متافیزیک،انرژی درمانی، استاد متافیزیک،چشم سوم،مدیتیشن,مراقبه،هاله،هیپنوتیزم،انرژی مثبت،انرژی منفی،خلسه،خدا،فرشتگان

عکسبرداری از هاله انرژی چه اطلاعاتی را به ما می دهد

انرژی بدن انسان

توضیح کامل درباره انرژی بدن انسان

هاله هاي انرژي با فرکانس مغز و تفکر انسان مرتبط هستند.ما مي توانيم هاله هاي انرژي خود را با متمرکز شدن بر روي شخصي يا محلي هدايت کنيم فقط کافي است به آن شخص فکر کنيم بلافاصله هاله هاي انرژي ما با سرعت نور به سوي آن شخص فرستاده مي شود . هاله هاي انرژي قابل باردار شدن است ؛ اگر تفکر انسان منفي باشد هاله منفي و اگر مثبت باشد هاله مثبت. به اين ترتيب که انديشه هاي مثبت، مهر آميز، خيرخواهانه، سرشار از توانمندي، هوش و خلاقيت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژي هاي آن را بالا ميبرد و از نظر کمي نيز ميتواند هاله انسان را بزرگتر نمايد .
برعکس انديشه هاي منفي، بدبينيها، احساس تنفر از خود و ديگران، حسادت، خشم و هر گونه انديشه بد بر هاله اثر تخريبي ميگذارد و سطح انرژيهاي آن را بشدت کاهش ميدهد و انرژي زيادي از انسان مي گيرد. وقتي در مکاني احساس بدي ميکنيد بدين معناست که آن محل از انرژيهاي منفي اشباع شده است و يا وقتي فردي اين تاثير را روي شما ميگذارد يعني او حامل انرژي منفي است . جالب است که اين انرژي حتي هنگام فکر کردن به کسي ، حرف زدن ، گوش کردن و… به صورت چه مثبت و چه منفي منتقل ميشود .
انجام عبادات و اعمال مذهبي مطابق با اعتقادات و نيز رعايت اصول صحيح انجام آن يکي ديگر از عوامل مهم و تاثير گذار بر افزايش سطح انرژيهاي هاله مي باشد.

سیستم انرژی و بدن‌های لطیف
اغلب انسان‌ها تصور می‌کنند دنیای مادی و بدن فیزیکی و چیزهایی که با ذهن منطقی و حواس فیزیکی قابل تشخیص هستند تنها واقعیت‌های موجودند. به هرحال انسان با چشم حساس می‌تواند انرژی‌های بسیار زیادی را مشاهده کند، انرژی در درون و اطراف بدن فیزیکی جریان، و نیز شکل و رنگ دارد. قانونی در فیزیک حاکم است مبنی بر اینکه در جهان، انرژی هرگز از بین نمی رود، صرفا تبدیل می‌شود. نیروی کار موجود در پس بدن مادی با تمام عملکردها و قابلیت هایش شامل مجموعه ای از انرژی است که بدون آن بدن فیزیکی نمی تواند موجودیت داشته باشد. این سیستم انرژی شامل سه بخش اساسی است:
۱-    بدن‌های لطیف یا بدن‌های انرژی
۲-    چاکراها یا مراکز انرژی
۳-    نادی‌ها یا کانال‌های انرژی
در این سیستم نادی‌ها به منزله شبکه ظریفی از شریان‌ها هستند. اصطلاح نادی (تلفظ Nade-eye) در سانسکریت به معنای نی، رگ یا سیاهرگ است. عملکرد نادی حمل پرانا یا انرژی حیاتی در تمام سیستم انرژی لطیف انسان است. کلمه سانسکریت پرانا می‌تواند به معنای «انرژی مطلق» باشد. در زبان چینی و ژاپنی این انرژی حیاتی جهانی «chi چی» یا «ki کی» یا «gi گی» نامیده می‌شود. نمایانگر چشمه تمام فرم‌های انرژی است، و در امواج مختلف متجلی می‌شود. یکی از این فرم‌ها هواست و تنفس یکی از راه‌هایی است که از راه آن پرانا می‌گیریم.
از آنجایی که چاکراها و بدن‌های انرژی بر یکدیگر تاثیر دارند، خصوصیات و عملکرد این بدن‌ها موضوعاتی هستند که در این بخش به آن می‌پردازیم. هر چاکرا با جزئیات کامل در هفت بخش توضیح داده خواهد شد، هر بخش به یک چاکرا اختصاص دارد.
به طور معمول، چهار بدن انرژی وجود دارد:
۱-    بدن انرژی
۲-    بدن احساس یا اختری
۳-    بدن ذهنی
۴-    بدن روحانی یا سیبی
هریک از این بدن‌ها فرکانس ارتعاشات مخصوص به خود را دارند، بدن اتری که به بدن فیزیکی نزدیک تر است، ارتعاشات پایین ترین فرکانس را دارد. بدن اتری و بدن ذهنی فرکانس بالاتری دارند و بدن روحانی بالاترین فرکانس را.
هریک از این بدن‌ها همانند رقصی از انرژی‌ها هستند یا فرکانس‌های خاص خود. از آنجایی که انسان رو به رشد است فرکانس‌های مربوطه مطابق با رشد افزایش می‌یابد.
آگاهی این بدن‌ها در حد ارتعاشاتشان است. وقتی ارتعاشات آنها بالا می‌رود، انسان را به فرم‌های بالاتری از انرژی حیاتی، احساسی و هوشیاری مجهز می‌کنند.
بدن اتری
بدن اتری از نظر شکل و ابعاد همانند بدن فیزیکی است، و گاهی «جفت اتری» یا «بدن فیزیکی درونی» نامیده می‌شود. عهده دار نیروهایی مثل شکل دادن به بدن فیزیکی، انرژی حیاتی و خلاق و تمام حس‌های فیزیکی است. بدن اتری با هر تناسخی دوباره فرم می‌گیرد و بعد از سه تا پنج روز پس از مرگ فیزیکی تجزیه می‌شود. (در هر تناسخی بدن اتری، ذهنی و روحانی به خروجشان بعد از مرگ ادامه می‌دهند، و دوباره یا فرم جدید بدن فیزیکی یکی می‌شوند، بدن اتری انرژی‌های حیاتی را از راه چاکرای شبکه خورشیدی از خورشید و از راه چاکرای ریشه از خاک می‌گیرد. این انرژی‌ها را نگه می‌دارد و تقویتشان می‌کند و به طور مستمر از راه چاکراها و نادی‌ها به طرف بدن فیزیکی جریان دارد.
این دو فرم انرژی، زندگی متعادلی را برای سلولهای بدن تضمین می‌کنند. وقتی اندام‌های بدن انرژی کافی دریافت کردند بدن اتری انرژی اضافی را از راه چاکراها و منافذ پوست به بیرون می‌فرستد. انرژی که از پوست خارج می‌شود حدود ۲۰ اینچ طول دارد، از این رو کسانی که مهارت در دیدن هاله دارند اولین هاله ای که می‌بینند شکل کلی هاله اتری است. این تشعشعات، بدن فیزیکی را مثل لایه ای محافظ در بر می‌گیرد از ورود میکروب‌های بیماری زا و مواد زیان آور به بدن جلوگیری می‌کنند و همزمان جریان پایداری از انرژی حیاتی را به اطراف ساطع می‌کنند. این ایمنی طبیعی به این معناست که هیچکس اساسا به دلایل خارجی بیمار نمی شود دلایل بیماری همیشه در درون نهفته هستند. بدن اتری و بدن فیزیکی هر دو نسبت به افکار بدن ذهنی به شدت واکنش نشان می‌دهند و به همین دلیل تفکر مثبت تاثیر زیادی در سلامتی دارد.
با به کارگیری تلقین‌های مثبت به روش‌های خاص می‌توانیم سلامتی بدن مان را افزایش دهیم. یکی دیگر از عملکردهای مهم بدن اتری نقش آن به عنوان رابط بین بدن‌های انرژی بالاتر و بدن فیزیکی است. اطلاعاتی را که از راه حواس فیزیکی دریافت می‌کنیم به بدن‌های ذهنی و اختری و همزمان انرژی و اطلاعات را از بدن‌های بالاتر به بدن فیزیکی می‌فرستد اگر بدن اتری ضعیف شود، این ارسال انرژی و اطلاعات اشکال پیدا می‌کند، و شخص ممکن است از نظر احساسی و ذهنی بی تفاوت شود. در این زمینه جالب است که به گیاهان مخصوصا گل‌ها و درختان توجه شود. انرژی آنها شبیه به انرژی بدن اتری انسان است، می‌توانید با این تشعشعات دو هاله خود را دوباره سرشار از انرژی کنید.

