موفقیت

رفع اضطراب و استرس با این ۹ روش

اضطراب عبارت است از يک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پريشاني فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي مي شود. در فرآيند اضطراب  بر خلاف ترس طبيعي،  يک عامل حقيقي ترس آور يا خطرناک يا آسيب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمي  دچار احساس خطر مي شود و هر گاه ذهن در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري که در زندگي مکررا” برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج  شود و حساسيت بيش از حد به رخداد هاي آتي و احتمالي پيدا کند دچار اضطراب مي شويم.احتمالاً هیچکدام از ما با این حس و تاثیرات منفی بسیار قوی آن بر زندگی غریبه نیستیم. اما راه‌ها و عادت‌های مختلفی وجود دارد که کمکتان می‌کند این نگرانی‌ها را کم کنید و خیلی راحت‌تر با چنین افکاری کنار بیایید.
۱. بیشتر چیزهایی که بخاطر آن نگران می‌شوید، هیچوقت اتفاق نمی افتند. به این جمله از چرچیل توجه کنید: «وقتی به عقب، به همه این نگرانی‌ها نگاه می‌کنم، داستان پیرمردی را به خاطر می‌آورم که در بستر مرگ خود گفت که مشکلات بسیار زیادی در زندگی خود داشته است که بیشتر آنها هیچوقت اتفاق نیفتادند.» این داستان زندگی همه ماست. پس وقتی می‌فهمید که نگرانی‌ها کم‌کم در حال نمود است، این سوال را از خودتان بپرسید: چقدر از چیزهایی که از آن می‌ترسیدم در زندگی‌ام اتفاق بیفتد، واقعاً اتفاق افتاده است؟ اگر شما هم مثل اکثر افراد باشید، پاسختان به این سوال این خواهد بود: خیلی کم. و آن تعداد کم اتفاقات بد هم به اندازه که انتظار داشته‌اید دردناک نبوده‌اند. نگرانی‌ها دیوهایی هستند که خودتان در ذهنتان می‌سازید. پرسیدن مرتب این سوال از خودتان و یادآور شدن به خودتان که چقدر این نگرانی‌ها کوچک هستند، آرام ماندن قبل از اینکه آن نگرانی به یک طوفانی از افکار منفی تبدیل شود، را بسیار ساده‌تر می‌کند.
۲. از گم شدن در ترس‌های مبهم خودداری کنید. وقتی ترس‌ها در ذهنتان توام با ابهام هستند، خیلی راحت در آن نگرانی‌های افراطی و داستان‌های فاجعه‌آمیزی که برای خودتان می‌سازید، گم خواهید شد. پس برای روشن کردن این افکار از خودتان سوال کنید: صادقانه و منطقی، بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟ وقتی به این سوال پاسخ دادید، زمانی را برای بررسی و فکر کردن به اینکه اگر آن اتفاق بیفتد، چه می‌توانید بکنید اختصاص دهید. تجربه ثابت کرده است که بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد آنقدرها که فکر می‌کنید ترسناک نیست. چند دقیقه وقت گذاشتن برای روشن و واضح کردن این افکار کمکتان می‌کند در زمان و انرژی بسیار زیادی از خودتان صرفه‌جویی کنید.
۳. سعی نکنید حدس بزنید در فکر دیگران چه می‌گذرد. اینکه سعی کنید فکر کسی را بخوانید معمولاً خیلی درست از آب درنمی‌آید. درمقابل خیلی راحت یک داستان خیلی افراطی و فاجعه‌بار در ذهنتان می‌سازد. بنابراین باید راهی انتخاب کنید که به نگرانی‌ها و سوءتفاهمات کمتری منجر شود. حرف بزنید و چیزی که می‌خواهید بدانید را سوال کنید. با اینکار آزادی بیشتری در روابطتان ایجاد خواهید کرد و با جلوگیری از بروز مشاجرات و منفی‌گرایی ارتباطات شادتری خواهید داشت.
۴. در موقعیتی که می‌دانید نمی‌توانید درست فکر کنید، دست از فکر کردن بکشید. خیلی وقت‌ها وقتی گرسنه‌تان است یا می‌خواهید بخوابید، ذهنتان بسیار آسیب‌پذیر است. به همین دلیل نگرانی‌ها راحت‌تر در ذهنتان پدیدار می‌شود.  خیلی وقت‌ها بخاطر همین احساسات ساعت‌های دردناک زیادی را خواهید گذراند. فقط کافی است که خیلی زود این افکار را بشناسید و به خودتان بگویید: بعداً که ذهنم بازتر و سرحال‌تر بودم به این مسئله فکر می‌کنم. البته این به کمی تمرین نیاز دارد اما مطمئن باشید که ارزشش را دارد و تفاوت بسیار زیادی در زندگیتان ایجاد خواهد کرد.
رفع اضطراب و استرس
۵. یادتان باشد، آدمها آنقدرها که شما تصور می‌کنید به شما و درمورد شما فکر نمی‌کنند. آنها خودشان بسیار مشغول فکر کردن به نزدیکانشان و به این فکر می‌کنند که دیگران درموردشان چه فکر می‌کنند. پس لازم نیست غرق در نگرانی فکر کردن به این شوید که دیگران چه فکری درموردتان می‌کنند. اجازه ندهید این افکار شما را از زندگی‌تان عقب بیندازد.
۶. ورزش کنید. هیچ چیز مثل ورزش کردن فشارهای درونی‌تان را تخلیه نمی‌کند و ورزش باعث می‌شود احساس قطعیت و تمرکز بیشتری هم داشته باشید. بنابراین بااینکه ورزش کردن کمکتان می‌کند جسم قوی‌تری بسازید، اما انگیزه اصلی‌تان برای انجام آن باید فواید عالی و فوق‌العاده آن برای فکر و ذهنتان باشد.
۷. نگرانی‌تان را زیر روشنایی ببرید. با زیر نور بردن آن نگرانی بزرگتان و حرف زدن درمورد آن با یکی از نزدیکانتان، دیدن واقعیت ماجرا برایتان خیلی راحت‌تر خواهد شد. بیرون ریختن نگرانی‌ها تفاوت بزرگی در وضعیتتان ایجاد می‌کند و بعد از مدتی به این فکر خواهید کرد که چه بود که اینقدر برایش نگران شده بودید. گاهی‌اوقات آن فرد فقط کافی است که به حرف‌های شما گوش کند و گاهی اوقات هم خیلی خوب است که از طرف‌مقابلتان کمک بگیرید تا یک راه‌حل عملی‌تر و مفیدتر پیدا کنید. اگر در آن لحظه کسی را ندارید که با او دومورد نگرانی‌ که ذهنتان را درگیر کرده صحبت کنید، با نوشتن آن را بیرون بریزید. فقط کافی است که آن را به بیرون از ذهنتان بیاورید تا آرام‌تر شوید.
۸. زمان بیشتری را در زمان حال بگذرانید. وقتی زمان زیادی را به زندگی کردن گذشته در ذهنتان سپری می‌کنید، بیشتر دچار نگرانی‌های مربوط به آینده خواهید شد. وقتی هم که زمان زیادی را غرق در آینده می‌شوید، راحت‌تر اتفاقات بد به ذهنتان خطور می‌کند. بنابراین سعی کنید بیشتر وقت و تمرکزتان را صرف زمان حال کنید. دو راه عالی برای ارتباط برقرار کردن با اتفاقاتی که در زمان حال می‌افتد عبارتند از: * سرعتتان را کم کنید. همان کاری که در زمان حال انجام می‌دهید را ادامه دهید اما کمی سرعتتان را پایین بیاورید. با اینکار آگاهی بیشتری درمورد اتفاقاتی که در آن لحظه و در اطرافتان می‌افتد پیدا می‌کنید. * قطع کنید، دوباره وصل شوید. اگر احساس می‌کنید نگرانی‌‌هایتان در حال پدیدار شدن است، با فریاد زدن این جمله در ذهنتان به خودتان آن فکر را قطع کنید: دست بردار! بعد با یک تا دو دقیقه وقت گذاشتن برای تمرکز بر اتفاقاتی که در همان زمان و مکان می‌افتد، دوباره با زمان حال ارتباط برقرار کنید. آن را با همه حس‌های خود در آغوش بکشید. آن را حس کنید، ببینید، ببویید، بشنوید و روی پوستتان لمسش کنید.
۹. دوباره روی قدم کوچکی که برای جلو رفتن می‌توانید بردارید تمرکز کنید. برای بیرون ریختن نگرانی‌ها و خالی کردن ذهنتان خیلی خوب است که سریع وارد عمل شوید و برای حل مسائل و مشکلات مربوط به چیزی که باعث نگرانی‌تان شده است قدم بردارید. پس از خودتان بپرسید: آن قدم کوچکی که می‌توانم همین الان برای بهبود وضعیتم بردارم چه می‌تواند باشد؟ بعد روی آن کار متمرکز شوید. بعد از آن می‌توانید به قدم کوچک بعدی فکر کنید و باز وارد عمل شوید.

