28
,

اختلاف سنتی در یک ازدواج موفق

اما یک واقعیت هم وجود دارد و آن این است که موقعیت هایی هست که تفاوت سنی واقعاً مهم می شود.وقتی ۱۷ سالتان باشد، اقدام به ازدواج با کسی که ۴۷ ساله است، ایده چندان جالبی به نظر نمی رسد. تجربیات زندگی یک نوجوان ۱۷ ساله تقریباً هنوز بچگانه است. اما فرد ۴۷ ساله فردی بالغ و باتجربه است

 

و پستی و بلندی های زندگی را پشت سر گذاشته است. این تفاوت ها می تواند چالش بزرگی در رابطه ایجاد کند. پس اشتباه نکنید.موفقیت یک ازدواج به سطح بلوغ و تجربیات دو طرف بستگی دارد. واقعیت این است که وقتی پای عشق و ازدواج به میان می آید، فاصله سنی جادویی وجود ندارد.

اما تجربه به ما می گوید که هر چه فاصله سنی دو طرف کمتر باشد، شانس ساختن عشقی ماندگار برایشان بیشتر می شود. این تفاوت سنی چه یکسال باشد، چه ۵ سال، ۱۰ سال، یا حتی بیشتر، عشق بر همه چیز غلبه می کند. مسئله این است که ببینید واقعاً عاشق هستید یا نه، نه اینکه ببینید کسی که دوستش دارید چند سالش است.

 

عاشق بودن خیلی مهمتر از تفاوت سنی بین دو طرف است.به یک مثال خوب اشاره می کنیم. بابک و سوزان ۴۸ و ۳۷ ساله هستند. هر دو طلاق گرفته اند. می توانیم صادقانه بگوییم که هر دو آنها ازدواج هایی واقعاً بد را تجربه کرده اند. اما فعلاً این را همین جا نگه می داریم.خوشبختانه بابک و سوزان همدیگر را پیدا می کنند! درواقع، واقعاً عاشق هم می شوند.

وقتی گوش می دهیم که چطور عشق و محبتشان را به هم توصیف می کنند واقعاً سرحال می آییم. این دو نفر نه تنها عاشق هم هستند، بلکه فهمیده اند که مورد احترام قرار گرفتن، اعتماد کردن به هم، صادق بودن و ارزش گذاشتن بر همدیگر چه ارزشی دارد.هم بابک و هم سوزان از ازدواج اولشان بچه دارند. هر دوی آنها واقعاً بچه هایشان را دوست دارند و می خواهند به خوبی از آنها مراقبت کنند. و در واقع، هر دوی آنها حاضر نیستند کسانی را که به فرزندانشان عشق نمی ورزند را دوست بدارند. و واقعاً خوشا به حالشان!

اول رابطه کمی درمورد اختلاف سنیشان تردید داشتند. اما دیگر اینطور نیست! الان فقط به عشقشان به هم فکر می کنند و بس! سنشان دیگر اهمیتی ندارد.خوب، دوست دارید بدانید از سه دهه تحقیق درمورد اختلاف سنی در ازدواج چه دستگیرمان شد؟ فهمیدیم که عاشق بودن و دوست داشتن همدیگر بر همه چیز غلبه می کند.

 

اکثر ازدواج ها وقتی تفاوت سنی بین دو طرف کمتر از ۱۰ سال است موفق تر هستند اما وقتی این اختلاف بیشتر از ۱۰ سال باشد، احتمال موفقیت ازدواج به تدریج کمتر می شود. به عبارت دیگر، واقعاً صحت دارد که اگر اختلاف سنی بین دو طرف کمتر باشد احتمال موفق بودن رابطه بیشتر است.

اما، درمورد عشق هیچ جادویی وجود ندارد. عاشق بودن خیل مهمتر از سن است. سن مسئله ای نسبی است. مهمتر از آن، سن در رابطه خیلی کمتر از عشق اهمیت دارد. عشق بی حد و مرز است. پس عاشق باشید و تا ابد با هم بمانید.ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است كه اجزای اصلی و اساسی آن زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزای و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحكم تر،

 

پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود.علم و تجربه گویای آن است كه علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری كه موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است ضروری و لازم است و به هیچ وجه نباید این مساله را به بعد از ازدواج موكول كرد. یكی از امور مساله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است.

فاصله سنی در ازدواج

لزوم تناسب سنی از اطلاق آیاتی مثل «فانكحوا ما طاب لكم من النساء» همسری مورد پسند و دلنشین انتخاب كنید استنباط می شود. همچنین در روایات اسلامی به صراحت هم كفو بودن مطرح شده است.پیامبر اسلام می فرماید: با همسان و هم شان خود ازدواج كنید.

می توان گفت اسلام معیار و دلایل هماهنگی در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعیت های موجود در جامعه و استدلال های علمی در این مساله نظری بیفكند به راحتی پی خواهد برد كه همسر دلنشین و مورد پسند همسری است كه دارای هماهنگی و تناسب سنی باشد. قابل توجه است كه كفو هم بودن از نظر سن تفاوت در سن است

 

نه تساوی زیرا این تفاوت در آفرینش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.بارها با خانواده هایی مواجه می شویم كه فاصله سنی زوجین حتی به،۲۵،۲۰،۱۵، ۱۳ سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یكدیگر مشكلات عدیده ای دارند. ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم كه فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.

خارج شدن از معنای اصلی ازدواج

اگر چه در ابتدای ازدواج برای زوجین مشکلاتی به وجود نمی‌آید، اما به مرور زمان و پس از دوره‌های رمانتیک اول ازدواج افراد در صورت ناپختگی و فاصله سنی زیاد با مشکلات زیادی روبه رو می‌شوند. احتمال ایجاد مشکل برای یک زوج ۲۰ ساله و ۳۶ ساله نسبت به یک زوج ۴۰ ساله و ۵۶ بیشتر است زیرا زوج دوم تجربیات بیشتری در طول زندگی کسب کرده‌اند و شباهت بیشتری به یکدیگر دارند.

 

دختری که در دهه سوم زندگی قرار دارد و با مردی در دهه چهارم ازدواج می‌کند تجارب لازم برای یک زندگی مشترک را کسب نکرده است، مسلما تفاوت‌های سنی بالا در بین زن و شوهر که یکی از آن‌ها در دهه‌های سنی پایین‌ است مخاطرات بیشتری به همراه دارد؛ زیرا تحمل بی‌تجربگی‌ها و خامی‌های اشتباهات همسر موجب احساس نارضایتی و تحت‌الشعاع قرار گرفتن آرامش می‌شود.

ازدواج بدین معناست که زن و شوهر در کنار هم و مکمل همدیگر باشند، زمانی که فاصله سنی مناسبی بین زوجین رعایت نمی‌شود ازدواج معنای اصلی خود را از دست می‌دهد و شبیه نقش والد و فرزندی می‌شود و فرد بزرگ‌تر مسلما تجربه بیشتری دارد و ممکن است

 

شروع به پند و اندرز دادن و امر و نهی کردن همسر خود کند. تجربه بالاتر و رویارویی با مسایل و مشکلات بیشتر در طول زندگی موجب می‌شود فرد به همسرش به عنوان یک همسر نگاه نکند و با او مانند یک کودک رفتار کند و از دیدگاه روان‌شناسان ازدواج در دام ارتباط والد و کودکی بیفتد.

کنترل همسر

پند دادن به همسر، فرد با سن کمتر را دچار خشم، تنفر، انزجار می‌کند،‌ زمانی که رابطه از حالت زوجی خارج شود و به یک رابطه والد و کودک تبدل شود رفتارهای جنسی زوجین تحت و شعاع قرار می‌گیرد و در نتیجه کنترل فرد کم سن تر از مشکلات بارز تفاوت سنی زیاد میان زوجین است.

 

کنترل همسر به تدریج زمینه‌های پرخاشگری را فراهم می‌کند، مسلما علاوه بر قدرت نمایی در مسایل مختلف ممکن است فرد بزرگ‌تر از نظر مالی نیز در شرایط بهتری قرار داشته باشد، در نتیجه از هر لحاظ بر همسر خود احاطه پیدا می‌کند و در نهایت زمینه‌های بروز پرخاشگری فراهم می‌شود.

 

در برخی موارد نیز طرف بزرگ‌تر نقش یک قربانی را ایفا می‌کند، فردی که در دهه سوم و چهارم زندگی است نیازهای خاص خود را دارد، اما زمانی که سعی می‌کند خود را پایین‌تر از سن واقعی نشان دهد مسلما نیازهای خاص خود را پاسخ نمی‌دهد و در نتیجه نقش قربانی را پیدا می‌کند.

معمولا فرد بزرگتر برای این كه فرد كوچكتر را جذب كند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد كه وی را به دوام زندگی دلگرم كند. اما هر كس قادر نیست كه مدام چنین امتیازاتی بدهد، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممكن می گردد

 

و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می كاهد. از سویی طرف كوچكتر كه از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا، اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حكمفرما می كند و بدین ترتیب خانواده ای نابسامان شكل می گیرد.

عدم تناسب در تواناییهای جسمی

وقتی كه فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یك در دوره ای از زندگانی به سر می برند كه به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلاً زنی كه هفده سال دارد، در دوران جوانی به سر می برد و همسر او كه در ۳۵ سالگی است، به مرز میان سالی نزدیك شده است.

 

یكی غالباً فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود، گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد و به حساب كم كاری گذاشته می شود، یا به عنوان شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت مطرح می گردد، و وقتی كه با این عنوان طرح می نماید،

 

طبیعی است كه طرف مقابل احساس ناراحتی می كند و ممكن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی كه مرد قصد شانه خالی كردن از مسئولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسئولیتی می شود و از آنجا كه در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد، مجادلاتی در می گیرد.

انعطاف پذیری كمتر فرد بزرگتر

وقتی دو جوان با یكدیگر زندگی می كنند، به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است، امكان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان، مجال كمتری برای تغییر باقی گذاشته اند.همین امكان تغییر و تحول است كه ما را به یاد كلام گهربار پیامبر اسلام (ص) می اندازد كه فرمود : بیشتر كسانی كه به من ایمان آوردند، جوانان بودند.

وقتی كه دو نفر جوان با هم ازدواج می كنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می كنند به نظر همدیگر توجه می كنند و خود را طوری تطبیق می دهند كه مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنكه با افزایش سن، انعطاف آدمی كاهش می یابد و همین امر در زندگانی مشترك معضل آفرین است.

كمرویی با همسر

در این گونه خانواده ها معمولا فرد كوچكتر دچار نوعی كمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشكلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد. لذا حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می كند و گاه به فضای بیرون از خانه كشیده شده،

 

برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فكر می كند كه همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده، برای این و آن نقل می كند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد كوچكتر دردها را بازگو نكند، آنها بر روی هم انباشته شده، او را افسرده می كند.

 

25
,

چگونه تصمیم درستی برای ازدواج موفق بگیریم؟

تصمیم گیری منطقی چیزی است که شما به آن احتیاج دارید. یعنی بتوانید براساس فکر و منطق جلو بروید و تلاش کنید همه‌ اطلاعات موردنیاز را جمع‌آوری کرده و بعد از سبک و سنگین کردن تصمیم بگیرد. برای گرفتن یک تصمیم منطقی باید هیجانات، عواطف، وابستگی ها، اضطرار و تایید گرفتن از دیگران را کنار گذاشت و با بررسی پیامدهای احتمالی انتخاب آگاهانه قدم برداشت.

با انتخاب تان رو به رو شوید

بر مساله ازدواج تان تمرکز کنید و به جمع‌آوری اطلاعات بپردازید. این اطلاعات شامل اطلاعات از خودتان (شناخت خود، روحیاتتان، انتظاراتتان از زندگی مشترک، اهداف و انگیزه هایتان در زندگی شخصی و زندگی مشترک) و اطلاعات از طرف مقابل (باز هم همان هایی که درباره خودتان شناختید، این بار درباره طرف مقابل کسب کنید) و ویژگی های این ازدواج. پیامدهای آن، مشکلات احتمالی و…

از چه راهی انجام دهید؟

ازدواج کردن هم مثل دیگر تصمیم های ما نیازمند روش شناسی است. یعنی بدانید چه باید بکنید تا تصمیمتان به بهترین شکل انجام شود. چطور طرف مقابل را بشناسید، چطور مرحله به مرحله به هم دیگر نزدیک شوید، چطور در دل فرد مورد نظر نفوذ کنید و چطور پروژه ازدواج را به سرانجام برسانید.

 

حتی جزئیاتی مثل دخل و خرج قبل و بعد از ازدواج، روش هماهنگی با خانواده همسر، حل مشکلات زندگی مشترک و… هم در این مرحله باید مورد فکر و بررسی قرار گیرند.یک روش خوب در این زمینه بارش فکری است. یعنی با آزاد گذاشتن فکر همه‌ گزینه‌های احتمالی را در نظر بگیریم؛

 

حتی گزینه‌هایی که در نگاه اول غیرمنطقی یا غیرممکن باشند. بعد از بارش فکری می توانید روش های درست تر را برگزینید. از بارش فکری در مرحله رو به رویی با انتخاب هم می توانید استفاده کنید تا تمام پیامدهای این ازدواج را اعم از ممکن و غیر ممکن بسنجید و سپس به بررسی هر کدام، شدت تاثیری گذاری شان و راه حل های ممکن برای آنها بپردازید.

اگر انتخابتان منطقی بوده و با برنامه ریزی جلو رفته اید نباید نگران چیزی باشید. می توانید یک بار دیگر موضوع را از اول مرور کرده، نگرانی هایتان را بنویسید و برای آنها پاسخ های منطقی پیدا کنید. با توکل به خدا و اعتماد به مشورت هایی که گرفته اید و تحقیق هایی که کرده اید، جلو بروید و تصمیم تان را عملی کنید

راهنمایی و مشورت با دیگران

درباره ازدواج مشورت با افراد آگاه و کسانی که در این زمینه تجربه موفق و کافی دارند ضروری است. مشاوره ازدواج را هرگز فراموش نکنید. مشاور با تجربه شما را از مسایلی آگاه می کند که هیچ کس دیگر نمی تواند در رابطه شما متوجه آن شود. حتی خودتان.

متعهد باشید

بعد از آنکه تصمیم را گرفتید، متعهد باشید و مسئولیت های آن را به عهده بگیرید. ممکن است بعد از تصمیم گیری گاهی شک و دو دلی به سرا‌غ‌تان بیاید. حتی ممکن است گاهی دلسرد شوید. این تا حدی طبیعی است و در هر تصمیم گیری این پشیمانی ها وجود دارد. اگر انتخابتان منطقی بوده و با برنامه ریزی جلو رفته اید نباید نگران چیزی باشید.

