زندگینامه بودا

مروری بر زندگینامه بودا

بودا خود، آیین خود را مانند قایقی می‌نامد که برای چرخه‌شکنی و رسیدن به ساحل رستگاری به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق می‌رساند. آن‌جاست که شمع تمامی خواهش‌ها و دلبستگی‌ها خاموش می‌شود. به این روی، این پدیده را درسانسکریت نیروانا یعنی خاموشی می‌نامند.

سیدارتا در نپال کنونی بدنیا آمده. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی ‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخهایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنجها و کاستیهای زندگی آشنایی نیابد.با اینحال سیدارتا از کاخ گریخت و با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری، مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را کنار نهاده و به جستجوی حقیقت بپردازد. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان در جنگلها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیگرفت.سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به مدیتیشن نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای مارا، دیو دیوان، به بیداری رسید و بودا گشت. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده است.

هنگامى که بودا به حقیقت دست یافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را که از وى روى برتافته بودند، بیابد. او مى اندیشید که این پنج تن مانند وى در جستجوى حقیقتند و تعلیم دادن ایشان از سایر مردم آسانتر است .و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را دید که در میان بیشه اى نزدیک شهر نشسته اند و با هم سخن مى گویند.هنگامى که چشم آنان به بودا افتاد، به یکدیگر گفتند: (این سیدارتاست که مى آید؛ همان که دست از رهبانیت کشید؛ خوب است به او کارى نداشته باشیم .)
اما چون بودا به آنان نزدیک شد به وى سلام کردند و از او خواستند در کنارشان بنشیند. آنگاه از وى پرسیدند:(سرانجام ، حقیقتى را که مى جستى ، یافتى ؟) بودا گفت : (آرى ، آن را یافتم .)راهبان گفتند: (پس به ما بگو حقیقت و حکمت و راز هستى چیست ؟) بودا پرسید: (آیا شما به کارما یعنى قانون کردار ایمان دارید؟) گفتند: (آرى .) بودا گفت : (پس بدانید که همان سرآغاز حکمت و آگاهى از حقیقت است . از نیکو نیکو پدید مى آید و از بد بد. این نخستین قانون زندگى است و همه چیزهاى دیگر بر این قانون استوار است .)
گفتند: (این که تازگى ندارد.) گفت : (اگر چنین است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نیست .)
راهبان پرسیدند: (چگونه ؟) بودا پاسخ داد: (زیرا آب همیشه سراشیبى مى رود، آتش همیشه داغ است و یخ همواره سرد. اگر براى همه خدایان هندوستان هم دعا کنیم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و یخ گرم نمى شود. زیرا در زندگى قانونهایى یافت مى شود که همه چیز بر آنها استوار است . از این رو، کارى که انجام گرفت ، قابل ابطال نیست و دعا و قربانى براى خدایان نیز سودى ندارد.)

زندگینامه بودا

زندگینامه بودا

آنان با این سخن موافقت کردند و بودا افزود: (اگر این سخن درست است ، کتاب وداها که به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نیست و برخلاف گفته پیشوایان دینى ، من اعلام مى کنم که وداها مقدس ‍ نیستند.) راهبان از این جراءت بسیار شگفت زده شدند و از بودا پرسیدند: (تو مى گویى برهما هنگام آفریدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسیم نکرده است ؟) پاسخ داد: (اصلا من باور ندارم برهما چیزى را آفریده باشد تا جهان آفریده او باشد.) آنان پرسیدند: (پس جهان ساخته کیست ؟) بودا پاسخ داد: (به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چیز است که بایستى از آن پرهیز کرد: یکى زندگانى پر از لذت که زاییده خودخواهى و فرومایگى است و دیگر زندگى پر از رنج و خود آزارى که آن نیز سودى ندارد و هیچ یک از این دو به نیکبختى منجر نمى شود.) سرانجام راهبان از بودا پرسیدند: (پس راه درست کدام است ؟) پاسخ داد: (راه میانه ، میان لذت و رنج است که از راه هشتگانه به دست مى آید.)

بودا در مدت ۴۰ سال با مسافرتهاى فراوان ، آیین خود را در سراسر هندوستان تبلیغ کرد و به تربیت شاگردان همت گماشت که برجسته ترین آنان آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال ۴۸۳ ق .م . به نیروانا پیوست .
بودا می گفت که علت رنج کشیدن ،تمنا است ؛.تمنا و تمایل به زندگی و بدست آوردن چیزهای بسیاراحساسات قدرتمندی چون عشق دنیوی ، نیز باعث رنج کشیدن می‌شود به دنبال این طرز تفکر ، بودا چهار اصل را بنیان گذارد:
اول آنکه رنج جزء جدایی ناپذیر تمامی مراحل طبیعی زندگی است : تولد ، بیماری ، پیری و مرگ
دوم ، تمنا باعث رنج است
سوم ، برای غلبه بر درد و رنج می بایست از تمامی تمنا ها وخودخواهی ها دور شد
چهارمین اصل به بیان چگونگی دست یافتن به سه اصل قبلی پرداخته است
روشی که بودا به تعلیم عقاید خود می پراخت به “راه هشتگانه” شهرت دارد
که طبق آن می بایست هشت عمل صحیح را پیش گرفت
پندار نیک
هدف درست
گفتار نیک
رفتار نیک
شغل درست
تلاش صحیح
تفکر صحیح
و مد ی تیشن
بودا بقیه عمر را به مسافرت و نشر افکار خود پرداخت و مردم هند را تعلیم داد .وی طبقه بندی مردم را بر اساس اصول مذهب هندو مردود می دانست از آنجا که پیروی از آیین هشتگانه بودا در میان مردم مشکل است
.راهبان بودایی به رهبانیت و ترک دنیا می پردازند هدف روحانیون مذهب بودا ، رسیدن به “نیروانا” یا همان عالم صلح و آرامش و آسودگی از رنج است

برایان تریسی

خلاصه زندگی برایان تریسی

برايان تريسي يك سخنران برجسته، مربي و مشاور كارآزموده و مدير شركت بين المللي برايان تريسي(Brian Tracy International) است كه يك شركت بزرگ آموزشي مشاوره اي در سولاتاپيچ كاليفرنياست. اين را هم بگوييم كه او يك ميليونر خود ساخته است.

من در آغاز زندگي به جز يك ذهن كنجكاو، برتري زيادي نسبت به ديگران نداشتم. در مدرسه درس نمي خواندم و شاگرد ضعيفي بودم و در آخر هم ترك تحصيل كردم . سالهايي بسياري را به انجام كارهاي سخت بدني گذراندم و اميدي به آينده خود نداشتم.

در جواني در يك كشتي باربري، كاري پيدا كردم. هشت سال از زندگيم را در حالي كه كار مي كردم، در سفر گذراندم و آنقدر سفر كردم كه در نهايت بيش از هشتاد كشور جهان را در پنج قاره ديدم. زماني كه توانم براي انجام كارهاي سخت بدني كم شد، به سراغ فروشندگي رفتم. به جاهاي بسياري سر مي زدم و با سود معيني كه از فروش كالا به دست مي آوردم، زندگي‏ ام را مي‏گذراندم . زمان زيادي اين كار را انجام مي دادم تا اين كه يك روز به اين فكر فرو رفتم كه با اين همه تلاشي كه من مي كنم، چرا ديگران در زندگي از من جلوترند؟

آن زمان بود كه كاري را شروع كردم كه زندگي‏ ام را دگرگون كرد. فروشندگان موفق را ديدم و از آن ها درباره‏ ي حرفه شان سئوال كردم. آنها هم مرا راهنمايي كردند و من هم به توصيه‏ هاي آنها عمل كردم و فروشم بيشتر شد. آنقدر پيشرفت كردم كه تبديل به يك مدير فروش شدم. در كار مديريت فروش هم از همان روش استفاده كردم تا فهميدم كساني كه در مديريت فروش موفق ترند چه مي‏كنند و خودم هم همان كارها را انجام دادم.

اين جستجو و پيگيري، زندگي مرا از اين رو به آن رو كرد. خودم هم بسيار شگفت‏ زده ام از اين كه اين كار چقدرآسان و ساده است. فقط كافي است بداني كه افراد موفق چه كارهايي را انجام مي دهند و بعد از آن خودت هم همان كارها را انجام دهي تا به همان درجه از پيشرفت دست پيدا كني. واقعاً كه روش بسيار جذابي است. به سادگي دريافتم كه چرا بعضي از افراد موفقت تر از ديگران هستند. مي دانيد چرا؟ براي اين كه از روش هاي ديگري استفاده مي كنند. در حقيقت كارهاي درست را با روش درست انجام مي دهند. به ويژه آن كه اين افراد بسيار بهتر از ديگران از وقتشان استفاده مي كنند. من چون در زندگي با شكست‏هايي روبرو شده بودم، يك نوع احساس ناتواني در من به وجود آمده بود. در اين غوغاي ذهني سرگردان بودم كه همه‏ ي افراد موفق از من برتر و بهترند. بعد از آن ياد گرفتم كه هميشه هم اين طور نيست. آن‏ها فقط كارهايشان را به روش ديگري انجام مي دهند و از نظر عقلاني، آن‏چه كه آن ها آموخته بودند ، من نيز مي توانستم ياد بگيرم.

اين مسئله براي من همانند يك كشف بزرگ بود و من از دريافت آن متعجب و هيجان زده بودم . من آن زمان فهميدم كه مي توانم زندگي خودم را تغيير دهم و به تمام هدف‏هايي كه براي خودم تعيين مي كنم، برسم. به شرط آن كه متوجه كساني كه موفق ‏اند باشم و از راه‏هايي كه آن‏ها را به موفقيت رسانده بروم و خود نيز در كارهايم موفقم شوم.

