روانشناسی

رفع اضطراب و استرس با این ۹ روش

اضطراب عبارت است از يک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پريشاني فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي مي شود. در فرآيند اضطراب  بر خلاف ترس طبيعي،  يک عامل حقيقي ترس آور يا خطرناک يا آسيب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمي  دچار احساس خطر مي شود و هر گاه ذهن در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري که در زندگي مکررا” برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج  شود و حساسيت بيش از حد به رخداد هاي آتي و احتمالي پيدا کند دچار اضطراب مي شويم.احتمالاً هیچکدام از ما با این حس و تاثیرات منفی بسیار قوی آن بر زندگی غریبه نیستیم. اما راه‌ها و عادت‌های مختلفی وجود دارد که کمکتان می‌کند این نگرانی‌ها را کم کنید و خیلی راحت‌تر با چنین افکاری کنار بیایید.
۱. بیشتر چیزهایی که بخاطر آن نگران می‌شوید، هیچوقت اتفاق نمی افتند. به این جمله از چرچیل توجه کنید: «وقتی به عقب، به همه این نگرانی‌ها نگاه می‌کنم، داستان پیرمردی را به خاطر می‌آورم که در بستر مرگ خود گفت که مشکلات بسیار زیادی در زندگی خود داشته است که بیشتر آنها هیچوقت اتفاق نیفتادند.» این داستان زندگی همه ماست. پس وقتی می‌فهمید که نگرانی‌ها کم‌کم در حال نمود است، این سوال را از خودتان بپرسید: چقدر از چیزهایی که از آن می‌ترسیدم در زندگی‌ام اتفاق بیفتد، واقعاً اتفاق افتاده است؟ اگر شما هم مثل اکثر افراد باشید، پاسختان به این سوال این خواهد بود: خیلی کم. و آن تعداد کم اتفاقات بد هم به اندازه که انتظار داشته‌اید دردناک نبوده‌اند. نگرانی‌ها دیوهایی هستند که خودتان در ذهنتان می‌سازید. پرسیدن مرتب این سوال از خودتان و یادآور شدن به خودتان که چقدر این نگرانی‌ها کوچک هستند، آرام ماندن قبل از اینکه آن نگرانی به یک طوفانی از افکار منفی تبدیل شود، را بسیار ساده‌تر می‌کند.
۲. از گم شدن در ترس‌های مبهم خودداری کنید. وقتی ترس‌ها در ذهنتان توام با ابهام هستند، خیلی راحت در آن نگرانی‌های افراطی و داستان‌های فاجعه‌آمیزی که برای خودتان می‌سازید، گم خواهید شد. پس برای روشن کردن این افکار از خودتان سوال کنید: صادقانه و منطقی، بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟ وقتی به این سوال پاسخ دادید، زمانی را برای بررسی و فکر کردن به اینکه اگر آن اتفاق بیفتد، چه می‌توانید بکنید اختصاص دهید. تجربه ثابت کرده است که بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد آنقدرها که فکر می‌کنید ترسناک نیست. چند دقیقه وقت گذاشتن برای روشن و واضح کردن این افکار کمکتان می‌کند در زمان و انرژی بسیار زیادی از خودتان صرفه‌جویی کنید.
۳. سعی نکنید حدس بزنید در فکر دیگران چه می‌گذرد. اینکه سعی کنید فکر کسی را بخوانید معمولاً خیلی درست از آب درنمی‌آید. درمقابل خیلی راحت یک داستان خیلی افراطی و فاجعه‌بار در ذهنتان می‌سازد. بنابراین باید راهی انتخاب کنید که به نگرانی‌ها و سوءتفاهمات کمتری منجر شود. حرف بزنید و چیزی که می‌خواهید بدانید را سوال کنید. با اینکار آزادی بیشتری در روابطتان ایجاد خواهید کرد و با جلوگیری از بروز مشاجرات و منفی‌گرایی ارتباطات شادتری خواهید داشت.
۴. در موقعیتی که می‌دانید نمی‌توانید درست فکر کنید، دست از فکر کردن بکشید. خیلی وقت‌ها وقتی گرسنه‌تان است یا می‌خواهید بخوابید، ذهنتان بسیار آسیب‌پذیر است. به همین دلیل نگرانی‌ها راحت‌تر در ذهنتان پدیدار می‌شود.  خیلی وقت‌ها بخاطر همین احساسات ساعت‌های دردناک زیادی را خواهید گذراند. فقط کافی است که خیلی زود این افکار را بشناسید و به خودتان بگویید: بعداً که ذهنم بازتر و سرحال‌تر بودم به این مسئله فکر می‌کنم. البته این به کمی تمرین نیاز دارد اما مطمئن باشید که ارزشش را دارد و تفاوت بسیار زیادی در زندگیتان ایجاد خواهد کرد.
رفع اضطراب و استرس
۵. یادتان باشد، آدمها آنقدرها که شما تصور می‌کنید به شما و درمورد شما فکر نمی‌کنند. آنها خودشان بسیار مشغول فکر کردن به نزدیکانشان و به این فکر می‌کنند که دیگران درموردشان چه فکر می‌کنند. پس لازم نیست غرق در نگرانی فکر کردن به این شوید که دیگران چه فکری درموردتان می‌کنند. اجازه ندهید این افکار شما را از زندگی‌تان عقب بیندازد.
۶. ورزش کنید. هیچ چیز مثل ورزش کردن فشارهای درونی‌تان را تخلیه نمی‌کند و ورزش باعث می‌شود احساس قطعیت و تمرکز بیشتری هم داشته باشید. بنابراین بااینکه ورزش کردن کمکتان می‌کند جسم قوی‌تری بسازید، اما انگیزه اصلی‌تان برای انجام آن باید فواید عالی و فوق‌العاده آن برای فکر و ذهنتان باشد.
۷. نگرانی‌تان را زیر روشنایی ببرید. با زیر نور بردن آن نگرانی بزرگتان و حرف زدن درمورد آن با یکی از نزدیکانتان، دیدن واقعیت ماجرا برایتان خیلی راحت‌تر خواهد شد. بیرون ریختن نگرانی‌ها تفاوت بزرگی در وضعیتتان ایجاد می‌کند و بعد از مدتی به این فکر خواهید کرد که چه بود که اینقدر برایش نگران شده بودید. گاهی‌اوقات آن فرد فقط کافی است که به حرف‌های شما گوش کند و گاهی اوقات هم خیلی خوب است که از طرف‌مقابلتان کمک بگیرید تا یک راه‌حل عملی‌تر و مفیدتر پیدا کنید. اگر در آن لحظه کسی را ندارید که با او دومورد نگرانی‌ که ذهنتان را درگیر کرده صحبت کنید، با نوشتن آن را بیرون بریزید. فقط کافی است که آن را به بیرون از ذهنتان بیاورید تا آرام‌تر شوید.
۸. زمان بیشتری را در زمان حال بگذرانید. وقتی زمان زیادی را به زندگی کردن گذشته در ذهنتان سپری می‌کنید، بیشتر دچار نگرانی‌های مربوط به آینده خواهید شد. وقتی هم که زمان زیادی را غرق در آینده می‌شوید، راحت‌تر اتفاقات بد به ذهنتان خطور می‌کند. بنابراین سعی کنید بیشتر وقت و تمرکزتان را صرف زمان حال کنید. دو راه عالی برای ارتباط برقرار کردن با اتفاقاتی که در زمان حال می‌افتد عبارتند از: * سرعتتان را کم کنید. همان کاری که در زمان حال انجام می‌دهید را ادامه دهید اما کمی سرعتتان را پایین بیاورید. با اینکار آگاهی بیشتری درمورد اتفاقاتی که در آن لحظه و در اطرافتان می‌افتد پیدا می‌کنید. * قطع کنید، دوباره وصل شوید. اگر احساس می‌کنید نگرانی‌‌هایتان در حال پدیدار شدن است، با فریاد زدن این جمله در ذهنتان به خودتان آن فکر را قطع کنید: دست بردار! بعد با یک تا دو دقیقه وقت گذاشتن برای تمرکز بر اتفاقاتی که در همان زمان و مکان می‌افتد، دوباره با زمان حال ارتباط برقرار کنید. آن را با همه حس‌های خود در آغوش بکشید. آن را حس کنید، ببینید، ببویید، بشنوید و روی پوستتان لمسش کنید.
۹. دوباره روی قدم کوچکی که برای جلو رفتن می‌توانید بردارید تمرکز کنید. برای بیرون ریختن نگرانی‌ها و خالی کردن ذهنتان خیلی خوب است که سریع وارد عمل شوید و برای حل مسائل و مشکلات مربوط به چیزی که باعث نگرانی‌تان شده است قدم بردارید. پس از خودتان بپرسید: آن قدم کوچکی که می‌توانم همین الان برای بهبود وضعیتم بردارم چه می‌تواند باشد؟ بعد روی آن کار متمرکز شوید. بعد از آن می‌توانید به قدم کوچک بعدی فکر کنید و باز وارد عمل شوید.

