فکر و حافظه

دسته بندی امواج مغزی

دسته بندی امواج مغزی با توجه به فرکانس آنها

 امواج مغزی انواع و کارکردهای متفاوتی دارند و برحسب فرکانس به انواع مختلف تقسیم می‌شوند (امواج سریع‌تر دارای فرکانس بیشتر، و امواج آهسته دارای فرکانس کمتر هستند). همه این امواج در تمام اوقات وجود دارند اما در شرایط مختلف کارکردی، غلبه با موج خاصی است. امواج مختلف مغزی و کارکردهای آنها عبارتند از : موج دلتا ، موج تتا  موج آلفا ، موج بتا  و گاما.
حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا ، دلتا و گاما

امواج بتا

اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

دسته بندی امواج مغزی

دسته بندی امواج مغزی

٢-امواج آلفا:

هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین ۱۲-۸ نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

٣- امواج تتا

بین ۸-۴ می باشند.در کودکان تا سن ۱۳ سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

۴- امواج دلتا

فرکانس این امواج ۴-۵/۰ نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

۵- موج گاما 

سازمان دهنده مغز و هماهنگ کننده و یکپارچه کننده اطلاعات از قسمت‌های مختلف بدن است. غلبه این موج با حافظه خوب، سرعت انتقال زیاد اطلاعات، پردازش سطوح بالای اطلاعات و یادگیری مسائل پیچیده همراه است.

فکر خلاق و زیبا

تکنیک هایی برای داشتن فکر خلاق و زیبا

خلاقیت به افراد معدودی تعلق نداشته و تمامی افراد می توانند خلاقانه فکر کنند. تنها تفاوت عمده بین افراد نابغه و خلاق وافراد عادی در این است که گروه اول روش هایی را به کار می گیرند که افراد دیگر از آن روش ها بی اطلاع هستند؛ بنابراین آموزش مهارت های خلاقیت نقش مهمی را در این بین ایفا می کند.

۱) یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر می‌توانند فکر کنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها.شما چه زمانی بهتر فکر می‌کنید؟

۲) خوب تحصیل کنید اما افراط نکنید. بعضی از روان‌شناسان عقید ه دارند که تحصیلات تخصصی افراطی و زیاد می‌تواند به توانایی تفکر خلاقانه آسیب وارد کند. شما اگر در رشته نویسندگی دکترا کسب کنید الزاما رمان نویس بزرگی نخواهید شد.

۳) روز خود را با بهترین‌ها شروع کنید. محققین نشان داده‌اند که مقدار کافئین موجود در یک فنجان قهوه می‌تواند به تمرکز حواس کمک کند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش کنید. .

۴) خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید.
حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید.

۵) تا می‌توانید تمرین کنید. یاد گیری و تمرین مداوم ذهن را تغییر می‌دهد.مطالعاتی که روی عده‌ای داوطلب ۷۰ ساله انجام شده نشان می‌دهد که آموزش‌های منظم و طبق برنامه  زمان‌بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می‌شود به نحوی که فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی که ۷ سال جوان‌تر بوده‌اند بیشتر است. فرد مسنی که خوب تمرین می‌کند سریع‌تر از جوانی است که اصلا تمرین نمی‌کند

۶) به ایده‌های خود شانس شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانائی‌ها یمان امکان ارزیابی حقایق وتصمیم‌گیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون داردو این که به ایده‌های به ظاهر نا معقول و بی‌معنی خود فرصت دهیم.

۷) شغلی که باعث رشد شود و همراهی که باهوش باشد. مطالعات انجام شده درلهستان نشان می‌دهد صاحبان مشاغلی که نیاز به کارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند. همچنین ازدواج با فردی با هوش ممکن است در شما انگیزه ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی شما شود.

۸) تجربه کنید. خلاقیت اغلب به توانائی تعدیل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگی خلاصه می‌شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی که به لباس می‌چسبد ساخته شده است و یا شیوه پوست کندن موز ایده‌ای برای تهیه قوطی‌های کنسروی است که با حلقه‌ای که روی آن تعبیه شده باز می‌شود.

۹) توجه کنید.آیا تا به حال برای شما پیش آمده که نام کسی را تا مدتی پس از آن که او را ملاقات کردید به خاطر نیاورید؟علت این امر ضعف حافظه نیست بلکه نداشتن تمرکز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ کنیم.

۱۰) ورزش با عث تقویت قوای فکری می‌شود. تحقیقات گوناگون اکنون از این فرضیه که ورزش و تمرینات بدنی اثرات سود‌مندی روی عملکرد تحصیلی دارد حمایت می‌کند.تصور می‌شود که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول‌های مغز قرار می‌گیرد؛ به علاوه با عث افزایش فاکتور‌هائی می‌شود که عامل رشد سلول‌های مغزی‌اند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به‌صورت مرتب و روزانه توصیه می‌شود.

فکر خلاق و زیبا

فکر خلاق و زیبا

۱۱) تازه جوئی رمز موفقیت. نقاش امپرسیونیست هنری ماتیس در سال‌های پایانی عمر خود از قیچی به جای قلم مو برای خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحی تازه بخشید. مقایسه افراد خلاقی که متوقف می‌شوند با آنهایی که به خلاقیت ادامه می‌دهند نشان می‌دهد که افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.

۱۲) شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم که رشته افکار ما را پاره کنند تمرکز کردن مشکل خواهد بود. چنانچه کاری نیاز به دقت و تمرکز زیاد دارد مثلا تهیه یک گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز کشید و یا نوشته‌ای روی در قرار داد تا کسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.

۱۳) فراموش نکنید که همیشه به دنبال کارهای مورد علاقه‌تان باشید. اخیرا روان‌شناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوت‌های بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه وتعیین میزان قوه استدلال برای حرکت مهره‌ها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نکرد.تنها تفاوت این بود که قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیا ق و تعهد بیشتری نشان می‌دهند و کلید خلاقیت آنها هم همین است.

۱۴) ایده‌های جدید رابا یکدیگر تلفیق کنید. با هیچ مطلبی سرسری بر خورد نکرده وآن را با بی‌تفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی، فکر کردن، شکل دادن وتلفیق مطالب با یکد یگر حتی اگر مطلبی که می‌خوانید به‌نظرتان به درد نخور و بی‌فایده باشد به شما کمک می‌کند تا آن را به نحوی بفهمید که در نهایت بتوانید خلاقا نه عمل کنید.

۱۵) روش‌های سریع یاد گرفتن را بیا موزید. یکی از مهم‌ترین مهارت‌های قرن بیست و یکم توانائی یاد گیری سریع است؛ پس آ ن را پرورش دهید. یاد بگیرید که به سرعت به ایده‌های خود شکل دهید. شیوه عملکرد مغز خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را بهتر به کا ر گیرید. بعضی اشخاص پس از مدتی کار فکری نیا ز به استراحتی کوتا ه‌مدت و نو شیدن چای یا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به کار ادامه دهند.

۱۶) همیشه برنامه‌های بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنا مه‌ریزی برای زندگی خود به تنهایی با ارزش است و تغییر دادن آن به ما کمک می‌کند که چیز‌های جدیدی یاد بگیریم.

۱۷) اشتباه کنید. ممکن است در اولین تلاش خود مرتکب اشتباهات زیادی شوید اما کارتان را پیش برده و تمام کنید.اشتباهات خود را یادداشت کرده وسپس دوباره به کار بپردازید و این بار از تکرار اشتباهات جلوگیری کنید. به گفته شکسپیر تردیدهای ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقیت دور می‌کنند.

۱۸) عواملی که در ضمن کار باعث افزایش مهارت‌هایتان شده‌اند را یادداشت کرده و گاهی به آنها مراجعه کنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.

۱۹) به مسائل از زوایای مختلف نگاه کنید. چنانچه می‌خواهید مسئله‌ای را حل کنید راه‌های مختلفی را امتحان کنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص نداده‌اید، راه دوم را امتحان کنید. ایده‌ها و تصورات را از دیدگاه‌های مختلف بررسی کنید. برای مثال آیا کسی که در چین رشد کرده و بزرگ شده در مورد یک موضوع خاص به همان شکلی فکر می‌کند که یک نفر در ایرلند؟

۲۰) آرامش خود را حفظ کنید. خویشتنداری به شما کمک می‌کند تا منصف و بی‌طرف باقی بمانید و بهتر فکر کنید.چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانائی خودرا برای منطقی و عاقلانه فکر کردن از دست خواهید داد.