انرژی بدن انسان

انرژی بدن انسان

بدن اختری (چاکرایی)
بدن اختری که به نام بدن احساسات هم خوانده می‌شود در عهده دار حس ها، احساسات و ویژگی‌های شخصیتی است. فضایی به اندازه بدن فیزیکی اشغال می‌کند در اشخاص پیشرفته حد و مرزش قابل تشخیص است، ظاهری شبیه به ابر دارد که با بی نظمی در همه جهات حرکت می‌کنند. اوج پیشرفت شخصی به احساسات و تمایلات و ویژگی‌های شخصیتی اش بر می‌گردد که بدن اختری روشن و شفاف به نظر می‌رسد. در این گونه موارد یک استاد زبردست می‌تواند حدود آن را به وضوح ببیند که کاملا بر بدن فیزیکی منطبق است. بدن اختری بازی غیرقابل توصیفی است از درخشش تمام رنگها که دائما قابل تغییر هستند.
اگرچه احساساتی همچون ترس، خشم، افسردگی یا ناراحتی باعث ایجاد ابرهای تاریک در هاله می‌شوند، با این حال هرچقدر شخص آگاهی اش را به روی عشق، از خود گذشتگی و شعف باز بگذارد، رنگهای درخشان تر و شفاف تری از هاله احساسات خواهد درخشید.
امواج انرژی که به بیرون می‌فرستیم، امواج همسان خود را از اطراف جذب می‌کند و با آنها یکی می‌شود. این بدین معناست که ما بارها و بارها با اشخاص و شرایطی روبرو می‌شویم که منعکس کننده آن چیزی است که به طور آگاهانه از آنها دوری می‌کنیم یا می‌خواهیم از شرشان خلاص شویم یا از آنها می‌ترسیم.
تاثیر افکار آگاهانه و اهداف روشنفکرانه بدن ذهنی بر بدن اختری که قوانین خاص خودش را دارد جزئی است. افکار آگاهانه می‌تواند به رفتار بیرونی جهت بدهد، ولی مهمتر از الگوهای ناخودآگاه نمی تواند باشد. بنابراین شخص ممکن است آگاهانه برای عشق و موفقیت تلاش کند، اما به طور ناخودآگاه فرکانس‌های حسادت یا عدم اعتماد به نفس که مانع رسیدن شخص به هدفش است ساطع می‌شوند.
شروع به ساطع کردن هرچه تندتر امواج می‌کند، و خودش را از تجربیات منفی انباشته شده که پایین ترین فرکانس‌ها را دارند می‌رهاند. بدین سان این گونه تجربیات را فراموش می‌کنیم و می‌توانیم خود و دیگران را ببخشیم.
بدن ذهنی
افکار، اعتقادات، عقل و منطق و کشف و شهود ما همه زاییده بدن ذهنی اند. سطح امواج آن بالاتر از بدن اتری و اختری است، ساختمان آن پیچیدگی کمتری دارد. به شکل تخم مرغ است و حجم آن در اشخاص پیشرفته افزوده می‌شود تا جایی که بدن اختری و هاله احساسات با هم در می‌آمیزد.
در این شیوه افکار ناشی از بدن ذهنی علی الاصول با زندگی بهتر و با مسائل دنیای ارتباط دارد. در این روند مهمترین عملکرد بدن ذهنی پیدا کردن راه حل‌های منطقی برای حل مسائل است. به هرحال این یک انحراف از ویژگی اصلی و محدود کردن ظرفیتش است. عموما عملکرد بدن ذهنی کامل کردن آن چیزهایی است که از حقایق جهان گرفته رساندن آنها به سطح بدن روحانی و آمیخته کردن آنها با ذهن منطقی. به این معنا که این حقایق را در جهت استحکام بخشیدن به شرایط و پیدا کردن راه حلی هماهنگ با قانون جهانی به کار می‌گیرد. زمانی که بدن ذهنی کاملا پیشرفته باشد آیینه بدن روحانی خواهد شد و شخص به فرد و شناخت مجموعه نگری از «خویشتن متعال» خود در زندگی خواهد رسید.
بدن روحانی
بدن روحانی که غالبا بدن علی «سببی» نامیده می‌شود، بالاترین فرکانس انرژی را در میان بدن‌های انرژی دارد. هاله کسانی که سطح آگاهی روحانی آنها چندان بالا نیست. فقط حدود یک یارد اطراف بدن فیزیکی شان را احاطه می‌کند. ولی هاله اشخاص که کاملا به بیداری رسیده اند کیلومترها درخشندگی دارد، با تغییر شکل از حالت تخم مرغی به شکل دایره کامل.
از راه بدن روحانی است که ؟ درونی با تمام زندگی را تجربه می‌کنی. ما را به «هستی الهی» آن همیشه حاضر اساس خلقت که همه چیز از او متجلی می‌شود وصل می‌کند. با رسیدن به این سطح از خودآگاهی به تمام موجودات خلقت دست می‌یابیم. فقط از راه بدن روحانی است که امکان شناخت سرچشمه و هدف بودن ما و هدف زندگی مان به وجود می‌آید. وقتی که پذیرایی امواج آن می‌شویم، زندگی مان با کیفیتی کاملا جدید غنی می‌شود. تمامی اعمالمان با «خویشتن متعالی» شکل می‌گیرد و زندگی مان نشان دهنده  خرد، قدرت، برکت و عشق فراگیر که ویژگی‌های طبیعی سیمای متعالی «خویشتن» هستند، خواهد بود.
ساختار و کاربرد چاکراها
بر طبق دست نویس‌های قدیمی ۸۸۰۰۰ چاکرا وجود دارد، این به آن معناست که به ندرت می‌توان نقطه ای در بدن انسان پیدا کرد که در مقابل دریافت و دگرگونی و انتقال انرژی‌ها حساس نباشد. اغلب این چاکراها بسیار کوچک اند و نقش جزئی در سیستم انرژی به عهده دارند فقط حدود ۴۰ چاکرای فرعی وجود دارد که می‌توانند اهمیت داشته باشند. مهمترین آنها، در نقطه طحال پشت گردن، کف دست‌ها و کف پاها قرار دارد. هفت چاکرای اصلی در سرتاسر محور قائم میانی در جلوی بدن قرار دارند.
میزان امواجی که شخص اجازه می‌دهد تا در درونش کار کند بستگی به حد آگاهی او دارد که در زمینه‌های مختلف زندگی از راه چاکراها به دست آورده است یا اینکه تحت تاثیر استرس‌ها و احساسات سرکوب شده بسته شده اند. هر چقدر آگاهی شخصی رشد بیشتری داشته باشد چاکراهایش بازتر و فعال تر خواهند بود و نیروی بیشتری قادر خواهد بود مانند طوفانی قوی وارد آنها شود. هرچقدر این وضعیت بیشتری تکرار شود، چاکراها فعال تر و آگاهی بیشتری می‌شود و در این راه زمانی که شروع می‌کنیم تا گرفتگی‌ها را از راه چاکراها پاک کنیم و در جهت پیشرفت آگاهی جلوتر برویم در چرخه پایداری از عمل و عکس العمل قرار می‌گیریم.
رشد انسان در نور تعالیم چاکراها می‌چرخد
همه چیز در جهان ما ریتم و چرخش مشخص دارد. از اتم‌ها شروع می‌شود و همه آنچه را که در خلقت وجود دارد در بر می‌گیرد. قوانین موزون و تثبیت شده در همه جا به چشم می‌خورد. در ضربان قلب، در تنفس، در جابجایی شب و روز، در آمدن فصول. در حرکات قابل پیش بینی ستارگان. چرخه‌ها در رشد زندگی مخلوقات تکرار می‌شوند. به عنوان مثال: در مورد گیاه اول می‌بینیم جوانه ظاهر می‌شود، بعد اولین برگ ها، سپس غنچه و بعد از آن گل و در نهایت میوه
همیشه روند مشخصی وجود دارد بنابراین منطقی است انسان که موجود روحانی در قالب بدن است پیشرفت او بر اساس روند خاصی باشد. انسان فقط این نیست که روز به روز رشد کند و مهارت‌ها و تجربیات مختلف به دست آورد، پیشرفت او طبق چرخه‌های خاص ذهنی و معنوی است. ارزش موضوعات در تمام مراحل زندگی یکسان نخواهد بود. در ارتباط با این حقیقت خیلی سریع پی به این موضوع می‌بریم که «مادر طبیعت» در زمان معینی ما را با کاری که دقیقا بر روی دوش مان گذاشته شده است مواجه کند حتی اگر این کار متفاوت به نظر بیاید.
شاید این مطلب جالب توجه باشد که حتی قبل از اینکه به دنیا بیاییم از مراحل مختلف چاکراها می‌گذریم هرچند که این مراحل پیشرفت در جهت عکس است، یعنی از چاکرای تاج شروع می‌شود. از راه آن جریان نورانی انرژی در جنین جاری می‌شود و در طول دوره پیش از تولد ادامه دارد. در ادامه فعالیت چاکرای چشم سوم، چاکراهای دیگر فعال می‌شوند تا پایان دوره بارداری نوبت به چاکرای ریشه می‌رسد. موجود جدیدی تا به این دنیا وصل می‌کند برای ورود به فضای ما آماده اش می‌سازد.
چطور چاکراها بسته می‌شوند.
چاکراها در سیستم انرژی انسان دستگاه‌های تقویت کننده هستند که نسبت به انسدادی که در اثر ترس ایجاد می‌شود بسیار آسیب پذیرند. علاوه بر این، قفل‌ها در طول «نادی ها» هم پیش می‌آید. یک انقباض دائم می‌تواند مانع آن شود که انرژی آزادانه جریان پیدا کند و همچنین مانع تامین نیازهای بدن‌های مختلف می‌شود، نیازهایی که برای انعکاس و پایداری آگاهی وحدت ضروری است. وقتی تجربه جدایی، تنهایی، خلاء درونی و ترس و مرگ باعث می‌شود که در دنیای بیرون به جستجوی آن چیزی باشیم که می‌توانیم فقط در هسته مرکزی وجودمان پیدا کنیم.
باز کردن قفل ها
چاکراها را در معرض انرژی قرار دهیم که باهریک از آنها از نظر ساختاری هماهنگی دارد و چاکرا با امواج طبیعی از قفل‌ها آزاد می‌شود. این چنین انرژی می‌تواند در رنگ‌های شاد و ساده، در جواهرات ، صداها پیدا شود، با همان عناصر و فراوانی که در طبیعت وجود دارد. به محض اینکه فرکانس‌هایی در چاکراها جریان دارد، آنها شروع می‌کنند به مرتعش شدن سریع تر و فرکانس‌های آرامتر قفل‌ها گام به گام از بین می‌روند در این مقطع انرژی‌های حیاتی جدید می‌تواند توسط مراکز انرژی جذب شده و بدون مانع از بدن‌های لطیف بگذرند. همچون نسیمی خنک در برابر سیستم انرژی بورزد. جریان پرانایی که بدن اختری و بدن ذهنی جریان دارد قفل‌ها را باز می‌کند چون امواج این بدن‌ها ؟ از انرژی‌هایی است که جریان دارد. نهاتیا، نادی‌های کل سیستم انرژی حیاتی به طپش در می‌آید و بدن، ذهن و روح شروع به ارتعاش با امواج بالاتر می‌کنند و در سلامتی و شعف می‌درخشند. وقتی انرژی‌های سد شده در خلال این روند پاکسازی و تزکیه آزاد می‌شوند، محتویات آنها یک بار دیگر وارد آگاهی ما می‌شوند. می‌توانیم بار دیگر همان احساساتی را که باعث بسته شدن در اولین مکان شده بودند تجربه کنیم. ترس هایمان، خشم مان و دردهایمان، بیماری‌های فیزیکی ممکن است قبل از پاک شدن کامل برای بار آخر نمایان شوند. در طول این زمان ممکن است احساس ناآرامی، تندخویی و خستگی شدید کنیم. به محض اینکه کانال‌ها برای قبول انرژی پاک شوند، احساس عمیق سرور، آرامش و روشنی در درون می‌کنیم.
نحوه تشخیص چاکرای بسته
چندین روش مختلف برای تشخیص وضعیت چاکراها وجود دارد می‌توانید فقط یکی از آنها را برای استفاده انتخاب کنید.
۱-کدام چاکرا در وضعیت متعادل و یا نامتعادل است و یا اینکه درست کار نمی کند این معیار شخصی را قادر می‌سازد تا خیلی سریع موارد اشکال را تشخیص دهد.
۲-روش دیگر تجزیه و تحلیل چاکراهاست، به این صورت که دقیقا مشاهده می‌کنیم کدامیک از چاکراها در شرایط غیرعادی استرس و یا شوک به طور قابل ملاحظه ای واکنش نشان می‌دهد.
۳-از وضعیت ظاهری بدن و زبان تن نیز می‌توانیم متوجه شویم که کدام چاکرا بسته است بدن ما آینه ای است که ساختار انرژی‌های لطیف مان را نشان می‌دهد. هرگاه خصوصیات بدنی غیرعادی خود را نشان دهند. مثل خمیدگی ستون فقرات، ورم، نگرانی، ضعف و مانند اینها، می‌توانیم آنها را به چاکرای به خصوصی که به آن قسمت از بدن مربوط می‌شود ارتباط دهیم.
۴-راه دیگری برای تشخیص بر مبنای و توانایی احساس آنچه شخص در چاکراها حس یا تجربه می‌کند، قرار دارد. برای انجام این کار درمانگر خود را با بدن انرژی بیمار هماهنگ می‌کند.
در کتب سنتی، سیاسی، ویژگی‌های مختلفی برای عملکرد بارز چاکراها ذکر شده است. در این میان عادت‌های خواب اهمیت خاصی دارد.
جنسیت و چاکراها
جنسیت انسان به معنای ظهور و انعکاس نقش جاودانه خلقت است که همواره در تمام سطوح حیات در سرتاسر گیتی اتفاق می‌افتد. در لحظه خلقت زمانی که «بیگانگی»، به «کثرت» بدل شد، هستی بدون شکل در ابتدا به دو فرم انرژی بنیادی تقسیم شد: نیروی مذکر بارور، و نیروی مونث پذیرا. صدها سال پیش فردی چینی این نیروهای نخستین را به نام «ین» و «یانگ» نامید. تاثیر متقابل این انرژی‌ها تمام «خلقت» را پدید آورد. نیروی مونث «ین» بدون وقفه با بذر نیروی مذکر «یانگ» بارور شده و تمام فرم‌های گوناگون حیات را به وجود می‌آورد.
در سطح انسان فیزیکی، این تاثیر متقابل نیروها به شکل  تمایلات جنسی خود را نشان می‌دهد. از راه آن انسان با عمل جاودانه خلقت حیات ارتباط برقرار می‌کند و شور و شعف او ممکن است تجربه انعکاس برکت خلقت باشد.
اغلب آدم‌ها روابط جنسی را فقط از راه چاکرای دوم تجربه می‌کنند، به علاوه انرژی چاکرای ریشه به عنوان یک نیروی سائق نقش بارزی در مرد به عهده دارد. اگر روابط جنسی به چاکراهای پایین محدود شود تجربه ای نسبتا یک سویه است و هر دو طرقف که ضعیف و ناراضی شده اند سریعا میل به جدایی پیدا می‌کنند و دوباره تنها می‌شوند.