سنگ مخصوص متولدین هر ماه

در این قسمت متولدین هر ماه سنگ مخصوص همراه با ویژگی هایش را برای شما کاربران جمع آوری کرده ایم ، با ما همراه باشید .
فروردین(حمل-بره-ارایز): سنگ های قرمز
علامت مشخصه متولدین این ماه فعالیت است که در سطح فیزیکی بصورت ابتکار، جاه طلبی و خلاقیت بروز می کند و در سطح معنوی و روحانی به صورت پیش کسوت بودن و به خاطر دنیای بهتری برای انسانیت خود را به مخاطره انداختن ، جلوه می نماید . افراد این سیاره می توانند کل مجموعه از قرمز تا بالاترین فرم آن سفید را که به مفهوم از پست ترین تا والاترین است را ارائه دهند .
اردیبهشت (ثور-گاو نر – تورس) :
سنگ های زرد و صورتی علامت مشخصه متولدین این ماه عشق و عقل می باشد . کار واقعی عقل روشن کردن ذهن از طریق قدرت عشق می باشد . انسان های ان سیاره هماهنگی نزدیکی با محصولات زمینی دارند . این انسان ها نیازمند تغییر شکل دادن عشق فردی ، به خدمت غیر خودخواهانه هستند . پشتکار و ثبات قدم ، ذاتی انسانهای :توروئی” است که از لحاظ روحانی بیدار گشته اند و این خصوصیات موجب تمایل آن ها برای تغییر دادن میل تملک ، به میل سهیم شدن با انسان ها خواهد شد .صلح و آرامش ،فراوانی و زیبایی از علایم روحی بارز افراد روشن بین شده متولدین “تور” می باشد .
خرداد(جوزا- دو پیکر – جمینای) :
سنگ های بنفش خرداد (جمینای) علامت دوئیت است . این علامت بیانگر زندگی و مرگ ، شادی و غم ، سلامتی و بیماری ، فقر و فراوانی می باشد .با حفظ و تغییر شکل دادن “آتش اهریمنی” موجود در بدن بر قانون تغییر و مرگ غلبه می شود . این تحلیلی روحانی از این علامت است .
تیر (سرطان – خرچنگ – کنسر) :
سنگ های سبز سرطان دروازه زندگی است . در آب های مرموز ، بذرهای حیات به وجود می آیند . رنگ سبز رنگ این سیاره و رنگ طبیعت است . در عرصه روحانیت ، زندگی و عشق کلمات مترادفی هستند . بنابراین تولد های نو ، در همه زمینه های شکوفایی از طریق قدرت معجزه گر عشق ، پیام و تحلیل این علامت می باشد .
مرداد ( اسد – شیر – لییو) :
سنگ های طلایی یا نارنجی عشق از طریق خورشید به طرف کره زمین سرازیر می شود . اشعه خورشید طلایی است . طلایی راه دیگری برای بیان اشعه نارنجی می باشد . زیرا رنگ نارنجی مخلوطی است از اشعه زرد (عقل و درایت ) و اشعه قرمز(فعالیت) .شیر بیانگر فعالیتی است که از عقل سرچشمه می گیرد . قلب که توسط شیر اداره می شود مرکز خورشید تابناکی است برای یک زندگی تابناک . الوهیت و تواضع کلید های مدیتیشن، برای متولدین این ماه می باشد تکلیف و وظیفه اساسی کشتن شیر منیت و نفس است و این کاری است بس طولانی و صعب و مشکل که کشمکشها و جدال های فراوانی را به همراه دارد و در نهایت فرد را به این درک می رساند که مفهوم عشق ، ارضای قانون زندگی می باشد ضرورت این اصل تفاهم بین ملیت ها و انسانها از طریق عشق می باشد .
سنگ مخصوص هر ماه
شهریور ( سنبله – خوشه – ویرگو) :
علامت این ماه تغییر منطق به عقل می باشد . دانش و درک عقل را به وجود می آورند . منطق به تنهایی با خارج سر و کار دارد و در حالیکه سر و کار عقل با قلب درونی است . به کمک منطق تنها نمی توان به مرحله روشن بینی رسید . برای این منظور می بایستی که فرد عاقل شود .
مهر (میزان – ترازو – برج – لیبرا ) :
سنگ های زرد علامت این ماه در رابطه با هوا و در رابطه با ذهن می باشد . میزان ( ترازو) نشانگر نقطه عطف بزرگی در طبیعت است ، نشانگر اعتدال شب و روز در پاییز است . این علامت نشانگر امتحانی است که همه باید بگذرانیم ، ترازویی که اعمال سال را باید با آن وزن کنیم . این علامت نشانگر غلبه خود کوچک (خود پست تر – ایگو) که ما را از انسان ها جدا می سازد و عشق بی شائبه و خالصی که ما را به سوی وحدت راهنما خواهد شد می باشد .
آبان (عقرب – کزدم – اسکورپیو) :
سنگ های فرمز و قرمز پر رنگ و شفاف علامت عقرب یکی از مقتدرترین علایم است . قدرت عقرب دارای دو جنبه می باشد که از کم عمق ترین به سوی مرتفع ترین حرکت می نماید . عقرب که روی زمین می خزد و عقاب که در آسمان ها تا نزدیکی های خورشید پرواز می کند هر دو نشانگر این علایم می باشند .تغییر ، کلید این علامت است . زیرا تصفیه طبیعت حیوانی و بالا کشیدن نیروها به سطح بالاتر آگاهی ، بیانگر وظیفه عقرب می باشد . با حکمفرمایی بر طبیعت پست تر خویش ، نیروی زیادی را کسب خواهیم کرد .
آذر ( قوس – کمان – ساژیتاریوس ) :
سنگ های آبی تیره علامت این ماه تلاش بخش حیوانی انسان برای دستیابی به سوی قدرت خدایی است . زیرا ” ساژیتاریوس” (قوس) نشانگر افکار عالی و آرزوهای بکر می باشد .قوس(کمان) بیانگر عدد ۹ در شروع است . ذهن روحانی شده ، بالاترین علامت متولدین این ماه می باشد .
دی ( جدی – بزغاله – کاپری کورن) :
سنگ های سیاه و سفید علامت این ماه نشانگر آمیختن تیره ترین شب اسرار آمیز و با شکو ترین روز درخشان می باشد . ” کاپری کورن” نشانگر عبور از پل تاریکی است . قبل از اینکه فرد بتواند به انوار سفید و با شکوه دست یابد ، پیروزی بر دیو نفس هدف نهایی است .بهمن ( دلو – سطل آب – آکوآریوس ) : سنگ های آبی روشن متولدین این ماه به سوی حقایق جدید و کشف نشده ای راهنمایی می شوند . این افراد دارای فدرت های ارتباط با دیگران و کار دسته جمعی هستند . ایده آن ها یکی برای همه و همه برای یکی می باشد .
اسفند ( هوت – ماهی – پایسیس ) :
سنگ های آبی روشن و نیلی این علامت بیانگر جدال روح برای نجات بشریت از دیو طمع می باشد .متولدین این ماه ، کوشش زیادی برای عشق ورزیدن و خدمت غیر خودخواهانه دارند که این دو تنها راه های پیروزی هستند .
مهار اضطراب

تکنیک هایی برای مهار اضطراب

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.

تکنیک هائی وجود دارند  که می‌توان برای مهاراضطراب،  از آنها استفاده برد. همانگونه که می دانید بعضی از انواع اضطراب‌ها علل و عوامل مشخصی دارند وبرخی دیگر علت آشکاری ندارند. باید خاطر نشان کرد که روش‌های ذکر شده ،  شاید به تنهایی قادر به کنترل اضطراب‌های شدید نباشند و مراجعه به پزشک ضروری باشد . همچنین شدت و علت بروز اضطراب  ، برای کاهش  یا مهار آن در تکنیک های معرف شده ، تاثیرگذار است.

 یکی از بهترین  روشها  برای کاهش اضطراب استفاده از تکنیک  ریلکسیشن  یا تن آرامی  است. این تکنیک روشی بسیار عالی و موثر  برای کنترل اضطراب است. از این روش عمدتا در جریان  هیپنوتراپی ( هیپنوتیزم درمانی )  و روان درمانی انواع اضطراب‌ها، وسواس‌ها و سایر اختلالات روانی  و یا در ورزشهای  ذهنی استفاده میگردد. شخص مضطرب می‌تواند  با یادگیری این تکنیک بدون قرار گرفتن در جلسات روان درمانی، آرامش روزمره خود را تامین کند. استفاده طولانی مدت از این روش سبب حفظ آرامش روزمره در زندگی فرد شده و موجب می‌گردد   شخص  کنترل بیشتری روی علائم اضطرابی  وشرایط اضطراب زا داشته باشد. در این تکنیک به فرد آموزش داده می‌شود تا نسبت  به انبساط و شل کردن عضلات خود بپردازد. انقباض عضلات یکی از علائم  اساسی اضطراب است و احساس چنین علائمی متقابلا شدت اضطراب شخص را افزایش می‌دهد.

از دیگر شیوه ها و تکنیک های کاهش اضطراب  توجه  به تنفس و کنترل آن است. تحقیقات نشان می‌دهد که افراد در حالتهای اضطرابی  توجهی  به درستی تنفس خود ندارند  و دم و بازدم آنها به صورت سطحی انجام می‌پذیرد و این شیوه نادرست  تنفس کردن موجب می‌شود تا  فرد دی‌اکسید کربن را به طور کامل تخلیه نکرده و اکسیژن کافی در یافت  نکند و به این ترتیب سطح اضطراب  فرد  افزایش می‌یابد. با استفاده از تکنیک درست تنفس کردن  فرد می آموزد دم و بازدم خود را به آرامی و با کنترل آگاهانه و ارادی انجام دهد.

مهار اضطراب

مهار اضطراب

از دیگر راهکارهای مهم برای کاهش اضطراب، فعالیت های بدنی است  زمانی  که احساس نگرانی و اضطراب دارید بهتر است به کار و فعالیتی مشغول شوید. ذهن  در یک لحظه نمی‌تواند به چند موضوع متفاوت فکر کند. کاری پیدا کنید که برایتان سرگرم کننده باشد و مشغول آن  شوید. این تکنیک  باعث خواهد شد راحت‌تر با افکار اضطراب‌زا مبارزه کنید. در واقع خواهید توانست ذهن خود را از درگیر شدن با افکار منفی منحرف کنید و به کارهای دیگری بپردازید.در این میان باید تذکر داد که نقش فعالیتهای منظم ورزشی برای کاهش اضطراب اثبات شده و بسیار مفید است. ورزش کردن باعث خواهد شد که شما در مواجهه با شرایط اضطراب‌زا خونسردی و آرامش بیشتری داشته باشید. ورزش تاثیرات فیزیولوژیکی بر بدن دارد که این تاثیرات فیزیولوژیک فراهم کننده آرامش در افراد هستند.

تکنیک دیگر برای از بین بردن اضطراب تغییر  افکار منفی به افکار مثبت است  . اضطراب فریبکار است. به حکم طبیعت خود شرایطی را فراهم می کند که ما را از رسیدن به موفقیت مأیوس می کند. اما اگر تسلیم نشویم، موفق می شویم و می فهمیم که احساس ناتوانیمان توهمی بیش نبوده. تن ندادن به اضطراب از اهمیت وی‍ژه ای برخوردار است. تفکر مثبت هم از قدرت بالای برخوردار است. اگر به موفقیت و جنبه های مثبت کاری که می خواهیم انجام دهیم فکر کنیم احتمالا نتیجه کارمان بهتر می شود. البته این به معنای خوشبینی و خوش خیالی محض نیست و لازم نیست شکست را ندیده بگیریم. بلکه بهتر است به جنبه های مثبت امور توجه بیشتری نشان بدهیم تا اتفاقات خوب و مثبت بیشتری برایمان رخ بدهد. اغلب  هجوم افکار منفی باعث دربر گرفتن اضطراب را به همراه دارد و تاثیر مخرب روی ذهن فرد و درنتیجه برهم زدن آرامش فرد را فراهم می آورد  . برای کاهش اضطراب بهتر است شخص  به این دسته از افکار خود توجه و آنها را شناسایی کرده و افکار مناسبی را جایگزین آنها نماید.