سنگ مخصوص متولدین هر ماه

در این قسمت متولدین هر ماه سنگ مخصوص همراه با ویژگی هایش را برای شما کاربران جمع آوری کرده ایم ، با ما همراه باشید .
فروردین(حمل-بره-ارایز): سنگ های قرمز
علامت مشخصه متولدین این ماه فعالیت است که در سطح فیزیکی بصورت ابتکار، جاه طلبی و خلاقیت بروز می کند و در سطح معنوی و روحانی به صورت پیش کسوت بودن و به خاطر دنیای بهتری برای انسانیت خود را به مخاطره انداختن ، جلوه می نماید . افراد این سیاره می توانند کل مجموعه از قرمز تا بالاترین فرم آن سفید را که به مفهوم از پست ترین تا والاترین است را ارائه دهند .
اردیبهشت (ثور-گاو نر – تورس) :
سنگ های زرد و صورتی علامت مشخصه متولدین این ماه عشق و عقل می باشد . کار واقعی عقل روشن کردن ذهن از طریق قدرت عشق می باشد . انسان های ان سیاره هماهنگی نزدیکی با محصولات زمینی دارند . این انسان ها نیازمند تغییر شکل دادن عشق فردی ، به خدمت غیر خودخواهانه هستند . پشتکار و ثبات قدم ، ذاتی انسانهای :توروئی” است که از لحاظ روحانی بیدار گشته اند و این خصوصیات موجب تمایل آن ها برای تغییر دادن میل تملک ، به میل سهیم شدن با انسان ها خواهد شد .صلح و آرامش ،فراوانی و زیبایی از علایم روحی بارز افراد روشن بین شده متولدین “تور” می باشد .
خرداد(جوزا- دو پیکر – جمینای) :
سنگ های بنفش خرداد (جمینای) علامت دوئیت است . این علامت بیانگر زندگی و مرگ ، شادی و غم ، سلامتی و بیماری ، فقر و فراوانی می باشد .با حفظ و تغییر شکل دادن “آتش اهریمنی” موجود در بدن بر قانون تغییر و مرگ غلبه می شود . این تحلیلی روحانی از این علامت است .
تیر (سرطان – خرچنگ – کنسر) :
سنگ های سبز سرطان دروازه زندگی است . در آب های مرموز ، بذرهای حیات به وجود می آیند . رنگ سبز رنگ این سیاره و رنگ طبیعت است . در عرصه روحانیت ، زندگی و عشق کلمات مترادفی هستند . بنابراین تولد های نو ، در همه زمینه های شکوفایی از طریق قدرت معجزه گر عشق ، پیام و تحلیل این علامت می باشد .
مرداد ( اسد – شیر – لییو) :
سنگ های طلایی یا نارنجی عشق از طریق خورشید به طرف کره زمین سرازیر می شود . اشعه خورشید طلایی است . طلایی راه دیگری برای بیان اشعه نارنجی می باشد . زیرا رنگ نارنجی مخلوطی است از اشعه زرد (عقل و درایت ) و اشعه قرمز(فعالیت) .شیر بیانگر فعالیتی است که از عقل سرچشمه می گیرد . قلب که توسط شیر اداره می شود مرکز خورشید تابناکی است برای یک زندگی تابناک . الوهیت و تواضع کلید های مدیتیشن، برای متولدین این ماه می باشد تکلیف و وظیفه اساسی کشتن شیر منیت و نفس است و این کاری است بس طولانی و صعب و مشکل که کشمکشها و جدال های فراوانی را به همراه دارد و در نهایت فرد را به این درک می رساند که مفهوم عشق ، ارضای قانون زندگی می باشد ضرورت این اصل تفاهم بین ملیت ها و انسانها از طریق عشق می باشد .
سنگ مخصوص هر ماه
شهریور ( سنبله – خوشه – ویرگو) :
علامت این ماه تغییر منطق به عقل می باشد . دانش و درک عقل را به وجود می آورند . منطق به تنهایی با خارج سر و کار دارد و در حالیکه سر و کار عقل با قلب درونی است . به کمک منطق تنها نمی توان به مرحله روشن بینی رسید . برای این منظور می بایستی که فرد عاقل شود .
مهر (میزان – ترازو – برج – لیبرا ) :
سنگ های زرد علامت این ماه در رابطه با هوا و در رابطه با ذهن می باشد . میزان ( ترازو) نشانگر نقطه عطف بزرگی در طبیعت است ، نشانگر اعتدال شب و روز در پاییز است . این علامت نشانگر امتحانی است که همه باید بگذرانیم ، ترازویی که اعمال سال را باید با آن وزن کنیم . این علامت نشانگر غلبه خود کوچک (خود پست تر – ایگو) که ما را از انسان ها جدا می سازد و عشق بی شائبه و خالصی که ما را به سوی وحدت راهنما خواهد شد می باشد .
آبان (عقرب – کزدم – اسکورپیو) :
سنگ های فرمز و قرمز پر رنگ و شفاف علامت عقرب یکی از مقتدرترین علایم است . قدرت عقرب دارای دو جنبه می باشد که از کم عمق ترین به سوی مرتفع ترین حرکت می نماید . عقرب که روی زمین می خزد و عقاب که در آسمان ها تا نزدیکی های خورشید پرواز می کند هر دو نشانگر این علایم می باشند .تغییر ، کلید این علامت است . زیرا تصفیه طبیعت حیوانی و بالا کشیدن نیروها به سطح بالاتر آگاهی ، بیانگر وظیفه عقرب می باشد . با حکمفرمایی بر طبیعت پست تر خویش ، نیروی زیادی را کسب خواهیم کرد .
آذر ( قوس – کمان – ساژیتاریوس ) :
سنگ های آبی تیره علامت این ماه تلاش بخش حیوانی انسان برای دستیابی به سوی قدرت خدایی است . زیرا ” ساژیتاریوس” (قوس) نشانگر افکار عالی و آرزوهای بکر می باشد .قوس(کمان) بیانگر عدد ۹ در شروع است . ذهن روحانی شده ، بالاترین علامت متولدین این ماه می باشد .
دی ( جدی – بزغاله – کاپری کورن) :
سنگ های سیاه و سفید علامت این ماه نشانگر آمیختن تیره ترین شب اسرار آمیز و با شکو ترین روز درخشان می باشد . ” کاپری کورن” نشانگر عبور از پل تاریکی است . قبل از اینکه فرد بتواند به انوار سفید و با شکوه دست یابد ، پیروزی بر دیو نفس هدف نهایی است .بهمن ( دلو – سطل آب – آکوآریوس ) : سنگ های آبی روشن متولدین این ماه به سوی حقایق جدید و کشف نشده ای راهنمایی می شوند . این افراد دارای فدرت های ارتباط با دیگران و کار دسته جمعی هستند . ایده آن ها یکی برای همه و همه برای یکی می باشد .
اسفند ( هوت – ماهی – پایسیس ) :
سنگ های آبی روشن و نیلی این علامت بیانگر جدال روح برای نجات بشریت از دیو طمع می باشد .متولدین این ماه ، کوشش زیادی برای عشق ورزیدن و خدمت غیر خودخواهانه دارند که این دو تنها راه های پیروزی هستند .
یرنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت

رسیدن به موفقیت با برنامه ریزی ذهنی

ذهن و باور شما تاثیر بسزایی در روند موفقیت شما دارد ، پیرو مطالب مربوط به مهندسی ذهن اکنون میخواهیم برنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت را بازگو کنیم ، با سایت دکتر گیلکی همراه باشید .