۲۱) در جست‌وجوی حقیقت باشید. هر کسی که خوب فکر کند قبل از هرقضاوتی در جست‌وجوی حقیقت است.از خود سؤال کنید که آیا تمام حقایق را به‌طور کامل در دسترس دارید؟ آیا کمبودی در اطلاعاتتان وجود دارد که شما را از حقیقت و یا راه حل مسئله دور کند؟

۲۲) چنانچه در موردی شک دارید حتما سؤال کنید. هرگز از سؤال کردن نهراسید.

۲۳) مردم را درک کنیم. آیا کسانی که با شما صحبت می‌کنند همیشه این تصور رادارند که باید حرفشان را به طریقی به شما ثابت کنند؟ به راستی علت این تصور آنها چیست؟

۲۴) تجربه مهم‌ترین مرجع ماست. چنانچه مطلبی را می‌شنویم باید ببینیم آیا واقعا در زندگی ما اتفاق افتاده است یا نه.

۲۵) همیشه به خاطر بسپارید که بیشتر حقایق نسبی‌اند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. کلمات را با احتیاط و دقت به کار برید و هیچ‌گاه خود را گول نزنید. فکر نکنید که باید پیوسته دنباله رو مردم باشید.

قدرت تصمیم گیری

تکنیکی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

تصمیم گیری نقش گسترده‌ای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت

دوست من مرا مجبور کرد که تا به یک خلوتگاه ساکت ده روزه بروم تا مدیتیشن درونی را یاد بگیرم. با بی میلی برای تجربه ی این خلوت به صحرای نوادا رفتم و شرکتم را دست برادرم سپردم.

توقع داشتم که پس از آن آرامتر شوم و به تعادل ذهنی برسم اما چیزی که مرا شگفت زده کرد این بود که آن خلوت به من کمک کرد تا تصمیماتی بگیرم که شرکتم را که ۴ سال پیش احداث کردم به سرعت ارتقا دهم.

تصمیم گیری مهمترین مسئولیت یک مدیر عامل است زیرا نهایتا باعث شکست یا پیروزی شرکت می شود.

برنامه

مدیتیشن درونی که به نام ویپاسانا هم شناخته می شود،روشی است که ازشخص بودا به مریدانش رسیده است. مدیتیشن درونی درواقع شناخت دقیقه به دقیقه از تفکرات ، احساساتمان بدون هیچ قضاوتی است.

شرکت کنندگان ابتدا باید قسم سکوت بخورند.

سپس در یک برنامه ی روتین روزانه قرار می گیرند که باید ۱۱ ساعت در روز ساکت بنشینند و تفکرات و عقاید مذهبی را کنار بگذارند و فقط سبزیجات مصرف کنند. و فقط در زمان های خاصی در جلسات پرسش و پاسخ با معلمشان اجازه ی صحبت دارند.

سه روز اول برنامه از ما خواستند که احساس فیزیکی موجود در بینی در حین تنفس را بررسی کنیم. همین! من تصور می کردم که برنامه ی بی ارزشی است تا اینکه به تدریج ذهنم دچار حیرت شد.

در روز چهارم، ذهن من با تفکرات منفی که سالها در ضمیر ناخودآگاهم وجود داشت، مشغول شده بود. از این فکرها متنفر بودم_ برای من فکر کردن به خاطرات تلخ کینه و خیانت مانند عذاب بود. به نظرم این وحشتناک ترین راه برای رسیدن به یک ذهن آرام بود!

من درگیری هایم را برای معلمم توضیح دادم. و او پاسخ داد که این واکنش طبیعی است. باز کردن این خاطرات و اجازه ی عبور دادن به آنها از مراحل تزکیه ذهن است. این حرف ها به من احساس بهتر می داد و متوجه شدم که فکر کردن به احساسات اولین گام برای واکنش ندادن به آنهاست.

با دانستن این موضوع ذهن من آرام گرفت و من توانستم احساسات تلخ و آزاردهنده را پیش از اینکه به واکنش تبدیل شوند درک کنم. بعدها فهمیدم که این مهارت برای اداره ی کسب و کار هم بسیار کارآمد است.

درطولانی ترین برنامه دلم برای ایمیل هایم تنگ شده بود. یادآوری روزانه که دیگران به شما احتیاج دارند بسیار اعتیاد آور است. اولین کاری که بعد از ترک خلوتگاه انجام دادم چک کرد ایمیلم بود، و متعجب شدم از اینکه در نبود من چه تغییرات اندکی رخ داده است.

اینکه می دانستم برادرم کارها را اداره می کند باعث می شد به جای نگرانی در مورد کارها با آرامش بیشتری مدیتیشن انجام دهم.

پس از ترک خلوتگاه و زمانی که پس از ۱۰ روز می توانستم صحبت کنم، دنیای اطرافم به نظر بلندتر، روشن تر و زنده تر می آمد. پس از برگشتن به مسئولیت های مدیرعاملی یم متوجه شدم که قدرت درون یابی من بیشتر شده است و می توانم تصمیمات واضحتر و بهتری نسبت به قبل اتخاذ کنم.
پیش از این تصمیمات سختی که منجر به بحث و کشمکش می شد را به تعویق می انداختم اما مدیتیشن باعث شد که من چنین تصمیماتی رابا تحکم بیشتری بگیرم.

نتیجه؟ اگر میخواهید تعطیلات آرامش بخشی داشته باشید به هاوایی بروید اما اگر می خواهید نظم وتمرکز خود را افزایش دهید به یک مرکز مدیتیشن بروید.

برای مقداری درد کشیدن و همین طور قرار گرفتن دربرابر صدای درونتان آماده شوید. خواهید دید که افکار منفی که معمولا به آرامی در ذهنتان زمزمه می کردند حالا شروع به فریادزدن خواهند کرد.

احساساتی را آزاد می کنید که پیش از این بروز نمی دادید که ممکن است باعث خنده یا گریه ی شما شوند. خلوت مدیتیشن یک تجربه ی بسیار ارزشمند در زندگی است. و من برای داشتن ذهنی آرام تر و آزادتر آن را به همه پیشنهاد می کنم.

سر و صدای ذهن

سرو صدای ذهن و راههای مقابله با آن…

ذهن هم مدام همان افکار را تکرار می‌کند، مثل ضبط‌ صوتی که هیچوقت قطع نمی‌شود. اگر این افکار، افکاری مثبت باشند اشکالی ندارد. ولی بیشتر وقت‌ها این افکار منفی هستند که باعث تشدید استرس، نگرانی، عصبانیت و خستگی در شما می‌شوند. آنها افکاری هستند که واقعاً هیچ نیازی به آنها ندارید.

سر و صدای ذهن آن زمزمه‌های مداومی است که در ذهن خود می‌شنوید و هیچوقت قطع نمی‌شوند. درواقع مکالمه درونی است که بی‌وقفه در ذهن اتفاق می‌افتد.

ممکن است همیشه از این سروصدا آگاه نباشید چون به عادتی قدیمی و عمیق تبدیل شده و بخش طبیعی و لاینفک زندگی تلقی می‌شود.

این صدا مثل یک صدای پس‌زمینه است که هیچوقت قطع نمی‌شود، از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شوید تا وقتی که شب به خواب می‌روید ادامه دارد. گاهی‌اوقات حتی جلوی خوابیدن شما را هم می‌گیرد. یک نوع صدای درونی است که به طور مداوم هر چیزی را در زندگی‌تان، محیط اطرافتان و آدمهایی که با آنها ملاقات می‌کنید، تحلیل می‌کند. صدایی در سر است که مدام حرف می‌زند و حرف می‌زند.

فکر کردن فعالیتی مثبت و مفید است که برای حل مشکلات، تحلیل کردن، مقایسه کردن، درس خواندن، برنامه ریختن به آن نیاز دارید. ولی خیلی وقت‌ها ذهن به جاهایی می‌رود که خودش دوست دارد و توجه شما را درگیر مسائل جزئي و پیش‌پاافتاده می‌کند. فکر کردن بیخودی فقط زمان و انرژی شما را می‌گیرد.

صدای ذهن چیست و چطور می‌توانید آن را تشخیص دهید:

– افکاری که مثل نوار با آهنگی یکنواخت تکرار می‌شوند.

– فکر کردن دوباره به اتفاقات و موقعیت‌های قدیمی و تجسم دوباره‌ی ترس‌ها.

– زندگی کردن در گذشته یا آینده. این باعث می‌شود نتوانیم از زمان حال لذت ببریم. گذشته، گذشته است و‌ آینده محصول فکر و عمل امروزمان است. تنها زمانی که وجود دارد، اکنون است.

– مونولوگ درونی وسواسی که آرامشمان را بر هم زده و ذهنمان را مشغول نگه می‌دارد.

– هیچوقت در زمان حال نیستید. همیشه به چیزی دیگر فکر می‌کنید به جای اینکه روی کاری که آن لحظه انجام می‌دهید تمرکز کنید. اگر همیشه به چیزی دیگر فکر کنیم، هیچوقت از زمان حال لذت نخواهیم برد.

