مدیتیشن و مراقبه

افزایش قدرت مانیه تیزم

روش های افزایش قدرت مانیه تیزم

برای یاد گرفتن علم هیپنوتیزم، ریاضت لازم نیست و فقط متانت و بردباری در این علم انسان را موفق می‌کند ولی مانیه‌تیزم محتاج ریاضت است

نیروی مانیه‌تیزم را می‌توان به وسیله تمرینات مختلف و ریاضت به دست آورد. این نیرو در حیوانات و جمادات به طور وفور موجود است، در طبیعت نیز به طور مسلم وجود دارد، چنان چه آهن‌ربا و کهربا، آهن و کاه را با همین نیروی طبیعی به طرف خود جذب می‌نمایند، حتی گردش سیارات و سکون ثوابت فلکی از نتایج این نیرو بوده، مدار سیارات و کواکب افلاک گردنده در تحت قدرت این قوه فوق‌العاده تعیین و منظم گریده است.

ذات و جوهر مغناطیس شناخته نشده و در نتیجه‌ی مشاهده آثار آن، پی برده می‌شود که در طبیعت و جود حیوانات و انسان این نیرو موجود است.

وقتی که مرتاضی تنها با نگاه تیز و فاقد، با اراده‌ی قوی و خلاء ناپذیر، حیوانی را در جای خود میخکوب و رام می‌کند، هم‌چنین یک نفر مانیه‌تیزور بدون اطلاع و خبر قبلی شخصی را بی­حس و به حالت خواب در می‌آورد. یک عمل مغناطیسی را انجام داده از قدرت تلقین و هیپنوتیزم استفاده نکرده و در کار خود آنها را دخالت نداده است.

به طور کلی برای ایجاد حالات مختلف در معمول که اصطلاحاً بدان‌ها خواب می‌گویند، چنان‌چه هیچ‌گونه اشارات و فعل و گفتاری از طرف عامل مشهود نگردد تنها از قوای معنوی استمداد شود. یک عمل مغناطیس شخصی به عبارت دیگر مانیه‌تیزم صورت گرفته است.

“لافونتن” معتقد است مانیه‌تیزم در نتیجه‌ی مغناطیس به وجود می‌آید، این سیال در همه کس وجود دارد، منتهی درجه‌ی شدت آن فرق می‌نماید. در بعضی آن‌چنان کم و ضعیف است که به مشابه‌ی هیچ می‌باشد، در برخی نیز زیاد و فوق‌العاده نیرومند است، استعداد مانیه‌تیزم را با استعداد موسیقی تشبیه کرده است و فقط در اثر صبر و ثبات و استقامت آثار آن را می‌توان استفاده کرد.

ابتدا مغناطیس شخصی دارای طرفداران بی‌شماری بود. خواب معمول را در نتیجه‌ی جریان سیاله‌ای از بدن عامل به بدن وی تلقی کرده ادعا داشتند که سیاله مانیه‌تیزم از قوای طبیعی موجودات است.ولی امروز طرفداران آن خیلی کم و انگشت شمار می‌باشند، بیشتر هیپنوتیزم و بخصوص تلقین را در حصول خواب موثر می‌دانند، ولی با توجه به کارهای مرتاضین هندوستان که مهد ظهور مدنیت است، به کلی نمی‌توان مانیه‌تیزم و قوای معنوی عامل را انکار کرد.

در نتیجه‌ی تجربیات به اثبات رسیده است از انسان نیروی معنوی اسرارانگیزی تظاهر می‌نماید، وقتی آن را مغناطیس حیوانی، زمانی مغناطیس انسانی نامیده‌اند، وجود این قوه محقق بوده دورویل نیز معتقد است این نیرو جزء لایتجزای آتم بوده هر چیزی که در زمین واقع است از قوانین مغناطیس تبعیت داشته و گیاه و حیوان و انواع موجودات هر کدام خازن‌های مغناطیسی می‌باشند.

افزایش قدرت مانیه تیزم

افزایش قدرت مانیه تیزم

با توجه به این نظریه می‌توان عقیده “موریس مترلینک” را قبول کرد، این دانشمند می‌گوید افراد بشر دارای چهار نوع شعور ظاهر و باطن و فیزیولوژی و بالاخره اصلی و ذاتی می‌باشند، بعداً راجع به شعور و ظاهر و باطن بحث خواهد شد. به نظر مترلینک، شعور فیزیولوژی، اعضاء اصلیه بدن را در حیوانات از قبیل قلب و ریه و کبد و کلیه و مغز و غیره اداره می‌کند، سعی و کوشش آن بر این است که آن را زنده نگاه دارد تا به حیات خود ادامه دهیم.

شعور اصلی و یا ذاتی در سلول‌های بدن و در آتم و در همه چیز موجود است. این شعور ذرات اجسام را ترک نکرده و نمی‌کند، در صورت ترک آن جسم هیچ خواهد بود. در جسم زنده، در جسم مرده «جسد»، در سنگ، در خاک و آب و چوب و غیره آن‌چه که جسم است، آن‌چه (سایت هیپنوتیسم دات آی آر)که از آتم تشکیل یافته این شعور موجود می‌باشد. هنوز دانشمندان به قدرت طبیعی آن پی نبرده‌اند، خلاصه شعور اصلی یا ذاتی قدرتی است که موجودات را ایجاد و حرکات و سرعت ذرات آتم را اداره می‌نماید. این شاید همان قدرت خدا باشد، ولی در موقع آزمایش در آخرین مرحله به صورت امواج برق، جاذبه و غیره جلوه‌گری می‌نماید، تاکنون بشر نتوانسته با آن ارتباط حاصل نماید.

ضمناً باید متوجه بود که نیروی مغناطیسی غیر از حرارت بدن انسان است، چون معمولاً در موقع تحت تأثیر گرفتن معمول، برای عامل دستور است که هر وقت حرارت دست وی با حرارت دست معمول یکسان می‌شود به عملیات دیگر شروع نماید، از این جمله و فراز نباید اشتباه کرد حرارت بدن عامل همان نیروی مغناطیسی می‌باشد، شاید این نیرو است که ایجاد حرارت در بدن می‌نماید در جای خود راجع به این مباحث مفصلاً صحبت خواهد شد.

نیروی مغناطیسی به طور کلی در همه کس وجود دارد، منتهی در بعضی از اشخاص به طور خارق‌العاده مشاهده می‌شود، تقریباً می‌توان گفت که صدی نود این نیرو کسبی است و می‌توان به وسیله ورزش صحیح و تغذیه‌ی مرتب و تمرینات بخصوص، آن را به دست آورده و یا تقویت نمود. مراحلی که در عملیات مربوط به مغناطیس شخصی یا مانیه‌تیزم تشخیص داده می‌شود این است که ابتدا مانیه‌تیزور از مشاهده معمول در خود ایجاد ایمان می‌نماید که می‌تواند معمول را خواب کند، این قضاوت صحیح، موجد ایمان قوی در دل عامل می‌باشد، همین ایمان است که موفقیت او را تأمین می‌کند. در مرحله‌ی دیگر دخالت اراده است، به وسیله آن عامل می‌تواند قدرت خود را متوجه شخص معمول سازد. با به کار انداختن نیروی حیاتی و فکری، معمول را در میدان مغناطیسی خود قرار داده و با القاء خواب به وسیله‌ی تلقین که به طرق مختلف انجام می‌گیرد، معمول را خواب می‌کند. به طوری که ملاحظه گردید در مانیه‌تیزم عوامل مختلفی دخالت دارد که تقویت آنها از شرایط اساسی یادگیری این دانش است که بعداً شرح خواهم داد.

به عقیده دانشمندان، مغناطیس شخصی مانیه‌تیزم چیزی جز از نیروی فکر نیست، فضایی که مغناطیس شخصی در آن فعالیت دارد همان میدان تشعشع فکر می‌باشد. با تقویت نیروی فکری این میدان نیز وسیع‌تر و قدرت آن بیشتر خواهد شد.

 

مانیه تیزم

دانستنی هایی در مورد مانیه تیزم…

به عقیده دانشمندان، مغناطیس شخصی مانیه‌تیزم چیزی جز از نیروی فکر نیست، فضایی که مغناطیس شخصی در آن فعالیت دارد همان میدان تشعشع فکر می‌باشد. با تقویت نیروی فکری این میدان نیز وسیع‌تر و قدرت آن بیشتر خواهد شد.

نیروی مانیه تیزم یکی از قوای طبیعت محسوب می شود و در همه موجودات وجود دارد، اگر از این نیروی شریف که کائنات از آن پیروی می کنند و مطابق قوانین عمومی آن، کرات مختلف، مدار خود را سیر می نمایند، سوء استفاده شود، طبیعت دیر یا زود انتقام خود را خواهد گرفت، این نیرو باید در راه عمومی، اجتماعی، خیر و صلاح نوع بشر و تداوی روحی صرف شود.

هیپنوتیزم با مانیه تیزم فرق زیادی دارد و نباید آن دو را با هم اشتباه گرفت. مانیه تیزم چنان که بارها اشاره کردیم همان مقناطیس شخصی است که یک نوع جاذبه می باشد، ولی هیپنوتیزم عبارت از خواب مصنوعی است که توسط اشیا صدادار، چراغ های پرنور و یا چیز های دیگر انجام می یابد.

اشخاص عصبانی و صرعی برای این خواب ها مستعد می باشند ولی اشخاص سالم رابه مشکل می توان هیپنوتیزم کرد در صورتی که با مانیه تیزم هشتاد درصد اشخاص سالم به خواب می روند و یا متأثر می شوند.

برای یاد گرفتن علم هیپنوتیزم، ریاضت لازم نیست و فقط متانت و بردباری در این علم انسان را موفق می کند ولی مانیه تیزم محتاج ریاضت است فرق دیگری که خیلی مهم است عبارت از بی نظم بودن خواب های هیپنوتیزمی است در صورتی که خواب های مانیه تیزم مرتب و منظم بوده و یکی پس از دیگری سنگین می شود.

مانیه تیزم دقت و حافظه را قوی کرده و به قوای معنوی انسان می افزاید. نیروی مانیه تیزم بهترین وسیله برای نگاهداری تعادل قوای جسمانی و روحانی است و به این علل است که مانیه تیزم را برتر از علم هیپنوتیزم می دانند و اکنون در بیشتر نقاط جهان علما و پزشکان این علم را یاد می گیرند.

مانیه تیزم

مانیه تیزم

هیپنوتیزم دارای هیچ نوع قوایی نیست ولی مانیه تیزم دارای نیرویی طبیعی است که در انسان از چشم و نوک انگشتان خارج می گردد که حیوانات نیز دارای این نیرو می باشند و از آن استفاده می کنند.

یگانه مقصود از دانستن مانیه تیزم تداوی بیماری های مختلف می باشد ولی نباید تصور کرد که مقناطیس چندان معالج کل بیماری ها بوده و باید خط بطلان بر روی علم طب و اطبا کشید بلکه مانیه تیزم قادر است که غالب بیماری ها را تضعیف نموده و برخی را نیز که بیماری های روحی و عصبی دارند معالجه نماید.

کاری را که کلروفورم در بیهوش کردن بیمار می کند با نیروی مانیه تیزم می توان عملی نمود یعنی بدن بیمار را بی حس کرده و عملیات جراحی را درباره اش انجام داده بدین جهت دانستن این علم برای جراحان پر استفاده می باشد.

تقریباً تمام بیماری های عصبی را به وسیله مانیه تیزم به طریقی آسان تداوی می توان نمود و امروزه پزشکان جهان برآنند که یگانه وسیله تداوی این گونه بیماری ها مانیه تیزم می باشد، به طور کلی این علم در طب بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و ممکن است در آینده در دانشگاه ها این علم مورد توجه بیشتر واقع گردد، نه تنها بایستی پزشکان این علم را یادبگیرند بلکه برای آموزگاران، دبیران و استادان که متصدی تربیت کودکان، جوانان، مردان و زنان آینده هستند دانستن آن ضرورت دارد زیرا می توان با نیروی مقناطیس اشخاص تنبل را کاری و شاگردی را که در درس نمی کوشند و علاقه نشان نمی دهد ساعی کرد و به همین جهت مانیه تیزم بهترین ومهمترین وسیله برای تربیت اطفال است.

کودکی در مدت یک سال چیزهایی را در خاطر می سپارد و یاد می گیرد ممکن است با مانیه تیزم آن را در عرض دو ماه به او یاد داد، با نیروی مانیه تیزم می توان ترک سیگار کرد بطوریکه دیگر شخص معتاد میل استعمال آن را نداشته باشد و حتی از بوی آن خوشش نیاید، بدون اینکه تغییراتی در حالت عمومی بدنش پیدا شود.

برای قضات نیز آگاهی از این علم لازم است و ممکن است که مجرمی را توسط آن مجبور به اقرار نمود و بدین وسیله حق را از باطل تشخیص و تفریق نمود.

تمام قوای معنوی را می توان توسط مانیه تیزم در خود و دیگران تقویت نمود و بهمین جهت برای جامعه، علم مقناطیس چیزی فوق العاده پر ارزش است و در آتیه ممکن است که با ترقی این علم دیگر بشر احتیاجی به دارو و غیره نداشته باشد.

