متافیزیک

انرژی بدن انسان

توضیح کامل درباره انرژی بدن انسان

هاله هاي انرژي با فرکانس مغز و تفکر انسان مرتبط هستند.ما مي توانيم هاله هاي انرژي خود را با متمرکز شدن بر روي شخصي يا محلي هدايت کنيم فقط کافي است به آن شخص فکر کنيم بلافاصله هاله هاي انرژي ما با سرعت نور به سوي آن شخص فرستاده مي شود . هاله هاي انرژي قابل باردار شدن است ؛ اگر تفکر انسان منفي باشد هاله منفي و اگر مثبت باشد هاله مثبت. به اين ترتيب که انديشه هاي مثبت، مهر آميز، خيرخواهانه، سرشار از توانمندي، هوش و خلاقيت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژي هاي آن را بالا ميبرد و از نظر کمي نيز ميتواند هاله انسان را بزرگتر نمايد .
برعکس انديشه هاي منفي، بدبينيها، احساس تنفر از خود و ديگران، حسادت، خشم و هر گونه انديشه بد بر هاله اثر تخريبي ميگذارد و سطح انرژيهاي آن را بشدت کاهش ميدهد و انرژي زيادي از انسان مي گيرد. وقتي در مکاني احساس بدي ميکنيد بدين معناست که آن محل از انرژيهاي منفي اشباع شده است و يا وقتي فردي اين تاثير را روي شما ميگذارد يعني او حامل انرژي منفي است . جالب است که اين انرژي حتي هنگام فکر کردن به کسي ، حرف زدن ، گوش کردن و… به صورت چه مثبت و چه منفي منتقل ميشود .
انجام عبادات و اعمال مذهبي مطابق با اعتقادات و نيز رعايت اصول صحيح انجام آن يکي ديگر از عوامل مهم و تاثير گذار بر افزايش سطح انرژيهاي هاله مي باشد.

سیستم انرژی و بدن‌های لطیف
اغلب انسان‌ها تصور می‌کنند دنیای مادی و بدن فیزیکی و چیزهایی که با ذهن منطقی و حواس فیزیکی قابل تشخیص هستند تنها واقعیت‌های موجودند. به هرحال انسان با چشم حساس می‌تواند انرژی‌های بسیار زیادی را مشاهده کند، انرژی در درون و اطراف بدن فیزیکی جریان، و نیز شکل و رنگ دارد. قانونی در فیزیک حاکم است مبنی بر اینکه در جهان، انرژی هرگز از بین نمی رود، صرفا تبدیل می‌شود. نیروی کار موجود در پس بدن مادی با تمام عملکردها و قابلیت هایش شامل مجموعه ای از انرژی است که بدون آن بدن فیزیکی نمی تواند موجودیت داشته باشد. این سیستم انرژی شامل سه بخش اساسی است:
۱-    بدن‌های لطیف یا بدن‌های انرژی
۲-    چاکراها یا مراکز انرژی
۳-    نادی‌ها یا کانال‌های انرژی
در این سیستم نادی‌ها به منزله شبکه ظریفی از شریان‌ها هستند. اصطلاح نادی (تلفظ Nade-eye) در سانسکریت به معنای نی، رگ یا سیاهرگ است. عملکرد نادی حمل پرانا یا انرژی حیاتی در تمام سیستم انرژی لطیف انسان است. کلمه سانسکریت پرانا می‌تواند به معنای «انرژی مطلق» باشد. در زبان چینی و ژاپنی این انرژی حیاتی جهانی «chi چی» یا «ki کی» یا «gi گی» نامیده می‌شود. نمایانگر چشمه تمام فرم‌های انرژی است، و در امواج مختلف متجلی می‌شود. یکی از این فرم‌ها هواست و تنفس یکی از راه‌هایی است که از راه آن پرانا می‌گیریم.
از آنجایی که چاکراها و بدن‌های انرژی بر یکدیگر تاثیر دارند، خصوصیات و عملکرد این بدن‌ها موضوعاتی هستند که در این بخش به آن می‌پردازیم. هر چاکرا با جزئیات کامل در هفت بخش توضیح داده خواهد شد، هر بخش به یک چاکرا اختصاص دارد.
به طور معمول، چهار بدن انرژی وجود دارد:
۱-    بدن انرژی
۲-    بدن احساس یا اختری
۳-    بدن ذهنی
۴-    بدن روحانی یا سیبی
هریک از این بدن‌ها فرکانس ارتعاشات مخصوص به خود را دارند، بدن اتری که به بدن فیزیکی نزدیک تر است، ارتعاشات پایین ترین فرکانس را دارد. بدن اتری و بدن ذهنی فرکانس بالاتری دارند و بدن روحانی بالاترین فرکانس را.
هریک از این بدن‌ها همانند رقصی از انرژی‌ها هستند یا فرکانس‌های خاص خود. از آنجایی که انسان رو به رشد است فرکانس‌های مربوطه مطابق با رشد افزایش می‌یابد.
آگاهی این بدن‌ها در حد ارتعاشاتشان است. وقتی ارتعاشات آنها بالا می‌رود، انسان را به فرم‌های بالاتری از انرژی حیاتی، احساسی و هوشیاری مجهز می‌کنند.
بدن اتری
بدن اتری از نظر شکل و ابعاد همانند بدن فیزیکی است، و گاهی «جفت اتری» یا «بدن فیزیکی درونی» نامیده می‌شود. عهده دار نیروهایی مثل شکل دادن به بدن فیزیکی، انرژی حیاتی و خلاق و تمام حس‌های فیزیکی است. بدن اتری با هر تناسخی دوباره فرم می‌گیرد و بعد از سه تا پنج روز پس از مرگ فیزیکی تجزیه می‌شود. (در هر تناسخی بدن اتری، ذهنی و روحانی به خروجشان بعد از مرگ ادامه می‌دهند، و دوباره یا فرم جدید بدن فیزیکی یکی می‌شوند، بدن اتری انرژی‌های حیاتی را از راه چاکرای شبکه خورشیدی از خورشید و از راه چاکرای ریشه از خاک می‌گیرد. این انرژی‌ها را نگه می‌دارد و تقویتشان می‌کند و به طور مستمر از راه چاکراها و نادی‌ها به طرف بدن فیزیکی جریان دارد.
این دو فرم انرژی، زندگی متعادلی را برای سلولهای بدن تضمین می‌کنند. وقتی اندام‌های بدن انرژی کافی دریافت کردند بدن اتری انرژی اضافی را از راه چاکراها و منافذ پوست به بیرون می‌فرستد. انرژی که از پوست خارج می‌شود حدود ۲۰ اینچ طول دارد، از این رو کسانی که مهارت در دیدن هاله دارند اولین هاله ای که می‌بینند شکل کلی هاله اتری است. این تشعشعات، بدن فیزیکی را مثل لایه ای محافظ در بر می‌گیرد از ورود میکروب‌های بیماری زا و مواد زیان آور به بدن جلوگیری می‌کنند و همزمان جریان پایداری از انرژی حیاتی را به اطراف ساطع می‌کنند. این ایمنی طبیعی به این معناست که هیچکس اساسا به دلایل خارجی بیمار نمی شود دلایل بیماری همیشه در درون نهفته هستند. بدن اتری و بدن فیزیکی هر دو نسبت به افکار بدن ذهنی به شدت واکنش نشان می‌دهند و به همین دلیل تفکر مثبت تاثیر زیادی در سلامتی دارد.
با به کارگیری تلقین‌های مثبت به روش‌های خاص می‌توانیم سلامتی بدن مان را افزایش دهیم. یکی دیگر از عملکردهای مهم بدن اتری نقش آن به عنوان رابط بین بدن‌های انرژی بالاتر و بدن فیزیکی است. اطلاعاتی را که از راه حواس فیزیکی دریافت می‌کنیم به بدن‌های ذهنی و اختری و همزمان انرژی و اطلاعات را از بدن‌های بالاتر به بدن فیزیکی می‌فرستد اگر بدن اتری ضعیف شود، این ارسال انرژی و اطلاعات اشکال پیدا می‌کند، و شخص ممکن است از نظر احساسی و ذهنی بی تفاوت شود. در این زمینه جالب است که به گیاهان مخصوصا گل‌ها و درختان توجه شود. انرژی آنها شبیه به انرژی بدن اتری انسان است، می‌توانید با این تشعشعات دو هاله خود را دوباره سرشار از انرژی کنید.