آب نمک درمانی

با خواص شگفت انگیز آب نمک درمانی آشنا شوید .

نمک دریایی و شستشوی بدن با نمک بسیار در دفع انرژی های منفی ، پاکسازی چاکراها و آرامش موثر است . حتما ۷ چاکرای بدن را با نمک شستشو دهید .

ارواح(دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) بر مردم اثر می گذارند وبه دلیلِ انرژی ناآشکارِ سیاهی که دارند ، موجب پریشانیِ آنها می شوند.انرژی منفی می تواند مشکلاتِ گوناگونی نظیرِ افسردگی، افکارِ پریشان یا درست عمل نکردنِ عضوی از بدن را در پی داشته باشد که در نهایت، موجبِ مشکلاتِ بیشتری مانندِ اعتیاد، مشکلاتِ مالی، یا دردِ سینه می شود.

ارواح، انرژیِ سیاهِ خود را به افراد موردِ هدف/ هجومِ خود منتقل می کنند و مقدارِ زیادی از این انرژی سیاه را در بدن شان انباشته می سازند. رها شدن از این انرژیِ سیاه، دشوار است مگر اینکه درمان های معنوی نظیرِتمرینِ معنوی یا به صورتِ خاص، آب نمک درمانی انجام گیرد.

آب نمک درمانی راهِ حلی ساده اما قوی برای مقابله با انرژیِ ناپیدای مضرِ سیاه است و آن را از بدن بیرون می کشد. با انجامِ آن، تمرینِ معنوی مان برای مقابله با این انرژیِ سیاه ، به هدر نمی رود. به جای آن، موجبِ رشدِ معنویِ ما می شود.

۲- چه زمانی باید از آب نمک درمانی استفاده نماییم؟

هر کدام از ما با درجاتِ مختلفی تحتِ تاثیرِ ارواح هستیم. در نتیجه، مقداری انرژیِ سیاه در بدن داریم. آب نمک درمانیِ روزانه ، به خروجِ این انرژیِ سیاه از بدنمان کمک می کند.