– تحلیل مداوم موقعیت‌ها، واکنش‌ها و رفتارهای خودمان و دیگران. تحلیل گذشته، آینده، چیزهایی که نیاز دریم یا می‌خواهیم، روزمان، دیروزمان و گذشته دورمان.

– تقریباً تمام فکر کردن‌ها و رویاپردازی‌های غیرارادی نوعی صدای ذهن هستند. این نوعی صدای پس‌زمینه است که در همه کارهایمان اخلال ایجاد می‌کند.

سر و صدای ذهن

سر و صدای ذهن

بیشتر وقت‌ها این صدا خسته‌کننده است و باعث می‌شود بازده کاری‌مان پایین آمده و تنبل شویم. این مکالمه مداوم درونی چون حواس ما را از اتفاق‌هایی که در زمان حال می‌افتد پرت می‌کند، باعث می‌شود موقعیت‌هایمان را هم از دست بدهیم.

ذهن ابزاری بسیار مفید است ولی باید تحت کنترل باشد. به نظرتان عالی نیست اگر می‌توانستیم طوری باشیم که هروقت خودمان خواستیم فکر کنیم، مثلاً وقتی می‌خواهیم مشکلی را حل کنیم یا برنامه‌ریزی کنیم و بعد می‌توانستیم ذهنمان را خاموش کنیم؟

خاموش کردن ذهن نوعی آرامش درونی می‌آورد. این همان چیزی است که همه سنت‌ها و آموزه‌های معنوی از دیرباز به دنبال آن بوده‌اند و برای کسانیکه به دنبال معنویات هستند و می‌خواهند زندگی‌شان را ارتقا دهند بسیار مفید است.

یک لحظه دست از خواندن بکشید و ببینید می‌توانید ذهنتان را خاموش کنید؟ دست از فکر کردن بکشید ، ببینید چه اتفاقی می‌افتد.

متوجه می‌شوید که دارید به متوقف کردن فکر کردنتان فکر می‌کنید و این یعنی هنوز دارید فکر می‌کنید. بعد از چند لحظه احتمالاً یادتان می‌رود که هدفتان کنترل افکارتان بوده و ذهنتان به فعالیت قطع‌نشدنی خود ادامه می‌دهد. این نشان می‌دهد که ذهن تا چه اندازه بی‌قرار است و هیچ قانونی نمی‌پذیرد.

گاهی‌اوقات در موارد نادر به لحظه‌ای آرامش درونی دست پیدا می‌کنید، بدون هیچ صدایی در ذهنتان. این به صورت غیرارادی اتفاق می‌افتد، وقتی توجهتان به یک فعالیت بسیار جذاب یا تماشای یک منظره بسیارزیبا معطوف می‌شود.

خاموش کردن ارادی ذهن، یعنی هر زمان که بخواهید، با کتاب خواندن به دست نمی‌آید. این توانایی به تدریج و با گذراندن تمرینات تمرکز و مدیتیشن ایجاد می‌شود.

ولی خیلی‌ها ممکن است بگویند که مدیتیشن انجام می‌دهند ولی نمی‌توانند ذهنشان را آرام کند. اگر قدرت تمرکز ضعیف باشد، ذهن خیلی ساده از فکری به فکر دیگر غوطه می‌خورد، پس چطور می‌توان مدیتیشن کرد؟ می‌نشینید که مدیتیشن کنید ولی اینکه اجازه بدهید ذهنتان هر جا که می‌خواهد برود و هر چیزی که می‌خواهد را تجسم کند مدیتیشن نیست.

به همین دلیل است که اول باید درجاتی از توانایی تمرکز را به دست آورید تا بتوانید مدیتیشن کردن را شروع کنید.

وقتی قدرت تمرکزتان قوی‌تر شد، می‌توانید بدون کلمات، تصاویر و افکار ذهنی مدیتیشن کنید. آنوقت آرامش درونی‌تان ابتدا در زمان مدیتیشن و بعد در کل زندگی موقع کار کردن، خواندن، حرف زدن و هر کار دیگری به تدریج بیشتر و عمیق‌تر می‌شود.

آنوقت صداهای ذهنی کمتر و کمتر شده و به تدریج قطع می‌شوند.

البته این وضعیت باعث نمی‌شود که نتوانید فکر کنید، برعکس، وقتی لازم باشد که فکر کنید، بسیار واضح و روشن فکر خواهید کرد. ذهنتان هوشیارتر، متمرکزتر و قوی‌تر خواهد شد. آنوقت می‌توانید هروقت خواستید ذهنتان را روشن یا خاموش کنید.

بیشتر افراد وقتی می‌خواهند به یک چیز خاص فکر کنند، حتی بعد از رسیدن به یک نتیجه یا پیدا کردن راه‌حل هم نمی‌توانند آن فکر را متوقف کنند. ذهنشان به فکر کردن درمورد آن موضوع خاص همچنان ادامه می‌دهد. مثل یک نوار خراب می‌ماند که یک آهنگ را مدام تکرار می‌کند. به همین دلیل خیلی مهم است که یاد بگیرید چطور فکرتان را متوقف کنید.

خاموش کردن صدای ذهن به معنی آرامش درونی است. این باعث می‌شود انرژی ذهنی زیادی را ذخیره کنید و دیگر زمانتان را برای فکر کردن به مسائل جزئي و پیش‌پاافتاده تلف نکنید.

دانستنی هایی در مورد مغز

موضوعات مهم در مورد مغز که تابحال درک نکرده اید.

در اینجا درباره موارد شناخته شده و همچنین موضوعاتی که در مورد مغز خود درک نکرده ایم، صحبت می کنیم.

بیشتر آنچه ما از انسان بودن خود درک نمی کنیم، آن چیزی است که در درون سر ما می گذرد. مغز انسان یک عضو گیج کننده است، مانند سوالاتی که در مورد مرگ و زندگی، آگاهی، خواب و خیلی چیزهای دیگر وجود دارند.
هوشیاری
هنگامی که از خواب بیدار می شوید، ممکن است که طلوع خورشید را ببینید و صدای پرندگان را بشنوید و حتی از نوازش نسیم صبحگاهی به صورت خود، احساس شادمانی کنید. به عبارت دیگر، شما بیدار و هوشیار هستید. این موضوع پیچیده، جامعه علمی را از دوران باستان به ستوه آورده است. به تازگی دانشمندان علوم اعصاب در مورد این موضوع، تحقیق اتی واقعی کرده اند. بزرگترین موضوعات پیچیده در این زمینه، توضیح چگونگی فرآیندها در مغز و افزایش تجارب ذهنی بوده است. دانشمندان تا کنون موفق شده اند که فهرستی از سوالات عالی تهیه کنند.

سرمازیستی
زندگی جاودان یک واقعیت نیست، ولی یک زمینه پیشگام به نام سرمازیستی می تواند به برخی انسان ها دو عدد زندگی اهدا کند. (سرمازیستی؛ دانشی نوبنیاد است که در آن با پایین آوردن دمای بدن انسان یا حیوانات سعی در سالم نگه داشتن بدن برای آینده می‌کنند. در این روش تمام خون بدن را تخلیه و آن را منجمد می‌کنند. در این روش برگشت به زندگی برای بیمار ممکن نیست و تنها برای آینده و تکنولوژی آینده انجام می‌شود. _ توضیح از مترجم؛ برداشت از ویکیپدیا. دانشنامه آزاد) در یک مرکز سرمازیستی، کالبد را در یک بشکه نیتروژن مایع در دمای منهای ۱۹۵ درجه سانتیگراد نگهداری می کنند. ایده این است؛ کسی که از یک بیماری غیرقابل علاج فوت می کند، می تواند در آینده هنگامی که درمان این بیماری کشف شد، دوباره ذوب و احیاء شود. وضعیت کالبد و جسم شخص در بشکه نیتروژن مایع،به این صورت است که سر به سمت پایین قرار دارد. اگر بشکه در اثر خرابی نشت کند، مغز در مایع سرد به صورت غوطه ور باقی می ماند. هنوز هیچ یک از اجساد منجمد شده، احیاء نشده اند، زیرا تکنولوژی لازم هنوز وجود ندارد. برای نمونه، اگر بدن در درجه حرارت کاملاً درست ذوب نشود، سلول های بدن فرد می توانند به یخ تبدیل شده و از هم متلاشی گردند.