هنوز يك سال از شروع كارم نگذشته بود كه من تبديل به يك فروشنده زبردست شده بودم. يك سال پس از آن، مدير عامل ۹۵ نماينده‏ ي فروش در شش كشور شدم. در حالي كه من آن زمان فقط ۲۵ سال داشتم.

در طي سال‏ها در بيست و دو حرفه مختلف كار كردم، چند شركت را راه ‏اندازي كردم و از يك دانشگاه معتبر در رشته‏ ي مديريت بازرگاني فارغ‏ التحصيل شدم. همچنين توانستم زبان هاي فرانسه، آلماني و اسپانيايي را ياد بگيرم و به عنوان سخنران، مربي و مشاور با بيش از پانصد كمپاني همكاري كنم. من هر ساله براي بيش از ۳۰۰۰۰۰ نفر سخنراني مي‏كنم و همايش‏هايي برگزار مي‏كنم كه بيش از ۲۰۰۰۰نفر شركت كننده دارد.

من در طول سوابق حرفه‏اي خود، يك حقيقت ساده را كشف كردم و كليد دست‏يابي به موقعيت‏هاي عالي، احترام و مقام و خوشبختي را در اين ديدم كه يك فرد بتواند فكرش را روي مهم‏ترين هدفش متمركز كند با آن را درست انجام دهد و تا به نتيجه نرسيده، دست از كار نكشد. همين راهكار است كه جان كلام اين كتاب را شكل مي‏دهد.

اين كتاب براي نشان دادن روش‏هايي در پيشبرد سريع كارها نوشته شده است.

صفحاتي كه در پيش رو داريد، شامل بيست و يك اصل است كه در مجموع قوي‏ترين اصولي است كه تا كنون در زمينه‏ ي كارآيي فردي به آ ن‏ها دست يافته ام.

راه‏ها و روش‏ها و فنوني كه مطرح مي شوند، كاربردي ، اثبات شده و سريع‏ العمل هستند. براي اينكه در وقت صرفه‏ جويي كنيم، از توضيحات اضافي روان‏شناختي پرهيز شده است.

در اين كتاب از مقدمه‏ پردازي‏هاي طولاني در مورد مباحث نظري و اصول و روش‏هاي تحقيق خودداري شده است. كارهاي به خصوصي در اين كتاب آموزش داده مي شود كه مي‏توانيد به آن‏ها عمل كنيد و به نتايج بهتر و سريع‏تر دست پيدا كنيد.

هر پيشنهادي كه در اين كتاب مطرح مي‏گردد، با توجه به بالاترين سطح بهره‏ وري و بازده كاري شما تنظيم شده است تا ارزش و اهميت شما را در هر كاري كه مي‏كنيد، بيشتر كند. شما مي‏توانيد بسياري از اين پيشنهادها را در زندگي خصوصي‏تان نيز به كار بگيريد.

هر كدام از اين روش ها و فنون بيست گانه به تنهايي كامل بوده و همگي ضروري هستند اما هر يك از آن‏ها براي يك كار موثر است . به طور كلي اين ايده‏ هاي بيست و يك گانه در مورد كارآيي فردي همانند غذاهاي آماده اي هستند كه با توجه به اولويتي كه براي شما دارند، مي توانند در هر زمان مصرف شوند.

رمز موفقيت عمل كردن است . اين روش‏ها براي رسيدن به پيروزي‏ها و نتايج سودمند و قابل پيش بيني، نتيجه‏ بخش هستند. هر چقدر سريع‏تر آن ها را ياد بگيريد و به آن‏ها عمل كنيد، مسلماً زودتر به نتيجه خواهيد رسيد. هرگز محدوديتي در مورد آن چيزهايي كه مي توانيد انجام دهيد وجود ندارد به شرطي كه ياد بگيريد چطور بايد قورباغه را قورت بدهيد.

برايان براي آموختن ، راه هاي بسيار سختي را طي كرده است. تحصيلاتش را در دبيرستان ؛ نيمه كاره گذاشت و در حتي سال ها به انجام كارهاي سخت بدني مثل شستن ظرف ، جابه جا كردن الوار، كندن چاه، كارگري در كارخانه ها و حمل بسته هاي كاه در مزرعه ها و دامداري ها ، مشغول بود.

حدود ۲۵ سال داشت كه فروشندگي را شروع كرد و در جهان تجارت، پله هاي پيشرفت و موفقيت را يكي پس از ديگري پشت سر گذاشت. سال ها با آموختن و عمل كردن هر ايده اي ، به راه ها و شيوه هاي سودمندي دست پيدا مي كرد و مسير را براي سعادتمندي خود هموار مي كرد تا بالاخره، مدير اجرايي شركت بزرگي شد كه سالانه ۲۶۵ ميليون دلار سود دهي داشت.

مدتي از سن سي سالگي اش گذشته بود كه در دانشگاه آلبرتا مشغول به تحصيل شد و پس از گرفتن درجه كارشناسي، به تحصيلات بيش تر ادامه داد تا كارشناسي ارشد رشته مديريت از دانشگاه كلمبيا پاسيفيك شد.

او در طول سال هاي بسيار در ۲۲ شركت بزرگ تجاري و صنعتي، فعاليت كرده است. از سال ۱۹۸۱ به بعد تصميم گرفت؛ اصول موفقيت خود را از طريق سخنراني ها و همايش ها در سطح كشور آموزش دهد و در حال حاضر كتاب ها و نوار هاي صوتي و تصويري او به ۲۱ زبان مختلف ترجمه شده است و در ۳۶ كشور مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است.

برايان تأكيد بسياري بر شكوفا كردن استعدادهاي نهفته انسان ها دارد . او عقيده دارد كه هر شخص از طريق استفاده از روش ها و شيوه هاي كليدي افراد موثر و موفق، خيلي زود و سريع به سوي هدف هايش پيش رود.

از زماني كه سخنراني هاي تخصصي برايان تريسي شروع شده است تاكنون بيش از دو ميليون نفر را در ۲۳ كشور، به صورت حضوري با خود هم نظر كرده است . بيش از ۵۰۰ شركت و موسسه از مشاوره ها و آموزش هاي او بهره مند شده اند. او همه اصول مطرح شده در كتاب هايش را تجربه كرده و در زندگي به كار گرفته است. او خود و هزاران نفر ديگر را از فقر و تنگدستي به ثروت و كاميابي رسانده است.

برايان تريسي عنوان « سخنران گزينش گر»   به خود مي دهد. او بجاي يك پژوهشگر آكادميك، خود را تركيب كننده اطلاعات ، مي نامد. در طول سال، زمان زيادي را حذف مطالعه ي مجموعه وسيعي از روزنامه ها، مجله‏ ها، كتاب‏ها و مواد گوناگون ديگر مي كند. ساعت هاي بسياري را به گوش دادن نوارها و شركت در همايش هاي مختلف و ديدن فيلم هاي آموزشي مي گذراند.

دانش هايي را نيز از راديو، تلويزيون و ديگر رسانه ها كسب مي كند و بر اطلاعات خود مي‏افزايد.

او از آگاهي ها و تجربيات ديگران استفاده مي كند، آن ها را با آموخته‏ هاي خود تركيب مي كند و در زندگي به كار مي گيرد.

برايان چندين اثر پرفروش در حوزه موفقيت در زندگي شخصي و حرفه اي، نوشته است.

برايان، از ازدواج موفق خود راضي است و چهار فرزند دارد. خانه‏ ي بزرگي در سالن دياگو دارد كه چمنزاري وسيع در آن قرار گرفته است.

بيش تر از ۱۰۰ دفعه در سال، براي ايراد سخنراني سفر مي كند و با ۱۷ كشور مختلف، ارتباطات تجارتي برقرار مي كند.

برايان تريسي يكي از معتبرترين افراد صاحب نظر جهان در زمينه موفقيت و پيشرفت است.

بیوگرافی آلن کاردک

بیوگرافی آلن کاردک پدر علم روحی

نام اصلی آلن کاردک,هیپولیت ریوی می باشد. او در ۱۸۰۴, یعنی سال به سلطنت رسیدن ناپلئون بناپارت در شهر لیون فرانسه پا به عرصه وجود نهاد.از اوان جهانی همه فکر می کردند که او همانند اعضاء خانواده خود به قضاوت و یا وکالت روی خواهد آورد.اما او به سوی علم و فلسفه کشیده شد.او تحصیلات ابتدائی را در لیون انجام داد و سپس عازم سوئیس شد.در آنجا دیپلم دبیری به دست آورد و سپس در پزشکی به درجه دکتری رسید.آنگاه در پاریس به کار خستگی ناپذیری پرداخت.
در۱۸۵۴,او برای نخستین بار به جلسه احضار ارواح دعوت شد. در آنجا یک روح حامی به او گفت که او در قدیم در دوران گل ها می زیسته و آلن کاردک نام داشته است و او این بار که به زمین برگشته دارای یک ماموریت مهم است.
ریوی در طول جلسات احضار اطلاعات ذیقیمتی از ارواح پیشرفته به دست آورد که تحت نام کتاب ارواح آنها را گرد آورد و تحت نام آلن کاردک منتشر کرد.چهار سال بعد او روزنامه ای موسوم به تحقیقات روحی انتشار داد که هنوز مهم ترین ارگان روان پژوهی در فرانسه است.
او در برابر خنده و تمسخر بسیاری با شهامت کار کرد و موفق به ارتباط با عالم ارواح گردید و کتاب های زیر را نوشت:مدیوم ها,انجیل,سفر تکوین,بهشت و جهنم که همه از کتاب های اساسی روان پژوهی به حساب می آیند.
آلن کاردک در اثر کار زیاد به بیماری قلبی مبتلا گردید و در ۱۸۶۹ در سن ۶۵ سالگی جهان فانی را وداع گفت و به عالم روحی شتافت.
هنری سوس,نویسندۀ شرح حال آلن کاردک,می نویسد:
“ما بدین وسیله از مردی که در مقابل تمسخرها و استهزاء ها, ایستادگی کرد و زندگی خود را صرف اثبات عقیدۀ زیبای خود کرد, قدردانی می کنیم. باور زیبای او این بود که انسان پس از مرگ به زندگی خود ادامه می دهد.”
همانطور که نوشتیم کتاب حاضر دیکته ارواح و گفته های آنان است که کاردک آنها را در این مجموعه گردآورده است.این کتاب گرچه در سال۱۸۶۷ میلادی نوشته شده است اما بعدها پژوهش های دانشمندان و محققین تا حد لازم مطالب آنرا تایید کردند.
این کتاب بیان کنندۀ اصول آموزه های روحی است.دربارۀ جاودانگی روان و ماهیت و طبیعت ارواح و رابطۀ آن با انسان های زنده,قوانین اخلاقی,زندگی حاضر,آینده و سرنوشت آتی بشریت بحث می کند.ارواح متعالی اطلاعات خود را در اختیار چند مدیوم یا وسیط قرار داده اند و در این کتاب توسط آلن کاردک گردآوری شده است.