آب نمک درمانی

آب نمک درمانی

آب نمک درمانی را به ویژه هنگامی باید انجام داد که نشانه های زیر را تجربه کنیم:

 خواب آلودگی
کاهشِ انگیزه
ناتوانی در تفکر
افکارِ بیش از اندازه به خصوص افکارِ منفی
خشم یا سایرِ عواطفِ شدیدِ ناخوشایند
استرس
هرگونه بیماریِ جسمی

هنگامی که ما یکی از نشانه های بالا را تجربه می نماییم، ما در مراحلِ ضعیفی از نظرِ جسمی، احساسی یا معنوی هستیم. در این مقرِ ضعیف، ارواح به ما هجوم می آورند و انرژیِ سیاهِ بیشتری به ما تزریق می کنند و علائمِ بالا حتی شدیدترهم می شوند.

تصویرِ زیر ، تصویرِنا آشکار روحی است که موجبِ افسردگیِ فرد شده است.

آب نمک درمانی

آب نمک درمانی

هنگامی که ما در مقری ضعیف قرار می گیریم ( به ویژه از نظرِ معنوی) ، در مقابل حملات آسیب پذیرتر می شویم که چون این مرحله که همان مقرِ ارواح(دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) است، برای اثر کذاشتن بر ما، نیاز به کمینه ی انرژی دارد.

در مواردِ شدیدترِ پریشانی ، برای نتایجِ بهتر، آب نمک درمانی می تواند ۳-۲ بار در روز با فاصله ی زمانیِ ۳-۲ ساعته تکرار گردد.

۳- چه چیزهایی برای آب نمک درمانی لازم است؟

 سطل بزرگ
( تا۵۰% از سطل) با آب پرشود تا هنگام غوطه ور شدنِ پاها ، آب قوزک ها را فراگیرد.
سنگِ نمک
یک حوله
زیراندازی برای پاها

۴- آب نمک درمانی چگونه انجام می شود؟

۴٫۱ آموزش قدم به قدم

آماده سازی:

 ( تا۵۰% از سطل) با آب پرشود تا هنگام غوطه ور شدنِ پاها ، آب قوزک ها را فراگیرد.دو قاشقِ غذاخوری سنگِ نمک افزوده شود.

 خالصانه و همراه با ایمان برای پاک شدن از انرژیِ سیاه به درگاهِ خداوند دعا کنید. همچنین دعایی ویژه برای نابودیِ انرژیِ سیاهِ ارواح (دیوها، شیاطین، انرژی های منفی و غیره ) که بر شما اثر می گذارند ، بخوانید. نیایش، عاملِ مهمی است که موجبِ بهتر شدنِ اثرِ درمانی می شود.

روش درمان:

 در حالی که پاها در آب غوطه ور است، راست بنشینید. فاصله ی بین پاها ۳-۲ سانتی متر باشد. این امر به خنثی شدنِ بیشینه ی انرژیِ منفی کمک می کند. اگر پاها با هم تماس داشته باشند، آنگاه خنثی کردنِ انرژیِ سیاه از طریقِ پاها دشوار خواهد شد.

 پاها در آب نمک به مدّتِ ۱۵-۱۰ دقیقه باقی بمانند.

 در حالی که پاها در آب است نامِ خداوند بنا بر مذهبِ تولد تکرار شود.

تکمیل کار:

 پس از تکمیلِ درمان خداوند را شکر گویید و دعا کنید که مرزی حفاظتی در پیرامون تان ایجاد شود.

 آبِ سطل را در توالت خالی کنید و سطل را با آب تمیز آب کشی کنید.

 نامِ خداوند بنا بر مذهبِ تولد تان را به مدتِ ۳-۲ دقیقه تکرار کنید.

– مکانیزمِ عملکرد چیست؟

 ذکرگویی و دعا موجبِ بیرون راندن و فروپاشیِ ذراتِ انرژیِ سیاه که توسطِ ارواح در بخش های مختلفِ وجودمان ایجاد شده است، می شود.

 آب نمک ( آب همراه با سنگ نمک ) ، خود، توانایی بیرون کشیدنِ انرژیِ سیاه را دارد.

 در هنگامِ خروجِ انرژیِ سیاه، شاید نشانه هایی مانندِ خمیازه کشیدن، باد گلوزدن، کِرِخی پاها، گرم شدن گوش ها و چشم ها تجربه شود. گاهی احساسِ لزج بودن در پای غوطه ور شده تجربه می شود .این نشانه ی خروجِ انرژیِ سیاه است . این نشانه ، گاهی پس از آب نمک درمانی نیز مشاهده شده است. آب، سیاه رنگ می شود یا بوی بد به خود می گیرد یا گاهی گرمتر می شود. این امر به دلیلِ برخورد با بسامدهای سیاهی است که از بدن خارج می شود.

روش دوم : 

روش دیگر که به صورت ساده می توانید آب نمک درمانی را انجام دهید . پس از حمام کردن نصف لیوان نمک دریای را بریزید سپس نمک را به کل بدن بزنید به خصوص به چاکراها ، پس از ۵ دقیقه بدن را با آب بشویید و دوش بگیرید به این صورت بدن خود را از انرژی منفی پاکسازی کرده اید .

افزایش قدرت مانیه تیزم

روش های افزایش قدرت مانیه تیزم

برای یاد گرفتن علم هیپنوتیزم، ریاضت لازم نیست و فقط متانت و بردباری در این علم انسان را موفق می‌کند ولی مانیه‌تیزم محتاج ریاضت است

نیروی مانیه‌تیزم را می‌توان به وسیله تمرینات مختلف و ریاضت به دست آورد. این نیرو در حیوانات و جمادات به طور وفور موجود است، در طبیعت نیز به طور مسلم وجود دارد، چنان چه آهن‌ربا و کهربا، آهن و کاه را با همین نیروی طبیعی به طرف خود جذب می‌نمایند، حتی گردش سیارات و سکون ثوابت فلکی از نتایج این نیرو بوده، مدار سیارات و کواکب افلاک گردنده در تحت قدرت این قوه فوق‌العاده تعیین و منظم گریده است.

ذات و جوهر مغناطیس شناخته نشده و در نتیجه‌ی مشاهده آثار آن، پی برده می‌شود که در طبیعت و جود حیوانات و انسان این نیرو موجود است.

وقتی که مرتاضی تنها با نگاه تیز و فاقد، با اراده‌ی قوی و خلاء ناپذیر، حیوانی را در جای خود میخکوب و رام می‌کند، هم‌چنین یک نفر مانیه‌تیزور بدون اطلاع و خبر قبلی شخصی را بی­حس و به حالت خواب در می‌آورد. یک عمل مغناطیسی را انجام داده از قدرت تلقین و هیپنوتیزم استفاده نکرده و در کار خود آنها را دخالت نداده است.

به طور کلی برای ایجاد حالات مختلف در معمول که اصطلاحاً بدان‌ها خواب می‌گویند، چنان‌چه هیچ‌گونه اشارات و فعل و گفتاری از طرف عامل مشهود نگردد تنها از قوای معنوی استمداد شود. یک عمل مغناطیس شخصی به عبارت دیگر مانیه‌تیزم صورت گرفته است.

“لافونتن” معتقد است مانیه‌تیزم در نتیجه‌ی مغناطیس به وجود می‌آید، این سیال در همه کس وجود دارد، منتهی درجه‌ی شدت آن فرق می‌نماید. در بعضی آن‌چنان کم و ضعیف است که به مشابه‌ی هیچ می‌باشد، در برخی نیز زیاد و فوق‌العاده نیرومند است، استعداد مانیه‌تیزم را با استعداد موسیقی تشبیه کرده است و فقط در اثر صبر و ثبات و استقامت آثار آن را می‌توان استفاده کرد.

ابتدا مغناطیس شخصی دارای طرفداران بی‌شماری بود. خواب معمول را در نتیجه‌ی جریان سیاله‌ای از بدن عامل به بدن وی تلقی کرده ادعا داشتند که سیاله مانیه‌تیزم از قوای طبیعی موجودات است.ولی امروز طرفداران آن خیلی کم و انگشت شمار می‌باشند، بیشتر هیپنوتیزم و بخصوص تلقین را در حصول خواب موثر می‌دانند، ولی با توجه به کارهای مرتاضین هندوستان که مهد ظهور مدنیت است، به کلی نمی‌توان مانیه‌تیزم و قوای معنوی عامل را انکار کرد.

در نتیجه‌ی تجربیات به اثبات رسیده است از انسان نیروی معنوی اسرارانگیزی تظاهر می‌نماید، وقتی آن را مغناطیس حیوانی، زمانی مغناطیس انسانی نامیده‌اند، وجود این قوه محقق بوده دورویل نیز معتقد است این نیرو جزء لایتجزای آتم بوده هر چیزی که در زمین واقع است از قوانین مغناطیس تبعیت داشته و گیاه و حیوان و انواع موجودات هر کدام خازن‌های مغناطیسی می‌باشند.