 

می توانید یک بار دیگر موضوع را از اول مرور کرده، نگرانی هایتان را بنویسید و برای آنها پاسخ های منطقی پیدا کنید. با توکل به خدا و اعتماد به مشورت هایی که گرفته اید و تحقیق هایی که کرده اید، جلو بروید و تصمیم تان را عملی کنید.برخي از مسائل در زندگي سياه يا سفيد هستند و تصميمگيري دربارة آنها آسان است.

 

اتومبيلي با سرعت زياد به سمت شما ميآيد كه رانندة آن متوجه شما نيست. شما براي اينكه زنده بمانيد، از مسير حرکت آن اتومبيل کنار ميرويد و مطمئن هستيد که تصميم درستي گرفته ايد. اما در مورد مسائل خاكستري چه بايد کرد؟ بايد ازدواج كنيم يا خير؟ تصميم دربارة اينکه با چه کسي ازدواج کنيم، جزو مسائل خاكستري و پيچيده و زيباي زندگي بشري است.

اشخاصي که به زندگي نگاهي ساده يا سادهانگارانه دارند، معمولاً سعي ميكنند درست و صحيح تصميم بگيرند؛ اما بعضي از افراد در زمان تصميمگيري مانند خرگوشي هستند که وقتي نور چراغ اتومبيل به آنها تابيده ميشود، بي حرکت و فلج ميشوند. حال چه کنيم که ما هم مانند خرگوش در زمان تصميمگيري براي ازدواجمان به قول معروف «هنگ» نکنيم.

براي اينكه بتوانيم يك تصميم درست بگيريم، بايد سه مرحلة زير را مدنظر قرار دهيم:

۱٫ تحقيق؛

۲٫ مشورت؛

۳٫ ارزيابي و نتيجه گيري

تحقيق در امر ازدواج موضوعي اساسي و مهم است، که به صورت کامل و جامع در مراحل گذشته به بررسي آن پرداختيم و تمام سطوح آن را با دقت و حوصله شرح داديم. اول بايد نتايج حاصل از اين تحقيقات را بهدرستي دسته بندي کرد، سپس به مقايسة آنها با صحبتهاي انجام شده در جلسة حضوري پرداخت و درنهايت به ارزيابي موارد مختلف و بررسي ميزان صداقت فرد مورد نظر پرداخته شود. با رعايت اين نكات، ما در رابطه با فرد مقابل به يک پيشفرض مناسب و تا حدود زيادي صحيح دست پيدا كرده ايم. حال زمان آن رسيده که قدم را فراترنهاده و وارد مرحلة بعدي يعني مرحلة مشورت با ديگران و به خصوص اهل فن شويم.

نقش مشاوره و مشورت در ازدواج

اگرچه ازدواج و تشكيل خانواده امري مقدس و باارزش است؛ اما بايد گفت اين ارزش وابسته به حفظ و دوام آن است. ازدواجي كه منجر به طلاق شود، از ارزش خاصي برخوردار نبوده و باعث سرزنش زوجين نيز ميشود. اما چه مسائلي باعث ميشود برخي از زوجها كه غالباً با عبارت «تنها مرگ ما را از يكديگر جدا ميكند»

 

زندگي مشترك خود را آغاز ميكنند، پس از مدتي با مشكلات زيادي روبه رو ميشوند و درنهايت به جاي مرگ، طلاق آنها را از هم جدا ميكند؛ كار آنها بهجايي ميرسد كه نسبت به هم پرخاش و نزاع نموده و در مواردي كار به متاركه و طلاق مي انجامد.برخي از زوجهاي جوان اطلاعاتشان از امكانات و تواناييهاي يكديگر بسيار محدود و ناقص است و از آغاز با ديدي غلط وارد زندگي زناشويي ميشوند،

 

آنها از زندگي مشترك براي خود بنايي رؤيايي و سراسر ايده آل تصوّر ميكنند و با اين ديد وارد زندگي جديد ميشوند؛ اما پس از گذشت چند ماه و يا حتي چند سال، تازه به فكر حسابرسي و ارزيابي يكديگر ميافتند. آنها پس از كشمكشهاي فراوان، به اين نتيجه ميرسند كه آنچه تاكنون تصور كرده اند باطل و بي حساب بوده و اين سرآغاز مشكلات جديتري است.

بنابراين، تشكيل زندگي زناشويي مرحلة انتقالي دشوار و پيچيدهاي است؛ چراكه ازدواج مستلزم از نو تعريف كردن افراد براي خود و توسط والدينشان است. در ازدواج زن و مرد نياز دارند خود را در قالب نقشهاي جديد بپذيرند و اين مهم بدون آگاهي از مسائل مختلف مربوط به زندگي

 

زناشويي و خصوصيات متفاوت زن و مرد امكانپذير نيست پژوهش ها و شواهد بسياري نشان ميدهند كه در جوامع امروز، زوجهاي جوان در اوايل زندگي با مسائل و مشكلات گوناگون و گاه شديدي مواجه هستند. بنابراين پيشنهاد اصلي و اساسي، بهره مندي از مشاوره

 

پيش از ازدواج است تا زن و مرد با آگاهي هرچه بيشتر نسبت اهميت ازدواج و همچنين شناخت ويژگي هاي خود و همسر آيندة خود، به اين دورة پويا و شكوفا با آرامش بيشتري گام نهند.به طور کلي، يکي از محورهاي اصلي تصميم گيري در امر ازدواج مشورت است، در اين زمينه توجه شما را به نکات زير جلب ميكنيم:

۱٫ مشورت باعث ميشود که از تجارب ديگران در زندگيمان استفاده کنيم و همة مسائل را خود تجربه نکنيم؛

۲٫ به خاطر داشته باشيم که مشاور فقط راههاي درست را به ما نشان ميدهد و انتخاب و تصميم گيري در مورد انتخاب راه، دست خودماست؛

۳٫ کسي که روحيات، علايق و رفتارهاي فردي و اجتماعي شما را به خوبي ميشناسد و باتجربه، رازدار و آگاه به مسائل و مشکلات ازدواج است، بهترين شخص براي مشاوره است که ميتواند فاميل، دوست، استاد و معلم باتجربه هم باشد؛

۴٫ گاهي اوقات دوستان و همسايگان دانا در مشورت دادن به شما دربارة مسائل و دغدغه هاي فکري همتراز شما صحبت ميکنند؛ اين موضوع از جهاتي مفيد است اما کافي نيست. پس بهتر است در اين رابطه از افراد با تجربه تر بيشتر ياري بخواهيد؛

۵٫ در مشورت نتيجة قانع کنندة بحث مهم است نه تعداد مشاوران؛

۶٫ در اسلام پنهان کردن خواستگاري سفارش شده است، اما اين به معني مشورت نکردن و ناآگاهانه تصميم گرفتن نيست؛

۷٫ تجربه نشان داده است که مشورت باعث تصميمگيري درست و به موقع ميشود. بنابر فرمايش پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله: «هيچکس به مشورت با ديگري نپرداخت مگر اينکه به راه درست راهنمايي شد»؛

۸٫ مدت مناسبي را براي مشورت کردن انتخاب کنيد. نبايد عجله کنيد، زيرا انتخاب کسي که همتاي شما باشد و در کنار او بتوانيد زير يک سقف در آرامش زندگي کنيد زمان کافي را ميطلبد؛

۹٫ براي مفيدبودن مشورت، شما هم بايد مسائل و نقاط ابهام را در مورد گفته ها و شنيده ها به خوبي بيان کنيد و تنها مشاور خوب کافي نيست؛

۱۰٫ مشاوران خوب و دانا به راحتي ميتوانند نقاط ابهام ذهن شما در موارد خاص، برطرف کنند؛

  

,

چگونه همسری ایده آل داشته باشیم؟

خصوصیات واقعی فرد مورد نظر و اسطوره ای كه طرف مقابل از شخص مورد نظر برای خود ساخته است با هم متفاوتند. آنچه در زیر آمده برخی از عمومی ترین خصوصیات ذكر شده از مرد ایده آل خانم ها است.

مرد حساس

بسیاری از خانم ها می گویند به مرد حساسی علاقه مندند كه از بیان مداوم احساسات خود واهمه نداشته باشد، وقتی این مورد زیاد تكرار می شود با احساس زنانه او هماهنگ است اما واقعیت این است که این مردی است كه رفتار مردانه ندارد. بنابراین چنین مردی در نهایت هر زنی را از خود می راند و انتظارات او را نیز بالا می برد (این مورد زمانی روی می دهد كه مرد بسیار احساساتی و نفوذ پذیر باشد).

پس خانمها به دنبال چه نوع مردی هستند؟ مردی بین دو مورد ذكر شده. مردی كه نه زیاد احساساتی باشد و نه زیاد بی احساس. به عنوان مثال در صورت درگذشت یكی از بستگان نزدیك عادی است كه مردها فریاد بزنند اما این مورد برای بیستم بار به یاد آوری یك نمایش، بسیار غیر عادی خواهد بود.

 

همچنین، زمانی كه خانمها به شخصی واقعا علاقه مند باشند، رفتار آنان كمی مرموز و عجیب می شود. پس باید بدانید كه چه موقع باید كنار او باشید و چه موقع باید تنهایش بگذارید. به عنوان مثال در صورتی كه به شما با حالتی گریان زنگ بزند چرا كه یكی از بدترین هفته های زندگی اش را گذرانده و شما به خوبی با او رفتار نكنید،

 

اصلا رفتار خوبی نخواهد بود پس عصبی اش نكنید و به او زنگ بزنید.بر خلاف باور عمومی سن جوانی سن حساس، خوب و پر از سلحشوری و فتوت است. با این وجود خانمها مرد بسیار احساساتی را دوست ندارند، آنها یك مرد واقعی با احساسات مردانه را می پسندند.

 

اما باز هم سخن از تعادل می باشد. چنانچه سعی در تحت تاثیر قرار دادن ما از طریق احساساتی بودن زیاد دارید، احساسات ما را خاموش خواهید كرد، اما چنانچه با اغوش باز در را به روی همسرتان باز كنید و برایش چای بریزید و به او خسته نباشید بگویید، راه درست را بر گزیده اید.

پولدار پولدار

اغلب آقایان فكر می كنند خانم ها یك مرد پولدار موفق با ماشین آخر سیستم و آپارتمان مجلل می خواهند. اما درست نیست، چرا كه اغلب خصوصیات خوب آقایان است كه خانمها را تحت تاثیر قرار می دهد نه حسابهای بانكی آنان.خانمها مردی را خواهند پسندید كه قادر به ایجاد یك زندگی خوب و راحت باشد همچنین بلند پرواز باشد نه اینكه ناگهان ارث پدری به او رسیده و از طریق آن خوشبخت و پولدار شود. چرا كه به قول معروف باد آورده را باد می برد، بنابراین خانهما می خواهند بدانند آیا واقعا مردشان قدرت بدست آوردن پول و جرات چرخاندن یك زندگی را دارد یا نه.

هوش خانمها را آزمایش نکنید

به غیر از زنان فرومایه و دختران نوجوان، دیگر خانم ها از شما انتظار نخواهند داشت كه مانند یك ستاره سینما عمل كنید. آنچه كه آنان از شما انتظار دارند اینست كه از آنچه به دست می آورند، نهایت استفاده را بكنید و به خودتان اهمیت دهید، اعتماد بنفس و جذبه بالائی داشته و توان استفاده از آن در اداره زندگی را داشته باشید. همچنین بدانید كه چه مدلها و رنگهایی به شما می آید و از آنان استفاده نمائید.

مرد خانواده

زنی كه به دنبال یک زندگی ماندگار طولانی است، می خواهد با مردی باشد كه حداقل از زندگی در بین سرو صدای بچه ها برای خود جهنم نسازد و بچه ها را دوست داشته باشد. لازم نیست كژپنداری كنید و فكر كنید كه زنها به دنبال پدری برای فرزندان متولد نشده شان هستند. این فقط بدین معناست كه چنانچه خانمها برای خود در آینده فرزندی تصور كنند، مایلند شریك زندگی آنان كسی باشد كه مانند آنان فكر كند،

 

بنابراین اگر روزی زنی احساس كند كه باردار است نگران این نباشد كه این قضیه برای همسرش شك بدی است و یا اینكه نگران این نباشد كه همسرش از او بخواهد بچه را سقط كند؛ این مرد مورد علاقه اوست. همچنین اغلب خانم ها مایلند با كسی زندگی كنند كه با افراد خانواده آنان رابطه خوبی داشته باشد و با آنان با احترام و مهربانی برخورد نماید.

 


 

این قضیه نشان می دهد كه او برای مفهوم خانواده ارزش قائل است و اهمیت یك رابطه خوب و نزدیك داشتن را در خانواده می داند.خصوصیات دیگری كه زنها در زندگی برای مرد مورد علاقه اشان به دنبال آن هستند عبارتند از:خوش اخلاقی كه فقط مختص به شوخی و مزه ریختن با دیگران نمی شود،

 

وفاداری (هیچ زنی وجود یك هوو را تحمل نمی كند)، احترام، مهربانی، گرما، هوشمندی، تفاهم.برای تازه عروس ها این که همسرشان روز به روز عاشق تر شود، موضوع بی اهمیتی نیست. آن ها دوست دارند با تک تک حرف ها و رفتارهای شان یک قدم به همسرشان نزدیک تر شوند اما همیشه ماجرا این طور پیش نمی رود.

 

گاهی هر قدم رو به جلوی زن، مرد را ده ها قدم به عقب می راند. برای زنی که فکر می کند، حساب همه چیز را کرده و تمام تلاشش را به خرج داده کنار آمدن با این موضوع، آسان نیست. اگر شما چنین احساساتی را تجربه کرده اید، باید بار دیگر گذشته تان را مرور کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان یک زن ایده آل جلوه نکرده اید.

● باید خاص باشید

یک مرد به دنبال زنی خاص می گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آن ها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده آل آن ها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن ها اغلب زنی را ستایش می کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری های شان راه می دهند.

● باید قانع باشید

مردها دوست دارند، بعد از ازدواج همان طوری که پیش از این بوده اند بمانند. آن ها همسری می خواهند که با وجود معایب یا خلق و خوی خاص شان آن ها را بپذیرد و عاشق شان بماند. این ویژگی یکی از مهم ترین چیزهایی است که در ذهن مردها می گذرد. آن ها از سرکوفت خوردن بیزارند و دوست دارند همسرشان با همین اخلاقی که دارند و همین وضع زندگی ای که دارند بسازد و مدام برای تغییر کردن، آن ها را تحت فشار نگذارد. برخلاف اغلب زن ها که سعی می کنند، از مرد معمولی مقابل شان همسر ایده آل و رویایی بسازند، مردها دوست دارند با زنی زندگی کنند که به همین وضع موجود قانع باشد.