انرژی بدن انسان

انرژی بدن انسان

بدن اختری (چاکرایی)
بدن اختری که به نام بدن احساسات هم خوانده می‌شود در عهده دار حس ها، احساسات و ویژگی‌های شخصیتی است. فضایی به اندازه بدن فیزیکی اشغال می‌کند در اشخاص پیشرفته حد و مرزش قابل تشخیص است، ظاهری شبیه به ابر دارد که با بی نظمی در همه جهات حرکت می‌کنند. اوج پیشرفت شخصی به احساسات و تمایلات و ویژگی‌های شخصیتی اش بر می‌گردد که بدن اختری روشن و شفاف به نظر می‌رسد. در این گونه موارد یک استاد زبردست می‌تواند حدود آن را به وضوح ببیند که کاملا بر بدن فیزیکی منطبق است. بدن اختری بازی غیرقابل توصیفی است از درخشش تمام رنگها که دائما قابل تغییر هستند.
اگرچه احساساتی همچون ترس، خشم، افسردگی یا ناراحتی باعث ایجاد ابرهای تاریک در هاله می‌شوند، با این حال هرچقدر شخص آگاهی اش را به روی عشق، از خود گذشتگی و شعف باز بگذارد، رنگهای درخشان تر و شفاف تری از هاله احساسات خواهد درخشید.
امواج انرژی که به بیرون می‌فرستیم، امواج همسان خود را از اطراف جذب می‌کند و با آنها یکی می‌شود. این بدین معناست که ما بارها و بارها با اشخاص و شرایطی روبرو می‌شویم که منعکس کننده آن چیزی است که به طور آگاهانه از آنها دوری می‌کنیم یا می‌خواهیم از شرشان خلاص شویم یا از آنها می‌ترسیم.
تاثیر افکار آگاهانه و اهداف روشنفکرانه بدن ذهنی بر بدن اختری که قوانین خاص خودش را دارد جزئی است. افکار آگاهانه می‌تواند به رفتار بیرونی جهت بدهد، ولی مهمتر از الگوهای ناخودآگاه نمی تواند باشد. بنابراین شخص ممکن است آگاهانه برای عشق و موفقیت تلاش کند، اما به طور ناخودآگاه فرکانس‌های حسادت یا عدم اعتماد به نفس که مانع رسیدن شخص به هدفش است ساطع می‌شوند.
شروع به ساطع کردن هرچه تندتر امواج می‌کند، و خودش را از تجربیات منفی انباشته شده که پایین ترین فرکانس‌ها را دارند می‌رهاند. بدین سان این گونه تجربیات را فراموش می‌کنیم و می‌توانیم خود و دیگران را ببخشیم.
بدن ذهنی
افکار، اعتقادات، عقل و منطق و کشف و شهود ما همه زاییده بدن ذهنی اند. سطح امواج آن بالاتر از بدن اتری و اختری است، ساختمان آن پیچیدگی کمتری دارد. به شکل تخم مرغ است و حجم آن در اشخاص پیشرفته افزوده می‌شود تا جایی که بدن اختری و هاله احساسات با هم در می‌آمیزد.
در این شیوه افکار ناشی از بدن ذهنی علی الاصول با زندگی بهتر و با مسائل دنیای ارتباط دارد. در این روند مهمترین عملکرد بدن ذهنی پیدا کردن راه حل‌های منطقی برای حل مسائل است. به هرحال این یک انحراف از ویژگی اصلی و محدود کردن ظرفیتش است. عموما عملکرد بدن ذهنی کامل کردن آن چیزهایی است که از حقایق جهان گرفته رساندن آنها به سطح بدن روحانی و آمیخته کردن آنها با ذهن منطقی. به این معنا که این حقایق را در جهت استحکام بخشیدن به شرایط و پیدا کردن راه حلی هماهنگ با قانون جهانی به کار می‌گیرد. زمانی که بدن ذهنی کاملا پیشرفته باشد آیینه بدن روحانی خواهد شد و شخص به فرد و شناخت مجموعه نگری از «خویشتن متعال» خود در زندگی خواهد رسید.
بدن روحانی
بدن روحانی که غالبا بدن علی «سببی» نامیده می‌شود، بالاترین فرکانس انرژی را در میان بدن‌های انرژی دارد. هاله کسانی که سطح آگاهی روحانی آنها چندان بالا نیست. فقط حدود یک یارد اطراف بدن فیزیکی شان را احاطه می‌کند. ولی هاله اشخاص که کاملا به بیداری رسیده اند کیلومترها درخشندگی دارد، با تغییر شکل از حالت تخم مرغی به شکل دایره کامل.
از راه بدن روحانی است که ؟ درونی با تمام زندگی را تجربه می‌کنی. ما را به «هستی الهی» آن همیشه حاضر اساس خلقت که همه چیز از او متجلی می‌شود وصل می‌کند. با رسیدن به این سطح از خودآگاهی به تمام موجودات خلقت دست می‌یابیم. فقط از راه بدن روحانی است که امکان شناخت سرچشمه و هدف بودن ما و هدف زندگی مان به وجود می‌آید. وقتی که پذیرایی امواج آن می‌شویم، زندگی مان با کیفیتی کاملا جدید غنی می‌شود. تمامی اعمالمان با «خویشتن متعالی» شکل می‌گیرد و زندگی مان نشان دهنده  خرد، قدرت، برکت و عشق فراگیر که ویژگی‌های طبیعی سیمای متعالی «خویشتن» هستند، خواهد بود.
ساختار و کاربرد چاکراها
بر طبق دست نویس‌های قدیمی ۸۸۰۰۰ چاکرا وجود دارد، این به آن معناست که به ندرت می‌توان نقطه ای در بدن انسان پیدا کرد که در مقابل دریافت و دگرگونی و انتقال انرژی‌ها حساس نباشد. اغلب این چاکراها بسیار کوچک اند و نقش جزئی در سیستم انرژی به عهده دارند فقط حدود ۴۰ چاکرای فرعی وجود دارد که می‌توانند اهمیت داشته باشند. مهمترین آنها، در نقطه طحال پشت گردن، کف دست‌ها و کف پاها قرار دارد. هفت چاکرای اصلی در سرتاسر محور قائم میانی در جلوی بدن قرار دارند.
میزان امواجی که شخص اجازه می‌دهد تا در درونش کار کند بستگی به حد آگاهی او دارد که در زمینه‌های مختلف زندگی از راه چاکراها به دست آورده است یا اینکه تحت تاثیر استرس‌ها و احساسات سرکوب شده بسته شده اند. هر چقدر آگاهی شخصی رشد بیشتری داشته باشد چاکراهایش بازتر و فعال تر خواهند بود و نیروی بیشتری قادر خواهد بود مانند طوفانی قوی وارد آنها شود. هرچقدر این وضعیت بیشتری تکرار شود، چاکراها فعال تر و آگاهی بیشتری می‌شود و در این راه زمانی که شروع می‌کنیم تا گرفتگی‌ها را از راه چاکراها پاک کنیم و در جهت پیشرفت آگاهی جلوتر برویم در چرخه پایداری از عمل و عکس العمل قرار می‌گیریم.
رشد انسان در نور تعالیم چاکراها می‌چرخد
همه چیز در جهان ما ریتم و چرخش مشخص دارد. از اتم‌ها شروع می‌شود و همه آنچه را که در خلقت وجود دارد در بر می‌گیرد. قوانین موزون و تثبیت شده در همه جا به چشم می‌خورد. در ضربان قلب، در تنفس، در جابجایی شب و روز، در آمدن فصول. در حرکات قابل پیش بینی ستارگان. چرخه‌ها در رشد زندگی مخلوقات تکرار می‌شوند. به عنوان مثال: در مورد گیاه اول می‌بینیم جوانه ظاهر می‌شود، بعد اولین برگ ها، سپس غنچه و بعد از آن گل و در نهایت میوه
همیشه روند مشخصی وجود دارد بنابراین منطقی است انسان که موجود روحانی در قالب بدن است پیشرفت او بر اساس روند خاصی باشد. انسان فقط این نیست که روز به روز رشد کند و مهارت‌ها و تجربیات مختلف به دست آورد، پیشرفت او طبق چرخه‌های خاص ذهنی و معنوی است. ارزش موضوعات در تمام مراحل زندگی یکسان نخواهد بود. در ارتباط با این حقیقت خیلی سریع پی به این موضوع می‌بریم که «مادر طبیعت» در زمان معینی ما را با کاری که دقیقا بر روی دوش مان گذاشته شده است مواجه کند حتی اگر این کار متفاوت به نظر بیاید.
شاید این مطلب جالب توجه باشد که حتی قبل از اینکه به دنیا بیاییم از مراحل مختلف چاکراها می‌گذریم هرچند که این مراحل پیشرفت در جهت عکس است، یعنی از چاکرای تاج شروع می‌شود. از راه آن جریان نورانی انرژی در جنین جاری می‌شود و در طول دوره پیش از تولد ادامه دارد. در ادامه فعالیت چاکرای چشم سوم، چاکراهای دیگر فعال می‌شوند تا پایان دوره بارداری نوبت به چاکرای ریشه می‌رسد. موجود جدیدی تا به این دنیا وصل می‌کند برای ورود به فضای ما آماده اش می‌سازد.
چطور چاکراها بسته می‌شوند.
چاکراها در سیستم انرژی انسان دستگاه‌های تقویت کننده هستند که نسبت به انسدادی که در اثر ترس ایجاد می‌شود بسیار آسیب پذیرند. علاوه بر این، قفل‌ها در طول «نادی ها» هم پیش می‌آید. یک انقباض دائم می‌تواند مانع آن شود که انرژی آزادانه جریان پیدا کند و همچنین مانع تامین نیازهای بدن‌های مختلف می‌شود، نیازهایی که برای انعکاس و پایداری آگاهی وحدت ضروری است. وقتی تجربه جدایی، تنهایی، خلاء درونی و ترس و مرگ باعث می‌شود که در دنیای بیرون به جستجوی آن چیزی باشیم که می‌توانیم فقط در هسته مرکزی وجودمان پیدا کنیم.
باز کردن قفل ها
چاکراها را در معرض انرژی قرار دهیم که باهریک از آنها از نظر ساختاری هماهنگی دارد و چاکرا با امواج طبیعی از قفل‌ها آزاد می‌شود. این چنین انرژی می‌تواند در رنگ‌های شاد و ساده، در جواهرات ، صداها پیدا شود، با همان عناصر و فراوانی که در طبیعت وجود دارد. به محض اینکه فرکانس‌هایی در چاکراها جریان دارد، آنها شروع می‌کنند به مرتعش شدن سریع تر و فرکانس‌های آرامتر قفل‌ها گام به گام از بین می‌روند در این مقطع انرژی‌های حیاتی جدید می‌تواند توسط مراکز انرژی جذب شده و بدون مانع از بدن‌های لطیف بگذرند. همچون نسیمی خنک در برابر سیستم انرژی بورزد. جریان پرانایی که بدن اختری و بدن ذهنی جریان دارد قفل‌ها را باز می‌کند چون امواج این بدن‌ها ؟ از انرژی‌هایی است که جریان دارد. نهاتیا، نادی‌های کل سیستم انرژی حیاتی به طپش در می‌آید و بدن، ذهن و روح شروع به ارتعاش با امواج بالاتر می‌کنند و در سلامتی و شعف می‌درخشند. وقتی انرژی‌های سد شده در خلال این روند پاکسازی و تزکیه آزاد می‌شوند، محتویات آنها یک بار دیگر وارد آگاهی ما می‌شوند. می‌توانیم بار دیگر همان احساساتی را که باعث بسته شدن در اولین مکان شده بودند تجربه کنیم. ترس هایمان، خشم مان و دردهایمان، بیماری‌های فیزیکی ممکن است قبل از پاک شدن کامل برای بار آخر نمایان شوند. در طول این زمان ممکن است احساس ناآرامی، تندخویی و خستگی شدید کنیم. به محض اینکه کانال‌ها برای قبول انرژی پاک شوند، احساس عمیق سرور، آرامش و روشنی در درون می‌کنیم.
نحوه تشخیص چاکرای بسته
چندین روش مختلف برای تشخیص وضعیت چاکراها وجود دارد می‌توانید فقط یکی از آنها را برای استفاده انتخاب کنید.
۱-کدام چاکرا در وضعیت متعادل و یا نامتعادل است و یا اینکه درست کار نمی کند این معیار شخصی را قادر می‌سازد تا خیلی سریع موارد اشکال را تشخیص دهد.
۲-روش دیگر تجزیه و تحلیل چاکراهاست، به این صورت که دقیقا مشاهده می‌کنیم کدامیک از چاکراها در شرایط غیرعادی استرس و یا شوک به طور قابل ملاحظه ای واکنش نشان می‌دهد.
۳-از وضعیت ظاهری بدن و زبان تن نیز می‌توانیم متوجه شویم که کدام چاکرا بسته است بدن ما آینه ای است که ساختار انرژی‌های لطیف مان را نشان می‌دهد. هرگاه خصوصیات بدنی غیرعادی خود را نشان دهند. مثل خمیدگی ستون فقرات، ورم، نگرانی، ضعف و مانند اینها، می‌توانیم آنها را به چاکرای به خصوصی که به آن قسمت از بدن مربوط می‌شود ارتباط دهیم.
۴-راه دیگری برای تشخیص بر مبنای و توانایی احساس آنچه شخص در چاکراها حس یا تجربه می‌کند، قرار دارد. برای انجام این کار درمانگر خود را با بدن انرژی بیمار هماهنگ می‌کند.
در کتب سنتی، سیاسی، ویژگی‌های مختلفی برای عملکرد بارز چاکراها ذکر شده است. در این میان عادت‌های خواب اهمیت خاصی دارد.
جنسیت و چاکراها
جنسیت انسان به معنای ظهور و انعکاس نقش جاودانه خلقت است که همواره در تمام سطوح حیات در سرتاسر گیتی اتفاق می‌افتد. در لحظه خلقت زمانی که «بیگانگی»، به «کثرت» بدل شد، هستی بدون شکل در ابتدا به دو فرم انرژی بنیادی تقسیم شد: نیروی مذکر بارور، و نیروی مونث پذیرا. صدها سال پیش فردی چینی این نیروهای نخستین را به نام «ین» و «یانگ» نامید. تاثیر متقابل این انرژی‌ها تمام «خلقت» را پدید آورد. نیروی مونث «ین» بدون وقفه با بذر نیروی مذکر «یانگ» بارور شده و تمام فرم‌های گوناگون حیات را به وجود می‌آورد.
در سطح انسان فیزیکی، این تاثیر متقابل نیروها به شکل  تمایلات جنسی خود را نشان می‌دهد. از راه آن انسان با عمل جاودانه خلقت حیات ارتباط برقرار می‌کند و شور و شعف او ممکن است تجربه انعکاس برکت خلقت باشد.
اغلب آدم‌ها روابط جنسی را فقط از راه چاکرای دوم تجربه می‌کنند، به علاوه انرژی چاکرای ریشه به عنوان یک نیروی سائق نقش بارزی در مرد به عهده دارد. اگر روابط جنسی به چاکراهای پایین محدود شود تجربه ای نسبتا یک سویه است و هر دو طرقف که ضعیف و ناراضی شده اند سریعا میل به جدایی پیدا می‌کنند و دوباره تنها می‌شوند.