ذهن شما نقش بسیار مهمی را در رسیدن به موفقیت ها و هدفهایتان بازی می کند، از جمله هدف های کوچک، هدف های روزمره و هدف های بسیار بزرگ. برای هدف های کوچک و یا روزمره، شخص به درستی می داند که چه می خواهد اما وقتی با هدفهای بزرگ مواجه می شویم اغلب مردم اصلا نمی دانند که چه می خواهند. آنها می خواهند کار بزرگی انجام دهند اما نمی دانند چگونه!

آنها ممکن است ایده ایی مبهم داشته باشند که این کافی نیست!
برای انجام دادن هر کاری و برای استفاده از قدرت ذهن، شما باید بدانید که دقیقا چه می خواهید. برای تمرکز ذهنتان بر روی یک هدف، شما باید هدف کاملا روشن و واضح با جزییات دقیق و تعریف شده ای داشته باشید . اما چگونه؟ برای اینکه بفهمید دقیقا می خواهید چه کاری انجام دهید و یا چه چیزی به دست آورید لازم است که اول از همه به تفکر بپردازید و خوب بیندیشید . این مرحله،کار آسانی نیست و به تفکر عمیق نیاز دارد، به تحقیق و بررسی  و زمان زیاد.

بعد از اینکه کشف کردید دقیقا چه می خواهید لازم است که یک طرح و نقشه برای رسیدن به آن پیاده کنید. شما باید بدانید اولین اقدام چیست و سپس چگونه حرکت کنید و ادامه دهید. تمامی این برنامه ریزی ها به معنی استفاده از قدرت ذهنتان است .

بعد از انتخاب هدف و طراحی یک استراتژی  شما باید یک تصویر ذهنی کاملا واضح از هدفتان درست کنید . باید در ذهنتان دقیقا ببینید که آن هدف را به انجام رسانیده اید . در این مرحله شما احتیاج دارید از تصورتان استفاده کنید که نیروی دیگری از ذهن شماست.   هر کسی نمی تواند تصاویر ذهنی واضحی را تجسم کند اما تمرینات منظم تصویر سازی، به طور شگفت انگیزی می تواند شما را به خواسته تان نزدیک کند.برای مثال شما می توانید به یک عکسی که می خواهید به آن برسید نگاه کنید، سپس چشمانتان را ببندید و تلاش کنید که آن را در تصورتان ببینید . این کار توانایی شما را در تصور سازی و تجسم بالا می برد.در این مرحله شما لازم است که صبور باشید ، پشتکار و نظم داشته باشید و روی خواسته تان پافشاری کنید که این مستلزم یک ذهن متمرکز است.

یرنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت

یرنامه ریزی ذهنی برای رسیدن به موفقیت

گفتن جملات تاکیدی مثبت ابزار مفید دیگری ست برای رسیدن به موفقیت. آنچه که شما بیان می کنید به سمت ضمیر ناخودآگاهتان می رود، یک قسمتی از ضمیر شما می شود و در نتیجه روی رفتار و اعمالتان اثر می گذارد . اگر اظهارات و جملاتی که می گویید مثبت باشد شما را به سمت موفقیت هدایت می کند.
یکی دیگر از قدرت های ذهن ، انتقال افکار است ، شما باید قادر باشید که افکارتان را به دیگران انتقال دهید. مثلا بعضی مواقع لازم است که شما مردم را برای سرمایه گذاری  روی طرح و نقشه تان ترغیب کنید . در اینجور مواقع تنها حرف زدن با آنها کافی نیست. شما باید به آنچه می گویید ایمان داشته باشید.شما باید مشتاق باشید و دیگران را وادار به کاری که می خواهید بکنید در غیر این صورت آنها گوش نمی دهند و یا توجهی به حرفهایتان نمی کنند . شما باید تمامی شک هایی که در خودتان و در دیگران هست را پس بزنید و تبدیل به یقین کنید.
برای انجام همه این کارها شما باید تمرکز داشته باشید، باید روی افکارتان تسلط داشته باشید . شما به نیروی اراده، نظم و پیگیری و صبر نیاز دارید که همه ی اینها ابزارها و مهارت های ذهن هستند.

انگیزه یکی دیگر از قدرت های ذهنی و احساسی است که شما برای رسیدن به موفقیت به آن نیاز دارید . چطور می توانید به خواسته هایتان برسید  اگر به اندازه کافی انگیزه نداشته باشید! برای بالا بردن انگیزه و اشتیاقتان اغلب مواقع به هدفتان فکر کنید، به نتایجش و فوایدش، و به اینکه چگونه زندگیتان را تغییر می دهد . انجام این کار انگیزه شما را قویت می کند . افکارتان که قسمتی از ذهنتان هستند ، دارای قدرت زیادی هستند. چیزهایی که اغلب مواقع به آنها فکر می کنید به حقیقت می پیوندند.

اگر تمام انرژی ذهنتان را به سمت یک فکر ببرید یا یک تصور ذهنی، روز به روز فکرهایتان قویتر و قویتر میشوند

و در نتیجه بر روی نگرش و رفتار و اعمال شما اثر می گذارند .این افکار و تصورات ذهنی حتی می توانند ناخوداگاه توسط افراد دیگر دریافت شوند.

افکار شما می توانند زندگیتان را در تحت تسلط خودشان قرار دهند می توانند به زندگیتان و به فرصت ها حمله کنند.

هر فکری به واقعیت تبدیل میشود . اغلب افکاری که تکرار می شوند و با میل و رغبت همراه هستند در جهت رسیدن به واقعیت پیش می روند.شک ها، ترس ها و نگرانی ها شروع به ویران کردن قدرت ذهنتان می کند ، آنچه با قدرت ذهنتان مدتها ساخته اید را کاملا تخریب می کنند. این به این معنی ست که شما باید کاملا ذهنتان را از افکار منفی و شک پاک کنید.

مهندسی ذهن

مهندسی ذهن و محورهای اصلی آن

در این قسمت از سایت دکتر گیلکی برای شما عزیزان و کاربران تعریف مهندسی ذهن و محورهای اصلی آن را برایتان جمع آوری کرده ایم ، با ما همراه باشید .

کنترل  ذهن می‌تواند شما را به انسانی خلاق و نابغه تبدیل کند و این اثبات شده است.