افزایش قدرت مانیه تیزم

افزایش قدرت مانیه تیزم

با توجه به این نظریه می‌توان عقیده “موریس مترلینک” را قبول کرد، این دانشمند می‌گوید افراد بشر دارای چهار نوع شعور ظاهر و باطن و فیزیولوژی و بالاخره اصلی و ذاتی می‌باشند، بعداً راجع به شعور و ظاهر و باطن بحث خواهد شد. به نظر مترلینک، شعور فیزیولوژی، اعضاء اصلیه بدن را در حیوانات از قبیل قلب و ریه و کبد و کلیه و مغز و غیره اداره می‌کند، سعی و کوشش آن بر این است که آن را زنده نگاه دارد تا به حیات خود ادامه دهیم.

شعور اصلی و یا ذاتی در سلول‌های بدن و در آتم و در همه چیز موجود است. این شعور ذرات اجسام را ترک نکرده و نمی‌کند، در صورت ترک آن جسم هیچ خواهد بود. در جسم زنده، در جسم مرده «جسد»، در سنگ، در خاک و آب و چوب و غیره آن‌چه که جسم است، آن‌چه (سایت هیپنوتیسم دات آی آر)که از آتم تشکیل یافته این شعور موجود می‌باشد. هنوز دانشمندان به قدرت طبیعی آن پی نبرده‌اند، خلاصه شعور اصلی یا ذاتی قدرتی است که موجودات را ایجاد و حرکات و سرعت ذرات آتم را اداره می‌نماید. این شاید همان قدرت خدا باشد، ولی در موقع آزمایش در آخرین مرحله به صورت امواج برق، جاذبه و غیره جلوه‌گری می‌نماید، تاکنون بشر نتوانسته با آن ارتباط حاصل نماید.

ضمناً باید متوجه بود که نیروی مغناطیسی غیر از حرارت بدن انسان است، چون معمولاً در موقع تحت تأثیر گرفتن معمول، برای عامل دستور است که هر وقت حرارت دست وی با حرارت دست معمول یکسان می‌شود به عملیات دیگر شروع نماید، از این جمله و فراز نباید اشتباه کرد حرارت بدن عامل همان نیروی مغناطیسی می‌باشد، شاید این نیرو است که ایجاد حرارت در بدن می‌نماید در جای خود راجع به این مباحث مفصلاً صحبت خواهد شد.

نیروی مغناطیسی به طور کلی در همه کس وجود دارد، منتهی در بعضی از اشخاص به طور خارق‌العاده مشاهده می‌شود، تقریباً می‌توان گفت که صدی نود این نیرو کسبی است و می‌توان به وسیله ورزش صحیح و تغذیه‌ی مرتب و تمرینات بخصوص، آن را به دست آورده و یا تقویت نمود. مراحلی که در عملیات مربوط به مغناطیس شخصی یا مانیه‌تیزم تشخیص داده می‌شود این است که ابتدا مانیه‌تیزور از مشاهده معمول در خود ایجاد ایمان می‌نماید که می‌تواند معمول را خواب کند، این قضاوت صحیح، موجد ایمان قوی در دل عامل می‌باشد، همین ایمان است که موفقیت او را تأمین می‌کند. در مرحله‌ی دیگر دخالت اراده است، به وسیله آن عامل می‌تواند قدرت خود را متوجه شخص معمول سازد. با به کار انداختن نیروی حیاتی و فکری، معمول را در میدان مغناطیسی خود قرار داده و با القاء خواب به وسیله‌ی تلقین که به طرق مختلف انجام می‌گیرد، معمول را خواب می‌کند. به طوری که ملاحظه گردید در مانیه‌تیزم عوامل مختلفی دخالت دارد که تقویت آنها از شرایط اساسی یادگیری این دانش است که بعداً شرح خواهم داد.

به عقیده دانشمندان، مغناطیس شخصی مانیه‌تیزم چیزی جز از نیروی فکر نیست، فضایی که مغناطیس شخصی در آن فعالیت دارد همان میدان تشعشع فکر می‌باشد. با تقویت نیروی فکری این میدان نیز وسیع‌تر و قدرت آن بیشتر خواهد شد.

 

مانیه تیزم

دانستنی هایی در مورد مانیه تیزم…

به عقیده دانشمندان، مغناطیس شخصی مانیه‌تیزم چیزی جز از نیروی فکر نیست، فضایی که مغناطیس شخصی در آن فعالیت دارد همان میدان تشعشع فکر می‌باشد. با تقویت نیروی فکری این میدان نیز وسیع‌تر و قدرت آن بیشتر خواهد شد.

نیروی مانیه تیزم یکی از قوای طبیعت محسوب می شود و در همه موجودات وجود دارد، اگر از این نیروی شریف که کائنات از آن پیروی می کنند و مطابق قوانین عمومی آن، کرات مختلف، مدار خود را سیر می نمایند، سوء استفاده شود، طبیعت دیر یا زود انتقام خود را خواهد گرفت، این نیرو باید در راه عمومی، اجتماعی، خیر و صلاح نوع بشر و تداوی روحی صرف شود.

هیپنوتیزم با مانیه تیزم فرق زیادی دارد و نباید آن دو را با هم اشتباه گرفت. مانیه تیزم چنان که بارها اشاره کردیم همان مقناطیس شخصی است که یک نوع جاذبه می باشد، ولی هیپنوتیزم عبارت از خواب مصنوعی است که توسط اشیا صدادار، چراغ های پرنور و یا چیز های دیگر انجام می یابد.

اشخاص عصبانی و صرعی برای این خواب ها مستعد می باشند ولی اشخاص سالم رابه مشکل می توان هیپنوتیزم کرد در صورتی که با مانیه تیزم هشتاد درصد اشخاص سالم به خواب می روند و یا متأثر می شوند.

برای یاد گرفتن علم هیپنوتیزم، ریاضت لازم نیست و فقط متانت و بردباری در این علم انسان را موفق می کند ولی مانیه تیزم محتاج ریاضت است فرق دیگری که خیلی مهم است عبارت از بی نظم بودن خواب های هیپنوتیزمی است در صورتی که خواب های مانیه تیزم مرتب و منظم بوده و یکی پس از دیگری سنگین می شود.

مانیه تیزم دقت و حافظه را قوی کرده و به قوای معنوی انسان می افزاید. نیروی مانیه تیزم بهترین وسیله برای نگاهداری تعادل قوای جسمانی و روحانی است و به این علل است که مانیه تیزم را برتر از علم هیپنوتیزم می دانند و اکنون در بیشتر نقاط جهان علما و پزشکان این علم را یاد می گیرند.

مانیه تیزم

مانیه تیزم

هیپنوتیزم دارای هیچ نوع قوایی نیست ولی مانیه تیزم دارای نیرویی طبیعی است که در انسان از چشم و نوک انگشتان خارج می گردد که حیوانات نیز دارای این نیرو می باشند و از آن استفاده می کنند.

یگانه مقصود از دانستن مانیه تیزم تداوی بیماری های مختلف می باشد ولی نباید تصور کرد که مقناطیس چندان معالج کل بیماری ها بوده و باید خط بطلان بر روی علم طب و اطبا کشید بلکه مانیه تیزم قادر است که غالب بیماری ها را تضعیف نموده و برخی را نیز که بیماری های روحی و عصبی دارند معالجه نماید.

کاری را که کلروفورم در بیهوش کردن بیمار می کند با نیروی مانیه تیزم می توان عملی نمود یعنی بدن بیمار را بی حس کرده و عملیات جراحی را درباره اش انجام داده بدین جهت دانستن این علم برای جراحان پر استفاده می باشد.

تقریباً تمام بیماری های عصبی را به وسیله مانیه تیزم به طریقی آسان تداوی می توان نمود و امروزه پزشکان جهان برآنند که یگانه وسیله تداوی این گونه بیماری ها مانیه تیزم می باشد، به طور کلی این علم در طب بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و ممکن است در آینده در دانشگاه ها این علم مورد توجه بیشتر واقع گردد، نه تنها بایستی پزشکان این علم را یادبگیرند بلکه برای آموزگاران، دبیران و استادان که متصدی تربیت کودکان، جوانان، مردان و زنان آینده هستند دانستن آن ضرورت دارد زیرا می توان با نیروی مقناطیس اشخاص تنبل را کاری و شاگردی را که در درس نمی کوشند و علاقه نشان نمی دهد ساعی کرد و به همین جهت مانیه تیزم بهترین ومهمترین وسیله برای تربیت اطفال است.

کودکی در مدت یک سال چیزهایی را در خاطر می سپارد و یاد می گیرد ممکن است با مانیه تیزم آن را در عرض دو ماه به او یاد داد، با نیروی مانیه تیزم می توان ترک سیگار کرد بطوریکه دیگر شخص معتاد میل استعمال آن را نداشته باشد و حتی از بوی آن خوشش نیاید، بدون اینکه تغییراتی در حالت عمومی بدنش پیدا شود.