آلن کاردک در ۳ اکتبر ۱۸۰۴ در شهر لیون کشور فرانسه به دنیا آمد. وی در پاریس ریاضیات، فیزیک، شیمی، نجوم، فیزیولوژی، کالبدشناسی تطبیقی و ادبیات فرانسه تدریس می‌کرد. وی از پیروان و همکاران یوهان هانریش پستالزی بود. او در سال ۱۸۳۲ با املی گابریل بودت ازدواج کرد.

ورود به حوزه اسپریتیسم

آلن کاردک پنجاه ساله بود که به پدیده‌های روحی و مراسم پر طرفدار ارتباط با ارواح علاقه‌مند شد. در زمانی که گزارش‌های مختلف از پدیده‌های عجیب و غریب منتسب به ارواح از نقاط مختلف دنیا و مخصوصا آمریکا و فرانسه منتشر می‌شد و توجه طبقه بالای جامعه را به خود جلب می‌کرد. این پدیده‌ها ابتدا حالت غیر جدی و سرگرم کننده داشتند. اشیاء متحرکی که لغزش آنها روی سطوح و یا ایجاد صدای ضربه توسط انها به کنترل توسط ارواح نسبت داده می‌شد. گاهی این نوع پدیده‌ها به نوعی مکاتبه تعبیر می‌گشت. ارواح مورد بحث با حرکت دادن اشیاء و انتخاب حروف و ایجاد کلمات و یا صرفاً انتخاب “آری” یا “خیر” به سوالات پاسخ می‌دادند.
در آن زمان که نظریه مغناطیس حیوانی فرانتس مسمر در میان طبقات بالاتر جامعه عمومیت یافته بود، بعضی محقیقین از جمله خود آلن کاردک احتمال می‌دادند که این نظریه ممکن است بتواند علت بروز این نوع پدیده‌ها را توضیح دهد. البته وی بعد از این که شخصاً بروز این پدیده‌ها را مشاهده کرد احتمال وقوع انها در اثر تاثیر مغناطیس حیوانی را با توجه به اینکه نظریهٔ مذکور قادر به توضیح تمام آنچه را که مشاهده می‌شد نبود رد نمود. در این زمان بود که آلن کاردک مصمم شد که علت اصلی بروز پدیده‌های فیزیکی منتسب به ارواح را شخصاً کشف کند.

پژوهش‌ها

لئون ریویل (آلن کاردک) به عنوان یک معلم با پس‌زمینه علمی ناچیز (او هرگز وارد دانشگاه نشد) تصمیم گرفت که شخصاً به تحقیق بپردازد. او که خود مدیوم نبود شروع به همکاری با تعدادی مدیوم نمود و لیستی از سوالات گوناگون تنظیم نمود تا در حضور ارواح مطرح کند. به زودی کیفیت ارتباطات به نظر رسید که ارتقاء یافته‌است. در جریان این ارتباطات، روحی که خود را زفیرو معرفی می‌کرد به او گفت که وی در زندگی قبلیش کشیشی به نام “آلن کاردک” بوده‌است.
او به این نام علاقه پیدا کرد و تصمیم گرفت که برای تفکیک زندگی کاریش به عنوان یک آموزگار و فعالیت‌هایش به عنوان یک محقق در حوزهٔ پدیده‌های روحی از این نام به عنوان نام مستعار خود استفاده نماید. در ۱۸ آوریل ۱۸۵۷ کاردک اولین کتاب خود را با عنوان “کتاب ارواح” منتشر نمود که مجموعه‌ای بود از ۱۰۱۸ سوال که توسط ارواح پاسخ داده شده بود. این کتاب شامل موضوعاتی بود در باب طبیعت ارواح، جهان ارواح و روابط بین جهان ارواح و جهان مادی. به دنبال این کتاب مجموعه‌ای از کتاب‌های مربوط به علوم ارواح توسط وی به رشتهٔ تحریر در آمد. کتاب‌هایی مانند “کتاب مدیوم‌ها” و “انجیل بنابر اسپریتیسم” که اسپریتیسم را شکل داده و قاعده‌مند نمودند. واژهٔ اسپریتیسم را هم خود وی ابداع نمود. کامیل فلاماریون، منجم و نویسندهٔ فرانسوی در بارهٔ اسپریتیسم می‌گوید: “اسپریتیسم یک مذهب نیست، بلکه یک علم است.”

,

سخنان زیبا و جالب دکتر شریعتی

-می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی…..
-برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی….

 

***************************
-در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …
-او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی…

 

***************************
-او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی…
-او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد…

 

***************************
-او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی…
-او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر….

 

***************************
-و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد…
-و قرن هاست که او؛
***************************

 


 
عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…

***************************
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!و این, رنج است…
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

***************************

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )

***************************

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی )

***************************

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی)

***************************

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)

***************************

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)

***************************

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی)

***************************

 

خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که عشق ورزیدن بهتر از زندگی کردن است و به هر که دوست‌تر میداری بچشان که دوست داشتن بهتر از عشق ورزیدن است(از نظره دکتر شریعتی عشق تب تندی هست که خیلی زود خاموش میشه و به خاطر همینه‌که دوست داشتن برتر است)

***************************

من هرگز نمی نالم، قرنها نالیدن بس است. من میخواهم فریاد بزنم، اگر نتوانستم سکوت میکنم، خاموش بودن بهتر از نالیدن است، نالیدن فرزندان ماکیوالیسم را مغرور میکند…….

***************************

خدایا زیستنی به من بیاموز که از بیثمری لحظه‌ی مرگ حسرت نخورم. خدایا: تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت!!

***************************

زندگی یعنی نان ، آزادی ، فرهنگ ، ايمان و دوست داشتن .

***************************

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف میشود و اگر تماس تداوم یابد به ابتذال کشیده میشود، و تنها با بیم، امید، تزلزل، اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند میماند.امّا دوست داشتن با این حالات نا آشناست. دنیایش دنیای دیگریست……….!

***************************

خدایا همواره تو را سپاس میگزارم که هرچه در راه تو و پیمان تو پیشتر میروم، بیشتر رنگ میبرم، آنها که باید مرا بنوازند میزنند، آنها که باید همگامم شوند ساده راهم میشوند، آنها که باید امیدوارم کنند و تبرئه‌ام کنند، سرزنشم میکنند نومیدم میکنند……تا چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند، تنها از تو یاری طلبم، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد
تاتکلیفم با تو رشن شود.تا تکلیفم با خودم معلوم گردد!!

***************************

خداوندا من در کلبه حقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرشه کبریایی خود نداری! من خدای چون تو دارم و تو چون خودی نداری!

 

,

آشنایی با اعجوبۀ ستاره شناسی جان گودریک

جان گودریک در ۱۷ سپتامبر سال ۱۷۶۴ در گرونینگن هلند چشم به جهان گشود؛ اما بیشتر حیات کوتاه خود را در انگلستان گذراند.او به دلیل ابتلا به بیماری تب مخملی در اوان کودکی اش، ناشنوا شد. والدینش او را به آکادمی توماس برایدوود فرستادند؛ مدرسه ای در ادینبورگ که مخصوص کودکان ناشنوا بود و در سال ۱۷۷۸ نیز به آکادمی وارینگتون.

 

پس از آن، گودریک به شهر یورک و نزد خانواده اش بازگشت. در آنجا با ادوارد پیگوت آشنا شد که پدرش ناتانیل پیگوت، صاحب رصدخانه خصوصی بسیار مجهزی بود.ادوارد، خود به ستارگان متغیر علاقه زیادی داشت؛ ستارگانی که نورانیتشان در دوره های مختلف زمانی تغییر می کند. او لیستی از این ستارگان که رصد آنها خالی از لطف نبود

 

را به گودریک سپرد.هر چند تغییرات درخشندگی در چندین ستاره شناخته شده بود؛ گودریک نخستین کسی بود که مکانیسم چنین تغییراتی را شرح داد. او ستاره رأس الغول را یک ستاره دوتایی کسوفی خواند و کشفیات خود را نیز در می سال ۱۷۸۳ به انجمن سلطنتی ابلاغ کرد و به سبب چنین کشفی، انجمن مدال کپلی (Copley) آن سال را به او اهدا نمود.