از روش های  دیگر تکنیک رفع اضطراب استفاده از روش خیال ترسیده است .  در این روش در یک مکالمه خیالی درباره بدترین حالتی که اضطرابمان را در زمینه ای خاص شدید می‌کند صحبت می کنیم و بدترین وضعیت ممکنه را بازی می کنیم. در پایان کار متوجه می شویم که هرقدر هم وضع بد باشد باز می شود با آن کنار آمد و از آن عبور کرد. چه بسا که گاهی وضع اصلا به بدی تصور ما نخواهد بود. با برداشتن قدم اول اضطرابمان فروکش می کند. اگر به جای پرهیز از اضطراب با آن مواجه شویم به نتیجه مطلوب می رسیم.

محققین توصیه می‌کنند که از عامل اضطراب‌زا فرار نکنید. فرار از چیزی که موجب اضطراب شما می‌شود شاید به طور موقتی شما را از تحمل اضطراب آسوده کند، ولی راه حل کاملا نامناسبی است که باعث می‌شود ریشه اضطراب در شما باقی بماند و در مراحل بعدی نیز از رویارویی با آن هراس داشته باشید. به این جهت تلاش کنید عاملی را که موجب اضطراب شما می‌شود شناسایی کنید و حتی ‌الامکان با آن روبه رو شده و آنها را حل کنید. برای دست یابی به  این منظور می توانید از متخصص و مشاور ماهر کمک بگیرید.

از جمله موارد دیگری که می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کنند این است که  نسبت به افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس خود اقدام  کنید ، در کارهای خود برنامه ریزی داشته باشید و از فنون خود هیپنوتیزم بهره بگیرید . اگر با وجود بکار بردن روش‌های بالا بازهم احساس کردید که نمی توانید اضطراب خود را تا حد مناسب کاهش دهید و هنوز با مشکل مواجه هستید می‌توانید از روشهای  هیپنوتراپی و یا هیپنوتیزم درمانی  ،  روان درمانی و دارو درمانی برای کاهش اضطراب استفاده کنید که مسلماً بایستی با بهره گرفتن از پزشک صورت پذیرد .

خونسردی خود را حفظ کنید

چند راهکار مفید که بتوانید خونسردی خود را حفظ کنید

سلامتی مهمترین بخش زندگی هر فرداست و فردی که مدام عصبانی می شود، باید در انتظار بیماری هایی نظیر افزایش فشار و قند خون باشد.

راههای کنترل خشم با الهام از راه کارهای پیشنهادی از سوی متخصصان و افراد خبره در این زمینه می تواند نتیجه ای بهتر و موفقیت امیز تر داشته باشد. در این بخش با برخی از انها آشنا می شوید.

اینکه گاهی در زندگی عصبانی شویم، کاملا طبیعی و عادی است؛ چرا که در برخی مواقع حتی موارد کوچک هم می توانند ما را تحریک کنند. متاسفانه خشم و عصبانیت احساساتی هستند که به سختی می توان آنها را کنترل کرد اما با به کارگیری چند روش کارآمد می توان تلاشی سودمند در جهت کنترل این احساسات کرد.

در این مطلب قصد داریم با ارائه چند راهکار مفید به شما کمک کنیم تا به آسانی بتوانید خونسردی تان را حفظ کنید. این مطلب را تا انتها بخوانید.

۱- نفس عمیق

بهترین حالت آن است که از روش های ۴-۶-۸ استفاده کنید؛ یعنی نفس عمیق بکشید و تا ۴ بشمارید و در نهایت نفس خود را بیرون بدهید و تا ۸ بشمارید. این تمرین را حداقل ۴ بار تکرار کنید. در کنار نفس عمیق، شمردن تا ۱۰ هم توصیه می شود. گرچه با انجام این کار خشم کاملا از بین نمی رود و مسئله برطرف نمی شود اما این روش می تواند شما را از هرگونه واکنش سریع و تصمیمات غیرمنطقی بازدارد.

۲- اهمیت ندادن به خشم

مسلم است که خشم خود را به سادگی نمی توانید مهار کنید اما یاد بگیرید که با مهم جلوه دادن خشم، فریاد زدن و حتی کوبیدن در نمی توانید بر خشمتان غلبه کنید؛ پس به ای این کارها، بکوشید تا خشمتان را مانند یک ابر تصور کنید؛ یعنی احساس کنید که خشم الان اینجاست ولی همزمان و به سرعت در حال حرکت و گذر است.

راههای کنترل خشم و عصبانیت ، راههاي كنترل خشم و عصبانيت ، راههای کنترل بر خشم

۳- گفتگو با دوستان

وقتی به قدری عصبانی هستید که نمی دانید چگونه باید از این حالت بیرون بیایید، بهتر است با یکی از دوستان صمیمی تان تماس بگیرید و از ته دل درباره خشم خود صحبت کنید تا حالتان بهتر شود.

خونسردی خود را حفظ کنید

خونسردی خود را حفظ کنید

۴- فرونشاندن خشم

در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، لازم است خشمتان را تخلیه کنید. در این مواقع حرکت، بهترین وسیله برای رهایی سریع از عصبانیت است؛ زیرا با حرکت، هورمون استرس کاهش می یابد و هورمون اندروفین یا همان هورمون شادی آزاد می شود. یکی دیگر از راهکارهای مفید برای زدودن خشم، پیاده روی یا دویدن در اطراف منزل است.

۵- مراقبه و تعمق

اگر دائما عصبانی می شوید، باید مراقبه کردن را تمرین کنید. روزانه ۱۰ دقیقه تمرین لازم است تا بتوانید ذهن تان را هنگام عصبانیت شدید در عرض چند ثانیه آرام کنید؛ برای این منظور جای راحتی را انتخاب کنید، چشم ها را ببندید و سپس آگاهانه بر روی تنفس خود متمرکز شوید و چگونگی ورود و خروج هوا را در بدنتان احساس کرده و بعد تمرکز کنید و حتی الامکان بکوشید تا از افکار خود خارج نشوید. این تمرین به شما کمک می کند تا در زمان عصبانیت به سرعت خود را آرام کنید!

۶- استفاده از وسیله ای برای تحریک

اجازه بدهید با مثالی موضوع را روشن کنیم؛ مثلا نیش پشه را می توان از طریق خارش در مدت کوتاهی دفع کرد؛ پس برای اینکه خشم تان را بپوشانید، لازم است از یک محرک شدیدتر استفاده کنید؛ برای نمونه می توانید آب نبات زنجبیلی بمکید یا یک فلفل قرمز را چندین بار گاز بزنید؛ پس، از این به بعد برای کنترل خشم در کیف دستی یا در کشوی میزتان چندین آب نبات زنجبیلی یا خوراکی هایی از این قبیل قرار دهید.

۷- لبخند زدن

در مواقعی که بسیار عصبانی هستید، سعی کنید یک بار لبخند بزنید؛ زیرا تنها وقتی که حال خوبی داریم، لبخند نمی زنیم؛ بلکه در زمانی که می خواهیم حال بهتری داشته باشیم نیز لبخند به لبانمان می نشیند؛ علاوه بر آن خنده استرس را کم می کند، فشار خون را کاهش می دهد و نیروهای دفاعی بدن را قوی تر می کند. فراموش نکنیددر هر صورت، لبخند ارزشمند است.
راههای کنترل خشم و عصبانیت ، راههای کنترل بر خشم ، راههای کنترل خشم عصبانیت

۸- مقایسه ممنوع

گاهی اوقات علت عصبانیت افراد مقایسه خودشان با دیگران است؛ مثلا شخص می گوید که درآمد همکارم بیشتر از من است یا اتومبیل همسایه ام بهتر از اتومبیل من است و یا مواردی از این دست. خود را با دیگران مقایسه نکنید و تنها موقعیت خاص خود را در نظر بگیرید. اگر از موقعیت فعلی تان ناراضی هستید یا فکر می کنید موقعیت دیگران بهتر از وضعیت فعلی شماست، آستین تان را بالا بزنید و کمی اوضاع را تغییر دهید. در هر حال در هنگام مقایسه کردن خود با دیگران هرگز عصبانی نشوید و بیشتر به فکر خود باشید.

۹- اندیشیدن به مانترا

«مان» به معنی فکر و «ترا» به معنی آزاد شدن است؛ در حقیقت مانترا مجموعه ای از کلمات و آواهایی است که با لحن خاص و به دفعات تکرار می شوند و به آن دلیل که مانترا تاثیر مثبتی بر جسم و روح می گذارد، در مراقبه کاربرددارد. مانترا به تعادل ذهنی کمک می کند و از این طریق باعث می شود عصبانیت ما سریع تر فروکش کند یا دیرتر ظاهر شود.

به یک جمله یا یک شعار فکر کنید که بتواند شما را در چنین موقعیتی آرام کند. در مواقع خشم با جملاتی نظیر «آن ارزش ندارد»، «من کاملا آرام هستم»، مانترا را در خود ایجاد کنید و خود را از خشم برهانید.

شخصیت شناسی از روی گروه خونی

رابطه بین گروه خونی و شخصیت افراد

گروهی معتقدند بخشی از شخصیت انسان در گروه خونی اش نهفته است؛ این گروه می گویند گروه خونی مشخص می کند که مقتدر، وارسته، سرد یا احساساتی هستید. البته هیچ تحقیق علمی مستندی در این مورد انجام نگرفته و همه چیز فعلادر حد یک فرضیه است که البته در نوع خود جالب و بامزه به نظر می رسد و می توان به عنوان نوعی نظریه به آن فکر کرد
بسیاری از دانشمندان زیست شناسی معتقدند خصلت ، منش ، رفتار، توان و کارایی، خلاقیت و خلق و خوی هر فرد بستگی به نوع گروه خونی وی دارد . در بسیاری از کشورهای صنعتی بخصوص ژاپن ، برای پست های مدیریتی و اجرائی ، هنگام استخدام افراد ، به نقش گروههای خونی آنها توجه ویژه ای می شود. می خواهید بدانید شما دارای چه شخصیتی هستید!!!؟

گروه خونی O :
افرادی سالم تر ، دارای هدفی مشخص و اندیشمندتر هستند
بیش از دیگران حسود و مقام طلبند .
پر حرف اند
ولی سیاستمداران ، وزیران و ورزشکاران خوبی هستند.
گروه خونی A :
افراد آرام ، منظم ، مطیع قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند
انعطاف ناپذیر ، تودار ، خودخواه و مشکل پسندند.
این افراد برای کارهای حسابداری ، هرگونه امور اقتصادی ، مالی ، کامپیوتری و مهندسی شایستگی
دارند.