تغییر در متافیزیک ارسطو

۳ تغییر اساسی که ابوعلی سینا در متافیزیک ارسطو ایجاد کرد

«ابن سینا پژوهی در غرب» با حضور پروفسور آموس برتولوچی دانشیار فلسفه اسلامی و تاریخ فلسفه قرون وسطی از دانشگاه پیزای ایتالیا و نماینده مدیر راهبردهای بین المللی و علی اکبر ولایتی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام عصر روز گذشته برگزار شد.

برتولوچی، فیلسوف و مولف ایتالیایی گفت: «الهیات شفا»ی ابن سینا نسخه جدید و اصیل «متافیزیک» ارسطو است با این تفاوت که «شفا» سه تغییر درفرم متافیزیک، سیستم متافیزیک و محتوای متافیزیک دارد.

برتولوچی، با اشاره به اینکه اولین بار است که به ایران سفر کرده گفت: صحبت کردن درباره ابن سینا آن هم در جایی که او به دنیا آمده و زندگی کرده کار سختی است و این حضور من بدون همکاری و مهمان نوازی دکتر ولایتی و همکارانش میسر نمی شد.

وی افزود: دانته، شاعر معروف ایتالیایی برای ابن سینا بسیار احترام قائل است و در کمدی الهی خود به او اشاره کرده و در کنار افرادی چون سقراط و افلاطون از ابن سینا هم به عنوان منجی یاد کرده است. حالا سوالی که پیش می آید این است که چرا دانته از ابن سینا یاد می کند؟ من سه پاسخ برای این سوال دارم. اول اینکه دانته فقط شاعر نیست، فیلسوف هم است، دوم اینکه ابوعلی سینا تاثیرات بسیار زیادی روی تفکرات قرون وسطایی داشته و سوم اینکه ابن سینا به متافیزیک و مابعدالطیبعه به طور مشروح و مفصل پرداخته است.

برتولوچی در ادامه با تعریف متافیزیک گفت: متافیزیک یعنی بعد از فیزیک، به عبارت دیگر متافیزیک یعنی تلاش برای فهم بودن و نبودن خدا. نظریات متافیزیک ارسطو شامل ۱۴ نظریه می شود. از نظر او خدا محرک اصلی است، در حالی که از نظر ابن سینا خدا خالق و حکمران است. به عبارت دیگر ابن سینا این دیدگاه را کامل تر و جامع تر کرده و  توانسته ساختارهای ارسطو را تغییر بدهد. این تغییر شکل به نوعی نوآوری او محسوب می شود و این نوآوری از نظر دانته مغفول نمانده است.

تغییر در متافیزیک ارسطو

تغییر در متافیزیک ارسطو

دانشیار فلسفه اسلامی و تاریخ فلسفه قرون وسطی از دانشگاه پیزای ایتالیا ادامه داد: کتاب «شفا»ی ابن سینا یکی از مهم ترین آثار او و متعلق به زمانی است که بوعلی سینا به بلوغ کامل رسیده، به همین دلیل هم جزو یکی از مفصل ترین کارهای او به شمار می آید. از این کتاب تا به حال ترجمه ها و نسخه های زیادی چاپ شده و تنها اثر ابن سیناست که به زبان لاتین ترجمه شده و تاثیر بسزایی در فرهنگ اروپایی داشته است. به بیان دیگر می توان «شفا» را می توان یک دانشنامه دانست که به بحث های مختلفی می پردازد.