● باید سعی کنید زیبا باشید

درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می کنند اما این موضوع در انتخاب همسر آینده آن ها بی تاثیر هم نیست. انگار مردها دوست دارند از این طریق انتخاب شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آن ها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می توان از این که یکی از کاندیداهای ازدواج مردان اطراف تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

● باید جاه طلب باشید

نمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن ها ثابت می کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می کند و به سادگی عقب نشینی نمی کند.

● باید نیمی از مشکلات مال شما باشد

سال ها از روزگاری که مردها بار خانه را یک تنه به دوش می کشیده اند گذشته است. مردهای امروزی دوست دارند زن شان دوشادوش آن ها حرکت کند، بحران های خانه را بشناسد و گاهی مانند آن ها استرس های زندگی بعد از ازدواج را به دوش بکشد. آن ها دوست ندارند تنها فکر کنند، تنها تلاش کنند، تنها نگران باشند و تنها عمل کنند. مردهای امروز به دنبال همسری هستند که در تمامی این لحظه ها کنارشان باشد و این مشکلات را مشکلات خودش بداند، نه این که اگر کاری برای حل کردن شان می کند آن را یک لطف تلقی کند.

● باید با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید

جدا شدن از زندگی مجردی در سال های بعد از ازدواج سخت ترین اتفاقی است که می تواند برای یک مرد بیفتد. مردها از تنهایی بعد از ازدواج می ترسند. آن ها دوست دارند روابط قبلی شان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیل شان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند. آن ها ترجیح می دهند، با ازدواج خانواده پیشین شان بزرگ تر شود نه این که از یک خانواده بیرون بروند و خانواده تازه ای را بسازند. اغلب مردها در ارتباط داشتن با آدم های تازه و شرایط تازه کمی مشکل دارند. آن ها دوست دارند، زن شان روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و آن ها را در پیوند زدن به این اجتماع یاری دهد. گذشته از این، آن ها دوست دارند با ورود همسرشان به خانواده شان، روابط خانوادگی و فامیلی گرم تری را هم برای شان به همراه بیاورد و لاک تنهایی شان را از آن ها بگیرد.

● باید ستایش کنید

دوست داشته شدن حس خوبی به آدم ها می دهد. مردها هم از این قاعده مستثنا نیستند. آن ها ترجیح می دهند، وقتی خسته از کار بر می گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر این که زنی تا این حد دوست شان دارد به همه فخر بفروشند. خیلی از مردها زندگی خود را با اطرافیان شان مقایسه می کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن ها منتقل می کنند برای شان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند. مردها دوست دارند همسرشان قدرت و توانایی شان را ستایش کند و به آن ها تکیه داشته باشد. آن ها از این که مستقل ترین زن جهان هم برای تصمیم گیری هایش با آن ها مشورت کند و در مشکلاتش به آن ها تکیه کند لذت می برند.

● باید با منطق باشید

گرچه خیلی از زن ها گمان می کنند با فداکاری تمام و کمال می توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مرد ها ترجیح می دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مردها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوش شان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می گذارد.

● باید پیشرفت کنید

یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی تواند یک همسر ایده آل باشد. مردها دوست دارند زن شان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود. برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن ها به دنبال زنی دنیا دیده می گردند که موضوعات روز را می شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی دارد.

 

گردآوری: شفاگران

 

19
,

ازدواج دوم و راه رسیدن به خوشبختی

بسیاری از افراد بعد از شکست در انتخاب اولشان بیشتر به دنبال بیان عیب و ایرادهای نامزد یا همسر سابق شان هستند و به نقش و سهم خود و کم و کاستی هایی که در انتخاب همسر و زندگی مشترک داشته اند توجه چندانی نمی کنند. به اصطلاح بیشتر نقش قربانی و کسی که مظلوم واقع شده را ایفا می کنند و همین موضوع باعث می شود، دوباره در انتخاب همسر دچار اشتباه شوند.

تنها برای فرار از مشکلات ازدواج نکنید

تصمیم گیری برای ازدواج مجدد در افراد مطلقه باید عاقلانه و آگاهانه تر انجام شود. پیش از ازدواج باید دوباره به خودشناسی و شناسایی نیازها بپردازند و مشکلات و چالش های پیش روی خود را در ازدواج پیشین و زندگی آینده شناسایی کنند تا علل فروپاشی زندگی گذشته مانعی بر سر راه آینده نباشد.بسیاری از افراد در ازدواج دوم برای فرار از تنهایی، فشار های خانوادگی و اجتماعی یا رفع نیاز های عاطفی و مالی و… بدون درنظر گرفتن معیارهای مناسب فقط برای فرار از شرایط موجود تن به ازدواج مجدد می دهند.

ازدواج هایی که مبنای احساسی دارند ازدواج های پرخطری هستند؛ فردی که تنها برای فرار از شرایط موجود ازدواج می کند، کسی که فکر می کند دیر شده و سنش بالا رفته، فردی که به لحاظ احساسی هنوز درگیر رابطه قبلی است، فردی که معیارهای تناسب سنی، ظاهری، تحصیلی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی، جایگاه اجتماعی، شغلی و حتی سلامت جسمی و روانی، طرف مقابل را نادیده می گیرد و فقط به ازدواج فکر می کند، به طور حتم در زندگی دوم خود نیز با مشکلات متعددی مواجه می شود. البته اگر ازدواج دوم با بررسی های لازم انجام شده باشد به اندازه ازدواج اول شانس موفقیت دارد.

به خودتان فرصت دهید

دیگر شرط موفقیت ازدواج دوم این است که فرد یک بازه زمانی قابل قبولی را پس از طلاق سپری کرده باشد. یکی از دلایل شکست در ازدواج دوم فاصله زمانی کم بین طلاق و ازدواج دوم است، چرا که هنوز مشکلات روحی و روانی فرد پابرجاست. به ندرت پیش می آید که طلاقی ناشی از اشتباه فقط یکی از زوجین باشد.

 

به همین خاطر قبل از ازدواج دوباره، باید در روح خود جست وجو کنید تا ببینید که به جای رفتارهای اشتباه گذشته چطور باید رفتار کنید تا ازدواج دوم تان دوام بیاورد.برای این که برای ازدواج دوباره آماده شوید به طی چند مرحله ذهنی و یادگرفتن یک سری مهارت نیاز دارید. یادتان باشد همین تجربه ازدواج ناموفق از شما آدم با تجربه تری ساخته است که با آدم قبل از ازدواج اول متفاوت است.

در ادامه به چند پیش نیاز که برای ازدواج دوم باید آن ها را انجام دهید اشاره می کنیم:

از درگیری ذهنی با ازدواج قبلی خلاص شوید

روان شناس ها می گویند لااقل ۶ ماه برای خلاص شدن از یک شکست عاطفی وقت لازم است. یادتان باشد این که شما طلاق قانونی را انجام داده باشید و اگر زن هستید دوره عده هم گذشته باشد به معنی این نیست که شما حتماً آماده ازدواج دوم هستید. شما باید به این مرحله برسید که دیگر مرتب به ازدواج قبلی فکر نکنید، غم ناشی از طلاق هنوز به صورت پررنگ در زندگی تان حضور نداشته باشد و مدام نخواهید از همسر قبلی تان انتقام ذهنی بگیرید. اگر احساس می کنید برای رسیدن به این مرحله به زمان زیادی نیاز دارید، حتماً با یک روان شناس مشورت کنید.

طلاق فرصتی برای خودشناسی است

سهم خودتان را واقع بینانه از فرآیند طلاق قبلی معلوم کنید. یادتان باشد حالا شما باتجربه تر هستید، سن تان بیشتر است و راحت تر می توانید درباره خودتان قضاوت کنید. آن مشکلاتی که شما در به وجود آمدن شان مقصر بوده اید را از آن مشکلاتی که همسر قبلی تان مقصر آن بوده یا فقط به خاطر متفاوت بودن شخصیت شما و همسر سابق تان اتفاق افتاده است از هم جدا کنید.

 

برای اصلاح رفتارهایی که به نظر خودتان غلط است، همچنین برای یادگرفتن مهارت هایی که در ازدواج قبلی آن ها را بلد نبوده اید، مثلا مدیریت خشم یا گفت وگوی منطقی با همسر و… حتماً برنامه مشخصی داشته باشید.خواندن کتاب های علمی و در عین حال ساده درباره این مهارت ها یا مراجعه به روان شناس در این موارد حتماً موثر است.

خودتان را پنهان نکنید

اگر شما گذشته خود را به طور کامل پذیرفته اید،نباید از آشکارشدن آن هراس داشته باشید.درنظر داشته باشید که خانواده طرف مقابل نیز نقش مهمی در زندگی مشترک شما خواهند داشت. لذا پنهان کردن گذشته خود از خانواده و بستگان درجه یک او به معنی پنهان کردن بخشی از هویت خودتان از آن هاست. لذا در ازدواج همواره صداقت پیشه کنید و این ضرب المثل معروف را نیز به خاطر داشته باشید

 

که ماه زیر ابر پنهان نمی ماند.خانواده های بسیاری هستند که بعد از آگاهی از چنین موضوعی همچنان از عروس یا داماد آینده خود حمایت می کنند و حتی اجازه مطلع شدن یا دخالت دیگران را نیز در این امر نمی دهند.پس بنابراین نگرانی به دلتان راه ندهید و موضوع ازدواج گذشته خود را با آنان در میان و قضاوت را به عهده آنان بگذارید.

درباره این که موضوع ازدواج قبلی خود را چه زمانی مطرح کنید، بهتر است در نخستین جلسه ای که با طرف مقابل خود صحبت می کنید از گذشته خود سخن بگویید.به خاطر داشته باشید که او حق دارد سوالاتی را در این زمینه از شما بپرسد و شما نیز تا حد امکان به تمام آ ن ها با صداقت پاسخ دهید.نوع سوالاتی که او از شما می پرسد نیز تا حدی نشان دهنده نگرش او به زندگی و خواسته های او ازشما و زندگی مشترک با شماست.

 

البته بهتر است زمان و چگونگی مطرح کردن ازدواج قبلی شما با خانواده همسر آینده تان به عهده خواستگارتان باشد. اما حتما پیگیر باشید که مسئله را برای آن ها بازگو کند.اجازه بدهید تا نظرات خانواده اش را نیز بشنود و حتی به او فرصت فکر کردن بدهید. هرچه او با نگاه واقع بینانه و همه جانبه تری به این مسئله بپردازد، با اطمینان بیشتری برای شروع زندگی مشترک قدم برخواهد داشت و این در نهایت به نفع و صلاح زندگی شما خواهد بود.

ازدواج مقوله کاملا پیچیده ای است اما وقتی با وضعیتی مثل ازدواج با شرایط خاص روبرو هستیم، طبیعتا این پیچیدگی افزایش پیدا خواهدکرد و عمده ترینش این است که ۲ نفر باید تمام شرایطی که در یک ازدواج معمولی لازم است مورد ارزیابی قرار بگیرد را بررسی کنند و بعد از آن به مساله اصلی بپردازند.

اگر هریک از طرفین صاحب فرزند یا فرزندانی باشند، قطعا فرد مقابل در آینده با آسیب هایی مواجه خواهدشد که شرایط و شدت این آسیب را نمی توان از پیش تعیین کرد چرا که وابسته به عوامل خاصی از جمله تعداد فرزندان طرف مقابل، جنسیت فرزندان و شرایط سنی آنهاست. همچنین اینکه فرزندان متعلق به آقا یا خانم باشند، بسیار تعیین کننده است. فراموش نشود که الگوهای فرهنگی- اجتماعی نیز در این امر دخیل است.

مثلا اگر آقای مجردی بخواهد با خانم فرزندداری ازدواج کند، مقاومت های خانواده وی بسیار شدید و زیاد خواهدبود و حتی در صورتی که ازدواج کنند، در روابط بعدی هم تاثیرگذار خواهدبود. معمولا وقتی خانمی بخواهد با آقای صاحب فرزندی ازدواج کند، مقاومت ها کمتر از حالت عکسش خواهدبود و این رفتارها در روابط بعدی خانواده ها شدت کمتری خواهدداشت. شرایط سنی افراد و همچنین شرایط اولیه ای که زوج برای ازدواج دارند نیز در آینده این زندگی مهم است.

مثلا اگر خانمی در دوران عقد، طلاق گرفته باشد، میزان مقاومت های خانواده برای ازدواج دخترشان با آقایی صاحب فرزند کمتر خواهدبود. بنابراین نمی توان در مورد ازدواج یک فرد مجرد با فردی که از ازدواج قبلی اش فرزند دارد، یک حکم کلی داد و پاسخ سوال بنابر شرایط مختلف هر ۲ نفر و نیز فرزندان، متفاوت خواهدبود و معمولا باید جز به جز بررسی شود.

دخترها راحت تر کنار می آیند

نکته بعدی که در چنین شرایطی باید مورد توجه قرار گیرد، جنسیت فرزندان است؛ معمولا فرزندان پسر مقاومت بیشتری در برابر ازدواج مجدد والد خود دارند؛ اگر پدر (بعد از جدایی یا فوت همسر) قصد ازدواج مجدد داشته باشد، مقاومتی نسبی دارند اما اگر مادرشان در چنین شرایطی باشد، مقاومت بسیار بسیار شدیدتری از خود بروز می دهند. در مقابل فرزندان دختر معمولا با ازدواج والدشان راحت تر کنار می آیند،

 

به خصوص اگر مادرشان (بعد از جدایی یا فوت همسر) قصد ازدواج داشته باشد. البته سن فرزندان هم بسیار مهم است؛ اگر یکی از والدین در شرایط سنی زیر ۵ سال فرزندان ازدواج مجدد داشته باشد، بسیار راحت خواهدبود. در فاصله سنی ۵ تا ۹ سال، فرزند کج رفتاری های نسبی از خود بروز می دهد اما زمانی که وارد دوره بلوغ و نوجوانی می شود، مقاومت دیدگاه های مخالفش افزایش پیدا می کند.