گروه خونی B :
مردمانی رک و سریع الهجه ، حساس و در عین حال دارای پشتکار هستند.
ناشکیبا ، غیرقابل پیش بینی و در کارهایی که مورد علاقه آنهاست تنبل اند
این افراد دهانشان چفت و بست نخواهد داشت و نمی شود اسرار و کارهای محرمانه را با آنها در میان
گذاشت.
این افراد شایسته روزنامه نگاری و نویسندگی ، هنر و کارهای فکری هستند
گروه خونی AB :
افرادی منطقی ، حسابگر ، امین و رو راستند
سازمانده ، مطیع و در عین حال نیرومند هستند
این افراد به آسانی کسی را نمی بخشند، گاهی خشمگین می شوند و اغماض را دوست ندارند
محافظه کارند و نمی شود آنها را به راحتی شناخت
این افراد برای مدیریت ، قضاوت ، نمایندگی ، کارگری و کارفرمایی هردو مناسبند.

کودک درون

همه چیز در مورد کودک درون

کودک درون چیست؟

کودک درون مبحثی مهم در روانشناسی است که در درمان رفتارهای ناهنجار، عادات و اضطراب های به جا مانده از دوران کودکی به روانشناسان کمک می کند. کودک درون، بخشی از وجود ماست که گاهی ناسازگار است و گاهی دوست دارد بچگی کند و مانند یک بچه پرنشاط و سرزنده دست به هیجاناتی بزند که ظاهرا با منطق و استدلال سازگاری ندارد. کودک درون عاشق بازی، شادی، شوخی و سبکسری است ولی بیشتر اوقات والد آگاه، جدی و دارای رفتار تکلیف گرا بر او مسلط می شود و اجازه نمی دهد خود را نمایان کند که در این صورت بلوغ عاطفی شخص رشد نمی کند.

شما با کودک درون خود آشنا هستید؟ شاید خیلی از شما از وجود بخشی از درون خود ناآگاه باشید. اخیرا در سینما و تلویزیون یا مطبوعات اشاراتی به کودک درون شده است. کودک درون یکی از قوی ترین حس های وجود هر انسان است که با کمی فکر کردن می توان تشخیص داد که کودک درون در چه موقعیتی قرار دارد. اگر شما فردی جدی هستید و از زندگی لذت نمی برید یا با دیدن فیلم های کمدی نمی خندید و آن را مضحک می پندارید، بدانید که کودک درون شما مریض است و برای رهایی از این قبیل مشکلات که به دلیل بیماری این کودک در شما مشکل گرفته، کافی است.

● مشاهده کودک درون

برای اینکه کودک درون خود را شناسایی کنید خود را در موقعیتی آرام قرار داده و چشم هایتان را ببندید، ۳۰ دقیقه خود را در کودکی بین سه تا هشت سال تصور کنید. خود را شکل این کودک و ابتدا در تبادل با اعضای خانواده و سپس در ارتباط با همبازی های تان که در همسایگی یا مدرسه شما هستند، ببینید. توجه کنید چگونه به اعضای خانواده عکس العمل نشان می دهید و با دوستان و همبازی های خود کنار می آیید و از بازی با آنها لذت می برید یا نه. سرانجام خود را در محیط خانواده تصور کنید. آیا شما شاد و پرانرژی و هیجان زده هستید و از زندگی لذت می برید؟ آیا شما جدی، غمگین و ناامید از زندگی هستید؟ اگر کودکی غمگین و جدی هستید سعی کنید آخرین تجربه شادی را که به عنوان یک کودک داشتید، به یاد آورید. این آخرین خاطره از شما به عنوان کودک شاد (کودک درون) است که در درون شما وجود دارد تا از عهده استرس برآید. ما می توانیم به کودک درون خود بگوییم در زندگی خیلی جدی و سختگیر نباشد و به اشتباهاتش بخندد و سعی کند از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرد.

● چگونه کودک درون را کشف کنیم؟

بچه ها تقریبا هر کاری که بخواهند انجام می دهند و شادند. شما هم باید کودک درون خود را کشف کنید تا شادتر باشید. با سکوت های طولانی و یادآوری خاطرات کودکی و لحظاتی که شاد بوده اید، می توانیم دوباره او را زنده کنیم. همچنین وقتی عاشق می شوید، شیدایی پیشه می کنید باید بدانید که کودک درون شما فعال شده و از سلطه والد آگاه شما بیرون آمده است. وقتی به مهر و محبت احتیاج دارید، وقتی افسرده می شوید، وقتی به امنیت و پشتیبانی و احترام نیاز دارید، یعنی کودک درون شما زنده شده و با زبان بی زبانی نیازهای خود را مطرح کرده است. زمانی که سرگرم بازی می شوید، زمانی است که کودک درون شما به حرکت درآمده و بالاخره وقتی با بچه ها به بازی می پردازید یا به تماشای کارتون می نشینید، بدانید که به کودکی خود برگشته اید و کودک درون شما فعال شده است.

● ارتباط با کودک درون

اگر با کودک درون مان ارتباط برقرار نکنیم او تنها و منزوی می شود و خود را پنهان می کند. اگر به احساس ها و علاقه مندی هایش اهمیت ندهیم او سرکوب می شود و آسیب می بیند. متاسفانه بسیاری از افراد وقتی با کودک درونشان مواجه می شوند درمی یابند نیاز کودک شان به مهر و محبت و اعتماد، امنیت و پشتیبانی برآورده نشده است. افرادی که از زندگیشان ناراضی هستند باید توجه کنند که مدت هاست پیام های کودک درون شان را نادیده گرفته اند، اما نکته مثبت این است که هر لحظه اراده کنند می توانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درون شان و آشنا شدن با آن راهی جدید به سوی زندگی تازه و شاد و پرانرژی باز کنند. پس مرحله شناخت کودک درون و نشان دادن جهان به او و دعوت کردن او به زندگی می تواند به طرز معجزه آسایی مسیر زندگی و نحوه انتخاب هایتان را تغییر دهد و شما را به سمت انتخاب های بهتر هدایت کند.

کودک درون

کودک درون

● پیامدهای منفی سرکوب کودک درون

وقتی در مقام یک بزرگسال تمایلات، خواسته ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می کنید، در معرض خطرات زیر قرار می گیرید. هرگز یاد نمی گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید. هرگز یاد نمی گیرید چگونه آرام باشید و استرس های خود را کنترل کنید. از اینکه به اندازه کافی خوب نیستید احساس گناه می کنید و از بودن در کنار خانواده و کودک تان لذت نمی برید. نسبت به افرادی که از زندگی لذت می برند، بدبین می شوید. از صمیمی شدن با دیگران می ترسید و منزوی می شوید.

● با چه کارهایی کودک درون خود را نمایان کنیم؟

جایگاه کودک درون در ضمیر باطن است، چون متعلق به دوران کودکی ماست بعدها توسط بایدها و نبایدها که دستورات جدی ضمیر آگاه ماست پوشیده شده، پس لایه های زیر ذهن ما جایگاه اوست و اگر می خواهید فعال شود، باید برایش اقدام هایی کنید مثلا گاهی به خود اجازه دهید که مثل بچه ها رفتار کنید، مثلا زود قهر و زود هم آشتی کنید، دست به هیجاناتی که برای شما شادی می آورد، بزنید و سایر اقدام هایی که اشخاص بالغ، کمال طلب و جدی به آن دست نمی زنند.

سعی کنید آخرین خاطرات شادی افزای خود را به یاد بیاورید و او را به صحنه ضمیر آگاه بکشانید و از آن لذت ببرید. سختگیری نکنید، خود را رها کنید، روی اشتباهات خود تعمق نکنید و سعی کنید از کوچک ترین وقایع اطراف خود لذت ببرید. وقتی احساس غم، شادی، ترس و لذت می کنید، یعنی کودک درون شما دست استمداد به طرف شما دراز کرده دست او را بگیرید و برای او کاری کنید تا احساس خوبی در شما پدیدار شود.

● از کجا می فهمیم کودک درون فردی خواب است؟

بازی نمی کند و از بازی کردن لذت نمی برد. هیچ گاه خودش را لوس نمی کند. با زبان بچگانه حرف نمی زند. از نزدیک شدن به دیگران برای آشنایی می ترسد. قادر نیست استرس و خشم خود را کنترل کند. وقتی به پارک می رود فقط قدم می زند و مثل آدم های خیلی جدی به اطرافش نگاه می کند و به بازی های بچه ها چندان توجهی ندارد. از احساسات طبیعی خود مثل گریه کردن، خوشحالی همراه با قیل و قال خودداری کرده و هیجانات خود را کنترل می کند. دست به ابتکارات، خلاقیت و خلاصه هر کاری که ریسک پذیر است نمی زند و سعی می کند به کارهای تکراری که هیجان آفرینی ندارد، بپردازد.

● برای اینکه کودک درون مان فعال تر شود، چه باید کرد؟

سعی کنید از چیزهای کوچک، پیش پا افتاده و حتی بی ارزش به هیجان بیایید و لذت ببرید. به آسمان نگاه کنید. به لکه های سفید ابر در آسمان آبی نگاهی بیندازید. از قهقهه کودکان به نشاط بیایید و از صدای پرندگان لذت ببرید تا کودک درون شما فعال تر شود. از پاییز، بهار، گل های بهاری، دشت ها و کوه ها لذت ببرید تا حس بهتری پیدا کنید، یعنی آشتی با طبیعت سرلوحه برنامه های شما باشد. کودکانه به جست و خیز بپردازید. دست از رسمی بودن، کمال گرایی بردارید و خود را رها کنید، نترسید که شما را احمق بپندارند. نگرانی از آینده و رنجش از دیگران را به فراموشی بسپارید و خود و دیگران را ببخشید تا آزاده، رها، سرزنده باقی بمانید. در بعضی از مواقع و در بعضی از لحظات سعی کنید دست از جدی بودن بردارید، دنبال ارزش های کاذب، بودن ها و داشتن ها نباشید. در این صورت است که کودک درون رها می شود و شما قادرید دست به ابتکار و خلاقیت بزنید. و در آخر برای شفای کودک درون خود باید باورهای کهنه، آداب و سنن دست و پاگیر، ارزش های عصبی و باید و نبایدهای عصبی را به کناری گذاشته، صبر، شکیبایی، عشق و محبت را جایگزین آن کنید. در این صورت است که این کودک هوشمند و شفایافته زنده شده و بر خیلی از مشکلات روز شما غلبه خواهد کرد.