جایزه کپلی، جایزه ای است که توسط انجمن سلطنتی لندن هر ساله به کسانی اهدا می شود که در هر رشته علمی تحقیقات برجسته ای را به انجام رسانیده باشند و بصورت یک در میان به محققان علوم فیزیکی و زیستی تعلق می گیرد. او در سن ۱۹ سالگی تغییرات نوری ستاره دلتا-قیفاووس را که از آن پس هر ستاره مشابهی را متغیر قیفاووسی نام نهادند، کشف کرد.

 

او دریافت که این ستاره در پرنورترین حالتش، ۲٫۳ بار پرنورتر از کم نورترین حالتش است که این تناوب هر ۵٫۴ روز یکبار مداوماً در حال رخ دادن است.متغیر قیفاووس الگویی نمونه برای رده بندی نوعی ستاره است که برای ستاره شناسان در تعیین فاصله های کیهانی دارای اهمیت زیادی می باشد. قیفاووسی ها ستاره هایی ابرغول با دمای سطحی ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ درجه کلوین شبیه به خورشید هستند

 

که به رنگ زرد ظاهر می شوند. اما این ستاره ها از خورشید ما بسیار بزرگترند، بنابراین از فاصله دور به راحتی دیده می شوند.گودریک در ۱۶ آوریل ۱۷۸۶ و در آستانه ۲۲ سالگی، بعنوان یکی از اعضای انجمن سلطنتی انتخاب شد؛ اما درست ۴ روز بعد به دلیل ذات الریه ای که در جریان رصدهای شبانه اش از ستاره دلتا-قیفاووس دچار شده بود، جان خود را از دست داد.

اَختَرشناسی علم بررسی موقعیت، تغییرات، حرکت و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی «پدیده‌های آسمانی» ازجمله، ستاره‌ها، سیاره‌ها، دنباله‌دارها، کهکشان‌ها و پدیده‌هایی مانند شفق قطبی و تابش زمینهٔ کیهانی است که منشأ آنها در خارج از جوّ زمین قرار دارد. این رشته با رشته‌هایی مانند فیزیک، شیمی و فیزیک حرکت ارتباط تنگاتنگ دارد و همچنین با رشتهٔ کیهان‌شناسی (پیدایش و تکامل عالم) ارتباط نزدیکی دارد.

اگر فقط ستاره‌ها مطالعه شوند به آن ستاره‌شناسی یا اخترشناسیِ ستاره‌ای (Stellar astronomy) گفته می‌شود.اخترشناسی یکی از قدیمی‌ترین علوم است. اخترشناسان در تمدن‌های اولیهٔ بشری به‌دقت آسمان شب را بررسی می‌کردند و ابزارهای سادهٔ اخترشناسی از همان ابتدا شناخته‌شده بودند. با اختراع تلسکوپ، تحولی عظیم در این رشته ایجاد شد و دوران اخترشناسی جدید آغاز شد.در قرن بیستم، رشتهٔ اخترشناسی به دو رشتهٔ اخترشناسی رصدی و اخترشناسی نظری تبدیل شد.

 

در اخترشناسی رصدی به‌دنبال گردآوری داده‌ها و پردازش آنها و همچنین ساخت و نگهداری ابزارهای اخترشناسی هستیم. در اخترشناسی نظری به‌دنبال کسب اطمینان از صحت نتایج به‌دست‌آمده از مدل‌های تحلیلی و تحلیل‌های کامپیوتری هستیم. این دو رشته یکدیگر را تکمیل می‌کنند؛ به این ترتیب که کار اخترشناسی نظری ارائه شرحی بر رصدها و وظیفه اخترشناسی رصدی اثبات عملی نتایج پیش‌بینی‌شده در نظریه‌هاست.

 

با استفاده از یافته‌های اخترشناسی می‌توان نظریه‌های بنیادین فیزیک مانند نظریه نسبیت عام را آزمایش کرد. در طول تاریخ، اخترشناسان آماتور در بسیاری از کشف‌های مهم اخترشناسی نقش داشته‌اند و اخترشناسی یکی از محدود رشته‌هایی است که در آن افراد آماتور نقشی بسیار فعال دارند

 

و مخصوصاً در کشف و مشاهده پدیده‌های گذرا و محلی امیدوارکننده،ظاهر شده‌اند. علم اخترشناسی مدرن را نباید با علم احکام نجوم (طالع‌بینی یا اخترگویی) مقایسه کنیم چراکه در طالع‌بینی یا اخترگویی اعتقاد بر آن است که امور انسان‌ها با موقعیت اجرام سماوی در ارتباط است. اگرچه اخترشناسی (Astronomy) و طالع‌بینی یا اخترگویی (Astrology) دو رشته‌ای هستند که منشأ یکسانی داشته‌اند اما اغلب متفکران بر این باورند که این دو رشته از هم جدا شده‌اند و تفاوت‌های بسیاری بین آنها وجود دارد. 

,

بیوگرافی ابومنصور محمد دقیقی

که هرگز به گفتهء ناصر خسرو یمنگانی « بپای خوکان نریخته دُر دری را » و انگاه ای که می خواسته بر تارک اهریمن شقاوت مشت مرگ بکوبد تا عروس خرد و فر و شکوه اهورایی را دو باره بر سرير سلطنت زمان به جلوه آورد، کلام را از ژرفای گذشته های بلخ میآغازد ، ویادواره های خرد را در اين سرزمين در قامت های گوهرينه ای نقش ها وچهره ها فرا روی تاریخ با درخشندگی سيمای خورشيد در نگارستان شعر به نگارگری می گیرد .دقيقی بلخی را بدون هرگونه ترديد و پنداری ميتوان بنياد گذار

 

کاخ فلک سای شاهنامه که بلندی ديواره های زرينهء آن به وسيله فردوسی بزرگ انجام گرفت ، دانست . و چه شايسته و ارجگذارانه می بود که اگر شاهنامه فردوسی را بنام شاهنامه {دقيقی فردوسی} می ستائيدند.دقيقی بلخی، اين ستايشگر فرزانه خرد، بی گمان ميخواسته است که تاريخ سر زمين( آريانا) ( خراسان) ــ افغانستان امروزی را آنگونه که سزاوار است بنويسد تا چشم ها با خوانش آن همچنان بينا ماند و گوش ها ندای حقيقت هويت ملی آئينی و فرهنگی را در منادمت مناديان دروغ و ريا گم ندارند.

 

به همين منظور است که او از بازتاب کامل فروزه های حقايق اسطوره يی که بهر حال انعکاس از واقعيت های تاريخ کشورما به شمارمی آيند، کوتا ه اما استادانه در نگاره ی زيبا ی سراپایی با واژگان نگارخانه شعر به نگارش می گيرد . دقيقی بلخی اين فروهيده مرد کیان آئين و ستيزشگر آئين ديو و دد ، کلام را نخست از خاستگاه خرد و انگاه از نبرد فرزانگان با اهر يمن انديشان ، می آغازد . حضرت دقيقی بلخی ، بلخ ( گزين ) را خواند چنين :

چو گشتاسپ را داد لهــــــراسپ تخـت
فــــرود آمد از تخت و بر بست رخت
بــبــــلخ گــز يـن شـد بـران نـوبـهـا ر
که يــزدان پـرســــتـان بـدان روزگـار
مــر آن جــای را داشـتــنـــدی چـنـان
که مــر مـکه را تــازيان ايــن زمـان

گزين معنی پسنديده و انتخاب شده را می دهد و بلخ بنا به روايات دينی ، اسطوريی و تاريخی شهر مقبول و مورد پسند خدا و شاهان و مردمان بوده است. اما درک روان معنی در تن کلام حضرت دقيقی بلخی، دقت بر ريخته های آئينه تاريخ و پالايش زنگواره ها از سيمای آن ريخته ها را به دور از بال گستری اهريمن به باور های شب ، می طلبد . تا خدا پرستان را از نا خدا پرستان جدا نمود، و به انچه که دقيقی بزرگ خواسته تابر نسل های بعد از خويش يادواره گذارد، رسيد. با آنکه در همين راستا گفتنی است ، چيزيکه خداوندگار بلخ دقيقی بلخی را بر ستاوند خرد و قدرت بيان آن بر نشانده است ، پيکره نگاريی برهنه حقايق فارغ از کنايه های اسطوره يی وخلوت نشينی ها ی حاشيه ی است . بگونه ی که وقتی می خواهد شناخت و پرستش خدا را متکی بر خرد و عقل باز گويی کند و انگشت اشارت بر اشايی و مقبوليت معقـوليت آئين خدا پرستی در پيش از ايلغار تازيان بگذارد ، و نسل ها را به تفکر بکشاند . در تمثلی از شيوه عبادت خدا، و سپاس خرد ، نماز لهراسب رابه نگاره گری گرفته، بی پيرايه چنين می گويد:

ببــــــست آن در آفرين خانه را
نماند اندرو خويش و بيگانه را
بپوشيد جامــــهء پرستش پلاس
بيفگند پاره فــــــروهشت موی
سـوی روشن داد گر کرد روی
همی بود سی سـال پیشش بپای
برينســــــان پرستيد بايد خدای
نيايش همـــی کرد خورشيد را
چنان بوده بُد راه جمـــــشید را

ستاوند نشين آسمان ادب بلخ از بند ۱ تا به ۶ تصوير چگونگی عبادت پروردگار را در حرير کلام می آرايد ، ودر بند هفت ، طعنه گونه بر رواج عبادات ريا منشانه و بی حضور قلب که پس از چيرگی به خون آلوده آئين عرب دامنگير مردمان گشته بود، برمنش عبادت راستين پيش ازسيطرهء تازيان بر کشور ما مُهر رهگشايانه و تائيد نقش ميزند.و در پی آن شگرف تر بند ۸ و ۹ را بايد بر گرفت که در آن يک فصل هزاره سالهء تاريخ آئينی و فرهنگی پيش ازپيام آوری پيمبرخرد زرتشت رادر سرزمين کشور ما با چند گوهر ظريف و پر بهای کلام بر انگشتر تاريخ نگين می بندد، و به معنی ديگر بحری را در کوزه می ريزد.