«دورویل» مانیه تیزور مشهور فرانسه می نویسد: «نسل درجه سوم را با این نیروی طبیعی مداوا کرده» آیا با این ترقی نباید انتظار آن روزی را داشته باشیم که بشر معنی بیمار بودن را نفهمیده و به خوشی و سلامتی زندگی سعادتمندی را داشته باشد؟

راز مراقبه مولانا

راز مراقبه ای که مولانا به آن پی برد

پس از تمرین‌های مراقبه‌ای زیاد، ممکن است به تجربه‌های عرفانی دست یابند که طی آن خودآگاهی خویش را از دست می‌دهند و به احساسی از هستی که سرشار از هوشیاری وسیعتری است (به‌هر معنائی که باشد) دست می‌یابند مراقبه می‌تواند موجب تغییر در هوشیاری شود به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد و در تمامی مذاهب بزرگ دنیا نشانه‌هائی از آن به‌چشم می‌خورد.

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن آگاهي است و تنها يك گناه، وآن جهل است در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها و گوش ها، تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است نخستين گام براي رسيدن به آگاهي توجه كافي به پندار، گفتار و كردار است. زماني كه تا به اين حد از احوال ذهن ، جسم و زندگي خود با خبر شديم، آن گاه معجزات رخ مي دهند. در نگاه مولانا و عارفاني نظير او زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان سراسر سرگرمی ست! چرا كه انسان نا آگاهانه همواره به جست و جوي چيزي است كه پيشاپيش در وجودش نهفته است! اما اين نكته را درست زماني مي فهمد كه به حقيقت مي رسد! نه پيش از آن!

راز مراقبه مولانا

راز مراقبه مولانا

مشهور است كه “بودا” درست در نخستين شب ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان “بودا” مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي. بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال زندگي خود نرفته اي؟! همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در كنار خانواده ات يافت نمي شد؟! بودا مي گويد: “حق با توست! اما من پس از سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن!” حقيقت بي هيچ پوششي كاملا عريان و آشكار در كنار ماست آن قدر نزديك كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي باشد! چرا كه حتي در نزديكي هم نوعي فاصله وجود دارد! ما براي ديدن حقيقت تنها به قلبي حساس و چشماني تيزبين نياز داريم.   تمامي كوشش مولانا در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي اعطاي چنين چشم و چنين قلبي به ماست او مي گويد: معجزات همواره در كنار شما هستند و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند فقط كافي است نگاه شان كنيد. او گويد: به چيزي اضافه تر از ديدن نيازي نيست! لازم نيست تا به جايي برويد! براي عارف شدن و براي دست يابي به حقيقت نيازي نيست كاري كنيد! بلكه در هر نقطه از زمين و هر جايي كه هستيد به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز شاهد زندگي و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد، كافي است! اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق ميكند! تمامي راز مراقبه در همين دو نكته خلاصه شده است “دیدن و شنیدن” اگر بتوانيم چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم راز مراقبه را فرا گرفته ايم!

پرواز روح

تکنیک کامل خروج روح از بدن ۲

توضیحاتی در خصوص پرواز روح در پست تکنیک کامل خروج روح از بدن ۱ گفته شد اکنون می خواهیم با عنايت موارد ذکر شده به شرح تكنيك بپردازیم .

مرحله‌ي اول:
با رعايت موارد يك تا شش از بحث قبل و براساس دستورات ارائه شده در آن با همان نظم و ترتيب جسم و ذهنتان را رها كنيد. رها سازي جسم و ذهن براساس نظر بيشتر استادان و به استناد تجربيات مؤلف كتاب، اولين و مهمترين قدم در تمرينات فرافكني است.

مرحله‌ي دوم:

در اين مرحله بايد به حالت خلسه‌ي مثبت فرو رويد. خلسه يك حالت بين خواب و بيداري مي‌‌باشد. به عبارت ديگر يك حالت شبه خواب است كه در آن حركات ارادي بدن متوقف مي‌گردد. خلسه به دو نوع مثبت و منفي تقسيم مي‌شود. خلسه‌ي منفي با آشفتگي، اضطراب، تند و سطحي شدن تنفس، افزايش ضربان قلب، كاهش بزاق دهان و انقباض مثانه همراه است. اين نوع خلسه به دنبال ترس، شوك، رؤيت صحنه‌هاي دلخراش، دعوا و نزاع و خستگي و بي‌خوابي مفرط به‌وجود مي‌آيد. خلسه‌ي مثبت با آرامش، رهايي، راحتي، نفس‌هاي عميق و شمرده، ضربان قلب آرام، و طبيعي بودن ساير فعاليت‌هاي بدن همراه است. اين نوع خلسه با رعايت موارد يك تا شش فصل گذشته و انجام يكي از شيوه‌هاي زير حاصل مي‌شود.
يك راه رسيدن به خلسه اين است كه ساعد دست را به سمت بالا نگاه داريد. درحاليكه بازو روي زمين يا تخت مي‌باشد. دست شما رها شده، آرام آرام به سمت تخت يا زمين فرو مي‌افتد. در همين حال شما به يك حالت شبه خواب فرو مي‌رويد. در همين حال مي‌توانيد به خود تلقين كنيد كه: «من احساس آرامش و راحتي مي‌كنم… جسم و ذهن من كاملاً رها شده است… دست من آرام آرام رها شده فرو مي‌افتد… در همين حال من به حالت خلسه فرو مي‌روم … خلسه‌ي مـن يك خلسه‌ي مثبت است… ».
روش ديگر براي فرو رفتن در خلسه شمارش اعداد به صورت معكوس مي‌باشد. براي اين منظور شروع به شمارش معكوس از شماره صد كنيد. در اين حال به خود تلقين كنيد كه: «من احساس آرامش و راحتي مي‌كنم… جسم و ذهن من كاملاً رها شده است… از شماره صد معكوس مي‌شمارم تا به عدد يك برسم… با هر شمارش معكوس به حالت خلسه فرو مي‌روم … خلسه‌ي من يك خلسه‌ي مثبت است… .» به ياد داشته باشيد كه براي شمارش معكوس اعداد، دقت زياد به خرج ندهيد. اگر احتمالاً شمارش، اشتباه يا جابه‌جا شود اشكالي ندارد. همچنين لزومي ندارد كه شمارش را تا عدد يك ادامه دهيد. اگر در اواسط شمارش و يا در هر جاي ديگر آن به حالت خلسه فرو رفتيد، شمارش مي‌تواند متوقف گردد.
يك روش ديگر براي حصول خلسه تجسم گوي بلورين است. براي اين منظور يك گوي سفيد را مجسم كنيد كه در فضاي بالاي سرتان معلق است. در ذهنتان روي گوي سفيد تمركز بگيريد و به خودتان بگوييد:« من شماره ۳ را روي گوي بلورين مي‌نويسم، آنرا مي‌بينم و به خلسه فرو مي‌روم. سپس به جاي آن عدد ۲ را مي‌نويسم و به آن نگاه مي‌كنم و خلسه‌ام عميق‌تر مي‌شود. در آخر عدد يك را مي‌نويسم و به آن نگاه مي‌كنم تا خلسه‌ام كاملاً عميق شود.» حال اين كار را انجام دهيد. اعداد را به هر رنگي كه بخواهيد مي‌توانيد روي گوي بلور بنويسيد. با اين كار آرامش و رهايي شما عميق و عميق‌تر مي‌شود. براي عميق‌تر شدن خلسه مي‌توانيد همين كار را دوباره تكرار كنيد.

مرحله‌ي سوم:
در اين مرحله بايد كالبد فيزيكي و حواس پنج‌گانه‌ي خود را فراموش كنيد. براي رسيدن به اين منظور بايد آرامش و خلسه‌ي شما عميق‌تر گردد. براي اين كار مي‌توانيد درحاليكه چشمانتـان بسته است به‌صورت مستقيم به فضاي تاريـك پشت پلك چشمانتان نگاه كنيد. يك فضاي تاريك و خالي مي‌بينيد. در اين فضا مستقيم به سمت جلو برويد. در اين حال ممكن است الگوها و حالت‌هاي مختلفي از نور را ببينيد. از كنار آنها بگذريد و همچنان به سمت جلو برويد. در اين حال كالبد فيزيكي خود را از ياد خواهيد برد و ديگر آن را احساس نمي‌كنيد. حواس پنج‌گانه شما مسدود شده، ديگر محرك‌هاي مختلف را دريافت نمي‌كنيد. شما در يك خلاء قرار گرفته‌ايد كه فقط محرك‌هاي فكري براي شما قابل دريافت است. شما براي فرافكني آماده هستيد.

مرحله‌ي چهارم:
به حالت ارتعاش و لرزش وارد شويد. اين حالت ارتعاش مهمترين و همچنين مبهم‌ترين بخش تكنيك مي‌باشد. بسياري از آنهايي كه تمرين‌هاي فرافكني را انجام مي‌دهند ارتعاش و لرزش را در اولين تجربه فرافكني خوب به‌ياد مي‌آورند.
ارتعاش‌ها مي‌تواند شبيه تجربه‌ي برق گرفتگي با ولتاژ كم در زمان كوتاه باشد. اين ارتعاش‌ها به دليل تلاش كالبد اختري براي ترك كالبد فيزيكي مي‌باشد.
به خودتان تلقين‌هاي ذهني بدهيد كه كالبد اختريتان در حال بلند شدن و بالا آمدن است. اين تلقين‌ها را تكرار كنيد. بيان تلقين‌ها مي‌تواند به زبان و يا به دل و در ذهن باشد. به‌‌‌‌‌طور كلي براي تلقين‌ها از جملات كوتاه مختصر و مفيد استفاده كنيد. براي مثال مي‌توانيد به خودتان بگوييد: «كالبد اختري من در حال ارتعاش است… كالبد اختري من در حال جدا شدن از كالبد فيزيكي است… كالبد اختري من جدا شده و به سمت بالا مي‌‌رود… ».
يك نقطه به فاصله ۳۰ سانتيمتر در بالاي پيشاني‌تان مجسم كنيد. سپس اين نقطه را به‌صورت ذهني به فاصله ۱۸۰ سانتيمتري ببريد. نقطه مورد نظر را به اندازه ۹۰ درجه بچرخانيد و بالا ببريد. اين كار را با ترسيم يك خط، موازي محور بدن در بالاي سر انجام دهيد. روي آن نقطه تمركز كنيد. ارتعاشات خود را از سر خارج كنيد و به آن نقطه ببريد و دوباره از آن نقطه به سر برگردانيد. اگر نمي‌توانيد اين كار را انجام دهيد حداقل در ذهنتان مجسم كنيد كه اين كار را انجام مي‌دهيد. به‌زودي و با تكرار تمرين به‌راحتي اين كار براي شما قابل انجام مي‌گردد. اين تمرين شما را براي فرافكني آماده مي‌كند.

مرحله‌ي پنجم:
ياد بگيريد كه اين حالت ارتعاش را كنترل كنيد. براي اين منظور تمام ارتعاشات را از سراسر بدن جمع كنيد و در سر متمركز نماييد. آنگاه اين ارتعاشات را به‌صورت يك موج از سر به سمت پاها ببريد. براي افزايش تأثير اين تمرين بر روي ارتعاش‌ها تمركز گرفته، در ذهنتان آن را تقويت كنيد. حال يك موج ارتعاش قوي را از سر به سمت پا هدايت كنيد و دوباره آن را به سر باز گردانيد. آنقدر تمرين كنيد تا اين امواج به‌راحتي تحت كنترل شما قرار گيرد. زماني كه شما توانستيد اين كنترل را به‌دست آوريد، براي خروج روح از بدن آماده مي‌باشيد.

مرحله‌ي ششم:
فرافكني را با يك جدايي نسبي شروع كنيد. كليد اين كار كنترل افكار است. ذهنتان را به‌طور كامل روي برنامه‌ي خروج از بدن متمركز كنيد و اجازه ندهيد كه اين فكر از ذهنتان بيرون رود. سرگرداني افكار ممكن است باعث از دست رفتن اين حالت كنترل گردد.
ارتعاش‌هاي شما قوي‌تر مي‌شود. تجربه‌ي خروج از بدن را با جدا كردن يك دست يا يك پا از كالبد اثيري شروع كنيد. براي مثال احساس كنيد كه يك دست از كالبد اثيري شما از كالبد فيزيكي جدا شده و ديوار نزديك شما را لمس مي‌كند. دست را از وسط ديوار عبور داده سپس آن را به سمت عقب بكشيد و به موقعيت فيزيكي خود برگردانيد. همين تمرين را با دست ديگر انجام داده، هدف ديگري را لمس كنيد.