محاسبه رنگ اسم

محاسبه رنگ اسم و ویژگی آن

برای نام هر فردی رنگ مخصوصی وجود دارد که در زندگی او تاثیرگذار است.

روانشناسان  معتقدند که همه ما به نوعی تحت تاثیر رنگ ها هستیم و  از این طریق (خود ) واقعی مان را نشان می دهیم.

اینكه ما بدانیم اسم ما رنگ مخصوصی داردو می‌توانیم راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابیم باید جالب باشد .

به موارد زیر کاملا دقت کنید:

قرمز: ش ج س الف
نارنجی:‌ ‌‌‌ت ث ك ب
زرد: ی ل ص ض
سبز:  و م د ژ
آبی: چ ن ط ظ
نیلی: ح خ ف
بنفش: ع پ غ
صورتی: ز ق ه
طلایی: ر ذ گ

حال اسم و فامیل خودتان را  روی كاغذ بنویسید و مطابق با حروف و اعداد بالا به رنگ مربوطه دست پیدا ‌كنید.

مثال : لیلا جلالی   ل۳ ی۳ ل۳ الف۱ ج۱ ل۳ الف۱ ل۳ ی۳

سپس اعداد را با هم جمع کنید و ارقام حاصله را هم با هم جمع کنید:

۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+ ۱+۳+۳+۳

۳=۱+۲       عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.

حالا میتوانید مشخصات خود را بخوانید.

صورتی

این افراد دارای قدرت فیزیکی بالایی هستند  و بدلیل اراده ی بالایی كه دارند میتوانند رویاهایشان را به راحتی به واقعیت تبدیل كنند. مسئولیت پذیر هستند و می‌توانند با دیگران در حل مشکلاتشان همفکری کنند. بسیار عاطفی هستند و با دیگران بیش از حد معمول صمیمی هستند.

قرمز

بسیار جاه طلب هستند و گاهی برای رسیدن به اهداف خود امکان دارد از دیگران هم مایه بگذارند. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش میکنند که مورد توجه باشند و فعالیتهایشان را همه ببینند.بسیار خونگرم هستند و به سادگی تحریك می‌شوند. ممكن است در اوج شادی به یکباره و با كوچكترین بهانه ای اخمهایشان در هم رفته و به لاك خود فرو بروند. باید سعی داشته باشند تا از انرژی فوق العاده خود در جهت مثبت استفاده كنند.

زرد

بسیار تیز هوش هستند.شخصیتشان بسیار خوش بین و فعال است. هرگز در ابراز آنچه می‌خواهند به زبان بیاورند كم نمی آورند.بسیار مبتکر و مستعد و اجتماعی هستند و با هر قشری میتوانند ارتباط برقرار کنند. با وجودی كه روحیه ی بسیار شادی دارند فقط زمانی رضایت خواهند داشت که بتوانند شادیهایشان را با دیگران تقسیم كنند.تنها ایرادی كه ممكن است داشته باشند بلا بودن بیش از حد قدرت تخیل و تجسمشان است که گاهی در آن غرق میشوند . اگر در کاری قادر به کنترل صحیح  و درست در بکار گیری انرژی و توانشان نباشند آن کار را که با هدفی مشخص شروع کرده اند ناتمام میگذارند.

طلایی

همیشه سطح بالا فکر میکنند و با رفتار و کلامشان همیشه اطرافیان را شیفته و جذب شخصیت خود میکنند. دانش و آگاهی  آنها نسبت به مسائل غیر قابل توصیف است. با خوش بینی زیاد به مسائل نگاه میکنند.  مهلمان خوبی هستند و تجربه هایشان را براحتی به دیگران انتقال میدهند. در شرایط منفی ایده هایی دارند که  باعث بوجود آمدن موقعیتهای مثبت  خواهد شد.

نیلی

زندگی آنها عارفانه است.  به پاکی و زیبایی های دنیا علاقه دارند و میتوانند اطرافیانشان را از حالت افسردگی خارج کنند. علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوستی كه دارند دارای حس ششم و الهامات قلبی بالایی هستند و میتوانند براحتی متوجه مشکلات سایرین شوند.

سبز

افراد منظم، دقیق و برنامه ریزی هستند زندگیشان آشفته و بدون هدف نیست. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی به آنها مراجعه میکنند. برای حل مشكلات دیگران بشدت حرص می‌خورند.تكامل شخصیتی برایشان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی‌دارند. ترجیح می‌دهند بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی تمرکز داشته و به فعالیت بپردازند.

بنفش

عاشق كند و كاو و جستجو در عمق هر پدیده هستند و شاید هم به همین دلیل به علوم ماوراء الطبیعه علاقمند هستند و این باعث شده به رشته هایی مثل فلسفه گرایش داشته باشند. اگر مساله ای را خود تجربه نکرده باشند براحتی آن را نمیپذیرند.برای حل مشكلات نیز راه حل را در درون خود می جویند. عاشق تنهایی و درون گرا هستند  هماهنگ شدن با دیگران كمی برایشان مشكل است.

آبی

احتمالا از نظر دیگران افرادی خاکی و بدون تشریفات و جالبی هستند. آزادی برایشان با ارزش است و نمیتوانند در محیط محدودی که آنها را زیر نظر دارند کار کنند.  اعتقاد زیادی به حقیقت دارند و زندگی را با همه مشکلاتش میپذیرند و برایشان ارزشمند است.

نارنجی

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی دارند که باعث شده در میان دیگران محبوبیت داشته باشند.دیگران از بودن با آنها لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی میکنند همیشه نیمه پر لیوان را ببینند و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام كاری مثبت فراهم سازند. آماده كمك به دیگران هستند . رنگین كمان زندگی شان را دوست دارند و سعی دارند زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایند.

انرژی مثبت

چگونه منبع انرژی مثبت باشیم ؟

امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
ما در این مقاله روش های اینکه چگونه انرژی مثبت داشته باشیم را برایتان جمع آوری کرده ایم با ما همراه باشید .
● در حوضچهٔ اکنون زندگی کنیم
از گذشته درس بگیریم و رهایش کنیم و استرسی را که در آینده ریشه دارد، از ذهن دور کرده و در زمان حال زندگی کنیم.
● با آئینه، آشتی کنیم
در محل زندگی‌مان آئینه‌ای را در هر مقایسی که می‌خواهیم، تهیه کرده و در کنار آن یک گلدان گل بگذاریم و هر از گاهی در شبانه‌روز، خود را در آن نظاره کنیم (صبح‌ها بعد از بیدار شدن از خواب و شب‌ها قبل از رفتن به رختخواب، با موج‌های مثبت و با صدای بلند خود را ستایش کنیم).
● گذشتهٔ ناگوار خود را می‌توانیم بر روی کاغذ بنویسیم، سپس آن را دور بیندازیم.
●سعی کنیم با مهربانی و عشق، هاله‌ای از انرژی مثبت را در بدن خود به‌وجود آوریم.
● برای همه دعا کنیم
دعا، در واقع انرژی مثبتی است که همهٔ فرشتگان را در به انجام رساندن آن، به کمک می‌طلبیم. پس مثبت فکر کنیم و از آن کسی که باید بخواهیم، طلب کنیم. در روز، ۳ مرتبه این کار را در خلوت خود انجام دهیم.
● نفرت و کینهٔ دیگران را با عشق و مهر جواب دهیم
مهرورزی به کسانی که دوست‌شان داریم، آسان است؛ برای این‌که وسعت ظرفیت خود را بسنجیم، به آنان که به ما زشتی روامی دارند، مهر بورزیم.
● ”ای کاش‌ها“ را در زندگی خود کم کنیم
افسوس گذشته را خوردن، انرژی مثبت را را تلف می‌کند و آن را به حد صفر، تنزل می‌دهد. سعی کنیم همیشه با امید و آرزوی مثبت زندگی کنیم.
● تفاوت‌ها را بپذیریم و به نیاز و احساس هم احترام بگذاریم
هیچ انسانی در سطح دنیای مادی، شبیه دیگری نیست؛ پس سازگاری‌مان را پله‌پله رشد دهیم و در کنار این تفاوت‌ها، عشق و مهرورزی، دوستی و صداقت و سکوت و صبر را به‌عنوان اصل‌های مشترک زندگی همزیستی خود بپذیریم و در سایهٔ آن، از زندگی خود لذت ببریم.
● هم‌گام با زمان، زیبائی عقلی و روحی را برای خود به وجود آوریم
از گذشتهٔ خود بیاموزیم و با نیم نگاهی به آینده در زمان حال، تکامل شخصیت خود را باور سازیم و شناختی زیبا به زندگی پیدا کنیم و آن را در اختیار هم‌نوعان و خانوادهٔ خود قرار دهیم.
● سعی کنیم همیشه یک لبخند حاکی از آرامش و سکوت، در چهرهٔ ما هویدا باشد
خنده، موسیقی روح است و انسان‌های مقابل را به سمت ما جذب می‌کند. حتی هنگامی که می‌خواهیم جواب دوستی یا شخصی را پشت تلفن بدهیم، بهتر است لبخندی بر لب داشته باشیم.
● تنفس‌مان را تعمیق بخشیم
با تنفس‌های عمیق، به شادی‌ها و خاطره‌های خوش و پایدار فکر کنیم و لحظه‌هائی از روز را به تمرکز بر تنفس‌مان بپردازیم و دم‌وبازدم خود را بالانس کنیم. برای تمرین ساده، می‌توانیم چند نفس عمیق بکشیم و آن را در شش‌ها برای چند ثانیه نگه‌داریم و با بازدم عمیق، آن را آزاد کنیم
● در هنگام راه رفتن، پاهای‌مان را محکم و استوار بر روی زمین بگذاریم و سر و سینه را بالا نگه داریم و همیشه در آسمان‌ها به‌دنبال ستاره باشیم.
● ارتباط‌مان را با خدای خود بیشتر کنیم و سعی کنیم با آن، یکی شویم.
با او دوست و همراه شویم، او ما را آفریده، پس به ما عشق می‌ورزد و دوست‌مان دارد.
انرژی مثبت