این فیلسوف ایتالیایی در ادامه سخنرانی خود با نشان دادن یک دیاگرام توضیح داد که چرا ابوعلی سینا را ارسطوی جدید می نامند و چرا به عقیده برتولوچی، ابن سینا ارسطویی است که دانسته هایی بیشتر از او دارد.

نماینده مدیر راهبردهای بین المللی اضافه کرد: در آثار ابن سینا به موضوعاتی چون ریاضی، قیاس، منطق و متافیزیک پرداخته شده ولی نسبت توجه او به متافیزیک در مقایسه با سایر حوزه ها قابل مقایسه نیست. به عقیده من می توان الهیات شفا را نسخه جدید و اصیل «متافیزیک» نامید با این تفاوت که «شفا»ی ابن سینا سه تغییر عمده نسبت به کتاب ارسطو در فرم متافیزیک، سیستم متافیزیک و محتوای متافیزیک دارد.

برتولوچی در توضیح این سه تغییر گفت: ابن سینا در بخش تغییر فرم، متافیزیک را تبدیل به یک علم کامل می کند، در بخش تغییر سیستم، بوعلی سینا متافیزیک را با سایر علوم مقایسه می کند و در بخش محتوای متافیزیک هم نقش این رشته را در مقایسه با سایر رشته ها توضیح می دهد. در این مقطع بوعلی سینا توضیح می دهد که متافیزیک یک نقش بنیانگذار در مقایسه با سایر علوم دارد و می توان گفت این رشته، اصول سایر علوم را تعیین می کند این در حالی است که ارسطو فقط به این موضوع اشاره کرده بود که متافیزیک یعنی بعد از فیزیک.

این مولف ایتالیایی افزود: «شفا»ی ابن سینا یک موفقیت بی نظیر در جهان عرب به شمار می آید و به نوعی این کتاب جایگزین متافیزیک ارسطو شد. این اثر ابن سینا به زبان لاتین در اندلس ترجمه و باعث تعامل بین جهان عرب، اسلام و مسیحیت شد. دکترین ابن سینا درباره خداوند بسیار عقلایی و جهان شمول است به همین منظور بحث های او فقط مورد توجه مسلمانان نیست و سایر مذاهب هم به آن توجه دارند. به عنوان مثال آلبرت کبیر بسیار تحت تاثیر نوشته ها و آثار ابن سینا بوده است. او در بسیاری از آثار خود مطالبش را به ابن سینا ارجاع داده و از نظریات ابن سینا درباره متافیزیک استفاده کرده است.

برتولوچی در ادامه تصریح کرد: نوشته های ابوعلی سینا توانست گفتگویی میان ادیان و مذاهب مختلف به وجود بیاورد، او به وسیله گفتگو توانسته از مرزها و مشکلات بگذرد بنابراین «گفتگو» و توجه به مطالعات بین رشته ای درسی است که ابن سینا به ما داده و امروز وقت آن رسیده که خانواده فلسفی دور هم جمع شوند و درباره موضوعاتی مثل اخلاق مشترک، روابط جهانی صلح آمیز، پیشرفت ورشد، احترام به محیط زیست و عدالت و تعاملات مالی بحث و گفتگو کنند.

وی در پایان گفت: ابوعلی سینا توانسته الهیات متافیزیکی را معرفی کند که مبتنی بر خرد است به همین دلیل هم همه متفکران آن را می پذیرند. نکته مهم دیگر اینکه او در رشته های دیگری چون پزشکی، روانشناسی، قیاس، فلسفه و نجوم هم کارهای بسیاری زیادی انجام داده است به همین دلیل هم می توان او را به عنوان یکی از بازیگران اصلی صحنه مطالعات بین رشته ای دانست. دانسته ها و مطالب ابن سینا توانسته پلی میان غرب و شرق ایجاد کند.

عوامل اثرگذار بر هاله ها

عوامل تاثیرگذار بر سلامتی و میزان انرژی هاله ها

اهميت هاله برای ما در اين است که هرگونه بيماری جسمی و يا مشکل ذهنی در انسان ابتدا بصورت توده¬ای از انرژی منفی در هاله پديدار میشود بنابراين میتوان قبل از بيمار شدن جسم و ذهن نشانه¬های آن را در هاله يافت و از بروز آن در جسم يا ذهن جلوگيری کرد. چه عواملی بر هاله اثر ميگذارند

عوامل زيادی بر هاله، سلامتی يا بيماری آن و نيز ميزان انرژی¬های آن اثر می¬گذارند مهمترين اين عوامل عبارتند از :

– سن ( کميت و کيفيت هاله در سنين مختلف يکسان نيست)
– سلامتی يا بيماری (بيماری باعث اختلال در جريان انرزی در هاله میشود)
– ايمان (بودن يا نبودن ايمان، کميت و کيفيت ايمان )
– علم و دانش (نوع علم و نيز کاربرد علم تاثيرات متفاوتی بر هاله دارند)
– افکار، گفتار، اعمال
– گناه و معصيت
– نوع کار و شغل
– عوامل محيطی ( رنگ و نور محيط، سکوت و آلودگی¬های صوتی، حرارت و رطوبت و… )
– محرکهای عاطفی و ذهنی ( کتاب، فيلم و… )
– افکار و انديشه
توجه کنيد که عوامل فوق میتوانند برکميت يا کيفيت هاله و يا بر هر دو اثر بگذارند و اين اثر می¬تواند مثبت يا منفی، دائمی يا موقت باشد.

عوامل اثرگذار بر هاله ها

عوامل اثرگذار بر هاله ها

همانطور که بيان گرديد هر بيماری قبل از رسيدن به جسم فيزيکی در هاله نمايان می¬شود و برعکس اگر آسيبی به هاله برسد بصورت بيماری در جسم فيزيکی نمايان می¬گردد.
انديشه انسان يکی از عوامل مهم و اثر گذار بر هاله و سطح انرژی¬های آن می¬باشد به اين ترتيب که انديشه های مثبت، مهر آميز، خيرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقيت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژی های آن را بالا میبرد و از نظر کمی نيز میتواند هاله انسان را بزرگتر نمايد.
برعکس انديشه¬های منفی، بدبينیها، احساس تنفر از خود و ديگران، حسادت، خشم و هر گونه انديشه حقير و سُست بر هاله اثر تخريبی میگذارد و سطح انرژیهای آن را بشدت کاهش میدهد و انرژی زيادی از انسان می¬گيرد. بنابراين لازم است تا انسان وجود خود را از اين انديشه¬ها و احساسات منفی که مانع رشد و شکوفايی استعدادهای او میشود دور نگه دارد.
انجام عبادات و اعمال مذهبی مطابق با اعتقادات و نيز رعايت اصول صحيح انجام آن يکی ديگر از عوامل مهم و تاثير گذار بر افزايش سطح انرژیهای هاله می¬باشد.
ريکی و تمرينات آن يکی از ابزارهای موثر و قدرتمند برای محفوظ بودن از اين گونه انديشه و جايگزين کردن آنها با انديشههای مثبت میباشد. ريکی يک راه مهم و ساده برای تاثير گذاری بر هاله و چاکراها می¬باشد زيرا ريکی ابتدا بر سيستم انرژی و هاله تاثير می¬گذارد و با بهبود وضعيت سيستم انرژی، اثرات آن بر جسم و ذهن نيز نمايان میگردد.
تامين انرژی مورد نياز ابعاد مختلف وجود انسان بخصوص ابعاد ماورايی، برقراری ارتباط درونی بين ابعاد مختلف وجود انسان و همچنين ايجاد ارتباط بين انسان و جهان از وظايف هاله نورانی انسان میباشد.
انرژی¬های هاله با نامهای مختلفی از جمله «چی» يا« شی» در چين، «پرانا» در هند، «کی» در ژاپن ناميده می¬شود. «کی» يکی از دو بخش انرژی ريکی (ری _ کی) است. يکی از ويژگيهای ريکی اين است که همزمان بر تمام سطوح انرژیهای انسان تاثير میگذارد و همه ابعاد وجودی انسان را متعادل میکند.

ادراکات فراحسی

همه چیز در مورد ادراکات فراحسی

محركهاي فراحسي مجموعه‌اي از محركهاي متافيزيكي هستند كه گيرنده‌هاي متافيزيكي را در ابعاد غير فيزيكي انسان تحريك نموده، منجر به بروز ادراكات فراحسي مي‌شوند.

ادراكات فراحسي به معني دريافت تحريكات ماورائي بوسيلة گيرنده‌هايي غير از حواس پنج‌گانه ظاهري مي‌باشد. محركهاي حسي، مجموعه‌اي از محركهاي فيزيكي مي‌باشند كه گيرنده‌هاي فيزيكي را در حواس پنج‌گانه ظاهري تحريك مي‌كند و منجر به بروز ادراكات حسي مي‌شوند.

انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكيل شده است. جسم در دنياي فيزيكي زندگي مي‌كند و بوسيلة يك سري گيرنده‌هايي ادراكات محيط فيزيكي را دريافت مي‌كند و با آن در ارتباط است. حواس پنج‌گانه (بينايي، شنوايي، بويايي، لامسه و چشايي) مسؤول ارتباط با محيط طبيعي مي‌باشند. هر يك از اين حواس در محدودة خاصي قدرت عمل دارند و در طيف بالاتر يا پايين‌تر از اين محدودة مشخص قادر به فعاليت نمي‌باشند. براي مثال فقط انواري براي چشم انسان قابل رؤيت است كه در محدودة طيف مرئي رنگها (قرمز تا بنفش) باشد، يعني امواج مادون قرمز و فرابنفش براي انسان قابل رؤيت نمي‌باشد. در واقع چشم فقط نوري را مي‌بيند كه طول موج و فركانس آن با قدرت گيرنده‌هاي چشم تطابق داشته باشد. در شنوايي نيز گوش انسان يك ارتعاش مشخص و محدود را دريافت مي‌كند و اگر ارتعاش صوت كمتر يا بيشتر از حد معمول باشد دريافت نمي‌شود. به عبارت ديگر گوش انسان اصوات بسيار بلند و بسيار كوتاه را نمي‌شنود. اين در حالي است كه گيرنده‌هاي فراحسي كه در ابعاد غيرفيزيكي وجود انسان قرار دارند، قادر به دريافت محركهاي خارج از اين محدوده‌ها هستند.

ادراکات فراحسی

ادراکات فراحسی

در ادراكات فراحسي چند مقولة مهم شامل تله‌پاتي، سايكومتري، آينده نگري، سايكوكنسيس و روشن‌بيني مورد توجه است. اين مقولات بخشي از توانايي‌هاي خارق‌العادة تمام انسانها است، در اصل جزء توانهاي فردي هر شخص بوده، در همة افراد امكان توسعه و پرورش آن وجود دارد. البته هر انسان آگاه بايد قبل از اقدام براي توسعة اين توانها، هدف خود را از اين كار مشخص و ترسيم نمايد. چرا كه هدايت اين نيروها در مسير الهي موجب قرب انسان به اللـه مي‌گردد و بهره گيري از آنها در امور مادي و غير الهي موجب دوري انسان از خداوند و رفتن به سمت گمراهي و تباهي مي‌شود. (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا…)

تله‌پاتي از لحاظ لغوي به معني“آنچه از دور احساس مي‌شود” است و در معني مصطلح در متافيزيك، ايجاد ارتباط از طريق افكار و بدون استفاده از ابزار و حواس پنج‌گانه و كلام است. تله‌پاتي در معني فراروانشناسي عبارت از استعداد و قدرت ارسال پيام يا تصوير ذهني به ديگران بدون استفاده از حواس معمولي مي‌باشد. در زمانهاي بسيار دور بين انسانها تله‌پاتي به عنوان يك ابزار معمول در ايجاد ارتباط بوده است ولي به تدريج به دست فراموشي سپرده شده است. انسانهاي عصر جديد هر چند كه بالقوه داراي اين استعداد مي‌باشند ولي قادر به استفاده كردن از آن نيستند. دانشمندان اثبات كرده‌اند كه تله‌پاتي، بين برخي جانوران و انواعي از گياهان نيز وجود دارد.

سايكومتري يا روان نگري به معني توانايي تشخيص و تعبير روان اشياء مي‌باشد. فراروانشناسان اعتقاد دارند كه اشياء و موجودات زنده در طي سالهاي حياط خود، اطلاعاتي را در هالة نوراني خود ذخيره مي‌كنند كه از طريق سايكومتري مي‌توان به اين اطلاعات دست يافت. اين اطلاعات به دو دسته موروثي و اكتسابي تقسيم مي‌شوند، اطلاعات موروثي در هالة اشياء مربوط به قبل از مقارنت با انسان است و اطلاعات اكتسابي در حين مجاورت با انسان به هالة اشياء منتقل مي‌گردد.

آينده نگري شامل كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده مي‌باشد كه به احتمال قوي از لحاظ شرعي اشكال دارد (در برخي منابع مجاز و در برخي ديگر تحريم شده است). آينده نگري به نسبت ساير مقولات مشابه، بيشتر با اوهام و خرافات آميخته شده است، ولي از ديد برخي دانشمندان فراروانشناسي و متافيزيسين‌ها يك واقعيت علمي مي‌باشد. مداركي نيز جهت اثبات تجربي اين مقوله موجود است. البته شكي در اين نيست كه خداوند عليم برخي از اطلاعات را كه صلاح بداند از آينده و يا از عالم غيب به دل بندگان صالح خود الهام مي‌كند.

سايكوكنسيس عبارت از حركات اجسام در اثر نيروهاي روان مي‌باشد، تله‌كنسيس به معني حركت اشياء از فاصلة دور و بدون دخالت نيروهاي فيزيكي است. اين پديده‌ها هر چند عملي است ولي بسيار مشكل است و به تمرينات فراوان نياز دارد. صرف دست يافتن به اين توانايي‌ها از لحاظ معنوي و روحاني ارزش چنداني ندارد، پس بهتر آن است كه انسان بجاي اتلاف وقت در راه دست يابي به اين مقولات، اوقات خود را صرف خودشناسي و خودسازي نمايد.

کالبد انسانی

آشنایی با ۷ کالبد انسانی

در این قسمت می خواهیم به شرح ۷ کالبد انسانی ، بپردازیم با ما همراه باشید .
انسان موجودی شگفت انگیز است. انسان تنها دارای یک بعد و یک بدن نیست پس تنها دارای حواس پنجگانه نیست. انسان دارای طبیعت درون و احساسات متعالی است.
وقتی چیزی را با قلب خود احساس می کنید این خارج از حواس پنجگانه است یا وقتی شما به موضوعی فکر می کنید از بعد فیزیکی استفاده نکرده اید.کالبد های بدن:
دوستان عزیز حتما درباره کالبد های بدن شنیدید، متاسفانه افراد سودجو (حالا میخواین اسمشونو فراماسون، شیطان پرست، بودایست ها و …. می خواهید بگذارید.) درباره این کالبد ها مطلب گذاشته و با روش های شیطانی آنها را قاطی کردند خب حالا چرا ما نیایم این مطالب را بگذاریم و اصلیت و حقیقت را نشان ندهیم؟ و روش های درست استفاده کردن از آنها را آموزش ندهیم؟؟؟ برای مثال با یک چاقو می توان سبب خیر شد و یا سبب شر!!! بیایید روش های صحیح را آموزش دهیم و اطلاع رسانی کنیم.
بدن انسان از هفت کالبد تشکیل شده است. شاید شنیدن این جمله برای مان عجیب به نظر برسد ولی با تمرین و احساس کردن کالبدها حضور واقعی آنها را می توان درک کرد.
اولین کالبدی که ما می شناسیم همین کالبد جسمانی است که دائماً با آن سر و کار داریم و آن را لمس می کنیم ولی مطمئناً تعجب خواهید کرد اگر بگوئیم ما حتی از این کالبد خود اطلاع زیادی در دست نداریم. با مجموعه مقالاتی که در ادامه خواهید خواند کم کم کالبد جسمانی و کالبدهای دیگر خود را خواهید شناخت.بر اساس علوم مشرق زمین ۷ کالبد به ترتیب از این قرارند:

کالبد اول : کالبد فیزیکی

کالبد دوم : کالبد اثیری

کالبد سوم : کالبد علّی

کالبد انسانی

کالبد انسانی

کالبد چهارم : کالبد ذهنی _ این کالبد یک زیرمجموعه دارد به نام کالبد فوق ذهنی که در آتی بطور مفصل شرح داده خواهد شد و لی همین قدر بدانید که تمام اعمال خارق العاده ای که از انسان سر میزند به این کالبد مربوط میشود.

کالبد پنجم : کالبد روحانی

کالبد ششم : کالبد کیهانی

کالبد هفتم : کالبد نیروانی

هر کدام از این کالبدها با یکی از چاکراهای بدن در ارتباط است و اطلاعات خود را از طریق چاکرا به دست می آورد و از طرفی انرژی خود را به وسیله چاکرا به محیط اطراف می دهد.

بسیاری از اعمال و رفتار و گفتار ما تحت کنترل این کالبدها انجام می شود که در زندگی روزمره بطور ناخودآگاه از ما سر میزند. با شناخت این کالبدها و تأثیرات آن ها می توان رفتار خود را تحت کنترل گرفت و از آن مهمتر با دقت بر آنها خودمان را بهتر می شناسیم.

کالبدها در واقع ارتعاشاتی از انرژی هستند با فرکانس های مختلف. و هر کدام از این محدوده های فرکانسی می تواند رنگی خاص ایجاد کند که مجموعه این رنگ ها با یکدیگر رنگ زمینه هاله شخص را رقم می زند. هر گونه تغییرات احساسی یا افکاری در اشخاص باعث تغییر رنگ در هاله می شود.