پيام ظهور حضرت زرتشت در اشعار دقيقی بلخی مرحله ی از نهادگاری باور ها و قانون زندگی بر پايه ی خرد است ، یا به بيان ديگر آغاز مرحله ی تدوين قانون زندگی بر اصول و هنجار های خرد به شمار می آيد . با اين حال ، بنياد گذار و سرايشگر نهادينه های خرد اوستايی در شاهنامه ،حضرت دقيقی بلخی را بايد نام برد ، اوست که کلام آسمانی اش را از زادگاه نزول فرهء يزدی {بلخ} ،آغاز مينمايد و آنگاه به شناسايی پيغمبر خرد و خردمندی رسالت او می پردازد، اين چنين :

به شـــاه کــيان گــفــت پـیغمبرم سوی تو خرد رهنــــــــــمون آورم
جهان آفرين گـــــــــفت بپذير دين نگه کن برين آسمــــــــــان و زمين
که بی خاک و آبـــش بر آورده ام نگه بـــــــــــــده تاش چون کرده ام
نگر تا تواند چنــــــــين کرد کس مگر من که هستم جهان دار و بس
گرايدونک دانی که من کردم اين مرا خــــــــــــواند بايد جهان آفرين
زگــــــويـنـد ه بـپـذ ير ديــن اوی بـيامــو ز ا زو راه و آئـيــــن اوی
نگـــر تا چه گـويد بر آن کار کن خرد بر گـزين اين جهان خوار کن
بــيامــوز آئـــــيــن و ديـن بـهـی که بی دين نا خوب باشـــــــد مهی

دقيقی بزرگ شاهنامه را قرآن گونه به سرايش می آغازد، يعنی هر آيت مبارکه شعری آن ديوان از تفاسير رويداد های تاريخی و حقايق اسطوريی تاريخ کشور مارا در خويش نهفته دارد . که در اتکای چنين يک ضرورت بود ه که فردوسی بزرگ تفسير کبير تاريخ هويت ملی ، آئينی ، و فرهنگ عجميان را که امروز به قرآن عجم یا شاهنامه فردوسی مسما و آبشخور تشنگان خردوخرد انديشی ميباشد، {بنام خداوند جان و خرد گزين بر تر انديشه بر نگذرد } آفريد.

ابر مرد خرد دقيقی بلخی پس از پنجاه و دو آيت شعری که فرد گرد از خرد پذيری گشتاسپ يعنی آئين زرتشت است و اولين عبادتکده زرتشتيان در بلخ بنام { مهر برزين} و روشن نمودن آذر ، و نشاندن درخت کشمر که در ان گشتاسپ شاه شاهان يادگار گونه می نويسد : { که پذيرفت گشتاسپ دين بهی }، که آن درخت کشمر که در جوار عبادگاه خدا پرستدان بلخ قرارداشت به وسیله زرتشت و گشتاسپ بر شانده شد، که خود دارايی سرگذشت است که مانند هر بند از آيات شعری ديگر دقيقی بلخی لازمه ی نوشتن يک کتاب جداگانه را می خواهد.

بعد از اين پنجاه و دو آيت که هريک از آيات فرگرد از تاريخ چندين هزار ساله آميزه با خرد، مردمان سرزمين ما می باشد ، دقيقی بلخی ، پيوستگی و غرور خرد را بر استوايی آزادگی استوان می نماياند و آن را می ستايد.دقيقی به نقل از حضرت زرتشت ، نخستين چالش با اهريمن را آزادی از زنجيره ی باژ دهی بر می تاباند. و اين پولادينه شمشير تصادفی نبودکه ، دقيقی بر نيام دلاوران آوردگاه نبرد با اهريمن می گذارد. از قامت اين شمشير آذر دفاع از خرد می درخشد . دقيقی بزرگ خواسته بيآموزاند که باژ و جزيه دادن ژرفای بندگی و اسارت و پست زيستن انسان را می سازد . فقط انسانهای زبون و بيچاره است که تن به جزيه و باژ می دهند، و اين ناپسند ترين چيزی است که آئين خرد با آن می بايد بستيزد . چنانکه می فرمايد:

بشاه کيان گــفت زرتشت پير که در دين ما اين نبــــــــاشد هژير
که تو باژ بدهی به سالار چين نه اندر خور دين ما باشد اين

چرا دقيقی بزرگ از ميان انبوه از مسايل، حماسه ء چالش با باژ و جزيه را آغازين می گرداند؟

پاسخ به اين پرسش بر میگردد بر باز نگری انديشه و جهان بينی دقيقی ، و روزگاران که آن ابرمرد خرد ميزيسته است. دوران زيست ، دقيقی بلخی عصر سامانيان است ، روزگار سامانيان را ميتوان دوره ی رنسانس در تاريخ بعد از ايلغار عرب بر سرزمين ما ناميد. اين دوره ، روزگاران احيايی ائين ، فرهنگ ، علوم ، و ادبيات و صنايع گذشته ما بود که بدست اعراب جزيه ستان و غنيمت جو مسلمان يکسره با شلاق دين جزيه يی شان بی نفس شده بود.دقيقی بزرگ با ناپسند خواندن جزيه و باژ، پرده از چهره زشت( ديومردم )های سياه چرده ی بر می دارد که از چهارصد سال تا به روز حيات او ( دقيقی) خراسان را با لکـد جزيه ستانی وباژگيری ،

 

غنيمت ستانی و کنيز گيری خويش به خاک و خون کشانده بودند. که جز اين، ديگر نشانه ای از شرف در کالبد انديشه شان سراغ نمی توان يافت .دقيقی اين دانای بزرگ همانگونه که گفته شد ، نمی خواهد قفل های دروازه تاريخ را خود برای ديگران بگشايد ، بلکه کليـد می دهد تا پناهجويان رستگاری و آزادی مه در بند اند خود درب های زندان بشکنند و از دهليز های تنگ و تاريک تاريخ عبور نموده به گشايش دروازه باغستان های خرد ، تفرجگاه های{ مهر برزين و نوبهار}و گلگشت های آزادی ، پاکی ، و ديگر آبادی های سزوار انسان و انسانيت برسند.

هدف ديگر دقيقی بزرگ از به آغاز گرفتن چالش با باژ و جزيه در ابتدای آیات اشعارش ، هشداری آموزشگرانهء است که به شاهان و خداوندان سامان می دهد، تا مبادا چنان طاهريان و صفاريان با رنگ شرم وبی ننگی دامن در تاريخ آلوده سازند و چهارصد دختر نوجوان خراسانی را جهت ارضای شهوت خليفه اعراب مسلمان ، باج پيشکش نمايد . در تاريخها نوشته شده است که:« عبدالله بن طاهر پوشنگی ۴۰۰ دوشيزه نوجوان را به خليفه بغداد از خراسان فرستاد.

حضرت دقيقی بلخی ميدانست که آل سامان نسبت به دين و سنت های عرب تفقدی ندارند . زيرا آل سامان از خانواده سامان خداد بلخ بودند که به آئين زرتشتی تعلق پاک داشتند . اما نمی توانستند پس از سیصد سال در حاليکه حضور سياه اعراب هنوز پيکر هستی سياسی ، اقتصادی ، فرهنگی و آئينی جامعه خراسان زمين رادر سايه تيره ء هول و وحشت اهريمنانه خود نگهداشته بود ، بيکبارگی به شکار شغالان برآيند و از مصيبت اشغال آنها کشتزار های خرد را بيالايند.تفسير آيات آسمانی و آرمانهای دقيقی بلخی را حضرت فردوسی بزرگ در يا مرد ديگر خراسان زمين چنان تکميل کرده است که بشريت امروز بر معبد کلام او سر تعظيم فرود می اورد.

زندگینامه ابومنصور محمد دقیقی

زادروز:۳۲۰ خورشیدی
درگذشت : میان سال‌های ۳۵۶ خورشیدی تا ۳۵۹ خورشیدی
محل زندگی : بلخ
ملیت: ایرانی
پیشه: شاعر
سبک: خراسانی
مذهب: زرتشتی
آثار: گشتاسب‌نامه

ابو منصور محمد بن احمد توسی شناخته‌شده به دقیقی (زاده ۳۲۰ – مرگ میان سال‌های ۳۵۶-۳۵۹ خورشیدی) شاعر بزرگ پارسی زبان بود. زادگاه وی بنا به روایات گوناگون، توس، بلخ، سمرقند و بخارا ذکر شده است. او از معدود شاعران ادبیات فارسی بوده که دین زرتشتی داشته است. دقیقی آغاز کننده سرایش شاهنامه بود.

زندگینامه دقیقی

دقیقی از طبقه دهقانان خراسان بوده است که در عصر منصور بن نوح سامانی و پسر او می زیسته است. خاندان وی را متمول دانسته‌اند اما او سرمایه‌هایی که از ارث پدر به او رسیده بود را بدنبال عیاشی و خوشگذرانی هدر می‌دهد. در دوره جوانی به سرایش داستان‌های تاریخی ایران مبادرت می‌ورزد و در این راه برای سرایش شاهنامه بدلیل ارادتی که به زرتشت داشته از داستان ظهور زرتشت شاهنامه خود را آغاز می‌کند. چندی پس از این در سال ۳۶۷ هجری او بدست غلام خود به قتل می‌رسد.