مرحله‌ي هفتم:
در اين مرحله مي‌توانيد به‌طور كامل از بدن جدا شويد. براي اين كار يكي از روش‌هاي زير را مورد استفاده قرار دهيد.
روش اول: بيرون و بالا آمدن از بدن است. براي اين منظور مجسم كنيد كه وجود شما نوراني و روشن مي‌شود. در همين حـال ارتعاش‌هاي شمـا قوي‌تر مي‌گردد. حـال فكر كنيد، كه شنـاور شدن در فضا چقدر زيبـاست اين فكر را در ذهنتان حفظ كنيد و اجازه ندهيد كه فكر ديگري جايگزين آن شود. در اين حالت به‌شرط آنكه مراحل قبلي را با دقت پشت سر گذاشته باشيد، فرافكني خودبه‌خود اتفاق مي‌افتد.
روش دوم: چرخيدن و خروج از بدن است. بدين ترتيب كه وقتي به حالت ارتعاش رسيديد اراده كنيد كه در ذهن، بدنتان را بچرخانيد. درست مانند زماني كه در بستر خوابيده و مي‌چرخيد. دقت كنيد، چرخش بدن فقط در فكر به‌صورت تجسم ذهني انجام مي‌شود و كالبد فيزيكي هيچ‌گونه چرخش يا حركتي ندارد. سعي كنيد بدنتان را به‌صورت ذهني از بالا بچرخانيد؛ در اين حالت كالبد اختري شما واقعاً خواهد چرخيد و از كالبد فيزيكي جدا خواهد شد. در اين لحظه شما خارج از بدن خواهيد بود. خود را معلق در بالاي كالبد فيزيكي‌تان ببينيد.
شور، هيجان و شعف فراوان تمام وجود شما را خواهد گرفت. بر خود مسلط باشيد. براي چند دقيقه در اين تجربه‌ي خروج از بدن بمانيد و سپس به نرمي و لطافت به كالبد فيزيكي‌تان بازگرديد.
تلقين‌هايي پيرامون تأثيرات خوب و مثبت اين تجربه‌ي موفق به خود بدهيد. تلقين‌هايي نيز درباره سلامت، نشاط و شادابي به خود بدهيد، در نهايت تلقين‌هايي در باب تجارب زيبا و موفق آينده كه در انتظار شما است بگوييد. حال با سه نفس عميق از اين حالت خارج شده، به حالت طبيعي و معمولي باز گرديد. چشمان خود را باز كنيد، خداوند را شكر گفته و به زندگي لبخند بزنيد.

پرواز روح

پرواز روح

تکنیک دوم

در اين تكنيك از آگاهي به‌عنوان محور اصلي تمرين استفاده مي‌شود. منظور از آگاهي در اينجا جمع نمودن تمام حواس بر يك سوژه‌ي خاص و داشتن حضور ذهن بر آن مي‌باشد. اين كار شبيه رهاسازي جسم با حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف بدن مي‌باشد كه در «بند پنجم شرايط لازم براي سفر روح» به آن اشاره شده است. قابل ذكر است، همان طور كه آگاهي‌مان را در جسم خودمان به حركت درمي‌آوريم، مي‌توانيم آن را بر سوژه‌هاي بيرون از جسم خودمان نيز متمركز كرده، يا در محيط بيروني به حركت درآوريم.
فرافكني و سفر به بيرون از جسم، هم به‌صورت فردي و هم به‌صورت جمعي قابل انجام است. در مباحث قبل نمونه‌هايي از تكنيك‌هاي بسيار مؤثر فردي ارائه گرديد. در اين بحث قصد ارائه يك تكنيك جمعي و گروهي داريم. براي اين منظور لازم است يك گروه هفت نفره تشكيل دهيد، البته تعداد افراد مي‌تواند بيشتر و يا كمتر از اين مقدار نيز باشد. افراد گروه بايد همگون و از جنبه‌هاي مختلف احساسي و عاطفي به يكديگر شبيه و نزديك باشند. همه‌ي افراد بايد علاقمند و مشتاق براي فرافكني باشند و افراد مخالف با اين پديده نبايد در اين گروه قرار بگيرند. اينگونه افراد با انرژي‌هاي منفي خود كه حاصل مخالفت‌ها و ناباوري‌هاي فكري‌شان مي‌باشد، ايجاد اختلال در تمرين مي‌كنند. همچنين باعث كاهش ميزان موفقيت ساير افراد نيز مي‌گردند.

براي انجام اين تمرين، به تعداد افراد گروه مبل راحتي فراهم نماييد. وضعيت مبل‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه به‌راحتي سر، گردن و پشت خود را بر پشتي آن رها كنيد و بدون هيچ‌گونه انقباض و فشاري بتوانيد براي مدت طولاني به‌راحتي روي آن بنشينيد و خود را رها كنيد. مبل‌ها را به‌صورت يك دايره منظم كنار هم قرار دهيد، مبل‌ها بايد در تماس با يكديگر باشند، به‌گونه‌اي كه بين هر مبل و مبل‌هاي دو طرف آن تماس فيزيكي برقرار باشد. پس از آرايش مبل‌ها به‌صورت دايره‌اي، بر روي آنها بنشينيد، به‌گونه‌اي كه كف هر دو پا كاملاً روي زمين قرار گيرد. لبه‌ي پاي راست بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت راست شما قرار گرفته در تماس باشد، همچنين لبه‌ي پاي چپ بايد با لبه‌ي پاي فردي كه در سمت چپ شما قرار گرفته در تماس باشد. بدين صورت در اين دايره پاي تمام افراد با همديگر در تماس فيزيكي قرار مي‌گيرد. دستان خود را نيز به همديگر وصل كنيد، به‌طوري كه تمام افراد حاضر در دايره با دست‌هايشان در تماس با هم باشند. بدين ترتيب يك تماس فيزيكي كامل از طريق دست‌ها و پاها بين تمام افراد برقرار مي‌شود.

بدون شك افراد حاضر در اين گروه همگي بايد مرد يا زن بوده، يا همه با هم محرم باشند. تشكيل اين حلقه يك امتياز بزرگ از ديدگاه متافيزيك به دنبال خواهد داشت. چون هاله‌هاي افراد در هم فرو رفته، در تماس با هم قرار مي‌گيرد، يك هاله‌ي حلقه‌اي واحد تشكيل مي‌شود. در نتيجه سطوح انرژي همه‌ي افراد حاضر در گروه يكسان مي‌شود. به‌عبارت ديگر تمام اين برنامه‌ها (تشكيل حلقه، تماس فيزيكي افراد و…) براي همسان و همتراز نمودن سطح انرژي افراد گروه مي‌باشد. اين پديده يك موضوع علمي با توجيهات قوي ماورائي مي‌باشد. با هم‌سطح شدن انرژي‌ها، امكان موفقيت افزايش پيدا مي‌كند. همچنين نتايج حاصل براي همه‌ي افراد تقريباً يكسان خواهد بود. به‌عبارت بهتر همه افراد به درجات بالايي از موفقيت به طور يكسان مي‌رسند. در صورت عدم انجام اين كار، به دليل اختلاف در سطوح انرژي افراد، ميزان موفقيت جمع كاهش پيدا مي‌كند، همچنين بازده‌ موفقيت بين افراد اختلاف زيادي خواهد داشت. تشكيل اين حلقه براساس همان توجيهات علمي و متافيزيك مذكور مي‌باشد و هيچ‌گونه ارتباطي با حلقه‌هاي تصوف ندارد.

پس از قرار گرفتن روي صندلي‌ها براساس همان اصول شش‌گانه (با در نظر گرفتن شرايط مكاني، زماني و وضعيت جسمي) تمرين‌هاي تنفسي، رهاسازي جسم و ذهن را به‌صورت گروهي انجام دهيد. در اين حالت بهتر است يك نفر در جمع به‌عنوان مسؤول، مراحل كار را با صداي بلند بيان كند تا همه همزمان با هم انجام دهند و پيش بروند. پس از طي نكات اصولي شش‌گانه و رها شدن جسم و ذهن به‌صورت زير عمل كنيد.

آگاهي خود را در ناحيه سر جمع كنيد… توجه خود را در چشم سوم متمركز كنيد… براي لحظاتي خود را درون چشم سوم احساس كنيد… آگاهي شما همچنان در ناحيه سر متمركز است… توجه شما همچنان بر چشم سوم است… آگاهي خود را به سمت فرق سر حركت دهيد… آگاهي را از طريق چاكراي شماره‌ي هفت خارج كنيد… اين كار به‌راحتي قابل انجام است… آگاهي خود را در فضاي بالاي سر معلق نگه داريد… به فضاي بالاي سر خود اشراف و آگاهي كامل داشته باشيد… آگاهي را در راستاي محور سر تا سقف اتاق حركت دهيد… آگاهي را در اين فضا به سمت بالا و پايين حركت دهيد… آن را به گوشه‌ي مشخصي از اتاق ببريد… آن را نزديك يك شيء خاص در اتاق ببريد… .
آگاهي شما به‌راحتي مي‌تواند در تمام فضاي اتاق حركت كند، حتي مي‌تواند فضاي اتاق را ترك كرده، در اتاق‌هاي مجاور به حركت درآيد. آگاهي شما مي‌تواند در فضاي بيرون ساختمان، در كوچه و خيابان نيز حركت نمايد. آگاهي را ابتدا در مكان‌هاي آشنا حركت دهيد؛ مكان‌هايي كه بارها ديده‌ايد و تداعي و تجسم آن براي شما آسان است. مي‌توانيد آگاهي خود را به سمت شهرهاي ديگر و يا حتي كشورهاي ديگر به پرواز درآوريد.

پس از موفقيت در مراحل فوق، آگاهي خود را به سمت آسمان ببريد و به ستارگان مختلف و سيارات متفاوت سر بزنيد. به‌ياد داشته باشيد جايگاه آگاهي شما در وراي ابعاد مكان و زمان است. پس براي انتقال از يك مكان به مكان ديگر (نزديك يا دور) به زمان با مفهوم فيزيكي نياز نداريد. با آگاهي خود در آسمان زيبا به سير آفاق مشغول هستيد و عظمت خالق يگانه را تحسين مي‌كنيد. يك احساس بسيار خوب، لذت‌بخش و شيرين در وجود شما جاري مي‌شود. احساس سبكي، رهايي و آزادي مي‌كنيد.
هر وقت كه بخواهيد مي‌توانيد اراده كنيد و به كالبد فيزيكي خود كه بر روي مبل در اتاق قرار دارد برگرديد. اين كار به آساني و با خواست شما در يك لحظه انجام مي‌شود. تلقينات مثبتي پيرامون نتايج موفق اين تمرين و موفقيت در تمرين‌هاي بعدي به خود بدهيد. از شماره يك تا پنج شمرده، با يك احساس خوب و مثبت چشمانتان را باز كنيد. به زندگي لبخند بزنيد، خداوند را شكر نماييد.

تکنیک سوم :

در اين تكنيك قدرت تجسم بسيار مورد استفاده قرار خواهد گرفت و كمك فراواني خواهد نمود. تجسم عبارت است از خلق يك پديده در ذهن، كه به اعتقاد برخي از متافيزيسين‌ها به‌صورت همزمان در عالم ذهن نيز اتفاق مي‌افتد. ذهن بُعدي از ابعاد ماورائي وجود انسان مي‌باشد كه جايگاه آن در حد واسط كالبد فيزيكي و روح قرار گرفته است. به‌ياد داشته باشيد كه ذهن و مغز يكي نمي‌باشد، مغز بخش كوچك و مهمي از كالبد فيزيكي ما است كه درون جمجمه قرار گرفته است. به‌عبارت ديگر مي‌توان گفت ذهن از چند بخش تشكيل شده كه يك بخش آن مغز است. هرچند كه مغز و ذهن با يكديگر در ارتباط مي‌باشند ولي ماهيت آنها تفاوت دارد. مغز يك ارگان فيزيكي و ذهن يك بُعد متافيزيكي مي‌باشد. عالم ذهن يكي از عوالم هفت‌گانه جهان هستي است، كه در ارتباط با ذهن تمام انسان‌ها مي‌باشد. همان طور كه كالبد فيزيكي انسان در عالم فيزيكي زندگي مي‌كند و در انطباق با آن مي‌باشد، بُعد ذهن نيز در عالم ذهن سير مي‌كند و در انطباق با آن است.

تجسم داراي يك نيرو و قدرت فوق‌العاده‌اي است كه مي‌تواند اثرات بسيار زيادي داشته باشد. بايد تجسم را شناخت و در جهات مثبت و براي تكامل و تعالي علمي و روحي از آن بهره گرفت. برخي از روانشناسان و متافيزيسين‌ها اعتقاد دارند كه وقتي انسان چيزي را در ذهن تجسم كند و بر آن تمركز بگيرد و آن تصوير ذهني را حفظ كند، آن چيز در عالم فيزيك نيز به‌وقوع خواهد پيوست. البته براي اين منظور حفظ مدت طولاني تصوير ذهني و يا تكرار آن به دفعات متعدد لازم است. براي مثال هر آنچه را كه ما درباره‌ي خودمان تفكر و تجسم نماييم و بر آن اصرار داشته باشيم در عالم فيزيكي به وقوع مي‌پيوندد. اين حالت در مورد ديگران نيز مصداق دارد. بدين معني كه هر آنچه كه براي ديگران تجسم كنيم همان خواهد شد. اين پديده به خصوص در والدين ديده مي‌شود كه مطالبي را درباره‌ي فرزندانشان تجسم مي‌كنند و به‌طور مرتب تكرار مي‌كنند و بر آن اصرار دارند، در نهايت نيز تجسم والدين درباره‌ي فرزندانشان عملي مي‌گردد. به همين دليل بزرگان گفته‌اند شما همان هستيد كه فكر مي‌كنيد. نبايد فراموش كرد كه تجسم با توهم متفاوت است. توهم يك وادي منفي است كه نه تنها مفيد نمي‌باشد، بلكه ممكن است تأثيرات سوء و منفي نيز داشته باشد. لذا بايد از پرداختن به توهم و سير در آن اجتناب نمود. همچنين پرداختن به تجسم نبايد به گونه‌اي باشد كه ما را از فعاليت‌هاي روزانه باز دارد. در واقع انسان بايد بخش محدود و معيني از وقت روزانه‌ي خود را صرف تجسم تصاوير ذهني مثبت براي خود و ديگران نمايد و مابقي وقت را به ساير امور مورد نياز بپردازد.