مجموعه این ارتعاشات باعث میشود که امواجی خاص در اطراف فرد ایجاد شود. یکی از دلایل جذب افراد به یکدیگر یا دفع آنها همین موضوع است. آیا تا حالا تجربه کرده اید که فردی در همان برخورد اول برایتان بسیار دلنشین است ( البته بدون در نظر گرفتن جذابیت های ظاهری و ساختگی) یا برعکس با دیدن شخصی حالت انزجار به شما دست بدهد. این مثال ها و مثال های فراوان دیگر به همین موضوع میدان انرژی افراد بستگی دارد.

با توجه به اهمیت موضوع چه خوب است به خودمان از این دید توجه کنیم. بطور کلی افرادی که به معنویات گرایش دارند انرژی آنها آرامش بخش است و از تنش های روزمره به دور است. این افراد مهربان و خیراندیش هستند و شما را به سخنان و رفتارهایشان به سمت خدا گرایش می دهند و از اعمال ناشایست انسانی دور می کنند.

بعد ملکوتی
,

بعد ملکوتی و ماورایی…

جهان هستی از بخش‌های مختلف تشكیل شده است، این بخش‌ها از مُلك شروع شده، به ملكوت می‌رود و تا سایر بخش‌های بالاتر ادامه می‌یابد. مُلك اولین و پایین‌ترین بخش جهان بوده، همین فناكدهٔ خاك است كه اكنون به اقتضای حكمت‌الهی، گونه‌های مختلف مخلوقات از جمله جمادات، نباتات، حیوانات و انسان در آن زیست می‌كنند. موجودات عالم مُلك، فیزیكی بوده، از انرژی و ماده حاصل شده‌اند، لذا دارای محدودیت‌های فراوان می‌باشند.
بزرگان وادی معرفت اعتقاد دارند كه هر چیزی كه در مُلك است، وجهی نیز در ملكوت دارد، هر مخلوق كه در عالم خاك است، چهره‌ای نیز در عالم افلاك دارد، هر موجود كه در عالم فیزیك است، بُعدی نیز در عالم متافیزیك دارد. این واقعیتی است كه از طریق علم و دانش نیز اثبات شده است؛ همچنین تمام استادان علوم ماورایی بر آن اتفاق نظر دارند؛ اینكه چرا خداوند تبارك و تعالی موجودات را اینگونه دو وجهی آفریده است، به یقین دارای حكمت فراوان می‌باشد، كه از درك محدود خاك نشینان خارج است.
اما آنچه مسلم است، اینكه آشنا شدن با ملكوت مخلوقات و موجودات دارای منافع و محاسن معرفتی فراوان است. به‌عبارت دیگر دركِ وجه ماورایی افكار و فهم‌ِ فرآیند فرازیستی اَعمال، می‌تواند باعث افزایش سطح شناخت گردد، شناختی كه شاید از جمله اهداف خلقت انسان باشد و دارای درجات و مراتب مختلف می‌باشد. به هر صورت افزایش سطح شناخت و آگاهی سبب می‌شود، فهم بسیاری از مسائل و امور تسریع و تسهیل گردد. پس آشنا شدن با بُعد ملكوتی انسان، وجه ماورایی افكار و اعمال او، چهرهٔ آسمانی رفتار و نمود فراحسی گفتارش، بسیار حائز اهمیت است.
از این مباحث مهم می‌توان نتیجه گرفت كه اعمال معروف انسان دارای بعد ملكوتی‌ِمثبت و اعمال منكر او دارای وجه ماورایی منفی است. این ابعاد مثبت و منفی در شكل و صورت خاص خود در عالم ملكوت مجسم می‌گردد، كه در حال حاضر برای ما قابل درك نمی‌باشد. اگر بزرگان، استادان، علما، عرفا و دانشمندان، بُعد ملكوتی و وجه ماورایی انسان و اعمالش را معرفی كنند، تشریح كنند كه چهرهٔ واقعی معروفات و منكرات انسان چیست و چگونه خواهد شد؟ در این صورت انسان برای انجام معروفات و ترك منكرات حریص خواهد گردید.
در این فرضیه، چندین نكتهٔ ظریف نهفته است، اول آنكه انجام این كار بسیار سخت و دشوار است و فقط از عهدهٔ متخصصین برمی‌آید. بدون شك این كار به آگاهان كار آزموده، روشن بینان فهیم و معرفت اندوختگان با تجربه احتیاج دارد و از توان هر آنكس كه چهره برافروخته است خارج می‌‌باشد.
نكتهٔ دوم آنكه تشریح ابعاد ملكوتی پدیده‌ها برای عموم مردم لازم و ضروری نیست، كه اگر بود خالق علیم خود به گونه‌ای آن را به‌صورت عام در اختیار همگان قرار می‌داد. حتماً پنهان بودن وجه ماورایی مخلوقات از دید عموم دارای حكمت‌های زیادی است.
نكتهٔ سوم آنكه در جامعهٔ جهانی امروز، علی‌رغم تمام پیشرفت‌های علمی و صنعتی و توسعهٔ همه جانبهٔ دانش، بیشتر انسانها فاقد ظرفیت لازم برای دریافت و پذیرش این مقولات می‌باشند، لذا باید این موارد را به‌صورت بسیار سطحی و ابتدایی، با زبان ساده و قدم به قدم بیان نمود، آن هم فقط در حد ضرورت و همراه با ایجاد ظرفیت لازم در مخاطبین، البته این امر نیز بسیار دشوار و ظریف است و فقط در حد توان بزرگان و علما است.
با اوصاف فوق، شاید به نظر برسد كه عملیاتی كردن موارد مذكور غیرممكن و غیرلازم است. در پاسخ این شبهه باید گفت كه برعكس، هم ممكن و هم لازم است.
انسان در ابتدای خلقت، ارتباط بسیار نزدیك و تنگاتنگی با بُعد ملكوتی خویش داشت، ولی به‌تدریج با گذر زمان، به دلایل متعدد این ارتباط كاهش یافت و به‌جای آن ارتباط انسان با دانش ملكوتی افزایش یافت. در نتیجه از حالت ماورایی انسان ظاهراً كاسته و به مغزگرایی او افزوده شد. در واقع انسان اولیه می‌توانست بسیاری از امور مهم را از درون و با دل درك كند، ولی امروزه نیاز دارد كه این امور مهم را از طریق استدلال و با مغز بفهمد. لذا انسان به سمتی رفت كه از طرفی چیز‌هایی كه با حواس فیزیكی قابل احساس است را بیشتر بپذیرد و باور كند، از طرف دیگر كمتر به پذیرش امور فرافیزیكی تن دهد، دشمنان جهانیِ معنویت نیز از این مطلب حداكثر سوء استفاده را نموده، به آن دامن زدند. آنان معنویت را در دستهٔ دوم معرفی كرده‌اند و بدین صورت سعی در دور كردن جامعهٔ جهانی از معنویت نموده‌اند.
دشمنان بشریت در این حربه تا آنجا پیش رفته‌اند كه بگویند یك پدیده یا علمی است و یا مذهبی. بدین ترتیب علم را در مقابل مذهب قرار داده، به‌عبارت دیگر مدعی هستند كه مذهب یك پدیدهٔ غیرعلمی است. همراه با ترویج جهانی این اعتقاد نادرست، ذهن دانش‌آموزان و دانشجویان را به گونه‌ای دست‌خوش بازی كردند كه فقط باید چیزهای علمی را پذیرفت، آن هم با تعریفی كه خود از علم و مذهب ارائه كرده‌اند. ماحصل تمام این تلاش‌ها به سمتی رفت كه جامعهٔ جهانی در یك برهه از زمان تا آنجا كه می‌توانست از معنویت فاصله گرفت، هر چند كه این امر دوام نخواهد داشت و همین جامعهٔ جهانی در آیندهٔ نه‌چندان دور، دوباره به سمت معنویت خواهد آمد.
با این اوصاف آیا سكوت و بی‌تفاوتی جایز است؟ آیا لازم نیست كه عده‌ای آگاه به تشریح و تبیین این مسائل پرداخته، از آن بهره‌های مثبت ببرند؟ آیا نمی‌توان از همین موارد حسن استفاده را برای ترویج معروفات و عدم ترویج منكرات نمود؟ آیا نمی‌توان ذهن كاوشگر جوانان را به‌وسیلهٔ این مقولات، با باطن معروفات و منكرات آشنا نمود؟ آیا نمی‌توان از این طریق بسیاری از توطئه‌های جهانی را برای ترویج منكرات و منع معروفات خنثی نمود؟

مثلث برمودا

دانستنی هایی در مورد مثلث برمودا…

مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست ، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی ( و شاید هم دایره‌ای بزرگ ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است .

رأس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است . طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است ، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند . در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود . « وینسنت گادیس » که مثلث برمودا را نام گذاری کرده ، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند :« یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتوریکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد . »

این محل فتنه انگیز و تقریباً باور نکردنی ، اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است . مثلث برمودا نامش را در نتیجه‌ی ناپدید شدن شش هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آن ها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد .

