نوشته‌ها

دعای ازدواج و بخت گشایی
,

دعاهای بسیار مجرب برای ازدواج و بخت گشایی

برای جلب خواستگار زیاد و تسهیل امر ازدواج ، با حضور و توجه قلبی سوره های مبارکه ذیل را بر آبی پاک قرائت کند و در روز جمعه قبل از اذان مغرب با آن آب غسل کند و بعد از آن سوره مبارکه طه را سه مرتبه قرائت کند ، به اذن خداوند متعال خواستگاران زیادی پیدا خواهند شد.
سوره های مبارکه ذیل را قرائت کند :

۱-سورة الفلق ( ۷ مرتبه ).

۲-سورة الناس ( ۷ مرتبه ).

۳-سورة الإخلاص ( ۷۱ مرتبه ).

۴-سورة طه ( ۲ مرتبه)

۵-سورة الكافرون ( یک مرتبه ) .

اذکار و دستورالعمل بخت گشایی و ابطال سحر را روز های یکشنبه ، پنج شنبه و جمعه (طلوع آفتاب) انجام دهید.(هرساعتی میتوانیدانجام دهیدولی طلوع آفتاب بهترین زمان است) روز شروع به اذکار از ایام منحوسه مانند قمر در برج عقرب نباشد. برای دانستن ایام منحوسه به تقویم های نجومی رجوع نمائید یا از اهل خبره ، آن را جویا شوید.

هشدار: 

این دستورالعمل ها از منابع معتبر استخراج شده است از عمل کردن  به آنها غفلت نورزید تا  نتیجه مطلوب را به دست آورید و از مراجعه به افرادی که تحت عنوان رمال و دعا نویس فعالییت می کنند، خود داری نمایید، زیرا از مراجعه به آنان، جز هدر دادن وقت و پولتان ، چیزی عایدتان نخواهد شد.

دستوراتی جهت بخت گشایی دختران

شمارۀ ۱
۱-جهت بخت گشایی ذکریالطیف راهرروز ۱۲۹مرتبه بخواند.
۲- آیه وَ أَنکِحُواْ الْأَیَامَى‏ مِنکمُ‏ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمُ‏ وَ إِمَائکُمْ  إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ  وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ( ۳۲نور) را بهوقت اذان بخواند .

شمارۀ ۲
این آیه  شریفه زیر را به جهت بخت گشایی بر کاغذ بنویسید و با گلاب بشویید و بخورید :
«وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلا اَصْحابَ الْقَرْیَةِ اِذْ جائَهَا الْمُرْسَلوُنْ»
( خواهران عزیز دقت بنمایند که نوشتن ادعیه باید در زمان سعد و با یک شرایط خاص نوشته شود)

شمارۀ ۳
دعایی دیگر جهت بخت گشایی،چنانچه دختر خانمی هنوز شوهر نکرده باشه و یا خواستگاری هنوز برایشان نیامده و و یا آمده وهنوز کار به پایان نرسیده و  به خانه بخت نرفته است به مدت چهل روز  بعد از هر نماز واجب بلافاصله بدون اینکه با کسی حرف بزند یک صلوات بفرستد و هفت مرتبه این آیه مبارکه را تلاوت کند
رَبِّ لا تَـذَرنی فَـرداً وَ اَنتَ خَیرُا لوارثـیـن  (سوره انبیا آیه هشتاد نُه)
انشاءالله به زودی به خانه بخت می رود.تذکر: در زمان خاصی که نماز نمی خوانند از خواندن آیه مبارکه خودداری فرمائید،بعدازغسل  باقیماندۀ چهل روز را بجا بیاورید.

 شمارۀ۴
دعایی دیگر جهت آمدن خواستگارمناسب و بخت گشایی
از امام جعفر صادق علیه السلام روایت شده است که اگر دختری در خانه مانده باشد و کسی به خواستگاری نیاید سوره احزاب را بر پوست آهو یا پاره ای کاغذ بنویسد و در کوزه ای کوچکی قرار داده و آن کوزه را در خانه ای که آن دختر زندگی می کند قرار دهد پس خواستگار آن دختر زیاد شود ، همچنین برای سریع آمدن خواستگار نیز همین طریق مفید است. انشاء الله

 شمارۀ۵
برای گشایش بخت بسته٬ آیات زیر را بر کاغذ بنویسد و بر گردن آویزان کند:
سوره فتح آیات ۱ و ۲
۲- تمام سوره نصر
۳-سوره روم آیه ۲۱ ( و من آیاته ان … لقومٍ یتفکرون )
۴-سوره مائده آیه ۲۳ ( ادخلوا علیهم الباب … ان کنتم مومنین)
۵-سوره قمر آیات ۱۱ و ۱۲ ( ففتحنا ابواب السمائ … علی امر قدر قدر )
۶-سوره طه آیات ۲۵ تا ۲۸ ( قال رب اشرح لی … یفقهوا قولی )
۷-سوره کهف آیه ۹۹ ( و ترکنا بعضهم … فجمعنا هم جمعاْ )
۸-سوره توبه آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ ( لقد جاء کم رسولٌ … و هو رب العرش العظیم )
پس از آویزان کردن این جمله به آن اضافه شود:
کذلک حللت فلان بنت فلانه ( ترجمه : بدین ترتیب فلان دختر فلانه را آزاد کردم توضیح : بجای فلان نام دختر و بجای فلانه نام مادر وی را می بایست نوشت)

 شمارۀ ۶
آیه ای بسیار مجرب جهت بخت گشایی دختران :
آیه : إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَن تَزُولَا  وَ لَئنِ زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ  إِنَّهُ کاَنَ حَلِیمًا غَفُورًا(۴۱فاطر) را بمدت ۴۰ روز روزی  ۴۰  مرتبه خوانده شود.

 شمارۀ ۷
برای بخت گشایی دختران نقل شده از عارف عالیقدر آیت الله شوشتری :
دعای یستشیر را ۴۰ روز با توجه و تدبُّر در معنی آن بخوانند (بهتر است بعد از نماز صبح باشد)

دعای ازدواج و بخت گشایی

دعای ازدواج و بخت گشایی

 شمارۀ ۸
از آیت الله بهجت جهت بخت گشایی دختران جوان دستوری خواستند. در جواب فرمودند:
آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا»(سوره فرقان آیه   ۷۴) را زیاد بخوانند.
بار دیگر هم از ایشان سوال کردند دستور دیگری فرمود:
فرمود: نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن دعایی که در کتاب زادالعماد مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود بخواند و بعد به سجده برود و تلاش کند که حتما گریه کند(هرچند کم) و همین که چشمش را اشک گرفت حاجت خود را از خدا بخواهد. این کار را تا زمانی که حاجتش روا شود انجام دهد.

شمارۀ۹
جهت بخت گشایی و آمدن خواستگارمناسب
۱- دعای مقنعه را روزها گوشه روسری و یا مقنعه و شبها زیر بالش قرار دهد.
۲- روزی ۱۱۰ مرتبه آیه ۹ سوره آل عمران را تا (( لایخلف المیعاد)) بخواند و سپس بگوید اجمع بینی و بین زوج المومن) )
۳- روزی دو مرتبه سورد یس و یا ۴۰ مرتبه حمد بخواند و به حضرت زینب ( سلام الله علیها ) هدیه دهد و هر روز بگوید  به حق علی و فاطمه بر شما همسری خوب برایم بفرست
۴- انگشتر شرف الشمس دست کند

شمارۀ ۱۰ :
ختم بسم الله الرخمن الرحیم به تعداد دوازده هزار مرتبه . بهترین زمان برای این ختم بعد از نماز صبح جمعه و یا شب های ماه رمضان به ویژه شب قدر می باشد. ابتدا غسل کرده و پس از غسل رو به قبله نشسته و صد صلوات می گو ید و یک مرتبه آیه الکرسی تلاوت می کند و به اطراف خو د می دمد و سپس دوازده هزار مرتبه ذکر بسم الله الرحمن الرحیم می گوید. ( این ذکر را کامل بگوید و گفتن بسم الله کافی نیست ) و پس از آن دو رکعت نماز حاجت بخواند و بعد از نماز ، حاجت ( یا حاجات ) خود را بخواهد و صد مرتبه صلوات گوید و ختم را تمام نماید. (بخت گشایی برای دختران و پسران)   اگر کسی این ختم را به درستی انجام دهد تا ۴۸ ساعت بعد از ختم خواب معنوی خوبی خواهد دید و در خواب پاسخ خود را خواهد گرفت. و اگر کسی خوابی در مورد حاجت خودش ندید این ختم دو باره انجام دهد.(در ضمن این ختم برای هر حاجتی بسیار مجرب است)

شمارۀ ۱۱ :
سوره احزاب را نوشته درون کوزه تازه و آب ندیده قرار دهید.(بر روی کاغذ سفید و بدون خط نوشته شود)قبل از گذاردن نو شته در داخل کوزه ، آب زمزم را با اندکی تربت مخلوط نموده  و درون کوزه بریزید. وقتی آب جذب کوزه شد نوشته را به همراه چوب انار تازه داخل کوزه بگذارید و بعد درب آن را با خمیری که با آب زمزم درست شده محکم کنید و بر روی آن کمی تربت امام حسین علیه السلام قرار دهید.(بخت گشایی ویژه دختران)

شمارۀ ۱۲:
بسیار استغفار نماید حد اقل روزی صد بار .( دختران و پسران)

شمارۀ ۱۳ :
ختم صلوات چهارده هزار مرتبه درچهل روز روزی سیصدوپنجاه بار.( ویژه دختران)

شمارۀ ۱۴ :
نگین فیروزه که بر روی آن  الملک لله   و در زیر آن   الواحدالقهار   حک شده باشد در دست کنید یا به همراه داشته باشید. به خصو ص به هنگام آمدن خواستگار .(دختران و پسران)

شمارۀ ۱۵ :
دستورالعمل دعای چهل کلید را انجام دهید. (دعای چهل کلید برای بخت گشایی ، محبت بین زن و شو هر ، دفع سحر و جادو ، محفوظ ماندن از تمامی بلاها و مکر مکاران و سحر ساحران می باشد) تو ضیح آن در همین وبلاگ آمده است.(بخت گشایی دختران و پسران)

شمارۀ ۱۶ :
مادر نماز هفت بانو بخواند . این نماز توسل به بانوان حریم سر ملکوت است که عبارتند از ۱.حضرت خدیجه ۲. حضرت فاطمه (س)۳. فاطمه بنت اسد (س) مادر حضرت علی ۴. ام البنین (س)مادر قمر بنی هاشم ۵. حضرت زینب (س) ۶. حضرت معصومه مدفون در قم ۷. نرجس خاتون مادر امام مهدی(عج ) این نماز به منظور ازدواج دخترها و پسرها توسط مادر آنها خوانده می شود. بهترین زمان آن یکی از روز های پنج شنبه یا جمعه بعد از نماز صبح می باشد که به مدت چهار هفته(یعنی چهار پنجشنبه یا چهار جمعه)خوانده می شود.
مادر برای هر یک از هفت بانوی والامقام دو رکعت نماز به جا آورد و پس از هر دو رکعت صد صلوات بفرستد ، می تواند به جای صلوات سوره مبارکه یس  را (یک بار) تلاوت کند این سوره هفت مبین دارد در انتهای هر مبین دست ها را به سوی آسمان بلند کرده و بگوید به حق حضرت خدیجه به من عروس یا دامادخوب عطا فرما. درهر مبین خداوند را به حق یکی از بانوان سوگند دهد. ( پسران و دختران) (این ختم را باید مادر انجام دهد اگر کسی مادرش همکاری نمی کند و یا درقید حیات نیست  از این دستورالعمل صرف نظر نماید) در ابتدا و انتهای ذکرها ، دعاها و آیات بیان شده چهارده صلوات ذکر شود. صلوات رمز استجابت دعاست و عدد ۱۴ به تعداد چهارده معصوم آمده که خود مقدس و راه گشاست. چه کنیم بخت ها راحت تر  باز شوند :  خداوند فرموده است : دوست دارم بنده من به در گاه من بسیار دعا کند که نوع دعا و شرایط دعا مهم است. برای هر دعایی یک سازمان خاصی وجود دارد که از نوع دعا استفاده می شود. از عوامل قوی برای استجابت دعا این است :  اگر کسی خدا را به اسم اعظم او صدا بزندحاجتش روا می شود.در روایات آمده که اسم اعظم در سوره حمد است. برخی  یا حی یا قیو م  بعضی   ذوالجلال و الاکرام  و عده ای  بسم الله الرحمن الرحیم  را اسم اعظم دانسته اند. گروهی می گویند اسم اعظم در سوره های حمد ، توحید  و قدر و در آیه الکرسی می باشد. بعضی سه آیه آخر سوره حشر و سه آیه آخر سوره بقره گفته اند.
اگر این آیات به صورت ترکیبی به مدت چهل روز بعد از نماز صبح تلاوت شود قویا اثر گذار است. هر گاه نماز صبح در اول وقت خوانده شود چهار رکعت محسوب می شود زیرا آن وقت ، زمان جا به جایی دو فرشته کاتب است یعنی جابه جایی کاتبان اعمال شب با کاتبان اعمال روز است. به خاطر همین نماز صبح که دو رکعت است هرگاه در اول وقتش اقامه شود در دو جا نوشته می شود و چها رکعت محسوب می شود.   حال اگر نماز صبح در اول وقت خوانده شود این خود باعث خوشنودی خداوند از آن بنده می گردد و پس از ۱۴صلوات این آیات و سوری که اسم اعظم در آنها وجود داشته و پخش است قرائت گرددچطور ممکن خواسته آن بنده برآورده نشود.مکمل آن هم دستورالعمل هایی است گفته شد. مانند ختم بسم الله الرحمن الرحیم ، سوره احزاب در کوزه ، نگین فیروزه ، ختم صلوات ، دعای چهل کلید ….. فرد قبل از این که وارد بر موارد فوق شود شروع کند به استغفار کردن ، الهی العفو ـ الهی استغفرالله و اتوب الیه  بگوید.اگر بگویی کسی که با سحر جادو فردی را مجبور می کند که با او ازدواج کنداین چه حکمی دارد؟ درپاسخ می گوییم : این شخص این را بداند که سحر و جادو روزی به انتها رسیده و ابطال می گردد. این کار یعنی سحر و جادو مقطعی است ولی ضربه اش دائمی است .   حال اگر پرسیده شود پس ذکر در این جا چه حکمی را پیدا می کند ؟ در جواب می گوئیم : ذکر باعث وادار کردن شخص نمی شود چون با ذکر از خدا درخواست می کنید و خداوند به برکت آن ذکر دعایتان را اجابت  می رساند. در زمان پیامبر اعظم به وساطت پیامبر دختری به نام دلفا که از مکنت مالی خوب و موقعیت اجتماعی بالائی برخوردار بود به عقد غلامی در آمد. استفاده از آدم های معتبر و افراد امین در امر خواستگاری مهم است. دعای پدر و مادر در حق فرزند مستجاب است. اگر فرزند اعمالی را انجام دهد و موجبات ناراحتی والدین خود را فراهم کند این نارضایتی موجب عدم پیشرفت امور شخص می گردد از جمله امر ازدواج. صله رحم علاوه بر زیادی عمر باعث اجابت دعاست.   صدقه : رفع بلا می کند لذا با صدقه دفع بلا کنید. این را هم توجه داشته باشیداگر در زندگی آدم بدی گیرتان بیفتد این هم بلاست که بر شما نازل شده است. پس با صدقه روزانه دفع هر گونه بلا نمائید. لبا س های روشن به هنگام خواستگاری پوشیده شود بسیار عالی است که نوع رنگ هر شخص را هم می توان از علو م چک نمود که کدام رنگ برای کدام خانم یا آقا بهتر است.