آن چه در مدیریت اداری و صنعتی و آموزشی کشور جای بحث و تامل بسیار جدی و فوری دارد، مساله خلاقیت است. پایه و اساس مدیریت علمی در دنیای امروز مبتنی بر افزایش خلاقیت است. منظور از خلاقیت توانایی بهره برداری بهینه از حداقل امکانات است، که در آن مفاهیم بهره وری، صرفه جویی در زمان و انرژی، صرفه جویی در هزینه ها افزایش مطلوبیت و کارآمدی و نوآوری و آفرینندگی در همه ی ابعاد مادی و معنوی لحاظ شده است. مهندسی ذهن چیست؟ مهندسی ذهن؛ آشنایی با کارکرد و ساختار ذهن هوشیار و ناهوشیار و بهره برداری بهینه از توانایی های شگفت انگیز آن هاست. مهندسی ذهن، طراحی و مدیریت ذهن برای رسیدن به هدف های معین است. مهندسی ذهن، نمایانگر یک قدرت عظیم و شگفت انگیز در ذهن است و آن قدرت، توانایی ذهن آدمی در تطبیق واقعیت ها و جهان بیرونی با پروژه ها و طرح های ثبت شده در آن است.
اصل مهم مهندسی ذهن این است که واقعیت های بیرونی در تمامی جنبه هایش انعکاس طرح های ذهنی بشر است. به قول هگل: «ذهن واقعیت می شود». بنابراین خلاقیت در تصویرسازی های ذهن به خلاقیت در مدیریت و برنامه ریزی آموزشی و تولیدی منجر می شود. بدون کارآمدی و خلاقیت در مدیریت ذهن، نمی توان انتظار نهادینه شدن مدیریت علمی در سازمان های آموزشی و صنعتی و اداری را داشت.
محورهای اصلی مهندسی ذهن برای خلاقیت همه جانبه عبارتند از:
۱- ارتباط با واقعیت های بیرونی
۲- پذیرش و جذب پیام های گوناگون محیط درونی و بیرونی.
۳- پردازش اطلاعات و داده ها بر اساس مفید بودن و تناسب با نظامِ اطلاعاتی ذهن.
۴- گزینش داده ها و خلق تصویرهای ذهنی مطلوب.
۵- ارسال تصاویر به صورت فرمان به ناهوشیار برای اجرا در واقعیت.
بنابراین مقوله هایی چون ادراک و تفسیر پدیده ها و نیازها، ارزیابی خوب و بد یا درست و غلط و یا مفید و غیرمفید بودن آن ها و گزینش و تصمیم گیری نهایی برعهده ی ذهن هوشیار است. اصل و قاعده ی مهم این است که هیچ تصویری بدون تصمیم گیری نهایی ذهن هوشیار وارد سیستم نخواهد شد و ذهن هوشیار با سه کلید (توجه، هیجان و تکرار) تصویرهای دل خواه را می آفریند. محرک ها و پیام هایی که مورد توجه و گزینش ذهن هوشیار قرار نگیرند نمی توانند کوچک ترین تاثیری بر ساختار ذهن داشته باشند. نتیجه ی این اصل این است که خروجی های ذهن انسان مثل میزان خلاقیت، شادی و موفقیت و سلامتی و نوع ارتباط کاملا وابسته به ورودی های آن یعنی پردازش اطلاعات و تصویرسازی ذهن هوشیار است. بنابراین، مهندسی ذهن یعنی مهارت تنظیم و آفرینش تصویرهای لازم برای رسیدن به محصولات مطلوب و مرغوب و مورد انتظار.
ذهن ناهوشیار و کارکرد شگفت آن را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- واقعیت برای ذهن ناهوشیار همان است که ذهن هوشیار می گوید.
۲- ذهن ناهوشیار بد و خوب، درست و غلط، مفید و غیرمفید را نمی تواند تشخیص دهد در یک کلام ناهوشیار شعور ندارد.
۳- ذهن ناهوشیار تمامی فرمان های هوشیار را بدون چون و چرا اجرا می کند.
۴- ناهوشیار بر تمام احساسات، رفتارها و ارتباطات و فعالیت های داخلی بدن تسلط دارد.
۵- ذهن ناهوشیار بی مکان و بی زمان است و به همه ی زمان ها و مکان ها دسترسی دارد.
۶- ناهوشیار تصویرهای ثبت شده را واقعی می کند و از پدیده ها و واقعیت ها هر آن چه که مربوط به نقشه و تصویر ثبت شده باشد، جذب و بخش های نامربوط را رها می کند.
۷- ذهن ناهوشیار با انرژی کیهانی در ارتباط است و منبع سرشار و بی انتهای انرژی است.
۸- ناهوشیار هر فرد با ناهوشیار افراد دیگر ارتباط اینترنتی دارد.
۹ – پس هر کسی همان است که بدان می اندیشد و هر کسی می تواند آینده ی خود را به صورتی که می خواهد هم اکنون در ذهن بسازد و شاهد واقعی شدن آن باشد و این یعنی خلاقیت.

۱۰ – ذهن ناهوشیار به خواسته ها و اهداف ما بی اندازه حساس است و چون ماموری معذور، مسوول برآورده شدن این خواسته هاست، از تمام امکانات موجود در جهان بهره می برد تا ما به خواسته های خود برسیم.
۱۱- جهان با تمامی امکاناتش در خدمت خواسته هایی است که به صورت تصویر به ناهوشیار مخابره شده است.

خلا و موفقیت

رابطه خلا و موفقیت….

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص لب می کند.

اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.
۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟
خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟
بسیار عالی است! امتحان کنید.
خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.
ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …
ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.
ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!
به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!
فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.
پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.
فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.
باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.
۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.
۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.
۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.
کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.
اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.
۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.
آن وقت می بینی که می توانی …

قانون جذب می گوید ماآنچه را جذب می کنیم که بیشترین فکر را به آن داریم و بر این نکته تاکید دارد که اگر بخواهیم به خواسته ای دست یابیم اگر همه افکار منفی را کنار زده و مطمئن باشیم که بدان خواهیم رسید این امر تحقق خواهد یافت.به نظر این قانون مهمترین چیز در هر امری آن اندیشه ای است که نسبت به آن چیز داریم.اگر چیزی را در ذهن داریم و می خواهیم بدان دست یابیم نباید به جنبه های منفی ای که ممکن است ما را از نیل به آن هدف باز دارد بیاندیشیم.بزرگترین دانشمندان و افراد موفق این قانون را به کار گرفته اند چرا که اگر به زندگی دانشمندان و اختراع ها توجه کنید با یک چیز شگفت انگیز مواجه خواهید شد و آن اینکه اکثر دانشمندان به این اختراعات به طور تصادفی دست یافته اند. زمانی که ما با کسی یا چیزی چه دور و چه نزدیک ارتباط داریم مغز ما شروع می کند به ساتع کردن امواجی در کل جهان هستی و همه hی کائنات این امواج را زمانیکه با ما مواجه می شوند دریافت می کنند.اگر ما امواج مثبتی از خود بفرستیم واکنش ما واکنش مثبت دیگران را در پی خواهد داشت.فرض کنید زمانیکه می خواهید با کسی ارتباط برقرار کنیم اگر بیاندیشیم که ممکن است طرف مقابل ما را طرد کند یا از ما خوشش نیاید یا نخواهد به ما رو نشان دهد به احتمال قوی با این برخورد مواجه خواهیم شد چرا که از یک جهت این امواج را به کائنات ارائه داده ایم و از جهتی دیگر این حسی که در درون خود داریم در چهره ی ما نمایان خواهد بود.انسان های خوشبین همواره در زندگی خود موفق اند.اگر ما در حالیکه در عین فقر حس کنیم ثروتمندیم روزی به آن نقطه خواهیم رسید اما اگر ما از این بترسیم که برای آینده ی خود برخی چیز ها را از زندگی خود حذف کنیم تا به یک هدفی برسیم موفق نخواهیم بود چرا که با حذف این عناصر از یک جهت به آنها و کائنات خوشبین نبوده ایم و از یک جهت امواج منفی خود را نسبت به آنها ساتر کرده ایم که ممکن است در تمام جهان هستی نفوذ کند.قانون جذب به ما می گوید اگر چیزی را می خواهیم نباید هیچگونه محدودیتی برایش در ذهن خود قائل شویم.ما به واقع با ایجاد برخی سد هایی که در مقابل نیل به اهدافمان در ذهن خود می سازیم مانع از رسیدن خود به آن هدف می شویم.قانون جذب از منظری دیگر همسو با اندیشه هایی افراد و دانشمندان بسیاری است که تاکید دارند ما در زمان حال زندگی کنیم.این افراد می گویند گذشته دست یافتنی نیست و نمی توان آن را تغییر داد و آینده را نمی توان به دلخواه تغییر داد.بنابر این بهترین گزینه این است که زمان حال را به دلخواه خود بسازیم.اگر از زمان حال لذت ببریم آینده بر مراد دل ما خواهد بود.فانون جذب به ما می گوید اگر با کائنات لج کنیم جهان هستی با ما لج خواهد کرد.زمانی که ما در بدترین شرایط بتوانیم حال خوبی داشته باشیم کائنات به ما لبخند خواهد زد.فرض کنید یک روز صبح که از خواب پا می شوید همه چیز باشما لج می کند اگر قرار باشد اینگونه احساس کنید روز شما تلف خواهد شد اما اگر با عینک خوشبینی بدان بنگرید همه چیز بر وفق مراد خواهد بود.آنچه در واقع بر ما اثر می گذارد همه نیروی درونی ما یعنی اندیشه و طرز برخورد ما با هر چیزی است.

خلا و موفقیت

خلا و موفقیت

ایمان داشته باش که تو می توانی زیرا دیگران به آنها رسیده اند
چگونه می توان همیشه از یک چیز خاص شانس آورد ؟
آیا می شود چنین برنامه ای را به ذهن داد و ذهن هم دایم برای ما شانس بیاورد ؟
شما وقتی ذهنتان را شرطی می کنید این اتفاق میفتد. به خود بنگرید ببینید از کجا همیشه خوش شانسی می آورید و از کجا بدشانسی ؟
با کمی فکر متوجه می شوید که این ذهنتان است که شرطی شده و شانس خوب یا بد را برای شما رقم می زند.
مثلا من صبح با دیدن چیز های خوب تا آخر روز شاد و خوش شانس هستم ولی با دیدن چیز زشت و منفی روزم تا آخر شب خراب می شود.
از این تکنیک استفاده کنید. و همیشه منتظر خبر خوش باشید ولی منتظر جواب آن نباشید زیرا
انتظار کشیدن = انتظار کشیدن
یعنی تا آخر عمر باید منتظر باشید. پس هر کاری را انجام دادید منتظر نتیجه نباشید و می بینید که برایتان اتفاق میفتد.موفق و سرافراز باشید.