براي انجام اين تكنيك، مكان و زمان مناسب را انتخاب كنيد. به صورت مطلوب روي زمين يا تخت‌خواب دراز بكشيد. نفس عميق بكشيد. آگاهي خود را بر چشم سوم (مركز پيشاني‌) متمركز كنيد، جسم و ذهن خود را با شيوه‌ي مناسب رها كنيد. (اين مراحل در مباحث قبل به‌صورت كامل شرح داده شده است.)
پس از طي مراحل فوق به حالت خلسه فرو رويد. كالبد فيزيكي و حواس پنج‌گانه را به‌دست فراموشي بسپاريد. در وجود خود حالت ارتعاش و لرزش ايجاد كرده، آن را كنترل و هدايت كنيد. (اين مراحل به‌صورت كامل در تكنيك اول، مرحله‌ي اول تا پنجم به‌صورت مبسوط شرح داده شده است.)

حال مراحل مقدماتي را با موفقيت پشت سر گذاشته، آماده‌ي فرافكني مي‌باشيد. در اين مرحله درحالي‌كه جسم شما روي تخت يا زمين دراز كشيده، با سقف اتاق فاصله‌ي زيادي دارد، مجسم كنيد كه فاصله‌ي مابين «نوك بيني» شما و «سقف اتاق» كم مي‌شود… اين تجسم را در ذهن تقويت كنيد… فاصله باز هم كم مي‌شود… همچنان با تمام احساس در اين تجسم بمانيد… فاصله كمتر مي‌شود… تمركز خود را بر اين موضوع حفظ كنيد… فاصله بسيار كمتر مي‌شود… احساس مي‌كنيد به سقف نزديك مي‌شويد… به زودي اين فاصله از بين خواهد رفت… به زودي با نوك بيني سقف را احساس خواهيد كرد… شادي و هيجان تمام وجود شما را خواهد گرفت… شجاع باشيد و احساسات خود را كنترل كنيد… به‌ياد داشته باشيد كه اين كالبد اثيري شماست كه از كالبد فيزيكي خارج شده، به سقف اتاق نزديك شده است.

در ابتدا، اين كار در ذهن شما و با تجسم صورت مي‌گيرد؛ يعني همه چيز درون شما و با يك تصوير ذهني اتفاق مي‌افتد. با تمرين و تكرار، اين ذهنيت به عينيت تبديل مي‌گردد. به‌زودي شما آن را عملاً احساس و تجربه خواهيد كرد. اين پديده وجود خارجي دارد و شما آن را لمس خواهيد كرد. هنگام وقوع آن بر خود مسلط باشيد. وقايع جالب و شگفت‌انگيزي در انتظار شماست. از اين وقايع لذت ببريد و آزادي پرنده‌ي روح را از قفس تن، جشن بگيريد. اين يك نقطه‌ي عطف در زندگي شما مي‌باشد. خداوند كريم را براي اين نعمت شكر نماييد.
پس از اينكه با نوك بيني سقف اتاق را احساس كرديد، خوشحال و شادمان به كالبد فيزيكي خود باز گرديد. براي بازگشت كافي است كه اراده كنيد و بخواهيد اين اتفاق بيفتد. بلافاصله ليز خورده، وارد كالبد فيزيكي مي‌گرديد. شما در كالبد فيزيكي هستيد. براي اينكه پايان و فرود خوبي داشته باشيد قبل از بازگشت به خود بگوييد: «مي‌خواهم به اين تمرين پايان دهم و از اين حالت خارج شوم… تا لحظاتي ديگر با سه نفس عميق چشمانم را باز مي‌كنم و به‌حالت عادي و طبيعي برمي‌گردم… امروز من يك تمرين خوب و زيبا را تجربه كردم… ياد و خاطره‌ي اين تجربه‌ي رؤيايي براي هميشه با من خواهد ماند… در تمرين‌هاي آتي سريع‌تر و آسان‌تر به نتيجه مي‌رسم… نتايج تمرين‌هاي بعدي جالب‌تر و دل‌انگيزتر خواهد بود… تجربه‌ي بسيار موفقي در انتظار من است… درحاليكه خوشحال، شاداب، سلامت و پر‌انرژي هستم با سه نفس عميق چشمانم را باز مي‌كنم… .» حال با سه نفس عميق چشمان خود را باز كنيد و به‌حالت طبيعي برگرديد. چند دقيقه طول مي‌كشد تا جسم شما كاملاً به‌حالت عادي باز گردد. لذا بلافاصله بلند نشويد و كمي تأمل نماييد. آرام آرام جسم خود را حركت دهيد تا كاملاً بيدار شويد.

با تكرار تمرين‌ها به‌طور قطع اين پديده را به‌طور كاملاً محسوس و ملموس تجربه خواهيد كرد. در تمرين‌هاي بعدي پس از جدا شدن از كالبد فيزيكي و رسيدن به سقف مي‌توانيد به سمت پايين نگاه كنيد و كالبد فيزيكي خود را بر روي تخت يا زمين ببينيد. با ديدن كالبد فيزيكي خودتان حيرت زده خواهيد شد. شايد هم دچار دوگانگي شويد. شجاع باشيد و هيجانهاي خود را كنترل كنيد. در تمرين‌هاي ديگر مي‌توانيد پس از طي مراحل فوق و جدا شدن از بدن، در فضاي اتاق چرخي بزنيد و به هر كجاي آن كه مي‌خواهيد برويد. به‌ياد داشته باشيد كه براي رفتن به مرحله‌ي بعدي بايد مرحله‌‌ي قبل را با موفقيت طي كنيد، اگر هنوز در يك مرحله موفق نشده‌ايد هرگز به سراغ مرحله‌ي بعد نرويد.

در جلسه‌هاي بعدي تمرين و پس از طي مراحل مذكور با موفقيت و جدا شدن از بدن مي‌توانيد از اتاق خارج شده، از ساير مكانهاي مجاور ديدن كنيد. براي خروج از اتاق نيازي نيست كه از در خارج شويد. شما مي‌توانيد در اين حالت به‌راحتي از ديوار عبور كنيد. چون شما در كالبد اثيري مي‌باشيد كه ماهيت آن غيرمادي است، براي اين منظور با دست خود امتحان كنيد. يك دست را به سمت ديوار ببريد، دست خود را از ديوار عبور دهيد. دست شما به نرمي و لطافت وارد ديوار مي‌شود و از آن عبور مي‌كند، درست مانند زماني كه دست فيزيكي‌تان را وارد آب مي‌كنيد. به همان راحتي كه جسم فيزيكي شما بدون هيچ مشكل و مقاومتي از بين هوا عبور مي‌كند، كالبد اثيري شما نيز از بين اجسام مادي عبور خواهد كرد… از در يا ديوار اتاق خارج شويد. از اتاق‌هاي مجاور ديدن كنيد.

پس از موفقيت در مراحل فوق، در تمرين‌هاي جديد، با جدا شدن از كالبد فيزيكي به بيرون از محل زندگي خود برويد. به كوچه و خيابان‌هاي اطراف سر بزنيد. در شهر به گشت و گذار بپردازيد. فراموش نكنيد كالبد اثيري شما معلق در هوا حركت مي‌كند و نياز ندارد كه مانند كالبد فيزيكي روي زمين راه برود. هرچند كه اين كار را نيز مي‌تواند انجام دهد. از موفقيت‌هاي خود شادمان باشيد. به تمرين‌هاي خود ادامه دهيد. خالق خود را حمد و سپاس كنيد. به ياد داشته باشيد كه شما با اين توانايي‌هاي ظريف و پيچيده، يكي از ميليارد‌ها مخلوق خالقي بس بزرگ و عظيم مي‌باشيد.
با پشتكار، تكرار و تمرين به مرحله‌اي مي‌رسيد كه مي‌توانيد كالبد فيزيكي خود را بر روي تخت رها كرده، اين پوشش سخت و ضمخت را از خود جدا كنيد و مانند پرنده‌اي آزاد و سبك‌بال، ساعت‌ها در اين كره خاكي به سير و سياحت بپردازيد، به هر كجاي آن كه مي‌خواهيد سفر كنيد و با سير در طبيعت، بر معرفت خود نسبت به خداي عزوجل بيفزاييد.

 

پرواز روح

تکنیک کامل خروج روح از بدن ۱

تجربه خروج از بدن یا برونفکنی تجربه‌ای با احساس خروج از بدن است. ۱۰ درصد مردم چنین تجربه‌ای را در زندگی دارند.

برون فکنی ، فرافکنی اثیری ، تجربه نزدیک به مرگ ، تخلیه و خروج روح از بدن ، آگاهی در خواب ، پرواز روح و … همگی به یک معنا و در کل ، به فرآیندی متافیزیکی اطلاق می شود که در آن روح (روح به زبان ساده ولی در واقع کالبد اختری شما) شما با اراده و آگاهی کامل از بدن و جسم شما خارج شده و در یک عالم موازی با حیات فیزیکی شما ، قرار می گیرد ! حال چگونه ؟ ببینید ، شما یک جسم فیزیکی دارید که در آن به زندگی روزمره خود ادامه می دهید ، لمس می کنید ، می بینید ، می خورید و استراحت و تفریح می کنید ! در واقع شما در دنیای فیزیکی دارای جسمی هستید که درد ، سوزش ، لذت جسمی و… را دائما تجربه می کنید ! اما تا به حال از خود پرسیده اید که وقتی به خواب می روید چه اتفاقی می افتد ؟ اگر قائل به وجود چیزی به نام روح باشید ، خب بلافاصله می گویید ، روحمان از جسممان خارج می شود و به جاهای دیگر ( دنیای های دیگر ، گذشته مان و یا آینده مان ) سفر می کند ! اما ممکن است خیلی ها در این بین اعتقادی به وجود روح نداشته باشند و در پاسخ گویند : این ذهن ماست که هنگام خوابیدن جسم ، در ضمیر ناخودآگاهمان حضور پیدا می کند و با احساسات بیان نشده ، آرزوها ، تجربیات گذشته و … تصاویری مبهم و حتی شاید دارای معنایی خاص برای ما به تصویر می کشد ! بعضی دیگر هم خیالات ، اوهام و حتی خستگی روزانه را دلایل دیگر می پندارند ! بهرحال شما در هر صورت در میانه دو کرانه ی اعتقاد به وجود چیزی متفاوت از جسم ( یا همان روح ) و یا ذهن ( ضمیر ناخودآگاه ) هستید ! حالات و اندیشه های دیگری نیز وجود دارد که مجال بیان آن ها نیست !

مكان:
مكان بايد ساكت و آرام باشد. تمام مزاحمت‌هاي صوتي را حذف كنيد. راديو و تلويزيون را خاموش كنيد. تلفن را قطع نماييد. به ديگران در مورد تمرين خود توضيح داده، از آنها بخواهيد با سكوت خود، با شما همكاري كنند.
يك موزيك ملايم و بدون كلام پخش كنيد، تا مزاحمت‌هاي صوتي جزيي در آن گم شود. اين موزيك به آرامش شما نيز كمك مي‌كند و زمان تمرين شما را تنظيم مي‌نمايد. همچنين بعد از چند جلسه، شما با صداي موزيك شرطي مي‌شويد. اين باعث مي‌شود در تمرينات بعد راحت‌تر و سريع‌تر به نتيجه مطلوب برسيد و نتايج موفق‌تري كسب نماييد. در و پنجره‌ها را ببنديد تا مزاحمت‌هاي صوتي از بيرون وارد نشود. خود را براي پذيرش مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني آماده كنيد. بدين ترتيب كه به خود بگوييد: مزاحمت‌هاي صوتي ناگهاني و احتمالي براي من به راحتي قابل تحمل است.
مكان بهتر است كه نيمه تاريك و يا تاريك باشد. وجود نور، خود نوعي محرك و عامل مزاحم مي‌باشد. تمام لامپ‌ها را خاموش كنيد. پرده‌ها را كامل بكشيد و اجازه دهيد مكان تمرين در تاريكي فرو رود. اگر تاريكي كامل را نمي‌پسنديد، يك لامپ كم‌نور روشن كنيد و طوري قرار بگيريد كه نور آن مستقيم به چشمان شما نتابد. اگر اين لامپ كم‌نور به رنگ سبز يا آبي باشد بهتر است.
دماي محيط بايد متعادل و مطلوب باشد. اگر دماي محيط گرم يا سرد باشد، باعث اختلال در تمركز شما خواهد شد. هيچگونه بوي محرك، مهيج يا مزاحمي در محيط نباشد. البته برخي از انواع عطرها مي‌تواند تأثير مفيد داشته باشد. براي مثال روشن كردن عود مفيد است. اين سنت در هندوستان بسيار رايج است. ممكن است شما به صورت ذاتي از يك عطر خوشتان بيايد و بوي آن به شما آرامش بدهد. مي‌توانيد از اين عطر در هنگام تمرين استفاده كنيد. وجود بوهاي نامطبوع و مشمئز كننده مي‌تواند مضر باشد.

