دعا کنیم برای ثواب ، پس جای عشق به خداوند کجاست ؟ فکر کردین چرا رابطه ی ما سر نماز با خدا سرده ؟ چون رابطه ی ما عشق نیست بلکه تجارته با خداست ، البته از نوعی که خود ما از روی غرور نمیخوایم این حقیقت رو قبول کنیم ، پس بیایم حقیقت رو قبول کنیم . این همون نکته ی دوم بود . پس تجارت رو کنار بذارین و بی درخواست ببخشین ، در این صورت همه چیز به سمت شما خواهد آمد .

خروج روح از بدن

خروج روح از بدن

نکته ی هشتم : تو مالک هیچ چیز نیستی . این رو نباید فراموش کنین ، شما اگر زمینی ، ملکی ، ساختمانی ، ماشینی ، خانواده ای یا فرزندی دارین ، نباید حس کنین که اینها مال شما هستند ، درسته زمین و ملک به اسم شماست اما همه ی اینها بعد از مرگ شما در این دنیا باقی میمونن ، پس تمام این ها رو یک محبت بدونین ، محبتی از جانب خدا برای شما ،  این فکر عشق و معنویت رو به شما میده .

نکته ی نهم: نفسانیات پنج گانه شما : شهوت ، خشم ، وابستگی ، طمع و خود پرستی می تونن باعث درون گرایی شما بشن و شما رو در یک فضای بسته قرار بدن. این بدترین دام برای شماست  ، که میتونه تمام تلاش هاتون رو از بین ببره .

نکته ی دهم : جاودانگی ، برای رسیدن به جاودانگی باید دائما نثار کنیم بدون اینکه چشم داشتی برای بازگشتن داشته باشیم ، در این صورت به جاودانگی میرسیم ، شاید بگین اینطوری نمیشه که این یعنی احمق بودن ، اما دقت کنین ، ما نمیخوایم اهل دوز و کلک باشیم ، یا کار خیری نکنین ، یا وقتی میکنین هیچ درخواستی از طرف مقابل و خدا نداشته باشین ، همونطوری که خدا در قبال بخشش هاش چیزی از ما نخواسته ، این دقیقا راهی هست که حضرت علی پیش گرفت ، شب و روز بخشید و از لحاظ معنوی به تمام عوالم خدا دست پیدا کرد و هنوز هم در بیداری و خواب های ما جاودانه مونده .

نکته ی یازدهم : آرزو ، آرزو برای مسائل مادی و دنیوی باز نقش دیوار رو برای ما داره ، شما میخواین رو به عرفان و خدا شناسی بیارین اما همیشه دارین تلاشی برای رسیدن به یک آرزو میکنین ، مثال آرزو دارین فلان ماشین رو بخرین ، یا به فلان مرتبه تو شرکت برسین ، همین شما رو محصور به جسم میکنه ، اما حقیقت امر رو هم نگاه کنین ، تمام مراتب دنیوی ، بهترین ملک ، بهترین ماشین ، نهایتا برای یک ماه جذابیت دارن ، در مراتب دنیوی نقطه ی آسایشی وجود نداره ، هر چی مال و اموال تو بیشتر باشه و هرچی منبع های در آمدت بالاتر بره  درگیری های فکریت بیشتر و بیشتر میشه و بیشتر و بیشتر درگیر جسم و مادیات خواهی شد . تلاش برای دنیا بد نیست اما نباید وابستگی فکری و جسمی به اون تلاش و هدف تلاشتون داشته باشین.