نکات قبل ازدواج

حتما قبل از ازدواج این نکات را بدانید

ازدواج نهادی است که زندگی افراد را به شیوه‌های گوناگون عاطفی و اقتصادی به هم پیوند می‌زند. دربسیاری از فرهنگ‌های غربی، ازدواج معمولاً به ایجاد خانواده‌ای جدید که از زوج متاهل تشکیل می‌شود منجر می‌شود که در خانه‌ای مشترک با هم زندگی می‌کنند و غالباً از بستر یکسانی استفاده می‌کنند، ولی در بعضی از فرهنگ‌های دیگر سنت این نیست.
“ازدواج يک نهاد فوق العاده است، اما آيا کسي دوست دارد که در يک نهاد قرار بگيرد؟”
ازدواج يکي از مهمترين تصميماتي است که شما در زندگي خود مي گيريد. من و همسرم ۲۸ سال پيش با هم ازدواج کرديم. در آن زمان خيلي از چيزهايي را که الآن مي دانيم را نمي دانستيم و مطمئن هستم که تعداد زيادي از افراد نيز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافي ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم ۱۲ نمونه از بينش هايي را که قبل از ازدواج طرفين رابطه بايد نسبت به آن آگاهي داشته باشند را در اين قسمت براي شما تشريح مي کنم.
۱- ازدواج از سوي خدا برنامه ريزي و طراحي مي شود. به همين دليل در اين امر خير بايد به دنبال رهنمود هاي خداوند باشيم.

اغلب اوقات ما کاري را انجام مي دهيم که ديده ايم ديگران انجام مي دهند. افراد مختلف ايده هاي متفاوتي نسبت به ازدواج دارند، اما نمي توانيم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانيم و در عين حال بايد به خاطر داشته باشيم که چيزي که در مورد يک زندگي مشترک کار مي کند، ممکن است در مورد ساير زندگي هاي مشترک درست از آب در نيايد. بنابراين به حرف چه کسي بايد گوش کنيد؟ خوشحالم که اين سؤال براي شما پيش آمد. به عقيده من بايد مطالعه خود را زياد کرده و در برخي مواقع به کتب مذهبي نيز مراجعه کنيد. از جمله کتاب هاي مفيد در اين زمينه مي توان به موارد زير اشاره کرد: “پيش از اينکه بله بگوييد” نويسنده نورمن رايت، “خيلي زود، خيلي صميمي” نويسنده جيم تالي.
۲- به نظر من بهتر است پيش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگي را طي کنيد.

مراکز مشاوره اي وجود دارند که مي توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسيد و سپس ببينيد چه کسي مي تواند شريک مناسبي براي زندگي با شما باشد. سوابق خانوادگي، خصوصيات اخلاقي، و ساير جنبه هاي زندگي توسط مشاور تحليل و بررسي مي شود. يک سري سؤال هاي از پيش تعيين شده در داخل يک پرسشنامه تهيه و تدوين شده اند و پر کردن آن مي تواند کار جالب و سرگرم کننده اي باشد.
۳- زماني که تازه وارد زندگي زناشويي مي شويد، شور و هيجان بسيار زيادي از قبل از عروسي تا ماه عسل وجود دارد.

به مرور زمان همه شور و هيجان ها آرام مي گيرد و شما آهنگ زندگي جديد خود را احساس مي کنيد. در اين زمان ناگهان نگاهي به شريک زندگي خود مي اندازيد و از خودتان سؤال مي پرسيد که: “چرا من اينکار را کردم؟” برخي از افراد به اين مرحله که مي رسند قدري مي ترسند و احساس مي کنند که کار اشتباهي انجام داده اند. باور کنيد که اين مسئله يک امر کاملاً عادي است. اولين دعواي شما شکل مي گيرد و بر سر اين مطلب که کاغذ توالت بايد از کدام سمت قرار بگيرد، با هم جر و بحث مي کنيد. به مرور زمان ياد مي گيريد که بايد مصالحه و سازش بيشتري با هم داشته باشيد. به هر حال در همه مراحل زندگي انسان ها با شک و ترديد هاي مختلفي روبرو مي شوند. آگاهي از اين مطلب مي تواند شما را آرام کند. شما يک فرد کاملاً نرمال هستيد.
۴- براي تفريح وقت بگذاريد. يک زندگي موفق نيازمند کار و تلاش است.

اما شما بايد براي تفريح نيز وقت بگذاريد. ياد گرفتن طريقه زندگي با يک فرد جديد در يک رابطه دو جانبه صميمي، نيازمند تلاش هر دو نفر است. بايد ياد بگيريد چگونه مي توانيد با هم ارتباط برقرار کرده و يکديگر را درک کنيد، در سمينارهاي مربوط به ازدواج، و زندگي مشترک شرکت کنيد، هم فال است و هم تماشا. تفريح و خوشحالي را تبديل به خاطره اي نامحسوس از زمان مجردي نکنيد. با هم خاطرات جديد را خلق کنيد. به هم توجه کنيد و از بودن با هم لذت ببريد.

نکات قبل ازدواج

نکات قبل ازدواج

۵- اين روزها به دليل وجود فشارهاي اجتماعي و اعتقادات غير مذهبي تاکيد چنداني به عدم برقراري رابطه جنسي پيش از ازدواج نمي شود.

عدم رابطه جنسي پيش از ازدواج تبيين کننده بنيان اعتماد طرفين نسبت به يکديگر است. بسياري از افراد هستند که به دليل عدم اطمينان به يکديگر ساعت هاي طولاني در پي تعقيب هم هستند، يکديگر را متهم به خيانت مي کنند و هيچ ارزشي براي هم قائل نمي شوند. شايد قدري بي معني باشد، اما به هر حال اينچنين است. ما به بسياري از زوج هايي که به هم در مورد مسائل جنسي بدبين هستند پيشنهاد مي کنيم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراري رابطه جنسي کليه رفتارهاي جنسي است و فقط به نزديکي محدود نمي شود. به عنوان مثال اورال —— و يا حتي معاشقه نيز مي تواند به عنوان نوعي رابطه جنسي در نظر گرفته شود. خداوند تعيين کرده که رضايت جنسي فقط بايد در زندگي مشترک وجود داشته باشد. زمانيکه با هم نامزد مي کنيد به هيچ وجه دليلي وجود ندارد که رابطه جنسي برقرار کنيد. طبق روايات، بستر مکان مقدسي است و خداوند خود سزاي افراد هرزه را مي دهد. —— نوعي ورزش نيست که هر زمان که اراده کرديد آنرا انجام دهيد بلکه يکي شدن فيزيکي، عشقي، و روحي است. —— مسئله اي است که ازدواج را ازدواج مي کند. شما با شريک زندگي خود يکي ميشويد. همه ما نزد خداوند جايگاه ويژه اي داريم و او مي خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساري، بيماري، حقارت و ناپاکي به دور باشيم. او هم دوست دارد که ما صميمانه ترين رابطه محبت آميز را تجربه کنيم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمي توانيد شهوت خود را کنترل کنيد چه تضميني وجود دارد که پس از ازدواج بتوانيد اين کار را انجام دهيد؟
بايد بدانيد که ارزش هاي شريک زندگيتان چه چيزهايي هستند. همچنين بايد از ارزش هاي فردي خود نيز آگاهي داشته باشيد. چه چيزي برايتان اهميت دارد؟ آيا ارزش هاي شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتي که صرف قرارهاي ملاقات مي کنيد، بايد در مورد يک چنين مسائلي با هم صحبت کنيد. آيا بچه مي خواهيد؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقايد مذهبي يکساني داريد؟ آيا از نظر مذهبي عقايد يکساني داريد؟ اين مقوله از اهميت خاصي برخوردار مي باشد, شايد وقتي که فقط با هم قرار ملاقات مي گذاريد و حتي در ابتداي زندگي مشترک درگيري هاي چنداني در مورد مسائل ديني با هم پيدا نکنيد، اما زمانيکه پاي بچه ها به زندگي مشترک باز ميشود، معمولاً مسائل مذهبي اهميت بيشتري پيدا مي کنند، چراکه هر يک از والدين تصميم مي گيرد به فرزندش اعتقادات و ارزش هاي مذهبي شخصي خود را منتقل کند.
۶- در مورد کليه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنيد.

مسائل عاطفي گذشته را براي شريک زندگي خود باز کنيد، چراکه درميان گذاشتن يک چنين مسائل خصوصي و شخصي مي تواند شما را به سطوح عمق تري از صميمت برساند. هر کدام از طرفين حق دارند که از جزئي ترين مسائل زندگي شما آگاهي داشته باشند. زمانيکه با هم ازدواج کرديد نبايد هيچ نقطه مبهمي وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپريز کند. اگر با هم توافق مي کنيد که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفي در اين مورد نزنيد، من به شما قول مي دهم که يک روز وقتي اصلاً انتظارش را نداريد يک نفر از گذشته مي آيد و براي شما مشکل درست مي کند. زمانيکه اين اتفاق بيفتد احساس ناامني ايجاد شده و درد و رنج بيشتري وارد رابطه مي شود. اگر احساس ميکنيد که نمي توانيد به طور کامل به طرف خود اعتماد کنيد شايد هنوز به مرحله اي نرسيده باشيد که آماده ازدواج باشيد. اين يک امتحان صداقت و آسيب پذيري است.

۷- هيچ گاه سازش نکنيد. درست است که هيچ انسان کاملي وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترين همسر را داريد.

برخي از افراد پيشنهاد ازدواج را فقط به دلايل زير قبول مي کنند: فکر مي کنند شايد ديگر يک چنين اتفاقي در زندگي برايشان رخ ندهد، بچه دارند و شايد کسي حاضر به زندگي کردن با آنها نباشد، فکر مي کنند که: “من آدم خاصي نيستم به همين دليل حق انتخاب ندارم”، و يا “دوستش ندارم ولي اين فرد با ثبات است و مي تواند حامي خوبي براي من باشد. هيچ کدام از اين موارد نمي توانند دليل خوبي براي “بله” گفتن به شمار روند. از آنجايي که ازدواج را خداوند پايه ريزي کرده مي تواند مکان امني براي اجتماع دو انسان که پايبند ارزش هاي الهي هستند، باشد. هدف اصلي ازدواج اين است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روي زمين احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگي بزرگ خود در بهشت بپيوندند. از خداوند بخواهيد که شريک مناسب زندگيتان را پيش رويتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشيد و جان فشاني نکنيد.

۸- از يکديگر سؤال هاي مهم بپرسيد. زماني که با هم قرار ملاقات مي گذاريد زمان مناسبي است که سؤال هاي مهم و کليدي را مطرح کنيد:

در چه نوع خانواده اي بزرگ شدي؟ پدر و مادر در کنار هم زندگي مي کردند يا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلي خود از زندگي مشترک خود چه انتظاراتي داريد؟ چه تصميماتي در ابتداي زندگي براي تعليم و پرورش بچه خواهيد گرفت؟ اين جمله را کامل کند: “زمانيکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هيچ وقت….”
در مورد رابطه خود با والدين جنس مخالف خود صحبت کنيد به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدين جنس مخالف مي تواند اثر مهمي بر روي نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاري کند به احتمال زياد او نيز با خانمش بدرفتاري خواهد کرد. در اين زمينه مي توانيم يک کتاب به شما معرفي کنيم با نام “۱۰۰۰ سؤال براي زوج ها”
۹- قبول نامزد به عنوان همسر آينده مسئله مهمي است که در همان ابتدا شما بايد بر روي آن فکر کنيد.

براي پذيرش يک فرد ديگر شما بايد ابتدا خودتان را بپذيريد. شايد در خيلي از کارها خوب ظاهر شويد اما در عين حال اموري نيز وجود دارند که شما نياز به تمرين و ممارست بيشتري در آنها داريد. تمام اين نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع مي شوند و شما را مي سازند. پذيرش سبب مي شود که افراد خودشان باشند و بي قيد و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هايش عشق مي ورزد. اگر فرد احساس کند که پذيرفته نمي شود و از عزت نفس پاييني برخوردار باشد، آنوقت پذيرش خود را براي ديگران نيز سخت مي کند و هيچ کس نمي تواند او را واقعاً از صميم قلب دوست بدارد. در اينجا به اهميت مشاوره هاي قبل از ازدواج پي مي بريم. زمانيکه ما دانه اي را مي کاريم، بالاي سر آن نمي ايستيم و نمي گوييم: “زود باش، زود باش، رشد کن، تو سريع رشد نمي کني، خيلي کندي!” مانند گياهان انسان ها نيز براي رشد و تعالي، نيازمند زمان هستند و براي اين امر نيازمند مراقبت، اهميت و عشق هستند، درست مانند يک گياه که نياز به آب و نور خورشيد دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسيد، آنوقت خيلي راحت تر مي توانيد شريک زندگيتان را بشناسيد. هيچ وقت تلاش نکنيد که طرف مقابل را عوض کنيد.
۱۰- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذيتي هشيار باشيد.

آيا شريکتان تا کنون سعي کرده با بي حرمتي، توهين و حقارت حرف خودش را به کرسي بنشاند؟ آيا شما را با برخوردهاي فيزيکي تهديد کرده؟ آيا احساس مي کنيد تهديد مي شويد؟ آيا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته ايد؟ شما را هل داده؟ اشياء را پرتاب مي کند؟ هر زمان به هر دليلي سيلي ميزند؟ هيچ يک از رفتارهاي ذکر شده قابل قبول نيستند. کسي حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصير شما هم نسيت که مورد آزار و اذيت قرار گرفته ايد. آيا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانيکه دوستشان مي داريد، دور کند؟ با مشاهده هر يک از اين موارد بايد يا رابطه را تمام کنيد و يا به آنها بگوييد تا زمانيکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهيد بود. خودتان را گول نزنيد، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسيار زيادي قرباني خشونت کساني مي شوند که آنها را مي شناسند. لطفاً اين مسئله را جدي بگيريد.

نکات قبل ازدواج

نکات قبل ازدواج

۱۱- زماني را نيز به عبادت دو نفري اختصاص دهيد.

ارزش اين کار آن است که وقتي يک زندگي روحاني را پايه ريزي مي کنيد، در مسيري قرار مي گيريد که خداوند در تمام مراحل زندگي حامي و پشتيبانتان خواهد بود. در يک ازدواج روحاني ۳ طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پيروي از رهنمون هاي الهي مي تواند بزرگترين کمک را به شما کند.
۱۲- نکته اضافي: افراد مجردي که بچه دارند؛
زماني که پاي بچه ها به ميان مي آيد، لطفاً از آنها سؤال کنيد که احساسات خودشان را با شما در ميان بگذارند. اگر احساسات منفي داشتند، روي اين مسئله دقيقتر بشويد و به دنبال علت ها بگرديد. من به شدت توصيه مي کنم که تمام افراديکه در ازدواج دخيل هستند تحت مشاره قرار بگيرند. بايد برنامه هايي پيرامون تسهيل ارتباط ميان همه افراد طراحي و تنظيم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه بايد در مشاوره هاي خانوادگي پيش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پيشنهادي “قبل از ازدواج مجدد”
۱۳- نکته اضافي: ازدواج با کسي که بچه دارد؛
از خود اين سؤالات را بپرسيد: آيا من با احساسات کودکان مي توانم هماهنگ شوم؟ آيا مي توانم به حرف هاي آنها گوش دهم؟ ايا آنقدر انعطاف پذيري دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آيا مي توانم کلاس ها، کتب و مشاوره هاي لازم در اين زمينه را پشت سر بگذارم؟ و براي آقايون: آيا مي توانم مردانگي خود را وقف کنم و نکات منفي بچه ها را تحمل نمايم؟ آيا تصور مي کنيد که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربيايد؟
۱۴- تست هاي پزشکي
پيش از ازدواج توصيه مي شود آزمايشات زير را انجام دهيد:
تست HIV، هپاتيت C، هپاتيت B و آزمايش خون

نکته آخر :

به یاد داشته باشید تفاو‌ت‌هایی که آنها را پیش‌بینی نکرده‌ایم، می توانند آنچنان زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار دهند که فکرش را هم نمی‌توانید بکنید. همین تفاوت‌ها و اختلاف‌های از قبل پیش‌بینی شده هستند که زندگی مشترک را تخریب می‌کند.

16

داستان ازدواج پسر جوان و حرف مفت نزن

به ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بی مشتری مانده و کارمندانش انجا بیکار نشسته اند دستور داد به مدت یک ماه مردم بیایند مجانی هرچه می خواهند تلگراف بزنند و چون مفت شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی دیدند پیام هایشان به مقصد می رسد وهجوم مردم روز به روز زیادتر شد در حدی که دیگر کارمندان قادر به پاسخ گویی نبودند! سرانجام ناصرالدین شاه که مطمئن شده بود دستور داد سر در تلگراف خانه تابلویی بزنند بدین مضمون – بفرموده شاه از امروز حرف مفت زدن ممنوع! واصطلاح حرف مفت زدن از آن زمان به یادگار مانده است.