برای قضات نیز آگاهی از این علم لازم است و ممکن است که مجرمی را توسط آن مجبور به اقرار نمود و بدین وسیله حق را از باطل تشخیص و تفریق نمود.

تمام قوای معنوی را می توان توسط مانیه تیزم در خود و دیگران تقویت نمود و بهمین جهت برای جامعه، علم مقناطیس چیزی فوق العاده پر ارزش است و در آتیه ممکن است که با ترقی این علم دیگر بشر احتیاجی به دارو و غیره نداشته باشد.

«دورویل» مانیه تیزور مشهور فرانسه می نویسد: «نسل درجه سوم را با این نیروی طبیعی مداوا کرده» آیا با این ترقی نباید انتظار آن روزی را داشته باشیم که بشر معنی بیمار بودن را نفهمیده و به خوشی و سلامتی زندگی سعادتمندی را داشته باشد؟

سمبل های ریکی

۳ سمبل قدرتمند ریکی

قدرت سمبل‌ها در شكل آنها نيست ، بلكه در انرژيهاي همسويي متصل به آنهاست . توضيحات زير تعدادي از كاربردهاي ثابت شده‌ي سمبلها را شرح مي دهد. البته سمبلها‌ي ريكي انرژي يا آگاهي خود را دارند و مي‌توانيد روي آنها مراقبه كنيد تا به شما نشان داده شود چگونه از آگاهي الهي كه در خود سمبلها به وديعه گذاشته شده است بي واسطه استفاده كنيد.
سمبل قدرت در ریکی

سمبل قدرت در ریکی

سمبل قدرت
به معناي (( تمام قدرت كائنات را در اينجا بگذار )) است . سمبل قدرت براي افزايش قدرت ريكي يا متمركز ساختن ريكي روي محلي خاص بكار مي رود . هر گاه مي خواهيد قدرت درمان ريكي را بالا ببريد ، فقط به نام سمبل فكر كنيد يا آن را در ذهن مجسم كنيد ، ريكي شما قويتر مي شود ! اين سمبل همچنين ميتواند فظاي اطراف گيرنده ريكي را مهر و موم كند تا از اتلاف انرژيهاي شفابخش جلوگيري شود . اين وضع در بعد روحي قابل مشاهده است و گاهي به صورت جعبه اي از نور سفيد و گاه نيز به صورت كره اي از نور طلايي در اطراف بيمار ديده مي شود . سمبل قدرت را در هر مرحله‌ي درمان ميتوان بكار برد ، اما بهترين زمان استفاده از آن در شروع درمان براي افزايش قدرت ريكي و در پايان درمان براي مهرو موم كردن انرژيهاي شفاست. سمبل قدرت را مي‏توان براي پاكسازي اتاق از انرژيهاي منفي رواني و مهرو موم كردن آن با نور و مقدس كردن فضاي اتاق بكار برد . اين سمبل را مي‏توانيد براي محافظت خود ، كساني كه دوست داريد ، ماشينتان ، خانه و يا هر چه كه برايتان با ارزش است استفاده كنيد. چون ريكي در هر سطحي عمل مي‏كند. حفاظتي كه ايجاد مي‏كند نيز در همه سطوح است و شامل محافظت از هر آسيب فيزيكي و نيز از تهاجمهاي رواني و ذهني و احساسي است. مي‏توانيد براي دعا كردن ديگران نيز از اين سمبل استفاده كنيد ؛ وقتي با كسي دست مي دهيد يا او را در آغوش مي‌گيريد براي تبرك او به نام سمبل قدرت فكر كنيد. تجربه كنيد، حتما كاربردهاي ديگري براي آن خواهيد يافت.
سمبل ذهني / احساسي
سمبل ذهنی عاطفی در ریکی

سمبل ذهنی عاطفی در ریکی

اسم اين سمبل به معناي (( يكي شدن نوع بشر و خداوند است )). اين سمبل براي شفاي ذهني و احساسي بكار مي رود . اين سمبل طرف راست و چپ مغز را متعادل مي كند و هماهنگي و آرامش مي آورد . اين سمبل بخصوص براي شفاي مشكلات روابط موثر است . اين سمبل را براي هر نوع آشفتگي ذهني / احساسي نظير عصبيت ، ترس ، افسردگي ، خشم ، غم و اندوه و غيره ميتواند بكار برد . در بعد رواني ، انرژيهاي اين سمبل براي شفاي مشكلات احساسي گاهي به شكل حبابهايي از چاكراي قلب و براي شفاي ذهني از چاكراي شبكه خورشيدي درمانگر ريكي بيرون مي آيد . گاهي نيز اين دو انرژي با هم عمل مي كنند و قبل از اينكه بيمار را احاطه كنند و يا وارد بدن او شوند ، در مقابل درمانگر با هم تركيب مي شوند . اين سمبل را مي‌توان براي شفاي اعتيادها و نيز مشكلاتي چون كاهش وزن يا ترك سيگار به كار برد . سمبل براي بهبود حافظه بكار مي رود و بخصوص در زمانهايي كه مثلا كليد ماشين گم ميشود يا نام كسي فراموش ميشود نيز بسيار ياريگر است . اين سمبل براي افزايش قدرت جمله هاي تاكيدي نيز بكار ميرود و سبب ميشود كه اين جمله‌ها عميقتر وارد ضمير ناخودآگاه شوند . همچنين درس خواندن ، يادگيري و امتحان گذراندن شگفت انگيزند.

سمبل شفا از راه دور

سمبل راه دور در ریکی

سمبل راه دور در ریکی

اسم اين سمبل به معناي (( باشد كه بوداي درون من به بوداي درون تو وصل شود و هماهنگي و آرامش بيافريند )) است . اين سمبل ب اساس وحدت همه حيات ، يعني اين واقعيت كه آگاهي الهي يا ((طبيعت بودا)) در همه ما وجود دارد عمل مي‌كند . اين سمبل براي فرستادن ريكي از راه دور براي ديگران استفاده مي‌شود. مي‌توانيد ريكي را به آن سوي اتاق ، به نقطه ديگري از شهر ، و يا حتي به مناطق ديگر جهان ، براي ديگران بفرستيد. وقتي اين سمبل را بكار مي‌گيريد فاصله ، مانع نيست. گاهي عكس گيرنده‌ي ريكي همراه با اين سمبل بكار مي رود.

راز مراقبه مولانا

راز مراقبه ای که مولانا به آن پی برد

پس از تمرین‌های مراقبه‌ای زیاد، ممکن است به تجربه‌های عرفانی دست یابند که طی آن خودآگاهی خویش را از دست می‌دهند و به احساسی از هستی که سرشار از هوشیاری وسیعتری است (به‌هر معنائی که باشد) دست می‌یابند مراقبه می‌تواند موجب تغییر در هوشیاری شود به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد و در تمامی مذاهب بزرگ دنیا نشانه‌هائی از آن به‌چشم می‌خورد.

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن آگاهي است و تنها يك گناه، وآن جهل است در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها و گوش ها، تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است نخستين گام براي رسيدن به آگاهي توجه كافي به پندار، گفتار و كردار است. زماني كه تا به اين حد از احوال ذهن ، جسم و زندگي خود با خبر شديم، آن گاه معجزات رخ مي دهند. در نگاه مولانا و عارفاني نظير او زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان سراسر سرگرمی ست! چرا كه انسان نا آگاهانه همواره به جست و جوي چيزي است كه پيشاپيش در وجودش نهفته است! اما اين نكته را درست زماني مي فهمد كه به حقيقت مي رسد! نه پيش از آن!

راز مراقبه مولانا

راز مراقبه مولانا

مشهور است كه “بودا” درست در نخستين شب ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان “بودا” مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي. بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال زندگي خود نرفته اي؟! همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در كنار خانواده ات يافت نمي شد؟! بودا مي گويد: “حق با توست! اما من پس از سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست و نه چيزي براي جستن!” حقيقت بي هيچ پوششي كاملا عريان و آشكار در كنار ماست آن قدر نزديك كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي باشد! چرا كه حتي در نزديكي هم نوعي فاصله وجود دارد! ما براي ديدن حقيقت تنها به قلبي حساس و چشماني تيزبين نياز داريم.   تمامي كوشش مولانا در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي اعطاي چنين چشم و چنين قلبي به ماست او مي گويد: معجزات همواره در كنار شما هستند و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند فقط كافي است نگاه شان كنيد. او گويد: به چيزي اضافه تر از ديدن نيازي نيست! لازم نيست تا به جايي برويد! براي عارف شدن و براي دست يابي به حقيقت نيازي نيست كاري كنيد! بلكه در هر نقطه از زمين و هر جايي كه هستيد به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز شاهد زندگي و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد، كافي است! اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق ميكند! تمامي راز مراقبه در همين دو نكته خلاصه شده است “دیدن و شنیدن” اگر بتوانيم چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم راز مراقبه را فرا گرفته ايم!