فرزندتان را در جریان بگذارید

نکته بعدی توجه به سطوح خانواده های پشتیبان (پدر و مادر این خانم و آقا) است؛ معمولا خانواده خانم و آقایی که در شرایط ذکرشده تصمیم به ازدواج می گیرند، نقش کلیدی و اساسی در این وضعیت دارند. در نهایت اینکه وقتی با پدیده ازدواج «خاص» روبرو هستیم، به مشاوره قبل از ازدواج نیاز داریم تا ۲ فرایند بررسی شود؛ یکی فرایندهای اصلی مربوط به ازدواج و دوم، فرایندهای مربوط به وضعیت خاص.

مشکلی که معمولا در چنین مواقعی پیش می آید این است که افراد، فرزندشان را طرف مشاوره قرار نمی دهند یا صرفا برای اطلاع رسانی موضوع را با ایشان مطرح می کنند در صورتی که توصیه می کنیم والدین با فرزندشان مشورت کنند، موضوع را کامل برای او باز کنند و نظرش را بخواهند. البته والدین نباید طوری رفتار کنند که فرزند تصور کند حق انتخاب برای پدر یا مادرش دارد بلکه برای کاهش تعارضات آینده طرف مشورت قرار می گیرد.

 

چرا که بسیاری از بچه ها در فاز اول، دچار پدیده های احساسی می شوند و مخالفت می کنند چون فردی که وارد خانواده خواهدشد، جایگزین پدر یا مادر آن بچه و درواقع جایگزین هویت وی خواهدشد که همین موضوع، با توجه به سن فرزند، برای او نسبت به فردی که وارد نظام خانواده اش می شود، خشم ایجاد می کند. پس طرف مشورت قرار می گیرد تا احساساتش را بروز دهد ولی تصمیم گیرنده نهایی نخواهدبود. مثلا پدر یا مادر با جملاتی مثل اینکه:

 

«باید بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم» یا «تو باید با او هم روبرو شوی و اگر باز همین حس را داشتی، احساست را با او هم مطرح کنی» با فرزندشان صحبت کنند و در نهایت اگر فرزند همچنان مخالف ازدواج پدر یا مادرش بود، قطعا مداخله روان شناسان ضروری خواهدبود. نکته بسیار مهم دیگر این است که اگر فرزند قصد مخالفت یا ایجاد دردسر برای ازدواج والدش داشت، این موضوع حتما باید با مداخله نفر سوم که همان متخصص است، حل و فصل شود.

نکته مهم تر و پیچیده زمانی است که هم آقا و هم خانم صاحب فرزند هستند و شاید به نظرشان بیاید که شرایط شروع زندگی مشترک به دلیل برابری شرایط و عدم مخالفت خانواده ها، برایشان آسان تر است اما در چنین مواردی، والدین با چالش های فرزندان روبرو خواهندبود؛ به این ترتیب که در مرحله اول، هریک از طرفین باید مورد ارزیابی قرار بگیرد تا متوجه شوند آیا می توانند احساس خاصی نسبت به فرزند طرف مقابل داشته باشند یا خیر. در مرحله بعد احساسی که فرزندان نسبت به یکدیگر و جایگاهی که در شرایط جدید پیدا می کنند، بسیار تعیین کننده است و موقعیت پیچیده تری پیش می آید.

دست دست نکنید!

در بسیاری از مواقع وقتی فردی بعد از فوت همسر یا متارکه قصد ازدواج مجدد دارد، صبر می کند تا روابطش با شخص موردنظرش به نتایجی نسبتا قطعی برسد و بعد فرزندش را در جریان امر قرار می دهد، مسلما مشکلات زیادی برایش پیش می آید. توصیه می کنیم پدر یا مادرهایی که همسر خود را به هر دلیلی از دست داده اند،

 

گاهی از ازدواج مجدد با فرزندشان صحبت کنند. مثلا بگویند «ما در سیستم خانواده مان به فرد دیگری نیاز داریم؛ کسی که از نظر عاطفی و احساسی کنار هردوی ما باشد.» و بر حسب مورد که این فرد خانم یا آقاست، ادامه دهد که «کسی باشد که بشود به او تکیه کرد و پشتوانه ما باشد» یا «کسی که بتواند سیستم خانواده مان را مدیریت کند و از احساس و عواطفمان مراقبت کند.»

 

و همیشه بر این امر تکیه کند که «هردوی ما به یک نفر دیگر در خانواده مان نیاز داریم» و اگر فرزند بگوید نه: «نه! من دلم نمی خواهد!» به او بگوییم: «خیلی اوقات ما خیلی چیزها را نمی خواهیم ببینیم اما به آن نیاز داریم. من هم دلم نمی خواهد کسی جای مادرت/ پدرت را بگیرد ولی این یک نیاز برای کل خانواده است.»

نکته مهم دیگر این که همسر فرد بر اثر طلاق از خانواده جدا شده یا به دلیل فوت؛ در موارد طلاق، کنارآمدن فرزندان با این مساله راحت تر است چون فرزند در نهایت جدایی والدینش را پذیرفته اما بعد از فوت یکی از والدین جبهه گیری بچه ها برای ازدواج مجدد پدر یا مادرشان کمی شدیدتر است چرا که قصه مرگ، غم و از دست دادن است و چون مثل طلاق، آزردگی خاطر از همسر وجود ندارد، بچه ها حق ازدواج مجدد را برای والدینشان قائل نمی شوند و به همین دلیل مقاومتشان شدیدتر است.

 

16
,

با چه کسی ازدواج کنم خوشبخت می شوم؟

اما آیا باید از ترس شکست ازدواج هیچ وقت سراغ آن نرفت؟پاسخ قطعا نه است. باید بدانید از ازدواج چه می خواهید، چه کسی می تواند این خواسته ها را براورده کند و نقش شما در انتخاب و تحقق این خواسته ها چیست.این که می گویند «به هم عادت می کنید»، «علاقه بعداً پیدا می شود» همیشه و در همه جا صحیح نیست.

 

زمانی علاقه «بعداً» پیدا می شود که پایه و اساس ازدواج بر معیارهای عقلانی استوار شده باشد. با عنوان های«دعواهای پدر و مادرم مرا خسته کرده بود!»، «در تنگنای مالی بودم»، «همه دوستانم ازدواج کرده اند» و … تن به ازدواج تحمیلی و ناخواسته ندهید.اگر از دعواهای والدینتان خسته شده اید دنبال فکر و چاره اساسی باشید، برای فرار از محیط پر آشوب خانه ازدواج نکنید که ممکن است شما هم به همین مصیبت دچار شوید!

 

براساس نیازهای اقتصادی ازدواج نکنید اگر مهر و محبت که پایه و اساس یک زندگی مشترک است وجود نداشته باشد همه چیز براساس تصادف و شانس پیش می رود، شاید تصادفاً خوب پیش رود و شاید هم برعکس؛ و به علت این که دوستانتان ازدواج کرده اند تن به ازدواج ناخواسته ندهید، نباید بدون دلیل اعتماد به نفستان را از دست دهید و نگران شوید که مبادا کسی به سراغتان نیاید.

به یاد داشته باشید:

زمانی می‌توانید فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کنید، که خودتان فرد مناسبی شده باشید.زمانی می توانید ارتباط خوبی با همسرتان داشته باشید که ارتباط خوبی با پدر، مادر، برادر و خواهر خود داشته باشید.

فردی را برای همسری خود انتخاب کنید که:

– ویژگی های خوب پدر یا مادرتان را داشته باشد و ویژگی های منفی آنها را نداشته باشد.– همانند بهترین برادر یا خواهر شما باشد.– از این‌که شبیه به او شوید احساس بدی نداشته باشید.– او را همان‌گونه که هست، بدون هیچ تغییری بپذیرید.– بتواند برای فرزند شما، پدری بهتر از پدرتان یا مادری بهتر از مادرتان باشد.– بتوانید با او به میزان صمیمیت دلخواه برسید– با فرهنگ و سطح اجتماعی شما سازگاری داشته باشد.– روابط پر خطر کمی در زندگی تجربه کرده باشد.– بتوانید در مورد نیاز هایتان با او به گفتگو بنشینید.

آیا شما برای شروع یک رابطه جدید آمادگی کافی دارید؟

۱- فهرستی از آسیب های روحی گذشته خود تهیه کنید سپس یکایک آنها را مرور کرده و منصفانه قضاوت کنید که چگونه با آنها کنار آمده یا آن ها را حل کرده و یا پذیرفته اید. اگر تصور میکنید مسایلی در گذشته شما وجود دارند که به آن ها نپرداخته و بطور جدی و کافی با آنها برخورد نکرده اید و هنوز لاینحل باقی مانده اند بهتر است

 

پیش از آنکه قدم در یک رابطه تازه بگذارید آنها را رفع کنید. آسیب های روحی میتوانند شامل سوء رفتارهای احساسی، فیزیکی و جنسی در دوران کودکی شما، طلاق والدین، از دست دادن والدین و یا یک عزیز، و یا روابط ناهنجار، ناکام و ناسالم شما در گذشته باشند. زیرا همان مسایل میتوانند در رابطه جدیدتان رخنه کنند و خود را به اشکال مختلف نمایان سازند و مانع شکل گیری یک رابطه سالم گردند.

۲- خودآگاهی و عزت نفس شما تا چه حدی است؟ فقدان خودآگاهی و عزت نفس لازم شکل گیری یک رابطه صمیمی و سالم را دشوار و غیر ممکن میسازد. برای آنکه متوجه گردید تا چه اندازه خودتان را می شناسید سعی کنید به پرسش های زیر پاسخ گویید:

* آیا قادر به بیان مهمترین و عمیقترین ارزشهای زندگی خود می باشید؟
* آیا قادر به بیان انتظارات و نیازهای خود از رابطه دلخواهتان هستید؟
* آیا اهداف زندگی خود را شناخته اید؟ و آیا برای دستیابی به آنها از برنامه مدونی پیروی می کنید؟
* آیا نقاط ضعف و قوت خود را کاملا می شناسید؟

برای پی بردن به میزان عزت نفستان به پرسشهای زیر پاسخ گویید:

* خود را چگونه ارزیابی میکنید؟
* آیا نظر مثبتی نسبت به خود دارید؟
* دیگران چگونه شما را ارزیابی میکنند؟

اگر پاسخ های شما گویای آن است که شما در پذیرش و دوست داشتن خود مشکل دارید و غالبا با واکنش منفی دیگران مواجه میگردید باید برای ارتقای سطح اعتماد بنفس و عزت نفس خود بیشتر تلاش کنید. عشق به خویشتن پایه و اساس یک رابطه سالم است.

۳- آیا روابط پیشین شما حقیقتا در گذشته بوده و پایان پذیرفته اند؟ اگر شما بطور کامل تجارب و مسایل دردناک و ناخوشایند گذشته خود را کنار نگذاشته و به دست فراموشی نسپرده باشید (البته پس از درس عبرت گرفتن از آنها)، احتمال آنکه آنها را به رابطه کنونی و یا آتی خود بکشانید بسیار زیاد است. زیرا مشکلات تا زمانی که کاملا حل و رفع نگردند مجددا در مغز مرور گشته و تکرار میگردند. بنابراین بسیار اهمیت دارد که پیش از آنکه وارد رابطه جدیدی شوید با تمام رنجها و مشکلات روحی عمده روابط پیشین خود بطور سازنده ای کنار آمده باشید.

تصورات غلط در مورد ازدواج

۱- شما تصور می کنید تنها به صرف آنکه شریک خود را دوست دارید میتوانید وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.

۲- شما تصور می کنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریک جدیدتان است.

۳- شما تصور می کنید عشق و رابطه جاودانه است: مادامی که من عاشق شریک زندگی خود باشم و انرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشه در کنار من خواهد ماند.

۴- شما تصور میکنید چون فداکاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید همواره شریک زندگیتان باید فریادرس و در دسترس شما باشد، حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید..

۵- شما تصور میکنید شریک زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما است.

هرکسی اهدافی را برای رسیدن خود به خوشبختی در ذهن ترسیم می‌کند، اما تحقیقات نشان داده خوشبختی واقعی در احساس آرامش در لحظه حال است.اگر تصمیم دارید اهداف خود را برای سال آینده مشخص کنید این کار را با نگرانی انجام دهید زیرا با این کار مانع تحقق آن می‌شوید.

در ضمن مطالعات انجام شده توسط دنیل گیلبرت استاد روان‌شناسی دانشگاه هاروارد نشان داده تفکر «زمانی خوشبخت می‌شوم که…» کاملا بیهوده است زیرا زندگی آرام در لحظه حال را از بین می‌برد و در عین حال خوشبختی را منوط به شرطی می‌کند که معلوم نیست تحقق یابد و یا این‌که با تحقق یافتنش چقدر به انسان کمک کند.

بررسی‌ها نشان داده حتی افزایش درآمد نیز چندان موجب خوشبختی نیست زیرا فقط ۱۰درصد عامل تعیین‌کننده خوشبختی به ثروت، سطح اجتماعی و… بستگی دارد.مشخص شده افزایش درآمد پس از حدود ۱۱ماه دیگر فرقی با قبل برای انسان نمی‌کند و این تا زمانی که درآمد ۱۱ برابر شود ثابت است.

خوشبختی

۴۰درصد آن به عادت‌های فکری، احساسات، کلمات و رفتار بستگی دارد و ۵۰ درصد مابقی نیز تا حد زیادی ژنتیکی است.در واقع ما به جای انتظار یک هدف ایده‌آل باید به بالا بردن عوامل تعیین‌کننده سطح خوشبختی در خود بپردازیم.اگر شما هم فکر می‌کنید که با رسیدن به سطح خاصی از تحصیلات، شغل و پول،

 

زیبایی و حتی سفر یا همسر به خوشبختی می‌رسید سخت در اشتباهید، زیرا با رسیدن به هریک از آنها می‌بینیم که بسیار کمتر از آنچه تصور کرده بودیم خوشبختیم و خوشحال می‌شویم و هر بار که تجربه این حس را هم داریم از هیجان آن کاسته می‌شود.دیگر به بیشتر و بهتر و ای کاش روزی… فکر نکنید

 

زیرا در این صورت امکان خوشبختی کلی را از خود گرفته‌اید و آرامش و خوشحالی خود را مشروط به هدفی کرده‌اید که شاید تاثیر چندانی در وضعیت شما نداشته باشد، زیرا مهم این است که احساس خوشبختی باید از درون بجوشد و عوامل بیرونی تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر این حس نداشته و اگر هم داشته باشند موقتی و گذراست.پس بیایید که از این به بعد واقع‌بین‌تر عمل کنیم و لحظه حال را فدای لحظه نامعلوم فردا نکنیم.