راز فانی
زندگی جاودان، افسانه ای بیش نیست. چرا انسان پیر می شود؟ انسان با یک جعبه ابزار قوی و پر از مکانیسم هایی برای مبارزه با بیماری ها و جراحات،به دنیا می آید و فکر می کند در مقابل تمام مشکلات سلامتی و بهداشتی مسلح است. ما پیر می شویم و این ابزار مکانیسم تعمیراتی فرسوده می گردد، در واقع، انعطاف پذیری خود را در مقابل آسیب های فیزیکی و فشارها از دست می دهد.
نظریه پیری انسان به دو دسته تقسیم می گردد؛ اول، پیری یک ویژگی انسانی است و می تواند یک بخش از ژنتیک انسان و مفید باشد. دوم، پیری نتیجه حاصل شده از آسیب های سلولی است که در طول عمر فرد رخ می دهد. تعداد انگشت شماری از محققان فکر می کنند که علم، در نهایت می تواند پیری را حداقل به اندازه دو برابر طول عمر به تاخیر اندازد.

طبیعت در برابر تربیت
در نبرد طولانی میان افکار و شخصیت انسان که توسط ژن ها یا محیط کنترل می شوند، دانشمندان در حال ساختن شکلی قانع کننده هستند که بتواند هر دو را در بر داشته باشد. مطالعه ژن ها نشان دهنده این است که بسیاری از صفات انسانی تحت کنترل ناچیزی از توانایی انسان است و هنوز هم در بسیاری از زمینه ها، شدیداً تحت نفوذ و فشار محیط، همسالان و یا چگونگی تربیت خود هستیم.

قلقلک مغزی
خنده یکی از رفتارهای ناشناخته انسانی است. دانشمندان کشف کرده اند که در هنگام خندیدن سه قسمت از مغز انسان فعال می شود؛ قسمت تفکر که کمک به درک شوخی می کند، قسمت جنبش که به ماهیچه ها فرمان حرکت می دهد و قسمت عواطف که موجب بی دقتی و حواس پرتی انسان می گردد. این امر هنوز ناشناخته باقی مانده است که چرا یک نفر به شوخی های احمقانه برادر شما با صدای بلند می خندد و دیگری در حالی که به تماشای فیلم ترسناک مشغول است، آرام با خود می خندد.
آقای جان موریل، یکی از پیشگامان تحقیق درباره طنز در کالج ویلیام و مری، ثابت کرده است که خنده پاسخ بازیگوشی به عدم تناسب هاست، داستان هایی که از انتظارات شناخته شده نافرمانی می کنند. برخی دیگر در زمینه طنز معتقدند که خنده یک روش علامت دادن به دیگری به معنای «سرگرم کننده بودن او» است. به هر حال یک چیز روشن است، خنده باعث می شود که ما احساس بهتری داشته باشیم.

خط حافظه
فراموش کردن برخی از تجارب مانند، اولین بوسه، سخت است. یک فرد چگونه می تواند موضوعات خصوصی خود را نگهداری کند. دانشمندان به وسیله تکنیک های تصویربرداری از مغر، در حال پرده برداشتن از مکانیسمی که مسئول ایجاد نگهداری خاطرات است، هستند. آنها دریافتند که هیپوکامپ، در داخل ماده خاکستری، می تواند در نقش یک جعبه حافظه عمل کند. این منطقه ذخیره سازی بی انصاف نیست و به نظر می رسد که هر دو خاطرات درست و نادرست در این منطقه به طور مشابه ای فعال هستند. برخی از محققین، برای تشخیص خاطره درست، از اشخاص می خواهند که آن خاطره را با جزییات به یاد آورد، چیزی که برای خاطرات غیر واقعی و نادرست بسیار مشکل است.

کنترل ماموریت
هیپوتالاموس مغز، هسته بالایی تقاطع اعصاب بینایی، یا ساعت بیولوژیکی برنامه ریزی ریتم بدن و موثرترین ریتم شبانه روزی چرخه خواب و بیداری است. این ساعت بیولوژیکی در، هضم غذا، تنظیم درجه حرارت بدن، فشارخون و تولید هورمون ها تاثیر دارد. محققان دریافته اند که شدت تابش نور می تواند این ساعت را به جلو یا عقب، از طریق هورمون ملاتونین تنظیم کند. آخرین بحث این است که مکمل های ملاتونین می تواند جلوگیری از تاخیر حالت خواب آلودگی و احساس درد در هنگامی که حالت بی خوابگی یا جت زدگی بوجود می آید، کمک کند. ( جت زدگی اصطلاحی است که برای اختلال خواب هنگام مسافرت میان دو منطقه زمانی رخ می دهد و بدن نمی توانند خودش را با خوابیدن با یک برنامه جدید تطبیق دهد_ توضیح مترجم).

احساس فانتوم

دانستنی هایی در مورد مغز

دانستنی هایی در مورد مغز

تخمین زده می شود که حدود %۸۰ از احساسات تجربه نقص عضو، ناشی از گرما، خارش و درد از همان عضو قطع شده است. کسانی که این تجربه نقص عضو یا به قول معروف «اندام فانتوم» را دارند، احساس می کنند که عضو از دست رفته، هنوز هم قسمتی از بدنشان است. (درد فانتوم، دردی است که در فقدان یک عضو از بدن درک می شود. فقدان عضو می تواند در نتیجه قطع عضو یا فقدان مادرزادی عضو باشد. برداشت از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد_ توضیح مترجم). یک توضیح این است که منطقه اعصاب اندام قطع شده در تلاش برای ایجاد ارتباط جدید با نخاع و همچنین، ارسال علائم به مغز، به عنوان این که این عضو هنوز هم وجود دارد، است. احتمال دیگر این است که مغز همبستگی شدید به اعمال خود دارد، بدین معنی که بدن به صورت دست نخورده در حال انجام کار و مغز با تمام اعضای بدن در ارتباط است.

کارگاه خواب
مگس و ببر هم انجامش می دهند!! و به نظر می رسد که انسان از آن سیر نمی شود. در مورد خواب صحبت می کنیم، آنچه ما در حدود یک چهارم از عمرمان را در آن بسر می بریم. با این حال، دلایل اساسی گیج کننده بسیاری برای توضیح آن وجود دارد. آنچه که دانشمندان می دانند این است که خواب برای بقای پستانداران ضروری است. بی خوابی بیش از حد می تواند به نوسانات اخلاقی، توهم، و در موارد حاد، مرگ منجر شود. دو وضعیت برای خواب وجود دارد؛ جنبش آرام چشم که در طی آن مغز فعالیت کم سوخت دارد و جنبش سریع چشم، که مغز بسیار فعال است. برخی از دانشمندان فکر می کنند که در وضعیت جنبش آرام چشم، بدن در حالت استراحت و در حال صرفه جویی در مصرف انرژی، شبیه به خواب زمستانی، است. خواب در حالت جنبش سریع چشم می تواند به ساماندهی حافظه کمک کند. با این حال، این ایده به اثبات نرسیده است و رویاها در زمان حالت جنبش سریع چشم، همیشه، با خاطرات ارتباط ندارد.

رویاهای شیرین
اگر از ده نفر بپرسید که رویاها از جه چیزی ساخته شده شده اند، به احتمال زیاد با ده حواب متفاوت روبرو می شوید. به همین دلیل هم دانشمندان هنوز سرگزم کشف این راز هستند. یک احتمال این است که رویاها، تمرین مغز برای تحریک سیناپس های بین سلول ها است. (همایه یا سیناپس یک ساختار زیستی در پایانه آکسون‌ها است که از راه آن یک سلول عصبی پیام خود را به دندریت یک نورون دیگر یا یاخته ماهیچه‌ای یا یک غده می‌فرستد. برداشت از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد_مترجم). یک نظریه دیگر این است که رویاهای انسان درباره وظایف و عواطفی است که در طی بیداری روز، آنها را انجام نداده است و این فرآیند کمک به استحکام افکار و خاطرات می کند. به طور کلی، دانشمندان در مورد اینکه رویاها در طی عمیق ترین خواب انسان و در حالت جنبش سریع چشم صورت می پذیرد، توافق دارند.

فراموشی

با انجام این روش ها چیزی را فراموش نمی کنید

روش‌هایی که در زیر آمده، می‌توانند ظرف یک هفته مؤثر واقع شود. روش‌ها را ادامه دهید، همچنین مغز خود را برای نگهداری اطلاعات در بلند مدت پرورش دهید.

حدود دو سوم آنچه که تعیین‌کننده‌ی میزان عمر ماست، عوامل غیرژنتیکی، همچون رفتارهای روزانه است. در یک نظرسنجی کوچک از بیش از ۱۸۰۰۰ نفر در کشور، افرادی که یک رژیم متعادل، عادات سالم و تمرینات ورزشی منظمی دارند، از حافظه‌ی خود کمتر شکایت می‌کنند. هنگامی ‌که افراد روش‌های افزایش حافظه را یاد و آن را بکار می‌گیرند، تصاویر مغزی از MRI و PET، تغییر حرکات عصبی مثبت، به‌ همراه افزایش قابل ملاحظه‌‌ی حافظه را نشان می‌دهند.