زمان:
بهترين زمان براي تمرين سحرگاه و يا اول صبح مي‌باشد، به شرط آنكه قبل از آن به اندازه كافي و لازم خوابيده و استراحت كرده باشيد. انجام تمرين‌ها، شب قبل از خواب مشروط بر آنكه خستگي مفرط در وجود شما نباشد نيز امكان‌پذير است. البته در صورت فراهم بودن ساير شرايط شما مي‌توانيد در هر زمان كه تمايل داشته باشيد تمرين كنيد. مدت زمان تمرين براي مبتديان به طور متوسط نيم ساعت مي‌باشد. البته چند دقيقه كم يا زياد شدن آن اشكالي ندارد. ولي تمرين‌هاي طولاني  براي اينگونه افراد به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود. نتيجه‌ي تمرين هر چه كه باشد (موفق يا ناموفق) نبايد زمان تمرين بيشتر از مقدار ذكر شده باشد.وضعيت جسم:
جواهرات، ساعت و امثال آن را كه در تماس با پوست بدن هستند، از خود دور كنيد. وجود يا عدم وجود عينك روي چشمان شما بستگي به عادت و راحتي شما دارد، هر طور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد. لباس‌هاي تنگ و ضمخت را از تن خارج نموده، به جاي آن لباس راحت و گشاد بپوشيد، تا هيچگونه فشاري توسط لباس به جسم شما وارد نشود. نيازي به برهنه بودن نيست و بهتر است كه لباس و پوشش به همان صورت مذكور داشته باشيد.
بهتر است قبل از تمرين دوش بگيريد يا حداقل دست و پا و صورت خود را بشوييد. حتماً قبل از تمرين روده و مثانه خود را تخليه نماييد.
براي تمرين مي‌توانيد روي صندلي نشسته و يا روي زمين دراز بكشيد. اگر از حالت اول استفاده مي‌كنيد، يك مبل راحت و پشت بلند انتخاب كنيد. روي آن بنشينيد، كف هر دو پا را به طور كامل روي زمين بگذاريد و سر و گردن را بر روي پشتي صندلي رها كنيد؛ طوري كه سر معلق در هوا نباشد. در مجموع وضعيت بدن شما روي صندلي به گونه‌اي باشد كه در تمام بدن احساس راحتي كنيد و هيچ يك از عضلات تحت فشار و يا انقباض نباشد. در صورتي كه براي تمرين روي زمين دراز مي‌كشيد، حتماً يك زيرانداز نرم و مناسب (پتو يا تشك) پهن نماييد. روي تخت و خوشخواب نيز مي‌توانيد تمرين كنيد. استفاده يا عدم استفاده از بالش به خود شما بستگي دارد. هرطور كه راحت هستيد همان طور عمل كنيد. براي تمرين به روش خوابيده بايد به پشت دراز بكشيد، پاها را به اندازه عرض شانه‌ها باز نماييد، دست‌ها را با كمي فاصله در كنار بدن قرار دهيد.

پرواز روح

پرواز روح

در هنگام تمرين‌هاي فرافكني بهتر است كه چشم، بسته باشد. با بسته شدن چشم، ارتباط با دنياي فيزيكي قطع مي‌شود و مي‌توانيد تمركز بهتري داشته باشيد. انسان از طريق حواس پنج‌گانه ادراكات محيط فيزيكي را دريافت كرده، با اطراف ارتباط مي‌گيرد. بخش اعظم ارتباط ما با محيط اطراف از طريق چشم‌ها مي‌باشد. همچنين بيشترين تحريكات فيزيكي نيز از طريق حس بينايي وارد مي‌شود. پس با بستن چشم‌ها بخش عمده‌ي ارتباطهاي ما با عالم فيزيك قطع مي‌گردد و جلو ورود بسياري از تحريكات فيزيكي كه عامل مزاحم مي‌باشد، گرفته مي‌‌شود.
تنفس:
در شروع تمرينات انجام تنفس عميق و شكمي همراه با حضور آگاهي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. اينگونه تنفس‌ها سريعاً انسان را به آرامش مي‌رساند. تنفس عميق شكمي طي چهار مرحله انجام مي‌شود. مرحله اول، دم عميق است كه طي آن با يك دم عميق، ريه را به‌طور كامل پر از هوا مي‌كنيد. مرحله دوم، حبس و نگه‌داشتن هواي ورودي به منظور تبادل كامل اكسيژن و دي‌اكسيدكربن مي‌باشد. در صورتي كه هواي ورودي را چند لحظه در ريه حبس كنيد، از اكسيژن آن به طور كامل و بهينه استفاده مي‌شود. مرحله سوم، بازدم عميق است كه طي آن تمام هواي ريه تا آنجا كه مقدور باشد، تخليه مي‌گردد. البته تخليه‌ي كامل ريه از لحاظ فيزيولوژيك امكان‌پذير نمي‌باشد. در مرحله چهارم، چند لحظه به ريه استراحت ‌دهيد و سپس تنفس بعدي آغاز شود. در حالت معمولي عموماً نفس كشيدنهاي انسان سطحي مي‌باشد، در نتيجه هواي قابل توجهي وارد ريه نمي‌شود. از آنجا كه همان مقدار كم هواي ورودي نيز سريعاً تخليه مي‌گردد، اكسيژن موجود در آن به طور كامل مورد استفاده قرار نمي‌گيرد.
تنفس‌هاي عميق شكمي به شرط همراه بودن با حضور آگاهي اثرات آرامش‌بخش خواهد داشت. بدين ترتيب كه در هنگام تنفس عميق بايد آگاهي، توجه و حضور ذهن بر يكي از اين موارد باشد: عمل دم و بازدم (هواي ورودي و خروجي)، داخل حفره‌هاي بيني، نوك بيني، پيشاني (چشم سوم) ، پشت حلق (زير مغز)، پنج تا هشت سانتي‌متر زير ناف (روي شكم) و شمارش دم و بازدم.
حضور آگاهي بر عمل تنفس علاوه بر آرام كردن بدن باعث سكون بخشيدن به ذهن، ايجاد حالت دروني مناسب و افزايش كارايي تمرين‌ها مي‌گردد. نفس‌هاي عميق باعث افـزايش انرژي بدن، افـزايش سطح سلامت، تمدد اعصاب، تسلـط بر افكار و احساسات، بالا رفتن قدرت تمركز و ايجاد نيروي روحي مي‌گردد. براي استفاده بهتر از نيروي تنفس و آرامش حاصل از آن مي‌توانيد همزمان با نفس‌هاي عميق يك توده‌ي ابرمانند انرژي‌زا و نوراني را در چند سانتي‌متري صورت خود مجسم كنيد و با هر عمل دم بخشي از آن را وارد وجودتان كنيد. اين تجسم نيز بسيار آرام‌بخش خواهد بود و سبب رهايي شما خواهد شد.

رها‌سازي جسم:
رها سازي جسم به معناي ايجاد انبساط در عضله‌ها و رها شدن آنها از انقباض‌ها و تنش‌ها مي‌باشد. براي اين منظور مي‌توانيد به ترتيب با بخش‌هاي مختلف بدن خود و عضله‌هاي مربوطه به آن بخش صحبت نموده، از آنها بخواهيد كه آرام شوند. شايد اين موضوع به نظر شما عجيب بيايد، ولي مطمئن باشيد كه سيستم عصبي، پيام شما را به آن بخش از بدن مي‌رساند و آن بخش آرام و رها مي‌شود. براي مثال مي‌توانيد بگوييد: كف پاي راست من! لطفاً آرام و رها باش.
روش ديگر براي رهاسازي اين است كه اول توجه خود را به پاها معطوف مي‌كنيد. اگر در اين اندام احساس گرفتگي، انقباض يا درد داريد، آن را با استفاده از قدرت تجسم به سمت زمين هدايت كرده و از كف پا به زمين منتقل نماييد. و بدين ترتيب آن را از خود دور كنيد. سپس توجه خود را به روي تنه (شكم، سينه، كمر و شانه‌ها) برده، در صورتي كه گرفتگي، درد و انقباضي دارد، با قدرت تجسم آن را به سمت پاها هدايت كنيد و سپس به زمين منتقل نماييد. در مرحله بعد همين كار را با دست‌ها و در مرحله‌ي آخر با سر و گردن انجام دهيد. بدين ترتيب تمام گرفتگي‌ها، انقباض‌ها، دردها، تنش‌ها و اضطراب‌ها از جسم شما به زمين منتقل مي‌گردد؛ زمين ظرفيت بالايي براي دريافت و هضم اين موارد دارد.
روش ديگر براي رهاسازي جسم حضور و حركت آگاهي در بخش‌هاي مختلف جسم مي‌باشد. صرف اين عمل باعث رهاسازي بدن مي‌گردد. در اين روش، وقتي آگاهي بر يك بخش از بدن متمركز مي‌شود به ساير بخش‌ها توجهي ندارد. براي مثال توجه خود را بر كف پاها متمركز كرده،  براي چند لحظه آگاهي خود را در اين بخش نگه‌ داريد. در اين حالت به ساير بخش‌هاي بدن توجهي نداشته باشيد. اين عمل باعث احساس آرامش در كف پا مي‌شود. سپس آگاهي و توجه را به روي پا ببريد و چند لحظه نگه ‌داريد. در اين حالت نيز از ساير بخش‌هاي بدن غافل ‌باشيد و بدين ترتيب در روي پا نيز احساس آرامش كنيد. همين كار را به ترتيب با تمام بدن تا فرق سر انجام دهيد تا تمام بدن ريلكس و رها گردد.

رهاسازي ذهن:
رهاسازي ذهن، پس از رهاسازي جسم صورت مي‌گيرد. براي اين منظور ابتدا تمام ورودي‌هاي ذهن را باز گذاريد و اجازه دهيد تا تمام افكار وارد شوند. در اين حالت پس از چند لحظه اين افكار خودشان ذهن را ترك خواهند كرد و شما نيز آنها را بدرقه كنيد. اگر ورودي‌هاي ذهن را ببنديد و بخواهيد با تلاش جلوي ورود افكار را بگيريد، نتيجه معكوس مي‌دهد. چون فشار زياد افكار پشت درهاي بسته‌ي ذهن سبب ايجاد مزاحمت و اختلال در رهاسازي ذهن و تمركز فكر مي‌گردد. در طول تمرين‌هاي اوليه، ذهن از مسير اصلي تمرين‌ها به كرات منحرف مي‌شود، ولي هر بار آن را با نرمي و لطافت بر موضوع تمرين باز گردانيد. هرگز براي اين كار از خشونت استفاده نكنيد.
شيوه‌ي ديگر براي رهاسازي ذهن يادآوري و يا تجسم يك منظره زيبا مي‌باشد. بدين ترتيب كه يكي از مناظر زيبايي را كه قبلاً ديده‌ايد در ذهن يادآوري ‌كنيد و يا با استفاده از قدرت تجسم خلاق تصوير يك منظره‌ي زيبا را در ذهن خود مجسم ‌كنيد. اين منظره مي‌تواند يك پارك، يك باغ، ساحل دريا، كوه، دشت، جنگل و… باشد. در اين حالت تمام بخش‌هاي آن منظره را در ذهن خود ببينيد. رنگ‌هاي مختلف و اجزاي تصوير را به خوبي ببينيد. صداي آن محيط را بشنويد. بوي آن محيط را استشمام كنيد. با تمام وجود در آن محيط قرار ‌بگيريد و آن را احساس و ادراك كنيد. اجازه دهيد پرنده‌ي ذهن شما در اين محيط زيبا به پرواز درآيد و آرامش و رهايي را تجربه كندتکنیک اول:
اين تكنيك از هفت مرحله تشكيل شده است كه با طي اين مراحل مي‌توانيد به فرافكني دست پيدا كنيد. البته انتظار حصول نتيجه در اولين جلسه‌ي تمرين، انتظار به جايي نمي‌باشد. هر چند كه ممكن است برخي افراد در جلسه اول نيز به موفقيت برسند. در هر حال موفقيت در تكنيكهاي فرافكني به (توجه، توجه، توجه) و (تمرين، تمرين، تمرين) نياز دارد. اين دو كلمه (توجه و تمرين) توصيه تمام استادان متافيزيك به معرفت‌جويان مي‌باشد. با عنايت به اين موارد به شرح تكنيك مي‌پردازيم.

تمرینات پرواز روح

تمرینات پرواز روح

بهترين زمان براي تمرين سحرگاه و يا اول صبح مي‌باشد، به شرط آنكه قبل از آن به اندازه كافي و لازم خوابيده و استراحت كرده باشيد. انجام تمرين‌ها، شب قبل از خواب مشروط بر آنكه خستگي مفرط در وجود شما نباشد نيز امكان‌پذير است. البته در صورت فراهم بودن ساير شرايط شما مي‌توانيد در هر زمان كه تمايل داشته باشيد تمرين كنيد. مدت زمان تمرين براي مبتديان به طور متوسط نيم ساعت مي‌باشد. البته چند دقيقه كم يا زياد شدن آن اشكالي ندارد. ولي تمرين‌هاي طولاني  براي اينگونه افراد به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود. نتيجه‌ي تمرين هر چه كه باشد (موفق يا ناموفق) نبايد زمان تمرين بيشتر از مقدار ذكر شده باشد.