 

,

انتخاب مردان زندگی برای ازدواج موفق

یا «بعد از ازدواج تغییر کرد!» البته واقعیت این است که کسی تغییر نمی‌کند! این شما هستید که به دلیل نداشتن شناخت از زبان بدن مردان، متوجه نمی‌شوید که آنها همسرانی ایده‌آل هستند یا خیر. پس پیدا کردن شاهزاده رؤیاهایی سوار بر اسب اصلا کار سختی نیست اگر زبان بدن مردان را بلد باشید. در اين مطلب سيدعلي درباني كارشناس ارشد مشاوره خانواده، ما را با معيارهاي انتخاب مرد ايده‌آل و زبان بدن او آشنا مي‌كند.

خودتان چقدر ایده‌آل هستید؟

تا به حال شده معيارهاي مرد ايده‌آل خود را بنويسيد و ببينيد براي شما چه خصوصياتي مهم‌تر از خصوصيات ديگر است؟ مرد ايده‌آل شما كه قرار است بيايد و شما را خوشبخت‌تر كند بايد چه خصوصيات اخلاقي و تيپی داشته باشد؟تصور کردن همسر ایده‌آل باتوجه به آرزوهای‌تان نسبتا راحت است. همیشه از خودتان بپرسید:

 

«آیا من برای شخصی که به‌عنوان همسر ایده‌آلم تصور کرده‌ام، همسر ایده‌آلی هستم؟» خیلی ساده است، هر ترازویی دو کفه دارد. اگر می‌خواهید کفه طرف مقابل‌تان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می‌خواهد با یک فرد تحصیلکرده و هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیلکرده و هنر دوست باشد.

همسر ایده‌آل توجه می‌کند

بدن مردي كه به حرف‌هاي همسرش گوش می‌دهد كمي به سمت طرف مقابل متمايل است و با شیوه آينه‌اي (نحوه نشستن شبيه طرف مقابل) مي‌نشيند و هنگام صحبت ضمن نگاه كردن به چشمان طرف مقابل سرش را به نشان تاييد و فهميدن حرف‌هاي همسر آرام تكان مي‌دهد. مرد ايده‌آل مردي است كه به همسرش توجه مي‌كند و هيچ چيز از چشمان تيزبينش دور نمی‌ماند. زنان به‌دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مركز توجه شریك‌شان قرار بگیرند. بی‌توجهی حتی بیشتر از كتك و آزار و اذیت‌های فیزیكی می‌تواند زن را نسبت به مرد سرد كند. زنانی كه محبت و توجه كافی را از سمت شریك‌شان دریافت كنند، می‌توانند سخت‌ترین شرایط را هم تحمل كنند و این همان اصل مهمی‌ است كه مردان باید به آن عمل كنند.

زبان بدن مردان ایده‌آل

يكي از مشكلات عمده كه بعد از گذشت مدتي در روابط زناشويي پيش مي‌آيد قصه عادت است؛ چهره، هيكل و تيپ اگرچه خيلي اوقات براي بسياري ملاك اول و اصلي انتخاب است ولي بعد از مدتي مي‌فهميم اخلاقيات و اعتقادات است كه حرف اول را مي‌زند، پس اولين ويژگي يك مرد ايده‌آل اخلاق اوست.

يك مرد ايده‌آل همسرش را شريك زندگي مي‌داند و خود را در كنار او حس مي‌كند نه در مقابلش. وقتی شوهر از صمیم قلب همسرش را شریک زندگی‌اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. مرد عاشق، همسری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند.

 

زبان بدن او پذيرنده و آغوشش هميشه براي همسر باز است. زماني كه همسرش با او صحبت مي‌كند، به چشمان او نگاه مي‌كند. مرده ايده‌آل مردي است كه در خيابان كنار همسرش راه مي‌رود و نه جلوتر و نه عقب‌تر از او و زبان بدنش با دستاني مردانه گاه بر پشت كمر همسر و گاه دست در دست … حس امنيت را به طرف مقابل مي‌دهد با نگاهي ملايم و مهربان.

زيبا ولي فقير

وقتي حرف از مرد ايده‌آل مي‌آيد، مي‌توان از معيارهاي كلي تحصيلات، زيبايي ظاهري پوشش و تيپ، پايبندي به اعتقادات، ماديات، شغل همسر و موقعيت اجتماعي، اصالت خانوادگي، ويژگي‌هاي اخلاقي و… نام برد. انسان دانسته يا ندانسته در پي گزينش همسري است كه صفاتي همگون با او داشته باشد. افراد در تمامي سنين در ميداني فراخ تر از آنچه تصادف بتواند برآن تاثيرگذار باشد، با كساني وصلت مي‌كنند كه از نظر موقعيت زناشويي مانند خودشان باشد،

 

مردها در انتخاب خود بيشتر روي خصوصيات ظاهري تاكيد دارند به طوري كه طبق پژوهش‌ها پسران يك خانم زيبا ولي فقير را به زن ثروتمند ولي زشت ترجيح مي‌دهند و زنان در انتخاب خود بيشتر روي عناصري چون جذابيت، تسلط، صميميت و رفاقت و داشتن وضعيت اجتماعي – اقتصادي تاكيد دارند. همچنين پژوهش‌ها نشان داده زنان به‌طور فعال دوست دارند مرداني را به همسري خود انتخاب كنند كه از نظر آنها، داراي صفات ارثي خوبي باشند.

همسر ایده‌آل مشورت می‌کند

مرد ايده‌آل مردي است كه در تصميم‌گيري‌هاي خود همسرش را نيز شريك كند. بیشترین شكایت زنان درمورد مردان، روی این موضوع است كه چرا مردان در تصمیم‌گیری‌هاي‌شان نظر و دیدگاه آنها را نمی‌پرسند. مردانی كه نسبت به كارهای شریك‌شان بی‌تفاوت هستند و در كارهای مورد علاقه‌شان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط می‌شوند.

 

مرد ايده‌آل مردي است كه همسرش را بدون قيد و شرط دوست بدارد و براي دوست داشتنش دنبال علت نباشد. همه ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی‌قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی‌قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید و شرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.

خصوصیات خوب آقایان است که خانم‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد

اغلب آقایان فکر می‌کنند خانم‌ها یک مرد پولدار موفق با اتومبیل لوکس و آپارتمان مجلل می‌خواهند اما درست نیست چرا که اغلب خصوصیات خوب آقایان است که خانم‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد نه حساب‌های بانکی آنان. خانم‌ها مردی را خواهند پسندید که قادر به ایجاد یک زندگی خوب و راحت باشد. همچنین بلندپرواز باشد، نه اینکه ناگهان ارث پدری به او رسیده و از طریق آن خوشبخت و پولدار شود چرا که به قول معروف باد آورده را باد می‌برد، بنابراین خانم‌ها می‌خواهند بدانند آیا واقعا مردشان قدرت به‌دست آوردن پول و جرات چرخاندن یک زندگی را دارد یا نه.

زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند

مرد ايده‌آل با همسرش حرف مي‌زند. مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌‌ویژه بحث درمورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار، احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آنها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که همسرش را بشناسد.

 

وقتی همسر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند همسر اجازه ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی درباره احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که همسر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند. زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند و در عوض دوست دارند شریك‌شان درمورد احساسات و باورهایش با آنها صحبت كند. آ‌نها از مردان مرموز بیزار هستند.

فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطرافتان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطرافتان این نشانه‌ها را در رفتار‌هایش بروز می‌دهد.ما نه کف دستتان را می‌خوانیم و نه فالتان را می‌گیریم؛ برای اینکه بگوییم کدام مرد، مرد زندگی شماست، نه می‌توانیم جادو کنیم و نه چیزی را پیشگویی کنیم. تنها می‌توانیم با دیدن و یادآوری برخی نشانه‌ها، امکان شناسایی مرد رویاییتان را برای شما فراهم کنیم. فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطرافتان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطرافتان این نشانه‌ها را در رفتار‌هایش بروز می‌دهد.

نشانه اول؛ احترام

وقتی می‌خواهیم ببینیم که آیا یک مرد، مرد واقعی زندگی شماست، به اولین نکته‌ای که باید توجه کنیم، وجود احترام است. احترام موضوعی است که در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یک جلوه نشان می‌دهد و البته احترام یک موضوع ۲جانبه است؛ موضوعی که هم شما باید برای رعایت‌کردنش تلاش کنید و هم همسرتان باید در رفتار‌هایش آن ‌را نشان دهد. اگر می‌خواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزدتان جایی دارد، می‌توانید از نشانه‌های زیر کمک بگیرید:

_ اهل سازش است و به خاطر منافع مشترکتان کوتاه می‌آید. او گذشت‌های شما را می‌بیند و برای کم کردن فشار روی شما و ارتباطتان، گاهی از خواسته‌هایش می‌گذرد._ به احساسات و نگرانی‌های شما گوش می‌کند و بدون نصیحت کردن یا رنجیدن، برای درک کردنشان تلاش می‌کند._ می‌داند که یک آدم بی‌عیب و نقص نیستید اما شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و با دیگران مقایسه‌تان نمی‌کند.برای نظر‌های شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسی‌ای،

 

نظر شما را می‌پرسد و با تک‌روی سعی نمی‌کند حرف خودش را به کرسی بنشاند._ وقتی موفقیتی به دست می‌آورید با تمام وجود برایتان خوشحال می‌شود و سعی می‌کند زمینه را برای موفقیت‌های آینده‌تان فراهم کند._ احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمی‌دهد. پس اول ببینید که نامزدتان نشانه‌های بالا را در رفتار‌هایش نشان می‌دهد یا خیر و بعد وجود آن‌ها را در رفتارهای خودتان بررسی کنید.

نشانه دوم : اولویت‌های مشترک

همه ما ایده‌آل‌هایی در ذهنمان داریم که از بچگی، ‌وقتی صحبت ازدواج در آینده می‌آید، در ذهنمان چرخ می‌زنند. از ویژگی‌های ظاهری‌ای مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلت‌های رفتاری. مسلما هیچ دختری دوست ندارد همسر آینده‌اش بی‌پول یا بدخلق باشد اما اولویت‌گذاری آدم‌ها برای این ویژگی‌ها یکسان نیست. یکی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و یکی به خلق‌وخو؛ یکی خانواده برایش مهم است و یکی هم پول. اما برای شما کدام مهم‌تر است؟

_ برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نکنید و سعی کنید که این موضوعات مهم را از نظر خودتان دسته‌بندی کنید._ مهم نیست که از نظر بقیه فردی که انتخاب کرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است که این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیک باشد و البته اینکه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌هایتان هم عبور نکند._ اگر به یک مورد خاص فکر می‌کنید

 

و برای ازدواج فردی را بررسی می‌کنید، اول ۱۰ ویژگی مهمی که برایتان در اولویت قرار دارند را روی کاغذ بیاورید و بعد در مورد ایده‌آل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او ۷ ویژگی از این ۱۰ تا را داشته باشد، می‌تواند یک همسر مناسب برای شما باشد._ تا اینجای کار ۵۰ درصد مشکل حل شده. حالا وقت آن است که از این همسر آینده هم بخواهیم اولویت‌هایش را روی کاغذ بنویسد و ببیندکه آیا شما هم می‌توانید همسر اید‌ه آلی برایش باشید یا نه!

نشانه سوم : از خط قرمز‌ها نمی‌گذرد

در هر ارتباطی خط قرمز‌هایی هست که شکسته شدنشان همه چیز را به هم می‌ریزد و البته محدودیت‌های همه ارتباط‌ها مثل هم نیستند. وقتی هم که پای زندگی مشترک به میان بیاید، خط قرمز‌ها پیچیده‌تر و گاهی هم غیرقابل عبور‌تر می‌شوند و به همین دلیل یکی از اصلیترین نشانه‌هایی که به شما می‌گوید یک مرد، همسر ایده‌آل شماست، احترام به همین خط قرمز‌هاست. بعضی از خط قرمز‌ها در همه ارتباط‌ها مثل هم هستند و بعضی‌های دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترک شما صادق هستند. پس اگر او می‌خواهد برایتان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آن‌ها احترام بگذارد.

_ یک همسر ایده‌آل نباید تنها و تنها از مسیرهایی که خودش درست می‌داند عبور کند بلکه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی که می‌بیند انجام یک کار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب می‌زند، از انجام دادنش دست بردارد. شما هم در این مورد یک وظیفه دارید. درست است که بسیاری از این مرزبندی‌ها جزو کلیشه‌هایی هستند که همه مرد‌ها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهنتان وجود دارد، انتظار نداشته باشید که مردتان آن را حدس بزند بلکه با توضیح آن موضوع و بیان دلایلتان، اهمیت این خط قرمز را بازگو کنید و از او بخواهید که به این محدودیت احترام بگذارد.

نشانه چهارم : اجازه می‌دهد خودتان

همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی که هستیم و حتی بهتر از چیزی که در توانمان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم که دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعیمان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شکست‌هایمان را در مقابلش پنهان کنیم. دوست داریم او فکر کند، قوی‌ترین و ایده‌آل‌ترین دختر جهان هستیم و هیچ جای دنیا، فردی به مهربانی، صبوری و دانایی ما پیدا نمی‌شود ولی مدتی که بگذرد، ‌این تلاش برای بیش از حد خوب بودن و در واقع یکی دیگر بودن، برایمان خسته‌کننده می‌شود و میل ماندن در آن رابطه را از وجودمان دور می‌کند.

_ باید بدانید در یک رابطه ایده‌آل و در مقابل مردی که مرد زندگیتان است، شما هیچ نیازی به پنهان کردن خود واقعیتان نخواهید داشت. می‌دانید او شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمند‌تر و دانا‌تر از شما مقابلش ظاهر شوند، ‌باز هم شما را انتخاب می‌کند. این حس به شما اعتماد به نفس می‌دهد و نمی‌گذارد که با حسادت، ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های بی‌مورد یا احساس ناامنی، زندگی مشترکتان را خراب کنید.

نشانه پنجم : از شما دفاع می‌کند

گرچه بهترین حالت ممکن این است که ازدواج شما همه را خوشحال کند و کوچک‌ترین سردی و مشکلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش کنید که این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمی‌افتد. تفاوت‌های خانوادگی، تفاوت در انتظار‌ها و سبک زندگی و بسیاری عوامل دیگر می‌تواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشترکتان کند. انتقادهایی که گاهی از طرف خانواده و اطرافیان شما بیان شده و گاهی هم به نامزدتان گفته می‌شوند و گوش او را پر می‌کنند.