نکته ی دوازدهم : عجله نکن ، این نکته رو با شعری آغاز میکنم

آب دریا را اگر نتوان کشید ، هم به قدر تشنگی باید چشید .  این به این معنی هستش که حقیقت خداوند مانند یک دریا میمونه ، ما نمیتونیم کل این دریا رو بشناسیم و تمام اون رو درک کنیم ، اما میتونیم به اندازه خودمون از دریا برداشتی داشته باشیم . در مسیر شناخت خدا هم همینه ، شما نباید با عجله و دستپاچگی بیاین تو این مسیر یک ماه شب و روز مراقبه و عبادت کنین تا به سیر و سلوک برسین ،  در این صورت هیچ پاسخی دریافت نمیکنین ، چون این مسیر مسیر اعتداله ، حرکت با سرعت بالا امکان تصادف شدید رو به همراه داره ، شما یک ماه شب و روز پی گیر سفر روح میشین بعد که به جواب نرسیدین میزنین زیر همه چیز و نا امید میشین . در این مسیر باید با آرامش حرکت کنین ، همه چیز رو ببینین و نکات رو رعایت کنین بعد از مدتی نچندان دور هدف خود به خود محقق میشه .

نکته ی سیزدهم : برای هر کسی باز گو نکن . عده ای از آدم ها هستن که دوست دارن هر کسی رو دیدن سریع بحث راه بندازن و همه رو بر انداز کنن ، مثال شما میخوای به سفر روح برسی و داری واسه این امر تلاش میکنی ، حالا تو فامیل و اطرافیان هر کسی رو میبینی میگی آره میخوام به خدا برسم و اساتیدی هستند و روح هایی هستند و من میخوام برم به آسمون ها و …. اینجاست که همه فکر میکنن شما یا خل شدین یا دیوونه شدین ، حق هم دارن فکر کنن ، اونا تا الان تو نخ مد لباس و کتاب و دنیا و این جور مسائل بودن ، اونا نرفتن جهان رو از دید روح ببینن و دنیای درون ، بلکه رفتن کتابی بخونن و از اون کتاب دنیا رو ببینن ، مسیر اون ها غلط نیست ، مسیر ماهم غلط نیست ، اما با هم هم مسیر نیستیم ، حالا اینجاست که تمام افراد سعی مکینن شما رو که مسیری درونی دارین به سمت خودشون که مسیری نوشتاری و بیرونی دارند سوق بدن ، وقتی ۱۰ نفر به شما اینجور حرف هارو بزنن اونجاست که دیگه اون ها موفق شدند به هدفشون برسن و این شما هستید که شکست میخورین .

نکته ی چهاردهم : قوی باش و تسلیم نشو ، ما علاقه مند به این هستیم که دلیل عدم موفقیت خودمون رو گردن خدا یا شیطان بندازیم ، وقتی به جایی نمیرسیم میگیم خدا خواست ، یا اینکه شیطان نذاشت و وسوسه ام کرد ، این رو ما به خودمون تلقین کردیم که سریع در برابر مشکلات تسلیم شیم و ضعیف باشیم و در آخر با یک حرف قسمت نبود از هدفمون دست بکشیم ، بعد از چند وقتم میگیم خدایا من خواستم به تو برسما اما تو نخواستی و نذاشتی ، اما وقتی پیروزی به دست میاریم میگیم خودم خواستم رسیدما ، این غلطه ، تو دارای دنیایی هستی ، دنیایی درونی و بیرونی ، میتونی اونو خودت بسازیش ، میتونی کسی باشی که تا به هدف نرسیده عقب نکشه ، میتونی کسی باشی که به هیچ عنوان شیطان نتونه گمراهش کنه ، اما چون خودت رو با این جمله که من نمیتونیم هیپنوتیزم کردی پس تا ابد نخواهی تونست به هدف های معنویت برسی ، بلکه همیشه ۲ ماه تلاش میکنی و سریع باز عقب میکشی و این تا آخرت ادامه خواهد داشت . پس قوی باش ، خودت رو بشناس ، تسلیم نشو و عقب نکش .

نکته ی پانزدهم : جذابیت ،  با خودت صادق باش ، حقیقت رو منشاء قرار بده و با خودت رو راست باش ، اکثر ما انسان ها برای دیدن جذابیت سفر روح و پرواز روح و دیدن جهان های دیگه پا در این مسیر میذاریم ، اگه هدفت از خوندن این مطالب اینه بهتره همینجا با خودت رو راست باشی و عقب بکشی ، یا اینکه هدف خودت رو تغییر بدی و برای شناخت خدا و عظمت وجود خودت پا به عرصه عرفان بذاری .