مدح‌شدگان از سوی دقیقی

دقیقی در روزگار سامانیان می‌زیست. او از امیران سامانی منصور بن نوح سامانی (پادشاهی ۳۵۰ – ۳۶۵) و نوح دوم سامانی (پادشاهی ۳۶۵ -۳۸۷) را مدح گفته‌است. همچنین ابوالحسن آغاجی – از بزرگان سامانی که خود چامه‌سرایی توانمند بوده- نیز از ستایش‌شوندگان دقیقی‌است. دقیقی چندی هم در دربار چغانیان به‌ سربرده‌است و از میان امیران چغانی فخرالدوله ابوالمظفر احمد بن محد، امیر ابوسعد مظفر و امیر ابونصر را ستوده‌است. رسیدگی و ارجی که چغانیان بر دقیقی گذاردند در آینده زبانزد شاعران پس از او بوده‌است و برای نمونه فرخی سیستانی یادی از این ارج‌نهی‌ها در شعرهایش کرده‌است و نیز امیرمعزی می‌گوید:فرخنده بود بر متنبّی بساط سیف چونانکه بر حکیم دقیقی چغانیان

شاهنامه دقیقی

دقیقی گویا به فرمان نوح دوم سامانی به سرودن شاهنامه دست‌یازیده‌است؛ ولی به گفتهٔ فردوسی بیش از هزار بیت از آن و آن هم درباره گشتاسپ و تاختن ارجاسپ به ایران را به نظم نکشیده که به دست برده‌ای کشته می‌شود. گشتاسپ نامه دقیقی را پس از شاهنامه برترین اثر حماسی فارسی در بحر متقارب دانسته‌اند؛ ولی به گفته محمد دبیر سیاقی «از لحاظ وسعت فکر و میدان خیال و حکمت وعظ و نتیجه‌گیری اخلاقی از بیان وقایع و احساسات وطنی به پای شاهنامه نمی‌رسد».

دین دقیقی

دکتر ذبیح‌الله صفا می‌نویسد: «دقیقی بر آیین زرتشتی بوده و خود برین گفته دلایلی دارد که ذکر خواهیم کرد. برخی به سبب آنکه وی اسم و کنیهٔ مسلمانی دارد، در زرتشتی بودن او تردید کرده‌اند، لیکن این دلیل قاطعی نیست، زیرا ما کسانی را در سه چهار قرن اول داریم که اسم خود و پدر شان اسامی مسلمانی بوده ولی در زرتشتی بودن‌شان تردیدی نیست».خود دقیقی در دو بیت دین خود را زرتشتی عنوان می‌کند:

دقیقی چار خصلت برگزیده به گیتی از همه نیکی و وشتی لب یاقوت رنگ و ناله چنگ می خوش‌رنگ و دین زردهشتی دقیقی در نظر دیگر شاعران دقیقی در جوانی به دلیل آن چه خوی بد یا ضعف اخلاقی گفته شده کشته شد. فردوسی در این مورد این چنین می‌سراید:جوانیش را، خوی بد یار بود ابا بد، همیشه به پیکار بودبرو تاختن کرد، ناگاه مرگ به سر بر نهادش، یکی تیره ترگبدان خوی بد، جان شیرین بداد نبود از جهان، دلش یک روز شادیکایک از او، بخت برگشته شد به دست یکی بنده بر، کشته شد

شاعران دوران‌های پس از او دقیقی را ستوده‌اند و در سخن‌گویی پیروی از او نموده‌اند. برای نمونه در سده پنجم هجری، قطران تبریزی شاعر نامی پرسش‌هایی از دیوان دقیقی را از ناصر خسرو پرسیده است.درباره شیوایی سخن و استادی دقیقی فردوسی می‌گوید:جوانی بیامد گشاده‌زبان سخن گفتن خوب و طبع روان به مدح افسر تاجداران بُدی ستایندهٔ شهریاران بُدی و خود دقیقی هم چنین می‌گوید:مدیح تا به بر من رسید عریان بود ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار

امروزه از شعر دقیقی به جز هزار بیتی که در شاهنامه گنجانده‌شده تنها نزدیک به سیصد بیت قطعه، قصیده، غزل و شعرهای پراکنده از او به یادگار مانده‌است.کتاب‌هایی که یادی از دقیقی یا شعرهایش کرده‌اند عبارتند از: شاهنامه فردوسی، تاریخ بیهقی، شرح قصیده ابوالهیثم، چهار مقاله نظامی عروضی، حدائق‌السحر رشید وطواط، ترجمان‌البلاغه، لباب‌الالباب عوفی، مونس‌الاحرار محمد جاجرمی و…وی را به شوند دقتی که در واژگان و الفاظ و معانی داشته، دقیقی لقب داده‌اند.

  

بیوگرافی فرزاد ناظم
,

بیوگرافی فرزاد ناظم

امروزه تمامی کسانی که با دنیای اینترنتی در ارتباط هستند، نام «Yahoo» برایشان از نام برادر و خواهرشان نیز  آشناتر است. در میان تمامی سایت‌های ارتباطی موجود، دو سایت «Yahoo» و «Google» که از رقبای جدی و دیرین یکدیگر به شمار می‌روند، هر روز با بکارگیری متدهای جدید و روش‌های آسان برای دستیابی کاربر به اطلاعات مورد نیازشان گام دیگری جهت پیشی گرفتن از حریف و درنهایت نزدیک شدن به دنیای الکترونیکی ایده‌آل برمی‌دارند.
سایت «Yahoo» که بنا به گفته مسوولینش امروزه بیش از ۱۸۰ میلیون کاربر در سراسر دنیا دارد، در حال حاضر به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای اطلاعاتی و تجاری مشغول به فعالیت است. اما این حجم بالای فن‌آوری و ارایه خدمات هرگز بدون حضور متخصصان خردمند و زبردست میسر نخواهد شد. متخصصانی که از ملیت‌ها و نژادهای مختلف جهت رشد و شکوفایی دهکده جهانی دست به دست هم داده و برای پیشبرد اهداف بلند خود از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند. یکی از این متخصصین به نام سرشناس، جوانی است ایرانی که شهره مهارت و ابتکار او مدیران سایت‌های مختلف را برآن داشته تا از توانایی‌های بی‌نظیر او به بهترین شکل استفاده نمایند.
مهندس فرزاد ناظم، ۴۶ ساله، دارنده مدرک مهندسی کامپیوتر از دانشگاه پلی‌تکنیک کالیفرنیا که از ژانویه سال ۲۰۰۲ رسماً مدیریت فنی سایت یاهو را در اختیار گرفته است. مهندس ناظم از سال ۱۹۸۵ فعالیت حرفه‌ای خود را در «SYDIS» آغاز نمود. در این مدت بر اثر شایستگی‌های فراوانی که از خود به نمایش گذاشت توانست به سرعت پله‌های ترقی را طی نماید و به مدارج مدیریتی دست یابد. در همین سال به کمپانی عظیم «Oracle» پیوست و در مدت ده سالی که در این شرکت فعالیت می‌کرد توانست سمت معاونت رسانه‌ای این امپراطوری را از آن خود نماید و علاوه بر آن در دو نقش مسوول تقسیمات سرور شبکه‌ای و همچنین به عنوان یکی از اعضای مدیریت کمیته فروش محصولات ظاهر گردد.

زندگی و تحصیلات
فرزاد ناظم در سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان البرز گذراند و برای ادامهٔ تحصیل به ایالات متحده مهاجرت کرد. در آمریکا او موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشتهٔ علوم رایانه از دانشگاه ایالتی پلی‌تکنیک کالیفرنیا شد.

فعالیت‌های شغلی
مهندس فرزاد ناظم فعالیت‌های شغلی خود را در سال ۱۳۶۴ با کار در SYDIS و Rolm آغاز نمود. به زودی به شرکت اوراکل پیوست و طی ۱۰ سال کار در این شرکت، توانست در نقش‌هایی چون معاون رسانه‌ای و معاون ارشد بخش وب سرور ظاهر شود. همچنین به عنوان یکی از اعضای مدیریت کمیتهٔ فروش محصولات فعالیت داشت.
فرزاد سپس در ۱۳۷۵ به یاهو پیوست. به مدت ۱۱ سال مدیر فنی شرکت یاهو بود و به این ترتیب یکی از طولانی‌ترین دوره‌های ابقا در سمت مدیریت در آن شرکت را دارا است. وی در ۱۳۸۶ از مقامش در یاهو کناره گیری نمود.

دوره حضور در ياهو
در مارس ۱۹۹۶ «ناظم» به ياهو پيوست و به عنوان يكي از اعضاي اصلي مهندسي شبكه اين سايت مشغول به كار شد. در كمتر از يك‌سال بنا به تشخيص مديران ياهو، ناظم به بخش فني سايت منتقل شد و در كمتر از يك‌ماه اين بار نيز توانست با تخصص خود مديريت آن بخش را برعهده گيرد. در اين سمت او مسووليت رسيدگي به كليه امور مربوط به فعاليت‌هاي سايت، ارايه خدمات و مسايل فني آن را برعهده داشت.
به عقيده بسياري از همكاران ناظم، عامل اصلي موفقيت‌هاي او اتكا به نيروي بشري براي انجام تمامي امور است. او بر اين باور است كه اگر عده‌اي كه در يك مكان مشغول به كار هستند تمام توان خود را به كار گيرند، به طور قطع مي‌توانند به تمام اهداف خود دست يابند. به همين دليل است كه ناظم به هر بخشي و هر ارگاني وارد مي‌شود، فوراً به مدارج بالا دست مي‌يابد و به خوبي مي‌تواند سكان هدايت اعضاي تيم را در اختيار گيرد.
چند سال بعد يعني در ژانويه سال ۲۰۰۲ اخبار رسمي حكايت از سمت جديد مهندس ناظم در سايت ياهو داشت. در اين تاريخ او مسووليت نهايي فني اين سايت را برعهده گرفت و فعاليت قبلي خود را گسترده‌تر ساخت. در اين سمت او با بكارگيري تيم‌هاي تخصصي قوي كه اكثراً زير نظر خود او آموزش ديده بودند، سعي دارد تا با تمام توان ياهو را به عنوان قدرت اول دنياي اينترنت به كاربران بشناساند و در اين مسير از هيچ تلاش علمي و تخصصي دريغ نمي‌نمايد.
نكته جالب در مورد فعاليت‌هاي او در اين بخش اين است كه قصد دارد تنها با كمك تيم‌هاي تخصصي خودش و نه دخالت سرمايه‌گاران مختلف اين راه را به مقصد رساند و عقيده دارد كه دخالت ديگران كه از تخصص كافي برخوردار نيستند سبب كاهش سرعت رشد خواهد شد. اين باور او اگر چه به مذاق بسياري از حاميان مالي سايت خوشايند نبوده است اما روحيه ايراني و خستگي‌ناپذير اين مدير شايسته باعث شده تا همچنان مديران ياهو از او به طور كامل حمايت نمايند.اين حمايت ادامه داشت تا زماني كه خود ناظم ياهو را ترك كرد.