۱. وسایلتان را جاسازی کنید

ده دقیقه طول می‌کشد تا جای وسایل (کلید، کیف پول، تلفن‌همراه، عینک و کفش) را که هر روز استفاده می‌کنید، پیدا کنید. با جاسازی وسایل از استرس گشتن به دنبال وسایلتان اجتناب می‌شود و از فشاری که بر حافظه‌ تحمیل می‌گردد، کاسته می‌شود. هنگامی‌ که کلید خود را هر روز بر‌می‌دارید، این کار را به عنوان یک نشانه انجام دهید و از خود بپرسید: همه‌ی وسایلی را که امروز نیاز دارم، برداشتم؟ برای مثال فلش مموری برای یک سخنرانی بزرگ، و کارت پرداخت عوارض جاده‌ای.

۲. شصت ثانیه، افراد را در ذهن خود مرور کنید

حتما امروز با یک شخص آشنا می‌شوید، پس روش تمرکز و ساختار را به کار گیرید تا به‌ درستی، اسم شخص را به خاطر بسپارید. تمرکز یک یادآوری کننده است، و با بی‌توجهی که باعث فراموش نمودن اسامی در اولین دیدار می‌شود، مبارزه می‌کند. ساختار یعنی یک تصویر ذهنی فراموش نشدنی از اسم بسازید. این روش باعث همکاری هیپوکامپ مغز (بخشی از مغز) با بخش جلویی مغز می‌شود تا اطلاعات را در حافظه‌ی درازمدت ذخیره کند.

۳. سریع به ‌هم ربط دهید

هنگامی که یک واقعیت فراموش شده روی نوک زبان شماست، به مواردی فکر کنید که به آن واقعیت مربوط است. اگر اسم یک هنرپیشه را فراموش کرده‌اید، فیلم‌ها‌ی مختلف و هم‌بازی‌هایش را به‌ خاطر آورید. خاطرات در نزدیکی ما هستند، بنابراین یک خاطره‌ی مجاور می‌تواند جرقه‌ای برای لغت یا اسمی باشد که به دنبال آن هستیم.

۴.یک قصه خوب بسازید

لیست کارهای روزمره را اینطور به خاطر آورید، با یک داستان تصویری خیالی همراه شوید که همه‌ی آن کارها را به هم ربط می‌دهد. برای مثال، اگر تخم‌مرغ و تمبر نیاز دارید و لباس‌ها را باید از خشکشویی بگیرید، فرض کنید یک تخم‌مرغ بزرگ دارید که روی آن یک تمبر بزرگ است، و تخم‌مرغ لیز می‌خورد و روی شلوارتان می‌افتد، پس باید به خشکشویی بروید. به‌کارگیری انرژی ذهنی، یک قالب شناختی را خلق می‌کند که به شما کمک می‌کند تا اطلاعات را بعدها بازیابی کنید. هر چقدر تصاویر خلاقانه باشد، بیشتر به خاطر می‌ماند.

۵. بازی‌های معمایی انجام دهید

سودوکو و جدول‌های متقاطع دیگر کافیست. درعوض، بازی‌های گوشی هوشمند که بر پایه فیزیک است را انجام دهید، مثل بازی cut the rope، که در یک تحقیق نشان داده شده تمرکز، مهارت‌های انجام کار و قابلیت انعطاف‌پذیری در موقعیت‌های جدید را افزایش می‌دهد. همچنین بازی‌های معمایی و پیچیده و راهکارهای سازگار همچون Civilization و Starcraft که حافظه را برای مسائل روزانه افزایش می‌دهد، برای مثال ماشینتان را کجا پارک کردید.

۶. نیروی حافظه را به کار گیرید

توجه خود را به پوششی که همسر، فرزند یا همکارتان استفاده می‌کند، متمرکز کنید، پوشش می‌تواند بلوز، کراوات، ژاکت، جواهرات یا کفش باشد. به رنگ، جنس و بافت توجه کنید و حداقل چهار جز را یادداشت کنید. شب هنگام، سعی کنید همه‌ی چهار جز را به خاطر آورید و فقط یادداشت‌های خود را بررسی کنید تا متوجه شوید چه اندازه آنها را به خاطر می‌آورید.

۷. دست و پنجه نرم کنید!

مغز خود را با یک روش جایگزین برای کار کردن، مسواک زدن با دست دیگر، بستن وارونه‌ی ساعت مچی و هر آنچه که نیاز به تلاش آگاهانه دارد، به چالش بکشید.

تربیت ضمیر ناخودآگاه

۵ روش برای کنترل و تربیت ضمیر ناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه در کنار ضمیرآگاه یک انسان را از نظر عملکرد رفتاری راهنمایی می کند و همان طور که گفتیم ضمیرآگاه در مورد مسائل کاملاً قابل کنترل شده عمل می کند حال آنکه ضمیرناخودآگاه پیوسته به دنبال کسب اطلاعات جدید و ترکیب آن با تجربیات گذشته می باشد و از آنجا که هدف ضمیرناخودآگاه حفظ منافع هر فرد می باشد، رفتار جدیدی را که خود به وجود می آورد در حفظ آن فرد می باشد.

« طرز تربیت ضمیر ناخودآگاه »

ضمیر خودآگاه (پست فرماندهی وجود)، در واقع همان بخش از انسان است که به من آدمی‌اطلاق می‌شود. ما هر کاری را با آگاهی و تصمیم خود انجام می‌دهیم.

 ضمیر ناخودآگاه، مسوولیت اجرایی بدن را عهده‌دار است. ضمیر ناخودآگاه گوش به فرمان ضمیر خودآگاه است، درست مانند کامپیوتر. ضمیر ناخودآگاه بخشی است که تمام سیستم بدن انسان را اداره و کنترل می‌کند. کنترل تمام اعضا مانند ریه و قلب و معده و تمام سلول‌های بدن را به‌طور ارادی به عهده دارد، باورهای انسان را می‌سازد، شخصیت و اعتماد به نفس و هویت آدمی‌را شکل می‌دهد و روحیه فرد را می‌سازد. برای مثال با دیدن گل زیبای رز قرمز رنگ که علامت عشق و محبت و دوستی است، این تصویر هم در ضمیر خودآگاه شما تأثیر می‌گذارد و هم در ضمیر ناخودآگاه می‌رود و پس از پردازش، روحیه‌ای زیبا در ما می‌سازد. یک باور زیبا هم در ما ایجاد می‌کند. باور اینکه زندگی زیباست. روحیه شاد و مثبت، امید و حرکت و اندیشه مثبت را به دنبال دارد.

ضمیر ناخودآگاه این توان را دارد که وقتی فرمانی را از ضمیر خودآگاه دریافت می‌کند، به منبعی در جهان وصل می‌شود به نام شعور نامحدود جهان که تمام اطلاعات جهان هستی داخل این شبکه اطلاعاتی یا این شعور نامحدود است.

درون انسان یک کامپیوتر است که نظام باورها و شخصیت او را می‌سازد و تمام اعضا و جوارح غیرارادی را کنترل می‌کند و سلامت و بیماری انسان نیز به عملکرد او بستگی دارد.

تمام اطلاعات برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه به صورت فایل‌ها و پرونده‌هایی جداگانه بایگانی می‌شود و در عین حال این اطلاعات به وسیله این کامپیوتر پردازش می‌شود. حاصل این پردازش یک خروجی خواهد بود که یا سبب ساختن نظام باورها و شخصیت انسان می‌شود و یا اینکه این خروجی بر روحیه و فیزیولوژی بدن انسان تأثیر می‌گذارد و یا اینکه در دنیای بیرون از انسان اثری را برای او پدید می‌آورد. انسان می‌تواند با کنترل کردن ورودی‌های ضمیر ناخودآگاه، دستاوردهای زندگی خود را کنترل کند.

اصول برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه

اصل خود هوشیاری
انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می‌کند. بهترین راه برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه، توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است. او به طور مرتب به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر تبدیل به انسان زیبای دیگری شده‌ام. شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت شما با باورها و اندیشه‌های شما شکل می‌گیرد و به دست شما خلق می‌شود.