نکته ی شانزدهم : کلام حقیقت ، وقتی حرف یا کلام حقی رو ما از کسی میشنویم ، این عادت رو داریم که شروع به بر انداز شخص گوینده میکنیم ، این کار اشتباست ، بلکه کلام حقیقت رو دریافت کنید و به کار ببندین ، چون اگر به گوینده توجه کنین و گوینده کلام برای شما مهم باشه این خودش شخصیت پرستی محسوب میشه و شما رو از درک حقیقت دور میکنه.

نکته ی هفدهم : اول انتخاب بعد حرکت ، ابتدا به خوبی بگردید و مسیر مناسب رو پیدا کنید و وقتی وارد مسیر شدین اون رو ادامه بدین بدون اینکه بخواین هی سرک در ادیان یا آیین های دیگه بکشین . ما عادت کردیم ابتدا بدون بررسی وارد مسیر و طریقتی میشیم و بعد از مدتی سریع هم از مسیرمون عقب میکشیم . مثال من سریع وارد بحث سفر روح میشم و بعد از مدتی میام به این فکر میکنم که پس اسلام غلطه ؟ چرا بودا این و میگه و این دین اونو میگه ؟ بعد هی خودم رو درگیر این گفته ها میکنم و از اینجا مانده و از اونجا رونده میشم ، آخرشم به هیچ جوابی نمیرسم ، شما بخواین در ادیان و مسیر ها و طریقت ها جستجو و مقایسه انجام بدین ۵۰ سال هم این کارو ادامه بدین بی فایدست ، چون ذهن رو پر از اطلاعات متناقص کردین و آخرش هم هیچی به هیچی ، در صورتی که باز یک اصل رو فراموش کردین ، خداوند چیزی متفاوت از ذهن ماست ، خدا برای تمام مسیر ها و ادیان خدایی میکنه ، خدا فقط خدای دین اسلام نیست ، بلکه خدای دین مسیح و طریقت های دیگه هم هست ، پس اول انتخاب بعد حرکت .

خروج روح از بدن

خروج روح از بدن

نکته ی هجدهم : عبادت ، عبادت یکی از اصل هاست ، عبادت های متفاوتی داریم ، نماز ، ذکر ، راز و نیاز ، رفتن در طبیعت و شکر خدا رو گفتن ، کمک به خلق و … اما عبادتی که به طور مداوم باشه و باعث رشد باشه به نظر من نماز و ذکر بهترین نوع عبادته ، عبادت در سفر روح های شما مانند سوخت میمونه ، عبادت بیشتر برابر با سفر روح با مدت زمان بیشتر .

نکته ی نوزدهم : پاکی و صداقت و خیر اندیش بودن برای تمام خلق . حتی دشمن ، و نداشتن کینه نسبت به هیچ انسانی .

 نداشتن روز مره گی و مشغله فکری، تا اونجایی که میتونین کاری کنین مشغله فکریتون بالا نره ، با مشغله فکری بالا تلاش برای سفر روح بی معنی میشه  ، حتی خواب ها هم دچار دوگانگی میشن ، چون نقش درون و بعد معنوی در زندگی به صفر میرسه.

نکته ی بیستم و آخرین نکته : تمرکز و یا مراقبه ،

ابتدا تمرکز :شما در کنار همه این نکات شبی ۱۵ دقیقه قبل از خواب در اتاقی تاریک بشینین و یک شمع کوچک یا یک لامپ ال ای دی کم نور روشن کنین ، بعد به مدت ۱۵ دقیقه به اون نور خیره بشین و سعی کنین فکری نکنین ، با یک ارامش خیال به اون نور خیره بشین و حتی پلک هم نزنین ، بعد از مدتی نگاه کردن به نور ، اطراف نور کج و ماوج میشه ، کاری کنین این تغییر اشکال هم نتونه تمرکز شما رو برای نگاه کردن به مرکز نور به هم بزنه ، این کار رو هر شب به طور مداوم انجام بدین ،

انجام مراقبه :

برای مراقبه میتونین به طوری که راحت هستین ، ترجیحا چهار زانو در مکانی  که  رو به منظره یا آسمان  هست بشینین و با نام های خدا و هر جمله ای که لایق خدا میدونین دل و جان و روح خودتون رو صفا بدین .