تغییر در متافیزیک ارسطو

۳ تغییر اساسی که ابوعلی سینا در متافیزیک ارسطو ایجاد کرد

«ابن سینا پژوهی در غرب» با حضور پروفسور آموس برتولوچی دانشیار فلسفه اسلامی و تاریخ فلسفه قرون وسطی از دانشگاه پیزای ایتالیا و نماینده مدیر راهبردهای بین المللی و علی اکبر ولایتی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام عصر روز گذشته برگزار شد.

برتولوچی، فیلسوف و مولف ایتالیایی گفت: «الهیات شفا»ی ابن سینا نسخه جدید و اصیل «متافیزیک» ارسطو است با این تفاوت که «شفا» سه تغییر درفرم متافیزیک، سیستم متافیزیک و محتوای متافیزیک دارد.

برتولوچی، با اشاره به اینکه اولین بار است که به ایران سفر کرده گفت: صحبت کردن درباره ابن سینا آن هم در جایی که او به دنیا آمده و زندگی کرده کار سختی است و این حضور من بدون همکاری و مهمان نوازی دکتر ولایتی و همکارانش میسر نمی شد.

وی افزود: دانته، شاعر معروف ایتالیایی برای ابن سینا بسیار احترام قائل است و در کمدی الهی خود به او اشاره کرده و در کنار افرادی چون سقراط و افلاطون از ابن سینا هم به عنوان منجی یاد کرده است. حالا سوالی که پیش می آید این است که چرا دانته از ابن سینا یاد می کند؟ من سه پاسخ برای این سوال دارم. اول اینکه دانته فقط شاعر نیست، فیلسوف هم است، دوم اینکه ابوعلی سینا تاثیرات بسیار زیادی روی تفکرات قرون وسطایی داشته و سوم اینکه ابن سینا به متافیزیک و مابعدالطیبعه به طور مشروح و مفصل پرداخته است.

برتولوچی در ادامه با تعریف متافیزیک گفت: متافیزیک یعنی بعد از فیزیک، به عبارت دیگر متافیزیک یعنی تلاش برای فهم بودن و نبودن خدا. نظریات متافیزیک ارسطو شامل ۱۴ نظریه می شود. از نظر او خدا محرک اصلی است، در حالی که از نظر ابن سینا خدا خالق و حکمران است. به عبارت دیگر ابن سینا این دیدگاه را کامل تر و جامع تر کرده و  توانسته ساختارهای ارسطو را تغییر بدهد. این تغییر شکل به نوعی نوآوری او محسوب می شود و این نوآوری از نظر دانته مغفول نمانده است.

تغییر در متافیزیک ارسطو

تغییر در متافیزیک ارسطو

دانشیار فلسفه اسلامی و تاریخ فلسفه قرون وسطی از دانشگاه پیزای ایتالیا ادامه داد: کتاب «شفا»ی ابن سینا یکی از مهم ترین آثار او و متعلق به زمانی است که بوعلی سینا به بلوغ کامل رسیده، به همین دلیل هم جزو یکی از مفصل ترین کارهای او به شمار می آید. از این کتاب تا به حال ترجمه ها و نسخه های زیادی چاپ شده و تنها اثر ابن سیناست که به زبان لاتین ترجمه شده و تاثیر بسزایی در فرهنگ اروپایی داشته است. به بیان دیگر می توان «شفا» را می توان یک دانشنامه دانست که به بحث های مختلفی می پردازد.

این فیلسوف ایتالیایی در ادامه سخنرانی خود با نشان دادن یک دیاگرام توضیح داد که چرا ابوعلی سینا را ارسطوی جدید می نامند و چرا به عقیده برتولوچی، ابن سینا ارسطویی است که دانسته هایی بیشتر از او دارد.

نماینده مدیر راهبردهای بین المللی اضافه کرد: در آثار ابن سینا به موضوعاتی چون ریاضی، قیاس، منطق و متافیزیک پرداخته شده ولی نسبت توجه او به متافیزیک در مقایسه با سایر حوزه ها قابل مقایسه نیست. به عقیده من می توان الهیات شفا را نسخه جدید و اصیل «متافیزیک» نامید با این تفاوت که «شفا»ی ابن سینا سه تغییر عمده نسبت به کتاب ارسطو در فرم متافیزیک، سیستم متافیزیک و محتوای متافیزیک دارد.

برتولوچی در توضیح این سه تغییر گفت: ابن سینا در بخش تغییر فرم، متافیزیک را تبدیل به یک علم کامل می کند، در بخش تغییر سیستم، بوعلی سینا متافیزیک را با سایر علوم مقایسه می کند و در بخش محتوای متافیزیک هم نقش این رشته را در مقایسه با سایر رشته ها توضیح می دهد. در این مقطع بوعلی سینا توضیح می دهد که متافیزیک یک نقش بنیانگذار در مقایسه با سایر علوم دارد و می توان گفت این رشته، اصول سایر علوم را تعیین می کند این در حالی است که ارسطو فقط به این موضوع اشاره کرده بود که متافیزیک یعنی بعد از فیزیک.

این مولف ایتالیایی افزود: «شفا»ی ابن سینا یک موفقیت بی نظیر در جهان عرب به شمار می آید و به نوعی این کتاب جایگزین متافیزیک ارسطو شد. این اثر ابن سینا به زبان لاتین در اندلس ترجمه و باعث تعامل بین جهان عرب، اسلام و مسیحیت شد. دکترین ابن سینا درباره خداوند بسیار عقلایی و جهان شمول است به همین منظور بحث های او فقط مورد توجه مسلمانان نیست و سایر مذاهب هم به آن توجه دارند. به عنوان مثال آلبرت کبیر بسیار تحت تاثیر نوشته ها و آثار ابن سینا بوده است. او در بسیاری از آثار خود مطالبش را به ابن سینا ارجاع داده و از نظریات ابن سینا درباره متافیزیک استفاده کرده است.

برتولوچی در ادامه تصریح کرد: نوشته های ابوعلی سینا توانست گفتگویی میان ادیان و مذاهب مختلف به وجود بیاورد، او به وسیله گفتگو توانسته از مرزها و مشکلات بگذرد بنابراین «گفتگو» و توجه به مطالعات بین رشته ای درسی است که ابن سینا به ما داده و امروز وقت آن رسیده که خانواده فلسفی دور هم جمع شوند و درباره موضوعاتی مثل اخلاق مشترک، روابط جهانی صلح آمیز، پیشرفت ورشد، احترام به محیط زیست و عدالت و تعاملات مالی بحث و گفتگو کنند.

وی در پایان گفت: ابوعلی سینا توانسته الهیات متافیزیکی را معرفی کند که مبتنی بر خرد است به همین دلیل هم همه متفکران آن را می پذیرند. نکته مهم دیگر اینکه او در رشته های دیگری چون پزشکی، روانشناسی، قیاس، فلسفه و نجوم هم کارهای بسیاری زیادی انجام داده است به همین دلیل هم می توان او را به عنوان یکی از بازیگران اصلی صحنه مطالعات بین رشته ای دانست. دانسته ها و مطالب ابن سینا توانسته پلی میان غرب و شرق ایجاد کند.

عوامل اثرگذار بر هاله ها

عوامل تاثیرگذار بر سلامتی و میزان انرژی هاله ها

اهميت هاله برای ما در اين است که هرگونه بيماری جسمی و يا مشکل ذهنی در انسان ابتدا بصورت توده¬ای از انرژی منفی در هاله پديدار میشود بنابراين میتوان قبل از بيمار شدن جسم و ذهن نشانه¬های آن را در هاله يافت و از بروز آن در جسم يا ذهن جلوگيری کرد. چه عواملی بر هاله اثر ميگذارند

عوامل زيادی بر هاله، سلامتی يا بيماری آن و نيز ميزان انرژی¬های آن اثر می¬گذارند مهمترين اين عوامل عبارتند از :

– سن ( کميت و کيفيت هاله در سنين مختلف يکسان نيست)
– سلامتی يا بيماری (بيماری باعث اختلال در جريان انرزی در هاله میشود)
– ايمان (بودن يا نبودن ايمان، کميت و کيفيت ايمان )
– علم و دانش (نوع علم و نيز کاربرد علم تاثيرات متفاوتی بر هاله دارند)
– افکار، گفتار، اعمال
– گناه و معصيت
– نوع کار و شغل
– عوامل محيطی ( رنگ و نور محيط، سکوت و آلودگی¬های صوتی، حرارت و رطوبت و… )
– محرکهای عاطفی و ذهنی ( کتاب، فيلم و… )
– افکار و انديشه
توجه کنيد که عوامل فوق میتوانند برکميت يا کيفيت هاله و يا بر هر دو اثر بگذارند و اين اثر می¬تواند مثبت يا منفی، دائمی يا موقت باشد.