ثروت
نشریهٔ فورچون در ۱۳۸۲ فرزاد ناظم را با ثروتی در حدود ۳۰۰ میلیون دلار، به عنوان چهاردهمین ثروتمند ایرانی در جهان معرفی کرد.
همچنین پس از خاتمهٔ اختیاری فعالیت ناظم در یاهو، برای قدردانی از زحمات او پاداشی ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار دلاری در نظر گرفته شد.

اشنایی با پییر امیدیار

اشنایی با پییر امیدیار

 اشنایی با  پییر امیدیار

در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه Tufts University در رشته کامپیوتر فارغ التحصیل و در یک شرکت بعنوان برنامه نویس سیستمهاى Macintosh مشغول  کار شد.
سپس در یک شرکت وابسته به Apple بنام Claris مشغول کار شد.
 
در سال ۱۹۹۱ در تاسیس یک شرکت نرم افزار همکارى کرد. این شرکت سپس به eShop تغییر نام داد . eShop در سال ۱۹۹۶ توسط شرکت Microsoft خریدارى شد.امیدیار سپس به شرکت General Magic که توسط Apple حمایت می‌شد پیوست.
Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار می‌گیرد و برای آنکه شیرینى از آن خارج شود باید سر عرسک را به پایین فشار داد.
 
شبى در سال ۱۹۹۵ امیدیار مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با نامزدش که عاشق جمع آوری Pez بود , مشغول خوردن شام بود که نامزدش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو را ندارد گله کرد.
امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند.
بنابراین امیدیار در وب سایت کوچک خود براى نامزدش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Webگذاشت. برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد, به کاربران امکان  لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون Pez ، نامزد او را نیز می‌داد.در مدتى کوتاه افراد بسیارى فروشنده و خریدار براى  اقلام لیست شده بروى سایت پیدا شدند. به تدریج تعداد کاربران این سایت زیاد شدند و معاملات بسیارى از طریق آن صورت گرفت . سپس مهندس جوان با مشاهده این موضوع تصمیم گرفت که  سایتى مجزا براى این کار ایجاد کند که با نام eBayشروع به کار کرد.
 

 
امیدیار با دریافت مبلغى بین ۲۵ سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.
 

بعد از ۹ ماه که اولین حراجى که در سایت eBay انجام شده بود , وى شغل خود در General Magic را رها کرد و تمام وقت خود را صرف سایت خود, براى eBay کرد.
 

 
در سال ۱۹۹۸ او تصمیم گرفت براى رونق دادن به eBay از Meg Whitman که فارغ التحصیل رشته بازرگانى بود یارى بگیرد.بعد از مدتى eBay شعبه هاى در آلمان, ژاپن , کانادا و استرالیا ایجاد کرد و روز به روز رونق یافت.در پایان سال ۱۹۹۸ کاربران این سایت به ۲/۱ میلیون نفر رسیدند و درآمدى بیش از ۷۵۰ میلیون دلار را برای eBay به ارمغان آوردند.

ایده و طرح و برنامه ریزى این جوان ایرانى زاده  خلاق، و پشتکارش، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد آمریکا قرار داد.

امیدیار در سال ۲۰۰۰ علاوه بر eBay , در هیئت مدیره ePeople نیز مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۹۹ پییر امیدیار با همان نامزدش که عاشق کلکسیون Pez بود ازدواج کرد. حالا همسر امیدیار بیشتر از ۴۰۰ عدد Pez در کلکسیون خود دارد.

 
اشنایی با پییر امیدیار
 

راز  موفقیت پییر امیدیار

 

۱– امتحان کنید.

امیدیار می‌گوید وقتی به دست‌آوردهای افراد موفق نگاه می‌کنی و می‌گویی: «عجب کار سختی بوده!»، مطمئن باش کار سختی بوده و وقتی به کارهایی نگاه می‌کنی که به نظر آسان می‌رسند، احتمالا آن‌ها هم سخت بوده‌اند. تا وقتی خودت دست به کاری نزنی، هیچ وقت نمی‌فهمی که واقعا چه‌طور بوده است. تو در بعضی چیزها شکست خواهی خورد، این تجربه ی آموزنده‌ای است که تو نیاز داری آن را با خودت ببری و در تجربه بعدی‌ات استفاده کنی.

 

۲– دنبال علایق تان بروید.

موسسeBay تاکید می کند، اگر به چیزی خیلی علاقه داشته باشی و سخت کار کنی، فکر می‌کنم موفق خواهی شد. ولی اگر تجارتی را شروع کنی تنها به این امید که کلی پول پارو کنی، احتمالاً موفق نخواهی شد. چون این دلیل اشتباهی برای شروع یک کار تجاری است.

تو باید واقعاً به کاری که داری انجام می‌دهی، باور داشته باشی، باید آن‌قدر به آن علاقه داشته باشی که بتوانی زمان و تلاش لازم را برای رساندن آن کار به موفقیت، کنار بگذاری. آن وقت است که به موفقیت خواهی رسید.

 

وی می‌گوید من به دنبال چیزی بودم که از انجام دادنش لذت می‌بردم. در واقع علاقه خودم را دنبال می‌کردم. اگر از کار لذت ببرید، دیگر کار حساب نمی‌شود. من همیشه دوست داشتم با کامپیوترها سروکار داشته باشم، محرک و انگیزه من این بود که بتوانم نرم‌افزاری ایجاد کنم که برای آدم‌ها سود داشته باشد و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد.کاری که من می‌کردم واقعاً کار نبود، مانند این بود که دارم تفریح می‌کنم.

 

۳– از چیزهای اطرافتان ایده بگیرید.

شبى در سال ۱۹۹۵ امیدیار، مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با نامزدش که عاشق جمع آوری Pez بود (Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد)، مشغول خوردن شام بود که نامزدش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو ندارد گله کرد.

 

امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند. بنابراین وی در وب سایت کوچک خود براى نامزدش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Web گذاشت، برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد و به کاربران امکان لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون نامزدش را می داد.

 

وقتی امیدیار به مساله از دید خودش نگاه کرد، شیفته حل چالش فنی راه‌اندازی یک بازار اینترنتی برای حراج شد. حالا همسر امیدیار بیشتر از ۴۰۰ عدد Pez در کلکسیون خود دارد!

 

۴– هر چیزی امکان پذیر است.

کار بر روی eBay از یک روز تعطیل وقتی امیدیار ۲۸ ساله بود، شروع شد. روز ۴ سپتامبر ۱۹۹۵، اولین روز کار سایت حراج اینترنتی امیدیار بود. پدربزرگ eBay، سایتی بود به نام Auction Web که حتی میزبان مستقلی هم نداشت. خدمات این سایت در ابتدا به رایگان ارایه شد و پس از مدتی برای تامین هزینه‌های میزبان اینترنتی، قرار شد تا از هر حراج کمیسیون دریافت شود.

 

مبدع eBay ، به صورت کاملا اتفاقی یک دستگاه فتوکپی را به صورت آنلاین به فروش گذاشت و خوشبختانه خریدار هم برای آن پیدا شد. وقتی به خریدار اعلام کرد که دستگاه شکسته است، فرد خریدار اظهار داشت که «من یک کلکسیونر فتوکپی‌های شکسته هستم». این زمانی بود که امیدیار متوجه شد که هر چیزی امکان پذیر است.

و این آغاز بزرگ‌ترین سایت خرید و فروش اجناس دست دوم در جهان بود.…

 

۵– کسب سود را هدف اصلی خود قرار ندهید، سود خودش می آید !

امیدیار با دریافت مبلغ ناچیزی بین ۲۵ سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.

بنیانگذار ایرانی eBay: همه چیز را برنامه ریزی نکنید!

 

در حال حاضر، حجم گردش سرمایه از طریق eBay از ۸ میلیارد دلار فراتر رفته است ، درآمد سایت نیز بالغ بر ۲ میلیارد دلار است و تنها در آمریکا بیش از نیم میلیون کاربر ثبت شده دارد.

 

۶– به فکر کمک کردن به مردم هم باشید!

امیدیار می‌گوید من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند معتقد هستم.

همواره انگیزه نوشتن نرم‌افزارهایی که فایده‌ای داشته باشند یا روی آدم‌هایی که از آنها استفاده می‌کنند، تأثیر بگذارند ، من را به جلو می‌برد. برای همین من از نرم‌افزارهایی که به درد بازار مصرف مردم می‌خورد و این فکر که قادر باشی یک کار خوب انجام بدهی، انگیزه می‌گرفتم.