انجام مراقبه و تمرکز بسیار بسیار مهمه .

 از اینجا به بعد دیگه باید صبور باشین ، هر چند روز یک بار نکاتی رو که اینجا گفته شده رو مطالعه کنین ، در زندگیتون به کار ببندین ، هر چقدر صاف تر و خوب تر بشین زود تر به هدفتون میرسین ،  صبور باشین و برای سفر روح این کار هارو انجام ندین،  بلکه برای خودشناسی و خدا شناسی این کار هارو انجام بدین ، به خداتون عشق بورزین و اونو به هر زبونی که راحت ترین پرستشش کنین و بشناسینش .
بعد از این ها با انجام نکات بالا بسته به حالات درونی شما و نوع عملکرد شما به طور حتم خواب هاتون دچار تغییرات فراوانی میشه ، روشن تر میشه ، معنوی تر میشه ، اینجاست که باید هر شب یک درخواست رو قبل از خواب روی زبون بیارین ، این جمله رو : خدایا من بی تو هیچ هستم ، من به کمک تو احتیاج دارم ، من رو به خودت برسون که من از تو هستم . هر خواسته ی دیگری هم که دارین به صورت خیلی خودمونی با خدا در میون بذارین ، و باز هم تاکید میکنم نخواین بعد از یک هفته مانند شمس تبریز طی الارض کنین ، عجلتون چیه ؟ شما ابتدا خواب هاتون روشن میشه ، بعد در خواب هدایت میشین ، بعد در خواب سفر روح میکنین و بعد سفر روح واقعی برای شما محقق میشه .

شبا قبل از خواب به خودتون نگین روح من از بدنم خارج شو ، یا اینکه در مراقبه بگین روح من پرواز کن ، از این خبرا نیست ، بلکه شما فقط باید تمام نکات رو رعایت کنین ، هر روز بهتر و انسان تر بشین و فقط نظاره گر پیشرفت خودتون باشین و هیچ درخواست بی جایی از خدا نکنین ، هر شب بگین پس سفر روح کو ؟ چرا سفر روح نمیکنم  ؟ همه این ها باعث میشه سفر روح شما به تعلیق بیفته ، بلکه در بیداری  هوشیار و درست کار باشین و در زمان خواب نظاره گر صدای درونتون باشین ، روح شما وقتی توسط اساتید خواب به خوبی با دنیای درون اشنا بشه  و تجربیات لازم رو کسب کنه اون وقته که به عنوان مثال شبی خوابیدید و یک دفعه احساس میکنین فشار خاصی روی بدنتون احساس میشه ، بعد کم کم از بدن جدا میشین و به سفر روح واقعی میرسین ، شما تا قبل از سفر روح شخصیتون فقط باید نکات رو رعایت کنین و نظاره گر صدای درون و راهنمایی های درون که از طریق خواب و رویا و اساتید به شما میشه باشین ،

 شما بتونین تعادل رو بین جسم و روح خودتون برقرار کنین روح خودش به پرواز در میاد و نیازی به حرف زدن زبانی نداره .

امکان داره این روند ۶ ماه ، یک سال یا بیشتر طول بکشه ، کمتر از این هم توقع نداشته باشین ، چون شما دارین بزرگ ترین کار دنیای درون رو انجام میدین و دارین به عرفان میرسین ، قدم در این راه فقط اسمش سفر روح نیست ، بلکه اسمش عرفان ، خودشناسی ، خدا شناسی و پرواز به سوی عرشه . روح شما با حرف شما از بدن خارج نمیشه ، بلکه اون هر شب آرزو داره از بند ذهن جدا بشه و پرواز کنه ، پس عجله نکنین ،