انرژی مثبت

● همیشه برنامه‌ها، هدف‌ها و کارهای روزانهٔ خود را بنویسیم و خود را ملزم به انجام آن کنیم
این کار، باعث می‌شود نگرانی‌ و اضطراب، از ما دور شود.
‌● گناه، ما را از خدا دور می‌سازد و روح و جسم‌مان را کدر می‌کند
وقتی از خدای خود دور می‌شویم، ساحل آرامش را از دست می‌دهیم؛ پس سعی کنیم همیشه در هر کاری، خدا را به یاد داشته باشیم. (یاد خدا، آرامش دهندهٔ قلب‌هاست).
● برای این که پردهٔ تاریکی و افسردگی را از زندگی کنار بزنیم، باید چراغ عشق را روشن کنیم
عشق، رابطه نمی‌شناسد. عشق، گلیاست که در هر سرزمینی می‌روید و شکوفا می‌شود؛ پس بیائیم ما هم هم‌چون طبیعت و حتی بدون چشم‌داشت، عاشق شویم.
● با خودشناسی، خود را تخلیه کرده و با نیایش، از عشق پرشویم و به آرامش برسیم
موسیقی را در زندگی روزانهٔ خود بگنجانیم. موسیقی شاد و دل‌نواز، روح را التیام می‌بخشد و به ذهن، آرامش می‌دهد. اگر در مکانی هستید که موسیقی آن، شما را به گذشتهٔ تلخ می‌برد، از آن مکان دور شوید.
● از تغییرها نترسیم.
عادت‌های خسته کننده و تکراری را در صحنهٔ زندگی خود تغییر دهیم. محرک‌های متنوع، موجب فکرهای جدید و متنوع خواهد شد.
● از آن‌چه هستیم و آن‌چه داریم، راضی باشیم
در حالت افسردگی، بهتر است به داشته‌های‌مان فکر کنیم و کاغذی برداریم و داشته‌ها و اندیشه‌های مثبت خود را بنویسیم و ببینیم چه‌قدر ارزش داریم.
‌● بی‌پیرایه باشیم
مانند کودکان، ساده، صادق و صمیمی باشیم و خشونت را از خود دور سازیم تا به آرامش برسیم.
● با ترانهٔ زندگی، هم‌آوا شویم
زندگی، هدیه‌ای‌ست الهی. در زندگی، همه‌چیز متضاد دیده می‌شود؛ ولی از این تضادهاست که ارزش‌ها شکل می‌گیرند. ما باید این ارزش‌ها را در هر تضادی به‌دست آوریم و با آن، به باورهای مثبت رسیده؛ سپس زندگی‌مان را به ساحل آرامش برسانیم.
● از عمل‌های منفی دوری کنیم
تهمت‌زدن، غیبت کردن، دروغ گفتن، قضاوت کردن و… با ر منفی تولید کرده و ما را متضرر می‌سازند و جسم و روح‌مان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
● دیگران را ببخشیم
به‌خاطر خود، دیگران را ببخشیم تا شکوفا و رها شویم و آن‌گاه است که به آرامش می‌رسیم.
● قدردانی از نعمت‌های بی‌کران هستی را از یاد نبریم
وقتی که افسرده‌ایم و احساس شادی نمی‌کنیم، تاریک هستیم و نیاز به نور داریم. نور را با قدردانی از او که آفریننده‌اش است، بخواهیم و آن را وارد زندگی خود کنیم تا از تاریکی به روشنائی برسیم و احساس آرامش کنیم.
● در پوشش خود دقت کرده و رنگ لباس‌های‌مان را درست انتخاب کنیم
رنگی انتخاب کنیم که به ما احساس شادی بدهد
● مراقبه کنیم
ما در دنیای آشفتگی زندگی می‌کنیم؛ پیکان نوک‌تیر خواهش و میل‌های حیوانی را در خود کنترل کنیم. هر روز در اقیانوس سکوت خود فرورویم و مراقبه کنیم که بدین‌سان به ساحل آرامش می‌رسیم.

8
,

دانستنی های مهم درباره ی مشاجره

یک حقیقت آرمانی را درک کنید

این‌که رئیس‌تان از شما خوشش نمی آید، صرفا دلیل نمی‌شود که جایگاه بدی داشته باشید، درک کنید که شاید مجبور باشید غرورتان را موقتا کناربگذارید. شاید احساس کنید که رئیس‌تان بالاخره جایی در میان راه به شما نیاز پیدا خواهد کرد و سروکارش به شما خواهد افتاد اما او مطمئنا انتخاب‌های بیشتری نسبت به شما دارد. اما بیشتر به عهده شماست که موقعیت‌تان را بهتر کنید.

خود را به رئیس‌تان نزدیک کنید

به رئیس‌تان مراجعه کنید و از او بخواهید تا گفتگویی دراین باره داشته باشید که شما برای اصلاح امور چه‌کار می‌توانید بکنید؛ احتمالا مکالمه‌ای سخت خواهد بود. به گفته پروفسور کارولین گوئرنر: روراست باشید. بگویید: “من این‌طور فکر نمی‌کنم که با این گفتگو همه چیز خوب می‌شود و من می‌خواهم رابطه بهتری با شما داشته باشم.” خودتان تعجب خواهید کرد که اگر روراست و بی شیله پیله باشید، مکالمه به چه راحتی پیش خواهد رفت.ممکن است نظر واقعی رئیس را درباره خودتان ندانید، سعی کنید آن‌را بفهمید و نشان دهید مهارت‌های دیگری دارید. بگذارید عقاید گوناگونی درمورد شما داشته باشد.

چند قدم محکم و به‌جا بردارید

ممکن است قدم‌های‌تان کوچک باشد، ممکن است این قدم‌ها ماهها کوچک باشد و همین‌طور ادامه پیدا کند حتی با قدم‌های کوچک‌تر، اما برای اصلاح مسیر، قدم‌های محکم بردارید و برنامه جدی داشته باشید.

اعتراف کنید

گاهی مدیرها در اشتباه هستند، اما اگر مسائل بین شما و رئیس، واقعا یک‌جانبه شده است، احتمالا در قسمت‌هایی از مساله شما هم مقصرید. تمام آموخته‌ها درباره اعتمادسازی دوباره، می‌گویند که شما به دوچیز نیاز دارید: یک عذرخواهی و یک توضیح برای این‌که این اتفاق دوباره تکرار نخواهد شد. اگر هردو تکنیک را دراین رابطه دوطرفه به‌کار بگیرید، پیشرفت شما نه تنها ممکن می‌شود بلکه خیلی هم شدنی است.

همه وقتی به دعوا و مشاجره کردن فکر می‌کنند، بخش منفی رابطه جلوی چشمشان می‌آید. اما آیا مشاجره واقعاً قسمت منفی رابطه است؟ دلیل اینکه اکثریت افراد به مشاجره بعنوان مانع و خطری برای رابطه‌شان نگاه می‌کنند این است که هیچوقت برای درک دلایل واقعی پشت این مشاجرات وقت نمی‌گذارند. اصلاً این دعوا بر سر چه بوده است؟ خواه دلیل‌های کوچک داشته باشد خواه دلایلی مهمتر، دلیلی که بخاطر آن مشاجرات به وجود می‌آید و وجود دارد این است که هر فردی اعتقادات، نظرات و عقاید متفاوتی نسبت به دیگران دارد و این تفاوت‌هاست که موجب مشاجرات می‌شود نه خود آن موضوعات.

پس چطور مشاجرات می‌توانند یک نشانه خوب باشند؟ خود این مشاجرات قسمت منفی جریان نیستند. درواقع، مشاجره می‌تواند یک نشانه خوب در رابطه باشد، تا آن روابطی که در آنها زوج‌ها هیچوقت اختلاف نظر پیدا نمی‌کنند. خوب بودن آن به این دلیل است که هیچکدام از شما برای ابراز خودِ واقعی‌تان در رابطه ترسی ندارید. وقتی فردی در یک رابطه ساکت می‌ماند و هیچوقت به طور کامل احساس و افکار خود را مطرح نمی‌کند،

 

اصلاً نشانه خوبی نیست و ثابت می‌کند که در رابطه عدم امنیت وجود دارد که به مرور زمان بدتر شده تا جاییکه رابطه بخاطر خشمی که یک طرف نسبت به طرف مقابل خود پیدا می‌کند، بالاخره تمام می‌شود. هیچ دو زوجی را نمی‌توانید پیدا کنید که ۱۰۰٪ شبیه همدیگر باشند و هیچکس هم نمی‌خواهد که طرف‌مقابلش دقیقاً مثل خودش باشد. این تفاوت‌هاست که باعث علاقه‌مند نگه داشتن زوج‌ها به همدیگر می‌شود و وقت‌هایی هم پیش می‌آید که این تفاوت‌ها موجب بروز اختلاف و مشاجره می‌شود.

وقتی مشاجره پیش می‌آید، بهترین کار می‌تواند این باشد که طرز فکرتان نسبت به مشاجره را اصلاح کنید که البته بهتر است قبل از پیش آمدن آن باشد. دیدگاه شما نسبت به مشاجره چیست و چرا اتوماتیک‌وار به آن بعنوان قسمتی منفی از رابطه‌تان نگاه می‌کنید؟ اگر این مشاجرات بخاطر تفاوت‌های بین شما و همسرتان پیش آمده است، پس باید در نقطه اول شما و همسرتان سعی کنید همدیگر را همانطور که هستید پذیرفته و به هم احترام بگذارید.

 

داشتن نگاه منفی به اختلافات به این معنی است که تصور می‌کنید این اختلافات موانع منفی رابطه شما هستند. اما تقسیم تفاوت‌ها در یک رابطه قسمت منفی مسئله نیست، بلکه نحوه برخورد و کنار آمدن شما با این اختلاف‌هاست که اهمیت دارد. خود این مشاجرات و اختلافات مشکل اصلی نیست، بلکه سبک مشاجره کردن شماست که می‌تواند مشکل باشد. بهبود بخشیدن به مهارت‌های مشاجره کردنتان تفاوتی قابل‌توجه در رابطه‌تان ایجاد خواهد کرد و موجب حفظ سلامت رابطه و بقای آن می‌شود.