_ اگر او همسر ایده‌آل شما باشد، با شنیدن این داوری‌ها و گوشه کنایه‌ها از تصمیمش دلسرد نمی‌شود و برای راضی کردن دیگران، به فکر تغییر برنامه‌هایش نمی‌افتد.شاید شما ۲ نفر با گرفتن یک تصمیم مشترک بتوانید راه را برای این ازدواج هموار‌تر کنید اما یک مرد ایده‌آل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمی‌اندازد و با قرار دادنتان در برابر دیگران، به‌دنبال حاشیه امنی برای خودش نمی‌گردد.

نشانه ششم : حستان به شما می‌گوید…

حتی اگر او تمام نشانه‌هایی که یک همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست که او مردی است که برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فکر کنید که چه حسی درباره این مرد دارید. آیا هر زمان که او را می‌بینید احساس شوق و هیجان سراغتان می‌آید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی می‌مانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، دلتان می‌خواهد که زود همه‌چیز جفت‌وجور شود و برای همیشه در کنار او باشید؟

_ اگر پاسخ شما به این سوال‌ها منفی است اما وقتی دو‌دو‌تا چهارتا می‌کنید، می‌بینید که او ایرادی ندارد که بخواهید به خاطرش از ازدواج صرف‌نظر کنید، ‌دست نگه‌دارید! حسی که شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، حرف اول و آخر را می‌زند؛ حسی که اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یک زندگی دلگرم کند.

 

7
,

ازدواج موفق و حد و مرز آشنایی

صفری‌ مشاور خانواده در ضمیمه روزنامه ای نوشت: مدت طولانی از زمانی نمی‌گذرد که انتخاب همسر فرزندان و ازدواج به دست والدین بود و با نظارت آنان انجام می‌شد. مادر و پدر، خواهر و برادر، دایی و عمو، خاله و عمه و حتی همسایه‌ها آستین بالا می‌زدند و برای دختر و پسری که به اصطلاح دم بخت بودند و قصد ازدواج و تشکیل خانواده داشتند،

 

کسانی را برای ازدواج معرفی می‌کردند و معمولا پس از یک تماس تلفنی و پرسش چند سوال کلیدی و دادن اطلاعات اولیه راجع به سن، تحصیلات، طبقه فرهنگی، عقاید و… دختر و پسر، قرار جلسه اول خواستگاری گذاشته می‌شد.طی این جلسه، دختر و پسر برای اولین بار یکدیگر را می‌دیدند و پس از گفت‌وگو و مشورت با والدین، تصمیم به ادامه یا خاتمه رابطه می‌گرفتند؛

 

معمولا دختر و پسر برای انجام توافقات اولیه یا صحبت در مورد مسائل مهم زندگی، صدالبته تحت نظارت والدینشان و با ضوابط خاصی یکدیگر را ملاقات می‌کردند، اما چند صباحی است در جامعه کنونی ما این رسم خواستگاری از مد افتاده است و بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند پیش از مراسم خواستگاری،

 

چند جلسه‌ای با فرد مورد نظرشان معاشرت کنند و در صورت توافق همه‌جانبه به خواستگاری بروند یا خواستگار را به خانه راه دهند.عده‌ای دیگر نیز‌ خود آستین بالا می‌زنند و در محیط کار، تحصیل، محافل عمومی، مهمانی‌ها یا حتی شبکه‌های مجازی و اجتماعی به دنبال نیمه گمشده‌شان می‌گردند و…. خیلی از جوانان نسل امروز،

 

این نوع آشنایی‌ها را ملاکی برای انتخاب همسر ایده‌آل، شناخت بیشتر و آشنایی با روحیات و خلقیات و رفتار و منش فرد مقابلشان می‌پندارند، اما سوال اصلی اینجاست که آشنایی قبل از ازدواج تا چه حد می‌تواند تضمین‌کننده یک انتخاب شایسته و متعاقب آن یک زندگی مشترک موفق باشد؟

 

اصول آشنایی‌های پیش از ازدواج چیست؟ حد و مرزهای آن چیست و چگونه باید رعایت شود؟ والدین دختر و پسر در کجای ماجرای انتخاب همسر فرزندانشان قرار دارند و نقش آنها تا چه حد پررنگ است؟ آیا لازم است والدین از همان مراحل اولیه آشنایی در جریان رابطه آنها باشند یا لزومی به اطلاع آنها نیست؟ و…

آشنایی‌های بی‌ضابطه و احساسی

اگر دختر و پسر در محیط کار، دانشگاه، جمع دوستانه و… با یکدیگر آشنا شوند، سپس خود به تنهایی، بدون مشورت و اطلاع خانواده‌هایشان، ریش و قیچی به دست بگیرند و برای شناخت و آشنایی هر چه بیشتر از یکدیگر به منظور ازدواج قدم بردارند، عاقبت چه می‌شود؟!

روان‌شناسان و مشاوران ازدواج معتقدند، آشنایی دختر و پسر آن هم بدون اطلاع والدین یا بدون برگزاری مراسم خواستگاری، نه‌تنها پسندیده و صحیح نیست بلکه در اغلب موارد، مفید و موفق نبوده و عاقبتی جز شکست عاطفی نخواهد داشت. آشنایی‌های بی‌ضابطه‌ای که معمولا بدون خواستگاری یا بدون اطلاع والدین طرفین یا یکی از آنها پیش می‌رود،

 

معمولا رابطه‌ای سطحی، ظاهری، بدون تعهد و سرگرمی‌مابآنه‌ای است که هیچ گاه حتی از همان شروع آن، مساله‌ای جدی در آن مطرح نبوده و نخواهد بود. روابط حاکم در این نوع آشنایی‌ها معمولا بدون سمت و سوی منطقی و عاقلانه است و غالبا با رویاها، فانتزی‌ها و غلیان احساسات و هیجانات دختر و پسر شکل می‌گیرد و پیش می‌رود.

 

در این مدل آشنایی‌ها، اگرچه رابطه برای دختر و پسر دلنشین، شیرین و رویایی است، اما خواستن‌ها و عشق و عاشقی‌ها مبتنی بر واقعیت خارجی نبوده و معمولا کاذب است؛ در این روابط، عشقی مجازی حکمفرماست که گاهی با اهدافی نامناسب و به منظور کامروایی از جانب دختر و پسر نیز توام می‌شود. مثلا،

 

در رسانه‌ها و روزنامه‌ها کم نشنیده و ندیده‌ایم که در این نوع آشنایی‌ها، اغلب پسرها با دادن وعده ازدواج، دختران بسیاری را فریب داده‌اند و برای رسیدن به اهداف شوم خود آشنایی را طولانی‌تر کرده ولی فراتر از آن پیش نرفته‌اند و مدام با توسل به ترفندهایی از تعهد ازدواج طفره رفته‌اند،

 

اما پس از کامروایی خویش، دست از دختر شسته‌اند و قید عشق و عاشقی را برای همیشه زده‌اند!از سوی دیگر، آمار طلاق‌ نیز چهره‌ای دیگر ولی متفاوت از عاقبت این نوع آشنایی‌ها را برایمان آشکار می‌کند، چه‌بسا بسیاری از ازدواج‌هایی که با این مدل آشنایی‌ها رقم خورده اما در نهایت با طلاق به شکست منتهی می‌شود.

آشنایی‌های ضابطه‌مند و اصول‌مدار

اولین قدم برای آشنایی هدفمند و به قصد ازدواج، خواستگاری از دختر و خواستگاری رفتن برای پسر است. این نوع آشنایی‌های باضابطه و اصول مدار، زمینه شناخت اصولی، منطقی و متعهدانه را هم برای دختر و پسر و هم برای خانواده‌هایشان رقم می‌زند. پس از خواستگاری، دوران آشنایی دختر و پسر شروع می‌شود.

 

این دوران، معمولا سه یا چهار جلسه بیشتر به طول نمی‌انجامد. طی این جلسات کاملا رسمی و چارچوب‌دار، دختر و پسر و خانواده‌هایشان، تا حدودی با خانواده‌های یکدیگر و لایه‌های سطحی شخصیت همدیگر آشنایی پیدا کرده و از فیلترهای اولیه سنجش و انتخاب یکدیگر گذر می‌کنند. شناخت اولیه و سطحی حاصل این دوران، در واقع می‌تواند

 

مقدمه و پیش‌زمینه شروع یک رابطه جدی‌تری به نام نامزدی باشد، اگر چه این نوع آشنایی به منظور ازدواج شروع می‌شود، اما هرگز به این معنا نیست که الزما به نامزدی یا وعده ازدواج ختم شود چه‌بسا بسیاری از آشنایی‌های ‌جوان‌ها و خانواده‌هایشان بیش از‌ چند جلسه فراتر نرفته و در مرحله‌ای از آشنایی، به دلایلی خاص از جانب یکی از طرفین یا هر دو طرف، برای همیشه متوقف می‌شود.

نامزدی، مرحله‌ای مهم برای شناخت عمیق‌تر

زمانی که دختر و پسر جوان تحت نظارت خانواده‌هایشان و بر طبق اصولی معین، قدری با یکدیگر آشنا و در تصمیم به ازدواج شان مصمم شدند دوره نامزدی آنها شروع می‌شود. این دوران با وعده صریح و قطعی برای ازدواج شروع و با امضای قرارداد عقدنامه به پایان می‌رسد.برخی از خانواده‌ها،

 

شروع نامزدی فرزندشان را به اقوام و آشنایان اطلاع می‌دهند، اما برخی دیگر بنابر دلایلی ترجیح می‌دهند‌ این دوران تا زمانی که مراسم رسمی عقد انجام نشده، علنی نشود و صرفا فقط با اطلاع خانواده‌های دختر و پسر پیش برود. دوران نامزدی برهه‌ای حساس و در عین حال مهم برای زوج جوانی است که قصد ورود به زندگی مشترک‌ را دارند، در این دوران،

 

ارتباطات بیشتر شده و اندکی از حالت رسمی خارج می‌شود، زمینه شناسایی و شناخت بیشتر از خصوصیات یکدیگر فراهم می‌آید، دختر و پسر در مورد رابطه‌شان بیش از قبل احساس تعهد و مسئولیت می‌کنند، دوران حرف و کلام به پایان می‌رسد و زمان ورود به صحنه عمل فرا می‌رسد.ورود افراد خانواده، فامیل و دوستان هر یک از همسران به رابطه، چهره‌ای متفاوت به آشنایی می‌دهد و وظایف هر یک از زوجین را نسبت به آنها آشکار می‌کند و…

 

خلاصه کلام آن که در این دوران، دختر و پسر با نمونه‌ای کاملا فرضی و پیش افتاده اما فراتر از خواب و خیال، از واقعیت زندگی مشترک و آینده خود با فرد مورد انتخابشان روبه‌رو شده و تا زمانی مقرر زندگی مشترک را لمس و تجربه می‌کنند. در دوران نامزدی است که می‌توان درستی و نادرستی تصورات و ذهنیات خود را از یکدیگر ‌در واقعیت به تماشا نشست، آنها را محکی دوباره زد، اصلاحشان کرد

 

و در نهایت در این دوران است که می‌شود از انتخاب فرد مورد نظرمان برای زندگی کسب اطمینان کرد و با یقین او را به عنوان همسفر و شریک ادامه مسیر زندگی پذیرفت یا نپذیرفت!دوران نامزدی نباید بسیار طولانی شود، وابستگی کاذب و غیرمنطقی، گاه باعث می‌شود که یکی از طرفین به خاطر غلیان عواطف مثبت زودگذر،

 

چشم و گوش بر واقعیت‌های زندگی فرد مقابل ببندد و از هر آنچه که دیدنی و شنیدنی است با دیده اغماض و چشم پوشی بسیار گذر کند یا حتی گاه، طولانی شدن بسیار این دوران، باعث دلزدگی و یاس و پشیمانی یکی از طرفین از ادامه رابطه به طور جدی‌تر می‌شود.بهترین فرصت مناسب برای این دوران،

 

زمانی حدود چهار تا شش ماه است، در این زمان دختر و پسر جوان و خانواده‌هایشان می‌توانند بیش از پیش با هم آشنا شوند و همدیگر را مورد محک و ارزیابی قرار دهند؛ سپس در صورت تائید و اعتماد و فقدان مشکلی خاص و جدی، می‌توان ادامه رابطه را با برگزاری مراسم عقد پیش برد، اما اگر در هر زمانی از این دوران،

 

خانواده‌ها متوجه مطلبی مهم شدند و نتوانستند آن را حل و فصل کنند، بهتر است هرچه سریع‌تر‌پیش از آن که وابستگی عاطفی بین دختر و پسر عمیق‌تر شود، ختم دوران نامزدی را اعلام کنند.ولی اگر نقاط مشترک بسیار بود و قرار بر ادامه رابطه شد، هفته آینده در باره مراقبت‌های دوران نامزدی و حساسیت‌های آن با شما سخن خواهیم گفت.

زمان آشنایی قبل از ازدواج چقدر است ؟تصمیم به این عظمت باید قبل از وارد عمل شدن خیلی خوب بررسی شود. زیرا وقتی ازدواج کردید، تنها راه خروج از آن مرگ یا طلاق است.زمان متوسط آشنایی به هر رابطه بستگی دارد. می‌تواند از چند ماه باشد تا چند سال اما برای همه یکسان نیست زیرا هر رابطه با دیگری فرق دارد.

 

نمی‌ توانید یک چارچوب زمانی یک ماهه برای خود در نظر بگیرید. درواقع، حتی یک سال هم برای گرفتن چنین تصمیم مهمی که بر بقیه عمرتان و همه جوانب زندگیتان اثر دارد، کم است این به آن بستگی دارد که شما و طرف‌مقابلتان هر دو به توافق برسید و مسئولیت‌هایی که هر دو باید با آن روبه‌رو شوید را مشخص کرده باشید.ازدواج مترادف با همیشگی است. قرار است تا پایان عمر با یک نفر باشید.

متاسفانه، فرهنگ‌های مدرن معنا و مفهوم آن را تغییر داده‌اند زیرا هدف آن کم‌ارزش شده است. کسانی را می‌بینیم که ظرف چند ماه ازدواج می‌کنند و بعد از چند سال از هم جدا می‌شوند، درحالیکه قرار است ازدواج تا پایان عمر باشد.وقتی از دیدگاه واقعبینانه به ازدواج نگاه کنیم، باید مهمترین رابطه یک فرد در طول زندگی‌اش باشد. زن و شوهر باید بهترین دوستان یکدیگر باشند. یعنی تا پایان عمر عمیق‌ترین و صمیمی‌ترین لحظات را با کسی که دوستش دارید بگذرانید.ازدواج یعنی زندگیتان را به فردی دیگر بدهید. یعنی دو نفر یکی شوید.