داستانک؛ ازدواج پسر جوان

جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند …پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد!جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد! 

14
,

دانستنی هایی در رابطه با ازدواج دوم

می‌توانید این بار هم به جای زیر ذره‌بین گذاشتن آقای خواستگار و دودو تا چهارتا كردن، سر سفره عقد بنشینید و با یك بله، از تنهایی پر از غمی كه شكست قبلی به زندگی‌تان تحمیل كرده راحت شوید.می‌توانید همه این كارها را بكنید، اما پیشنهاد ما این است كه از این توانایی‌تان استفاده نكنید. برای دومین بار بله گفتن، آداب خاص خودش را دارد و شاید بیشتر از اولین باری كه این واژه را از زبان‌تان بیرون آورده‌اید، نیاز به زیر نظر گرفتن جزئیات به ظاهر بی‌اهمیت داشته باشد. اما نگران نباشید، ما این جزئیاتی را كه ممكن است از نگاه شما غافل بماند برای‌تان در این مطلب فهرست كرده‌ایم.

به خودتان فرصت دهید

یكی از دام‌های رایجی كه افراد بعد از شكست خوردن در یك رابطه عاطفی در آن می‌افتند، بلافاصله وارد شدن به یك رابطه دیگر است. ترس از تنهایی، تلاش برای فراموش كردن فرد قبلی یا میل به پر كردن جای خالی او و كم كردن آزارهای نبودنش، ممكن است شما را هم به فكر پیدا كردن شریكی دیگر بیندازد. اما این تلاش عجولانه برای ساختن رابطه، شما را از چاله به چاه می‌اندازد و دردسرهای‌تان را چند برابر می‌كند. اگر به خودتان برای پیدا كردن دلایل جدایی فرصت ندهید

 

و درحالی‌كه هنوز نتوانسته‌اید سهم خود و شریك سابق زندگی‌تان را در این جدایی پیدا كنید، به رابطه دیگری وارد شوید، آینده خوبی پیش روی‌تان نیست. این اتفاق می‌تواند خطر ساختن یك رابطه بیمار دیگر را به زندگی شما وارد كند. از آنجایی كه شما هنوز دلیل اصلی جدایی‌تان را پیدا نكرده‌اید و برای حذف شدن عوامل خطر از زندگی‌تان تلاش نكرده‌اید، می‌توانید با تكرار همان اشتباهات قبلی، یك رابطه رو به شكست دیگر را تجربه كنید. به عبارت دیگر، شما تنها صورت‌مساله را پاك كرده‌اید و برای حل مساله اصلی، قدمی برنداشته‌اید.

در دام تضاد و تشابه نیفتید

وقتی بلافاصله به یك رابطه تازه وارد می‌شوید، احتمالا ‌دنبال فردی كاملا مشابه یا فردی كاملا متضاد با شریك قبلی‌تان می‌گردید. اگر طلاق را به میل خودتان نگرفته و مجبور به جدایی شده باشید، احتمالا به محض روبه‌رو شدن با فردی كه شبیه شریك سابق‌تان است، به او دل می‌بندید و اگر با نفرت از همسر قبلی‌تان جدا شده باشید، احتمالا متفاوت بودن شریك بعدی زندگی‌تان با او را به عنوان اولین معیارتان برای انتخاب همسر در نظر می‌گیرید. همین واكنش اغراق‌گونه، می‌تواند در ادامه رابطه به زیان شما تمام شود و خیلی زود شما را از رابطه‌ای كه به آن وارد شده‌اید ناراضی كند.

خودتان را درست معرفی كنید

اگر به محض تجربه یك شكست عاطفی به رابطه دیگری وارد شوید، نمی‌توانید خود واقعی‌تان را به همسر آینده‌تان نشان دهید. شما بدون آنكه اجازه ترمیم شدن زخم‌های ناشی از رابطه قبلی را به خود بدهید، وارد رابطه تازه‌ای شده‌اید. رابطه‌ای كه آن را با انبوهی از خشم، ترس، افسردگی و پریشانی آغاز كرده‌اید و نمی‌توانید انكار كنید كه این آغاز نابه‌سامان، نمی‌تواند پایان خوشایندی داشته باشد

 

وقتی با تمام این آشفتگی‌ها برای ساختن رابطه تازه تلاش می‌كنید، فرصت نمی‌كنید خود را به خوبی به شریك آینده زندگی‌تان معرفی كنید. شما بدون آنكه بدانید، تنها این پیام را به او منتقل می‌كنید كه «من تنها و شكست خورده‌ام، تو مرا تنها نگذار!» همه این اتفاق‌ها درحالی می‌افتد كه شناخت درست فرد مقابل نه، بلكه درست و كامل معرفی كردن خود شماست كه می‌تواند

 

در آینده به داد ارتباط‌تان برسد. اگر خود را به خوبی به همسر آینده‌تان معرفی كنید و فرصت شناخت مناسب خودتان را به او بدهید، تا ساختن زندگی‌ كه همیشه آرزویش را داشته‌اید برای‌تان راهی نمی‌ماند. اگر خوب شناخته شوید و درست درك شوید، می‌توانید به همه چیزهایی كه از یك رابطه انتظار دارید برسید. درحالی‌كه كوله‌بار پر از آشفتگی‌ كه روی دوش شماست، بعید است مجال درست معرفی كردن‌تان را به شما بدهد.

ترس‌های‌تان را مهار كنید

ترس از تنها ماندن، دلیل بسیاری از افراد برای وارد شدن سریع به یك رابطه دیگر، بعد از تجربه شكست است. اگر این ترس موتور محرك شما برای ساختن یك رابطه باشد، احتمالا برای دور كردنش از بسیاری ایده‌آل‌ها و خواسته‌های خود كوتاه می‌آیید و اولین گزینه‌های پیش‌رو را برای دور شدن از احساس تنهایی به زندگی‌تان وارد می‌كنید. عجله‌ای كه میل به تنها نماندن آن را به جان‌تان انداخته، شما را به رابطه‌ای وارد می‌كند كه با هیچ یك از ایده‌آل‌های‌تان جور در نمی‌آید و خیلی زود بیشتر از رابطه قبل و بیشتر از زمان كوتاه اما آزار‌دهنده تنها بودن‌تان، شما را عذاب می‌دهد.

فرار نكنید

سری به آموزشگاه‌های زبان بزنید. بعضی از كسانی كه با جدیت مشغول یاد گرفتن زبان‌های خارجی هستند، هدفی جز فرار كردن از ترس‌های‌شان ندارند. پیدا نكردن شغل مناسب، فرار از تنهایی برای كسانی كه تا میانسالی همسری برای زندگی‌شان پیدا نكرده‌اند یا فرار از قضاوت‌های اجتماعی و البته تنهایی برای آنهایی كه مهر چنین شكستی روی پیشانی‌شان خورده، بهانه گروهی از كسانی است كه برای خارج شدن از كشور و مهاجرت به گوشه دیگری از دنیا تلاش می‌كنند.

 

اگر شما هم چنین فكر‌هایی را به ذهن‌تان راه داده‌اید، خودتان در مورد آینده‌ای كه در انتظارتان است قضاوت كنید! با خارج شدن از مرزها چه چیزی عوض می‌شود؟ شمایی كه یك عمر برای شكست‌ها فرش قرمز پهن كرده‌اید عوض می‌شوید یا گذشته تلخی كه یادش در ذهن‌تان جا خوش كرده؟ اگر نظر ما را بپرسید، باید بگوییم هیچ كدام. از ده‌ها مرز هم كه بگذرید، شما همین آدم امروز هستید و بعید است كه افكار، احساسات و ایدئولوژی‌هایی كه برای زندگی دارید، آنقدر تغییر كند كه توان متحول كردن آینده شما را داشته باشد.

قربانی كلیشه‌ها نشوید

از قدیم شنیده‌اید كه زن مطلقه باید سراغ جفت مطلقه‌اش برود و از بین مردهای مسن یا آنهایی كه با فرزندشان زندگی می‌كنند همسر انتخاب كند؟ این حرف‌های كلیشه‌ای را دور بریزید. شما یك شكست عاطفی را تجربه كرده‌اید، درست! اما ملاكی كه باید به شما برای ازدواج مجدد انگیزه دهد؛ نه سابقه شكست‌های خواستگارتان بلكه به جا بودن شباهت‌ها و تفاوت‌های‌تان است. سبك زندگی شما و او تا چه اندازه به هم شبیه است؟ چقدر علاقه یا شیوه وقت‌گذرانی مشترك دارید و كدام یك از تفاوت‌های‌تان می‌تواند ضعف‌های هر یك از شما را جبران كند؟ قبل از آنكه نگاهی به صفحه دوم شناسنامه خواستگارتان بیندازید، به این سوالات پاسخ دهید و بعد در مورد دوباره دیدنش تصمیم بگیرید.

احساسات‌تان را فاكتور بگیرید

درد مشترك، بهانه بسیاری از ما برای شكل دادن روابط مختلف است. برای‌تان پیش آمده كه در بیمارستان با خواهر بیماری كه در تخت كنار خواهر شما بستری شده صمیمی شوید یا در صف معترضانی كه به‌خاطر افزایش نیافتن حقوق‌شان جلوی اداره كار تجمع كرده‌اند دوست پیدا كنید؟ اغلب ما مثل آهن‌ربا آدم‌هایی را كه مثل ما یا به اندازه ما روزهای‌شان سخت می‌گذرد به خود جذب می‌كنیم،

 

اما مراقب باشید و حساب زندگی مشترك را از دوستی‌ كه به پیام‌های وایبری یا ملاقات‌های گاه و بیگاه محدود شده جدا كنید. خواستگارتان درست مثل شما قربانی خیانت و دروغ شده؟ درست مثل شما تنها رها شده؟ به اندازه شما برای وارد شدن به یك عشق واقعی انگیزه دارد؟ شاید این تجربیات مشترك، رغبت شما به دوباره قرار گذاشتن با او را بیشتر كند،

 

اما نباید اجازه دهید كه به جای شما برای آینده عاطفی‌تان تصمیم بگیرد. شما چه انتظاراتی از همسر آینده‌تان دارید و چرا رابطه قبلی‌تان سرانجام خوشی نداشته؟ قطعا دردهای مشتركی كه هر دوی شما تجربه كرده‌اید، نمی‌تواند در پاسخ این سوال تغییری ایجاد كند. پس برای یك بار هم كه شده احساسات‌تان را مهار كنید و در این دام نیفتید.

اشتباه شماره یک

شاهگوش همسرش را فراموش نکرده. حضور شریک از دنیا رفته زندگی او آنقدر پررنگ است که چند قسمت یا لااقل چند صحنه‌ای طول می‌کشد تا مخاطب، بپذیرد که زن آبی‌پوشی که در کنار این مرد است، تنها در خیالش پرسه می‌زند.انتظار نداریم که کسی بعد از جدایی یا از دست دادن همسرش او را فراموش کند. واقعیت این است که در مغز هیچ کدام ما ساختاری برای فراموشی قطعی پیش‌بینی نشده و اگر چیزی را از خاطر ببریم، درواقع آن را به قسمت ناهوشیار ذهن‌مان هدایت کرده‌ایم.

 

به‌خصوص وقتی پای مسائل عاطفی به میان می‌آید، تجربه یک شکست یا از دست دادن هرگز از روان فرد پاک نمی‌شود و حتی اگر تمام قوایش را به کار بگیرد، نمی‌تواند قسمتی از عمرش را جدا کند و دور بیندازد. پس چرا با قاطعیت اعلام می‌کنیم که هیچ‌کس حق ندارد تا زمانی که زن دیگری در ذهنش به عنوان همسرش با او زندگی می‌کند، سراغ رابطه دیگری برود؟حالا که قانون ناتوانی ذهن در فراموش کردن را توضیح دادیم، باید از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم. هیچ کس چنین بخش مهمی از زندگی‌اش را فراموش نمی‌کند.

 

چه جدایی با قهر و درگیری یا تنفر ایجاد شده باشد و چه مرگ پرونده یک زندگی عاشقانه را بسته باشد، همسر سابق یک فرد تا ابد همسر سابق او باقی می‌ماند اما آیا در زندگی شاهگوش این زن تنها «همسر سابق» است؟شاهگوش هنوز با این زن زندگی می‌کند. درست است که او را از دست داده، اما روانش هنوز با این واقعیت کنار نیامده. او هنوز در ذهنش مهم‌ترین تصمیم‌ها را بعد از مشورت با این زن می‌گیرد. کارهایی را می‌کند که او دوست دارد و به‌خاطر ثابت کردن حضور او در زندگی‌اش، اجازه دوباره دل بستن را به خود نمی‌دهد.

راه درست:

وفاداری به عشق از دست رفته، یکی از خطاهای بزرگ اما رایج آدم‌های عاشق است. برای این افراد مهم نیست که وارد رابطه‌ای حقیقی شده باشند یا تنها عشقی خیالی را تجربه کرده باشند. آنها می‌گویند به احترام کسی که دوستش دارند، هرگز عاشق نمی‌شوند. اما یک رابطه سالم، رابطه‌ای است که با واقعیت زندگی هم‌خوان باشد. شاهگوش اگر با مرگ عزیز ازدست‌رفته‌اش کنار آمده، به موقع و به اندازه کافی برایش سوگواری کرده بود و پرونده زندگی که با مرگ به پایان خود رسیده را بسته بود، می‌توانست مثل هر آدم طبیعی دیگری دوست داشتن حقیقی را تجربه کند. هر روز به انتظار دیدن کسی که دوستش دارد و گپ زدن با او به خانه برود و در بالا و پایین‌های زندگی‌اش از حمایت حقیقی کسی که برایش ارزشمند است برخوردار باشد.

اشتباه شماره دو

بله؛ شاهگوش همسرش را فراموش نکرده. اما او به بهانه به دست آوردن دل پدر و مادرش در جلسات خواستگاری حاضر می‌شود و گاهی تا پای ازدواج هم پیش می‌رود. او می‌گوید قصد ازدواج ندارد اما از ابتدای سریال تا اینجا، زنانی را می‌بینیم که او را همسر آینده خود فرض می‌کنند و این مرد ادعا می‌کند که تنها به‌خاطر به دست آوردن دل والدینش در جلسه خواستگاری حاضر می‌شود.چه والدینش بساط ازدواج او را فراهم کرده باشند و چه خودش با رضایت پا به این وادی گذاشته باشد،

 

تصمیم شاهگوش تصمیمی پرخطر است. او هنوز همسر سابقش را به عنوان بانوی اول زندگی‌اش معرفی می‌کند، پس چطور می‌تواند در کنار زن دیگری زندگی موفقی را بسازد. روانشناسان می‌گویند تا شش ماه بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی، فرد مجوز ورود به رابطه دیگری را ندارد. اما آنها این شش ماه را زمان نهایی برای در قرنطینه عاطفی بودن نمی‌دانند.

 

آنها معتقدند فردی که سلامت روانی دارد، بعد از گذشت یک دوره شش ماهه سوگواری، برای بازسازی زندگی‌اش و برنامه‌ریزی برای آینده آماده می‌شود.اما شاهگوشی که بعد از گذشت چند سال از رفتن همسرش هنوز حاضر نیست کس دیگری را در جای او بنشاند، چطور می‌خواهد برای ساختن یک زندگی و محکم کردن پایه‌هایش قدم بردارد؟ وقتی پای ازدواج به میان می‌آید، دیگر خود فرد به تنهایی سوژه تصمیم‌گیری نیست. با تصمیمی که او می‌گیرد زندگی افراد دیگر هم درگیر می‌شود.

 

بعید نیست مردی که دیگران را مسئول وارد شدنش به رابطه می‌داند، به جای تلاش کردن برای حل چالش‌ها و ایجاد صمیمیت بیشتر با همسرش، بار مسئولیت را متوجه خود نداند و انرژی و انگیزه‌ای برای بهتر کردن شرایط یک ارتباط عاطفی نداشته باشد. شاهگوش به ازدواج دومش به چشم یک رابطه عاشقانه نگاه نمی‌کند. انگار او تنها به دنبال به دست آوردن دل دیگران است و همین موضوع زنگ خطری جدی برای آینده ارتباط او به شمار می‌آید.