دستور العمل ها و تذکرات برای ایجاد شرایط جهت پرواز روح :
۱- مکان انجام تمرین باید کاملاً آرام باشد و البته نیمه تاریک و حتی الامکان درمکانی تمرین کنیم که انرژی مثبت داشته باشد.
۲- بهترین زمان برای تمرین سحرگاه می‌باشد در نیمه اول ماه قمری (۱ تا ۱۵دهم ) تمرینات تأثیر بیشتری می‌گذارد در حالتی که قمر در موضع عقرب میباشد تمرین نکنیم ( به تقویم نجومی مراجعه کنید.) در شب هایی که بُعد انرژی بسیار بالا است تمرینات جواب بیشتری می‌دهد.
۳- رایحه ملایم و خوشبو ایجاد آرامش خوب می‌کند مثل بوی (عود ، کندر و …)
۴- باید لباس راحت و تمیز پوشید در صورت دسترسی لباس کاملاً سفید باشد.
۵- قبل از انجام تمرین باید با طهارت کامل بود. انجام غسل و وضو بسیار اثرگذار می‌باشد.
۶- استفاده از روش گیاهخواری و ترک حیوانی می تواند تأثیر بسزایی در تمرینات بگذارد.
مصرف گوشت و البته غذاهای مصنوعی مثل همبرگر، سوسیس و … تأثیر منفی در تمرینات می‌گذارد.
۷- تکرار بعضی از اذکار و آیات میتواند بسیار کمک کننده باشد.
از ذکر « یا باسط » قبل از تمرین به تعداد ۷۲ مرتبه استفاده کنید.
۸- رو قبله تمرین کنید.
۹- بعد از هر تمرین بابت نتیجه حاصله خداوند را سپاسگذاری کنید.
۱۰- هرگز در موقع خستگی، گرسنگی و شکم پری، تمرین نکنید.
۱۱- با اطمینان و اعتماد به نفس تمرین کنید.
و مطمئن باشید که شما توانایی انجام کارهای ماورائی را دارید.
۱۲- تصور ابزار اصلی کار شماست پس تصور پرواز روح را مرتباً در ذهنتان بهنگام و قبل از تمرین مرور کنید.
تمرینات پرواز روح
تمرین اول :
ابتدا خود را اینگونه وارد یک حالت خلسه مفید کنید. (Relaxation)
۱- بدن را رها کرده به پشت در یک جای نرم و راحت دراز بکشید و با توجه و تمرکز روی دم و بازدم نفس نسبتاً‌عمیق بکشید. (۳ دقیقه)
۲- در مرحله دوم تمرین نفس عمیق را رها کرده و از عدد ۴۰ در ذهن معکوس به سمت عدد ۱ می شماریم و با خود می‌گوئیم: با هر عدد که معکوس به سمت یک می‌شمارم، بدنم رها، شَل ، سنگین، خواب آلوده ، و آرام می‌شود.
۳- در مرحله سوم بدن خود را تصور می‌کنیم ابتدا به پاها نگاه کرده ( البته در تصویر ذهنی) و در ذهن خود مجسم می‌کنیم که پاهایمان کم کم پف می‌کند و بزرگ و بزرگ تر می‌شود در این مرحله همین که این تصور را داشته باشیم خود به خود پاهایمان حالتی مثل پف کردن و سنگینی می‌گیرد. این تجسم را به شکم، سینه، دست ها و کل بدن انتقال می‌دهیم. با انجام صحیح این سه مرحله حالتی مثل سنگینی، آرامش، رهایی، راحتی، خواب آلودگی، پف کردن دست ها یا پاها، مور مور شدن بدن و … به ما دست می‌دهد که از نشانه های خلسه های مثبت می‌باشد. (در نتیجه فعال شدن سیستم عصبی پاراسمپاتیک می‌باشد.)
حالا بعد از انجام این سه مرحله آماده انجام تمرین پرواز روح می‌باشیم.
بدن خود را کاملاً در حالی که به پشت دراز کشیده‌ایم تجسم می‌کنیم. توجه و تمرکز را معطوف فاصله بین نوک بینی و سقف می‌نمایم ، در ذهن تصور می‌کنیم که کم کم فاصله بین نوک بینی ما و سقف اتاق کمتر و کمتر می‌شود آرام آرام نوک بینی به سقف اتاق می‌رسد بدن ما بالا و بالاتر می‌رود (با انجام مرتب و منظم این تمرین حالتهای خوبی از پرواز روح را تجربه می‌کنیم.) خوب حالا نوبت به این رسیده که خیلی خوب و کامل از این حالت خارج شویم و به حالت طبیعی و معمولی خود برگردیم پس با ۵ شماره از این حالت خارج می‌شویم. یک کاملاً خارج میشوم، دو کاملاًَ به حالت عادی بر می‌گردم، سه با شنیدن شماره پنج خیلی راحت از این حالت خارج می‌شوم و چشم‌هایم را باز می‌کنم،‌ چهار و پنج کاملاً از تمرین خارج شده‌ام.
تذکر: توجه داشته باشید خیلی آرام آرام چشم ها را باز کنید و یک دفعه از جایتان تکان نخورید زیرا حداقل ممکن دچار سردرد شوید.
قبل از پایان هر تمرین این سه جمله را حتماً‌ تکرار کنید :
۱- تمرین بسیار خوبی داشتم.
۲- شاداب، سلامت، پر حس و پر انرژی هستم.
۳- در دفعات بعد خیلی سریعتر، عمیق تر و بهتر وارد حالت خلسه می‌شوم و تجربه بهتری از پرواز روح نصیبم می‌شود.
تمرین دوم:
این تكنیك از هفت مرحله تشكیل شده است كه با طی این مراحل می‌توانید به فرافكنی دست پیدا كنید. البته انتظار حصول نتیجه در اولین جلسه‌ی تمرین، انتظار به جایی نمی‌باشد. هر چند كه ممكن است برخی افراد در جلسه اول نیز به موفقیت برسند. در هر حال موفقیت در تكنیكهای فرافكنی به (توجه، توجه، توجه) و (تمرین، تمرین، تمرین) نیاز دارد. این دو كلمه (توجه و تمرین) توصیه تمام استادان متافیزیك به معرفت‌جویان می‌باشد. با عنایت به این موارد به شرح تكنیك می‌پردازیم.
مرحله‌ی اول:
با رعایت موارد یك تا شش از بحث قبل و براساس دستورات ارائه شده در آن با همان نظم و ترتیب جسم و ذهنتان را رها كنید. رها سازی جسم و ذهن براساس نظر بیشتر استادان و به استناد تجربیات مؤلف كتاب، اولین و مهمترین قدم در تمرینات فرافكنی است.
مرحله‌ی دوم:
در این مرحله باید به حالت خلسه‌ی مثبت فرو روید. خلسه یك حالت بین خواب و بیداری می‌‌باشد. به عبارت دیگر یك حالت شبه خواب است كه در آن حركات ارادی بدن متوقف می‌گردد. خلسه به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می‌شود. خلسه‌ی منفی با آشفتگی، اضطراب، تند و سطحی شدن تنفس، افزایش ضربان قلب، كاهش بزاق دهان و انقباض مثانه همراه است. این نوع خلسه به دنبال ترس، شوك، رؤیت صحنه‌های دلخراش، دعوا و نزاع و خستگی و بی‌خوابی مفرط به‌وجود می‌آید. خلسه‌ی مثبت با آرامش، رهایی، راحتی، نفس‌های عمیق و شمرده، ضربان قلب آرام، و طبیعی بودن سایر فعالیت‌های بدن همراه است. این نوع خلسه با رعایت موارد یك تا شش فصل گذشته و انجام یكی از شیوه‌های زیر حاصل می‌شود.
یك راه رسیدن به خلسه این است كه ساعد دست را به سمت بالا نگاه دارید. درحالیكه بازو روی زمین یا تخت می‌باشد. دست شما رها شده، آرام آرام به سمت تخت یا زمین فرو می‌افتد. در همین حال شما به یك حالت شبه خواب فرو می‌روید. در همین حال می‌توانید به خود تلقین كنید كه: «من احساس آرامش و راحتی می‌كنم… جسم و ذهن من كاملاً رها شده است… دست من آرام آرام رها شده فرو می‌افتد… در همین حال من به حالت خلسه فرو می‌روم … خلسه‌ی مـن یك خلسه‌ی مثبت است… ».
روش دیگر برای فرو رفتن در خلسه شمارش اعداد به صورت معكوس می‌باشد. برای این منظور شروع به شمارش معكوس از شماره صد كنید. در این حال به خود تلقین كنید كه: «من احساس آرامش و راحتی می‌كنم… جسم و ذهن من كاملاً رها شده است… از شماره صد معكوس می‌شمارم تا به عدد یك برسم… با هر شمارش معكوس به حالت خلسه فرو می‌روم … خلسه‌ی من یك خلسه‌ی مثبت است… .» به یاد داشته باشید كه برای شمارش معكوس اعداد، دقت زیاد به خرج ندهید. اگر احتمالاً شمارش، اشتباه یا جابه‌جا شود اشكالی ندارد. همچنین لزومی ندارد كه شمارش را تا عدد یك ادامه دهید. اگر در اواسط شمارش و یا در هر جای دیگر آن به حالت خلسه فرو رفتید، شمارش می‌تواند متوقف گردد.
یك روش دیگر برای حصول خلسه تجسم گوی بلورین است. برای این منظور یك گوی سفید را مجسم كنید كه در فضای بالای سرتان معلق است. در ذهنتان روی گوی سفید تمركز بگیرید و به خودتان بگویید:« من شماره ۳ را روی گوی بلورین می‌نویسم، آنرا می‌بینم و به خلسه فرو می‌روم. سپس به جای آن عدد ۲ را می‌نویسم و به آن نگاه می‌كنم و خلسه‌ام عمیق‌تر می‌شود. در آخر عدد یك را می‌نویسم و به آن نگاه می‌كنم تا خلسه‌ام كاملاً عمیق شود.» حال این كار را انجام دهید. اعداد را به هر رنگی كه بخواهید می‌توانید روی گوی بلور بنویسید. با این كار آرامش و رهایی شما عمیق و عمیق‌تر می‌شود. برای عمیق‌تر شدن خلسه می‌توانید همین كار را دوباره تكرار كنید.
مرحله‌ی سوم:
در این مرحله باید كالبد فیزیكی و حواس پنج‌گانه‌ی خود را فراموش كنید. برای رسیدن به این منظور باید آرامش و خلسه‌ی شما عمیق‌تر گردد. برای این كار می‌توانید درحالیكه چشمانتـان بسته است به‌صورت مستقیم به فضای تاریـك پشت پلك چشمانتان نگاه كنید. یك فضای تاریك و خالی می‌بینید. در این فضا مستقیم به سمت جلو بروید. در این حال ممكن است الگوها و حالت‌های مختلفی از نور را ببینید. از كنار آنها بگذرید و همچنان به سمت جلو بروید. در این حال كالبد فیزیكی خود را از یاد خواهید برد و دیگر آن را احساس نمی‌كنید. حواس پنج‌گانه شما مسدود شده، دیگر محرك‌های مختلف را دریافت نمی‌كنید. شما در یك خلاء قرار گرفته‌اید كه فقط محرك‌های فكری برای شما قابل دریافت است. شما برای فرافكنی آماده هستید.