تصمیم به این عظمت باید قبل از وارد عمل شدن خیلی خوب بررسی شود. زیرا وقتی ازدواج کردید، تنها راه خروج از آن مرگ یا طلاق است و هر دوی آنها تصمیمات بسیار سختی هستند که زخم‌های بدی بر جای می‌گذارند و این زخم‌ها به طرز وحشتناکی زندگی افراد را تغییر می‌دهند.ازدواج یعنی بدون نگاه کردن به عقب، رابطه را به بالاترین حد ممکن برسانید. به همین دلیل است که مدت زمان مناسب برای آشنایی قبل از ازدواج باید به خوبی در نظر گرفته شود.اما این زمان تنها فاکتوری نیست که باید مدنظر قرار گیرد.

 

4
,

نکاتی درباره ی آشنایی با خانواده همسر

معمولا ازدواج در دو سطح به انجام می رسد یکی در سطح خانواده و دیگری در سطح فرد. وقتی خانواده برای ازدواج فرزندی تصمیم می گیرد به مسایلی توجه دارد که فرد به آنها کمتر توجه دارد و زمانی که خود فرد برای ازدواج تصمیم می گیرد. به مسایلی دیگر توجه دارد که خانواده به آنها کمتر توجه دارد. خانواده ها به ارزش ها، اصالت، طبقه اجتماعی و مسایل منطقی ازدواج توجه دارند. اما افراد به جذابیت ها ،علاقه، عشق و موارد بین فردی توجه دارند.

 

ازدواجی موفق است که منطق و عشق با هم تداخل کند. اگر ازدواج فقط عاقلانه و منطقی باشد ازدواج مناسبی نیست و اگر یک ازدواج فقط عاشقانه و عاطفی باشد باز هم ازدواج مناسبی نیست.یک ازدواج مناسب ازدواجی است که منطق و عشق یا به عبارتی عقل و عشق با هم حضور داشته باشند یا حداقل با هم کنار آمده باشند. اگر خانواده نماد ازدواج منطقی و عاقلانه باشد و فرد نماد

 

ازدواج عاشقانه و عاطفی باشد تضارب نظر فرد و خانواده باعث می شود که یک ازدواج عاقلانه / عاشقانه روی دهد. بنابراین تصمیم خانواده در کنار تصمیم فرد اهمیت بسیار زیادی دارد. حذف هر کدام از این دو سطح تصمیم گیری زیان های زیادی را می تواند موجب شود.یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر شاخصی از رفتار آینده او در یک ارتباط صمیمانه است

رفتار با خانواده چه اهمیتی دارد؟

یکی از راه های شناسایی فرد مقابل شناخت خانواده اوست. خانواده ای که فرد در آن رشد کرده نشان می دهد که او چه تفکراتی دارد و در طول زمان چطور عمل می کند. هر کدام از ما هر قدر هم که روی رفتار خود تسلط داشته باشیم و شیوه های رفتاری خود را اصلاح کنیم باز در نهایت گرایش هایی به تربیت کودکی مان داریم و در ناخودآگاهمان الگویی از پدر و مادر گرفته ایم

 

که در مواقعی از آن تبعیت می کنیم. درست مثل افرادی که در وضعیت های معمول لهجه ندارند اما وقتی عصبانی یا غمگین می شوند، لهجه یا گویش شهر مادری شان را به کار می برند. تسلط ما بر رفتارمان هم همیشه صد در صدی نیست و گاهی ممکن است آن را از دست بدهیم و مطابق با الگوهایی که از کودکی آموخته ایم رفتار کنیم.

از سوی دیگر یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر شاخصی از رفتار آینده او در یک ارتباط صمیمانه است نوع برخورد و رفتار فرد در خانواده اطلاعات بسیار زیادی به ما می دهدتا پیش بینی کنیم که بعد از ازدواج این فرد چگونه برخورد خواهد کرد.


چرا باید خانواده ها را بشناسیم؟

مشاهده متفاوت بودن افراد با یکدیگر و آشنا شدن با افراد مختلف به ما کمک می کند تا گستره تفاوت ها را در افراد جامعه خود مشاهده کنیم. همه ما به واقع منحصر به فرد هستیم و با وجود شباهت های فراوانی که با هم داریم. تفاوت های خاص خودمان را هم داریم. آشنایی با گستره ای از افراد به ما کمک می کند که این تفاوت ها را از نزدیک ببینیم.

تعامل با افراد دیگر به ما کمک می کند تا خود را بهتر بشناسیم. مردم به شیوه های گوناگون فکر می کنند و رفتار می کنند. آگاهی بیشتر از این تفاوت ها به ما در شناخت تفاوت های خود با دیگران و نیز شباهت های خود با دیگران کمک می کند و نهایتا ما را در شناخت بهتر آنچه که هستیم و انچه که دوست داریم باشیم یاری می کند. زمانی که با افراد بسیار متفاوتی روبرو می شویم که به لحاظ پیشینه خانواده و شخصیت با ما تفاوت های زیادی دارند در باره خود بیشتر و بیشتر می آموزیم. آشنایی بستری است برای شناخت بهتر خود.

هشدارهای آشنایی

در فرایند آشنایی دو نفر و دو خانواده تلاش می کنند تا فقط جنبه های مثبت خودرا بیان کنند. مشکل اینجاست که در این فرایند افراد تصویر تحریف شده و غیر واقع بینانه ای از یکدیگر خواهند داشت. بعد از ازدواج زمانی که چهره واقعی فرد و وجوه منفی او آشکار شود همسر دچار تعارض خواهد شد که چگونه او به این میزان متفاوت فکر می کند رفتار می کند و حتی صحبت می کند.

یکی از مواردی که در زمان آشنایی از آن اجتناب می شود بیان مسایل مرتبط با آنچه که در حال رخ دادن است و مسایل مربوط به ارتباط فعلی است. ما در زمان آشنایی باید به مشکلات و مسایل همین دوره نیز بپردازیم یا حداقل در این جهت گام برداریم. احتمالا برای حفظ شور و شوق و جذابیت ارتباط از کنار این مسایل می گذاریم و آنها را سربسته رها می کنیم اما این مسایل نابود نخواهند شد و مانند آتش زیر خاکستر پنهان خواهند بود تا زمان آن فرا برسد و سر بر کشند.

رودربایستی همیشه ضروری است!

برای بیشتر افراد، ارتباط برقرار کردن با خواهرشوهر و مادرشوهر بسیار سخت است. حتی اگر مادرشوهرشان را به عنوان بهترین دوستشان بدانند. بسیاری از مادرشوهرها نگران نحوه رفتار کردن عروسشان با پسرشان هستند. ابتدا ممکن است ارتباط برقرار کردن با مادرشوهر کمی سخت باشد اما با مشخص کردن حد و حدودی بین شما و او مشکل حل می شود.

هرگز نباید مسائل مالی تان را با خانواده همسر در میان بگذارید، نباید بدگویی همسرتان را نزد خانواده اش بکنید و مهم تر از همه آنها نباید از اختلافاتی که داشته اید پیش خانواده شوهرتان حرفی بزنید. نیازی به گفتن ندارد که اختلافات شما با پدر، مادر و خواهر و برادر خودتان هم جزو اسرار مگو است که هرگز نباید پیش خانواده شوهرتان آنها را فاش کنید.

 

خانواده شوهر هر قدر هم مهربان باشند، هر قدر به آنها اعتماد داشته باشید و حتی هر قدر آشنای شما و خانواده تان باشند، باز هم شما را به چشم فرزندانشان نمی بینند. آنها دوستتان دارند اما در جایگاه دوم؛ بعد از فرزندانشان. درست در جایگاه عروسی که به تازگی وارد خانواده شان شده است. پس حرمت ها را رعایت کنید.بعضی از مسائل وجود دارد که نباید اقوام شوهر در آنها دخالت کنند. موضوع اول پول داشتن یا نداشتن است.

 

در بیشتر موارد خانواده همسر سعی می کنند که به فرزند و یا عروس و دامادشان کمک کنند اما اگر آنها این قصد را داشته باشند که روش زندگی خودشان را بر زندگی فرزندشان پیاده کنند، شما احساس می کنید ابتکار عمل ازتان گرفته شده و دیگران قصد دارند سبک زندگی شما را مطابق با میل خود تغییر دهند. دلیلی ندارد که خانواده ها از فرزندانشان به خاطر نحوه خرج کردن پولشان، یا پس انداز کردن آن یا حتی مقدار درآمد ماهیانه شان عیبجویی کنند. بهتر است برخی مسائل زندگیتان را بین خودتان خصوصی و شخصی کنید و در خانواده های همسرتان نفوذ نکند.

قانون بعدی حد روابط با فامیل شوهر این است. این که آنها هرگز نباید از رفتارهای همسرمان که برای ما ناخوشایند است آگاه شوند. هرگز.حتی اگر در اوایل دوران عقد هستید و هنوز خیلی از خصوصیات رفتاری همسرتان را کشف نکرده اید، از غافلگیر نشان دادن خود در مواجهه با رفتارهای نامناسب همسرتان خودداری کنید. در جمع نشان ندهید که از رفتار همسرتان ناراضی هستید. پدر و مادرها عیوب فرزندانشان را خوب می دانند و نیازی به یادآوری آنها نیست.

انجام دادن این کار مشکلات عدیده ای را سبب می شود. اگر همسرتان مشکلاتی دارد با دوستانتان در میان بگذارید نه با مادرشوهرتان. زیرا زمانی که مشکلتان با شوهرتان حل شد، هرآنچه که شما درمورد همسرتان با مادرشوهرتان مطرح کردید به خاطرش می ماند. بهترین راه این است که مشکلات زناشویی تان را با دوستانتان و یا غریبه ها مطرح کنید یا در دفتر خاطراتتان یادداشت کنید.

 

1
,

رازهایی درباره ی ازدواج موفق

۱) مسایل کوچک را سرسری نگیرید

شاید به نظرتان برسد برخی مسایل آنقدر کوچکند که نمی توانند باعث دعوا شوند اما کاملا برعکس گاهی نگذاشتن ظرف ها در ظرفشویی یا درآوردن کفش در مکانی نامناسب، باعث دعواهای بزرگی می شود. اگر مسایل کوچک بین زوج ها حل نشود تبدیل به یک مشکل بزرگ خواهد شد. پس اجازه ندهید مشکلات بی اهمیت صمیمیت?تان را از بین ببرد و با گذشت زمان شما را از هم دور کند. اگر بتوانید مسایل کوچک را بین خود حل کنید به راحتی از پس حل مشکلات بزرگ تر برمی آیید.

۲) ابراز علاقه کنید

برای خوشبخت بودن در یک رابطه لازم است هر روز پیام مثبت دریافت کنید. بیان جملاتی نظیر دوستت دارم، دلم برایت تنگ شده، احساس خوبی به من می دهی یا خرید یک هدیه، می تواند عشق را شعله ور کند. فراموش نکنید مردان بیش از زنان به شنیدن این مسایل نیاز دارند. زن ها برای حرف زدن و بیان احساساتشان معمولا اشخاص دیگری را در کنارشان دارند اما مردها به ندرت کسی را پیدا می کنند. در میان زوج هایی که زنان به همسرشان ابراز علاقه نمی کنند، میزان طلاق ۲ برابر است.

۳) ابراز احساسات را نادیده نگیرید

مردان با درست کردن میز شکسته آشپزخانه ممکن است علاقه خود را به همسرشان نشان دهند در صورتی که زنان با بیان کلمات این کار را می کنند. فراموش نکنید که زنان و مردان راه های متفاوتی از هم برای بیان احساسات دارند پس به شکلی که همسرتان از طریق آن ابراز احساس می کند احترام بگذارید.

۴) صحبت کنید

هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در مورد مسایلی غیر از کار، خانواده، وظایف و رابطه تان صحبت کنید. برخی افراد فکر می کنند همیشه در حال برقراری ارتباط با همسرشان هستند در حالی که در واقع در حال انجام کارهای روزمره اند. ارتباط برقرار کردن واقعی یعنی اینکه شما در رابطه با موضوعات خصوصی، اهداف و رویاهایتان با همسرتان صحبت کنید. به عنوان نمونه موضوعاتی مانند اینکه آیا شده برای چیزی حسرت بخوری؟ وقتی بچه بودی مامان را بیشتر دوست داشتی یا بابا را؟ سال گذشته بهترین کاری که انجام دادی و به آن افتخار می کنی چه بوده است؟ هرچه سوالات شما خصوصی تر باشد درجه صمیمیت شما بالاتر می رود.

۵) از روزمرگی فرار کنید

تمامی روابط ابتدا و انتهایی دارند. زوج هایی که در روزمرگی بمانند به انتهای خط می رسند و روزمرگی خوشبختی آنها را در خود دفن می کند. اگر می خواهید رابطه خوشبختی داشته باشید باید کاری کنید زوج شما احساس بی حوصلگی نکند و از روزمرگی بیرون بیاید. چه عیبی دارد هر از چند گاهی کاری انجام دهید که عادت به انجام آن نداشته اید. با هم به پارک بروید و بدمینتون بازی کنید.

۶) داستان پریان واقعیت ندارد

برخلاف آنچه عموم مردم فکر می کنند ۲ نفر به خاطر داشتن روابط جنسی و برقراری ارتباط با هم ازدواج نمی کنند. آنچه ۲ نفر را به هم نزدیک تر می کند دلسردنشدن است. دلسردی از جمله دلایل اصلی احساس بدبختی در انسان هاست. پس در مورد مشکلات زندگی با هم صحبت کنید و راه حلی بیابید تا طرف مقابل شما دلسرد نشود.

 

۷) به موقع دعوا کنید

اگر از چیزی ناراحتید موقع مناسبی برای پیش کشیدن آن پیدا کنید. در مورد آنچه می خواهید بگویید درست فکر کنید. بعد از اتمام بحث هم حتی اگر شما آغازگر بحث نبوده اید یا مقصر نیستید، عذرخواهی کنید. اگر دعوا را درست اداره نکنید به مرور رابطه بین شما و همسرتان سرد می شود.

۸) روی منفی ها تمرکز نکنید

برای انجام فعالیت های مثبت وقتی تعیین کنید و تمام تمرکزتان را روی حذف منفی ها نگذارید. اشتباه بسیاری از زوج ها این است که روی امور منفی زندگی و حذف آنها تمرکز می کنند. به جای اینکه تمام مدت به دنبال حل مشکلات زندگی باشید به لذایذ آن، دوستی ها و احساسات تان بها دهید تا ببینید مشکلات چه راحت از سر راه کنار می روند.