راه درست:

ازدواج نه وظیفه است و نه راهی برای جلب توجه یا انجام خواسته دیگران. ازدواج یک قرارداد اجتماعی- عاطفی است که لازمه‌اش وجود اندازه‌ای از دوست داشتن و احساس نیاز برای داشتن شریکی برای زندگی است. اصرار دیگران، نیاز فرزندان به داشتن مراقب یا آرزوی والدین به دیدن عروس و داشتن نوه‌ها، هیچ کدام نمی‌تواند انگیزه‌ای منطقی و درست برای نشستن پای سفره عقد باشد و آمار بالای طلاق در جامعه این روزهای ما هم نشان می‌دهد که انگیزه‌های نادرست شروع زندگی و ناتوانی آدم‌ها در انتخاب شریک مناسب برای زندگی و در روبه‌رو شدن با چالش‌های دنیای بعد از ازدواج تا چه اندازه در ویران شدن یک رابطه تاثیرگذار است.

اشتباه شماره سه

شاهگوشی که تجربه ده‌ها خواستگاری نمایشی و ناموفق را در کارنامه دارد،این بار به زنی دل می‌بنند و ازدواج با او را جدی‌تر می‌گیرد. اما دلیل مایل شدن او به ازدواج مجدد چیست؟ شباهت این زن با همسر سابقش! رفتار، ظاهر و شیوه مهربانی کردنش شاهگوش را یاد همسر ازدست‌رفته‌اش می‌اندازد. انگار او می‌خواهد با این ازدواج، بار دیگر به همسر سابقش جان بدهد.شباهت یا تفاوت یک فرد با عشق سابق، یکی دیگر از دلایل اشتباهی است که آدم‌ها را به ازدواج ترغیب می‌کند.

 

یکی از دلایل اصرار روانشناسان به در نظر گرفتن فاصله چند ماهه میان دو رابطه عاطفی، پرهیز از چنین خطایی است. بسیاری از کسانی که از یک رابطه آزاردهنده بیرون می‌آیند، تنها به دلیل تفاوت فرد مقابل‌شان با همسر سابق به او دل می‌بندند و بسیاری از کسانی که با خاطره یک عشق نافرجام زندگی می‌کنند، تنها به دلیل شباهت فرد مقابل با این عشق به ازدواج با او تن می‌دهند.از نظر روانشناسان این شباهت‌ها یا تفاوت‌ها،

 

در آغاز رابطه تمام تمرکز فرد را به خود معطوف می‌کنند و او را از بررسی ویژگی‌های دیگر همسر آینده یا موضوعات مهم دیگری از قبیل شرایط اجتماعی، خانواده و انتظارات فرد مقابل از زندگی باز می‌دارد. قدرت این ویژگی‌ها یا حتی تکه‌کلام‌های مشابه آنقدر زیاد است که باعث می‌شود فرد بدون به دست آوردن شناخت کافی از کسی که می‌خواهد با او ازدواج کند، مهر تایید را به همه ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری او بزند. اما چنین تاییدی ناپایدار و در اغلب موارد زمینه‌ساز بحران‌های دیگر است.

 

شاهگوشی که بدون دادن فرصت شناخت این زن به خود، دل به او داده و با هر رفتارش همسر سابق خود را پیش چشمش به تصویر می‌کشد، ممکن است خیلی زود با دیدن رفتارهای متفاوت این زن نسبت به احساسش دچار تردید شود و همانطور که یکباره به اغلب رفتارهای او مهر تایید زده، یکباره از همه ویژگی‌ها و رفتارهایش منزجر و آزرده شود.

راه درست:

اغلب ما ناخودآگاه عاشق کسانی می‌شویم که به آدم‌های تاثیرگذار زندگی‌مان شباهت زیادی داشته‌اند یا کاملا از آنها متفاوت بوده‌اند. تجربه ما در ارتباط‌هایی که با اعضای خانواده داشته‌ایم و تصویری که از اولین عاشق شدن‌ها برای‌مان به یادگار مانده است، ناخودآگاه به جای خود ما برای‌مان دست به انتخاب می‌زنند. اما مراقب باشید! اگر شما هم در این تله بیفتید، از تجربه یک عشق واقعی و متفاوت محروم خواهید شد و تا پایان عمر تصویری تکراری از افرادی که پیش از این در زندگی‌تان حاضر بوده‌اند را در چهره همسرتان خواهید دید؛ تصویری که باعث می‌شود به اشتباه در مورد خوبی‌ها یا اشتباه‌هایش قضاوت کنید. پس مراقب باشید شما به این دام نیفتید.

  

2
,

خشونت مردان در دوران قبل و بعد از ازدواج

مورد خشونت قرار می گیرند و چون توان مقابله یا اظهارنظر در آن محیط را ندارند، خشمشان را بر سر خانواده شان خالی می کنند که به «جابجاسازی خشونت» معروف است.یکی از شایع ترین علل پدیده خشونت خانگی، سوءمصرف مواد است. فرد معتاد، چه در زمان نشئگی و چه به دلیل عوارض مخرب و ماندگار اعتیاد بر مغز، مستعد رفتارهای تکانشی و خشونت است. از جمله این مواد می توان به الکل و انواع مخدرها و محرک ها اشاره کرد. همه این مواد باعث رفتارهای خشونت آمیز می شوند.

وقتی «کتک» سنگ محک عشق می شود

یکی دیگر از علل بروز خشونت خانگی که عجیب هم هست، ابراز خشونت برای آزمودن عشق و وفاداری همسر است! در این مورد فرد از لحاظ عاطفی به هسمرش وابسته است. اما بر سرش فریاد می زند تا ببیند آیا همسرش همچنان او را دوست خواهدداشت یا خیر! بعد یک پله جلوتر می رود و او را کتک می زند تا ببیند آیا خانمش بعد از کتک خوردن هم به زندگی با او ادامه می دهد یا خیر! البته معمولا افرادی با اختلال شخصیت مرزی با اختلال شخصیت

 

سادیستیک با چنین روش خشونت آمیزی محبت طرف مقابلشان را می سنجند و این عمل کاملا غیرطبیعی است. در این مورد هم ممکن است فرد در دوران کودکی در محیط خانوادگی خشنی رشد کرده باشد یا پذیرش چنین رفتاری با مادرش داشته و او هم به عنوان الگو، این رفتار را آموخته و این باور غلط در ذهنش جای گرفته که «زن خوب، زنی است که مثل مادر من بسوزد و بسازد!»

قربانی نشوید!

این تفکر «سوختن و ساختن» یا اینکه می شنویم بعضی خانم ها می گویند «چاره ای جز تحمل ندارم!» همگی باورهای غلطی هستند که شکل گرفته اند. بسیاری خانم ها با این تصور که «اگر طلاق بگیرم، آینده فرزندانم خراب می شود»، «خواستگاری خواهرم به هم می خورد» یا «خانواده من طلاق را به هیچ دلیلی نمی پذیرند» خود را به خاطر دیگران قربانی می کنند. اما این تفکر بسیار غلط است.

اگر همسرتان دست روی تان بلند کرد…

بچه ها به آرامش، بیش از هرچیز دیگری نیاز دارند و اگر قرار باشد فرزند در محیطی پر از خشم، فریاد و خشونت باشد و هر روز شاهد دعوای والدین و کتک خوردن مادرش و گاهی خودش هم خورد خشونت (کلامی یا فیزیکی) قرار بگیرد، آسیب می بیند. چه بسا مادری که مدام مورد خشونت قرار می گیرد،

 

خود دچار جابجایی خشونت شود و خشمش را سر فرزندانش خالی کند؛ پس بچه ها از هر دو طرف مورد خشونت قرار می گیرند و مسلما آسیب بیشتری می بینند، بنابراین باید سعی شود به هر نحوی که هست (با کمک مشاور و با حضور هر دو والد یا به صورت تک والد) محیط خانه آرام شود تا فرزند در معرض خشونت های کلامی و فیزیکی نباشد.

 

یادتان باشد فردی که این خشونت ها را می پذیرد و خود را مجاب می کند به خاطر بچه و… متحمل خشونت های همسرش شود، مسلما شخصیت وابسته ای دارد که دل کندن از همسرش برایش سخت است. او فکر می کند نمی تواند بدون همسرش زندگی کند یا نگران است که اگر از مشاور کمک بگیرد،

 

نکند طلاق به عنوان اولین راهکار به او پیشنهاد می شود. این خانم هم ممکن است همین خشونت را در کودکی خود بین والدینش دیده باشد و تحمل خشونت از سوی مادر، برایش الگوسازی شده باشد، بنابراین خشونت را می پذیرد و دنبال کمک نخواهد رفت؛ پس این فرد هم نیازمند مشاوره و سایر حمایت هاست.

مغز بچه تان کوچک نماند!

تحمل دعوا و خشونت خانگی برای بچه ها، چند برابر بزرگسالان سخت است. ضمن اینکه اگر کودک در مراحل رشد مغز و شکل گیری شخصیت با چنین پدیده ای روبرو باشد، تاثیرات جبران ناپذیری به جسم و روانش وارد می شود. نتایج تحقیقات نشان داده صدماتی به مادرهای مغز کودکانی که مورد خشونت (حتی خشونت کلامی) قرار می گیرند،

 

وارد می شود و مغز کوچک تری نسبت به هم سن و سال هایشان خواهند داشت و مستعد ابتلا به بسیاری بیماری ها از جمله افسردگی هستند، بنابراین نباید فکر کنیم که «سوختن و ساختن» به نفع فرزندمان است؛ حتی اگر در بدترین شرایط و به عنوان آخرین راه، کار زوج به طلاق بکشد، رشد کودک کنار یکی از والدین اما در یک محیط آرام بهتر از حضورش کنار هر دو والد اما همراه با خشونت خانگی است.

گول نخورید!

برخی افراد بعد از انجام خشونت و رفتارهای تکانشی، دچار احساس گناه می شوند و بعد از گذشت هیجان و خشونت، تازه متوجه می شوند که چه اشتباهی کرده اند و برای کاهش عذاب وجدانشان، سعی می کنند با ابراز محبت افراطی، اقدام به تلافی رفتار بدشان کنند. به این ترتیب خانم با این تصور که همسرش او را دوست دارد و منظور خاصی از کتک زدن یا فحش دادن و… نداشته و «فقط عصبانی بوده و رفتارش این طور است»(!)،

 

راضی می شود و همسرش را می بخشد اما متاسفانه این رفتار از سوی همسرش دوباره و دوباره تکرار می شود و باز شوهر به دلیل عذاب وجدان ابراز محبت می کند و دوباره همسرش او را می بخشد و این چرخه مدام تکرار می شود.در صورتی که رفتار صحیح این است که وقتی شوهر پشیمان شد و برای عذرخواهی و ابراز محبت نزد همسرش رفت، خانم بگوید: «اگر می خواهی زندگی مان ادامه پیدا کند و این مشکلات حل شود، باید از مشاور کمک بگیریم.»

اگر همسرتان دست روی تان بلند کرد…

«خشونت» را تحمل نکنید

به هیچ وجه نباید اجازه دهید خشونت علیه شما یا فرزندتان ادامه پیدا کند و قرار نیست شما هزینه بدرفتاری همسرتان را با جسم و روانتان بپردازید یا «بسوزید و بسازید!» همچنین وقتی همسرتان خشونت خود را نمی پذیرد و به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه و کمک گرفتن از مشاور،

 

روان شناس یا روان پزشک نیست، مشورت کردن با مشاور یا روان پزشک می تواند به فرد یاد بدهد که چگونه احتمال بروز خشونت را در دفعات آینده کاهش دهد و در صورت مفید نبودن اقدامات در نهایت مشخص می کند که باید به زندگی مشترک ادامه بدهید یا خیر.گاهی خشونت آنقدر شدید است که جان زن و فرزند در معرض خطر است،

 

در این موارد فرد به هیچ وجه نباید شرایط را تحمل کند و باید به سرعت و از طریق مراجعه به پزشکی قانونی، بهزیستی یا سایر اورژانس های اجتماعی و در نهایت دادگستری، کمک بگیرد تا مشخص شود فرد مشکل روان پزشکی خاص، اعتیاد و در نهایت صلاحیت سرپرستی خانواده اش را دارد یا خیر.

برای درمان اقدام کنید

در خشونت های ناگهانی و تکانشی شدید، گاهی عوامل خارجی مثل حضور اقوام و آشنایان می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده، کمک کننده باشد و مانع از ابراز خشونت فرد شود اما در خشونت های کلامی، کمک گرفتن از حامیان آشنا صلاح نیست و باید حتما از مشاور و روان شناس کمک گرفت.در ادامه این روند، مهم ترین درمانی که پیشنهاد می شود، خانواده درمانی است، یعنی همه اعضای خانواده، با توجه به سن فرزندان، باید در فرایند درمان شرکت داشته باشند و کمک کنند

 

برطرف کردن مشکلات همراه از جمله اعتیاد به الکل و مواد با اختلال های شخصیتی مختلف از جمله دیگر کارهایی است که در جلسات درمان انجام می شود در نهایت اینکه بهتر است این نوع درمان ها به صورت گروهی باشد؛ یعنی مشاور، روان پزشک و در کنارش یک سازمان حمایتگر (مثل بهزیستی) یا در صورت لزوم مراجع قانونی با هم فعالیت کنند تا فرایند درمان با موفقیت پیش برود. به این ترتیب کنار خانواده درمانی و دارودرمانی، ابزارهای قانونی تهدیدکننده و ممانعت کننده

 

از بروز مجدد خشونت (مثل حکم قاضی بر لزوم درمان فرد) می توانند مانع بروز خشونت فرد و باعث پیشرفت پروژه درمان شوند.حکایت خشونت خانگی، حدیث مکرری است؛ تکراری و به همان مقدار تلخ. اما در هر بری که از این باغ می رسد، وجوه تازه ای قابل ردیابی و بررسی است. خشونت با خشونت فرق دارد. از سویی، واکنش به اعمال و هم چنین افشای آن نیز.چندی پیش، یکی از مجریان زن صداوسیما،

 

عکسی از صورت کبود و ضرب دیده خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام منتشر کرد؛ او مدعی بود، همسر سابقش، که او نیز از مجریان صداوسیما بوده است، این بلا را سرش آورده است؛ آزاده نامداری و فرزاد حسنی، محصول ایده های سابق صداوسیما مبنی بر پرورش بچه خوش تیپ ها و سپردن سکان برنامه های کم مایه به آنان، پس از انتشار این عکس چندباری از خجالت هم در رسانه ها درآمدند.

 

نکته مهمی که در حواشی جنگ رسانه ای دو سلبریتی تلویزیونی مغفول ماند، فارغ از توجه به کذب و صدق ادعاهای دو طرف، طرح لخت و عریان موضوع خشونت خانگی، آن هم در عرصه ای عمومی و از سوی دو بچه معروف، بود؛ خشونتی، که مهم ترین تفاوتش را انواع دیگر، در پنهان ماندن آن در اغلب موارد از برای خریدن آبرو است.

 

کتک کاری رسانه ای نامداری و حسنی، جلوی چشم ناظران عمومی، مهم ترین بحثی که باید برانگیزد، خود خشونت خانگی است و نه هیچ چیز دیگر. در مطلب حاضر، غزل صبا، روزنامه نگار، در مقدمه ای سیزده قسمتی هم به برخی آمارهای موثق منتشرشده در این باره اشاره کرده و هم به زبانی ساده، چند و چون و چرایی بروز خشونت خانگی را به بررسی نشسته.

در جست و جوی امنیت از دست رفته

واقعیت آماری این است که اغلب این زنانند که از شوهران شان کتک می خورند و نه برعکس. به طور متوسط یک زن معمولی قدرت ماهیچه ای کم تری از مرد هم وزنش دارد. درصد زیادی از زنان با مردانی قدبلندتر و سنگین تر از خودشان ازدواج می کنند که در دعوای فیزیکی اگر ورزشکار نباشند خواهندباخت. آمار می گوید که اغلب موارد کتک کاری/ خشونت خانگی- حتی در پیشرفته ترین کشورهای صنعتی- هرگز به پلیس گزارش نمی شوند.