اصل استفاده از قدرت سوال
هر سوالی که انسان از خود می‌کند، بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می‌کند. وقتی کسی از خود سوال می‌کند «چگونه است که من خوشبختم؟» نفس این سوال روحیه‌اش را شاد می‌کند و به او این را القا می‌کند که: «آری، من خوشبختم.» و این تاثیر بسیار مهم هر سوالی است که انسان از خود می‌کند. باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می‌کند که از خود می‌پرسید. برای مثال به‌جای سوال «چرا شرایط این‌گونه است؟» بهتر است سوال کنید «چگونه می‌توانم شرایط را زیباتر کنم؟»

تربیت ضمیر ناخودآگاه

تربیت ضمیر ناخودآگاه

اصل استفاده از قدرت تمرکز
انسان در هر لحظه به هر آنچه تمرکز کند، بازتاب آن را در روحیه و فکر خود حس می‌کند. برای مثال تمرکز روی یک گل در انسان، روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد می‌کند. تمرکز روی خاطرات بد گذشته، انسان را افسرده می‌کند. تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال‌پردازی‌های زیبای آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد. انسانی که به‌طور مرتب روی بدبختی‌ها و زشتی‌های زندگی متمرکز می‌شود، زندگی‌اش به قهقرا می‌رود. کسی که به‌طور مرتب به زیبایی‌های زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می‌کند، زندگی‌اش قرین سعادت و موفقیت می‌شود و این خاصیت تمرکز است.

اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت
از جملات تاکیدی مثبت به گونه‌ای که ویژگی خوب شما را تصویر کند، استفاده کنید. نمونه جملات: «در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است. من ایده‌های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می‌کنم. من هر روز سالم‌تر و تندرست‌تر هستم. من یک برنده بزرگ هستم. چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است. چقدر من هر روز خوشبخت‌تر و سعادتمندتر می‌شوم. من همواره در هر کاری موفق و پیروز می‌شوم. خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگی‌ام مرا کمک می‌کند. ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم، خلق می‌کنم. سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است. من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگی‌ام هستم. من به خود افتخار می‌کنم. همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می‌شود. من تا آخر عمر به سلامت زندگی می‌کنم. هرچه بیشتر می‌بخشم، بیشتر می‌ستانم و احساس شادمانی می‌کنم. من با اقتدار زندگی‌ام را آن‌گونه که می‌خواهم، طراحی می‌کنم. من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم. من سزاوار بهترین‌ها هستم. در هر لحظه به دلیل همه نعمت‌ها و موهبت‌هایی که خداوند به من داده ، او را شکر می‌گویم. من در کمال آرامش به سر می‌برم و همواره روحیه‌ای شاد و چهره‌ای خندان دارم. خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده‌ای نیستم.» به جای جملات تاکیدی مثبت، از کلمات و عبارات تاکیدی مثبت هم می‌توان استفاده کرد. مانند: آرامش، زیبایی، معنویت، ثروت، حال خوش، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامت، امنیت، خوشبختی و سعادت.

اصل تصویرسازی ذهنی
هنگامی‌که شما تصویری در ذهن خود خلق می‌کنید، عین این تصویر روی ضمیر ناخودآگاه اسکن شده وارد می‌شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تاثیر می‌گذارد. این تصویرپردازش می‌شود و ضمیر ناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می‌تواند در دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد. تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه‌های برنامه‌ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است. ثروتمندترین و موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته‌اند در ذهن خود خیال‌پروری مثبت بکنند. تخیل، فکر، امید، آرزو، خواسته، اشتیاق سوزان به‌علاوه ایمان به موفقیت و اقدام مساوی است با رسیدن به هدف. با موفقیت تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزوی خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان برسانید. اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می‌گیرد، به طور قطع حاصل‌ آن رسیدن به هدف و موفقیت است. وقتی شما مثبت فکر می‌کنید، به تصویر زیبا نگاه می‌کنید، به موسیقی شاد گوش می‌کنید و… سیگنال‌های مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می‌شود. هم باور عالی در نظام باور شما می‌سازد و هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می‌گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی‌گردد. دعاکردن و توسل و توکل ، اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می‌کند، هم بهترین اثر بر ضمیر ناخودآگاه و باور ایجاد می‌کند. هنگامی‌ که خدا را برای خواسته‌ای صدا زدی، این‌گونه باید باور داشته باشی که آنچه را از خدا خواستی، در پشت در است و تو می‌توانی آن را برداری. ایمان به خدا، احساس خوب، مثبت اندیشی، ایمان به توانایی‌های خود، امید به موفقیت، عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط، حالاتی از این قبیل هستند که شدت جریان و قدرت سیگنال‌های ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می‌دهند و در نتیجه انسان را سریع‌تر به مراتب موفقیت می‌رسانند.

شما از کدام گروهید؟

انسان نوع یک : اصولا مثبت فکر می‌کنند، امیدوار هستند، دنیا را زیبا می‌بینند، دوربین ذهن آنها به‌طور مرتب روی پدیده‌های زیبای زندگی تمرکز می‌کند، مثبت و امیدوارانه سخن می‌گویند، چهره‌ای گشاده و متبسم دارند و معتقدند که انسان‌های خوش اقبالی هستند. فکر می‌کنند همه چیز برای آنها درست انجام می‌شود. هیچ‌گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی‌اندیشند. به طور معمول، داستان‌های خوشحال کننده تعریف می‌کنند، به خاطرات خوب زندگی خود می‌اندیشند و آنها را برای دیگران تعریف می‌کنند. خیال‌پردازی‌های زیبایی از آینده خود می‌کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند و فکر می‌کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه‌های دور زندگی خود دارند. به سلامت و تندرستی خود می‌اندیشند. ترسی از آینده ندارند. به‌طور معمول، روحیه‌ای بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه‌های آن لذت می‌برند.

انسان نوع دو: ویژگی‌های منفی دارند. منفی می‌نگرند. منفی می‌اندیشند، ناامیدانه فکر می‌کنند. به‌طور مرتب به نارسایی‌های زندگی تمرکز می‌کنند. به خاطرات منفی گذشته نگاه می‌کنند. خیال‌های منفی برای آینده خود تصویر می‌کنند. چنین انسان‌هایی اغلب روحیه‌ای افسرده و غمگین دارند و در نتیجه چهره‌ای عبوس و گرفته دارند و به گونه‌ای از لحظه‌های زندگی رنج می‌برند. مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده وضعیت‌تان، روحیه شما است که در هر لحظه چه احساسی دارید. روحیه، مهم‌ترین عامل خلق پدیده‌ها است. روحیه عالی و زیبا مساوی است با اندیشه زیبا و اندیشه زیبا مساوی است با رسیدن به دستاوردهای عالی و زیبا.

حواس پنج گانه

عمق معانی حواس پنج گانه

خلاقیت ذهن

زمینه‌های خلاقیت ذهن

خلاقیت به ما کمک می کند به آن چیزهایی که عادت کردیم و از آن پیروی کنیم فاصله بگیریم و چیزهایی جدیدتری را در ذهن خود قرار دهیم به این صورت که با پیشرفت تکنولوژی ذهن خود را آماده می کنیم تا این چیزهای جدید را یاد بگیریم.

۱- ذهن هدف یاب
هدف گذاری مناسب ذهن مهارتی حیاتی است. آگاهی بر هدف‌ها و طراحی ذهن براساس این هدف‌ها، انرژی ذهن را برای رسیدن به آن‌ها متمرکز می کند. ذهن ما در کنار سیستم هدف یاب، همانند موشک‌های فضایی دارای سیستم انحراف سنج است. هر چه هدف‌ها روشن تر و دقیق‌تر طراحی شده باشد و تمرکز فرد بر هدف بیش‌تر باشد، به محض بروز خطا، سیستم انحراف سنج مغز، خطاها را شناسایی کرده و از آن برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند ذهن هدف دار هرگز از خطاها مأیوس نمی‌شود و مقوله‌ای به نام شکست را ثبت نمی‌کند، بلکه خطاها به صورت تجربه‌های لازم برای شناسایی راه‌های اصلی در نظر گرفته می‌شود.
فردی که ذهن هدف دار دارد، اشتباه را طبیعی گرفته و خود و دیگران را سرزنش نمی‌کند و در انرژی روانی صرفه‌جویی می‌کند و فقط به راه حل می‌اندیشد. ذهن ناهوشیار، مامور قدرتمند تحقق اهداف برنامه‌ریزی شده است. قابل توجه است که مردم اغلب آگاهی دقیقی نسبت به هدف‌های خود ندارند. هدف‌گذاری ذهن مهم‌ترین مرحله‌ی خلاقیت است و ظرافت‌های خاص خود را دارد و نیازمند بررسی و شرحی بیش‌تر و دقیق‌تر است.