تمرینات پرواز روح

تمرینات پرواز روح

مرحله‌ی چهارم:
به حالت ارتعاش و لرزش وارد شوید. این حالت ارتعاش مهمترین و همچنین مبهم‌ترین بخش تكنیك می‌باشد. بسیاری از آنهایی كه تمرین‌های فرافكنی را انجام می‌دهند ارتعاش و لرزش را در اولین تجربه فرافكنی خوب به‌یاد می‌آورند.
ارتعاش‌ها می‌تواند شبیه تجربه‌ی برق گرفتگی با ولتاژ كم در زمان كوتاه باشد. این ارتعاش‌ها به دلیل تلاش كالبد اختری برای ترك كالبد فیزیكی می‌باشد.
به خودتان تلقین‌های ذهنی بدهید كه كالبد اختریتان در حال بلند شدن و بالا آمدن است. این تلقین‌ها را تكرار كنید. بیان تلقین‌ها می‌تواند به زبان و یا به دل و در ذهن باشد. به‌‌‌‌‌طور كلی برای تلقین‌ها از جملات كوتاه مختصر و مفید استفاده كنید. برای مثال می‌توانید به خودتان بگویید: «كالبد اختری من در حال ارتعاش است… كالبد اختری من در حال جدا شدن از كالبد فیزیكی است… كالبد اختری من جدا شده و به سمت بالا می‌‌رود… ».
یك نقطه به فاصله ۳۰ سانتیمتر در بالای پیشانی‌تان مجسم كنید. سپس این نقطه را به‌صورت ذهنی به فاصله ۱۸۰ سانتیمتری ببرید. نقطه مورد نظر را به اندازه ۹۰ درجه بچرخانید و بالا ببرید. این كار را با ترسیم یك خط، موازی محور بدن در بالای سر انجام دهید. روی آن نقطه تمركز كنید. ارتعاشات خود را از سر خارج كنید و به آن نقطه ببرید و دوباره از آن نقطه به سر برگردانید. اگر نمی‌توانید این كار را انجام دهید حداقل در ذهنتان مجسم كنید كه این كار را انجام می‌دهید. به‌زودی و با تكرار تمرین به‌راحتی این كار برای شما قابل انجام می‌گردد. این تمرین شما را برای فرافكنی آماده می‌كند.
مرحله‌ی پنجم:
یاد بگیرید كه این حالت ارتعاش را كنترل كنید. برای این منظور تمام ارتعاشات را از سراسر بدن جمع كنید و در سر متمركز نمایید. آنگاه این ارتعاشات را به‌صورت یك موج از سر به سمت پاها ببرید. برای افزایش تأثیر این تمرین بر روی ارتعاش‌ها تمركز گرفته، در ذهنتان آن را تقویت كنید. حال یك موج ارتعاش قوی را از سر به سمت پا هدایت كنید و دوباره آن را به سر باز گردانید. آنقدر تمرین كنید تا این امواج به‌راحتی تحت كنترل شما قرار گیرد. زمانی كه شما توانستید این كنترل را به‌دست آورید، برای خروج روح از بدن آماده می‌باشید.
مرحله‌ی ششم:
فرافكنی را با یك جدایی نسبی شروع كنید. كلید این كار كنترل افكار است. ذهنتان را به‌طور كامل روی برنامه‌ی خروج از بدن متمركز كنید و اجازه ندهید كه این فكر از ذهنتان بیرون رود. سرگردانی افكار ممكن است باعث از دست رفتن این حالت كنترل گردد.
ارتعاش‌های شما قوی‌تر می‌شود. تجربه‌ی خروج از بدن را با جدا كردن یك دست یا یك پا از كالبد اثیری شروع كنید. برای مثال احساس كنید كه یك دست از كالبد اثیری شما از كالبد فیزیكی جدا شده و دیوار نزدیك شما را لمس می‌كند. دست را از وسط دیوار عبور داده سپس آن را به سمت عقب بكشید و به موقعیت فیزیكی خود برگردانید. همین تمرین را با دست دیگر انجام داده، هدف دیگری را لمس كنید.
مرحله‌ی هفتم:
در این مرحله می‌توانید به‌طور كامل از بدن جدا شوید. برای این كار یكی از روش‌های زیر را مورد استفاده قرار دهید.
روش اول: بیرون و بالا آمدن از بدن است. برای این منظور مجسم كنید كه وجود شما نورانی و روشن می‌شود. در همین حـال ارتعاش‌های شمـا قوی‌تر می‌گردد. حـال فكر كنید، كه شنـاور شدن در فضا چقدر زیبـاست این فكر را در ذهنتان حفظ كنید و اجازه ندهید كه فكر دیگری جایگزین آن شود. در این حالت به‌شرط آنكه مراحل قبلی را با دقت پشت سر گذاشته باشید، فرافكنی خودبه‌خود اتفاق می‌افتد.
روش دوم: چرخیدن و خروج از بدن است. بدین ترتیب كه وقتی به حالت ارتعاش رسیدید اراده كنید كه در ذهن، بدنتان را بچرخانید. درست مانند زمانی كه در بستر خوابیده و می‌چرخید. دقت كنید، چرخش بدن فقط در فكر به‌صورت تجسم ذهنی انجام می‌شود و كالبد فیزیكی هیچ‌گونه چرخش یا حركتی ندارد. سعی كنید بدنتان را به‌صورت ذهنی از بالا بچرخانید؛ در این حالت كالبد اختری شما واقعاً خواهد چرخید و از كالبد فیزیكی جدا خواهد شد. در این لحظه شما خارج از بدن خواهید بود. خود را معلق در بالای كالبد فیزیكی‌تان ببینید.
شور، هیجان و شعف فراوان تمام وجود شما را خواهد گرفت. بر خود مسلط باشید. برای چند دقیقه در این تجربه‌ی خروج از بدن بمانید و سپس به نرمی و لطافت به كالبد فیزیكی‌تان بازگردید.
تلقین‌هایی پیرامون تأثیرات خوب و مثبت این تجربه‌ی موفق به خود بدهید. تلقین‌هایی نیز درباره سلامت، نشاط و شادابی به خود بدهید، در نهایت تلقین‌هایی در باب تجارب زیبا و موفق آینده كه در انتظار شما است بگویید. حال با سه نفس عمیق از این حالت خارج شده، به حالت طبیعی و معمولی باز گردید. چشمان خود را باز كنید، خداوند را شكر گفته و به زندگی لبخند بزنید .

نحوه انجام مراقبه

نحوه انجام مراقبه با عناصر خاک ، آتش و هوا

اين مراقبه بدين منظور طراحي شده است كه شما را به هوشياري و بصيرت برساند تا بتوانيد از اين عناصر براي پاكسازي و پالايش خود بهرمند جوييد . اين مراقبه بر تمام پنج كالبد شما اثر مي گذارد و بايد دو تا سه بار در سال انجام شود.

نحوه انجام مراقبه :

چهار عدد شمع روشن كنيد و آنها را روي زمين بر چهار گوشه مربعي فرضي قرار دهيد . ظرفي خاك را وسط اين مربع بگذاريد . ظرفي ديگر مملو از آب را نيز دقيقا مقابل اين ظرف قرار دهيد ، به طوري كه بتوانيد بين اين دو ظرف ، چهار زانو روبه رو شمال بنشينيد . به هوايي كه تنفس مي كنيد  به عنوان عنصر چهارم توجه كنيد . يا عود بسوزانيد

نفسي عميق بكشيد و شش هايتان را از اين هوا پر كنيد . حال به شعله شمعي كه در جلوي شما واقع شده است نگاه كنيد . نيرو و قدرت آن رابر خود تصديق كنيد. به خاك نيز نگاه كنيد نيرو و قدرت آن را بر خود تصديق نماييد . اب را نيز احساس كنيد و نيرو ان را بر خود تصديق كنيد . حال تاييد كنيد كه جسم شما از اين چهار عنصر ساخته شده است .

چشمانتان را ببينديد و مراقبه را آغاز كنيد . نفسي عميق بكشيد و از هوا بخواهيد ما را از هر گونه دام ذهني برهاند . تصور كنيد اين دام ها و تله ها ، در مقابل چشمانتان قرار گرفته اند . محو شدنشان را مشاهده كنيد .

دوباره نفسي عميق بكشيد . به آب بگوييد و شما را از شر احساسات و عواطف منفي برهاند و بخواهيد تا پالايشتان كند . خود را تجسم كنيد كه در آن شناوريد و به زير آب حركت مي كنيد. ببينيد كه احساسات منفي تان به سوي آب روانه و در آن گم مي شوند.

كپه كوچكي خاك را مجسم كنيد كه بر آن بوته كوچك  آتش قار دارد . احساس كنيد كه هوا ، زندگي را به درون شعله هاي آتش تغذيه مي كند . تبديل شدن به آب  به بخار را مشاهده كنيد. ببينيد كه تمامي اين عناصر با يكديگر عمل و شما را نيز تغذيه مي كنند و كالبد هاي پنج گانه تان را در هماهنگي و تعادل قرار مي دهند .

در كمال خضوع و فروتني ، از اين عناصر چهارگانه براي شما شفايي ارزاني داشته اند سپاسگزاري كنيد .

توانايي انها را در نظر آوريد . آتش را در مقتدرترين شكلش مجسم كنيد و صداي پروردگار را از ميان شعله هاي آن بشويد. آب را به صورت اقيانوس دريا و رودهايي تصور كنيد كه قسمت هاي مختلف زمين را از هم جدا مي كنند و يك بار ديگر اين شكل از قدرت پروردگار را بشناسيد . هر يك صدايي دارند. به پيامي كه هر يك از آنها به شما ارسال مي كنند ، گوش فرا دهيد .

زمين كوه و دره هايش ، همين طور بادهايي كه در ان مي وزند را نيز تجسم كنيد . زيبايي پروردگار را كه در آنها متجلي شده است ببينيد و به آواز و پيامي كه برايتان مي فرستند ، توجه داشته باشيد .

دانيد كه اين قدرت و زيبايي كه مي بينيد در همين عناصري هستند كه به شما همراهند . اين قدرت و توان و زيبايي را همچون يكي ارثيه ارزشمند بپذيريد.

از اين عناصر كه  با  شما يكي شده اند ، متشكر و ادامه حمايت آنان را خواهان باشيد . چشمانتان را باز كنيد . با ملايمت خاك ، هوا ، آب و شعله هاي آتش را لمس كنيد .

كاملا هوشيارانه ، از پروردگار خويش به خاطر اين شفا سپاسگزاري كنيد .

سه تا از شمع هاي روشن را خاموش كنيد و يكي از آنها را در مكاني امن نگه داريد تا شعله وربماند . كاسه هاي آب و خاك را نيز در دو طرف آن با احترام و تواضع قرار دهيد . بعدا مي توانيد ، شمع را خاموش كنيد و ظرف هاي آّب و خاك را نيز به جاي خود باز گردانيد.

 

ارتباط با روح خود

روش ارتباط با روح خود

khul محقق تبتی معتقد است :” تمام امراض جسمی از مشکلات روحی سرچشمه می گیرد ” تخلیه تنش ها ی روح و التیام آن ، راهی است جهت رهایی از هرگونه اختلال ارگانی جسمی در بدن واینکه هاله ی انسان به معنای واقعی بتواند بدون مواجه شدن با مانع و سدی آزادانه به هر طرف حرکت کند. در این جاست که می توانیم بگوییم هاله ی خود را بیدار کرده ایم . این بدان معنی است که : هر چه قدر انرژی معنوی و روحی که  از طریق چاکرای فوقانی سر (در هاله انسان مراکزی برای ورود و خروج انرژی وجود دارد که چاکرا نامیده می شود) به ما وارد می شود بیشتر باشد ، هاله ما پررنگ تر است .

روح در واقع انعکاس یک نیروی ماورای دنیوی است که خداوند پس از خلق ، آن را در کالبد جسمانی وی در زمین جای می دهد . با اتصال به دنیای ماوراء و الهی ، روح ما در حالتی آرام و بدون تنش قرار می گیرد. شاید اصلا” متوجه این موضوع  به معنای دقیق نشویم  ولی می فهمیم که روح ما در وضعیتی آرام بسر می برد.

ما همواره بدنبال سلامتی ، موفقیت و شادکامی در دنیای مادی هستیم ، غافل از اینکه ذاتا” خود ما با بی اعتنایی به روح و روان خود ، مانعی هستیم برای نیل به همه ی اهداف فوق . زمانی که به محدودیتهای دنیای مادی و معایب آن پی ببریم ، ناخودآگاه  مجبور به ارتقاء وضعیت روحی  خود جهت رسیدن به آرامش وسلامتی کامل می شویم .در غیر این صورت ” بی قراری روحی ” ایجاد می شود.

بسیاری از عوامل هستند که در ایجاد حالت ” بی قراری روحی ” نقش دارند ودر این اوضاع است که ما سعی می کنیم وضعیت آشفته خود را تغییر و ترمیم کنیم ، مثل ؛ ورشکستگی مالی ، از دست دادن نزدیکان ، زمانی که به هر دلیلی خود را در مقابل یک بحران روحی ناگهانی می بینیم و یا نزدیک به زمان مرگ هستیم ، و یا  وقتی که در برابر اهداف دنیوی ( موفقیتها ، کامیابی و سلامتی ) خود را ناتوان ببینیم.  احتمال وقوع این حالت در مورد افراد حساس و عاطفی بیشتر است.

صرف نظر از عوامل ایجاد این حالات روحی ، همه ی انسان ها نیاز دارند که با ضمیر نا خود آگاه و روح خود ارتباط برقرار کنند تا درجه ی آرامش ایده آل برسند ، در اینجا به راهکارهایی از علم مدیتیشن ( روشی از روان درمانی ) اشاره شده است که با تمرین آنها می توانید تاحدی به ماهیت روحی خود پی ببرید :

در یک اتاق تاریک بنشینید ، چشمانتان را ببندید و بدن خود را کاملا” در حالی راحت قرار دهید ، هفت بار نفس عمیق بکشید . ( دم عمیق و بازدم آهسته ) ، بر تمام بدن خود تسلط داشته باشید ، به مدت چند ثانیه بروی تمام نقاط پاهای خود تمرکز کنید و دوباره تنفسی عمیق بکشید و در این موقع حس می کنید که پاهای شما وجود خارجی ندارد. حال ، چند ثانیه ای  بروی نیم تنه بالایی ، قفس سینه و ناحیه کمر ، تمرکز کنید و دوباره نفسی عمیق بکشید. در مرحله بعد همین کار را در ناحیه سر انجام دهید . بعد از هر  مرحله ، باز هم حس می کنید آن عضو از بدن شما وجود خارجی ندارد. با وجود این حس و انجام تنفس های عمیق ، نهایتا” شما با خود می گویید : “مثل اینکه من جسم ندارم و  جدا و بدون آن زنده هستم!” . به مدت ۳۰ ثانیه در همان وضعیت بمانید .

هالی ارغوانی در اطراف خود حدود ۶ متر بالاتر از جسم و زمین تجسم کنید و آهسته بگویید :” این جسم معنوی من است که  اجازه داده در مورد همه چیز در زندگیم فکر و تجربه کنم ، ولی این خود من نیستم ! تصور کنید که این هاله بخار شد و در هوا محو شد ، در اینجاست که باز هم آهسته می گویید : من نه خود جسم مادی هستم و نه احساسات و افکارم ، من به خودی خود و مستقل از همه ی اینها هستم و وجود دارم . برای ۳۰ ثانیه در همان وضعیت بمانید .

به آرامی با خود بگویید :” من تنها یک جسم نیستم ، جسمم تنها وسیله ای است برای به حرکت درآوردن روح .من افکار و احساساتم نیستم ، آنها تنها حاصل از روح من هستند ، ذهن من ابزاری برای روحم است . من خود روحم هستم !!این خود من هستم ، من دارای هوش ، استعداد و عشق الهی هستم و می توانم با خدا ارتباط برقرار کنم . بله من یک روح هستم !!

به مدت ۵ دقیقه به همان حال بمانید و به آرامی از وضعیت خود خارج شوید: آهسته چشمها را باز کنید ، چند بار نفس عمیق بکشید .