پنج فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای مأموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه‌ مثلث ،‌ پرواز می‌کردند که با ارسال پیام های عجیبی در خواست کمک کردند .

هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند .

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدند که تماس رادیویی خود را با ایستگاه های مبدأ‌ و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیام های غیر عادی مخابره کرده اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی د‌ستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آب ها که تا لحظاتی قبل آرام بوده اند ؛ بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع . این پبام ها رفته رفته ضعیف تر و غیر قابل تشخیص تر شده و یا سریعاً قطع شده اند . دقیقاً مثل این که چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده ،‌ در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده اند. در برخی موارد ، گزارش ها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح رویت شده است .
همچنین توده‌ی سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است .

در مواردی هم گزارش شده که نقطه‌ی تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند .

در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاه ها و سایر ابزارهای قایق های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع به کار کرده اند .

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید .
« خطری همانند یک خنجر هم اکنون…به سرعت می‌آید…ما نمی‌توانیم فرار کنیم… »
در هر حال بدون این که مشخص شود منظور از گفتن کلمه‌ی خنجر چه بوده است…
حادثه ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است . این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه‌ی رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت . هواپیما بدون هیچ واقعه ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند ؛ زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد ، هیچ اتفاق غیر عادی نیافتاده بود .

جالب این که ساعت های همه‌ی آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب تر بود . در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود نداشت .

چندی پیش یک دانشمند ژئوفیزیک ساکن شهر وارونژ روسیه مدعی کشف یک علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد .
« ولادیسلاو بوکریف » ، در این زمینه گفت :

« ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است . یکی از شعبه های جریانات گرم گلف استریم ، با گردش در جهت عقربه های ساعت در منطقه‌ی دریای سارگاسو ، روی می‌دهد . این حرکت به یاد آورنده‌ی پرتاپ کننده دیسک است که در آغاز خود می‌چرخد و تنها در لحظه‌ ای که بالاترین سرعت زاویه ای را به دست آورد ، دیسک را به جلو پرتاب می‌کند . »

به نظر وی وجود میکرو و ماکرو گودال هایی در این منطقه ، مولد آشفتگی های جاذبه ای و مغناطیسی می‌باشد که در نتیجه‌ی آن دستگاه ها از کار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‌کند که گاهی مرگبار است.

وی می‌گوید : « چون در این منطقه ، گردش آب در جهت عقربه های ساعت است ، برمودا همانند گرداب ، اشیاء را به سمت خود می‌کشد . یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مرکز زمین است . برمودا برای وسایط نقلیه‌ی هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناک است . در این فاز ، ابتدا گدال های آبی و پس از آن گدال های هوایی پدیدار می‌شوند . این وضعیت همانند فنجانی است که به طور ناگهانی انتهای آن را باز کنند . آب به سمت شکاف حرکت می‌کند و حرکتی گردشی به خود می‌گیرد و در امتداد خود ، جریان هوا را می‌راند . »

این دانشمند ژئوفیزیک روسیه می‌افزاید : « با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشکیل جریانات ،‌ می‌توان روشی را ایجاد کرد که وقوع حادثه را در این مثلث نا آرام ، همچنین در سایر نقاط خطرناک جهان هشدار دهد . »

فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی

نظر متافیزیک در مورد وضو و نماز…

” مشاهده شد که انجام عمل وضو بطور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند . اما نکته جالب آن است که در این عمل , میزان افزایش در چاکراهای پایینی بسیار بیشتر از چاکراهای بالاییی است . یعنی اگر چاکراهای بالایی تا ۵/۱ برابر بزرگتر شده اند , چاکراهای پایینی ( قاعده ای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند .

در اینجا لازم می دانم که مطالبی را از کتاب انرژی درمانی (چو-آ-کوک سویی ) که مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشند بدلیل جالب و علمی بودن عینا” ذکر کنم
و ایشان می نویسند که : ” در ادامه رعایت چنین آدابی است که تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسی انرژیکی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودن کانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاکراهای وی , باعث می شود تا انرژی الهی به میزان بیشتری جذب و درک شود و بطور کلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشتر فراهم  شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یا دعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه که از آن قرائت یا دعا قرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. “.

هنگامی که نیت بر عمل وضو صورت می گیرد (ولو در ذهن ) “ریسمان روحی” –(که توسط روشن بینان   دربالای سر هر انسان  مشاهده شده و در افراد معمولی به نازکی تار عنکبوت است ولی در افراد پیشرفته روحی تا یک سانتیمتر می تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر می شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاکرا (چاکرای هفتم ) است و همانطور که می دانیم این چاکرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاکراهاست. در ادامه باید گفت که هرچه چاکرای ساهاسرارا بیشتر باز باشد  میزان گره ها و قفلهای شش چاکرای باقی مانده باز شده  و انرژی هایشان با بالاترین فرکانسهای ممکن ساطع می گردد. به محض اینکه چاکرای تاج کاملا” آگاه شود , کار جذب انرژی کیهانی اش به پایان می رسد و شروع می کند به تشعشعات انرژی بر طبق آکورد خودش.واین است آن رمزی که می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفکر به نیکیها و داشتن نیت پاک هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد.  که با قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژی الهی) .

حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن قابلیت جذب و نگهداری میزان زیادی انرژی  را در خود دارد . انرژی های اضافی که ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو می گیریم و با اینکار سه با ر پاکسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفی در پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن از سایر جاها بیشتر است.

با دست کشیدن روی فکها بر چاکرای فرعی فک تاثیر می کنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی در خود ذخیره سازد .حال چرا از آب سرد بجای گرم استفاده کنیم بهتر است علت آن این است که آب سرد قابلیت جذب انرژی بیشتری دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدلیل فاصله بیشتر بین ملکولی, خود حاوی مقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد).

فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی

فلسفه وضو و نماز از دید متافیزیکی

در مرحله بعد با هر دست روی دست دیگرآب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت که اصلی ترین کانال انرژی بدن , در اصطلاح “سوشومنا” می باشد که این کانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو کانال فرعی تقسیم می گردد که در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این کانال اصلی, در ناحیه خاجی به دو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این کانال اصلی , کانالهای فرعی دیگری موجود است که هر کدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جای سوشومنا مخروط مانندهای کوچک و بزرگی وجود دارد که دایما” در حال چرخش هستند(چاکراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می کشیم تا انتهای انگشتان, با این کار انرژی های منفی از این کانال فرعی زدوده می شود .حرکت روبه جلو باعث تحریک این نادی و تخلیه شدید انرژی راکد و منفی در آن می گردد . لمس کردن تا کف دست و نوک انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند که انرژی های منفی را مشایعت می کنیم تا کاملا” خارج گردد. با این عمل هم چاکراهای کف دست بدلیل لمس سریع فعال می شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد . در توضیح تبادل دو دست باید گفت که در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود :

۱-یانگ : بمعنی “روشنایی خورشید”(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت , درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایر ارقام یانگ نیز طاق هستند.

۲-این : بمعنی “فقدان روشنایی ”  و به معنی سایه , تاریکی است (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه  , عدم فعالیت , کدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند.

۳-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریکی , گرما و سرما , خشکی و رطوبت می باشد. این قانون جوهر و چکیده عالم است.

در واقع با اتصال دست چپ وراست به یکدیگر بین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد .

مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسرارا چاکرا  تحریک می گردد . قبلا” در مورد تحریک آن وتاثیرات آن در سطور پیشین توضیح داده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمکره های چپ و راست بدن کند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمکره راست) و نیز در تفکر و منطق متعادل گردد.

مرحله بعدی مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اینکه نیمه بالایی بدن با نیمه پایینی تبادل انرژی می کند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد.

تاثیر دوم آن تحریک چاکراهای کف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . به این طریق , یعنی با تداوم وضو در کارها , چاکراهای پاها همواره تقویت شده و لذا همواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادهاراچاکرا و شوادهیستاناچاکرا (چاکرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد کمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحکام و قوت درونی می گردد. فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی کرده, همواره شاکر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چراکه این چاکرا اساس نیروی حیات تمام چاکراهای بالاتر را شکل می دهد و سرچشمه نیروی حیات است. در این چاکرا منبع لایزال انرژی کندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا و پینگالا که سه کانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاکرا شروع می شوند.

حس ششم

“حس ششم / درون هدایتگر” چیست؟

حس ششم  یا درک ماواری طبیع حسی است  که فرد به کمک حسی که وابسته به هیچ یک از حواس پنجگانه فیزیکی نیست و از طریق ذهن دریافت اطلاعات داشته باشد.

نام این پدیده را چه الهام و پیش آگاهی دل بگذاریم، چه حس ششم و یا هر چیز دیگری، همه ما احتمالاً دست كم یك بار آن را تجربه كرده ایم. البته اغلب اوقات وقتی چیزی به اصطلاح “به دل كسی برات” می شود، بعد معلوم می شود كه پیش بینی آن فرد اشتباه بوده است. مثل مسافران هواپیماهایی كه به هنگام نقص فنی به دلشان برات شده كه هواپیما سقوط كرده و آنها كشته خواهند شد، اما چنین نشده است. اما گاهی به نظر می رسد كه این گونه پیش آگاهی ها و الهامات قلبی به واقع درست است .