 

۷– یک کار جدید انجام دهید.

استاد تجارت الکترونیک ما می‌گوید: من اشتیاق و علاقه شدیدی دارم برای حل مسائلی که فکر می‌کنم می‌توانم آنها را با راه جدیدی حل کنم. منظورم این است که انجام یک کار جدید به ما آدم‌ها حس غرور می‌دهد.

 

ایده eBay نیز اینگونه بود، فکر من فقط کمک به آدم‌هایی بود که می‌خواستند با همدیگر در اینترنت داد و ستد کنند، مردم فکر می‌کردند این کار غیرممکن است، آنها می‌گفتند آخر چطور می‌توانند از طریق اینترنت به همدیگر اعتماد کنند؟ (حواستان باشد داریم از سال ۱۹۹۵ حرف میزنیم.) چطور می‌توانند همدیگر را بشناسند؟ ولی من فکر می‌کردم تصورات مردم احمقانه است، چون آدم‌ها اساساً خوب و درستکار هستند.

این فکر خیلی مرا تحریک کرد، من باید به مردم نشان بدهم که فکرشان درست نیست.

 

۸ — احترام به دیگران فراموش نشود.

کل ایده eBay این است که با دیگران طوری رفتار کنید که انتظار دارید با خودتان رفتار کنند. این گونه است که مردم می‌توانند با یکدیگر تجارت کنند.

در سال ۱۹۹۹، سایت چندین بار دچار وقفه در خدمات‌دهی شد که یکی از آن‌ها ۲۲ ساعت به طول انجامید. اما امیدیار به فکر بازپس گرفتن اعتماد کاربران بود، در آن روز شرکت با برقراری ۱۰,۰۰۰ تماس تلفنی با کاربران اصلی سایت، از آن‌ها عذرخواهی کرد و به آن‌ها اطمینان داد که همه چیز به سرعت به وضع طبیعی باز می‌گردد. با همین فعالیت‌های امیدیار بود که دیگر سایت‌های حراج آمدند و رفتند، اما eBay باقی مانده و هم‌چنان در حال رشد است.

 

 

۹– از افراد متخصص کمک و راهنمایی بگیرید.

eBay که از ابتدا با هدف ایجاد بازاری برای فروش اجناس و سرویس‌های افراد مختلف بوجود آمده بود، در سال ۱۹۹۸ شروع به گسترش نمود.

پیر از خانم “مگ وایتمن” (Meg Whitman) که فارغ‌التحصیل دانشکده تجارت دانشگاه‌ هاروارد بود برای کمک در این فرآیند دعوت به عمل آورد.

مگ کارمندان اصلی خود را از کمپانی‌های دیسنی و پپسی انتخاب کرد و یک تیم مدیریتی مجرب با حداقل ۲۰ سال تجربه کاری فراهم کرده و دیدگاه بی‌نظیری برای سازمان بوجود آورد.

 

ایده ها، پشتکار و برنامه ریزى این جوان ایرانى تبار، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد جهان قرار داد، امیدوارم ارایه این نکات که از میان زندگینامه و سخنان این جوان خلاق گردآوری و نتیجه گیری شده بود شما را رهنمونی باشد برای رسیدن به آینده ای روشن.

 

۱۰– نوبت شماست:

شما چه فکر می کنید؟ تا چه اندازه با سایت های حراج اینترنتی آشنا هستید؟

به نظر شما آیا می توان مشابه کاری که پیر امیدیار در eBay انجام داده است، در داخل ایران انجام داد؟

اشنایی با پییر امیدیار

 
گیلکی
,

دکتر ابوالفضل گیلکی استاد بزرگ متافیزیک ایران

دکتر ابوالفضل گیلکی در سال ۱۳۵۶ در یک خانواده مذهبی در شمال کشور به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش طی کرد و تحصیلات دانشگاهی در مقطع لیسانس و فوق لیسانس را در رشته مدیریت رسانه و تحصیلات دکتری تخصصی phd خود را در رشته متافیزیک به پایان رساند.

دکتر گیلکی با ابداع مدل مدیریت صداقت و ثبت جهانی اعتبار بین المللی در زمینه مدیریت و استاندارد سازی کسب و کار بدست آورد.
ابوالفضل گیلکی ضمن ۱۰ سال تحقیق و تدریس و در عین حال عضویت درمجامع بین المللی نظیر انجمن جهانی متافیزیک ،انجمن بین المللی پزشکان متافیزیک،انجمن بین المللی شفادهندگان طبیعی و شورای جامع شفادهندگان آمریکا و همچنین با مطالعات علمی پیرامون قدرت ذهن و متافیزیک به تبادل اطلاعات با دانشمندان این رشته پرداخت و ضمن شرکت در کنفرانس های علمی متافیزیک ، تحقیق و تدریس نمود و به همین خاطر به وی استاد بزرگ متافیزیک ایران نیز میگویند.دکتر گیلکی هم اکنون به عنوان مربی مهارتهای زندگی و مشاور معنوی نیز فعالیت مینماید.

ابوالفضل گیلکی سالهاست که خودش را کاملا خوشبخت میداند. خوشبختی از نگاه او، نداشتن مشکل و دغدغه نیست. اما میگوید مشکل اصلا وجود ندارد و هر چه هست مسئله هست و انسان تا وقتی زنده است، مسئله یا مسائلی دارد که باید آنها را حل کند و زندگی یعنی همین: لذت بردن از حل مسائل!

دکتر گیلکی همواره لبخند میزند. بسیار آرام و شاد است و با روی باز با دیگران برخورد میکند.

,

نیک وویچیچ کیست

نیک وویچیچ اکنون ۳۲ سال دارد. او از بدو تولد از داشتن دست و پا محروم بود. گرچه او برای انجام کارهای روزمره خود (مانند مسواک زدن) دچار مشکل است، اما به سخنرانی قدرتمند و امیدبخش تبدیل شده است.

«نیک وویچیچ» باشید!

توضیح پزشکی درباره ناتوانی فیزیکی نیک وویچیچ (Nick Vujicic) وجود ندارد. یک اختلال مادرزادی نادر به اسم سندروم «تترا آمِلیا» عامل وضعیت کنونی او است. او یک پای بسیار کوچک زیر مفصل رانِ چپ خود دارد که «تعادل» را برای او ممکن می‌سازد. او می‌تواند تایپ کند، با انگشتان پای خود چیزی را نگه دارد و حتی توپ را شوت کند. او اعتراف می‌کند که به آدرنالین معتاد است و مرتب به شنا می‌رود. نیک حتی آسمان‌نوردی را هم تجربه کرده است.

حس «اعتماد به نفس» به سادگی در او پدیدار نشده است. او در ملبورن استرالیا بزرگ شده و در دوران مدرسه، به دلیل زورگویی‌های دیگران بسیار افسرده بود. در ده سالگی او حتی خودکشی را نیز امتحان کرد. اما به مرور زمان سعی کرد که مثبت اندیش باشد. در ۱۷ سالگی، سرایدار دبیرستان او را تشویق کرد تا یک «سخنران عمومی» شود. این چهره کاریزماتیک استرالیایی اکنون به نقاط مختلفی از جهان سفر می‌کند تا برای جمعیت‌های مختلف مانند گروه‌های شغلی و بچه‌مدرسه‌ای‌ها سخنرانی کند. نیک به بیش از ۵۰ کشور جهان سفر کرده و هزاران بار سخنرانی داشته است.

او نویسنده کتاب «عشق بدون محدودیت» است و اکنون با همسرش «کانا» و پسر دوساله‌اش در کالیفرنیا زندگی می‌کند. فرزند بعدی آن‌ها هم در راه است.

او یک موسسه غیرانتفاعی «زندگی بدون دست و پا» را به راه انداخته که در زمینه بازاریابی سخنرانی‌ها و کمپین‌های ضد زورگویی او فعالیت می‌کند. گفتنی است تاکنون مستند و کلیپ‌های ویدئویی زیادی از او منتشر شده است.

نیک وویچیچ انسان موفق

«نیک وویچیچ» باشید!
نیک وویچیچ می‌گوید: «امروز اینجا هستم تا به شما بگویم خدا خیلی دوستتان دارد. اگر به سمت او بروید اتفاقاتی در زندگی‌تان می‌افتد که شما را مطمئن می‌کند.» کافی است به این فکر کنید که نمی‌توانید عزیزترین افراد زندگی‌تان را در آغوش بگیرید. دوچرخه‌سواری، کوه‌نوردی و بسیاری از ورزش‌های هیجان‌انگیز دیگر در لیست کارهایی قرار دارد که شما نمی‌توانید انجام دهید. در آن لحظه است که قدر سلامت خود را بیشتر می‌دانید. نیک اما به «امید» باور قلبی دارد. شاید شما هم موافق باشید که نیک در زندگی از ما موفق‌تر هم است. شعار زندگی‌اش «معلولیت، محدودیت نیست» بوده و همین مسئله به او کمک کرده است. امید و مثبت‌اندیشی گویا حلقه گمشده زندگی بسیاری از ما است.

نیک وویچیچ،استادیوم فوتبال،قدرت امید،سرپا،تولد،مسواک زدن،قدرتمند،امید بخش،پزشکی،ناتوانی فیزیکی،مادرزادی،سندرم،تترا آملیا،مفصل،تعادل،آدرنالین،توپ،اعتماد به نفس،افسرده،کاریزماتیک،عشق،کشور،کانا،زندگی،خدا،آغوش،کوه نوردی،دوچرخه سواری،ورزش،هیجان انگیز،سلامت،موفق،معلولیت،مثبت اندیشی،گمشده