 

در کشوری مثل ایران پلیس از دخالت در دعواهای خانگی پرهیز دارد. حتی اگر زن گواهی پزشکی قانونی مبنی بر ضرب و شتم داشته باشد نهایتا همسر، به حکم دادگاه مجبور به پرداخت مبلغ ناچیزی به عنوان «دیه» است و توصیه قاضی معمولا این است که «خانوم برو با شوهرت بساز. چرا می خوای طلاق بگیری؟

 

این جامعه پر از گرگه.»تکنیک های زیادی در بازجویی/ شکنجه یا دفاع شخصی هست که چه طور دیگری را بزنید تا بدشن کبود نشود. زنی که کتک خورده اغلب هیچ سندی برای اثبات کتک خوردنش و این که از چه کسی کتک خورده، ندارد. اغلب افراد در اتاق خواب شان دوربین نصب نمی کنند و ضمنا کسی که زورش به کتک زدن می رسد، احتمالا زورش به پاک کردن تصاویر دوربین هم می رسد. پیشنهاد شما به زنی که کتک خورده، چیست؟

 

به خصوص اگر این زن حق طلاق نداشته باشد، چه کند؟هرچند به این زنان توصیه می شود که زندگی مشترک را ترک کنند ولی آن ها اغلب به زندگی ادامه می دهند؛ زیرا از نظر مالی مستقل نیستند. نگران سرنوشت و سرپرستی فرزندان شان هستند، اصولا حق طلاق ندارند و نگران قضاوت جامعه و خانواده خودشانند.– قتل های ناموسی اغلب بی مقدمه نیستند. آدمی که هرگز دخترش/ خواهرش/ همسرش را نمی زند، بعید است یک باره تصمیم به «کشتن» او بگیرد. خشونت از کم شروع می شود.

 

28
,

اختلاف سنتی در یک ازدواج موفق

اما یک واقعیت هم وجود دارد و آن این است که موقعیت هایی هست که تفاوت سنی واقعاً مهم می شود.وقتی ۱۷ سالتان باشد، اقدام به ازدواج با کسی که ۴۷ ساله است، ایده چندان جالبی به نظر نمی رسد. تجربیات زندگی یک نوجوان ۱۷ ساله تقریباً هنوز بچگانه است. اما فرد ۴۷ ساله فردی بالغ و باتجربه است

 

و پستی و بلندی های زندگی را پشت سر گذاشته است. این تفاوت ها می تواند چالش بزرگی در رابطه ایجاد کند. پس اشتباه نکنید.موفقیت یک ازدواج به سطح بلوغ و تجربیات دو طرف بستگی دارد. واقعیت این است که وقتی پای عشق و ازدواج به میان می آید، فاصله سنی جادویی وجود ندارد.

اما تجربه به ما می گوید که هر چه فاصله سنی دو طرف کمتر باشد، شانس ساختن عشقی ماندگار برایشان بیشتر می شود. این تفاوت سنی چه یکسال باشد، چه ۵ سال، ۱۰ سال، یا حتی بیشتر، عشق بر همه چیز غلبه می کند. مسئله این است که ببینید واقعاً عاشق هستید یا نه، نه اینکه ببینید کسی که دوستش دارید چند سالش است.

 

عاشق بودن خیلی مهمتر از تفاوت سنی بین دو طرف است.به یک مثال خوب اشاره می کنیم. بابک و سوزان ۴۸ و ۳۷ ساله هستند. هر دو طلاق گرفته اند. می توانیم صادقانه بگوییم که هر دو آنها ازدواج هایی واقعاً بد را تجربه کرده اند. اما فعلاً این را همین جا نگه می داریم.خوشبختانه بابک و سوزان همدیگر را پیدا می کنند! درواقع، واقعاً عاشق هم می شوند.

وقتی گوش می دهیم که چطور عشق و محبتشان را به هم توصیف می کنند واقعاً سرحال می آییم. این دو نفر نه تنها عاشق هم هستند، بلکه فهمیده اند که مورد احترام قرار گرفتن، اعتماد کردن به هم، صادق بودن و ارزش گذاشتن بر همدیگر چه ارزشی دارد.هم بابک و هم سوزان از ازدواج اولشان بچه دارند. هر دوی آنها واقعاً بچه هایشان را دوست دارند و می خواهند به خوبی از آنها مراقبت کنند. و در واقع، هر دوی آنها حاضر نیستند کسانی را که به فرزندانشان عشق نمی ورزند را دوست بدارند. و واقعاً خوشا به حالشان!

اول رابطه کمی درمورد اختلاف سنیشان تردید داشتند. اما دیگر اینطور نیست! الان فقط به عشقشان به هم فکر می کنند و بس! سنشان دیگر اهمیتی ندارد.خوب، دوست دارید بدانید از سه دهه تحقیق درمورد اختلاف سنی در ازدواج چه دستگیرمان شد؟ فهمیدیم که عاشق بودن و دوست داشتن همدیگر بر همه چیز غلبه می کند.

 

اکثر ازدواج ها وقتی تفاوت سنی بین دو طرف کمتر از ۱۰ سال است موفق تر هستند اما وقتی این اختلاف بیشتر از ۱۰ سال باشد، احتمال موفقیت ازدواج به تدریج کمتر می شود. به عبارت دیگر، واقعاً صحت دارد که اگر اختلاف سنی بین دو طرف کمتر باشد احتمال موفق بودن رابطه بیشتر است.

اما، درمورد عشق هیچ جادویی وجود ندارد. عاشق بودن خیل مهمتر از سن است. سن مسئله ای نسبی است. مهمتر از آن، سن در رابطه خیلی کمتر از عشق اهمیت دارد. عشق بی حد و مرز است. پس عاشق باشید و تا ابد با هم بمانید.ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است كه اجزای اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزای و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحكم تر،

 

پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود.علم و تجربه گویای آن است كه علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری كه موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است ضروری و لازم است و به هیچ وجه نباید این مساله را به بعد از ازدواج موكول كرد. یكی از امور مساله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است.

فاصله سنی در ازدواج

لزوم تناسب سنی از اطلاق آیاتی مثل «فانكحوا ما طاب لكم من النساء» همسری مورد پسند و دلنشین انتخاب كنید استنباط می شود. همچنین در روایات اسلامی به صراحت هم كفو بودن مطرح شده است.پیامبر اسلام می فرماید: با همسان و هم شان خود ازدواج كنید.

می توان گفت اسلام معیار و دلایل هماهنگی در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعیت های موجود در جامعه و استدلال های علمی در این مساله نظری بیفكند به راحتی پی خواهد برد كه همسر دلنشین و مورد پسند همسری است كه دارای هماهنگی و تناسب سنی باشد. قابل توجه است كه كفو هم بودن از نظر سن تفاوت در سن است

 

نه تساوی زیرا این تفاوت در آفرینش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.بارها با خانواده هایی مواجه می شویم كه فاصله سنی زوجین حتی به،۲۵،۲۰،۱۵، ۱۳ سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یكدیگر مشكلات عدیده ای دارند. ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم كه فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.

خارج شدن از معنای اصلی ازدواج

اگر چه در ابتدای ازدواج برای زوجین مشکلاتی به وجود نمی‌آید، اما به مرور زمان و پس از دوره‌های رمانتیک اول ازدواج افراد در صورت ناپختگی و فاصله سنی زیاد با مشکلات زیادی روبه رو می‌شوند. احتمال ایجاد مشکل برای یک زوج ۲۰ ساله و ۳۶ ساله نسبت به یک زوج ۴۰ ساله و ۵۶ بیشتر است زیرا زوج دوم تجربیات بیشتری در طول زندگی کسب کرده‌اند و شباهت بیشتری به یکدیگر دارند.

 

دختری که در دهه سوم زندگی قرار دارد و با مردی در دهه چهارم ازدواج می‌کند تجارب لازم برای یک زندگی مشترک را کسب نکرده است، مسلما تفاوت‌های سنی بالا در بین زن و شوهر که یکی از آن‌ها در دهه‌های سنی پایین‌ است مخاطرات بیشتری به همراه دارد؛ زیرا تحمل بی‌تجربگی‌ها و خامی‌های اشتباهات همسر موجب احساس نارضایتی و تحت‌الشعاع قرار گرفتن آرامش می‌شود.

ازدواج بدین معناست که زن و شوهر در کنار هم و مکمل همدیگر باشند، زمانی که فاصله سنی مناسبی بین زوجین رعایت نمی‌شود ازدواج معنای اصلی خود را از دست می‌دهد و شبیه نقش والد و فرزندی می‌شود و فرد بزرگ‌تر مسلما تجربه بیشتری دارد و ممکن است

 

شروع به پند و اندرز دادن و امر و نهی کردن همسر خود کند. تجربه بالاتر و رویارویی با مسایل و مشکلات بیشتر در طول زندگی موجب می‌شود فرد به همسرش به عنوان یک همسر نگاه نکند و با او مانند یک کودک رفتار کند و از دیدگاه روان‌شناسان ازدواج در دام ارتباط والد و کودکی بیفتد.

کنترل همسر

پند دادن به همسر، فرد با سن کمتر را دچار خشم، تنفر، انزجار می‌کند،‌ زمانی که رابطه از حالت زوجی خارج شود و به یک رابطه والد و کودک تبدل شود رفتارهای جنسی زوجین تحت و شعاع قرار می‌گیرد و در نتیجه کنترل فرد کم سن تر از مشکلات بارز تفاوت سنی زیاد میان زوجین است.

 

کنترل همسر به تدریج زمینه‌های پرخاشگری را فراهم می‌کند، مسلما علاوه بر قدرت نمایی در مسایل مختلف ممکن است فرد بزرگ‌تر از نظر مالی نیز در شرایط بهتری قرار داشته باشد، در نتیجه از هر لحاظ بر همسر خود احاطه پیدا می‌کند و در نهایت زمینه‌های بروز پرخاشگری فراهم می‌شود.

 

در برخی موارد نیز طرف بزرگ‌تر نقش یک قربانی را ایفا می‌کند، فردی که در دهه سوم و چهارم زندگی است نیازهای خاص خود را دارد، اما زمانی که سعی می‌کند خود را پایین‌تر از سن واقعی نشان دهد مسلما نیازهای خاص خود را پاسخ نمی‌دهد و در نتیجه نقش قربانی را پیدا می‌کند.

معمولا فرد بزرگتر برای این كه فرد كوچكتر را جذب كند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد كه وی را به دوام زندگی دلگرم كند. اما هر كس قادر نیست كه مدام چنین امتیازاتی بدهد، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممكن می گردد

 

و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می كاهد. از سویی طرف كوچكتر كه از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا، اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حكمفرما می كند و بدین ترتیب خانواده ای نابسامان شكل می گیرد.

عدم تناسب در تواناییهای جسمی

وقتی كه فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یك در دوره ای از زندگانی به سر می برند كه به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلاً زنی كه هفده سال دارد، در دوران جوانی به سر می برد و همسر او كه در ۳۵ سالگی است، به مرز میان سالی نزدیك شده است.

 

یكی غالباً فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود، گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد و به حساب كم كاری گذاشته می شود، یا به عنوان شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت مطرح می گردد، و وقتی كه با این عنوان طرح می نماید،

 

طبیعی است كه طرف مقابل احساس ناراحتی می كند و ممكن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی كه مرد قصد شانه خالی كردن از مسئولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسئولیتی می شود و از آنجا كه در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد، مجادلاتی در می گیرد.

انعطاف پذیری كمتر فرد بزرگتر

وقتی دو جوان با یكدیگر زندگی می كنند، به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است، امكان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان، مجال كمتری برای تغییر باقی گذاشته اند.همین امكان تغییر و تحول است كه ما را به یاد كلام گهربار پیامبر اسلام (ص) می اندازد كه فرمود : بیشتر كسانی كه به من ایمان آوردند، جوانان بودند.

وقتی كه دو نفر جوان با هم ازدواج می كنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می كنند به نظر همدیگر توجه می كنند و خود را طوری تطبیق می دهند كه مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنكه با افزایش سن، انعطاف آدمی كاهش می یابد و همین امر در زندگانی مشترك معضل آفرین است.

كمرویی با همسر

در این گونه خانواده ها معمولا فرد كوچكتر دچار نوعی كمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشكلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد. لذا حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می كند و گاه به فضای بیرون از خانه كشیده شده،

 

برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فكر می كند كه همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده، برای این و آن نقل می كند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد كوچكتر دردها را بازگو نكند، آنها بر روی هم انباشته شده، او را افسرده می كند.

 

25
,

چگونه تصمیم درستی برای ازدواج موفق بگیریم؟

تصمیم گیری منطقی چیزی است که شما به آن احتیاج دارید. یعنی بتوانید براساس فکر و منطق جلو بروید و تلاش کنید همه‌ اطلاعات موردنیاز را جمع‌آوری کرده و بعد از سبک و سنگین کردن تصمیم بگیرد. برای گرفتن یک تصمیم منطقی باید هیجانات، عواطف، وابستگی ها، اضطرار و تایید گرفتن از دیگران را کنار گذاشت و با بررسی پیامدهای احتمالی انتخاب آگاهانه قدم برداشت.

با انتخاب تان رو به رو شوید

بر مساله ازدواج تان تمرکز کنید و به جمع‌آوری اطلاعات بپردازید. این اطلاعات شامل اطلاعات از خودتان (شناخت خود، روحیاتتان، انتظاراتتان از زندگی مشترک، اهداف و انگیزه هایتان در زندگی شخصی و زندگی مشترک) و اطلاعات از طرف مقابل (باز هم همان هایی که درباره خودتان شناختید، این بار درباره طرف مقابل کسب کنید) و ویژگی های این ازدواج. پیامدهای آن، مشکلات احتمالی و…

از چه راهی انجام دهید؟

ازدواج کردن هم مثل دیگر تصمیم های ما نیازمند روش شناسی است. یعنی بدانید چه باید بکنید تا تصمیمتان به بهترین شکل انجام شود. چطور طرف مقابل را بشناسید، چطور مرحله به مرحله به هم دیگر نزدیک شوید، چطور در دل فرد مورد نظر نفوذ کنید و چطور پروژه ازدواج را به سرانجام برسانید.

 

حتی جزئیاتی مثل دخل و خرج قبل و بعد از ازدواج، روش هماهنگی با خانواده همسر، حل مشکلات زندگی مشترک و… هم در این مرحله باید مورد فکر و بررسی قرار گیرند.یک روش خوب در این زمینه بارش فکری است. یعنی با آزاد گذاشتن فکر همه‌ گزینه‌های احتمالی را در نظر بگیریم؛

 

حتی گزینه‌هایی که در نگاه اول غیرمنطقی یا غیرممکن باشند. بعد از بارش فکری می توانید روش های درست تر را برگزینید. از بارش فکری در مرحله رو به رویی با انتخاب هم می توانید استفاده کنید تا تمام پیامدهای این ازدواج را اعم از ممکن و غیر ممکن بسنجید و سپس به بررسی هر کدام، شدت تاثیری گذاری شان و راه حل های ممکن برای آنها بپردازید.

اگر انتخابتان منطقی بوده و با برنامه ریزی جلو رفته اید نباید نگران چیزی باشید. می توانید یک بار دیگر موضوع را از اول مرور کرده، نگرانی هایتان را بنویسید و برای آنها پاسخ های منطقی پیدا کنید. با توکل به خدا و اعتماد به مشورت هایی که گرفته اید و تحقیق هایی که کرده اید، جلو بروید و تصمیم تان را عملی کنید

راهنمایی و مشورت با دیگران

درباره ازدواج مشورت با افراد آگاه و کسانی که در این زمینه تجربه موفق و کافی دارند ضروری است. مشاوره ازدواج را هرگز فراموش نکنید. مشاور با تجربه شما را از مسایلی آگاه می کند که هیچ کس دیگر نمی تواند در رابطه شما متوجه آن شود. حتی خودتان.