با انجام این تمرین ، احساس سبکی می کنید و  به یک آرامش فوق العاده روحی دست می یابید . فهمیدید که شما تنها یک کالبد جسمی و یا افکار و احساساتتان نیستید ، جسم و فکر شما محو شد و خود شما باقی ماندید . این “شمایی ” که در این تمرین مدیتیشن به آن رسیدید ، روح شما است . هم اکنون ، آرام و  سبکتر شده اید.

این تمرین را هر روز ، مخصوصا” زمانی که به بحرانی روحی دچار می شوید  ،انجام دهید .

این تمرین باعث ایجاد آرامش و برانگیخته شدن نیروی عشق الهی در شما می شود.

تنفس شکمی

تنفس شکمی و دریافت انرژی

مربی ما در تمرینات مراقبه و مدیتیشن تنفس ماست .
تنفس، اولین چیزی است که هنگام بروز احساسات یا خستگی و فشارهای جسم و روحی، تحت تاثیر قرار میگیرد.
زندگی، به نفسهایی که میکشیم وابسته است و اهمیت آموزش و اجرای روشهای صحیح تنفس نزد استادان فنون ورزشی و تندرستی بر کسی پوشیده نیست. بدن ما برای فعالیت صحیح و مطلوب و همچنین دور انداختن مواد زائدی چون مونواکسید کربن، نیازمند مقدار زیادی اکسیژن است.

در واقع تمام سلولهای بدن ما نیازمند مقدار زیادی اکسیژن هستند. امروزه تعداد بسیاری از افراد به آنچه میخورند و مینوشند توجه کرده و آگاهانه عمل میکنند، اما تعداد کسانی که درباره تنفس فکر میکنند، بسیار اندک است.

تنفس و انرژی حیات
تنفس بر سیستم عصبی، قلب، عضلات، خواب، میزان انرژی، تمرکز و حافظه و بسیاری موارد دیگر موثر است. تنفس یکی از بزرگترین سیستمهای دفع مواد زائد نیز به شمار میرود. هفتاد درصد از مواد زائد درون بدن ما با تنفس از بدن خارج میشوند. ۳۰% این مواد از طریق پوست و تنها ۱۰% آن توسط کلیه ها و دستگاه گوارش دفع میشود. ما با تنفس نه تنها اکسیژن، بلکه انرژی حیات یا “چی” Chi را نیز وارد بدن خود میکنیم.

تنفس با قفسه سینه
تنفس میتواند به سادگی منقطع یا مسدود شود و درواقع تنفس، اولین چیزی است که هنگام بروز احساسات یا خستگی و فشارهای جسم و روحی، تحت تاثیر قرار میگیرد. بنابر تحقیقاتی که در سوئد انجام شده است، ۸۳% از جمعیت بزرگسال از قسمت سینه – به عبارتی از قسمت بالای قفسه سینه- تنفس میکنند. در این روش، قدرت ماهیچه ای بیشتری از تنفس عمیق و آزادی که از قسمت شکم و دیافراگم انجام میشود، لازم است. افرادی از سینه تنفس میکنند، در هر دقیقه تعداد نفسهای بیشتری میکشند و در نتیجه اکسیژن کمتری دریافت کرده و مواد زائد کمتری دفع میکنند.

تنفس شکمی
تنفس عمیق و موثر باید راه خود را تا پایین و به سمت شکم پیش ببرد. شکم به سمت جلو، به طرف پهلوها و حتی به سمت ستومن مهره ها منبسط میشود. حرکتهای ناشی از تنفس را میتوان از پایین تا حدود لگن و از بالا در قسمت نوک ریه ها حس کرد. تنفس شکمی، تاثیری آرامش بخش دارد و ما علی رغم تعداد کمتر دم و بازدم، احساس بهتری خواهیم داشت. بدن در این حالت با هر نفس اکسیژن بیشتری جذب و مواد زائد بیشتری دفع میکند. از طرفی با این شیوه با تنفس شکمی، هربار انرژی حیات یا “چی” بیشتری وارد بدن خود میکنیم.

پس از قفسه سینه تنفس نکنید
به گفته یکی از استادان “چی گانگ” (Chi Gong) – چی گانگ یکی از جنبه های طب چینی و درباره هماهنگی الگوها و شیوه های مختلف تنفس با اشکال مختلف قرارگیری بدن و حرکات آن است- گفته است که تنفس شکمی مانند بازگشت به دوران کودکی است.

این شیوه تنفس نه تنها ما را وادار میکند مانند دوران کودکی تنفس کنیم، بلکه میتواند اندامها و کارکرد اعضای بدن را نیز جوان و شاداب کند. از آنجایی که کودکان هنوز از عادات و مکانیزمهای دفاعی که در دوران بزرگسالی می آموزیم متاثر نشده اند، به طور طبیعی تنفس میکنند. اگر از کودکی بخواهید که طاق باز بخوابد، خواهید دید که چگونه هنگام تنفس شکمش با ریتمی منظم بالا و پایین میرود و انرژی حیات را جذب میکند. این استاد تنفس شکمی را “تنفس طبیعی” و تنفس از قفسه سینه را “تنفس وارونه” مینامد زیرا تنفس شکمی روشی است که طبیعت در درون ما ایجاد کرده و تنفس از سینه، روشی است که خودمان آموخته ایم.

تنفس شکمی

تنفس شکمی

تمرین تنفس شکمی برای زندگی سالم
برای بازآموختن روش تنفس از شکم و بهره مند شدن از فواید آن، راه ساده ای وجود دارد. تمرکز و آرامش از نکات عمده در انجام این تمرین هستند. روش مذکور از این قرار است:

• شما میتوانید بایستید یا دراز بکشید (ترجیحا بایستید)

• در حالت ایستاده، پاهای خود را نزدیک به یکدیگر قرار دهید.

• عضلات خود را شل کنید و ذهن خود را از تمام افکار خالی کنید.(انجام این کار به زبان بسیار ساده تر است تا به عمل!)

• شاد باشید

• دستهای خود را با چابکی به هم بمالید، کف یک دست را (دست چپ برای آقایان و دست راست برای خانمها) بر روی نقطه هارا (Hara) –دو انگشت پایینتر از ناف- قرار داده و دست دگر را بر روی آن بگذارید.

• دهان خود را اندکی بازکنید

• با کف دستها، فشاری نرم و آهسته به سمت داخل شکم وارد کنید. با شمارش یک تا شش، نفس خود را بیرون دهید.
• دو شماره دیگر به فشار شکم ادامه دهید.

• فشار را به آرامی قطع کرده و با شش شماره هوا بگیرید.

• دو شماره نفس را نگهدارید. هر دور اجرای فشار، نگهداشتن نفس، آزاد کردن و نفس گرفتن، یک واحد تنفس نامیده میشود.

• این روند را تا انجام ده واحد تنفس ادامه دهید.

• حالا دستها را پایین آورده و در دوطرف بدن قرار داده، اگر هنوز چشمهایتان باز است، آنها را ببندید.

• خود را از از هر فکر و ذهنیتی آزاد کرده و حدود پنج دقیقه یا بیشتر، از حالت “هیچ ” لذت ببرید.

• سپس دستها را به هم بمالید و کف دست را به صورت خود بکشید و اصطلاحا، صورت خود را با کف دستها بشویید.

• چشمها را باز کنید و چند قدم راه بروید.

چند توصیه
برای اینکه این کار را بدون مشکل و صحیح انجام دهید، باید هنگام فشردن نقطه هارا، نفس را بیرون داده (بازدم) و هنگام آزاد کردن نقطه، نفس بکشید (دم). برای سادگی کار، حواس خود را بر فشار آوردن و آزاد کردن تمرکز کنید، تنفس خودبخود انجام میشود. به مدت دو هفته تمرینها را یک مرتبه هنگام صبح و یک مرتبه در هنگام عصر انجام دهید و ببینید که چه احساسی خواهید داشت. این تمرینبرای بازگشت به حال خوب، در زمانی که احساس ناراحتی و خستگی میکنید، بسیار موثر است.

هیپنوتیزم بیدار

رها شدن از باورهای منفی با هیپنوتیزم

ذهن مثل کودکی بازیگوش مرتب بین گذشته و آینده گردش می‌کند، با آموختن روش‌های بدست گرفتن افسار ذهن می‌توانید مانع سفر آن به گذشته‌های نامطلوب شوید.اگر دقت کرده‌باشید بیشتر اوقات ذهن یا در گذشته سیر می‌کند یا در آینده و کمتر پیش می‌آید که ذهن به همان زمان حال فکر کند. نباید انتظار داشت که بتوان همه چیز را فراموش کرد. بسیار پیش می‌آید که نمی‌توانیم خیلی از چیزها را فراموش کنیم به‌خصوص اگر خاطرات خوبی با آن داشته باشید. به هر صورت بخشی از آن خاطرات همیشه همراه ما خواهد بود.

هیپنوتیزم شما را از خواب باورهای منفی و غلط بیدار می کند.موانع را از سر راه شما بر می دارد.با هیپنوتیزم از خواب بیدار می شوید و خود حقیقی که بسیارقدرتمند و سودمند می باشد را به نمایش می گذارید.

زمانی که در هیپنوتیزم به یک مهندس تلقین شد که فرد بسیار ضعیف و کودنی هست،او حتی قادر به محاسبه ۲بعلاوه ۲ نبود.آیابارها به ما به صورت مستقیم و غیر مستقیم به صورت کلامی و غیر کلامی تلقین نکرده اند که کودن هستیم،بی توجه هستیم،در درس ریاضی،فیزیک و یا…ضعیف هستیم.این تلقینات محیطی منفی،باورهای محدود کننده ای برای ما ایجاد کرده است.آیا ما همانند مهندس پرتجربه نیستیم که در اثر تلقینات محیطی هیپنوتیزم شده ایم و حالا قادر نیستم که بسیار از کارها را انجام دهیم.تنها با هیپنوتیزم می توانیم از این باورهای منفی دست بکشیم و از خواب بیدار شویم .

عدم تمرکزفکر و تشویش و حواس پرتی،از مشکلاتی می باشدکه مانع روند یادگیری می شود.با استفاده از هیپنوتیزم و استفاده مکرر از خودهیپنوتیزم می توانید تمرکز خود بخودی که بهترین نوع تمرکزمی باشد و در یادگیری نقش بسزایی دارد،تمرکز و حافظه را با استفاده از هیپنوتیزم به قدری می توان زیادکرد که فرد باسرعت زیاد قادر باشد دلایل منطقی و عقلی بیاورد و حتی معادلات ریاضی را حل نماید.

بی علاقه گی به درس،کلاس و تحصیل در اکثر نوجوانان و جوانان وجود دارد.افرادی هم وجود دارند که علاقه زیادی به تحصیل دارند.اینگونه افراد در تحصیل مشکلات کمتری نسبت به بقیه دارندوبه نظرمی رسد که دارای حافظه بیشتری می باشند.با استفاده از هیپنوتیزم علاقه در فرد ایجاد می شود،به طوری که بدون نیاز به انرژی اضافی و باعلاقه زیاد ,سایت هیپنوتیسم دات آی آر,به کار مورد نظر(تحصیل یا هر دیگر)مشغول خواهد شد.این علاقه با یادگیری ،به یادآوردن مجدد و حافظه ارتباط مستقیم دراد و به طور معجزه آسایی باعث افزایش آن خواهد شد تحقیقات نشان می دهد که اگر علاقه ای در فرد وجود داشته باشد و هدف مشخص داشته باشد سلولهای کورتکس مغز(سلولهای خاکستری)شرایط را فراهم می کنند تا فرد موفق شود.

نگرانی از جلسه امتحان ونگرانی در ارتباط با دیگران و صحبت کردن در کلاس و جمع،مشکل دیگر قابل حل از طریق هیپنوتیزم است.آرامش یکی مشخصه های بارز آن است.هیپنوتیزم حالتی است که سلولهای مغزی در حالت آرامش کامل،اعمال خود را انجام می دهند.نگرانی بیش از حدمانع یادگیری می شود.اگر فردی نگرانی و استرس داشته باشد؛میزان یادگیری تا۱۰%کاهش می یابد.

با هپنوتیزم می توانیم به داشتن آرامش و اعتماد به نفس شرطی شویم کارهارا در کمال ارامش و بدون هیچگونه استرس و اضطراب انجام دهیم.زمانی که اضطراب وجود داشته باشد ممکن است راه حلی پیدا شود ولی خلاقیت سرکوب می گردد.می توانیم از این طریق(خودهیپنوتیزم)یادگیری در آرامش یا یادگیری در آلفا که بسیار پایدار می باشد را بیاموزیم .درجلسه امتحان و کنکورما نیاز به ارامش بسیار زیادی داریم تا بتونایم به نحو احسن از اندوخته های علمی خود استفاده کنیم .این آرامش با هیچ دارویی به دست نمی آید.تنها هیپنوتیزم و مدیتیشن و روشهای مشابهی است که آرامش همراه با هوشیاری و تیزهوشی را به ارمغان می آورد.

مثال دیگر تنبلی است.در تنبلی فرد انرژی لازم برای انجام کار را در خود نمی بیند.همانطورکه با قدرت هیپنوتیزم آشنا شدید هیپنوتیزم می تواند “احساس انرژی”در فرد ایجاد کند.این احساس انرژی نیروی لازم جهت انجام کارها را در فرد ایجاد می کند.ALERT HYPNOSIS یا هیپنوتیزم هوشیار روش بسیار مؤثر برای از بین بردن حالت تنبلی است.