ایا ۲۱ دسامبر زمین ایکه در ان زندگی میکنیم با برخورد شهاب سنگ از بین خواهد رفت ؟
در طول این چند سال شایعات زیاد در رسانه ها تصویری خبری و سایتهای انترنیتی موجود است که سال ۲۰۱۲ …..
اگر چه ابر قدرت ها ما را به ادیان و گروپ های مختلف سیاسی مذهبی یا ضد مذهبی بین خود تقسیم نمودند اما فراموش نکنیم که زمین خانه مشترک همه ای ماست، همه ای ما باید در سرسبزی ادامه حیات و نگهداری ان از بلاهای اسمانی و زم…ینی کوشا باشیم ، زمین ایکه در ان زندگی میکنیم دارای میدان مقناطیسی فوق العاد قوی است که سنگ های اسمانی را دفع میکند و نمیگذارد به زمین سقوط کند، از طرف دیگر وقتی شما تمرکز میکنید، با تمرکز روی خواست و هدف تان یا در وقتی ایکه دعا میکنید ( تمرکز به خداوند ) ویا با تمرکز و توجه روی تصاویرایکه میخواهید تصویرسازی ذهنی کنید، درهمه ای این حالات نه تنها میدان مقناطیسی بدن شما منظم میشود و مغز شما فریکونسهای منظم امواج الکترومقناطیس مغزشما را به عالم هستی متصاعد و مغز شما فریکونسها هم سو جذب میکند، بلکه شما با تمرکز ذهنی روی خواست یا هدف تان به یک کانال انرژی امواج الکترومقناطیس با عالم هستی مبدل میشوید،مغز شما خاصیت اهن ربا را دارد به هرچی فکر میکنید و یا در ان مورد حرف میزنید از همان فریکونس یا جنس جذب میکند، زمین ایکه در ان زندگی میکنیم مانند بدن انسانها دارای ۷ چاکره اصلی است، وقتی شما کره زمین یا زمین ایکه در ان زندگی میکنید در کف دستهای تان کوچک تجسم کنید و توسط چاکره های دست تان به زمین انرژی میفرستید، چاکره های زمین منبسط و در تعادل میشوند میدان مقناطیسی زمین منظم میشود، در ضمن با ذکر عبارات تاکیدی: صد هزار بار شکر که من زنده هستم، من در زمین ایکه زندگی میکنم برایش سرسبزی و طول عمر میخواهم، فقط با استفاده از قدرت ذهن شما میتوانید برای بقایا و ادامه حیات به زمین کمک کنید، حتی با استفاده از این روش میتوانید جلوی طوفانها و زمین لرزه ها را گرفت، شما میتوانید موفقیت خود و دوستان تانرا با تصویر سازی ذهنی با استفاده از قدرت ذهن تجسم کنید، فراموش نکنید که تصاویر ذهنی شما رنگه باشد، مغز شما تصاویر رنگه را باور میکند نه سیاه و سفید را .


چیزی که باعث جذب میشود فقط خلا است. هر جه خلا بیشترباشد جذب بیشتر است. به عنوان مثال برای جا دادن موبلمان جدیدی که خریده اید قبل از هر چیز باید جای آن را در اتاقی شلوغئ که پر از اسباب است باز کنید. مادامئ که جایی باز نشود و یا بعضی از وسائل بلااستفاده از اتاق بیرون برده نشود ممکن نیست که بتوانیم مبلمان را در اتاق جای داد و از آن لذت برد.

زندگی هم همینطور است. اگر ما میخواهیم مواهب الهی را جذب ک…نیم باید ابتدا جائ خالی باز کنیم.اگر میخواهید برنامه ریزیها تلاشهای جسمی تلقین تجسمات و تلاشهای جسمی تلقین ها تجسمات و تلاشهای ذهنیتان نتیجه دهد اگر میخواهید دعاها و نیایشهایتان نتیجه دهد اول باید جا باز کنید و درون را خالی کنید. این خالی درون در همه ابعاد انسانی قابل بررسی است.

خلا ذهنی و خلا دل اولین خلا است که باید ایجاد شود.

اول باید ذهن و دلتان را خالی کنید از چه؟

از هر انچه بیهوده در آن جای دارد. هر انچه وجودش زیانبار است و یا سودی ندارد. از کینه ها نفرت ها انتقامها حسادت حسرت یاس و ناامیدی سوظن و ناامیدی بدخواهی و کج اندیشی و خلاصه همه آنچیزهایی که ذهن و دل ما را بی سبب پر کرده اند. ذهن و دلی که از این چیزها آکنده است دیگر جای خالی برای پذیرش و جذب موهبتهائ الهی ندارد. اما چطور ذهن ودل را از این چیزهای جاگیر رها کرد و جا برای پذیرش نعمت ها و موهبتهای الهی باز کرد.

قانون خلا و تاثیر آن بر موفقیت
قانون خلا در واقع این حقیقت را بیان میکند که برای رسیدن به آرزوها و خواسته هایتان می بایست از هر چیز ناخوشایند دوری کنید باید درونتان را تهی از هرگونه امر غیر خواستنی کنید؛
بدین گونه هنگامی که درونتان را از هر نا خواستنی رها کردید جا برای خواستنی باز میشود ؛ آن عامل نا مطلوب میتواند هر چیزی در اطرافتان باشد از وسایل داخل اتاق گرفته تا ارتباط با دوستانتان، هر آن چیزی که غیر لازم میبینید باید اززندگی تان خارج سازید.

با دقت در تجربه های زندگی درک خواهید کرد که علت عدم موفقیت در کارهایتان این بوده است که میبایست در زندگی چیزهایی را رها میکردید تا جا برای آنچه میخواسته اید باز کنید؛ تا بدین صورت قانون خلاء به کمک شما آمده و در راه رسیدن به امور یاریتان کندکه البته برای رسیدن به آن لازم است دلی جسور و ایمانی قوی داشته باشیم تا بتوانیم از نتایجش بهره برداری کامل را بکنیم.

در اجرای قانون خلاء قبل از هر چیز شما باید نگرش مثبتی نسبت به خود و اطرافتان داشته باشید ، با دیدی دلسوزانه و غیرمنتقدانه خود را ارزیابی کنید سپس با تمام نیرو در برابر احساس عجز و درماندگی بعد از شکست مقابله کنید و بدانید با چنین ایمانی طبیعت هم سر تسلیم فرو خواهد آورد و برکت همواره همراه شما خواهد بود.

به خاطر داشته باشید نباید منتظر فرصتها نشست بلکه باید خود فرصتها را به وجود آورد و از تمام ابزارهای که هم اکنون در دست داریم برای رسیدن به آرزویمان استفاده کنیم .

اگر در زندگی شکستی یا مشکلی سد راه شما شد هرگز درون و اطرافتان را با یاس و پریشانی پر نکنید برای اینکه اثر قانون خلاء را دریابید خودتان را از هر گونه امر غیر مطلوب رها سازید و جا برای خواسته تان باز کنید و این را باور کنید که آدم موفقی هستید و به آن عمل کنید.

این را به خود تلقین کنید که در زندگی خواهان بهترین هستید، پس هم اکنون جرات به خود راه بدهید و خلاء را در زندگی بیافرینید.

سخنان بودا

سخنان ناب و آموزنده بودا

((   بودا    ))

اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست .

هيچ کس جز خود ما مسوول بدبختی ها و يا خوشبختی های ما نيست.

هر كاري را كه تصميم به انجام آن گرفتيد نصف آن را انجام داده ايد.

خونسردي بزرگ ترين صفت يك فرمانده است.

حربه ضعيفان شكايت است.

كسي كه از مرگ ميترسد از زندگي هم ميترسد.