احتمالاً تا اینجای کار متوجه شده‌اید که چرا مشاجره می‌تواند نشانه خوبی برای رابطه‌تان باشد–چون ثابت می‌کند که شما و همسرتان آنقدر احساس امنیت در رابطه می‌کنید که بتوانید بدون ترس از قضاوت شدن، افکار و احساسات خود را مطرح کنید. این نشان می‌دهد که پیوند بین شما قوی‌تر خواهد شد و بیشتر درمورد همدیگر شناخت پیدا می‌کنید.

 

به جای اینکه نگران خود مشاجراتتان باشید، تمرکزتان را به سبک مشاجره کردنتان معطوف کنید. اکثر اوقات زوج‌ها به این دلیل دعوا می‌کنند که هرکدام سبک متفاوتی از مشاجره کردن دارند و به اشتباه تصور می‌کنند که این مشاجره کردن‌هاست که موجب بروز مشکل در رابطه‌شان شده است،

 

درحالیکه طریقه مشاجره کردنشان متهم اصلی است. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که بعنوان یک زوج بنشینید و با همسرتان درمورد مشاجرات و اختلافاتتان حرف بزنید و از همدیگر بپرسید چه چیزی باعث شده از هم ناراحت یا خسته شوید. وقتی در زمانی که هیچکدام از شما ناراحت یا عصبانی نیستید درمورد مشاجراتتان حرف بزنید، با هم همکاری می‌کنید تا بتوانید به راه حلی برسید که به نفع هر دو شما باشد.

ازآنجاکه در مشاجرات با انبوهی از احساسات روبه‌رو هستیم، غرور نقش بسیار مهمی در آن بازی می‌کند. وقتی این اتفاق می‌افتد، دیگر آن مشاجره تلاشی گروهی برای پیدا کردن راهکار نخواهد بود و به مسابقه‌ای تبدیل می‌شود که هر کدام از طرفین دوست دارند در آن برنده شوند. خیلی مهم است که هر دو شما بدانید و بفهمید که در مشاجرات بحث این نیست که حق با چه کسی است و چه کسی برنده است. بلکه باید به حرف‌های هم گوش دهید،

 

به اختلافات هم احترام بگذارید و راه‌هایی برای برطرف کردن این اختلافات پیدا کنید. تازمانیکه موقع بروز مشاجرات هر دو شما در جبهه مشترک باشید، دلیلی برای خارج شدن اوضاع از کنترلتان وجود ندارد. گوش دادن و کار گروهی به جای عقب راندن همدیگر باعث می‌شود نتیجه مثبت بگیرید. به یاد داشته باشد، مشاجره کردن نشانه‌ای مثبت است، البته تازمانیکه بتوانید با اختلافات خود کنار آمده و برخورد مناسب داشته باشید.

اما خوب مشاجره کردن مهارتی است که ایجاد آن زمان می‌برد. در زیر چند توصیه کاربردی برایتان داریم:

• اصرار به این نداشته باشید که حق با شماست. مسئله این نیست که حق با کی است. هر داستانی دو طرف دارد. نکته این است که طرفی را پیدا کنید که هر دو شما در آن هم‌عقیده باشید.• به محض اینکه احساس می‌کنید در حال عصبانی شدن هستید، حرف‌هایتان را به زبان بیاورید. صبر نکنید تا آتش عصبانیتتان بیشتر شود. هرچه زمان بیشتری بگذرد، حل یک مشاجره سخت‌تر می‌شود.• گوش دهید. هیچ چیز خسته‌کننده‌تر از این نیست که احساس کنید طرفتان به شما گوش نمی‌دهد. حرفی که همسرتان می‌زند را تکرار کنید و به او نشان دهید که حرف‌هایش را فهمیده‌اید.

• فقط به موضوع موردنظر بپردازید. زوج‌ها اول دعوا را بر سر یک موضوع شروع می‌کنند و بعد هر چیز دیگری که موجب عصبانیتشان می‌شود را هم وسط می‌کشند. با به میان آوردن مسائل قدیمی فقط شعله عصبانیت و خشم را تندتر می‌کنید.• حرفی نزنید که بعداً پشیمان شوید. اگر در هر خشمی از این می‌ترسید که حرفی به زبان بیاورید که بعدها از آن احساس ناراحتی کنید، بهتر است یک وقفه ایجاد کنید تا کمی از خشمتان کاسته شود. به پیاده‌روی بروید، دوش بگیرید یا موزیک گوش دهید. بعد با اعصاب آرامتر به سر بحث برگردید.به طور کلی، بهتر است یک راه‌حل برای مشاجره‌تان پیدا کنید تا اینکه از آن گذشته و نادیده‌اش بگیرید.

  

رویا و بیداری
,

آگاهی در رویا و بیداری

حالا این سوال رو از خودتون بپرسید ، میدونید به چه علت به این زندگی پای گذاشتید ؟ یا میدونید به چه علتی دارید زندگی میکنید ؟

هر یک از ما به هر هدفی به این دنیا اومدیم و همچنین هر یک در شرایطی متفاوت به زندگی خودمون ادامه میدیم ، اما به قول بچه ها گفتنی چطور تر توی قضیه رو در بیاریم ؟ چطور بفهمیم وظیفه ی ما در این دنیا چیه ؟ در جوابش باید بگم ، هر یک از ما نسبت به تلاشی که در راه خود شناسی داریم ، از دانش بی اندازه اون سهم میبریم … اما بسیاری از ما انسان ها بعد از پای نهادن در این دنیا ، علت اومدن به این دنیا رو فراموش میکنیم ، در سن نوجوانی درگیر شیطنت هامون هستیم و در سن جوانی در گیر تخلیه کردن انرژی ها و خوش گذرونی ها و ادامه تحصیل و وای به روزی که ازدواج کنیم …. اون موقع هست که از این ازدواج یک کوه در مسیر خود شناسی میسازیم و همین باعث میشه بعد از ازدواج قید خود شناسی رو بزنیم … گه گداری که کارمون پیش خدا گیر کنه دست به دعا میشیم و بعد از حل شدن مشکلمون دوباره به دامان دنیا چنگ میزنیم … اما و اما … تا زمانی که زنده هستید و نفس میکشید … امید ها باقی هست … چون اگر کار دنیا با ما تمام شده بود تا به حال رفتنی شده بودیم … پس هم من کاری برای انجام دادن دارم و هم شما …

کار من و شما اینه :

پله ی اول : این سوال رو از خودتون بپرسید : من که هستم ؟

بعد از مطالعه این پست جلوی آینه برید ، ما معمولا زمانی که جلوی آینه میریم یا موهامون رو شونه میکنیم ، یا کرمی چیزی به صورت میزنیم … اما این بار خودتون رو خوب نگاه کنید، آیا شما می دونید کی هستید ؟ به واقع زمانی که چهره خودمون رو نگاه میکنیم ، اگر اسم خودمون رو صدا بزنیم ، میتونیم خودمون رو بشناسیم؟ اگر می دونید کی هستید ، اگر میدونید خصوصیات اخلاقی شما چی هست ، اگر میدونید نقاط ضعف و قدرت شما در چی هست ، اگر قبول دارید شما هم اخلاق های بدی دارید ، شما هم ضعف هایی دارید پس شما میدونید کی هستید … اما اگر نمی دونید ، یعنی پله ی اول رو طی نکردید .

پله دوم : اشراف بر این موضوع که مادیات متعلق به شما نیستند ، شاید بخواین موضع گیری کنید که چرا همچین حرفی میزنی ، اما آیا غیر از این هست که ما بدون هیچ لباسی به این دنیا میایم و بدون هیچ لباسی از این دنیا میریم ؟ پادشاهان هم چیزی با خود نبردند ، پس مادیات در این دنیا چیزی مانند قرض در دستان ما هستند ،مثل چرک کف دست ، میان و میرن . خداوند روزی انسان ها رو در زمان های خاص کم و زیاد میکنه ، که در پست علی اسکانیا و حباب ها این موضوع رو به خوبی ثابت کردیم . از مادیات استفاده کنید ، اما به مادیات وابسته نباشید .

پله سوم :ذهن خودتون رو کنترل کنید ، ذهن شما مانند موجودی میمونه که باید افسارش رو در دست گرفت تا در مسیر درستی از اون استفاده کرد ، خیالات الکی ، توهمات بی جا ، بیش از حد حضور داشتن در شبکه های اجتماعی ، طمع ، خودستایی ، شهوت ، غرور ، همه و همه نشآت گرفته از من ذهنی شما هستند ، من ذهنی خودتون رو به خوبی کنترل کنید ، نذارید اون شما رو کنترل کنه ، من ذهنی شما در مشاجره ها میخواد بگه حق با منه حتی اگر حق دار نباشه ، میخواد که هیچ جا کم نیاره چون از شما یک بت ساخته، میخواد خودش رو برتر از دیگران بدونه و … همه این ها باعث انحراف نا آگاهانه بعد معنوی شما میشه … ذهن از روی خود ستایی های فراوانی که داره رفته رفته انسان رو به انحراف و عدم آگاهی میکشونه، و به همین علته که شما از آگاهی حقیقی دور میکنه . شما برای کنترل ذهن تمرینات سکوت رو انجام بدین، و خواستار این باشین که حق و نور الهی روشن گر راه شما باشه ، ما تمرینات سکوت رو انجام میدیم تا ذهن خودمون رو به ثبات و آرامش برسونیم ، که به واسطه این آرامش بتونیم از ذهن در مسیر خود سازی و خود شناسی استفاده کنیم ، همچنین سکوت باعث میشه که جریان الهی در بدن ما و درون ما جاری بشه ، به نوعی هماهنگی خاصی رو بین ما و خداوند ایجاد میکنه. تواضع ، عدم غرور بیجا ، احترام ، بخشش ، عشق و محبت رو جای گزین خواسته های من ذهنی خود کنید…

پله چهارم :مطالعه رو از دست ندید ، مطالعه کنید و مطالعه کنید ، به خصوص از کتاب هایی که دروس معنوی رو به شما آموزش میدن ، مطالعه موردی هست که توسط اساتید باطنی به کرار به سالکان راه حقیقت گوش زد شده ، با مطالعه کردن ما از حلقه دانش محدود خود بیرون میایم و به سمت دانش بالاتری حرکت میکنیم ، علاقه ای به مطالعه ندارید ؟ این همون گفته های من ذهنی شماست ، من ذهنی ما مدام در ذهن ما این جمله رو تکرار میکنه : تو کتاب ها چیز به درد بخوری پیدا نمیشه ، خودت همه چیز رو میدونی… اما زمانی که این حصار ذهن رو بشکنیم و از خداوند تقاضای دانش برتر رو داشته باشیم ، اون وقته که کتاب های بسیار ارزشمندی از طریق های مختلف خودشون رو به ما نمایان میکنند ، و با مطالعه این کتاب ها ما شاهد این خواهیم بود که بعد فکریمون روز به روز بازتر میشه و بینش ما نسبت به محیط پیرامون به شدت افزایش پیدا میکنه . و این هم باز یعنی آگاهی در بیداری …

البته من به مواردی از آگاهی در بیداری اشاره کردم، چون اگر بخوام تمام موارد رو شرح بدم شاید سی صفحه ای بشه ، پس تمام این نکات این نیست ، پاکی ، راستی ، صاف بودن ، بخشنده بودن ، کینه ای نبودن ، متواضع بودن ، اهل عبادت بودن ، دست خیر داشتن ، همه و همه نشان از چی داره ؟ نشان از اینکه شما میدونید به چه علت به دنیا اومدین و دارید به سمت خداوند و صفات خداوند حرکت میکنید .