۲- ذهن خالی

ذهن خالی، ذهنی است که از افکار مزاحم و منفی آزاد شده است، افکار مزاحم، افکاری هستند که به یک هدف خاص ارتباطی ندارند و صرفا موجب هدر رفتن انرژی روانی هستند. افکار مزاحم تمرکز بر هدف را کم کرده و تسلط فرد را بر کار و هدف کاهش می‌دهد و از خلاقیت او می‌کاهد.
زمینه‌های هجوم افکار مزاحم در ذهن و راه کارهای رهایی ذهن از آن‌ها موضوع بحثی مستقل است. معمولا افکار مزاحم در کنترل فرد نیستند و تکرار شونده‌اند و گویا فرد خود را مطیع آن‌ها ساخته و توان رهایی از آن‌ها را ندارد. خلاقیت در هر کاری نتیجه‌ی تمرکز در آن کار است و فرد می باید مهارت لازم برای آزادسازی ذهن از افکار مزاحم را داشته باشد.
نکته‌ی قابل توجه در مدیریت ارزش این است که زمینه‌های پدید آمدن افکار مزاحم در ذهن افراد شناسایی و برای خالی کردن ذهن افرادی از طبقات مختلف همچون کارگران و مهندسان و کارشناسان برنامه‌ریزی مناسب صورت گیرد تا بازدهی افزایش یابد. عامل دیگری که موجب کاهش تمرکز می‌شود، داشتن افکار منفی و قضاوت‌هایی نسبت به خود، محیط کار، آینده ی شغلی و اطرافیان است که، موجب نارضایتی درونی و بی‌نظمی در کار، حواس‌پرتی، کم‌کاری و بی‌دقتی و بسیاری از نارسایی‌های دیگر می‌شود که تماماً براساس تصاویر ناهوشیار عمل می‌کند و در کنترل فرد نیست. بنابراین توجه جدّی به ارتباط انسانی در محیط کار و پدید آوردن فضایی که فرد در آن احساس امنیت و صمیمیت نموده و از کار خود با تمام وجود لذت ببرد از محوری ترین مؤلفه‌های مدیریت علمی به حساب می‌آید.
ذهن خالی از افکار مزاحم و منفی قدرت یادگیری بالایی دارد و تمرکزی شگفت‌آور بر هدف‌ها دارد و اشراف آن بر محیط کار و جوانب آن منجر به کشف ارتباط‌های جدید و راه حل‌های مناسب‌تر شده و به صورتی طبیعی موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش مطلوبیت و مرغوبیت در تولیدات می‌شود.
مدیریت غیرعلمی به جای آماده‌سازی ذهنی افراد برای خلاقیت و پدیدآوردن فضایی برای آزادی ذهن افراد از افکار مزاحم و منفی بر انتظارات خود از کارکنان تاکید بیش‌تر می‌کند و با سرزنش و توبیخ افراد سعی در اصلاح امور دارد که البته راه به جایی نمی‌برد. مدیریت علمی در طرح‌های آموزشی خود، کارگاه‌های آموزشی ویژه ای برای تخلیه و آزادسازی ذهن افراد تحت پوشش پیش‌بینی کرده و پس از اطمینان از خالی بودن ذهن‌ها، به طرح انتظارات و برنامه‌ها و اهداف می‌پردازد تا از کارآمدی طبیعی آن اطمینان بیش‌تری به دست آورد.

۳- نیم کره ی راست و نیم کره ی چپ

نیم‌کره‌ی چپ مغز، برای اندیشیدن، پیش‌بینی، راه‌حل‌یابی و علت‌یابی و تصمیم‌گیری و تمامی امور منطقی طراحی شده است و برای انجام این امور نیاز به فکر دارد و فکر کردن به مفهوم مصرف انرژی فراوان و بالا رفتن دمای مغز است. از کجا انرژی از دست رفته ی مغز تأمین می‌شود؟ تا چه زمانی می‌توان فکر کرد. آیا مغزی که دایم در حال فکر کردن است، می‌تواند خلاق هم باشد؟
نیم‌کره‌ی راست برای استراحت، آرامش، توجه به زیبایی، شادی و رهایی، شعر و موسیقی، عشق و دل سپردگی، پیوستن به ابدیت و جاودانگی طراحی شده است و انرژی از دست رفته را تامین می‌کند.
ذهن خلاق، ذهنی است که به صورتی متعادل از نیم‌کره‌ی راست و نیم کره ی چپ خود بهره می‌برد. یعنی انرژی تولید شده در نیم کره ی راست که نتیجه‌ی مراقبه، سکوت، رهایی و بی‌فکری و به قول عارفان مستی است، در نیم کره‌ی چپ برای دریافت ارتباط‌های جدید میان پدیده‌ها به کار می برد. برای همین است که مهندسی ذهن به موفقیت همه جانبه می‌اندیشد نه به موفقیت کاریکاتوری.

مثلا اگر ما می‌خواهیم اتومبیلی تولید کنیم که در سرعت و قدرت کارآمدی بالایی داشته باشد و در عین حال در زیبایی و راحتی و تناسب و مصرف کم انرژی هم مطلوبیت داشته باشد لازمه‌اش تربیت مهندسان و کارگرانی است که مهارت بهره‌برداری متناسب از نیم‌کره‌ی چپ و راست مغز خود را دارند. سخن از نیروی انسانی ماهری است که نه تنها در کار و شغل خود موفق است بلکه در ارتباط انسانی و خانوادگی خود و در تفریحات و خلاقیت‌های هنری و ادبی و… نیز احساس موفقیت می‌کند. قابل ذکر است که بسیاری از کشف‌های بزرگ مخترعان و مکتشفان و دانشمندان و عارفان قدیم و جدید، در زمان تفریح و استراحت آن‌ها به ذهنشان الهام شده است و این نکته‌ی بسیار مهمی در خلاقیت است. به قول «دیپاک چوپرا» برای کشف‌های بزرگ: «در شکاف ذهنت خانه کن».

خلاقیت ذهن

خلاقیت ذهن

۴- فایل مثبت و فایل منفی

ذهن ما دایما در حال تولید فکر است. هر ذهنی دو آرشیو و فایل مستقل از یک دیگر دارد که یکی تمامی خاطرات و پیام‌های منفی و ناخوشایند زندگی فرد را در خود ذخیره کرده است و هم اکنون هم در حال تولیدات جدید و افزودن بر انبار اطلاعات منفی است و آرشیو دیگری هم برای ضبط و فعالیت افکار و اندیشه‌ها و خاطرات مثبت و خوشایند وجود دارد.
فردی که بنا به شرایطی در فایل منفی خود زندگی می کند به دلیل احساس خطر در حالت دفاعی یا حالت گریز و یا حالت حمله قرار می‌گیرد و انرژی فراوانی را از دست می‌دهد. در چنین حالتی انقباض ماهیچه‌ها افزایش یافته و ضربان قلب تشدید می‌شود و بسیاری از فعالیت مثبت بدن مثل جذب و دفع، متابولیسم و بازسازی سلول‌ها، دچار اختلال می‌شود. فکر منفی بلافاصله در سراسر بدن جاری می‌شود و تمرکز فرد را از میان می برد و وی دیگر نمی‌تواند به جنبه‌های مثبت امور بیندیشد.
متأسفانه فکر منفی، افکار منفی گذشته را حاضر می‌کند و می‌تواند تمامی سیستم را در قبضه‌ی خود بگیرد. عامل بسیاری از بیماری‌های جسمی، رفتارهای پرخاشگرانه و یا انزواطلبانه و بی دقتی و سهل‌انگاری و بی‌کاری پنهان، افکار منفی است. فرد منفی‌باف، از پشت یک عینک سیاه به جهان و محیط کارش می‌نگرد و نتیجه‌ی کارش، با افکار منفی‌اش تناسب دارد.
تصویرهای منفی موجود در ذهن بر اراده‌های مثبت هم غلبه می‌کند و در نهایت او را به نتیجه‌های منفی می‌کشاند. پاک کردن ذهن از افکار و اندیشه‌های منفی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسوولیت‌ها در فرآیند مدیریت ارزش است.
فایل مثبت به عکس فایل منفی، آرشیو تمامی خاطرات شیرین و زیبا و دوست داشتنی است.