بلند پايه ترين مردم در خرد و انديشه كسي است كه خود را از مشورت بي نياز نداند.

كسي كه رحم و محبت مي آفريند زندگي خلق ميكند.

به جاي اين كه به تاريكي لعنت بفرستيديك شمع روشن كنيد.

بهترين شكل حكمراني سلطنت بر قلوب است.

شايد ثمره كلام دلنشين را كه امروز بر زبان مي آوريد فردا بچشيد.

آن كه تواناتر است آسان تر مي بخشد.

تنها شجاعت گام نهادن در راه باعث مي شود تا راه خود را بنمايد.

داناترين مردم كسي است كه از مردم نادان فرار كند.

دل دوستان آزردن مراد دشمنان برآوردن است.

پدرت را مراعات كن تا پسرت تو را مراعات كند.

آينده را قضا و قدر مي سازد و اميد و تلاش تو آن را مي گذراند.

اگر افكار خود را پريشان رها كنيم به دنبال زشتي ها و پليدي ها مي رود.

هر سفر هزار فرسنگي با يك گام شروع مي شود.

دشوارترين قدم همان قدم اول است.

شجاعت حقيقي در غلبه بر سختي هاي زندگي است.

ناتوان ترين مردم آن كسي است كه نتواند راز خود را نگه دارد.

براي خوشبخت زيستن بايد موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم نه اينكه در انتظار آن باشيم.

بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان مي نگري.

براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست.

عظمت مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردمان كوچك آشكار مي شود.
تقدير ارباب مردمان ترسوست و برده مردمان شجاع.

نا اميدي نخستين گامي است كه شخص به سوي گور برمي دارد.

حقيقت تلخ بهتر از دروغ شيرين است.

غرور روشن ترين نشانه بلاهت است.

مردي كه كوه را از ميان برداشت مردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه ها كرد.

درجه سعادت اشخاص به ميل خود آنها بستگي دارد.

انسان مانند رودخانه است هر چه عميق تر باشد آرام تر و متواضع تر است.

زندگینامه بودا

مروری بر زندگینامه بودا

بودا خود، آیین خود را مانند قایقی می‌نامد که برای چرخه‌شکنی و رسیدن به ساحل رستگاری به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق می‌رساند. آن‌جاست که شمع تمامی خواهش‌ها و دلبستگی‌ها خاموش می‌شود. به این روی، این پدیده را درسانسکریت نیروانا یعنی خاموشی می‌نامند.

سیدارتا در نپال کنونی بدنیا آمده. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی ‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخهایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنجها و کاستیهای زندگی آشنایی نیابد.با اینحال سیدارتا از کاخ گریخت و با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری، مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را کنار نهاده و به جستجوی حقیقت بپردازد. پس از گذراندن مدتی با مرتاضان در جنگلها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیگرفت.سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به مدیتیشن نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای مارا، دیو دیوان، به بیداری رسید و بودا گشت. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده است.

هنگامى که بودا به حقیقت دست یافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را که از وى روى برتافته بودند، بیابد. او مى اندیشید که این پنج تن مانند وى در جستجوى حقیقتند و تعلیم دادن ایشان از سایر مردم آسانتر است .و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را دید که در میان بیشه اى نزدیک شهر نشسته اند و با هم سخن مى گویند.هنگامى که چشم آنان به بودا افتاد، به یکدیگر گفتند: (این سیدارتاست که مى آید؛ همان که دست از رهبانیت کشید؛ خوب است به او کارى نداشته باشیم .)
اما چون بودا به آنان نزدیک شد به وى سلام کردند و از او خواستند در کنارشان بنشیند. آنگاه از وى پرسیدند:(سرانجام ، حقیقتى را که مى جستى ، یافتى ؟) بودا گفت : (آرى ، آن را یافتم .)راهبان گفتند: (پس به ما بگو حقیقت و حکمت و راز هستى چیست ؟) بودا پرسید: (آیا شما به کارما یعنى قانون کردار ایمان دارید؟) گفتند: (آرى .) بودا گفت : (پس بدانید که همان سرآغاز حکمت و آگاهى از حقیقت است . از نیکو نیکو پدید مى آید و از بد بد. این نخستین قانون زندگى است و همه چیزهاى دیگر بر این قانون استوار است .)
گفتند: (این که تازگى ندارد.) گفت : (اگر چنین است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نیست .)
راهبان پرسیدند: (چگونه ؟) بودا پاسخ داد: (زیرا آب همیشه سراشیبى مى رود، آتش همیشه داغ است و یخ همواره سرد. اگر براى همه خدایان هندوستان هم دعا کنیم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و یخ گرم نمى شود. زیرا در زندگى قانونهایى یافت مى شود که همه چیز بر آنها استوار است . از این رو، کارى که انجام گرفت ، قابل ابطال نیست و دعا و قربانى براى خدایان نیز سودى ندارد.)

زندگینامه بودا

زندگینامه بودا

آنان با این سخن موافقت کردند و بودا افزود: (اگر این سخن درست است ، کتاب وداها که به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نیست و برخلاف گفته پیشوایان دینى ، من اعلام مى کنم که وداها مقدس ‍ نیستند.) راهبان از این جراءت بسیار شگفت زده شدند و از بودا پرسیدند: (تو مى گویى برهما هنگام آفریدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسیم نکرده است ؟) پاسخ داد: (اصلا من باور ندارم برهما چیزى را آفریده باشد تا جهان آفریده او باشد.) آنان پرسیدند: (پس جهان ساخته کیست ؟) بودا پاسخ داد: (به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چیز است که بایستى از آن پرهیز کرد: یکى زندگانى پر از لذت که زاییده خودخواهى و فرومایگى است و دیگر زندگى پر از رنج و خود آزارى که آن نیز سودى ندارد و هیچ یک از این دو به نیکبختى منجر نمى شود.) سرانجام راهبان از بودا پرسیدند: (پس راه درست کدام است ؟) پاسخ داد: (راه میانه ، میان لذت و رنج است که از راه هشتگانه به دست مى آید.)

بودا در مدت ۴۰ سال با مسافرتهاى فراوان ، آیین خود را در سراسر هندوستان تبلیغ کرد و به تربیت شاگردان همت گماشت که برجسته ترین آنان آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال ۴۸۳ ق .م . به نیروانا پیوست .
بودا می گفت که علت رنج کشیدن ،تمنا است ؛.تمنا و تمایل به زندگی و بدست آوردن چیزهای بسیاراحساسات قدرتمندی چون عشق دنیوی ، نیز باعث رنج کشیدن می‌شود به دنبال این طرز تفکر ، بودا چهار اصل را بنیان گذارد:
اول آنکه رنج جزء جدایی ناپذیر تمامی مراحل طبیعی زندگی است : تولد ، بیماری ، پیری و مرگ
دوم ، تمنا باعث رنج است
سوم ، برای غلبه بر درد و رنج می بایست از تمامی تمنا ها وخودخواهی ها دور شد
چهارمین اصل به بیان چگونگی دست یافتن به سه اصل قبلی پرداخته است
روشی که بودا به تعلیم عقاید خود می پراخت به “راه هشتگانه” شهرت دارد
که طبق آن می بایست هشت عمل صحیح را پیش گرفت
پندار نیک
هدف درست
گفتار نیک
رفتار نیک
شغل درست
تلاش صحیح
تفکر صحیح
و مد ی تیشن
بودا بقیه عمر را به مسافرت و نشر افکار خود پرداخت و مردم هند را تعلیم داد .وی طبقه بندی مردم را بر اساس اصول مذهب هندو مردود می دانست از آنجا که پیروی از آیین هشتگانه بودا در میان مردم مشکل است
.راهبان بودایی به رهبانیت و ترک دنیا می پردازند هدف روحانیون مذهب بودا ، رسیدن به “نیروانا” یا همان عالم صلح و آرامش و آسودگی از رنج است

دسته بندی امواج مغزی

دسته بندی امواج مغزی با توجه به فرکانس آنها

 امواج مغزی انواع و کارکردهای متفاوتی دارند و برحسب فرکانس به انواع مختلف تقسیم می‌شوند (امواج سریع‌تر دارای فرکانس بیشتر، و امواج آهسته دارای فرکانس کمتر هستند). همه این امواج در تمام اوقات وجود دارند اما در شرایط مختلف کارکردی، غلبه با موج خاصی است. امواج مختلف مغزی و کارکردهای آنها عبارتند از : موج دلتا ، موج تتا  موج آلفا ، موج بتا  و گاما.
حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا ، دلتا و گاما

امواج بتا

اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

دسته بندی امواج مغزی

دسته بندی امواج مغزی

٢-امواج آلفا:

هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین ۱۲-۸ نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

٣- امواج تتا

بین ۸-۴ می باشند.در کودکان تا سن ۱۳ سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

۴- امواج دلتا

فرکانس این امواج ۴-۵/۰ نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

۵- موج گاما 

سازمان دهنده مغز و هماهنگ کننده و یکپارچه کننده اطلاعات از قسمت‌های مختلف بدن است. غلبه این موج با حافظه خوب، سرعت انتقال زیاد اطلاعات، پردازش سطوح بالای اطلاعات و یادگیری مسائل پیچیده همراه است.