اما چطور بفهمیم وظیفه ی ما در این دنیا چیه ؟ عجله نکنید ، این رو هم مورد بررسی قرار میدیم …

متنی که در بالا خوندید ، کمی طولانی شد ، اما اگر این نکات رو به شما نمیگفتم و میخواستم تنها بر روی آگاهی در رویا بحث کنم ، شما بعد از انجام تمرینات به هیچ جوابی نمی رسیدید ، چون در صورت وجود آگاهی در بیداری خود به خود آگاهی در رویا هم کسب میشه …

رویا و بیداری

آگاهی در رویا :

نفس انسان در هنگام خواب ، رفته رفته از عالم خارج به عالم درون حرکت میکنه ، و هر چقد فراغت از عالم ماده در نفس بیشتر باشه ، اتصال نفس با عالم درونی بهتر و شفاف تر میشه .

به این نکته خوب توجه کنید ، همون طور که از نظر علمی ثابت شده ، ذهن انسان بعد از خواب همچنان فعاله و به فعالیت خودش ادامه میده ، از این رو درگیری های فکری ، تعلقات دنیایی ، مشغله های کاری ، توهمات زاده ذهن ، تمامی این ها باعث میشن تا شخص در هنگام خواب ، تنها در ذهنیات خودش سیر کنه ، و هیچ پیوندی با عوالم بالا نداشته باشه ، به عنوان مثال یکی از دغدغده های فرد خریدن ماشین برای خودش هست ، زمانی که در شب های متوالی این جوون در خواب هاش ماشین رو میبینه ، به معنی این نیست که در آینده ماشین میخره ، این خواب یعنی ، در گیری فکری تو(ماشین) ، مانعی برای دست یابی به دنیای درونی هست …

با آروم کردن ذهن ، شما در هنگام خوابیدن ، مشغله ی فکری نخواهید داشت و تا حدی ذهن رو کنترل کردید تا بتونه به عوالم بالا سفری داشته باشه ، اما مدت زمانی که میشه خواب های معنوی دید ، بسیار کمه ، زمان خواب دیدن انسان ها در طول شب ، چیزی حدود یک ساعته ، که این یک ساعت تقریبا تقسیم بر چهار میشه ، چرا ؟ چون انسان زمانی که میخوابه ، کم کم از خواب سبک به سمت خواب سنگین پیش میره ، و سپس دوباره به هوشیاری نزدیک میشه ، زمانی که به این نقطه رسید خواب ها شروع میشن ، این نقطه رو REM یا نقطه ی رِم می نامند ؛ انسان در هنگام خوابیدن ، تقریبا چهار بار این نقطه رو طی میکنه، اما اگر ذهنی نا آروم داشته باشیم و در عدم آگاهی باشیم این لحظات کم در خدمت دنیای داخلی ذهن و خیالات و تصورات ساخته از اون قرار میگیره ، چون ذهن مجالی به ورود به عوالم بالا رو به بعد معنوی خودش نخواهد داد . اما اگر ذهنی آروم و کنترل شده و آگاه داشته باشیم در این مدت موفق به مکاشفه خواهیم شد . انسان هایی که خواب های سنگینی دارند و خواب هاشون رو به یاد نمی آرن ، به نقطه ی رِم REM در خواب هاشون نمیرسند .

بار ها شده در بیداری پر از خطا و عدم آگاهی بودیم ، پر از نا امیدی و خیالات وهمی بودیم ، و قبل از خواب از خداوند خواستیم که به ما چشمه ای رو نشون بده تا به سمتش حرکت کنیم ، اما هیچ خوابی ندیدیم و فردای اون روز از خداوند نا امید شدیم و به خود گفتیم ، خدا من رو دوست نداره ، به من اهمیت نمیده ، اما غافل از اینکه ما دارای اختیار هستیم و خداوند برای اختیار ما ارزش قائله و به این قدرت اختیار ما احترام میذاره ، زمانی که ما من ذهنی خودمون رو پیش قدم کردیم و تنها به گفته های بی حساب کتاب اون گوش میدیم ، به طور حتم در رویا هم خواسته های من ذهنی رو مشاهده خواهیم کرد . و مشکلی که در اکثر ما جوون ها وجود داره اینه که نسبت به دنیای بیداری خودمون بی اهمیت هستیم ، کتاب ها یا نکاتی که در بیداری خودشون رو به ما نمایان میکنند رو نمیبینیم ، و تنها منتظریم که در رویا تجاربی رو کسب کنیم .که این یک اشتباه هست ، تا زمانی که در بیداری آگاه نشیم ، در رویا آگاهی نخواهیم داشت .

حال چند نکته برای کسب راحت تر آگاهی در رویا :

برای یاد آوری بهتر خواب ها و همچنین کسب آگاهی در رویاها نکات زیر رو انجام بدین .

نوشتن خواب ها : ابتدا خواب های خودتون رو بنویسید ، باعث میشه نکات مهم خواب ها رو به یاد بیارید و همچنین قدرت یاد آوری خواب هاتون بالا میره .

هماهنگ کردن روز ها : سعی کنید روز های خودتون رو به ثبات و هماهنگی برسونید ، به عنوان مثال اگر امروز نماز رو سر وقت میخونید ، فردا طوری نشه که نمازتون قضا بشه یا اصلا نماز نخونید ، اگر امروز ذکر میگید ، فردا هم ذکر رو ادامه بدید ، اگر امروز رو غیبت نکردید ، فردا رو هم غیبت نکنید و مثال های دیگر …با این روند ، شما آگاهی در رویا رو خیلی راحت تر و بهتر تجربه خواهید کرد ، هماهنگ کردن روزهاتون از درجه اهمیت بالایی بر خورداره …

تلقین به خود : زمانی که میخواین بخوابین و یا در طول روز ، به خود تلقین بدید که من در رویا آگاهی رو به دست میارم ، من در رویا میدونم که خواب هستم ، این رو در روز و قبل از خواب بار ها و بارها به خود تلقین کنید … این باعث میشه سنسور های مغز شما فعال بمونه و در کسب آگاهی در رویا به شما کمک میکنه.

پرسش از خود : تا زمانی که بیدار هستید که هیچی ، اما زمانی که میخواین بخوابین به خودتون بگین من الان دارم میخوابم ، پس از الان به بعد هرچی ببینم رویا خواهد بود ، پس من در رویا این سوال رو باید از خودم بپرسم ، آیا خواب هستم ؟ زمانی که شما در رویا این سوال رو از خودتون بپرسید ، سریع متوجه خواهید شد که خواب هستید یا بیدار …

اما یک سوال ؟ ما این همه زحمت بکشیم که چی بشه ؟ کسب آگاهی در بیداری و رویا به چه درد ما میخوره ؟

اگاهی در رویا به شما کمک میکنه که اکثر خواب های خودتون رو به یاد بیارید ، همچنین مکاشفه های شما بی ثمر از یاد نخواهد رفت ، چه بسا نکات بسیار مهمی در مکاشفه ها توسط اساتید به انسان گوش زد میشه .

با کسب خود آگاهی در بیداری و رویا ، حال زمان این میرسه که درخواست های خودتون رو از خداوند آغاز کنید ، شکر گذاری ها رو به عمل بیارید ، آرامش رو حس کنید ، یکی شدن با خداوند رو حس کنید ، شما تجربه خواهید کرد که دیگه مثل قبل ها اسیر من ذهنی خودتون نیستید ، آگاهی رو حس می کنید ، سپس از این آگاهی در پیش برد مسیر معنوی خود بهره ببرید … از خداوند و خرد کائنات بخواهید که شما رو به اون مسیری که باید و لازمه ی زندگی شما و اطرافیان شماست هدایت کنند … مسیر شما رو برای رسیدن به خود شناسی هموار کنند و شما رو در این راه تنها نذارند … و همچنین در خواست کنید که وظایف نا تمومی رو که سال های ساله انجام ندادید رو به شما یاد آوری کنند . از این پس باز هم به اشتباه فکر نکنید همه چیز باید در رویا به شما نشان داده بشه ، بلکه همینطور که گفتم هم به زندگی بیداری خود توجه کنید و هم به رویاهای خود ، توجه به این دو میتونه شما رو به راحتی به اون مسیری که شایسته شماست برسونه.

با این روند شما علت زنده بودن خودتون رو نیز پیدا خواهید کرد ، البته این تنها راهش نیست ، اما یکی از راه ها همینه .

و اما مهم ترین نکته : تمرینات سکوت رو حتما انجام بدید ، و نخواین که یک هفته ای یا دو هفته ای به آگاهی در بیداری و رویا به طور کامل دست پیدا کنید ، بلکه از جمله صابرین باشید و توکل به خدا کنید …

چون شما حرکت میکنید ، در خواست میکنید ، طبق درخواست شما نشانه ها از جای جای جهان به سمت شما توسط خود کائنات حرکت میکنند ، سپس مقدور میشه تا هر یک از نشانه ها رو در روزی مقرر پیدا کنید ، سپس باید اون نشانه ها رو دریافت کنید و پی گیر اون نشانه ها باشید.

آگاهی در رویا و بیداری،بیداری،رویا،زندگی،دنیا،بچه،انسان،انرژی،ازدواج،خود شناسی،دعا،آینه،مو،ضعف و قدرت،لباس،مادیات،ذهن،خودستایی،شهوت،غروز،سکوت،آرامش،بدن،تواضع،عشق و محبت،عبادت،خداوند،رویا،خواب،خیالات،تصورات،خدا،نماز،مغز،مکاشفه،شکر گزاری،کائنات