هر فکری چه منفی و چه مثبت احساس و رفتار متناسب با خود را پدید می آورد. فکر مثبت، احساس مثبت و تمایل به کار خلاق را پدید می آورد. فایل مثبت بر خلاف فایل منفی، انرژی‌زا است و از تمامی انرژی‌های موجود در خاطرات گذشته می‌تواند بهره‌برداری کند. خاطرات مثبت گذشته محصول راه حل‌های موفق بوده‌اند، بنابراین ذهن به خلاقیتی شگفت‌آور دعوت می‌شود. خوشبختانه فایل مثبت ذهن از فایل منفی جداست و گویا با فعال شدن یکی، دیگری نقش خود را از دست می‌دهد.
سوال مهم این است، چگونه فرد به فایل منفی و یا مثبت ذهن می رود؟ آیا در اختیار اوست یا ذهن او تسلیم شرایط بیرونی است؟ جالب‌ترین مساله‌ی ذهن، که آزادی ما را تضمین می‌کند این است که رفتن به فایل مثبت یا منفی ذهن کاملاً در اختیار فرد و بر اساس عادت‌ها و آموزش‌های قبلی اوست.
توجه، تکرار و هیجان سه کلید مهم ثبت اطلاعات در ذهن هستند. اگر این توجه به امور منفی باشد، فرد بلافاصله فایل منفی ذهن خود را فعال می‌کند و تمایل شدیدی برای برجسته کردن منفی‌ها از خود نشان می‌دهد و از آن جا که افکار مسری هستند، یک فرد منفی باف می‌تواند یک فضای سالم را به جهنمی از اندیشه‌های منفی تبدیل کند. راز خلاقیت در این است که به افراد آموزش داده شود که با به کار بردن درست این کلیدها، (توجه، تکرار و هیجان) از تأثیرپذیری منفی از محیط و اطرافیان آزاد باشند و خود را در وضعیت مثبت نگاه دارند.
ماندن در فایل مثبت به معنای نادیده گرفتن جنبه‌های منفی کار و زندگی نیست، بلکه به معنای نماندن در منفی‌ها و افزایش توجه به مثبت‌هاست تا فرد انرژی لازم برای غلبه بر موانع را پیدا کند و موانع جدید پدید نیاورد. ذهن مثبت بهترین راه‌حل‌یاب است.

۵- ذهن مساله ساز، ذهن راه حل یاب

ذهن مساله‌ساز، ذهنی است که در هر کاری به دنبال موانع و مشکلات می‌گردد تا آن‌ها را بزرگ کند. عادت این افراد این است که به محض روبه رو شدن با مشکل و موانع و یا ناکامی، این امور را غیرطبیعی دانسته و تکیه کلامشان این است که: «چرا باید این طور باشد»، «من شانس ندارم» و با این قضاوت‌ها و سوالات بحران‌زا، توانایی خود را صرف سرزنش خود و دیگران می‌کند و از خلاقیت محروم می‌شود.
ذهن راه‌حل‌یاب عادت دیگری دارد. این فرد به محض روبه رو شدن با مانع و مشکل، احساس خود را بیان کرده و بلافاصله به دنبال راه حل می‌گردد و تکیه کلام او این است که: «بهترین راه‌ها برای موفقیت کدامند؟» ذهن راه‌حل‌یاب معمولاً از قضاوت‌های مطلق و قاعده‌های همه یا هیچ پرهیز می‌کند و احتمالات مختلف را در نظر می‌گیرد. ذهن راه‌حل‌یاب از نمی‌دانم آغاز می‌کند و به احتمالات گوناگون می‌رسد و در نهایت بهترین راه حل را انتخاب می‌کند.

۶- ارتباط خلاق و موثر

دنیای امروز دنیای ارتباطات است. تکنولوژی پیشرفته، محصول ارتباطات پیشرفته است. کسانی که قادر به ایجاد ارتباط گسترده نباشند، نمی‌توانند از ظرفیت‌های عظیم ذهن خود برای خلاقیت بهره‌برداری کنند. این امر در ارتباط میان ملت‌ها و فرهنگ‌ها و هم چنین ارتباط‌های میان فردی و سازمانی مصداق دارد. در کشفیات جدید مربوط به P.L.N گفته می‌شود که رفتار دیگران با ما تا حدود زیادی محصول تصویری است که از ما در ذهن خود دارند. بنابراین فرد خلاق در روابط خود با ایجاد تصویر مطلوب از خود در ذهن دیگران، همکاری صمیمانه‌ی آن‌ها را نیز با خود به همراه دارد و در بروز خلاقیت دیگران در محیط کار نقشی اساسی دارد. به قول «لئوبوسکالیا»: «هم دلی مقدمه‌ی همکاری است».
تکنیک‌های ایجاد تصویر ذهنی مثبت در فضای ارتباطی و تأثیرگذاری مثبت در ذهن دیگران و ایجاد فضای خلاق در کارگروهی، از مهم‌ترین رازهای خلاقیت در نظام آموزشی و تولیدی است که نیاز به دوره‌های آموزشی ویژه‌ی خود دارد.

مهندسی ذهن

محورهای اصلی مهندسی ذهن

مهندسی ذهن چیست؟

مهندسی ذهن؛ آشنایی با کارکرد و ساختار ذهن هوشیار و ناهوشیار و بهره برداری بهینه از توانایی های شگفت انگیز آن هاست. مهندسی ذهن، طراحی و مدیریت ذهن برای رسیدن به هدف های معین است. مهندسی ذهن، نمایانگر یک قدرت عظیم و شگفت انگیز در ذهن است و آن قدرت، توانایی ذهن آدمی در تطبیق واقعیت ها و جهان بیرونی با پروژه ها و طرح های ثبت شده در آن است.

مهندسی ذهن و خلاقیت

آن چه در مدیریت اداری و صنعتی و آموزشی کشور جای بحث و تامل بسیار جدی و فوری دارد، مساله خلاقیت است. پایه و اساس مدیریت علمی در دنیای امروز مبتنی بر افزایش خلاقیت است. منظور از خلاقیت توانایی بهره برداری بهینه از حداقل امکانات است، که در آن مفاهیم بهره وری، صرفه جویی در زمان و انرژی، صرفه جویی در هزینه ها افزایش مطلوبیت و کارآمدی و نوآوری و آفرینندگی در همه ی ابعاد مادی و معنوی لحاظ شده است.
اصل مهم مهندسی ذهن این است که واقعیت های بیرونی در تمامی جنبه هایش انعکاس طرح های ذهنی بشر است. به قول هگل: «ذهن واقعیت می شود». بنابراین خلاقیت در تصویرسازی های ذهن به خلاقیت در مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و تولیدی منجر می شود. بدون کارآمدیو خلاقیت در مدیریت ذهن، نمی توان انتظار نهادینه شدن مدیریت علمی در سازمان های آموزشی و صنعتی و اداری را داشت.
محورهای اصلی مهندسی ذهن برای خلاقیت همه جانبه عبارتند از:
۱- ارتباط با واقعیت های بیرونی
۲- پذیرش و جذب پیام های گوناگون محیط درونی و بیرونی.
۳- پردازش اطلاعات و داده ها بر اساس مفید بودن و تناسب با نظامِ اطلاعاتی ذهن.
۴- گزینش داده ها و خلق تصویرهای ذهنی مطلوب.
۵- ارسال تصاویر به صورت فرمان به ناهوشیار برای اجرا در واقعیت.
بنابراین مقوله هایی چون ادراک و تفسیر پدیده ها و نیازها، ارزیابی خوب و بد یا درست و غلط و یا مفید و غیرمفید بودن آن ها و گزینش و تصمیم گیری نهایی برعهده ی ذهن هوشیار است. اصل و قاعده ی مهم این است که هیچ تصویری بدون تصمیم گیری نهایی ذهن هوشیار وارد سیستم نخواهد شد و ذهن هوشیار با سه کلید (توجه، هیجان و تکرار) تصویرهای دل خواه را می آفریند. محرک ها و پیام هایی که مورد توجه و گزینش ذهن هوشیار قرار نگیرند نمی توانند کوچک ترین تاثیری بر ساختار ذهن داشته باشند. نتیجه ی این اصل این است که خروجی های ذهن انسان مثل میزان خلاقیت، شادی و موفقیت و سلامتی و نوع ارتباط کاملا وابسته به ورودی های آن یعنی پردازش اطلاعات و تصویرسازی ذهن هوشیار است. بنابراین، مهندسی ذهن یعنی مهارت تنظیم و آفرینش تصویرهای لازم برای رسیدن به محصولات مطلوب و مرغوب و مورد انتظار.

مهندسی ذهن

مهندسی ذهن

ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می گوید.
۲- ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی تواند تشخیص دهد در یککلام ناهوشیار شعور ندارد.
۳- ذهن ناهوشیار تمامی فرمان های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می کند.
۴- ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت های داخلی بدن تسلط دارد.
۵- ذهن ناهوشیار بی مکان و بی زمان است و به همه ی زمان ها و مکان ها دسترسی دارد.
۶- ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می کند و از پدیده ها و واقعیت ها هر آن چه که مربوط به نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش های نامربوط را رها می کند.
۷- ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی انتهای انرژی است.
۸- ناهوشیار هر فرد با ناهوشیار افراد دیگر ارتباط اینترنتی دارد.
۹- ذهن ناهوشیار به خواسته ها و اهداف ما بی اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می برد تا ما به خواسته های خود برسیم.
۱۰- جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.
۱۱- پس هر کسی همان است که بدان می اندیشد و هر کسی می تواند آینده ی خود را به صورتی که می خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.