۹) شما متوجه می‌شوید که رابطه عاشقانه‌تان دلیل و مقصدی نهایی دارد:

شفابخشی زخم‌های دوران کودکی. پس به جای اندیشه و تفکر کامل روی آرزوها و نیازهای سطحی یاد می‌گیرید.شما می توانید با ازدواج هوشیارانه مشکلات حل‌نشده دوران کودکی را که در پس مسائل نهفته است، کشف کنید.وقتی به ازدواج هوشیارانه با دید اشعه ایکس نگاه می‌کنید، تعامل‌های روزانه شما معنای بیشتر و جنبه‌های معماآمیز رابطه زناشویی برای‌تان معنا و مفهوم دیگری پیدا می‌کند و احساس می‌کنید روی پدیده‌ها تسلط دارید.

۱۰) در ازدواج هوشیارانه تصویر واقع‌بینانه‌تری از همسر خود خلق می‌کنید!

شما در لحظه‌های اولیه ملاقات، به علت تحریکات مغز شروع به مرتبط ساختن عشق با مراقبان اولیه خود کرده، بعدها ویژگی‌های منفی خود را به همسرتان فرافکن کردید و به تدریج واقعیت ذاتی همسر خود را محو ساختید!وقتی در جهت دیگر ازدواج هوشیارانه حرکت می‌کنید، به تدریج این توهمات را رها کرده و شروع به دیدن حقیقت ذات همسر خود می‌کنید. شما همسرتان را نه به صورت نجات‌بخش، بلکه به صورت انسان زخم‌دیده دیگری که برای شفابخشی تلاش می‌کند، می‌بینید!

۱۱) نیازها و آرزوهای خود را با همسرتان در میان می‌گذارید.

در ازدواج ناهوشیارانه، شما به باور دوران کودکی می‌چسبید و همسرتان باید نیازهای شما را حدس بزند. در ازدواج هوشیارانه شما این حقیقت را می‌پذیرید که برای درک یکدیگر باید راهکارهای ارتباطی را گسترش دهید.

۱۲) در ازدواج‌ هوشیارانه،

در برخوردهای متقابل از روی فکر و تأمل عمل می‌کنید؛ اما در ازدواج ناهوشیارانه بدون فکر واکنش نشان می‌دهید!اجازه می‌دهید واکنش‌های اولیه، رفتار شما را تحت تسلط درآورد. در ازدواج هوشیارانه خود را آموزش می‌دهید تا رفتار سازنده بیشتری داشته باشید.


۱۳) یاد می‌گیرید

به نیازها و خواسته‌های همسرتان به اندازه نیازهای خود احترام بگذارید. در یک ازدواج هوشیارانه تصور شما این است که همسرتان باید همه نیازهای‌تان را درک و برآورده سازد؛ اما در ازدواج آگاهانه ایده و مرام عشق به خود را رها کرده و انرژی بیشتری را صرف نیازهای همسرتان می‌کنید.

۱۴) بخش تاریک شخصیت خود را در آغوش بگیرید.

در ازدواج هوشیارانه این حقیقت صمیمانه را می‌پذیرید که شما هم مثل همه انسان‌ها، ویژگی‌های منفی دارید. زمانی که مسؤولیت بخش تاریک طبیعت خود را پذیرفتید، دیگر در صدد برنمی‌آیید ویژگی‌های منفی خود را روی همسرتان فرافکن کنید و این محیط خالی از دشمنی ایجاد می‌کند.

۱۵) شگردهای جدیدی برای ارضای نیازها

و خواسته‌های اولیه خود به کار برید. در دوران جنگ بر سر قدرت، شما با تملق یا با نشان دادن خشم یا مقصر شمردن سعی می‌کنید وی را وادار کنید نیازهای‌تان را برآورده سازد!اما وقتی فراسوی این مرحله حرکت می‌کنید، متوجه می‌شوید که همسرتان می‌تواند منبع کمک و سوددهی باشد. در صورتی که شگردهای خودمحکومی را رها می‌سازید.

۱۶) در درون خود به دنبال قدرت و توانایی‌هایی می‌گردید

که فاقد آن هستید! یکی از دلایلی که جذب همسرتان شدید، این بود که او قوت و توانایی‌هایی داشت که شما فاقد آن بودید.بنابراین در کنار همسر بودن به شما احساس تمامیت و کمال کاذب می‌داد. در ازدواج آگاهانه متوجه می‌شوید تنها راهی که می‌توانید احساس وحدت و یگانگی کنید، این است که ویژگی‌های پنهان درونی خود را رشد دهید.

۱۷) شما مشکلات داشتن یک ازدواج خوب را قبول می‌کنید.

در ازدواج ناآگاهانه، بر این باورید که راه یک ازدواج خوب، انتخاب همسر درست و مناسب است؛ اما در ازدواج هوشیارانه قبول می‌کنید که باید همسر درستی باشید.با نگاه واقع‌بینانه‌تر به روابط عاشقانه متوجه می‌شوید یک ازدواج هوشیارانه نیاز به تعهد، نظم، انضباط، شهامت،‌شجاعت، رشد و تغییر دارد و اینکه ازدواج کار سختی است.

۱۸) بیش از گذشته از اشتیاق خود برای به کمال رسیدن،

دوست داشتنی بودن و با عالم خلقت یکی شدن آگاه می‌شوید و به عنوان بخشی از طبیعت خدادادی این توانایی را دارید که بدون قید و شرط، وحدت و یگانگی را با دنیای اطراف خود تجربه کنید. شرایط اجتماعی و محروم بودن از تربیت صحیح سبب شده این کیفیت‌ها را از دست بدهید.اجازه دهید تا نگاه دقیق‌تری به این ۱۰ مورد بیندازیم. نیاز به قبول مشکلات داشتن یک ازدواج هوشیارانه است؛ چون هر یک از ۹ عقیده دیگر فایده‌بخش نخواهد بود، مگر اینکه شما به رشد، تغییر و پیشرفت تمایل داشته باشید.

 

43
,

دانستنی هایی درباره ی کارهای ویران‌گر یا سازنده زوجین

همه رابطه ها در ابتدا بسیار خوب و دوست داشتنی هستند اما در میان همه آن خوبی ها، مسایلی هم وجود دارند که اصولا توسط زن یا مرد نادیده گرفته می شوند و زمانی به اهمیت آنها پی می برید که بسیار دیر است و کار از کار گذشته.رویدادهای مهم ملاقات های اول اصولا تعیین کننده نوع رابطه دوران متاهلی زوج ها هستند. به همین منظور ما شش مورد را انتخاب کرده ایم که در شناخت این مسایل می تواند به شما کمک کند.

۱٫ نخستین باری که اتفاق خجالت آوری در مقابل همسرتان روی می دهد

این مساله کاملا مشخص است و شاید برای هر کسی پیش آمده باشد، به طور مثال، در قرار اول چای یا قهوه روی لباستان می ریزد، در روز برفی زمین می خورید و لباستان پاره می شود و … . یک خانم ۳۰ ساله از این نوع رویداد خاطره ای دارد. او می گوید: وقتی برای اولین بار با همسرم در رستوران نشسته بودیم، هنگامی که او دستشویی رفت من خم شدن زیر میز تا آرایشم را تمدید کنم اما موهایم با شمع های روی میز سوخت و منظره زشتی برجا گذاشت. اما همسرم بسیار خوب برخورد کرد و هر دو در راه برگشت به خانه به این موضوع خندیدیم.

درس اخلاقی:

باید ببینید همسر آینده شما با چنین اشتباه هایی چگونه برخورد می کند؟ وقتی یکی از دو طرف گاف بزرگی می دهد و کاری می کند که شاید باعث خجالت طرف مقابل است، باید ببینید او چه واکنشی نشان می دهد؟ آیا شما را آرام و مطمئنتان می کند که مساله مهمی نیست و همچون داستان بالا با خنده و شوخی آن را تمام و فراموش می کند؟

۲٫ استرس های کاری بین شما به طور موقت فاصله می اندازند

اگر نامزدتان کار و کاهش استرس های کاری خود را به شما و با شما بودن ترجیح داد، چه می کنید؟ اگر متوجه شدید طرف مقابل شما معتاد کار است و از هر وقت و فرصتی برای پیشبرد کارهای خود استفاده می کند و حتی زمان با شما بودن را نیز به راحتی فدای انجام کارهای مربوط به شغلش می کند، چه می کنید؟

اگر این مساله واقعا برای شما ناراحت کننده و غیر قابل تحمل است، از همان ابتدا در این رابطه با همسر خود صحبت کنید و اجازه ندهید کار به جاهای باریک بکشد. فردی که بسیار کار می کند باید بداند از نظر روحی چه لطمه هایی به طرف مقابل خود وارد می کند.شما پیش از پیوند دایمی زناشویی باید بدانید با چه کسی طرف هستید و اولویت های او را در زندگی تشخیص دهید. اگر نامزد شما برای کارش بیشتر اهمیت قائل است و این مساله برای شما قابل تحمل نیست، بهتر است او را رها کنید. برای روح و شخصیت و خواسته های خود احترام قایل باشید.

44

۳٫ در همان روزهای نخست، حسادت ها بروز می کنند

شاید بسیاری از زنان و مردان به اطرافیان نامزد خود حسادت کنند. به طور مثال، اگز زن زیبارویی با مرد شما همکلام شود این می تواند موجب رنجش زن یا حتی عصبانیت او بشود. یا برعکس. شاید اگر همکار مرد یک زن با او صمیمی برخورد کند، نامزدش این مساله را نتواند تحمل کند. این مسایل و این حسادت ها در رابطه های کنونی بسیار زیاد شده اند. اما در صورت بروز آنها در همان ملاقات های اول، احتمالا رابطه به سمت دیگر هدایت خواهد شد.

وقتی چیزی موجب حسادت شما می شود، کنترل خود را از دست ندهید و همه چیز را خراب نکنید. طوری رفتار نکنید که طرف مقابل احساس کند حسادت می کنید و فقط او را متوجه کنید برخی از مسایل برایتان بسیار مهم هستند. برخی از موارد کاملا سوءتفاهم هستند و شما به جای حسادت های ناخوشایند و صحبت های نامربوط، می توانید بسیار واضح در مورد آنها از همسر خود سوال بپرسید و مسلما او پاسخ صریح و درستی به شما خواهد گفت. این صداقت حتی باعث مستحکم تر شدن روابط نیز می شود.

۴٫ قرار گذاشتن بدون برنامه ریزی

قرار گذاشتن نیز دستور کار خود را دارد. آیا قرار است پیک‌نیک، سینما، رستوران بروید یا فقط قرار است در پارک با هم قدم و حرف بزنید؟ یا شاید می خواهید در خانه نامزد خود فیلم تماشا و با هم غذا درست کنید تا وقتتان پر شود؟اهمیت این موضوع در این است که دو نفر که واقعا یکدیگر را دوست دارند، خیلی برایشان مهم نیست کجا بروند و چه کاری انجام دهند. همین قدر که در کنار هم هستند و وقتشان با هم سپری می شود برایشان عزیز و دوست داشتنی است.

۵٫ واکنش طرفین در مقابل شرایط ناگوار یک طرف

اگر چند وقت پس از نامزدی، یکی از دو طرف دچار مشکل سختی همچون مرگ عزیزان یا بیماری‌ای شد که به جراحی نیاز داشت، باید ببینید طرف مقابل چگونه واکنش نشان می دهد. آیا در کنار نامزدش می ماند و سختی آن دوران را با هم پست سر می گذارند؟ آیا برای خوشحال کردن نامزد خود از جان و دل تلاش می کند؟

45

رييس انجمن علمي ‌سلامت خانواده ايران تاکید کرد:«اختلاف سنی زیاد چه از طرف زن و چه از طرف مرد مشکلاتی را در روابط جنسی آنها بوجود می آورد.»دکتر محمدرضا صفري نژاد در گفتگو با خبرنگار سلامت نیوز گفت:«تفاوت سنی میان زن و شوهر بایستی در حد معقولی باشد و در صورتی که تفاوت سنی میان زن و شوهر زیاد باشد مشکلات بسیاری در زندگی زناشویی آنها بوجود می آید که از جمله مهمترین آن مشکلات روابط جنسی و ارضاء زوجین است.»

 

این استاد دانشگاه علوم‌ پزشكي ارتش ادامه داد:«اختلاف سنی زیاد چه از طرف زن و چه از طرف مرد مشکلاتی را در روابط جنسی آنها بوجود می آورد و ما اصطلاحی به اسم یائسگی زنانه و یائسگی مردانه داریم.همانطور که می دانید زنان در سن ۴۰ تا ۵۰ سالگی اکثرا دچار یائسگی می شوند و هورمون های مردانه در مردان نیز بعد از سن ۵۰ سالگی کم کم رو به کاهش می‌رود حال اگر زوجی تفاوت سنی بالایی داشته باشند

 

به عنوان مثال اگر زنی ۱۵ سال تفاوت سنی با همسر خود داشته باشد در زمانی که هنوز او جوان است و یائسه نشده است همسرش توانایی برقراری رابطه جنسی نداشته و یا نمی تواند روابط جنسی متعددی با همسر خود داشته باشد و انتظار وی را برآورده کند که عکس این موضوع هم صادق است.»وی تصریح کرد: «اگر زنی از همسر خود بزرگتر بوده و اختلاف سنی بالایی با همسر خود داشته باشد زمانی که سن وی بالاتر می رود به دلیل تغییرات فیزیولوژیکی که در بدن وی رخ می دهد در برقراری روابط جنسی با همسرش دچار مشکل می شود.»رییس انجمن علمی سلامت خانواده ایران خاطر نشان کرد:

 

«اختلاف سنی بالا میان زوجین آنها را به هنگام بچه دار شدن نیز دچار مشکل می کند به این صورت که یکی از زوجین که سن بالاتری دارد تحمل سر و صدای نوزاد خود را ندارد و یا به دلیل بالا بودن سن احتمال اینکه ممکن است هر اتفاقی برای وی افتاده و فرزند وی از نعمت داشتن پدر محروم بماند.بنابراین می توان گفت اختلاف سنی بالای میان زوجین می تواند در بسیاری از مسائل خانوادگی تاثیرگذار باشد.»دو نفری که واقعا یکدیگر را دوست دارند، در شرایط سخت کنار هم می مانند، دردهای هم را آرام می کنند و برای هم تسلی خاطر هستند و هیچ گار از شرایط پیش آمده شکایت نمی کنند.