تحقیقات جدید در زمینه كاركرد مغز نشان می دهد بخشی از مغز انسان همچون حس ششم فعالیت می كند و قادر است به طور ناخودآگاه خطرات اطراف را تشخیص دهد.
محققان دریافتند ؛بخشی از قشر جلویی مغز موسوم به ACC قادر است ریزترین تغییرات در محیط اطراف انسان را تشخیص دهد و انسان را نسبت به خطری كه وی را تهدید می كند، آگاه سازد.
بخش ACC بدون اینكه خود انسان آگاه باشد، اطلاعات و تغییرات محیط اطراف را به دقت در نظر دارد و كوچكترین تغییرات را تشخیص می دهد و به انسان خبر می دهد.
محققان با توجه به نحوه فعالیت این بخش، آن را نوعی حس ششم خوانده اند كه در مغز قرار دارد.

مطالعات پیشین نشان می دادند كه به هنگام تصمیم گیریهای دشوار و یا پس از اینكه انسان اشتباهی مرتكب می شود، فعالیت بخش ACC كه در جلوی مغز قرار دارد، افزایش می یابد.
اما مطالعات جدید نشان می دهد ACC همانند یك سیستم هشدار دهنده اولیه فعالیت می كند و می تواند قبل از اینكه رفتار افراد به نتیجه منفی ای منجر شود، به آنان نسبت به اشتباهی كه در راه است، هشدار دهد. در نتیجه افراد می توانند با هوشیاری بیشتر از بروز یك تصمیم یا فعالیت اشتباه جلوگیری كنند.

البته برخی معتقدند قدرتهای روحی و ادراكات فراحسی نیز یكی از ده پدیده ای است كه در حال حاضر توجیه علمی ندارد. خیلی ها اعتقاد دارند كه الهام و پیش آگاهی دل نوعی قدرت روحی است. منظور ما دست یافتن به دانشی مرموز و یا ویژه در مورد جهان و یا آینده است. محققان افرادیرا كه مدعی داشتن قدرتهای روحی هستند مورد آزمایش قرار داده اند. اما نتایج به دست آمده تحت شرایط علمی كنترل شده تا كنون منفی و مبهم بوده است. برخی استدلال كرده اند كه قدرتهای روحی را نمیتوان در بوته آزمایشات علمی قرار داد و یا اینكه این قدرتها در حضور افراد ناباور و یا دانشمند كاهش مییابد. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد، علم در وضعیت كنونی، هرگز قادر به اثبات و یا نفی وجود قدرتهای روحی نخواهد بود.

البته در رشته روانشناسی از سال ۱۹۵۱ با آزمایشات دكتر راین، گرایش یا شاخه جدیدی در برخی از دانشگاه ها دایر شد تحت عنوان فرا روانشناسی Para Psychology كه به بررسی علمی دیده های غیر متعارف روان شناختی، تحت عنوان ادراكات فوق حسی( Extra Sensory Perception ) یا مخفف ESP میپردازد. این پدیده ها در دو طبقه زیر تقسیم می شوند :

۱٫  ادراکات فوق حسی

الف: تله پاتی( Telepathy) فكر خوانی و انتقال فكر به دیگران

ب: روشن بینی یا غیبگویی (Clairvoyance ) : دیدن یا ادراك اشیاء و رویدادها بدون دیدن آنها مثل اینكه شخص تعداد و نوع شكل های هندسی داخل یك پاكت مهر و موم شده را بگوید، یا از راه دور اطلاعاتی درباره وضع و افراد خانه شخصی دیگری بدهد.

ج: پیشگویی و آینده بینی ( Precognition) : ادراك و حس كردن اتفاقات در آینده

۲٫  حركت روانی اشیاء( Psychokinesis ) :
حركت روانی و اثر گذاری از راه دور به روی اشیاء ( Psychokinesis ) در مورد تاثیر گذاری ذهن بر ماده و امواج و انرژی ساطع شده از مغز، دستها یا اندام های دیگر و به حركت در آوردن اشیاء گزارشات متعددی دریافت شده است. به طور نمونه خانم نی نل كولاگیتا در روسیه بارها در مقابل چشم های افراد و محققان توانسته است به كمك امواج و انرژی دستهای خود، از فاصله جعبههای كبریت را جابه جا كند و اشیا را به حركت در آورد و یا آزمایشات بسیاری به روی كامنسكی و نیكلایف در روسیه انجام شده است این افراد دارای قدرت فوق روانی، توانسته اند با انرژی و امواج خود لامپی را روشن و خاموش كنند و یا فرد مقابل را دچار گیجی و سردرد نمایند.

اسرار عدد هفت

اسرارآمیز و مقدس بودن عدد هفت

بسیاری از فرهنگ‌ها و تمدن‌های قدیم و جدید، برای عدد هفت احترامی بیش از سایر اعداد قائلند. ایام هفتگانه هفته در نظر بنی اسرائیل، طبقات آسمان و زمین در نظر مردم قدیم بابل، هفت بار زنده شدن انسان در مذهب برهما، هفت قدم همراهی عروس و داماد در هند، هفت فرشته مقرب زرتشتیان، هفت نر و ماده در تورات، هفت روح پلید و هفت گناه کبیره مسیحیت، طبقات هفتگانه آسمان دراسلام، هفت گاو لاغر و هفت گاو فربه در روایت حضرت یوسف در قرآن، قراء سبع (هفتگانه)، قرارگرفتن هفت قسمت بدن در سجده نماز مسلمانان بر زمین، هفت وادی سلوک در تصوف، هفت انسان نقش شده در بالای درب آرامگاه داریوش هخامنشی، هفت خوان رستم در شاهنامه، پله‌های هفتگانه آرامگاه کورش کبیر در پاسارگاد همگی از همین نمونه‌اند.

هفت، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.

هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته هفت روز دارد، هفت حسن خداداد، هفت گناه کبیره، هفت مرحله در زندگی انسان، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند.

تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند:

هفت طبقه بهشت:
بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند. این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که حضرت محمد(ص) در شب معراج خود سوار بر “براق” آنها را طی نموده است.

هفت گناه کبیره:
هفت گناه کبیره، گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند. این گناهان عبارتند از : تکبر، طمعکاری، شهوت –در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی، حسادت، شکم پرستی که معمولا مستی بیش ازحد نیز در آن منظور میشود و تنبلی. هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده است.

هفت کلمه آخر:
هفت کلمه آخر، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد. این کلمات از این قرارند: ” خدای من، چرا مرا به خود واگذاشتی؟”

هفت علم انسانی (علوم سبعه):
طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود. به نظر میرسد که نام “علوم انسانی” برگرفته از رساله “سیاست” ارسطو باشد که در آن از “شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است”، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است، سخن گفته است. این علوم عبارتند از علوم سه گانه : دستور زبان (ادبیات)، علم بیان و دیالکتیک (مباحثه و مکالمه) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند: حساب، هندسه، موسیقی و نجوم.

اسرار عدد هفت

اسرار عدد هفت

عجایب هفتگانه طبیعی:
کوه اورست در مرز نپال و چین، آبشار ویکتوریا در آفریقا، گرند کنیون Grand Canyonآمریکا، ساحل مرجان بزرگ استرالیا، سپیده دم شمالی قطب شمال، آتشفشان پاریکوتین Paricutinدر مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل

هفت مرد فرزانه:
نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از: سولون قانون گذار یونانی، تالس فیلسوف اهل میلتوس، پیتاکوس فرمانده نظامی اهل میتیلن، کلئوبولوس فیلسوف اهل رودس، شیلون اسپارتی از ناظران شاه، بیاس فرزانه ترین هفت فرزانه، اهل پری ین و پریاندر حاکم مستبد کورنتی.

هفت دریا:
شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند.

هفت حس:
بر اساس تعلیمات باستانی، روح انسان یا “بدن مقدس درون” او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند. آتش موجب زندگی، خاک به وجود آورنده توانایی احساس کردن، آب موجب قدرت بیان، هوا حس چشایی، مه موجد حس بینایی، گلها به وجود آورنده حس شنوایی و باد جنوب به وجود آورنده حس بویایی هستند.

هفتمین پسر از هفتمین پسر:

همانطور که گفتیم، هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود. او پیشگو است و میتواند طلسمهای قدرتمندی را اجرا کند و میتواند با نهادن دست خود بر بدن افراد رنجور، آنان را شفا دهد.

عجایب هفتگانه قرون وسطی:
۱) آمفی تئاتر روم، ۲) کاتاکومبهای (سرداب) اسکندریه، مصر ۳) دیوار بزرگ چین ۴) استون هنج در ویلتشایر انگلستان ۵) برج کج پیزا ۶) برج چینی (از جنس چینی) نانکینگ، چین ۷) مسجد ایا صوفیه در استانبول