متعهد باشید

بعد از آنکه تصمیم را گرفتید، متعهد باشید و مسئولیت های آن را به عهده بگیرید. ممکن است بعد از تصمیم گیری گاهی شک و دو دلی به سرا‌غ‌تان بیاید. حتی ممکن است گاهی دلسرد شوید. این تا حدی طبیعی است و در هر تصمیم گیری این پشیمانی ها وجود دارد. اگر انتخابتان منطقی بوده و با برنامه ریزی جلو رفته اید نباید نگران چیزی باشید.

 

می توانید یک بار دیگر موضوع را از اول مرور کرده، نگرانی هایتان را بنویسید و برای آنها پاسخ های منطقی پیدا کنید. با توکل به خدا و اعتماد به مشورت هایی که گرفته اید و تحقیق هایی که کرده اید، جلو بروید و تصمیم تان را عملی کنید.برخي از مسائل در زندگي سياه يا سفيد هستند و تصميمگيري دربارة آنها آسان است.

 

اتومبيلي با سرعت زياد به سمت شما ميآيد كه رانندة آن متوجه شما نيست. شما براي اينكه زنده بمانيد، از مسير حرکت آن اتومبيل کنار ميرويد و مطمئن هستيد که تصميم درستي گرفته ايد. اما در مورد مسائل خاكستري چه بايد کرد؟ بايد ازدواج كنيم يا خير؟ تصميم دربارة اينکه با چه کسي ازدواج کنيم، جزو مسائل خاكستري و پيچيده و زيباي زندگي بشري است.

اشخاصي که به زندگي نگاهي ساده يا سادهانگارانه دارند، معمولاً سعي ميكنند درست و صحيح تصميم بگيرند؛ اما بعضي از افراد در زمان تصميمگيري مانند خرگوشي هستند که وقتي نور چراغ اتومبيل به آنها تابيده ميشود، بي حرکت و فلج ميشوند. حال چه کنيم که ما هم مانند خرگوش در زمان تصميمگيري براي ازدواجمان به قول معروف «هنگ» نکنيم.

براي اينكه بتوانيم يك تصميم درست بگيريم، بايد سه مرحلة زير را مدنظر قرار دهيم:

۱٫ تحقيق؛

۲٫ مشورت؛

۳٫ ارزيابي و نتيجه گيري

تحقيق در امر ازدواج موضوعي اساسي و مهم است، که به صورت کامل و جامع در مراحل گذشته به بررسي آن پرداختيم و تمام سطوح آن را با دقت و حوصله شرح داديم. اول بايد نتايج حاصل از اين تحقيقات را بهدرستي دسته بندي کرد، سپس به مقايسة آنها با صحبتهاي انجام شده در جلسة حضوري پرداخت و درنهايت به ارزيابي موارد مختلف و بررسي ميزان صداقت فرد مورد نظر پرداخته شود. با رعايت اين نكات، ما در رابطه با فرد مقابل به يک پيشفرض مناسب و تا حدود زيادي صحيح دست پيدا كرده ايم. حال زمان آن رسيده که قدم را فراترنهاده و وارد مرحلة بعدي يعني مرحلة مشورت با ديگران و به خصوص اهل فن شويم.

نقش مشاوره و مشورت در ازدواج

اگرچه ازدواج و تشكيل خانواده امري مقدس و باارزش است؛ اما بايد گفت اين ارزش وابسته به حفظ و دوام آن است. ازدواجي كه منجر به طلاق شود، از ارزش خاصي برخوردار نبوده و باعث سرزنش زوجين نيز ميشود. اما چه مسائلي باعث ميشود برخي از زوجها كه غالباً با عبارت «تنها مرگ ما را از يكديگر جدا ميكند»

 

زندگي مشترك خود را آغاز ميكنند، پس از مدتي با مشكلات زيادي روبه رو ميشوند و درنهايت به جاي مرگ، طلاق آنها را از هم جدا ميكند؛ كار آنها بهجايي ميرسد كه نسبت به هم پرخاش و نزاع نموده و در مواردي كار به متاركه و طلاق مي انجامد.برخي از زوجهاي جوان اطلاعاتشان از امكانات و تواناييهاي يكديگر بسيار محدود و ناقص است و از آغاز با ديدي غلط وارد زندگي زناشويي ميشوند،

 

آنها از زندگي مشترك براي خود بنايي رؤيايي و سراسر ايده آل تصوّر ميكنند و با اين ديد وارد زندگي جديد ميشوند؛ اما پس از گذشت چند ماه و يا حتي چند سال، تازه به فكر حسابرسي و ارزيابي يكديگر ميافتند. آنها پس از كشمكشهاي فراوان، به اين نتيجه ميرسند كه آنچه تاكنون تصور كرده اند باطل و بي حساب بوده و اين سرآغاز مشكلات جديتري است.

بنابراين، تشكيل زندگي زناشويي مرحلة انتقالي دشوار و پيچيدهاي است؛ چراكه ازدواج مستلزم از نو تعريف كردن افراد براي خود و توسط والدينشان است. در ازدواج زن و مرد نياز دارند خود را در قالب نقشهاي جديد بپذيرند و اين مهم بدون آگاهي از مسائل مختلف مربوط به زندگي

 

زناشويي و خصوصيات متفاوت زن و مرد امكانپذير نيست پژوهش ها و شواهد بسياري نشان ميدهند كه در جوامع امروز، زوجهاي جوان در اوايل زندگي با مسائل و مشكلات گوناگون و گاه شديدي مواجه هستند. بنابراين پيشنهاد اصلي و اساسي، بهره مندي از مشاوره

 

پيش از ازدواج است تا زن و مرد با آگاهي هرچه بيشتر نسبت اهميت ازدواج و همچنين شناخت ويژگي هاي خود و همسر آيندة خود، به اين دورة پويا و شكوفا با آرامش بيشتري گام نهند.به طور کلي، يکي از محورهاي اصلي تصميم گيري در امر ازدواج مشورت است، در اين زمينه توجه شما را به نکات زير جلب ميكنيم:

۱٫ مشورت باعث ميشود که از تجارب ديگران در زندگيمان استفاده کنيم و همة مسائل را خود تجربه نکنيم؛

۲٫ به خاطر داشته باشيم که مشاور فقط راههاي درست را به ما نشان ميدهد و انتخاب و تصميم گيري در مورد انتخاب راه، دست خودماست؛

۳٫ کسي که روحيات، علايق و رفتارهاي فردي و اجتماعي شما را به خوبي ميشناسد و باتجربه، رازدار و آگاه به مسائل و مشکلات ازدواج است، بهترين شخص براي مشاوره است که ميتواند فاميل، دوست، استاد و معلم باتجربه هم باشد؛

۴٫ گاهي اوقات دوستان و همسايگان دانا در مشورت دادن به شما دربارة مسائل و دغدغه هاي فکري همتراز شما صحبت ميکنند؛ اين موضوع از جهاتي مفيد است اما کافي نيست. پس بهتر است در اين رابطه از افراد با تجربه تر بيشتر ياري بخواهيد؛

۵٫ در مشورت نتيجة قانع کنندة بحث مهم است نه تعداد مشاوران؛

۶٫ در اسلام پنهان کردن خواستگاري سفارش شده است، اما اين به معني مشورت نکردن و ناآگاهانه تصميم گرفتن نيست؛

۷٫ تجربه نشان داده است که مشورت باعث تصميمگيري درست و به موقع ميشود. بنابر فرمايش پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله: «هيچکس به مشورت با ديگري نپرداخت مگر اينکه به راه درست راهنمايي شد»؛

۸٫ مدت مناسبي را براي مشورت کردن انتخاب کنيد. نبايد عجله کنيد، زيرا انتخاب کسي که همتاي شما باشد و در کنار او بتوانيد زير يک سقف در آرامش زندگي کنيد زمان کافي را ميطلبد؛

۹٫ براي مفيدبودن مشورت، شما هم بايد مسائل و نقاط ابهام را در مورد گفته ها و شنيده ها به خوبي بيان کنيد و تنها مشاور خوب کافي نيست؛

۱۰٫ مشاوران خوب و دانا به راحتي ميتوانند نقاط ابهام ذهن شما در موارد خاص، برطرف کنند؛

  

19
,

ازدواج دوم و راه رسیدن به خوشبختی

بسیاری از افراد بعد از شکست در انتخاب اولشان بیشتر به دنبال بیان عیب و ایرادهای نامزد یا همسر سابق شان هستند و به نقش و سهم خود و کم و کاستی هایی که در انتخاب همسر و زندگی مشترک داشته اند توجه چندانی نمی کنند. به اصطلاح بیشتر نقش قربانی و کسی که مظلوم واقع شده را ایفا می کنند و همین موضوع باعث می شود، دوباره در انتخاب همسر دچار اشتباه شوند.

تنها برای فرار از مشکلات ازدواج نکنید

تصمیم گیری برای ازدواج مجدد در افراد مطلقه باید عاقلانه و آگاهانه تر انجام شود. پیش از ازدواج باید دوباره به خودشناسی و شناسایی نیازها بپردازند و مشکلات و چالش های پیش روی خود را در ازدواج پیشین و زندگی آینده شناسایی کنند تا علل فروپاشی زندگی گذشته مانعی بر سر راه آینده نباشد.بسیاری از افراد در ازدواج دوم برای فرار از تنهایی، فشار های خانوادگی و اجتماعی یا رفع نیاز های عاطفی و مالی و… بدون درنظر گرفتن معیارهای مناسب فقط برای فرار از شرایط موجود تن به ازدواج مجدد می دهند.

ازدواج هایی که مبنای احساسی دارند ازدواج های پرخطری هستند؛ فردی که تنها برای فرار از شرایط موجود ازدواج می کند، کسی که فکر می کند دیر شده و سنش بالا رفته، فردی که به لحاظ احساسی هنوز درگیر رابطه قبلی است، فردی که معیارهای تناسب سنی، ظاهری، تحصیلی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی، جایگاه اجتماعی، شغلی و حتی سلامت جسمی و روانی، طرف مقابل را نادیده می گیرد و فقط به ازدواج فکر می کند، به طور حتم در زندگی دوم خود نیز با مشکلات متعددی مواجه می شود. البته اگر ازدواج دوم با بررسی های لازم انجام شده باشد به اندازه ازدواج اول شانس موفقیت دارد.

به خودتان فرصت دهید

دیگر شرط موفقیت ازدواج دوم این است که فرد یک بازه زمانی قابل قبولی را پس از طلاق سپری کرده باشد. یکی از دلایل شکست در ازدواج دوم فاصله زمانی کم بین طلاق و ازدواج دوم است، چرا که هنوز مشکلات روحی و روانی فرد پابرجاست. به ندرت پیش می آید که طلاقی ناشی از اشتباه فقط یکی از زوجین باشد.

 

به همین خاطر قبل از ازدواج دوباره، باید در روح خود جست وجو کنید تا ببینید که به جای رفتارهای اشتباه گذشته چطور باید رفتار کنید تا ازدواج دوم تان دوام بیاورد.برای این که برای ازدواج دوباره آماده شوید به طی چند مرحله ذهنی و یادگرفتن یک سری مهارت نیاز دارید. یادتان باشد همین تجربه ازدواج ناموفق از شما آدم با تجربه تری ساخته است که با آدم قبل از ازدواج اول متفاوت است.

در ادامه به چند پیش نیاز که برای ازدواج دوم باید آن ها را انجام دهید اشاره می کنیم:

از درگیری ذهنی با ازدواج قبلی خلاص شوید

روان شناس ها می گویند لااقل ۶ ماه برای خلاص شدن از یک شکست عاطفی وقت لازم است. یادتان باشد این که شما طلاق قانونی را انجام داده باشید و اگر زن هستید دوره عده هم گذشته باشد به معنی این نیست که شما حتماً آماده ازدواج دوم هستید. شما باید به این مرحله برسید که دیگر مرتب به ازدواج قبلی فکر نکنید، غم ناشی از طلاق هنوز به صورت پررنگ در زندگی تان حضور نداشته باشد و مدام نخواهید از همسر قبلی تان انتقام ذهنی بگیرید. اگر احساس می کنید برای رسیدن به این مرحله به زمان زیادی نیاز دارید، حتماً با یک روان شناس مشورت کنید.

طلاق فرصتی برای خودشناسی است

سهم خودتان را واقع بینانه از فرآیند طلاق قبلی معلوم کنید. یادتان باشد حالا شما باتجربه تر هستید، سن تان بیشتر است و راحت تر می توانید درباره خودتان قضاوت کنید. آن مشکلاتی که شما در به وجود آمدن شان مقصر بوده اید را از آن مشکلاتی که همسر قبلی تان مقصر آن بوده یا فقط به خاطر متفاوت بودن شخصیت شما و همسر سابق تان اتفاق افتاده است از هم جدا کنید.

 

برای اصلاح رفتارهایی که به نظر خودتان غلط است، همچنین برای یادگرفتن مهارت هایی که در ازدواج قبلی آن ها را بلد نبوده اید، مثلا مدیریت خشم یا گفت وگوی منطقی با همسر و… حتماً برنامه مشخصی داشته باشید.خواندن کتاب های علمی و در عین حال ساده درباره این مهارت ها یا مراجعه به روان شناس در این موارد حتماً موثر است.

خودتان را پنهان نکنید

اگر شما گذشته خود را به طور کامل پذیرفته اید،نباید از آشکارشدن آن هراس داشته باشید.درنظر داشته باشید که خانواده طرف مقابل نیز نقش مهمی در زندگی مشترک شما خواهند داشت. لذا پنهان کردن گذشته خود از خانواده و بستگان درجه یک او به معنی پنهان کردن بخشی از هویت خودتان از آن هاست. لذا در ازدواج همواره صداقت پیشه کنید و این ضرب المثل معروف را نیز به خاطر داشته باشید

 

که ماه زیر ابر پنهان نمی ماند.خانواده های بسیاری هستند که بعد از آگاهی از چنین موضوعی همچنان از عروس یا داماد آینده خود حمایت می کنند و حتی اجازه مطلع شدن یا دخالت دیگران را نیز در این امر نمی دهند.پس بنابراین نگرانی به دلتان راه ندهید و موضوع ازدواج گذشته خود را با آنان در میان و قضاوت را به عهده آنان بگذارید.

درباره این که موضوع ازدواج قبلی خود را چه زمانی مطرح کنید، بهتر است در نخستین جلسه ای که با طرف مقابل خود صحبت می کنید از گذشته خود سخن بگویید.به خاطر داشته باشید که او حق دارد سوالاتی را در این زمینه از شما بپرسد و شما نیز تا حد امکان به تمام آ ن ها با صداقت پاسخ دهید.نوع سوالاتی که او از شما می پرسد نیز تا حدی نشان دهنده نگرش او به زندگی و خواسته های او ازشما و زندگی مشترک با شماست.

 

البته بهتر است زمان و چگونگی مطرح کردن ازدواج قبلی شما با خانواده همسر آینده تان به عهده خواستگارتان باشد. اما حتما پیگیر باشید که مسئله را برای آن ها بازگو کند.اجازه بدهید تا نظرات خانواده اش را نیز بشنود و حتی به او فرصت فکر کردن بدهید. هرچه او با نگاه واقع بینانه و همه جانبه تری به این مسئله بپردازد، با اطمینان بیشتری برای شروع زندگی مشترک قدم برخواهد داشت و این در نهایت به نفع و صلاح زندگی شما خواهد بود.

ازدواج مقوله کاملا پیچیده ای است اما وقتی با وضعیتی مثل ازدواج با شرایط خاص روبرو هستیم، طبیعتا این پیچیدگی افزایش پیدا خواهدکرد و عمده ترینش این است که ۲ نفر باید تمام شرایطی که در یک ازدواج معمولی لازم است مورد ارزیابی قرار بگیرد را بررسی کنند و بعد از آن به مساله اصلی بپردازند.

اگر هریک از طرفین صاحب فرزند یا فرزندانی باشند، قطعا فرد مقابل در آینده با آسیب هایی مواجه خواهدشد که شرایط و شدت این آسیب را نمی توان از پیش تعیین کرد چرا که وابسته به عوامل خاصی از جمله تعداد فرزندان طرف مقابل، جنسیت فرزندان و شرایط سنی آنهاست. همچنین اینکه فرزندان متعلق به آقا یا خانم باشند، بسیار تعیین کننده است. فراموش نشود که الگوهای فرهنگی- اجتماعی نیز در این امر دخیل است.