فکر خلاق و زیبا

تکنیک هایی برای داشتن فکر خلاق و زیبا

خلاقیت به افراد معدودی تعلق نداشته و تمامی افراد می توانند خلاقانه فکر کنند. تنها تفاوت عمده بین افراد نابغه و خلاق وافراد عادی در این است که گروه اول روش هایی را به کار می گیرند که افراد دیگر از آن روش ها بی اطلاع هستند؛ بنابراین آموزش مهارت های خلاقیت نقش مهمی را در این بین ایفا می کند.

۱) یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر می‌توانند فکر کنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها.شما چه زمانی بهتر فکر می‌کنید؟

۲) خوب تحصیل کنید اما افراط نکنید. بعضی از روان‌شناسان عقید ه دارند که تحصیلات تخصصی افراطی و زیاد می‌تواند به توانایی تفکر خلاقانه آسیب وارد کند. شما اگر در رشته نویسندگی دکترا کسب کنید الزاما رمان نویس بزرگی نخواهید شد.

۳) روز خود را با بهترین‌ها شروع کنید. محققین نشان داده‌اند که مقدار کافئین موجود در یک فنجان قهوه می‌تواند به تمرکز حواس کمک کند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش کنید. .

۴) خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید.
حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید.

۵) تا می‌توانید تمرین کنید. یاد گیری و تمرین مداوم ذهن را تغییر می‌دهد.مطالعاتی که روی عده‌ای داوطلب ۷۰ ساله انجام شده نشان می‌دهد که آموزش‌های منظم و طبق برنامه  زمان‌بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می‌شود به نحوی که فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی که ۷ سال جوان‌تر بوده‌اند بیشتر است. فرد مسنی که خوب تمرین می‌کند سریع‌تر از جوانی است که اصلا تمرین نمی‌کند

۶) به ایده‌های خود شانس شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانائی‌ها یمان امکان ارزیابی حقایق وتصمیم‌گیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون داردو این که به ایده‌های به ظاهر نا معقول و بی‌معنی خود فرصت دهیم.

۷) شغلی که باعث رشد شود و همراهی که باهوش باشد. مطالعات انجام شده درلهستان نشان می‌دهد صاحبان مشاغلی که نیاز به کارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند. همچنین ازدواج با فردی با هوش ممکن است در شما انگیزه ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی شما شود.

۸) تجربه کنید. خلاقیت اغلب به توانائی تعدیل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگی خلاصه می‌شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی که به لباس می‌چسبد ساخته شده است و یا شیوه پوست کندن موز ایده‌ای برای تهیه قوطی‌های کنسروی است که با حلقه‌ای که روی آن تعبیه شده باز می‌شود.

۹) توجه کنید.آیا تا به حال برای شما پیش آمده که نام کسی را تا مدتی پس از آن که او را ملاقات کردید به خاطر نیاورید؟علت این امر ضعف حافظه نیست بلکه نداشتن تمرکز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ کنیم.

۱۰) ورزش با عث تقویت قوای فکری می‌شود. تحقیقات گوناگون اکنون از این فرضیه که ورزش و تمرینات بدنی اثرات سود‌مندی روی عملکرد تحصیلی دارد حمایت می‌کند.تصور می‌شود که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول‌های مغز قرار می‌گیرد؛ به علاوه با عث افزایش فاکتور‌هائی می‌شود که عامل رشد سلول‌های مغزی‌اند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به‌صورت مرتب و روزانه توصیه می‌شود.

فکر خلاق و زیبا

فکر خلاق و زیبا

۱۱) تازه جوئی رمز موفقیت. نقاش امپرسیونیست هنری ماتیس در سال‌های پایانی عمر خود از قیچی به جای قلم مو برای خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحی تازه بخشید. مقایسه افراد خلاقی که متوقف می‌شوند با آنهایی که به خلاقیت ادامه می‌دهند نشان می‌دهد که افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.

۱۲) شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم که رشته افکار ما را پاره کنند تمرکز کردن مشکل خواهد بود. چنانچه کاری نیاز به دقت و تمرکز زیاد دارد مثلا تهیه یک گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز کشید و یا نوشته‌ای روی در قرار داد تا کسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.

۱۳) فراموش نکنید که همیشه به دنبال کارهای مورد علاقه‌تان باشید. اخیرا روان‌شناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوت‌های بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه وتعیین میزان قوه استدلال برای حرکت مهره‌ها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نکرد.تنها تفاوت این بود که قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیا ق و تعهد بیشتری نشان می‌دهند و کلید خلاقیت آنها هم همین است.

۱۴) ایده‌های جدید رابا یکدیگر تلفیق کنید. با هیچ مطلبی سرسری بر خورد نکرده وآن را با بی‌تفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی، فکر کردن، شکل دادن وتلفیق مطالب با یکد یگر حتی اگر مطلبی که می‌خوانید به‌نظرتان به درد نخور و بی‌فایده باشد به شما کمک می‌کند تا آن را به نحوی بفهمید که در نهایت بتوانید خلاقا نه عمل کنید.

۱۵) روش‌های سریع یاد گرفتن را بیا موزید. یکی از مهم‌ترین مهارت‌های قرن بیست و یکم توانائی یاد گیری سریع است؛ پس آ ن را پرورش دهید. یاد بگیرید که به سرعت به ایده‌های خود شکل دهید. شیوه عملکرد مغز خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را بهتر به کا ر گیرید. بعضی اشخاص پس از مدتی کار فکری نیا ز به استراحتی کوتا ه‌مدت و نو شیدن چای یا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به کار ادامه دهند.

۱۶) همیشه برنامه‌های بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنا مه‌ریزی برای زندگی خود به تنهایی با ارزش است و تغییر دادن آن به ما کمک می‌کند که چیز‌های جدیدی یاد بگیریم.

۱۷) اشتباه کنید. ممکن است در اولین تلاش خود مرتکب اشتباهات زیادی شوید اما کارتان را پیش برده و تمام کنید.اشتباهات خود را یادداشت کرده وسپس دوباره به کار بپردازید و این بار از تکرار اشتباهات جلوگیری کنید. به گفته شکسپیر تردیدهای ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقیت دور می‌کنند.

۱۸) عواملی که در ضمن کار باعث افزایش مهارت‌هایتان شده‌اند را یادداشت کرده و گاهی به آنها مراجعه کنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.

۱۹) به مسائل از زوایای مختلف نگاه کنید. چنانچه می‌خواهید مسئله‌ای را حل کنید راه‌های مختلفی را امتحان کنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص نداده‌اید، راه دوم را امتحان کنید. ایده‌ها و تصورات را از دیدگاه‌های مختلف بررسی کنید. برای مثال آیا کسی که در چین رشد کرده و بزرگ شده در مورد یک موضوع خاص به همان شکلی فکر می‌کند که یک نفر در ایرلند؟

۲۰) آرامش خود را حفظ کنید. خویشتنداری به شما کمک می‌کند تا منصف و بی‌طرف باقی بمانید و بهتر فکر کنید.چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانائی خودرا برای منطقی و عاقلانه فکر کردن از دست خواهید داد.