عوامل اثرگذار بر هاله ها

عوامل اثرگذار بر هاله ها

همانطور که بيان گرديد هر بيماری قبل از رسيدن به جسم فيزيکی در هاله نمايان می¬شود و برعکس اگر آسيبی به هاله برسد بصورت بيماری در جسم فيزيکی نمايان می¬گردد.
انديشه انسان يکی از عوامل مهم و اثر گذار بر هاله و سطح انرژی¬های آن می¬باشد به اين ترتيب که انديشه های مثبت، مهر آميز، خيرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقيت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژی های آن را بالا میبرد و از نظر کمی نيز میتواند هاله انسان را بزرگتر نمايد.
برعکس انديشه¬های منفی، بدبينیها، احساس تنفر از خود و ديگران، حسادت، خشم و هر گونه انديشه حقير و سُست بر هاله اثر تخريبی میگذارد و سطح انرژیهای آن را بشدت کاهش میدهد و انرژی زيادی از انسان می¬گيرد. بنابراين لازم است تا انسان وجود خود را از اين انديشه¬ها و احساسات منفی که مانع رشد و شکوفايی استعدادهای او میشود دور نگه دارد.
انجام عبادات و اعمال مذهبی مطابق با اعتقادات و نيز رعايت اصول صحيح انجام آن يکی ديگر از عوامل مهم و تاثير گذار بر افزايش سطح انرژیهای هاله می¬باشد.
ريکی و تمرينات آن يکی از ابزارهای موثر و قدرتمند برای محفوظ بودن از اين گونه انديشه و جايگزين کردن آنها با انديشههای مثبت میباشد. ريکی يک راه مهم و ساده برای تاثير گذاری بر هاله و چاکراها می¬باشد زيرا ريکی ابتدا بر سيستم انرژی و هاله تاثير می¬گذارد و با بهبود وضعيت سيستم انرژی، اثرات آن بر جسم و ذهن نيز نمايان میگردد.
تامين انرژی مورد نياز ابعاد مختلف وجود انسان بخصوص ابعاد ماورايی، برقراری ارتباط درونی بين ابعاد مختلف وجود انسان و همچنين ايجاد ارتباط بين انسان و جهان از وظايف هاله نورانی انسان میباشد.
انرژی¬های هاله با نامهای مختلفی از جمله «چی» يا« شی» در چين، «پرانا» در هند، «کی» در ژاپن ناميده می¬شود. «کی» يکی از دو بخش انرژی ريکی (ری _ کی) است. يکی از ويژگيهای ريکی اين است که همزمان بر تمام سطوح انرژیهای انسان تاثير میگذارد و همه ابعاد وجودی انسان را متعادل میکند.

ادراکات فراحسی

همه چیز در مورد ادراکات فراحسی

محركهاي فراحسي مجموعه‌اي از محركهاي متافيزيكي هستند كه گيرنده‌هاي متافيزيكي را در ابعاد غير فيزيكي انسان تحريك نموده، منجر به بروز ادراكات فراحسي مي‌شوند.

ادراكات فراحسي به معني دريافت تحريكات ماورائي بوسيلة گيرنده‌هايي غير از حواس پنج‌گانه ظاهري مي‌باشد. محركهاي حسي، مجموعه‌اي از محركهاي فيزيكي مي‌باشند كه گيرنده‌هاي فيزيكي را در حواس پنج‌گانه ظاهري تحريك مي‌كند و منجر به بروز ادراكات حسي مي‌شوند.

انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكيل شده است. جسم در دنياي فيزيكي زندگي مي‌كند و بوسيلة يك سري گيرنده‌هايي ادراكات محيط فيزيكي را دريافت مي‌كند و با آن در ارتباط است. حواس پنج‌گانه (بينايي، شنوايي، بويايي، لامسه و چشايي) مسؤول ارتباط با محيط طبيعي مي‌باشند. هر يك از اين حواس در محدودة خاصي قدرت عمل دارند و در طيف بالاتر يا پايين‌تر از اين محدودة مشخص قادر به فعاليت نمي‌باشند. براي مثال فقط انواري براي چشم انسان قابل رؤيت است كه در محدودة طيف مرئي رنگها (قرمز تا بنفش) باشد، يعني امواج مادون قرمز و فرابنفش براي انسان قابل رؤيت نمي‌باشد. در واقع چشم فقط نوري را مي‌بيند كه طول موج و فركانس آن با قدرت گيرنده‌هاي چشم تطابق داشته باشد. در شنوايي نيز گوش انسان يك ارتعاش مشخص و محدود را دريافت مي‌كند و اگر ارتعاش صوت كمتر يا بيشتر از حد معمول باشد دريافت نمي‌شود. به عبارت ديگر گوش انسان اصوات بسيار بلند و بسيار كوتاه را نمي‌شنود. اين در حالي است كه گيرنده‌هاي فراحسي كه در ابعاد غيرفيزيكي وجود انسان قرار دارند، قادر به دريافت محركهاي خارج از اين محدوده‌ها هستند.

ادراکات فراحسی

ادراکات فراحسی

در ادراكات فراحسي چند مقولة مهم شامل تله‌پاتي، سايكومتري، آينده نگري، سايكوكنسيس و روشن‌بيني مورد توجه است. اين مقولات بخشي از توانايي‌هاي خارق‌العادة تمام انسانها است، در اصل جزء توانهاي فردي هر شخص بوده، در همة افراد امكان توسعه و پرورش آن وجود دارد. البته هر انسان آگاه بايد قبل از اقدام براي توسعة اين توانها، هدف خود را از اين كار مشخص و ترسيم نمايد. چرا كه هدايت اين نيروها در مسير الهي موجب قرب انسان به اللـه مي‌گردد و بهره گيري از آنها در امور مادي و غير الهي موجب دوري انسان از خداوند و رفتن به سمت گمراهي و تباهي مي‌شود. (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا…)

تله‌پاتي از لحاظ لغوي به معني“آنچه از دور احساس مي‌شود” است و در معني مصطلح در متافيزيك، ايجاد ارتباط از طريق افكار و بدون استفاده از ابزار و حواس پنج‌گانه و كلام است. تله‌پاتي در معني فراروانشناسي عبارت از استعداد و قدرت ارسال پيام يا تصوير ذهني به ديگران بدون استفاده از حواس معمولي مي‌باشد. در زمانهاي بسيار دور بين انسانها تله‌پاتي به عنوان يك ابزار معمول در ايجاد ارتباط بوده است ولي به تدريج به دست فراموشي سپرده شده است. انسانهاي عصر جديد هر چند كه بالقوه داراي اين استعداد مي‌باشند ولي قادر به استفاده كردن از آن نيستند. دانشمندان اثبات كرده‌اند كه تله‌پاتي، بين برخي جانوران و انواعي از گياهان نيز وجود دارد.

سايكومتري يا روان نگري به معني توانايي تشخيص و تعبير روان اشياء مي‌باشد. فراروانشناسان اعتقاد دارند كه اشياء و موجودات زنده در طي سالهاي حياط خود، اطلاعاتي را در هالة نوراني خود ذخيره مي‌كنند كه از طريق سايكومتري مي‌توان به اين اطلاعات دست يافت. اين اطلاعات به دو دسته موروثي و اكتسابي تقسيم مي‌شوند، اطلاعات موروثي در هالة اشياء مربوط به قبل از مقارنت با انسان است و اطلاعات اكتسابي در حين مجاورت با انسان به هالة اشياء منتقل مي‌گردد.

آينده نگري شامل كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده مي‌باشد كه به احتمال قوي از لحاظ شرعي اشكال دارد (در برخي منابع مجاز و در برخي ديگر تحريم شده است). آينده نگري به نسبت ساير مقولات مشابه، بيشتر با اوهام و خرافات آميخته شده است، ولي از ديد برخي دانشمندان فراروانشناسي و متافيزيسين‌ها يك واقعيت علمي مي‌باشد. مداركي نيز جهت اثبات تجربي اين مقوله موجود است. البته شكي در اين نيست كه خداوند عليم برخي از اطلاعات را كه صلاح بداند از آينده و يا از عالم غيب به دل بندگان صالح خود الهام مي‌كند.

سايكوكنسيس عبارت از حركات اجسام در اثر نيروهاي روان مي‌باشد، تله‌كنسيس به معني حركت اشياء از فاصلة دور و بدون دخالت نيروهاي فيزيكي است. اين پديده‌ها هر چند عملي است ولي بسيار مشكل است و به تمرينات فراوان نياز دارد. صرف دست يافتن به اين توانايي‌ها از لحاظ معنوي و روحاني ارزش چنداني ندارد، پس بهتر آن است كه انسان بجاي اتلاف وقت در راه دست يابي به اين مقولات، اوقات خود را صرف خودشناسي و خودسازي نمايد.