مثلا اگر آقای مجردی بخواهد با خانم فرزندداری ازدواج کند، مقاومت های خانواده وی بسیار شدید و زیاد خواهدبود و حتی در صورتی که ازدواج کنند، در روابط بعدی هم تاثیرگذار خواهدبود. معمولا وقتی خانمی بخواهد با آقای صاحب فرزندی ازدواج کند، مقاومت ها کمتر از حالت عکسش خواهدبود و این رفتارها در روابط بعدی خانواده ها شدت کمتری خواهدداشت. شرایط سنی افراد و همچنین شرایط اولیه ای که زوج برای ازدواج دارند نیز در آینده این زندگی مهم است.

مثلا اگر خانمی در دوران عقد، طلاق گرفته باشد، میزان مقاومت های خانواده برای ازدواج دخترشان با آقایی صاحب فرزند کمتر خواهدبود. بنابراین نمی توان در مورد ازدواج یک فرد مجرد با فردی که از ازدواج قبلی اش فرزند دارد، یک حکم کلی داد و پاسخ سوال بنابر شرایط مختلف هر ۲ نفر و نیز فرزندان، متفاوت خواهدبود و معمولا باید جز به جز بررسی شود.

دخترها راحت تر کنار می آیند

نکته بعدی که در چنین شرایطی باید مورد توجه قرار گیرد، جنسیت فرزندان است؛ معمولا فرزندان پسر مقاومت بیشتری در برابر ازدواج مجدد والد خود دارند؛ اگر پدر (بعد از جدایی یا فوت همسر) قصد ازدواج مجدد داشته باشد، مقاومتی نسبی دارند اما اگر مادرشان در چنین شرایطی باشد، مقاومت بسیار بسیار شدیدتری از خود بروز می دهند. در مقابل فرزندان دختر معمولا با ازدواج والدشان راحت تر کنار می آیند،

 

به خصوص اگر مادرشان (بعد از جدایی یا فوت همسر) قصد ازدواج داشته باشد. البته سن فرزندان هم بسیار مهم است؛ اگر یکی از والدین در شرایط سنی زیر ۵ سال فرزندان ازدواج مجدد داشته باشد، بسیار راحت خواهدبود. در فاصله سنی ۵ تا ۹ سال، فرزند کج رفتاری های نسبی از خود بروز می دهد اما زمانی که وارد دوره بلوغ و نوجوانی می شود، مقاومت دیدگاه های مخالفش افزایش پیدا می کند.


فرزندتان را در جریان بگذارید

نکته بعدی توجه به سطوح خانواده های پشتیبان (پدر و مادر این خانم و آقا) است؛ معمولا خانواده خانم و آقایی که در شرایط ذکرشده تصمیم به ازدواج می گیرند، نقش کلیدی و اساسی در این وضعیت دارند. در نهایت اینکه وقتی با پدیده ازدواج «خاص» روبرو هستیم، به مشاوره قبل از ازدواج نیاز داریم تا ۲ فرایند بررسی شود؛ یکی فرایندهای اصلی مربوط به ازدواج و دوم، فرایندهای مربوط به وضعیت خاص.

مشکلی که معمولا در چنین مواقعی پیش می آید این است که افراد، فرزندشان را طرف مشاوره قرار نمی دهند یا صرفا برای اطلاع رسانی موضوع را با ایشان مطرح می کنند در صورتی که توصیه می کنیم والدین با فرزندشان مشورت کنند، موضوع را کامل برای او باز کنند و نظرش را بخواهند. البته والدین نباید طوری رفتار کنند که فرزند تصور کند حق انتخاب برای پدر یا مادرش دارد بلکه برای کاهش تعارضات آینده طرف مشورت قرار می گیرد.

 

چرا که بسیاری از بچه ها در فاز اول، دچار پدیده های احساسی می شوند و مخالفت می کنند چون فردی که وارد خانواده خواهدشد، جایگزین پدر یا مادر آن بچه و درواقع جایگزین هویت وی خواهدشد که همین موضوع، با توجه به سن فرزند، برای او نسبت به فردی که وارد نظام خانواده اش می شود، خشم ایجاد می کند. پس طرف مشورت قرار می گیرد تا احساساتش را بروز دهد ولی تصمیم گیرنده نهایی نخواهدبود. مثلا پدر یا مادر با جملاتی مثل اینکه:

 

«باید بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم» یا «تو باید با او هم روبرو شوی و اگر باز همین حس را داشتی، احساست را با او هم مطرح کنی» با فرزندشان صحبت کنند و در نهایت اگر فرزند همچنان مخالف ازدواج پدر یا مادرش بود، قطعا مداخله روان شناسان ضروری خواهدبود. نکته بسیار مهم دیگر این است که اگر فرزند قصد مخالفت یا ایجاد دردسر برای ازدواج والدش داشت، این موضوع حتما باید با مداخله نفر سوم که همان متخصص است، حل و فصل شود.

نکته مهم تر و پیچیده زمانی است که هم آقا و هم خانم صاحب فرزند هستند و شاید به نظرشان بیاید که شرایط شروع زندگی مشترک به دلیل برابری شرایط و عدم مخالفت خانواده ها، برایشان آسان تر است اما در چنین مواردی، والدین با چالش های فرزندان روبرو خواهندبود؛ به این ترتیب که در مرحله اول، هریک از طرفین باید مورد ارزیابی قرار بگیرد تا متوجه شوند آیا می توانند احساس خاصی نسبت به فرزند طرف مقابل داشته باشند یا خیر. در مرحله بعد احساسی که فرزندان نسبت به یکدیگر و جایگاهی که در شرایط جدید پیدا می کنند، بسیار تعیین کننده است و موقعیت پیچیده تری پیش می آید.

دست دست نکنید!

در بسیاری از مواقع وقتی فردی بعد از فوت همسر یا متارکه قصد ازدواج مجدد دارد، صبر می کند تا روابطش با شخص موردنظرش به نتایجی نسبتا قطعی برسد و بعد فرزندش را در جریان امر قرار می دهد، مسلما مشکلات زیادی برایش پیش می آید. توصیه می کنیم پدر یا مادرهایی که همسر خود را به هر دلیلی از دست داده اند،

 

گاهی از ازدواج مجدد با فرزندشان صحبت کنند. مثلا بگویند «ما در سیستم خانواده مان به فرد دیگری نیاز داریم؛ کسی که از نظر عاطفی و احساسی کنار هردوی ما باشد.» و بر حسب مورد که این فرد خانم یا آقاست، ادامه دهد که «کسی باشد که بشود به او تکیه کرد و پشتوانه ما باشد» یا «کسی که بتواند سیستم خانواده مان را مدیریت کند و از احساس و عواطفمان مراقبت کند.»

 

و همیشه بر این امر تکیه کند که «هردوی ما به یک نفر دیگر در خانواده مان نیاز داریم» و اگر فرزند بگوید نه: «نه! من دلم نمی خواهد!» به او بگوییم: «خیلی اوقات ما خیلی چیزها را نمی خواهیم ببینیم اما به آن نیاز داریم. من هم دلم نمی خواهد کسی جای مادرت/ پدرت را بگیرد ولی این یک نیاز برای کل خانواده است.»

نکته مهم دیگر این که همسر فرد بر اثر طلاق از خانواده جدا شده یا به دلیل فوت؛ در موارد طلاق، کنارآمدن فرزندان با این مساله راحت تر است چون فرزند در نهایت جدایی والدینش را پذیرفته اما بعد از فوت یکی از والدین جبهه گیری بچه ها برای ازدواج مجدد پدر یا مادرشان کمی شدیدتر است چرا که قصه مرگ، غم و از دست دادن است و چون مثل طلاق، آزردگی خاطر از همسر وجود ندارد، بچه ها حق ازدواج مجدد را برای والدینشان قائل نمی شوند و به همین دلیل مقاومتشان شدیدتر است.

 

16
,

با چه کسی ازدواج کنم خوشبخت می شوم؟

اما آیا باید از ترس شکست ازدواج هیچ وقت سراغ آن نرفت؟پاسخ قطعا نه است. باید بدانید از ازدواج چه می خواهید، چه کسی می تواند این خواسته ها را براورده کند و نقش شما در انتخاب و تحقق این خواسته ها چیست.این که می گویند «به هم عادت می کنید»، «علاقه بعداً پیدا می شود» همیشه و در همه جا صحیح نیست.

 

زمانی علاقه «بعداً» پیدا می شود که پایه و اساس ازدواج بر معیارهای عقلانی استوار شده باشد. با عنوان های«دعواهای پدر و مادرم مرا خسته کرده بود!»، «در تنگنای مالی بودم»، «همه دوستانم ازدواج کرده اند» و … تن به ازدواج تحمیلی و ناخواسته ندهید.اگر از دعواهای والدینتان خسته شده اید دنبال فکر و چاره اساسی باشید، برای فرار از محیط پر آشوب خانه ازدواج نکنید که ممکن است شما هم به همین مصیبت دچار شوید!

 

براساس نیازهای اقتصادی ازدواج نکنید اگر مهر و محبت که پایه و اساس یک زندگی مشترک است وجود نداشته باشد همه چیز براساس تصادف و شانس پیش می رود، شاید تصادفاً خوب پیش رود و شاید هم برعکس؛ و به علت این که دوستانتان ازدواج کرده اند تن به ازدواج ناخواسته ندهید، نباید بدون دلیل اعتماد به نفستان را از دست دهید و نگران شوید که مبادا کسی به سراغتان نیاید.

به یاد داشته باشید:

زمانی می‌توانید فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کنید، که خودتان فرد مناسبی شده باشید.زمانی می توانید ارتباط خوبی با همسرتان داشته باشید که ارتباط خوبی با پدر، مادر، برادر و خواهر خود داشته باشید.

فردی را برای همسری خود انتخاب کنید که:

– ویژگی های خوب پدر یا مادرتان را داشته باشد و ویژگی های منفی آنها را نداشته باشد.– همانند بهترین برادر یا خواهر شما باشد.– از این‌که شبیه به او شوید احساس بدی نداشته باشید.– او را همان‌گونه که هست، بدون هیچ تغییری بپذیرید.– بتواند برای فرزند شما، پدری بهتر از پدرتان یا مادری بهتر از مادرتان باشد.– بتوانید با او به میزان صمیمیت دلخواه برسید– با فرهنگ و سطح اجتماعی شما سازگاری داشته باشد.– روابط پر خطر کمی در زندگی تجربه کرده باشد.– بتوانید در مورد نیاز هایتان با او به گفتگو بنشینید.

آیا شما برای شروع یک رابطه جدید آمادگی کافی دارید؟

۱- فهرستی از آسیب های روحی گذشته خود تهیه کنید سپس یکایک آنها را مرور کرده و منصفانه قضاوت کنید که چگونه با آنها کنار آمده یا آن ها را حل کرده و یا پذیرفته اید. اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که به آن ها نپرداخته و بطور جدی و کافی با آنها برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است

 

پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع کنید. آسیب های روحی میتوانند شامل سوء رفتارهای احساسی، فیزیکی و جنسی در دوران کودکی شما، طلاق والدین، از دست دادن والدین و یا یک عزیز، و یا روابط ناهنجار، ناکام و ناسالم شما در گذشته باشند. زیرا همان مسایل میتوانند در رابطه جدیدتان رخنه کنند و خود را به اشکال مختلف نمایان سازند و مانع شکل گیری یک رابطه سالم گردند.

۲- خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی است؟ فقدان خودآگاهی و عزت نفس لازم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن میسازد. برای آنکه متوجه گردید تا چه اندازه خودتان را می شناسید سعی کنید به پرسش های زیر پاسخ گویید:

* آیا قادر به بیان مهمترین و عمیقترین ارزشهای زندگی خود می باشید؟
* آیا قادر به بیان انتظارات و نیازهای خود از رابطه دلخواهتان هستید؟
* آیا اهداف زندگی خود را شناخته اید؟ و آیا برای دستیابی به آنها از برنامه مدونی پیروی می کنید؟
* آیا نقاط ضعف و قوت خود را کاملا می شناسید؟

برای پی بردن به میزان عزت نفستان به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

* خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
* آیا نظر مثبتی نسبت به خود دارید؟
* دیگران چگونه شما را ارزیابی میکنند؟

اگر پاسخ های شما گویای آن است که شما در پذیرش و دوست داشتن خود مشکل دارید و غالبا با واکنش منفی دیگران مواجه میگردید باید برای ارتقای سطح اعتماد بنفس و عزت نفس خود بیشتر تلاش کنید. عشق به خویشتن پایه و اساس یک رابطه سالم است.

۳- آیا روابط پیشین شما حقیقتا در گذشته بوده و پایان پذیرفته اند؟ اگر شما بطور کامل تجارب و مسایل دردناک و ناخوشایند گذشته خود را کنار نگذاشته و به دست فراموشی نسپرده باشید (البته پس از درس عبرت گرفتن از آنها)، احتمال آنکه آنها را به رابطه کنونی و یا آتی خود بکشانید بسیار زیاد است. زیرا مشکلات تا زمانی که کاملا حل و رفع نگردند مجددا در مغز مرور گشته و تکرار میگردند. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از آنکه وارد رابطه جدیدی شوید با تمام رنجها و مشکلات روحی عمده روابط پیشین خود بطور سازنده ای کنار آمده باشید.

تصورات غلط در مورد ازدواج

۱- شما تصور می کنید تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانید وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.

۲- شما تصور می کنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان است.

۳- شما تصور می کنید عشق و رابطه جاودانه است: مادامی که من عاشق شریک زندگی خود باشم و انرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشه در کنار من خواهد ماند.

۴- شما تصور میکنید چون فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید همواره شریک زندگیتان باید فریادرس و در دسترس شما باشد، حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید..

۵- شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما است.

هرکسی اهدافی را برای رسیدن خود به خوشبختی در ذهن ترسیم می‌کند، اما تحقیقات نشان داده خوشبختی واقعی در احساس آرامش در لحظه حال است.اگر تصمیم دارید اهداف خود را برای سال آینده مشخص کنید این کار را با نگرانی انجام دهید زیرا با این کار مانع تحقق آن می‌شوید.

در ضمن مطالعات انجام شده توسط دنیل گیلبرت استاد روان‌شناسی دانشگاه هاروارد نشان داده تفکر «زمانی خوشبخت می‌شوم که…» کاملا بیهوده است زیرا زندگی آرام در لحظه حال را از بین می‌برد و در عین حال خوشبختی را منوط به شرطی می‌کند که معلوم نیست تحقق یابد و یا این‌که با تحقق یافتنش چقدر به انسان کمک کند.

بررسی‌ها نشان داده حتی افزایش درآمد نیز چندان موجب خوشبختی نیست زیرا فقط ۱۰درصد عامل تعیین‌کننده خوشبختی به ثروت، سطح اجتماعی و… بستگی دارد.مشخص شده افزایش درآمد پس از حدود ۱۱ماه دیگر فرقی با قبل برای انسان نمی‌کند و این تا زمانی که درآمد ۱۱ برابر شود ثابت است.

خوشبختی

۴۰درصد آن به عادت‌های فکری، احساسات، کلمات و رفتار بستگی دارد و ۵۰ درصد مابقی نیز تا حد زیادی ژنتیکی است.در واقع ما به جای انتظار یک هدف ایده‌آل باید به بالا بردن عوامل تعیین‌کننده سطح خوشبختی در خود بپردازیم.اگر شما هم فکر می‌کنید که با رسیدن به سطح خاصی از تحصیلات، شغل و پول،

 

زیبایی و حتی سفر یا همسر به خوشبختی می‌رسید سخت در اشتباهید، زیرا با رسیدن به هریک از آنها می‌بینیم که بسیار کمتر از آنچه تصور کرده بودیم خوشبختیم و خوشحال می‌شویم و هر بار که تجربه این حس را هم داریم از هیجان آن کاسته می‌شود.دیگر به بیشتر و بهتر و ای کاش روزی… فکر نکنید

 

زیرا در این صورت امکان خوشبختی کلی را از خود گرفته‌اید و آرامش و خوشحالی خود را مشروط به هدفی کرده‌اید که شاید تاثیر چندانی در وضعیت شما نداشته باشد، زیرا مهم این است که احساس خوشبختی باید از درون بجوشد و عوامل بیرونی تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر این حس نداشته و اگر هم داشته باشند موقتی و گذراست.پس بیایید که از این به بعد واقع‌بین‌تر عمل کنیم و لحظه حال را فدای لحظه نامعلوم فردا نکنیم.