۲۱) در جست‌وجوی حقیقت باشید. هر کسی که خوب فکر کند قبل از هرقضاوتی در جست‌وجوی حقیقت است.از خود سؤال کنید که آیا تمام حقایق را به‌طور کامل در دسترس دارید؟ آیا کمبودی در اطلاعاتتان وجود دارد که شما را از حقیقت و یا راه حل مسئله دور کند؟

۲۲) چنانچه در موردی شک دارید حتما سؤال کنید. هرگز از سؤال کردن نهراسید.

۲۳) مردم را درک کنیم. آیا کسانی که با شما صحبت می‌کنند همیشه این تصور رادارند که باید حرفشان را به طریقی به شما ثابت کنند؟ به راستی علت این تصور آنها چیست؟

۲۴) تجربه مهم‌ترین مرجع ماست. چنانچه مطلبی را می‌شنویم باید ببینیم آیا واقعا در زندگی ما اتفاق افتاده است یا نه.

۲۵) همیشه به خاطر بسپارید که بیشتر حقایق نسبی‌اند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. کلمات را با احتیاط و دقت به کار برید و هیچ‌گاه خود را گول نزنید. فکر نکنید که باید پیوسته دنباله رو مردم باشید.

مهار اضطراب

تکنیک هایی برای مهار اضطراب

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.

تکنیک هائی وجود دارند  که می‌توان برای مهاراضطراب،  از آنها استفاده برد. همانگونه که می دانید بعضی از انواع اضطراب‌ها علل و عوامل مشخصی دارند وبرخی دیگر علت آشکاری ندارند. باید خاطر نشان کرد که روش‌های ذکر شده ،  شاید به تنهایی قادر به کنترل اضطراب‌های شدید نباشند و مراجعه به پزشک ضروری باشد . همچنین شدت و علت بروز اضطراب  ، برای کاهش  یا مهار آن در تکنیک های معرف شده ، تاثیرگذار است.

 یکی از بهترین  روشها  برای کاهش اضطراب استفاده از تکنیک  ریلکسیشن  یا تن آرامی  است. این تکنیک روشی بسیار عالی و موثر  برای کنترل اضطراب است. از این روش عمدتا در جریان  هیپنوتراپی ( هیپنوتیزم درمانی )  و روان درمانی انواع اضطراب‌ها، وسواس‌ها و سایر اختلالات روانی  و یا در ورزشهای  ذهنی استفاده میگردد. شخص مضطرب می‌تواند  با یادگیری این تکنیک بدون قرار گرفتن در جلسات روان درمانی، آرامش روزمره خود را تامین کند. استفاده طولانی مدت از این روش سبب حفظ آرامش روزمره در زندگی فرد شده و موجب می‌گردد   شخص  کنترل بیشتری روی علائم اضطرابی  وشرایط اضطراب زا داشته باشد. در این تکنیک به فرد آموزش داده می‌شود تا نسبت  به انبساط و شل کردن عضلات خود بپردازد. انقباض عضلات یکی از علائم  اساسی اضطراب است و احساس چنین علائمی متقابلا شدت اضطراب شخص را افزایش می‌دهد.

از دیگر شیوه ها و تکنیک های کاهش اضطراب  توجه  به تنفس و کنترل آن است. تحقیقات نشان می‌دهد که افراد در حالتهای اضطرابی  توجهی  به درستی تنفس خود ندارند  و دم و بازدم آنها به صورت سطحی انجام می‌پذیرد و این شیوه نادرست  تنفس کردن موجب می‌شود تا  فرد دی‌اکسید کربن را به طور کامل تخلیه نکرده و اکسیژن کافی در یافت  نکند و به این ترتیب سطح اضطراب  فرد  افزایش می‌یابد. با استفاده از تکنیک درست تنفس کردن  فرد می آموزد دم و بازدم خود را به آرامی و با کنترل آگاهانه و ارادی انجام دهد.

مهار اضطراب

مهار اضطراب

از دیگر راهکارهای مهم برای کاهش اضطراب، فعالیت های بدنی است  زمانی  که احساس نگرانی و اضطراب دارید بهتر است به کار و فعالیتی مشغول شوید. ذهن  در یک لحظه نمی‌تواند به چند موضوع متفاوت فکر کند. کاری پیدا کنید که برایتان سرگرم کننده باشد و مشغول آن  شوید. این تکنیک  باعث خواهد شد راحت‌تر با افکار اضطراب‌زا مبارزه کنید. در واقع خواهید توانست ذهن خود را از درگیر شدن با افکار منفی منحرف کنید و به کارهای دیگری بپردازید.در این میان باید تذکر داد که نقش فعالیتهای منظم ورزشی برای کاهش اضطراب اثبات شده و بسیار مفید است. ورزش کردن باعث خواهد شد که شما در مواجهه با شرایط اضطراب‌زا خونسردی و آرامش بیشتری داشته باشید. ورزش تاثیرات فیزیولوژیکی بر بدن دارد که این تاثیرات فیزیولوژیک فراهم کننده آرامش در افراد هستند.

تکنیک دیگر برای از بین بردن اضطراب تغییر  افکار منفی به افکار مثبت است  . اضطراب فریبکار است. به حکم طبیعت خود شرایطی را فراهم می کند که ما را از رسیدن به موفقیت مأیوس می کند. اما اگر تسلیم نشویم، موفق می شویم و می فهمیم که احساس ناتوانیمان توهمی بیش نبوده. تن ندادن به اضطراب از اهمیت وی‍ژه ای برخوردار است. تفکر مثبت هم از قدرت بالای برخوردار است. اگر به موفقیت و جنبه های مثبت کاری که می خواهیم انجام دهیم فکر کنیم احتمالا نتیجه کارمان بهتر می شود. البته این به معنای خوشبینی و خوش خیالی محض نیست و لازم نیست شکست را ندیده بگیریم. بلکه بهتر است به جنبه های مثبت امور توجه بیشتری نشان بدهیم تا اتفاقات خوب و مثبت بیشتری برایمان رخ بدهد. اغلب  هجوم افکار منفی باعث دربر گرفتن اضطراب را به همراه دارد و تاثیر مخرب روی ذهن فرد و درنتیجه برهم زدن آرامش فرد را فراهم می آورد  . برای کاهش اضطراب بهتر است شخص  به این دسته از افکار خود توجه و آنها را شناسایی کرده و افکار مناسبی را جایگزین آنها نماید.

از روش های  دیگر تکنیک رفع اضطراب استفاده از روش خیال ترسیده است .  در این روش در یک مکالمه خیالی درباره بدترین حالتی که اضطرابمان را در زمینه ای خاص شدید می‌کند صحبت می کنیم و بدترین وضعیت ممکنه را بازی می کنیم. در پایان کار متوجه می شویم که هرقدر هم وضع بد باشد باز می شود با آن کنار آمد و از آن عبور کرد. چه بسا که گاهی وضع اصلا به بدی تصور ما نخواهد بود. با برداشتن قدم اول اضطرابمان فروکش می کند. اگر به جای پرهیز از اضطراب با آن مواجه شویم به نتیجه مطلوب می رسیم.

محققین توصیه می‌کنند که از عامل اضطراب‌زا فرار نکنید. فرار از چیزی که موجب اضطراب شما می‌شود شاید به طور موقتی شما را از تحمل اضطراب آسوده کند، ولی راه حل کاملا نامناسبی است که باعث می‌شود ریشه اضطراب در شما باقی بماند و در مراحل بعدی نیز از رویارویی با آن هراس داشته باشید. به این جهت تلاش کنید عاملی را که موجب اضطراب شما می‌شود شناسایی کنید و حتی ‌الامکان با آن روبه رو شده و آنها را حل کنید. برای دست یابی به  این منظور می توانید از متخصص و مشاور ماهر کمک بگیرید.

از جمله موارد دیگری که می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کنند این است که  نسبت به افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس خود اقدام  کنید ، در کارهای خود برنامه ریزی داشته باشید و از فنون خود هیپنوتیزم بهره بگیرید . اگر با وجود بکار بردن روش‌های بالا بازهم احساس کردید که نمی توانید اضطراب خود را تا حد مناسب کاهش دهید و هنوز با مشکل مواجه هستید می‌توانید از روشهای  هیپنوتراپی و یا هیپنوتیزم درمانی  ،  روان درمانی و دارو درمانی برای کاهش اضطراب استفاده کنید که مسلماً بایستی با بهره گرفتن از پزشک صورت پذیرد .