 

,

انتخاب مردان زندگی برای ازدواج موفق

یا «بعد از ازدواج تغییر کرد!» البته واقعیت این است که کسی تغییر نمی‌کند! این شما هستید که به دلیل نداشتن شناخت از زبان بدن مردان، متوجه نمی‌شوید که آنها همسرانی ایده‌آل هستند یا خیر. پس پیدا کردن شاهزاده رؤیاهایی سوار بر اسب اصلا کار سختی نیست اگر زبان بدن مردان را بلد باشید. در اين مطلب سيدعلي درباني كارشناس ارشد مشاوره خانواده، ما را با معيارهاي انتخاب مرد ايده‌آل و زبان بدن او آشنا مي‌كند.

خودتان چقدر ایده‌آل هستید؟

تا به حال شده معيارهاي مرد ايده‌آل خود را بنويسيد و ببينيد براي شما چه خصوصياتي مهم‌تر از خصوصيات ديگر است؟ مرد ايده‌آل شما كه قرار است بيايد و شما را خوشبخت‌تر كند بايد چه خصوصيات اخلاقي و تيپی داشته باشد؟تصور کردن همسر ایده‌آل باتوجه به آرزوهای‌تان نسبتا راحت است. همیشه از خودتان بپرسید:

 

«آیا من برای شخصی که به‌عنوان همسر ایده‌آلم تصور کرده‌ام، همسر ایده‌آلی هستم؟» خیلی ساده است، هر ترازویی دو کفه دارد. اگر می‌خواهید کفه طرف مقابل‌تان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می‌خواهد با یک فرد تحصیلکرده و هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیلکرده و هنر دوست باشد.

همسر ایده‌آل توجه می‌کند

بدن مردي كه به حرف‌هاي همسرش گوش می‌دهد كمي به سمت طرف مقابل متمايل است و با شیوه آينه‌اي (نحوه نشستن شبيه طرف مقابل) مي‌نشيند و هنگام صحبت ضمن نگاه كردن به چشمان طرف مقابل سرش را به نشان تاييد و فهميدن حرف‌هاي همسر آرام تكان مي‌دهد. مرد ايده‌آل مردي است كه به همسرش توجه مي‌كند و هيچ چيز از چشمان تيزبينش دور نمی‌ماند. زنان به‌دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مركز توجه شریك‌شان قرار بگیرند. بی‌توجهی حتی بیشتر از كتك و آزار و اذیت‌های فیزیكی می‌تواند زن را نسبت به مرد سرد كند. زنانی كه محبت و توجه كافی را از سمت شریك‌شان دریافت كنند، می‌توانند سخت‌ترین شرایط را هم تحمل كنند و این همان اصل مهمی‌ است كه مردان باید به آن عمل كنند.

زبان بدن مردان ایده‌آل

يكي از مشكلات عمده كه بعد از گذشت مدتي در روابط زناشويي پيش مي‌آيد قصه عادت است؛ چهره، هيكل و تيپ اگرچه خيلي اوقات براي بسياري ملاك اول و اصلي انتخاب است ولي بعد از مدتي مي‌فهميم اخلاقيات و اعتقادات است كه حرف اول را مي‌زند، پس اولين ويژگي يك مرد ايده‌آل اخلاق اوست.

يك مرد ايده‌آل همسرش را شريك زندگي مي‌داند و خود را در كنار او حس مي‌كند نه در مقابلش. وقتی شوهر از صمیم قلب همسرش را شریک زندگی‌اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. مرد عاشق، همسری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند.

 

زبان بدن او پذيرنده و آغوشش هميشه براي همسر باز است. زماني كه همسرش با او صحبت مي‌كند، به چشمان او نگاه مي‌كند. مرده ايده‌آل مردي است كه در خيابان كنار همسرش راه مي‌رود و نه جلوتر و نه عقب‌تر از او و زبان بدنش با دستاني مردانه گاه بر پشت كمر همسر و گاه دست در دست … حس امنيت را به طرف مقابل مي‌دهد با نگاهي ملايم و مهربان.

زيبا ولي فقير

وقتي حرف از مرد ايده‌آل مي‌آيد، مي‌توان از معيارهاي كلي تحصيلات، زيبايي ظاهري پوشش و تيپ، پايبندي به اعتقادات، ماديات، شغل همسر و موقعيت اجتماعي، اصالت خانوادگي، ويژگي‌هاي اخلاقي و… نام برد. انسان دانسته يا ندانسته در پي گزينش همسري است كه صفاتي همگون با او داشته باشد. افراد در تمامي سنين در ميداني فراخ تر از آنچه تصادف بتواند برآن تاثيرگذار باشد، با كساني وصلت مي‌كنند كه از نظر موقعيت زناشويي مانند خودشان باشد،

 

مردها در انتخاب خود بيشتر روي خصوصيات ظاهري تاكيد دارند به طوري كه طبق پژوهش‌ها پسران يك خانم زيبا ولي فقير را به زن ثروتمند ولي زشت ترجيح مي‌دهند و زنان در انتخاب خود بيشتر روي عناصري چون جذابيت، تسلط، صميميت و رفاقت و داشتن وضعيت اجتماعي – اقتصادي تاكيد دارند. همچنين پژوهش‌ها نشان داده زنان به‌طور فعال دوست دارند مرداني را به همسري خود انتخاب كنند كه از نظر آنها، داراي صفات ارثي خوبي باشند.

همسر ایده‌آل مشورت می‌کند

مرد ايده‌آل مردي است كه در تصميم‌گيري‌هاي خود همسرش را نيز شريك كند. بیشترین شكایت زنان درمورد مردان، روی این موضوع است كه چرا مردان در تصمیم‌گیری‌هاي‌شان نظر و دیدگاه آنها را نمی‌پرسند. مردانی كه نسبت به كارهای شریك‌شان بی‌تفاوت هستند و در كارهای مورد علاقه‌شان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط می‌شوند.

 

مرد ايده‌آل مردي است كه همسرش را بدون قيد و شرط دوست بدارد و براي دوست داشتنش دنبال علت نباشد. همه ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی‌قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی‌قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید و شرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.

خصوصیات خوب آقایان است که خانم‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد

اغلب آقایان فکر می‌کنند خانم‌ها یک مرد پولدار موفق با اتومبیل لوکس و آپارتمان مجلل می‌خواهند اما درست نیست چرا که اغلب خصوصیات خوب آقایان است که خانم‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد نه حساب‌های بانکی آنان. خانم‌ها مردی را خواهند پسندید که قادر به ایجاد یک زندگی خوب و راحت باشد. همچنین بلندپرواز باشد، نه اینکه ناگهان ارث پدری به او رسیده و از طریق آن خوشبخت و پولدار شود چرا که به قول معروف باد آورده را باد می‌برد، بنابراین خانم‌ها می‌خواهند بدانند آیا واقعا مردشان قدرت به‌دست آوردن پول و جرات چرخاندن یک زندگی را دارد یا نه.

زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند

مرد ايده‌آل با همسرش حرف مي‌زند. مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌‌ویژه بحث درمورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار، احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آنها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که همسرش را بشناسد.

 

وقتی همسر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند همسر اجازه ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی درباره احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که همسر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند. زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند و در عوض دوست دارند شریك‌شان درمورد احساسات و باورهایش با آنها صحبت كند. آ‌نها از مردان مرموز بیزار هستند.

فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطرافتان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطرافتان این نشانه‌ها را در رفتار‌هایش بروز می‌دهد.ما نه کف دستتان را می‌خوانیم و نه فالتان را می‌گیریم؛ برای اینکه بگوییم کدام مرد، مرد زندگی شماست، نه می‌توانیم جادو کنیم و نه چیزی را پیشگویی کنیم. تنها می‌توانیم با دیدن و یادآوری برخی نشانه‌ها، امکان شناسایی مرد رویاییتان را برای شما فراهم کنیم. فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطرافتان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطرافتان این نشانه‌ها را در رفتار‌هایش بروز می‌دهد.

نشانه اول؛ احترام

وقتی می‌خواهیم ببینیم که آیا یک مرد، مرد واقعی زندگی شماست، به اولین نکته‌ای که باید توجه کنیم، وجود احترام است. احترام موضوعی است که در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یک جلوه نشان می‌دهد و البته احترام یک موضوع ۲جانبه است؛ موضوعی که هم شما باید برای رعایت‌کردنش تلاش کنید و هم همسرتان باید در رفتار‌هایش آن ‌را نشان دهد. اگر می‌خواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزدتان جایی دارد، می‌توانید از نشانه‌های زیر کمک بگیرید:

_ اهل سازش است و به خاطر منافع مشترکتان کوتاه می‌آید. او گذشت‌های شما را می‌بیند و برای کم کردن فشار روی شما و ارتباطتان، گاهی از خواسته‌هایش می‌گذرد._ به احساسات و نگرانی‌های شما گوش می‌کند و بدون نصیحت کردن یا رنجیدن، برای درک کردنشان تلاش می‌کند._ می‌داند که یک آدم بی‌عیب و نقص نیستید اما شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و با دیگران مقایسه‌تان نمی‌کند.برای نظر‌های شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسی‌ای،

 

نظر شما را می‌پرسد و با تک‌روی سعی نمی‌کند حرف خودش را به کرسی بنشاند._ وقتی موفقیتی به دست می‌آورید با تمام وجود برایتان خوشحال می‌شود و سعی می‌کند زمینه را برای موفقیت‌های آینده‌تان فراهم کند._ احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمی‌دهد. پس اول ببینید که نامزدتان نشانه‌های بالا را در رفتار‌هایش نشان می‌دهد یا خیر و بعد وجود آن‌ها را در رفتارهای خودتان بررسی کنید.

نشانه دوم : اولویت‌های مشترک

همه ما ایده‌آل‌هایی در ذهنمان داریم که از بچگی، ‌وقتی صحبت ازدواج در آینده می‌آید، در ذهنمان چرخ می‌زنند. از ویژگی‌های ظاهری‌ای مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلت‌های رفتاری. مسلما هیچ دختری دوست ندارد همسر آینده‌اش بی‌پول یا بدخلق باشد اما اولویت‌گذاری آدم‌ها برای این ویژگی‌ها یکسان نیست. یکی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و یکی به خلق‌وخو؛ یکی خانواده برایش مهم است و یکی هم پول. اما برای شما کدام مهم‌تر است؟

_ برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نکنید و سعی کنید که این موضوعات مهم را از نظر خودتان دسته‌بندی کنید._ مهم نیست که از نظر بقیه فردی که انتخاب کرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است که این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیک باشد و البته اینکه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌هایتان هم عبور نکند._ اگر به یک مورد خاص فکر می‌کنید

 

و برای ازدواج فردی را بررسی می‌کنید، اول ۱۰ ویژگی مهمی که برایتان در اولویت قرار دارند را روی کاغذ بیاورید و بعد در مورد ایده‌آل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او ۷ ویژگی از این ۱۰ تا را داشته باشد، می‌تواند یک همسر مناسب برای شما باشد._ تا اینجای کار ۵۰ درصد مشکل حل شده. حالا وقت آن است که از این همسر آینده هم بخواهیم اولویت‌هایش را روی کاغذ بنویسد و ببیندکه آیا شما هم می‌توانید همسر اید‌ه آلی برایش باشید یا نه!

نشانه سوم : از خط قرمز‌ها نمی‌گذرد

در هر ارتباطی خط قرمز‌هایی هست که شکسته شدنشان همه چیز را به هم می‌ریزد و البته محدودیت‌های همه ارتباط‌ها مثل هم نیستند. وقتی هم که پای زندگی مشترک به میان بیاید، خط قرمز‌ها پیچیده‌تر و گاهی هم غیرقابل عبور‌تر می‌شوند و به همین دلیل یکی از اصلیترین نشانه‌هایی که به شما می‌گوید یک مرد، همسر ایده‌آل شماست، احترام به همین خط قرمز‌هاست. بعضی از خط قرمز‌ها در همه ارتباط‌ها مثل هم هستند و بعضی‌های دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترک شما صادق هستند. پس اگر او می‌خواهد برایتان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آن‌ها احترام بگذارد.

_ یک همسر ایده‌آل نباید تنها و تنها از مسیرهایی که خودش درست می‌داند عبور کند بلکه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی که می‌بیند انجام یک کار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب می‌زند، از انجام دادنش دست بردارد. شما هم در این مورد یک وظیفه دارید. درست است که بسیاری از این مرزبندی‌ها جزو کلیشه‌هایی هستند که همه مرد‌ها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهنتان وجود دارد، انتظار نداشته باشید که مردتان آن را حدس بزند بلکه با توضیح آن موضوع و بیان دلایلتان، اهمیت این خط قرمز را بازگو کنید و از او بخواهید که به این محدودیت احترام بگذارد.

نشانه چهارم : اجازه می‌دهد خودتان

همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی که هستیم و حتی بهتر از چیزی که در توانمان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم که دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعیمان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شکست‌هایمان را در مقابلش پنهان کنیم. دوست داریم او فکر کند، قوی‌ترین و ایده‌آل‌ترین دختر جهان هستیم و هیچ جای دنیا، فردی به مهربانی، صبوری و دانایی ما پیدا نمی‌شود ولی مدتی که بگذرد، ‌این تلاش برای بیش از حد خوب بودن و در واقع یکی دیگر بودن، برایمان خسته‌کننده می‌شود و میل ماندن در آن رابطه را از وجودمان دور می‌کند.

_ باید بدانید در یک رابطه ایده‌آل و در مقابل مردی که مرد زندگیتان است، شما هیچ نیازی به پنهان کردن خود واقعیتان نخواهید داشت. می‌دانید او شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمند‌تر و دانا‌تر از شما مقابلش ظاهر شوند، ‌باز هم شما را انتخاب می‌کند. این حس به شما اعتماد به نفس می‌دهد و نمی‌گذارد که با حسادت، ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های بی‌مورد یا احساس ناامنی، زندگی مشترکتان را خراب کنید.

نشانه پنجم : از شما دفاع می‌کند

گرچه بهترین حالت ممکن این است که ازدواج شما همه را خوشحال کند و کوچک‌ترین سردی و مشکلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش کنید که این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمی‌افتد. تفاوت‌های خانوادگی، تفاوت در انتظار‌ها و سبک زندگی و بسیاری عوامل دیگر می‌تواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشترکتان کند. انتقادهایی که گاهی از طرف خانواده و اطرافیان شما بیان شده و گاهی هم به نامزدتان گفته می‌شوند و گوش او را پر می‌کنند.

_ اگر او همسر ایده‌آل شما باشد، با شنیدن این داوری‌ها و گوشه کنایه‌ها از تصمیمش دلسرد نمی‌شود و برای راضی کردن دیگران، به فکر تغییر برنامه‌هایش نمی‌افتد.شاید شما ۲ نفر با گرفتن یک تصمیم مشترک بتوانید راه را برای این ازدواج هموار‌تر کنید اما یک مرد ایده‌آل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمی‌اندازد و با قرار دادنتان در برابر دیگران، به‌دنبال حاشیه امنی برای خودش نمی‌گردد.

نشانه ششم : حستان به شما می‌گوید…

حتی اگر او تمام نشانه‌هایی که یک همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست که او مردی است که برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فکر کنید که چه حسی درباره این مرد دارید. آیا هر زمان که او را می‌بینید احساس شوق و هیجان سراغتان می‌آید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی می‌مانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، دلتان می‌خواهد که زود همه‌چیز جفت‌وجور شود و برای همیشه در کنار او باشید؟

_ اگر پاسخ شما به این سوال‌ها منفی است اما وقتی دو‌دو‌تا چهارتا می‌کنید، می‌بینید که او ایرادی ندارد که بخواهید به خاطرش از ازدواج صرف‌نظر کنید، ‌دست نگه‌دارید! حسی که شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، حرف اول و آخر را می‌زند؛ حسی که اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یک زندگی دلگرم کند.